اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:24 AM
 
عزت زقناعت است و خواري زطلب                                                             با عزت خود بساز و خواري مطلب
خداوند عزت را در بيداري شب گذاشته است اما مردم آن را در دربارشاهان مي جويند. بيداري شب يعني مراقبه باطني يعني جراحي وجود وکالبد شکافي پوسته هاي کاذب، براي مشاهده ي هسته ي دروني وجود خويش. بيداري شب يعني ، بازبيني انديشه ها و بازخواني اعمال و کردارهاي روزمره، براي ارزيابي و بازتوليد انديشه هاي جديد و جلوه هاي زيباي وجود آدمي . اگر چنين اتفاق مبارکي رخ نمايي کند ، عزت ، کرامت ، قدرت و اتکاي پايدار پديدار مي شود. در اين عزت و کرامت ، خوديابي ، خودپويي ، خود رهبري و خودکفايي که محصول بيداري شب است در قالب عزت حقيقي نمايان مي شود. در بيداري شب نور حاضر است و تاريکي غايب برعکس روز که تاريکي حاضر است و نور غايب. بيداري شب ، روشن کننده ي آن بخش تاريک و آن نيمه پنهان وجود ماست که در اثر کار و عمل زدگي روز غايب شده است. در لحظه هاي خلوت و تنهايي است که آدمي فرصت نقب زدن به ريشه هاي خويش را مي يابد. انسان دل آگاه و بيدار دل از طريق شب زنده داري زندگي متعالي خويش را از زنده بودن حيواني خويش متمايز مي کند. او نوعي فرا آگاهي و فراشناخت نسبت به جايگاه خود  و شأن و منزلت خويشتن پيدا مي کند تا بتواند ريشه هاي عزتمندي و کرامت ورزي خود را در اعماق وجود خويش آبياري کند. از همين روزبه دنبال گنج عزت درون، در ميانه ي شب مي گردد و در اثر يافتن اين گنج خودي است که از منابع بيرون و قدرت هاي عاريه اي و در بارشاهان بي نياز مي شود.
اگر اعتماد به نفس از طريق احترام به خود حاصل شود، عزت و اقتدار دروني را درپي دارد. آن کس که خود را محترم مي شمارد، بي شک ديگران را نيز با ديده احترام مي نگرد و آن کس که خود را کوچک مي پندارد براي جبران اين حقارت و ذلت به ديگران آسيب مي رساند به همين خاطر که در آموزه هاي ديني آمده است : کسي که خود را کوچک مي پندارد اميد نيکي از او نداشته باش. ( امام علي (ع) ) چرا که چنين انساني نه تنها از او خيري بر نمي خيزد، بلکه مترصد ضربه زدن به ديگران نيز هست. آن چنان که امام هادي (ع) مي فرمايند: کسي که خود را خوار و حقير شمارد از شر او در امان نباشيد. اغلب رفتارهاي کينه توزانه ، حسادت ها و رقابت هاي فرساينده ناشي از کمبود عزت نفس و احترام به خود است. ظهور نفاق ، دورويي ، نقش بازي ، رياکاري و ترويج فرهنگ تفرعن در جامعه نيز ناشي از فقدان عزت نفس است. آن کس که از درون پوک و پوچ است و با نقاب هاي کاذب مقام ، پول و املاک خود را هويت بخشيده است مجبور است، براي حفظ اين شخصيت تهي و ظاهري و قدرت و اعتبار کاذب از سلاح دفاعي نفاق و دورويي بهره گيرد. اما جامعه اي که افراد آن به عزت واقعي دست يافته اند و کرامت الهي را در جوهره ي وجود خويش نظاره مي کنند نيازي به تحريف حقايق و سرپوش گذاشتن روي خود واقعي و نقش بازي کردن در صحنه ي جامعه ندارند. بنابراين اگر خواهان ريشه کن کردن نفاق و دورويي در جامعه هستيم، قبل از هر چيز بايد حرمت و کرامت انسان ها را حفظ کنيم. شکستن حرمت انسان ها باعث مي شود که آنها براي حفظ موقعيت خويش به هر گونه اقدام  تلافي جويانه دست بزنند. اما چگونه ممکن است که بتوان رابطه ي مستقيمي بين نفاق و فقدان عزت نفس ، آن هم عزت معطوف به اقتدار دروني و نه قدرت بيروني برقرار کرد؟
براي پاسخ به اين سوال بهتر است به حديثي از امام صادق (ع) توجهي داشته باشيم که مي فرمايند: نفاق و دورويي آدمي ، به سبب احساس حقارت و ذلتي است که در خود مي بيند . وقتي کرامت نفس فزوني مي گيرد و منابع معتبر درون زا غني مي شود، به همان نسبت منابع کاذب دنيوي بي ارزش مي شود. به تعبير امام سجاد(ع) : کسي که از احترام نفس برخوردار باشد، دنيا نزد او بي ارزش است. و به قول عزيز الدين نسفي : هر چه خواهي در خود طلب کن از بيرون چه مي خواهي؟ علمي که از راه گوش به دل رسد، همچنان باشد که از چاه ديگران برکشي و در چاه بي آب خود ريزي. آن آب را بقايي نبود و آن که بقايي نبود عفن شود و بيماري هاي بد از وي متولد شود.
آري قدرت ، حرمت و مقامي که از بيرون به درون رسد اين چنين است. آن کس که قدرت و عظمت خويش را از ديگري و ديگران مي جويد، ديري نمي پايد که به ذلت و خواري دچار مي گردد. پس به جاست که منشاء ناميرندگي قدرت و عزت را از جايي بجويم که همچون چاه خود جوش و خودزا و هيچگاه پاياني برآن نباشد. در چنين شرايطي است که خود آدمي به دست مي آيد و از آن پس به تعبير شمس تبريزي : « آن گاه که خود به دست آوردي خوش مي رو!»
 

همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:09 AM
در راه ترقي فرهنگ بايد كوشید و نخستين قدم در اين راه ، ترك كهنه پرستي است
مقدمه :

در فرهنگ لغات فارسي در برابر واژه ” فرهنگ “ نوشته شده : ” راه و روش آموخته زندگي در يك اجتماع معين “ يا به عبارتي ديگر
مجموع روشها ، آداب و رسوم و ارزشهاي يك اجتماع معين كه متضمن نظام اقتصادي ، اجتماعي ، علم ، دين ، تربيت ، هنر و سرگرمي هاست هميشه از ابتداي زندگي ام در نظر داشتم كه به نوعي در ارتباط با بهبود وضعيت فرهنگي شهر و كشورمان كوشا باشم.  به مردم شيوه هاي ساده و لذت بخش به خود آمدن و به خدايي رسيدن را توضيح دهم  و با آنها از هنر زندگي كردن ، آداب و معاشرت اجتماعي  در سطحي برتر گفتگو كنم.
حال پس از بيش از 11 سال مطالعه ، تحقيق ، كسب تجربه و آموزش هاي مردمي در سطح صدا و سيما ، مطبوعات معتبر و رسمي كشور ، همچنين تدريس بصورت فوق برنامه در مراكز دانشگاهي ، صنعتي و مراكز تخصصي مشاوره ، همچنين تدريس شيوه هاي سالم انديشي در حوزه هنري ، مراكز فرهنگي سازمان رفاهي - تفريحي شهرداري اصفهان و نيز مراكز فرهنگي وابسته به اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اصفهان و برخي از استانهاي ديگر كشور عزيزمان بنا به درخواست خود مردم ، براي گسترش هر چه وسيع تر اين فرهنگ و ميل شخصي همكاري با آن اداره كل ، به ياري خالق مهربان ، اين طرح را جهت اجراء و بهره برداري ارائه مي نمايم.

 هدف از اجراي اين طرح

ارتقاء سطح فرهنگ هموطنان عزيزمان در سطحي برتر از آنچه هست ، جهت آشنا شدن با خود برترشان و بدنبال آن بهبود سطح روحيه و نشاط عمومي جامعه به نحوي كه افراد بتوانند با خود و ديگران در سايه يگانگي و هماهنگي با عشق الهي و بر اساس دستورات زيباي قرآن كريم ، ائمه ، پيامبران و قديسان ، معناي خوشبختي و رستگاري را عميقاً از درون درك كرده و به آن رفتار كنند.
اين موارد را تحت عناوين زير مي توان مطرح نمود :
1) ارتقاء سطح فرهنگ مردم ( مسئولين و مديران محترم ، اساتيد و روشنفكران جامعه همچنين والدين و فرزندان ) در جهت زندگي كردن بر اساس اصول سالم انديشي كه در قرآن كريم ، آيات و احاديث و روايات بيان شده و علوم مهندسي ذهن نيز آنان را در راستاي ارائه يك شخصيت سالم تر ، به شيوه هايي كاملاً ساده و اجرايي قابل استفاده نموده است.
2) درك دروني مردم از واقعيت شاد بودن به شيوه صحيح ، عميق و پايدار ، تا بتوانند با فرهنگ هاي كشورهاي مختلف هماهنگ شوند ، به نحوي كه بتوانند فرهنگ خود را نيز حفظ كرده و آنرا رشد دهند.
3) ياري رساندن به مردم ، بمنظور يافتن هويت و جايگاه معنوي و روحاني خود به عنوان اشرف مخلوقات و جانشين خالق رحمان در روي زمين و بدنبال آن ارتقاء سطح فكر مردم جهت بزرگ انديشي ، آنچنانكه باعث پيشرفت خودشان و ديگران مطابق دستورات الهي شوند.
4) آشنا كردن مردم با خصوصيات منحصر به فردشان كه سبب ايجاد تكامل فردي و رشد و پيشرفت كشور عزيزمان مي شود.
5) ايجاد ارتباطات سالم ، آنچنانكه محبت واقعي خواهر و برادر بودن را در جامعه احساس كنيم.
6) ايجاد جامعه اي سالم انديش ، كه در آن مردمش با سطح شخصيتي بالاتر ( مطابق با خصوصيات 34 گانه افراد با شخصيت سالمتر ) ، زندگي مطلوبي را براي خودشان و ديگران بوجود مي آورند.

ضرورت اجراي اين طرح در جامعه


 پس از پشت سر گذاشتن جنگ تحميلي در كشور عزيزمان ايران و تحمل فشارهاي رواني كه در پي آن بر مردم وارد شده ، بخصوص بر عزيزاني كه از والدين و فرزندان خود در اين راه زندگي شان را هديه كرده اند و با توجه به بحران هاي اقتصادي و تداخل فرهنگ هاي مختلف با همديگر ، كه بصورت مشهود و واضح ديده مي شود و مشاهده نمودن مواردي از قبيل :
- بر هم ريخته شدن نوع ارتباطات مردم با همديگر و ايجاد تنش در زمانهايي مثل جشن ها ، مسابقات و ديگر بهانه هاي شاد بودن و مشاهده كردن درگيري هاي بين مردم و نيروي انتظامي ( اگرچه هردو گروه انسان اند و مي توانند با منطق با همديگر به تفاهم برسند)
- سو ء مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي در اقشار مختلف مردم از جمله دانشجويان و حتي محصلين مدارس راهنمايي و دبيرستانها و ...
- فرار از منزل و انواع انحرافات اخلاقي
- بالا رفتن ميزان بيماري هاي رواني و خودكشي ها
- از خود بيگانگي مردم و پايين آمدن ميزان خودباوري و عزت نفس شان كه بدنبال آن بمنظور شاد بودنشان درصدد استهزاء و تمسخر هم نوعان خود بر مي آيند و با حس برتري طلبي كاذب و جلب توجه ديگران ، باعث ايجاد اشكال براي خودشان و سايرين مي شوند
- بالا رفتن ميزان سو ء تفاهم ها و عدم درك متقابل بين فرزندان و والدين و حتي بين زن و شوهرها
- كم شدن انگيزه بين جوانان براي ازدواج دائم ، همچنين كار كردن و مفيد بودن براي خود و ديگران
- كسب درآمد از طريق شيوه هاي نادرست و  اقدام به انواع روشهاي كلاهبرداري
- عدم خودباوري مردم و پذيرش الگوهاي مخرب خارجي بجاي پذيرش الگوهاي سالم داخلي
به نظر مي رسد ، لازمست كه هر چه سريعتر و با شكلي جدي تر از قبل ، با ارتقاء سطح فرهنگ مردم در جهت شاد بودن و زيستن به شيوه هايي سالم تر ، مطابق با روشهايي سازمان يافته كه نتيجه مثبتش به اثبات رسيده ، اقدام نماييم و با پيشگيري به موقع ، جلو رشد عوامل مضر جامعه را بگيريم.
 
شيوه هاي گسترش فرهنگ سالم انديشي

1) برگزاري مسابقات از كتابهاي بسيار مثبت و كاربردي متناسب با نيازهاي روز جامعه :
- سؤالات مورد نظر ، بصورت بسيار ساده مطرح مي شود . افرادي كه به اين سؤالها جواب مي گويند ، بصورت ناخودآگاه معنا و مفهوم زيستن در سطح فرهنگي بالاتر را بخوبي درك مي كنند و تأثير قابل توجهي بر شخصيتشان گذاشته مي شود .
2) فيلم كوتاه مدتي كه بيانگر اين شخصيت باشد :
- مخاطبين با ديدن اين فيلم ، بصورت ناخودآگاه درك مي كنند كه مي توان به شيوه اي با سطح فرهنگي برتر زندگي كرد و با توجه به اثرات مشهود آن در زندگي دروني و بيروني اعضاء فيلم ، تصميم مي گيرند كه از اين به بعد همينگونه زندگي كنند.
3) تئاتر كوتاه مدتي كه خصوصيات اين شخصيت را نشان دهد :
- مردم با ديدن اين تئاتر بصورت زنده احساس مي كنند كه در يك سطح فرهنگي برتر چگونه مي توان شاد بود ، شادي كه از درون ناشي مي شود.
4) تهيه گزارش از مردم بين شهر در ارتباط با سطح فرهنگ مردم در برابر با مقياس صحيح سالم انديشي :
- در اينجا جداي از اينكه يك ارزيابي كلي مي توانيم از فرهنگ عمومي مردم عزيزمان داشته باشيم ، مي توانيم كه با تهيه گزارش مردمي بذرهاي سالم انديشي را در ذهن آنان جاي دهيم و آنان را در مسير سالم انديشي تشويق نماييم.
5) تهيه بهترين عكس ها كه بتواند خصوصيات 34 گانه افراد سالم انديش را نشان دهد :
- اين عكس ها بخوبي مفاهيم سالم انديشي را در ذهن آنان جا مي اندازد به نحوي كه بينندگان پس از خروج از نمايشگاه ، بدنبال ادامه اين صحنه هاي مثبت در جامعه مي گردند ، سپس هر كدام از آنها بصورت ناخودآگاه درصدد بهبود وضعيت جامعه بر مي آيند و با ديدن اين صحنه ها در اطرافشان ، دائماً نيرويي در درونشان آنها را بسمت زيستن مطابق با شخصيتي سالم تر راهنمايي مي كند.
6) تهيه بهترين آثار هنري از جمله نقاشي ، كاريكاتور ، شعر و مواردي ديگر از اين قبيل :
- در اين شيوه ، استعدادها و قدرت هنري افراد را نه بسوي غم و اندوه ، بلكه بسوي زيستن با شرايط فرهنگي برتر هدايت مي كنيم. چون اين آثار هنري از دل برآمده ، بر دل مي نشيند و بر مردم عزيزمان اثر مي گذارد.
7) گردآوري بهترين آثار ادبي موجود كه بتواند اين شخصيت را نشان دهد :
- اخيراً شاهد اين فاجعه بزرگ هستيم كه موسيقي اصيل ايراني با حضور اشخاص با شخصيت و پيشكسوت ، مختصر استقبال كنندگاني دارد ، در حاليكه شيوه هاي پاپ ، راك و امثال آنها ، با چه استقبال عظيمي روبرو مي شود.
بدون شك اين وضعيت سبب نابودي و ميرايي گروههاي موسيقي اصيل مي گردد.
اين قسمت از طرح سالم انديشي مي تواند به راحتي با استفاده از ابيات زيباي روحيه بخش موجود در ادبيات مان ، سبب ايجاد تمايل بيش از پيش مردم مان براي مراجعت به موسيقي اصيل ايراني گردد.
بديهي است چنانچه بجاي كلام غم و اندوه و تنهايي بتوانيم از واژه هاي مملو از انرژي و شادابي در كنسرتهايمان استفاده كنيم اين فرهنگ بصورت مؤثري با استقبال مردم در هر دو سبك روبرو شده و شاهد پيشرفت هر دو شيوه خواهيم بود.
8) تهيه بهترين فرهنگ نامه از لغات مثبت :
كلماتي كه در بين مردم و در برخي از رسانه هاي گروهي يافت مي شود ، عموماً داراي محتوي و بار منفي است و بيشتر اشتباهات مردم را بزرگ مي كنند تا اعمال مثبت آنها را.
مي بينيم كه چگونه مخاطبين اين رسانه ها نيز با جذب اين كلمات ، به سمت و سوي تخريب شخصيت همديگر و بدبيني و تنگ نظري پيش مي روند ، لذا با تصحيح فرهنگ لغات در بين مردم و بخصوص در برخي از رسانه ها مي توانيم اين مسئله را بخوبي حل كنيم.
9) جمع آوري آيات ، احاديث و روايات مرتبط با سالم انديشي :
عموم مردم را مي بينيم كه به سمت و سوي الگوهاي خارجي پيش مي روند.
در اين شيوه بجاي آنكه آنان را مورد سرزنش و نكوهش قرار دهيم ، مي توانيم به راحتي با متجلي ساختن ابعاد شخصيتي ائمه و پيامبران مان از موضع قدرت و توانايي هاي عظيم شان ، آنها را از بي هويتي فرهنگي دور ساخته و بجاي آنكه مظلوم بودن را به آنها ياد دهيم ، به آنان از قدرت عشق ، معرفت و اقتدار ائمه بگوييم كه شهادت آنان نه از سر ضعف و مظلوميت بلكه از سر قدرت و نهايت عشق خالصانه آنان بوده است. ( طي 10 سال آموزش و تحقيقاتم تجربه كرده ام كه وقتي الگوي مثبت دين اسلام بخوبي در اذهان جا بيافتد ، الگويي كه نشاندهنده حمايت ، لطف ، عشق و شادي است مردم خود ديگر به سراغ راههاي نادرست نمي روند )
10) تهيه بهترين خبرنامه و مجله كه مطالبش حول محور خصوصيات افراد سالم انديش باشد :
برخي مطبوعات ما داراي بار منفي ، تخريب شخصيت و ترويج افكار مربوط به جنگ و ناهماهنگي است كه صد البته پخش اين مطبوعات سبب گسترش اين آلودگي هاي پنهاني در ناخودآگاه مردم مي شود و نتايج آن نه تنها پيشگيري كننده از معضلات بعدي جامعه نيست بلكه نابساماني ها و عدم هماهنگي هاي اعضاء اجتماع ما را بيشتر مي كند. در همين راستا ما مي توانيم با تهيه مجله يا هفته نامه اي خاص ، فرهنگ سالم انديشي يعني زيستن در دامان صلح ، دوستي و هماهنگي بين مردم جهان را رواج دهيم.
11) تهيه بهترين كارتون ها و انيميشن ها در اين رابطه :
در برخي از خانواده ها ، كودكان و فرزندان در بحران هاي مربوط به فشارهاي مالي و رواني مردم ، جزو از ياد رفتگانند و والدين آنان مي گويند كه اگر بتوانند نيازهاي مادي آنان را برآورده سازند شاهكار كرده اند ، چه رسد به اينكه بخواهند به فرزندانشان آرامش و شادي دهند.
با توجه به وجود اين مسئله ، تهيه فيلم ها و كارتونهاي اخير ( با بزرگنمايي صحنه هاي مخرب ) ، سبب تشديد جهت دهي نسل جديد جامعه بسوي اجتماعي ناسالم مي شود.
ترويج فرهنگ سالم انديشي در قالب كارتون و انيميشن ، اثر آموزشي غير مستقيم و مؤثري بر روي فرزندان دارد به نحوي كه سبب مي شود آنان در پايان ديدن برنامه واكنش سالم تر و شايسته تري نسبت به قبل از خود بروز دهند.
12) برگزاري دوره هاي آموزشي :
دستورات حمايتگرانه دين اسلام ، راهنماي زيباي مردم است وليكن مردم اين دستورات زيبا را به شيوه اي لازمست ببينند ، بشنوند ، حس كنند و استدلال كنند كه كودك درون آنان را نوازش دهد نه آنكه نكوهشگرانه و سرزنشگرانه باشد ، آنگاه است كه مي توانيم شاهد رشد و تكامل سطح فكر و فرهنگ مردم باشيم.
بمنظور ترويج انديشه هاي اسلامي ، خود شناسي ، خداشناسي و دستيابي به سطوح برتري از شخصيت اجتماعي مي توانيم طي دوره هايي براي افرادي كه تمايل دارند اين مفاهيم را در زندگي شان بطور عملي اجرا كنند ، ( بوسيله تكنيكهاي علمي - عملي و سازمان يافته ) مدل زندگي يك فرد با شخصيت سالمتر را روشن و عملي كنيم. ( اين افراد بعداً مي توانند بعنوان نمايندگان مردم سالم انديش در قالب گروهي از داوران جشن سالم انديشي بكار گرفته شوند ) ليست دوره هاي آموزشي پيشنهادي به پيوست اين طرح مي باشد.
لازم به ذكر اينكه آنچه مردم را به سوي كلاسهايي با نام هاي تكنولوژي فكر ، مديريت ذهن ، تكنولوژي موفقيت و امثال آنها جذب مي كند ، شاد بودن ، اجرايي و عملي بودن آنهاست.
اين دسته از كلاسها بخاطر خصوصيات مذكور و دور بودن از تضادهاي موجود در علوم تئوري ، باعث جذب مردم به سوي خود مي شوند.
لازمست كه كليه مدرسين اين دوره ها تحت شرايطي سازمان بگيرند و با توجه به رضايت خاطر مردم از آنها و بررسي هاي بعمل آمده علمي از كلاسهاي آنان ، همانند يك صنف ، تحت مقرراتي خاص كنترل شوند تا در بين اين افراد گروهي سوء استفاده گر بخاطر منافع مالي شان مردم را فريب ندهند و اين علوم كاربردي بسيار مفيد را به سرنوشت كلاسهاي تندخواني دچار نكنند. اين سازماندهي امري مفيد در راستاي برنامه هاي فرهنگي هر مؤسسه مي باشد ، بشرط آنكه مسائل اقتصادي آن سبب زايل كردن اصول علمي كلاسها نگردد و وعده هاي بيهوده به مردم داده نشود.

13) برگزاري مسابقه اي مبني بر شكوفا سازي استعدادها در جهت آزاد سازي كلام كودك درون :

در اين مسابقه سبب مي شويم كه مردم خوبمان ياد بگيرند كه چگونه به محدوديتهاي والد حمايتگر درونشان ، بالغانه فكر كنند تا در پي آن بتوانند نيازهاي كودك درونشان را آزادانه برآورده سازند ، آزادي كه بموجب آن سبب شادي خودشان و بقيه شوند ، در حاليكه به حقوق كسي صدمه اي نرسانند.

اين شيوه ها مي تواند مواردي از قبيل شيوه هاي ساختن جوك هاي سالم ، صنايع دستي نوازش دهنده روح و ديگر موارد شاد كننده باشد.

14) تهيه بهترين نرم افزارهاي آموزشي - داستاني - مستند و علمي براي كامپيوتر :

كه مي تواند در منازل مؤثر واقع شود و آموزشي هاي خانوادگي سالم انديشي را بوجود آورد
15) نوشين زيباترين داستانهاي سالم انديشي توسط داستان نويسان :
كه مي تواند در قالب قصه هايي زيبا اين مفاهيم را ترويج دهد
16) گردآوري بهترين خطاطي هاي مكتوب و طراحي هاي صحنه بر همين اصول :
كه در ناخودآگاه افراد بجاي غم و غصه و ضعف انساني ، قدرتهاي عظيم انساني جا افتد.
17) طراحي بهترين تقويم و كتابهاي همراه :
كه همواره پايه هاي فكري و تصميم گيري اذهان عمومي را در هر روز بر اين راستا هدايت نمايد.

 مراحل اجرا شده اين طرح تاكنون

تمامي مراحلي كه در بالا ذكر شد از سال 1370 تاکنون با پشتكار و پيگيري اينجانب در حال اجراست و نتايج عالي آن ، من را بر آن كرده كه بتوانم اين اثرات مثبت را در قالب طرحي بزرگ در سطح كشور ارائه نمايم تا ديگر مردم خوب كشورمان نيز از آن بهره مند گردند.

 خصوصيات و اعتبار كارهاي انجام شده تاكنون

اين موارد كاملاً بصورت علمي ، منسجم و سازمان يافته بوده و بر اساس تحقيقات بعمل آمده از طرف كارشناسان محترم مشاوره و علوم تربيتي دانشگاه ، منتخب ارائه بهترين كيفيت آموزشي در جهت رشد عزت نفس افراد شده است. ( كه به پيوست موجود مي باشد)
اين سيستم آموزشي منسجم و سازمان يافته ، مردم را با ” خود واقعي شان “  آشنا مي كند و براي رسيدن به ” خود آرماني شان “ به آنها راه حل هايي بالغانه نشان مي دهد ، كه بر اساس آنها مي توانند با استقلال رواني خود مديريت زندگي و روحيه شان را به عهده گيرند.
آنان هر روز به مدت 20 دقيقه (براساس توصيه سازمان بهداشت جهاني (WHO) ) با دنياي دروني خودشان فرو مي روند .
  هر هفته با بكارگيري اين شيوه ها در زندگي شان به يك درجه بالاتر پيشرفت مي كنند و رضايت خاطر برتري را احساس مي كنند و با حضور در جلسه اي در هفته آينده اشكالات شان را رفع كرده براي گام هاي برتر معنوي آماده مي شوند.
مخاطبين اين سيستم آموزشي تا كنون از افراد 8 تا 79 ساله بوده اند. از افراد تحصيل كرده همانند مديران ارشد و مديران اجرايي مراكز صنعتي و دولتي ، پزشكان و مهندسين ، اساتيد محترم دانشگاهها ، شهرداران شهر گرفته تا مردم عادي حتي در سطوح تحصيلي ابتدايي هركدام در سطح كلاسي مربوط به خودشان حضور داشته اند.
همچنين اين طرح و متن هاي مرتبط با آن ، در مطبوعات معتبر و علمي كشور از قبيل مجلات ، روزنامه ها و هفته نامه ها به چاپ رسيده است همچنين در صدا و سيماي استان اصفهان نيز براي مردم خوب كشورمان اجرا شده است.

 زمان بندي طرح

مرحله 1) آگاه سازي مردم از مشاركت در طرح به شيوه هاي زير :
الف) صدا و سيما               ب) تابلوهاي تبليغاتي                  ج) پلاكارد در سطح شهر                   د) پوستر
ه) پايگاه هاي اطلاع رساني موجود در مكانهايي تفريحي از جمله مكانهاي كوه گشت ، پارك ها و ميادين و چهارراه ها
و) مطبوعات شامل مجلات ، هفته نامه ها و روزنامه ها
مرحله 2) ارتباط متقابل و حضوري با مردم :
كه بصورت همايش هاي شاد در يك مكان تعريف شده انجام مي گيرد .با طي شدن دو مرحله فوق ، نيازهاي مردم علاقه مند معين شده و مشاركت آنان بطور واقعي عملي مي شود .
مرحله 3) برگزاري جشن سالم انديشي :
در اين جشن يك نمايشگاه از كليه دستاوردهاي افراد سالم انديش قبلي مهيا مي گردد.
مردم سالم انديش شركت كننده در مراحل قبلي‌ ، پس از دريافت مجوز تأييد شده از اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي ، با به اجرا درآوردن تئاترها ، پخش فيلم ها و ديگر موارد ذكر شده در 17 مورد مذكور در قالب جشن زيبايي مردم را با يك شهر سالم انديش آشنا مي كنند و آنانكه تاكنون در اين مبحث شركت نكرده اند را به ساختن چنين دنيايي ، ترغيب و تشويق مي نمايند و رشد سالم انديش را سبب مي شوند.
بدنبال اين برنامه ، با تهيه كتابي به ياد ماندني از گزارش عملكرد زيباي اين مدت ، در پي آن برمي آييم تا با ياري خالق قدرتمند و مهربان براي داشتن كشوري سالم انديش و دنيايي برتر ، اقدامات زيبايمان را براي كشورهاي ديگر تداوم بخشيم و در گام هاي بعدي موفق تر از قبل عمل كنيم.
مرحله 4) تعيين امتياز براي افراد شركت كننده در طرح توسط سه گروه زير انجام مي گيرد :
الف) كارشناسان متخصص علم اخلاق از جمله كارشناسان محترم اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي - روحانيون محترم ، اساتيد محترم روانشناسي ، روانپزشكي ، علوم تربيتي و مشاوره ، مددكاران اجتماعي از تيم اجرايي و علمي
ب) افرادي كه در اين مدت با تمامي خصوصيات افراد سالم انديش آشنا شده اند و خود اين خصوصيات را جزو باورها و رفتارشان قرار داده اند.
ج) كارشناسان با سابقه سالم انديشي ( كه زحمت راه اندازي اين سيستم را در سالهاي قبل عهده دار بوده اند)
 بررسي امكانات و بودجه بندي
پيشنهاد مي شود كه سرمايه گذاري اين طرح بصورت يك كار مشترك بين ارگانهاي دولتي و مردم انجام گيرد :
الف) سرمايه گذاري مردمي: به نحوي كه افراد سرمايه گذاري كننده ، خود به نحوي از نظر معنوي و مادي بهره مند شوند
روشهاي تجربه شده اي كه تاكنون موفق بوده اند عبارتند از :
1) افراد يا شركتهاي پردرآمدي كه هم نظر خير رساني به مردم دارند و هم اينكار تبليغي براي آنان مي شود
2) به حركت در آوردن مبلغي تعريف شده در بين مردم بصورت هبه و هديه كه داراي مزاياي زير است :
الف) موسسه بر پايه اساسنامه اش (كه مي تواند پذيرش هدايا داشته باشد) ، مي تواند توايي خير رساني بيشتري به مردم داشته باشد
 ب) مردم نيز با به گردش درآوردن مبلغي در بين خودشان علاوه بر استفاده از خدمات فرهنگي به شكلي راحت تر و ارزان تر مي توانند انگيزه  اي براي ترويج فرهنگ سالم انديش داشته باشند.
طي ساليان قبل تجربه شده ، چنانچه تعادل در سودرساني معنوي ومادي به همديگر نباشد و كار براي افراد توجيه اقتصادي نداشته باشد پروژه به موفقيت مطلوب نخواهد رسيد.
ب) سرمايه گذاران ارگانهاي دولتي: در بعضي از برنامه هايي كه از طرف ارگانهاي دولتي برگزار مي شود مبالغ كلان سرمايه گذاري را مي بينيم كه بعضي از آنها ، صرف هزينه اش بالا وليكن نتيجه اش ضعيف است و اكثراً جهت درمان انجام مي گيرد ( آنهم بصورت بيشتر شكلي و نه واقعاً مؤثر )
به لطف ياري خالق رحمان اعتقاد به جمله ” پيشگيري بهتر از درمان است“  اخيراً از حالت شعار خارج شده و بصورت يك اعتقاد و باور درآمده است.
با اين اميد كه بجاي صرف هزينه هاي كلان بصورت افراطي در حوزه درمان (كه آنهم معمولاً جواب دهنده در حد رضايت نيست) ، مسئولين ما توجهي جدي به ايجاد تعادل و اولويت بندي در اختصاص دادن بودجه هاي مملكتي در دو حوزه پيشگيري و درمان نمايند.
 
گام اول در اين راه

برگزاري جلساتي رسمي با حضور كارشناسان و مسئولين اجرايي دلسوز ، بمنظور اقدام در سطح كشور و سپس ترويج آن به كل دنيا.
ما اعتقاد داريم اصفهان هم مي تواند پروژه هاي خلاقش را به تهران و كل كشور تقديم كند .
تركيب ستاد برنامه ريزي
لازم است كه براي اين كار بزرگ و بسيار ارزشمند ، افرادي با خصوصيات زير انتخاب شوند :
الف) بزرگ انديش باشند:
تا بتوانند خلاقانه به استقبال طرح هاي نو و بكر بروند و از آنها استقبال كنند.
ب) جرأت لازم براي انجام كارهاي بزرگ و اجتماعي را داشته باشند :
بنحوي كه بتوانند به انديشه هاي مختلف احترام بگذارند و پس از بررسي كارشناسانه ، آنها را بپذيرند و اجازه دهند كه به همراه خودشان ديگران نيز اعلام نظر كنند.
ج) انگيزه و انرژي لازم را براي اين كار ارزنده داشته باشند :
زيرا كه معمولاً در ايران ، كارها با انرژي بسيار شروع مي شود و در اواسط كار ، بي نظمي ها و بي تفاوتي ها خودشان را نشان مي دهند و در آخر هم نتيجه مطلوب با نتيجه دلخواه بسيار فاصله دارند.
د) ميزان باور و اعتقادشان به كاري كه مي خواهند انجام دهند بالا باشد :
وگرنه مردم از افكار و اذهان افرادي كه خود بر حرف خود باور و اطمينان ندارند ، پيروي نمي كنند.
اين افراد را مي توان از اقشار محترم با فرهنگ و تحصيل كرده از ارگانهاي مرتبط با موضوع انتخاب كرد.
افرادي از سازمانهاي مرتبط ، با توجه به اينكه مدرك گراي تئوري پسند نباشند ، بلكه بزرگ انديشاني مورد نظر قرار گيرند كه پيرو اقدامات اجرايي مي باشند و خود نيز در اين راه ، با حضوري مملو از شوق و اشتياق ( نه براي رفع تكليف ) حضور داشته باشند.
 
مسئولين تيم اجرايي

بنا به سوابق اجرایی قابل انتخاب اند.
تيم علمي
1) اعضاء هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان
2) اعضاء هيئت علمي دانشگاه  اصفهان
3)  اعضاء هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان
4)  اعضاء هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد خميني شهر

 فرم ارزشيابي

بمنظور بررسي كيفي عملكرد ، خصوصيات رفتاري افراد سالم انديش كه به پيوست مي باشد ، ملاك عمل ماست و اينكه هر كدام از شركت كنندگان در گروه خود تا چه حدي توانسته اند اين 34 مورد و مطالب موجود در مرجع ها را در درون خودشان ايجاد و به ديگران منتقل كنند.
شيوه هاي انتقال مطلب بصورت ديداري ، شنيداري ، حسي و استدلالي ( مقايسه اي و بررسي ميزان شدت و ضعف اثربخشي ) مي باشد ، بنحوي كه آن شيوه آموزشي بر دل بينندگان بنشيند و مطالب را به خوبي رسانده باشد ، به نحوي كه بينندگان آن مطلب را خوب گرفته باشند و احساس خوبي پيدا كنند.

شيوه اجراي برنامه


اين برنامه به دو صورت مي تواند برگزار گردد :
1) بنحوي باشد كه آن اداره كل خود متولي اجرايش شود و بقيه اعضاء تحت نظارت آن قرار گيرند.
2) يا اينكه بصورت خصوصي توسط مؤسسه فرهنگي - هنري  سالم انديشان خلاق اقدام گردد و اين واحد خصوصي با مجوز رسمي از طرف آن اداره ، با حمايت ها و هماهنگي هاي لازم آن اداره ، كارش را دنبال كند.
با نايت سپاس و تشكر از زحمات شما عزيزان آن اداره كل كه گام هاي بزرگ و ارزشمندي را در جهت ارتقاء سطح فرهنگ مردم خوب كشورمان بر مي داريد.

همواره در حمايت خالق رحمان سربلند و شاداب و پيروز باشيد


همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها

 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:06 AM

با نگاهی گذرا به جهان پیرامون، انحصار و سلطه رسانه های بیگانه را در جهان معاصر به روشنی شاهدیم . در مجموع شش تا از بزرگ ترین فرستنده های رادیو، تلویزیون دنیا، (سی بی اس (C.B.S) ، ان بی سی (N.B.C) ، ای بی سی (E.B.C) ، سی ان ان (C.N.N) ، بی بی سی (B.B.C) و سی بی اس (C.B.S) هستند که بیش از 300 میلیون نفر را زیر پوشش دارند . (1) و لذا بیش از هشتاد و پنج درصد از مکالمات تلفن بین المللی به زبان انگلیسی است و سه چهارم نامه های پستی، تلکس ها، فاکس ها و تلگرام ها نیز به زبان انگلیسی است . (2) بیش از 80 درصد کل اطلاعاتی که در بیش از 100 میلیون رایانه سراسر جهان ذخیره شده به زبان انگلیسی است . (3)

پیامد طبیعی انحصار و سلطه رسانه ای، ورود زبان انگلیسی به مثابه یک کالای وارداتی در فرهنگ دینی، ملی به عنوان یک عنصر اصلی در کنار زبان مادری در دراز مدت است که بدین وسیله، این زبان و سایر مقولات فرهنگی آن وارد فرهنگ ما شده و در نهایت، موجب گسست فرهنگی می شود . این امر با اندک تامل روشن می شود .

بنابراین، اگر ما به موقع جوانان و نوجوانان خود را در مقابل امواج توفنده فرهنگ بیگانه تقویت نکنیم و بنیان های فرهنگی خویش را غنی نبخشیم و اقدام به جذب جنبه های مثبت فرهنگ بیگانه و طرد جنبه های منفی آن نکنیم . به زودی شاهد از بین رفتن لایه های غنی فرهنگ ملی و دینی خویش بوده و با بحران، گسست و انفعال فرهنگی مواجه خواهیم شد و سرانجام آن چیزی جز خودباختگی فرهنگی نخواهد بود . این قلم، نگاهی گذرا به برخی پیامدهای رسانه ها دارد .

اشاعه فرهنگ بیگانه، رسالت رسانه های بیگانه

هرگاه از روی تامل و دقت به شهرهای ایران اسلامی سرکشی کنیم و به نوجوانان و جوانان این مرز و بوم نیک بنگریم، دو چیز بیش از همه جلب توجه می کند: فرم لباس، شکل آرایش ظاهری; مدتی لباس های گشاد به تن می شود و پس از اندک زمانی لباس های تنگ . گاهی نیز روی لباس جوانان و نوجوانان برچسب تصویری از آواز خوانان، ستارگان سینما، قهرمانان ورزشی ازکشورهای غربی حک می شود .

موهای سر نیز در رنگ های مختلف با اشکال اره ای، تیشه ای، پرخروسی، میان خالی و . . . و نیز چیدن ابرو و تلون گونه ها با سرخی، سفیدی، چهره جوانان این مرز و بوم را نشان می دهد . به گونه ای که گویا این صنف سالیان متمادی در غرب زندگی نموده و هم اکنون هر روز در رفت و آمد با آنجا هستند . اما بر عکس، این فرم و شکل بر تن و سر و صورت کسانی فرو ریخته و هر دم در حال جایگزینی اند که در طول زندگی فقط نام کشور غربی را در کتاب ها خوانده اند یا در رسانه ها دیده اند . متاسفانه به همان اندازه که در تغییر و تقلید لباس و شکل ظاهری گوی سبقت از دایه های اصلی ربوده اند، در تولید فکر، اندیشه و دانش نیز مدال کندی، بطالت، کسالت و پس مانی را به سیرت و صورت آویخته اند و این در سایه اشاعه فرهنگ بیگانه در کشور و وضعیت انفعالی فرهنگ ملی در مقابل آن است، به هر حال، این همه مرهون تلاش رسانه های بیگانه است .

کارکرد متناقض

رسانه های جمعی معمولا دارای کارکردهایی متناقض; یعنی هم خروش، پویایی و سرزندگی را تقویت می کنند و هم رخوت، تنبلی، کسالت، انفعال و سرکوفتگی را . از یک سو، احساس های عاطفی، محبت، صداقت و خوش بینی را برمی انگیزند و از سوی دیگر، احساس زشتی، دشمنی، بی اعتمادی، دروغ و خشونت را زنده می کنند . از یک سو، واقعیت را وارونه، کدر و تاریک می نمایانند و شخصیت های کاذب به وجود می آورند و از سوی دیگر، آن را شفاف، روشن و پاک به نمایش می گذارند . این کارکرد به طور طبیعی موجب پیدایش تضاد روانی، رفتاری در مقیاس فردی و اجتماعی می گردد . فرد و جامعه در قبال انبوهی از ارزش ها، روش ها و باورهای متضاد قرار می گیرند که گزینش آن ها سخت دشوار است .

رسانه ها، اعم از مکتوب - شنیداری و دیداری - تلازم ناگسستنی را میان توانمندی اقتصادی، رفاه، ثروت، بهداشت، علم و فن آوری، توسعه انسانی و . . . ، پاره ای از ارزش ها و اندیشه های غربی به تصویر می کشانند و چنین وانمود می کنند که این همه توسعه و پیشرفت کشورهای صنعتی در عرصه های سیاسی - اقتصادی، اجتماعی، خدماتی، علمی و فنی بدان جهت است که پیشاپیش به ارزش ها و اندیشه هایی چون آزادی، حقوق بشر، سکولاریسم، پراگماتیسم، اومانیسم و . . . پایبندند; یعنی چنین وانمود می کنند که ابتدا درخت این گونه گرایش ها و بینش ها در اینجا تناور شده و پس از آن، رفاه و توسعه و پیشرفت پدید آمده است . طبعا چنین تبلیغاتی موجب تشتت و تضاد فکری و اندیشه ای می شود . برماست که از این رسانه های همگانی، در جهت ترویج و اشاعه فرهنگ ملی و دینی استفاده کنیم و جوانان و نوجوانان و به طور کلی فرهنگ خود را در مقابل فرهنگ مبتذل و پوچ بیگانه و هجمه رسانه های بیگانه به اساس و بنیان فرهنگ خویش واکسینه کنیم .

هویت شکنی

هر انسان و ملتی دارای هویتی است که براساس مؤلفه های دینی، ملی، فرهنگی و سنتی، محیطی، اجتماعی، تربیتی و به اضافه جستار او در اندیشه و خرد مردمان و کاوش در حقیقت ها شکل می گیرد . این هویت از او انسانی می سازد که با انسان های دیگر علی رغم، هم نوعی دارای فصول بی شمار و پرشماری است . اگر این هویت، که به مثابه ریشه های یک درخت است، قطع شود، آن درخت فرو خواهد افتاد، حتی اگر قوی ترین تنه ها و شاخه ها را داشته باشد اگر هم فرو نیفتاد، به درختی بی ثمر و بی خاصیت و فاقد کم ترین ارزش و ثمره ای خواهد بود . بدین سان در وضعیت انفعالی رسانه های ما در مقابل هجمه خانمان سوز و خانمان برانداز رسانه های بیگانه، وضعیت و شرایطی جز این انتظار نمی رود .

فرهنگ سازی رسانه ها

عرصه فرهنگی، ساحتی برای بهره بردن از همه ابزارها و ساز و کارهاست و در تعامل فرهنگ ها نیز فرهنگی برتر است که با مدیریتی توانمند به ساماندهی همه ابزارها و رسانه ها و کارها در راستای اهداف خویش همت گمارد . همه فرهیختگان و کارشناسان معتقدند که هدفمند کردن جامعه فرهنگی و نیز اطلاع رسانی و آگاهی بخشی، شایسته مطبوعات آگاهند و نیک می دانند که همان گونه که طبیعت برای بقا به جریان زلال آب نیازمند است، جامعه نیز برای پویایی، تحرک و به روز شدن، نیازمند جریان سالم اطلاع رسانی است و در چنین نظامی همه نیازهای او اعم از اجتماعی، فرهنگی، دینی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی، بهداشتی و . . . به موقع و شفاف اجابت می شود . در واقع، فرهنگ سازی رسانه ها زمانی میسور است که با شناخت درست نیازها و جان مایه و درون مایه های فرهنگ خودی اقدام به اشاعه و ترویجفرهنگ غنی و ناب ملی و دینی نموده و همچون بنیانی مرصوص در مقابل هجمه فرهنگ بیگانه، به تقویت خودباوریفرهنگی و فرهنگ خودی اقدام نمایند .

فرهنگ سوزی رسانه ها

البته، آن روی دیگر سکه مطبوعات نیز باید مورد بازخوانی قرار گیرد . در این روی سکه، رسانه های مکتوب به هویت ملی و دینی مردم آسیب جدی وارد می کنند . فرایند هویت سوزی و فرهنگ زدایی، کشورگریزی و غربت گزینی و بیگانه گزینی و بیان جاذبه های کاذب کشورهای بیگانه و ایجاد اشتهای کاذب برای دیدن فرهنگ، تصویری بهشت گونه از بیگانه و بیگانگان، تحقیر فرهنگ ملی و دینی و بزرگ نمایی جلوه های کاذب فرهنگ بیگانه و به طور کلی هویت شکنی، هویت سوزی و فرهنگ ستیزی از جمله آسیب های دامن گیر مطبوعات رسانه های مکتوب است .

دین ستیزی، اخلاق شکنی و ترویج اخلاق و فرهنگ بیگانه و ترویج ابتذال و ارزش ها و باورهای ضددینی و ملی و هویت فرهنگی نیز آسیب های دامن گیر مطبوعات و رسانه ها است . از سوی دیگر، خودباوری و یا خودباختگی فرهنگی از دیگر پیامدها و کارکردهای رسانه هاست .

خودباوری فرهنگی نوعی نگرش فرد نسبت به فرهنگ جامعه خویش است . اگر این نگرش مثبت باشد، آن را خودباوریفرهنگی و اگر منفی باشد، آن را خودباختگی فرهنگی گویند . خودباوری یا خودباختگی از طریق جامعه و کارگزاران و ابزارها و رسانه های انتقال فرهنگ و به وسیله فرایندهای جامعه پذیری به فرد آموخته می شود . سؤال این است که خودباوری به عنوان یک نوع نگرش و تلقی چگونه تغییر می کند . به عبارت دیگر، خودباوریفرهنگی چگونه تضعیف می شود و به خودباختگی تبدیل می شود . در جوامع جدید که از یک سو، ارتباطات وسیعی میان آنان برقرار است و از سوی دیگر، در حال تغییر و تحول سریع اند، احتمال تغییر نگرش افراد نسبت به فرهنگ خودی زیاد است . در پرتو ارتباط وسیع و گسترده با کشورهای غربی، ساختار فرهنگی کشور به سرعت دگرگون شده و عناصری از فرهنگ بومی و ملی زیر سؤال می رود و عناصری از فرهنگ بیگانه وارد فرهنگ بومی می شود . از این رو، میان ارزش های سنتی و ارزش های جدید تعارض پدید می آید . به دلیل جذبه ظاهری فرهنگ بیگانه و نیز حمایت همه جانبه از این فرهنگ، تعارض ها به نفع ارزش های جدید کاهش می یابد . ارزش های وارداتی و بیگانه که جایگزین ارزش های فرهنگ خودی شده اند، نمی توانند پشتوانه نگرش مثبت نسبت به فرهنگ خودی باشند . از این رو، نگرش افراد نسبت به فرهنگ خودی تغییر می کند .

رسالت رسانه ها

هر فرهنگی برای پویایی و حیات خویش، نیاز به انتقال صحیح ارزش ها، باورها، هنجارها و کلیه عناصر فرهنگی به نسل جوان دارد، هرگاه به عللی انتقال فرهنگ دچار اختلال گردد، نسل جدید از فرهنگ جامعه خویش فاصله خواهد گرفت . جدایی نسل جدید از فرهنگ خویش، موجب آسیب پذیری آنان در قبال فرهنگ بیگانه خواهد بود .

اگرچه انتقال فرهنگ فرایندی بسیار گسترده و عام است و همه جنبه های زندگی را در بر می گیرد . ولی خانواده، مدرسه و رسانه های جمعی، اعم از رسانه های دیداری و شنیداری و مکتوب و نیز کارگزاران انتقال فرهنگ، به عنوان مهم ترین عوامل انتقال عناصر فرهنگی به نسل جوان است و همه باید در راه انتقال ارزش ها و هنجارهای بومی و ملی و دینی به نسل جوان تلاش نموده، آنان را در جذب به فرهنگ به ظاهر جذاب و پوچ بیگانه منع نموده و به نوعی واکسینه نمایند .

  همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها

 



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب