Saturday، March 20، 2010
سال نو طرح های نو
همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايهگذارى، در كارآفرينى
|
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس . . . که دراز است ره مقصد و من نو سفرم
سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 ساعت 12:07 PM
در این مقاله 4 نکته اساسی را که هنگام استخدام نیرو باید در نظر بگیریم، شرح میدهم. توجه به این نکات برای همه کسب وکارها ضروری است اما مخاطبین این مقاله بویژه صاحبان کسب وکارهای کوچک هستند:
شرح وظایف کارمند
بسیار بدیهی بنظر می رسد که قبل از اقدام برای استخدام نیرو باید جایگاه و وظایف او را مشخص کنیم اما در کسب و کار های کوچک ممکن است توجه لازم به این نکته صورت نگیرد. در واقع مدیر یا صاحب یک بنگاه کوچک اقتصادی ممکن است تنها به این دلیل دنبال نیروی جدید بگردد که می بیند کارها انباشته می شوند زیرا زمان و نیروی انسانی موجود برای انجام آنها کافی نیستند. اما فراموش نکنید که ورود یک نیروی کار جدید به محل کارتان ممکن است دست و پاگیر هم بشود، پس پیش از هرچیز یک شرح وظایف روشن برای نیروی کار جدید خود تهیه نمایید.
توجه به قانون و جنبه های حقوقی
به نظر من در قانون کار ایران به حقوق کارگر بیش از کارفرما توجه شده است.شاید اگر یکبار این قانون را مطالعه کنید از استخدام نیرو پشیمان شوید. بهرحال قانون چه برای ما خوشایند باشد یا خیر، نمی تواند نادیده گرفته شود. سهل انگاری در توجه به قانون ممکن است موجب شود که یک نیروی کار بیش از آنکه برای شما فوائدی داشته باشد برایتان هزینه و دردسر ایجاد نماید. توصیه می کنم حتمن پیش از تهیه قرارداد کار با یک مشاور مشورت نمایید. یکی از وظایف موسسات کاریابی و دفاتر مشاوره شغلی همین است که کارفرمایان را از نظر حقوقی و قانونی راهنمایی کنند. من در اینمورد مشاوران خوبی را توانسته ام از طریق این موسسات پیدا کنم ولی توصیه می کنم که در اینمورد هم کاملن مراقب باشید. بسیاری از این موسسات کاریابی، کاری ندارند جز آنکه به متقاضیان کار یک فرم استخدام بدهند و از آنها پولی دریافت کنند. در ارتباط با برخی از این موسسات متوجه شده ام که آنها فقط یک منشی دارند که روش پول گرفتن از کارجوها را میداند، نه برخورد با کارفرما را بلد است و نه چیزی از قانون سرش می شود. این تذکر برای این بود که بدانید پیداکردن یک مشاور آگاه چندان هم کار ساده ای نیست.
مدیران و کارآفرینان سابقه دار هم می توانند مشاور خوبی باشند و ما را در زمینه های حقوق و قوانین کار راهنمایی کنند. اما مشکا اینجاست که چون این افراد پولی بابت چنین مشاوره هایی دریافت نمی کنند و نیز اغلب پرمشغله هستند، دسترسی به آنها همیشه امکان پذیر نیست.
تله احساس و عاطفه
لابد تابحال برایتان پیش آمده است که در برآورد قابلیت یک فرد برای انجام کار دچار تردید بوده اید و او بشما گفته است:
لطفن من را استخدام کنید، چون واقعن نیاز به کار دارم.
این افراد با شرح بعضی از مسائل مانند داشتن بچه یتیم یا در شرف ازدواج بودن سعی می کنند شما را مجاب کنند تا آنها را استخدام کنید. چنین موقعیتی برای یک کارفرما تله احساسی محسوب می شود. من تا بحال بارها در چنین تله هایی گرفتار شده ام و خود را تسلیم طرف کرده ام. با اینکه درمورد خودم هیچ ضمانتی هم نمیدهم که باز تسلیم اینگونه تله ها نشوم اما بشما توصیه می کنم که براستی در استخدام نیرو تسلیم تله احساس و عاطفه نشوید چون هم به زیان خودتان خواهد بود و هم به زیان نیروی کار.افراد کارآفرین بیشتر در معرض خطر افتادن در تله احساسی هستند. کارآفرینان چون همواره در فکر خدمت به جامعه هستند ممکن است تحت تاثیر چنین افرادی قرار بگیرند. شاید استفاده از یک قائده کلی بتواند ما را از این تله خلاص کند:
- هر کمکی از دستم برآید برای این فرد انجام می دهم ولی بهیچ عنوان اجازه نمیدهم وارد حوزه حرفه ای من بشود.
کمکهای نقدی به این افراد یا معرفی آنها به موسسات خیریه می تواند روشهای خوبی باشد اما بدترین کار استخدام این افراد است.
افراد همه کاره
یک اصل کلی در زندگی حرفه ای وجود دارد که ما گاهی آن را نادیده می گیریم:
کسی که در هر کاری سررشته دارد از عهده هیچ کاری بخوبی بر نمی آید.
با اینحال ما اغلب مجذوب آدمهای همه کاره می شویم. برای ما جالب است که آنها در هر زمینه ای اطلاعاتی دارند .اگر دنبال کسی می گردید که وظایف خود را بخوبی انجام دهد دور افراد همه کاره را خط بکشید. آنها از نظر شخصیتی هم معمولن در هیچ کاری نمی توانند دوام بیاورند.
Saturday، March 20، 2010سال نو طرح های نو
می دانیم که هر کاسبی کارآفرین نیست. کارآفرین کاسبی است که طرح وایده ای نو را به اجرا در میاورد. اما نوآوری تنها محدود به مرحله آغازین برنامه کسب وکار ما نمی شود.
بسیاری از مردم طرح یا ایده ای نو را وارد عرصه کسب و کار می کنند و بر آن اساس حرکتی را آغاز میکنند در ابتدا همه چیز مهیج و جالب است اما بعد از مدتی کارها تکراری می شود. شخص ممکن است کنترل خود را بر کارها از دست بدهد و در واقع توسط کار خود کنترل شود.وقتی شما صبح وارد دفتر کار خود شوید و انبوهی از کارهای نیمه تمام مقابلتان باشد، کارهایی خسته کننده و تکراری یعنی در مرحله ای هستید که توسط کار خود کنترل می شوید.
هر گاه انجام کاری برای شما جذابیت خود را از دست داد، آن را به دیگران واگذار کنید. دقت کنید، انجام هر کاری ساده و هرقدر پیش پا افتاده همیشه برای بعضی ها جالب است. جوانی که بتازگی وارد بازار کار شده است ممکن است از انجام کارهای زجرآور برای شما لذت هم ببرد.پس چه نیازی داریم که کارهای تکراری انجام بدهیم و روح و جسم خود را فرسوده سازیم.
نوآوری و خلاقیت نباید محدود به مرحله شروع کسب و کار باشد.ما بطور مداوم باید سیستم کاری و نحوه عملکرد خودمان را مورد بررسی قرار دهیم و همواره در صدد یافتن راهکارهای تازه باشیم.اتفاقن یکی از بهترین زمانها برای بررسی عملکرد کسب و کارمان سال نو است.هنگامی که سال نو می شود فرصتی است تا به راهکارهایی نو بیندیشیم.می توانیم از خود بپرسیم که در یکساله گذشته چه میزان خلاقیت و نوآوری را وارد عرصه کسب و کارمان کرده ایم. یک ابتکار تازه یا خلاقیت کوچک گاه ما را از انجام بسیاری از کارهای تکراری بی نیاز میکند و راندمان فعالیتهای مجموعه مان را چند برابر می کند. موفقیت تنها در پرکاری نیست بلکه بیشتر در هوشمندانه کار کردن است.
همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايهگذارى، در كارآفرينى
سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 ساعت 10:16 AM
يك مدير براي موفقيت خود و سازماني كه در آن خدمت مي كند بايد در افراد خود ايجاد انگيزه كند. تا افراد در شرايط متفاوت كاري با دلسوزي عمل كنند. در همين راستا نكاتي كاربردي را خدمت مديران ارجمند عرض مي كنيم. 1ــ با كارمندان خود به خوبي رفتار كنيد. مديران بايد با زير دستان خود به بهترين نحو برخورد كنند. و همانطور كه حريم ها را حفظ مي كند با آنان برخوردي دوستانه داشته باشد. كارمندان هميشه مديري مي خواهند كه آنها را با درايت و درك زير دستان رهبري كند. براي ايجاد چنين حسي كارهاي ساده اي مي توانيد انجام دهيد. مثلاً افراد را با اسم كوچك صدا كنيد. درباره خانواده آنها صحبت كنيد حتي مي توانيد درباره رضايت آنها از وضعيت زندگي و رفاه بپرسيد به طوري كه احساس تعلق را در پرسنل خود افزايش دهيد. 2ــ مانند يك برنده فكر كنيد. يك مدير بايد بتواند با دو موقعيت برخورد كند اين دو موقعيت عبارتند از «برد» و «باخت». كاري كه بايد بكنيد اين است كه در همه شرايط حتي زمانيكه همه چيز عليه شماست مانند يك برنده فكر كنيد. لازم است كه خود را با همه تجهيزاتي كه يك برنده دارد مجهز كنيد. هميشه به ياد داشته باشيد كه برد و باخت در داخل يك سيكل قرار دارند. اگر مدت زيادي است كه شكست خورده ايد اكنون وقت بردن شماست! 3ــ تفاوت ها را دريابيد. كارمندان در يك سازمان با يكديگر تفاوتهاي مختلفي دارند. يك رفتار شما ممكن است براي كارمندي انگيزاننده و براي كارمند ديگر دلسرد كننده باشد. طبيعت افراد را دريابيد تا در ايجاد انگيزه در تك تك افراد موفق باشيد. 4ــ اهداف و پروژه هاي واقع گرايانه تعريف كنيد. اهداف و پروژه هاي متوسطي ايجاد كنيد. اگر پروژه اي كه براي كارمندان تعريف مي كنيد سخت و دشوار يا بسيار عظيم باشد از همان ابتدا در آنها احساس غير قابل اجرا بودن را در آنها ايجاد مي كنيد. هدف شما بايد به گونه اي ايجاد يا به اهداف كوچكتر تقسيم شود كه از نظر پرسنل انجام شدني به نظر برسد. بعد از دست يافتن به هدف اكنون پروژه اي كمي بزرگتر تعريف كنيد. 5ــ از بي انگيزگي جلوگيري كنيد. يكي از وظايف مديران ايجاد انگيزه براي زير دستان است. با توجه به شغل مدير گاهي مجبور مي شود افرادي را تنبيه يا جريمه كند. اين عمل ممكن است باعث رنجش كارمند شده، كه مي تواند در كارايي نيروي كار تأثير منفي بگذارد. بنابراين بايد بسيار دقت شود كه جريمه و تنبيه به عنوان يك تكنيك كنترلي استفاده مي شود و نبايد سبب ايجاد بي انگيزگي در نيروي كار شود. 6ــ افزايش دستمزد و تغييرات كوچك در كار براي اينكه افراد را در انجام امور محوله مؤثرتر به كار گيريد روال يكنواخت كار را بشكنيد مي توانيد كمي به وظايف فرد اضافه كنيد يا تغييرات كوچكي در سيستم كاري او ايجاد كنيد. حتي پيشنهادات بسيار كوچك مدير مي تواند ارزشمند واقع شود. يكي ديگر از كارهايي كه مي توانيد بكنيد افزودن دستمزد كاركنان است. 7ــ پاداش غير مالي بدهيد.
پاداشهاي پولي هميشه كارساز واقع مي شود. ولي پاداش هاي غير مادي هم به همان اندازه كارساز هستند. يك تشكر كوچك، يك تقدير نامه، يا چند كلمه ستايش از كارمند مي تواند بسيار مفيد باشد.
همت مضاعف و كار مضاعف دراستفادهى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها
سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 ساعت 9:38 AM
چهار كليد موفقيت شغلي وجود دارد كه مي تواند شما را به شخص با ارزشتري تبديل كند، توانايي هاي شما را مؤثرتر عرضه مي كنند و شما را در حرفه خود با سرعت بيشتر به موفقيت برساند. اين چهار كليد عبارتند از: تخصص، تمايز، تقسيم بندي و تمركز. 1ــ تخصص عبارت است از توانايي شما در بكار بستن استعدادتان آنهام در قسمتي حياتي كه براي كمپاني شما يا مشتريانتان ارزشمند است. انتخاب اين قسمت كه در چه زمينه اي تخصص داشته باشيد در موفقيت بلند مدت شما بسيار را تعيين كننده است. شما در چه زمينه اي تخصص و مهارت داريد؟ 2ــ تمايز عبارت است از اينكه چگونه خود را در يك يا چند زمينه كه تخصص داريد يا كارايي شما بهتر است برتري خود را نشان دهيد. توانايي شما در متمايز كردن خود براساس كيفيت كار بالا بسيار مهم و كانون فعاليت شغلي شماست. همانطور كه يك سازمان بايد حداقل در يك زمينه برتري داشته باشد تا رونق لازم را پيدا كند. شما هم به عنوان يك فرد بايد حداقل در يك زمينه كاري برتر باشيد. اگر از كارفرما يا كارمندان شما درباره شما بپرسند:«برتري او در چه زمبنه اي است؟» آنهاچه جوابي در مورد شما خواهند داد؟ در كدام قسمت كار شما برجسته هستيد؟چه كاري را بهتر از هر كسي انجام مي دهيد؟ چه كاري را اگر شما انجام دهيد سود زيادي نصيب سازمان شما مي شود. اگر تاكنون در حرفه خود يك زمينه را مشخص نكرده ايد تا در آن بهترين باشيد، بايد زودتر اقدام كنيد. به توانايي خود و احتياجات سازمان و مشتريان خود توجه داشته باشيد چگونه بايد باشد؟ چگونه مي توانست باشد؟ نقشه شما براي تبديل شدن به فردي برجسته در حرفه خود چيست؟ و چگونه ميزان برتري خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در يك زمينه كاري اندازه مي گيريد؟ اين اندازه گيري استاندارد شما را براي كارايي نشان مي دهد. بهترين بودن در يك زمينه مهم از شغل و حرفه شما بيشتر از هر چيزي به پيشرفت شما كمك مي كند. 3ــ تقسيم بندي عبارتست از توانايي شما در مشخص كردن افراد و سازمانهايي كه سود بيشتري براي شما دارند. نحوه كار بدين صورت است كه شما به طور واضح مهمترين مشتريان خود را مشخص مي كنيد. و براي جلب رضايت اين گروه خاص از مشتريان تصميم گيري مي كنيد. اغلب شما مي توانيد خط مشي شغلي خود را با توجه به نياز مشتريان مهم براي ساختن آينده تغيير دهيد. 4ــ تمركز عبارتست از توانايي شما در تمركز ذهني براي روي خدماتي است كه براي آن شخص يا سازمان اهميت دارد. اين چهار استراتژي (تخصص، تمايز، تقسيم بندي و تمركز) نقطه كانوني حياتي براي رسيدن به دست آوردهاي فوق العاده در سازمان و حرفه شماست.
از خود بپرسيد:« كدام مهارت است كه اگر آن را در خود تقويت كنيد بيشترين اثر مثبت را در حرفه شما به جا مي گذارد؟ پاسخي كه به اين سؤال مي دهيد را به عنوان يك هدف بنويسيد و براي آن يك ضرب العجل تعيين كنيد.براي خود طرح و نقشه داشته باشيد و براي رسيدن به هدف پر تلاش باشيد تا بر آن نائل شويد. اين كليد واقعي رسيدن به موفقيت شغلي است.
همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايهگذارى، در كارآفرينى
سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 ساعت 9:34 AM
مديران بخوانند در زندگي حرفه اي و كاري همينطور در گروههاي مذهبي يا محلي افراد علاقه به تشكيل يك تيم دارند تا بر روي يك پروژه يا هدف خاص كار كنند. اما آيا همه كارها به صورت تيمي بهتر انجام مي گيرند يا كارهايي هستند كه اگر آنها را شخصاً انجام دهيم بهتر است. هر كسي مي داند كه يك تيم كاري چيز خوبي است. مديران علاقه به تشكيل تيم دارند. و همه ما ارزش و هدف يك تيم را مي دانيم: شعار معروف «همه ما از تك تك ما باهوش تريم» يا عبارت ديگر 3=1+1 در يك تيم كاري قابل انجام است را حتماً شنيده ايد. ما مسلمانها عقيده داريم دست خدا با جماعت است و .... همه اين عبارات نشان از اين دارد كه چقدر به يك تيم كاري سازنده عقيده داريم. و براي اين عقايد هم توجيهات فراوان داريم. اما بعضي مواقع پيش مي آيد كه در يك فعاليت مذهبي يا شغلي و ... كارها به صورت فردي بهتر پيش مي رود. يعني مواردي وجود دارد كه انجام امور به صورت فردي بهتر انجام مي گيرد. براي بررسي بيشتر ابتدا به توضيح انواع تيم هاي موجود مي پردازيم. دو گونه پايه براي تيم ها براي سهولت بحث ابتدا همه تيمها را به دو گروه پايه تقسيم مي كنيم: تيم هاي بسكتبالي و تيم هاي دو و ميداني. تيم هاي بسكتبالي تيم هاي بسكتبالي (مي توانستيم آن را تيم هاي فوتبالي، واليبالي و ... هم بناميم.) تيم هايي هستند كه ماهيت آنها ايجاب مي كند هر كسي به عنوان واحد به وظيفه خود عمل كند. در تيم هاي بسكتبال يا تيم هايي از اين قبيل بازيكنان به يكديگر وابسته اند در هر لحظه از مسابقه، براي رسيدن به موفقيت بايد كل تيم با نظم و هارموني نسبت به هم عمل كنند. نقش هر بازيكن با موقعيتي كه براي او در نظر گرفته شده است تعيين مي شود. كه البته اين موقعيت با توجه با توانايي هاي ذاتي بازيكن و مهارت هاي او تعيين مي شود. هر چند در حين بازي ممكن است شرايطي پيش آيد كه يك بازيكن نقش ديگري را هم به عهده گيرد. و در يك تيم خوب از اين نوع بازيكنان انعطاف پذيري لازم را براي ايفاي نقش ديگران دارند. زيرا آنها مي دانند بدون كار كردن با يكديگر به هدف خود يعني پيروزي نمي رسند. ماهيت مسابقه يا فعاليت است كه انعطاف وابستگي بين اعضاي تيم را تحميل مي كند. تيم هاي دو و ميداني در مقابل تيم هاي دو و ميداني هستند كه به جز چند رشته محدود شركت كنندگان به طور مستقل عمل مي كنند. كار پرتاب كننده نيزه با كار يك دونده كاملاً غير مرتبط هستند و به يكديگر بستگي ندارند. يا يك پرنده ارتفاع كاري با دونده دو استقامت ندارد. به عبارت ديگر اگر دونده ما خوب يا بد عمل كند تأثيري روي عملكرد پرنده ارتفاع ندارد. ولي در پايان رقابتها اگر امتيازات و مدالها به اندازه كافي خوب باشند اين تيم برده است. اين گونه تيم ها در شرايطي موفق هستند كه هر كدام به تنهايي بتوانند كار خود را به تنهايي به درستي انجام دهند ولي همه آنها يك هدف مشترك دارند و آن بردن تيم است. آنها مي توانند احساس تعلق به تيم داشته باشند. و مي توانند به عضويت در اين گروه افتخار كنند. آنها مي دانند كه مي توانند بيش از اين موفق باشند اگر هر كس به تنهايي بيشتر سعي كند و موفق تر باشد. مي توانند يك هدف مشترك داشته باشند. اما اساس رابطه آنها نمي توانند مانند يك تيم بسكتبالي باشد. اين حرف ها چه معنايي دارند. در سازمانها احتمالاً هر دو نوع تيم مورد بحث در بالا وجود دارد. ما تيم هايي داريم كه عملكرد هر يك از آنها در عملكرد ديگري وابسته است به طوريكه عملكرد يك فرد مستقيماً بر عملكرد ديگري در همان سيستم تأثير مي گذارد. به طوريكه كارها و افراد به شدت به يكديگر وابسته اند. ما همچنين تيم هايي داريم كه مانند تيم هاي دو و ميداني عمل مي كنند. در اين حالت افراد به سمت يك هدف و مأموريت مشترك پيش مي روند. اما اعمال آنها به آن شدت تيم هاي بسكتبالي به يكديگر وابسته نيست. اما تجربه نشان داده است كه ما تمايل داريم همه تيم ها را از نوع بسكتبالي بدانيم. اما چه بايد كرد؟ اگر شما رهبر يك گروه يا تيم يا فقط عضوي از آن هستيد بايد بتوانيد اين تفاوت را تشخيص دهيد. مشخص كنيم تيم شما (يا تيمي كه در آينده تشكيل خواهيد داد) چه نوع تيمي است. هر گاه مشخص شد كه تيم شما چه نوع تيمي است آنگاه مي توانيد انتظارات از هر شخص و وظايف او و خود را تعيين كنيد. شما مي توانيد برنامه هاي مناسب آموزشي براي ساخت و توسعه تيم طرح ريزي كنيد. دانستن اينكه چه نوع تيم يا گروهي هستيد اولين قدم براي كمك به افراد براي ساختن يك تيم موفق است.
اما شايد در عمل اينگونه نباشد شايد به تيم احتياجي نباشد شايد تيم شما مخلوطي از اين دو نوع تيم باشد نظر شما چيست؟
همت مضاعف و كار مضاعف دراستفادهى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها
سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 ساعت 9:33 AM
كار تيمي، تيم هاي كاري موفق و ساختن تيم در سازمانها از موضوع هاي داغ مورد بحث روز هستند. تيم هاي موفق و كار تيمي اهداف استراتژيك شما را برآورده مي سازند. كار تيمي موفق سبب افزايش توان انجام كار هر كدام از كارمندان شما مي شود و به شما كمك مي كند بهتر به مشتريان خود خدمات بدهيد. اگر شما يك تيم كاري داريد كه اكنون فعال است، ابتدا بايد مشخص كنيد سازمان شما به چه فعاليتهاي تيمي احتياج دارد و از كداميك از آنها مي تواند پشتيباني كند. تيم ها به منابع و به خصوص زمان نياز دارند. راندمان تيم شما زماني در اوج است كه: ــ يك گروه از كارمندان مختلف در آن بتوانند با يكديگر مشاركت كنند. ــ تعداد تيم ها را محدود كنيد تا ميزان مشاركت كاركنان را افزايش دهيد. ــ تيم ها زماني را براي شركت در جلسات منظم قرار دهند. ــ شما احتياج به اهداف دوره اي داريد، كه بايد براي هر تيم تعريف شود. ــ از هر جلسه خلاصه و نتايج يادداشت شده و اجرا شوند. ــ تيم ها با اضافه كردن كارمندان جديد جاودانه مي شوند. هر سازمان به پنج تيم كاري نياز دارد. البته مي توان تيم ها را به گونه اي ديگر هم سازماندهي كرد ولي توصيه بنده اين پنج تيم كاري است.
تيم رهبري معمولاً رئيس، مدير يا سرپرست قسمت هستند. تيم رهبري گروهي كه بايد با همكاري يكديگر سازمان شما را رهبري كنند. تيم رهبري مسئول اهداف استراتژيك سازمان شماست. تيم رهبري نقشه مي ريزد، اهداف را تعيين مي كند، رهنمودها را فراهم مي كند و سازمان را مديريت مي كند. تيم محرك اين تيم در سازمان هاي مختلف نام هاي مختلفي دارد. اين تيم طرح هايي را ارائه مي كند و فعاليتهايي را انجام مي دهد تا در كارمندان رمق و انگيزه مثبت ايجاد كند. وظايف اين تيم مي تواند شامل تهيه ناهار، برنامه ريزي براي سفرهاي تفريحي، ايجاد صندوق هاي حمايتي براي مشكلات كارمندان و غيره باشد. اين تيم مي تواند وقايع مهم و مثبت سازمان را جشن بگيرد، يا براي روز تولد افراد يا نوزاد تازه بدنيا آمده آنها تبريكاتي در نظر بگيرد يا براي آنها جشن بگيرد. اين تيم مي تواند اسپانسر يك تيم ورزشي شود. اين تيم مي تواند بساط سرگرمي و دلگرمي پرسنل را فراهم مي كند و تنها محدوديت آن تخيل افراد اين تيم است.
تيم ايمني و بهداشت اين تيم مراقب ايمني افراد در محل كار است. اين تيم آموزش هاي لازم بهداشت و ايمني را برگزار مي كند. جلسات ماهيانه ايمني بسيار مهم و ضروري است حتي آموزشهايي براي خانواده كارمندان مي تواند ارائه شود. رعايت بهداشت و پاكيزگي محيط با همكاري كارمندان بسيار اهميت دارد و بايد توسط اين تيم پي گيري شود.
تيم رفاه كارمندان تيم رفاه بر روي سلامتي و تناسب اندام كاركنان كار مي كند. از آن جمله مي توان به ارائه برنامه هاي پياده روي، دو و همچنين انجام آزمايشات دوره اي مانند آزمايش خون و فشار خون از جمله فعاليت هاي اين تيم هاست.
تيم ارتباط و فرهنگ اين تيم كار مي كند تا فرهنگ لازم براي رسيدن به موفقيت سازمان را تعريف و ايجاد كند. اين تيم همچنين ارتباط دو طرفه را آموزش مي دهد تا مطمئن شود در سازمان شما كارمندان زنجيره دستورات را رعايت مي كنند. اين تيم مي تواند به صورت هفتگي روزنامه تهيه كند، آخرين رخدادهاي سازمان را بيان كند. و هر سه ماه در زمينه ميزان رضايت كارمندان تحقيق كند. و مشكلات را پيدا كرده و براي رفع آنها با تيم رهبري مشورت كند و در صورت نياز پيشنهاد استخدام نيروي جديد كند. نكته اينجاست كه اين تيم زماني به اوج موفقيت مي رسد، كه دو تيم قبلي كار خود را بدرستي انجام دهند.
شايد اگر شما به عنوان مدير يك سازمان اين مقاله را بخوانيد بگوييد خوب اينكه مي شود افزايش هزينه؟! ولي بدانيد كه شما اگر اكنون اين تيم ها را نداريد و اين اقدامات را براي پرسنل خود انجام نمي دهيد. هزينه زيادي براي پرسنل خود مي كنيد ولي اين هزينه آنقدر نيست كه به آنها اجازه دهيد با فراغ خاطر و عشق به كار معجزه دروني خود را بروز دهند. اين كار اخيراً در چند سازمان انجام شده است. و با وجود مخالفت و مقاومت بعضي از مديران نتيجه آن افزايش رغبت پرسنل براي شركت در اين تيم ها و همينطور افزايش تعهد و ميزان مشاركت آنها در رسيدن به اهداف سازمان بوده است. كه همه اينها در نهايت منجر به يك سازمان قوي و رو به رشد است كه پرسنل با تعصب آن را به سوي موفقيت سوق مي دهند.
همت مضاعف و كار مضاعف دراستفادهى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها
سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 ساعت 9:31 AM
انجام پروژه زودتر از موعد مقرر همراه با رضايت مشتري و بدون هزينه هاي اضافي و سودآوري مناسب از روياهاي رهبر هر تيمي است. اما هر مدير دانا و باتجربه به خوبي مي داند كه اين رويا زماني به حقيقت مي پيوندد كه هر عضوي گروه خود را كاملاً درگير كار كند و نسبت به هدف تيم خود را متعهد بداند. اما راز داشتن چنين افرادي چيست؟ آيا من واقعاً مي توانم افرادم را نسبت به اجراي پروژه متعهد سازم...؟ مشكل اينجاست كه به نظر مي رسد افراد به اين موضوع اهميت زيادي نمي دهند كه اگر در كارها مسئولانه شركت كنند نتيجه بهتري مي گيرند يا خير...؟ شما نمي توانيد افراد را مجبور كنيد براي مدت زيادي سخت كار كنند...؟ اينها صحبت هايي است كه در وهله اول به ذهن خطور مي كند ولي هميشه براي هر كسي راهي وجود دارد. رهبر هر تيمي مي خواهد تيمش نسبت به كار و وظايف فعال و متعهد باشد. چرا؟ واضح است چون در اين صورت است كه معجزه رخ مي دهد. پروژه شما جلوتر از برنامه پيش مي رود. مشتريان شما راضي هستند و دچار كمبود بودجه نمي شويد دلگرمي افزايش مي يابد و حجم كارها كاهش مي يابد. و خلاقيت و بالندگي افزايش مي يابد. اين به راستي يك معجزه است اين طور نيست؟ شايد فكر كنيد اين صحبت ها رويايي است ولي مي دانيد كليد موفقيت تعهد افراد تيم است بنابراين مي توانيد از همه ابزارها، فنون و عقايد براي افزايش ميزان تعهد استفاده كنيد. در حقيقت هيچ ابزار، فن و فرآيند مشخصي براي اين منظور وجود ندارد و اصلاً شما نمي توانيد تعهد تيم را به ميزان 100% برسانيد اما مي توانيد به افراد كمك كنيد تعهد خود را بالا ببرند. معناي اين سخن اين است كه شما مي توانيد تعهد و شركت پذيري هر فرد را به طور شخصي بالا ببريد ولي نمي توانيد تعهد كل تيم را به همان ميزان بالا ببريد پس اگر ميزان تعهد هر فرد تيم را بالا ببريد در حقيقت تعهد به كار كل تيم را افزايش داده ايد.
نكته: بر روي تعهد تيم كار نكنيد بلكه بر روي تعهد اشخاص كار كنيد. افزايش تعهد افراد خبر خوب اينست كه شما هم يك فرد هستيد بنابراين هر چيزي كه سبب افزايش تعهد شما مي شود مي تواند سبب افزايش تعهد ديگران هم بشود. اجازه دهيد كمي بيشتر روي موضوع بحث كنيم. براي ايجاد تعهد و مشاركت سه پيش نياز مهم وجود دارد: ــ فهميدن ــ مال خود دانستن ــ اعتقاد پيدا كردن
فهميدن چگونه مي توانيد ميزان مشاركت افرادي را كه از كار خود اطلاعات درستي ندارند افزايش دهيد. چند نفر از افراد تيم شما از وظايف و نقش خود در تيم و از همه مهمتر هدف كار خود به خوبي مطلع هستند. ارتباط شما با آنها براي بيان اين موضوع چقدر موفق بوده است. امروزه نقش اين ارتباط در سازمانها ناديده گرفته مي شود. بدون ايجاد شفافيت در نقش افراد در تيم رسيدن به روياهاي گفته شده غير ممكن است. نكته: ارتباط برقرار كنيد، ارتباط برقرار كنيد، ارتباط برقرار كنيد. به افراد كمك كنيد وظايف و اهداف كار خود را درك كنند.
مال خود دانستن زمانيكه چيزي مال شما مي شود چه احساسي در مورد آن داريد؟ از داشتن آن راضي و خشنود هستيد و تمايل به نگه داشتن و مراقبت از آن را داريد. وقتي احساس مالكيت نسبت به چيزي داريد سطح تعهد شما نسبت به آن چقدر تغيير مي كند. براي اينكه افراد در كار و حرفه خود تعهد بيشتري داشته باشند. بايد به آنها اين اجازه را بدهيد تا احساس كنند اين كار متعلق به آنهاست. براي ايجاد تعهد در بين كاركنان بايد به آنها اجازه دهيد در كار و وظيفه خود احساس مالكيت كنند.
نكته: براي ايجاد تعهد اجازه دهيد افراد صاحب آن كار شوند. اعتقاد داشتن آيا شما نسبت به كاري كه اعتقادي به انجام آن نداريد احساس تعلق مي كنيد. آيا اعضاي تيم شما در كاري كه به آن اعتقادي ندارند مشاركت فعال دارند. غير ممكن است كه افراد با تمام جزئيات طرح و كاري كه بايد انجام شوند موافق باشند. مردم مي توانند روشها مختلف را قبول كنند، اگر به دلايل و اهداف كاري كه انجام مي دهند معتقد باشند. با كمك به افراد تيم به ديدن يك تصوير كلان از كاري كه انجام مي دهند در آنها احساس تعهد را افزايش مي دهيد. چگونه مي توان به انسانها خدمت كرد؟ چگونه مي توان دنياي بهتري ساخت؟ و چگونه كار افراد تيم در چنين فرايندي مؤثر است؟ به آنها كمك كنيد پاسخ اين سؤال را بدهند. اين سبب مي شود به كار خود اعتقاد بيشتري پيدا كنند. نكته: به افراد كمك كنيد به كار خود اعتقاد پيدا كنند. به آنها كمك كنيد نقش مهمي كه در مقياس كلان براي سازمان و جامعه خود دارند را ببينند و با عزم بيشتري ايفاي نقش كنند. چگونه بفهميد آيا تعهد كامل داريد يا خير. چندي پيش يكي از دوستان به من گفت اگر نسبت كار كاملاً متعهد باشي ديگر جايي براي تصميم گرفتن باقي نمي ماند كه اين كار را بكني يا نه و بدون درننگ آن را انجام مي دهي ولي اگر هر بار از خود مي پرسي كه اين كار انجام دهم يا خير؟ پس هنوز كاملاً متعهد به سازمان نيستي. يك تيم كاملاً متعهد ممكن است براي چيزهاي مختلف با يكديگر بحث هاي طولاني داشته باشند ولي براي رسيدن به هدف هرگز با يكديگر بحث نمي كنند، بلكه آنها درباره بهترين راه رسيدن به هدف بحث مي كنند.
اين سه مرحله منجر به مشاركت و تعهد فردي مي شود. به هر عضو تيم خود كمك كنيد وظيفه خود را درك كند، نسبت به كار خود احساس مالكيت داشته باشد. و به كار خود اعتقاد داشته باشد. اين كار ساده به نظر مي رسد ولي به همين سادگي ها هم نيست. انسانها پيچيده هستند و تيمها به مراتب پيچيده تر. بكار بردن اين سه مرحله به شما كمك مي كند هدايت اين پيچيدگي ها را در دست بگيريد. و تيم را به سمت مشاركت فعال و در نتيجه راندمان بيشتر رهبري كنيد.
همت مضاعف و كار مضاعف دراستفادهى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها
سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 ساعت 9:18 AM
شکایت برخی از مدیران را شنیده اید که اظهار می دارند کارکنان بی انگیزه اند . چنین شکایتی واقعی است اما این شکایت پیش از آنکه متوجه کارکنان باشد ، با توجه به تعاریف و شرح وظایف مدیر در ایجاد انگیزه در علم مدیریت – این امر متوجه مدیران است. مدیر باید به این نکته عنایت ویژه داشته باشد . که نخست به خود نگاه کنید و سپس به کارکنان. اول به خود نگاه کنید بعد به زیر دستان سازمان ، شرکت ، کارگاه و کارخانه بازتابی است از روحیه مدیران ، مدیران با انگیزه ، اثر گذارند ، وقتی مدیران دارای انگیزه باشد و نسبت به کار و سازمان و پرسنل عشق بورزد بی انگیزه ها را انگیزه می بخشد . و حتی تنبلها را که هیچگونه ذوق و شوقی نسبت به کار و محیط اداره دارند بر سر شوق می آورد. سرپرستان و مدیران بی انگیزه که رضایت شغلی ندارند و از خود خشنود نیستند کم انگیزه اند و با انگیزه ها را از کار می اندازند و به آنهایی را که با اشتیاق در پی نتیجه اند ، به کنج عزلت اداری می نشانند چون شرایط سازمان و مدیر سازمان نقش مهمی در ایجاد انگیزه و یا خنثی کردن آن دارد . مدیری که صرفا برای گذراندن دوره کاری ، دریافت مستمری یا استفاده از تسهیلات و امکانات مادی بر صندلی رهبری سازمان جلوس می کند ، بدون تردید ، کارکنان او را سرمشق خود قرار می گیرند . لذا الگوی خوبی برای افراد تان باشید ، خود را هدفمند و مطمئن نشان دهید . اگر احیانا عصبی و نگرانی در چهره تان معلوم باشد کارکنان ضعف شما را پیدا می کنند و از آن استفاده می کنند. کارکنان به مراتب بیش از بازرسان نکته سنج قادرند رفتار مدیران را ارزیابی کنند . رفتار آنان نیز بر همین مبنا در محیط کاری بروز و جلوه می کند. مدیران با انگیزه ، انگیزه بخشی می کنند یعنی کمک به افراد مجموعه برای دستیابی به موفقیتهای فردی و جمعی ، مدیران با انگیزه انرژی بخشند ، روحیه آفریننده ، کمک می کنند به هر یک از افراد زیر مجموعه تا در یابند از کار خود چه نتیجه ای می خواهند بگیرند . نگرانی ها را که به اطمینان بدل می کنند ، و شور و هیجان آن دسته از کارکنان را که جسارت و شهامت بیشتری دارند مهار می کنند . تواناییهای افراد را به آنان یاد آوری ، و به آنها از راه آموزش و واگذاری مسئولیت کمک می کنند استعداد کارکنان را پرورش و اساس پیشرفت آینده خود می سازد. تک تک افراد زیر مجموعه را برای تلاش بیشتر یاری می دهند ، و هر روز با گفتگو های مرتب و مداوم درباره عملکرد ها بحث و گفتگو می کند و قبل از آنی که به خاطر عملکرد نامطلوب کسی را سرزنش کند ابتدا خشنودی و رضایت خود را از جنبه های دیگر کار فرد مطرح می کند بعد ضعفها را ذکر می نماید. مدیران با انگیزه فضای را به وجود می آورند تا کارکنان و پرسنل تحت امر خود نیز طعم شیرین تلاش و کوشش را بچشند. شرایط محیطهای دارای کمبود انگیزه وقتی انگیزه وجود ندارد و یا انگیزه ضعیف است ، شرایط زیر بروز می کند: 1- فرد زیاد غیبت می کند و به بهانه های مختلف محیط کار را ترک می گوید یا از انجام کار جود داری می کند . 2- دیر سر کار حاضر می شود و زود می رود. 3- کیفیت و کمیت کار پایین می آید و میزان ضایعات بالا می رود . 4- میزان اتلاف وقت زیاد میشود . 5- مقدار هزینه های مختلف بالا می رود . 6- موانع عمومی در کار ایجاد می شود و شمار اتفاقات نا گوار زیاد می شود. 7- نسبت به تعمیر و نگهداری تجهیزات و امکانات بی توجهی می شود . 8- از وقت و اموال سازمان در جهت انجام کارهای شخصی استفاده می شود. 9- افراد با کندی و بی حوصلگی کار می کنند. 10- کارکنان با یکدیگر پرخاش می کنند و یا آن که منزوی می شوند. 11- کارکنان فقط در صد " بیرون کشیدن گلیم خود از آب " هستند و به سود و زیان سازمان و جامعه نمی اندیشند و از خود ابتکار نشان داده نمی شود و نسبت به موضوعات مهم بی توجهی می شود و خوب و بد برای افراد یکسان می شود. لذا مدیران کم انگیزه تلاش حد اکثر و در اوج خود را برای اجرای فعالیتها کافی می دانند ، توجه کمتری به تک تک افراد دارند ، به پرسنل توجهی ندارند، به آن دسته از کارکنانی توجه دارند که فعالیتهای اجرایی را به پایان می رسانند یا زحمت مدیر را کم می کنند و بار او را به سر منزل می رسانند . مثلی است معروف و رایج در بین ما ایرانیان که : هر که را می خواهی بشناسی از اطرافیان و دوستانش بشناس ، شاید بر همین قیاس اگر بر محیط سازمان یا شرکتی وارد شدید ، با دیدن رفتار کارکنان می توانید ویژگیهای مدیر آن سازمان یا شرکت را شناسایی و ارزیابی کنید . شرایط محیط دارای انگیزه مکانهای پر جنب و جوش ، دارای سرپرستانی پرشور و انگیزه اند ، دوایر سخت و کند ، دارای سرپرستانی کند و سخت اند. اگر به سازمانی مراجعه کردید و کارکنان را مدام در رفت و آمد های بی هدف نظاره کردید ، به احتمال مدیرانی در آن سازمان حضور دارند که هدف های متفرق و متفاوت را پی می گیرند. و اگر دیدید کارکنان در نهایت خوش اخلاقی ، پاسخ گوی ارباب رجوع هستند به احتمال قوی مدیران با انضباط ، مسئول و پاسخگو در راس اداره امورند. انگیزش برای کار کردن همان هنر ترغیب دیگران است ؛ تا خود کار و بر اساس آنچه مورد نظر است ، وظیفه خود را ایفا کنند به عبارت دیگر انگیزش یعنی هنر اداره کردن اعضای یک گروه برای رسیدن به هدف سازمان با اتکا به رغبت و تلاش پی گیر درونی می باشد . انگیزش یکی از دشوارترین مسائل مدیریت است که متعادل و متعارف و در حقیقت همان رهبری می باشد ؛ یعنی بکار گرفتن توانایی های فکری ، خلاقیت ، تجربه و جهان بینی با توجه به عامل های بومی شناسی و محیطی ، همراه با طرح ریزی های عقلایی برای حرکت جمعی به سوی هدف های سازمانی می باشد . انگیزش بعد هنری و رهبری است که اگر آن را مثلث علم و حرفه و هنر بدانیم ، رهبر هنرمند کسی است که بتواند با تار و پود و روان انسانی مانند یک هنرمند نوازنده آنچنان بازی کند که نوای دلنشین آن گوش جانها را بنوازد. چکیده نظرات و تجربیات مدیران کار آزموده در این مورد عبارت است از : 1- شنونده خوبی باشید ؛ رهبر با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف و قوت اشخاص و با توجه به شخصیت آنان می تواند آنها را تشویق کند تا آزادانه گفتگو کنند و سپس با کمال علاقه شنونده با حوصله و علاقه مندی برای شنیدن سخنان ایشان باشد. 2- نمونه زنده و الگوی خوبی برای زیر دستان باشید . نحوه رفتار و کردار زیر دستان بستگی مستقیم با رفتار رهبران دارد . که همه دیدگان متوجه این مرکز الهام بخش سازمان است . 3- نظریه های دیگران را در طرح ها و نقشه هایتان دخالت دهید بهتر است که با زیر دستان مشورت کنید ، با جلب نظر آنان به آنها نشان بدهید که آنها هستند که نقش عمده را در اجرای طرح ها بر عهده دارند . 4- هر کسی که کاری را به پایان می رساند باید شخصا پاداش کارش را بگیرد . 5- تفویض اختیار کنید . با توجه به محدودیت های زمان ، مهارت ، مغز ، جغرافیای ارتباطات و اطلاعات ، تفویض اختیار یکی از کلید های موفقیت هر مدیر در سازمان متبوع می باشد . با تفویض اختیار سرعت در کار بوجود می آید و موجب می گردد تا مدیران فرصت کافی برای نو آوری و خلاقیت و دگرگون سازی در سازمان به دست آورند. کافی است به سازمانی مراجعه کنید ، کارکنان را ببینید که از ابتدای روز تا پایان وقت اداری ، کار تابلو ها را مداوم و مکرر بازبینی می کنند ، پرونده ها و نامه ها را از میزی به میز دیگر برداشته و تا پایان روز جابجا می کنند ، ظاهرا می توان حدس زد مدیر این سازمان نیز برنامه های خود را از روزی به روز دیگر تغییر می دهند ، امروز برنامه ای را سرلوحه فعالیت ها قرار می دهند و فردا برنامه ای دیگر در فهرست اولویت های کاری آنان است . به کوتاه سخن ، نخست به خود نگاه کنید و سپس به کارکنان با این توجه گروهی از مدیران همچنان از حرکت غافل گیرانه برای ایجاد انگیزه استفاده می کنند ؛ حرکت غافل گیرانه این مدیران پاداش و جایزه است . راههای ایجاد انگیزش کاری در بین کارکنان هر چند در زمینه تئوری انگیزش اتفاق نظر موجود نیست ، در یک سطح کلی و عام می توان نکاتی چند را به عنوان راهنمایی عمل در انگیزش انسان ها و تنظیم رفتار سازمانی ارائه کرد . آنچه در پی می آید سلسله نتیجه گیری از این قبیل است : 1- ایجاد انگیزه امری فردی ، دائمی ، بی انتها ، متغیر ، پویا و بسیار پیچیده است ؛ بنابراین نمیتوان در زمینه انگیزه انسانها قوانین و دستورالعمل های ، با قاطعیت و اعتبار کلی وضع نمود. 2- انسانها موجودات منحصر به فردی هستند ، نیازهای شان دارای ماهیتی بسیار متغیر ، متحول و پیچیده است منشا انگیزش و نیاز های ارضا نشده هیچ دو انسانی نمی تواند کاملا با یکدیگر منطبق باشد . 3- شناخت انسان ، نیازها و خواسته هایش یکی از اولین قدمهایی است که می باید در انگیزش برداشته شود . ( نیازهای فردی ، گروهی ، سازمانی و خارج سازمانی بر رفتار فرد تاثیر میگذارد. 4- هر فردی دارای برداشت و ادراک خاص خویش است که معلول گذشته و خصوصیات فردی او بوده و مبنای رفتار او را تشکیل می دهد. بنابراین او اتفاقات اطراف خویش را از دیدگاه این ادراک مشاهده می کند. 5- شناخت عوامل ایجاد انگیزش و عواملی که در این زمینه دارای اثر چندان بارزی نیستند ف یکی از مهمترین وظایف مدیر است . صرفنظر از درجه تلاش و کوشش مدیر چنانچه تاکید روی عواملی متمرکز که اساسا نمی توانند در ایجاد انگیزه موثر و نافذ باشند. راه خط پیموده شده است . 6- پاداش های مالی هنگامی می تواند در انگیزش موثر واقع شود که : الف – فرد آنرا مهم قلمداد کند و این در صورتی است که نیازهای قابل ارضا به وسیله پول هنوز در یک سطح متفاوت در فرد برآورده نشده باشند. ب – اندازه و حجم آن متناسب با نیروی بکار رفته به وسیله کارمند در انجام وظایف محوله باشد. ج – جنبه نسبی داشته باشد . یعنی آنچه فرد دریافت می کند در مقام مقایسه با آنچه دیگران دریافت می دارند ، منصف تلقی شود . 7- در ایجاد انگیزش در دیگران نمیتوان انتظار داشت که همه رفتار و سلوک آنان با توسل به عوامل عقلایی و منطقی قابل توضیح باشند. در کنار و همپای این عوامل متغیر های احساسی ، عاطفی و غیر عقلایی نیز در شکل دادن به رفتار انسانی نقشی را بر عهده دارند . 8- تنبیهات و تهدیدات و ندادن پاداش ( انگیزش منفی ) تنها در موارد محدودی و در کوتاه مدت می تواند در انگیزش افراد موثر باشد . ایجاد انگیزه مهمترین وظیفه مدیریت مدیران وظایفی دارند و کارکنان و زیر دستان وظایفی متفاوت از مدیران ایجاد انگیزه شاید مهمترین وظیفه رهبری و مدیریت باشد ؛ وظیفه ایکه مدیران گاها آنرا به بوته فراموشی سپرده اند و گاه با بی توجهی آنرا دنبال می کنند ایجاد انگیزه این وظیفه اصلی مدیران باید در لحظه به لحظه فعالیتها ساری و جاری باشد . نمیتوان ایجاد انگیزه را صرفا در شرایط دشوار کاری یا در حضور بحران ها پی گرفت . کاری که بسیاری از مدیران انجام می دهند یعنی زمانی به یاد انگیزه آفرینی می افتند که مهلت قراردادی رو به اتمام است. بر اساس قرارداد باید کالاهای تولید شده را به موقع تحویل سفارش دهنده داد و یا در سازمان های فرهنگی طرح ها را اجرا نمود . اکنون این انگیزه آفرینی های مقطعی در قالب جایزه پاداش مالی ، مرخصی های تشویقی و غیره ظهور می کند . اما با اجرای طرح ابلاغی انگیزه آفرینی ها در سازمان یا شرکت تولیدی به یکباره ناپدید می شود ، و خبر از جایزه و پاداش ، اضافه کاری و مرخصی های تشویقی نیست و این چنین ، فرهنگی نامطلوب در محیط کار جای می افتد . اما در این بین مدیران خوش فکر دریافته اند که همواره باید انگیزه های کارکنان را تازه سازند. درک این مدیران محدود و وابسته به جایزه ، پاداش ، و مرخصی تشویقی نیست ، چه می دانند برای برخی از کارکنان آگاه حضور در صحنه های بحرانی و پر از تلاطم ، بیش از برترین جایزه ها و پاداش ها انگیزه آفرینند . مرخصی تشویقی برای برخی از کارکنان هیجان فکری را دریغ می ورزد ، از این رو حاضرند تا ساعت های متمادی و فراتر از ساعات کاری و اضافه کاری همچنان سخت مشغول کار باشند . البته غافلگیر کردن کارکنان جهت انگیزه آفرینی در کار ، همیشه جوایز نیستند زیرا مدیران با درک دقیق از تک تک کارکنان می دانند چه زمانی و چه ابزاری را برای ایجاد انگیزه بکار گیرند . مهمترین تکنیک و روشی که این سالها از سوی مدیران بکار گرفته شده غافلگیری کارکنان در هنگام فعالیت است . سرکشی سرزده روشی برای اخطار و یا ایجاد انگیزه مدیران چه زمانی را برای سرکشی سرزده انتخاب می کنند ؟ آیا زمانی که کار با نقص و خطا پیش می رود یا زمانیکه در اوج کمال یا پیشرفت قرار دارد ؟ بعضی مدیران برای نشان دادن ضرب شست ، از حرکت غافل گیری استفاده می کنند ؛ به یکباره کارمندی را به دفتر خود احضار کرده و مورد پرسش قرار می دهند .
اینچنین رفتاری انگیزه ای است تا کارکنان مراقب باشند و فعالیت ها را انجام دهند با این تفاوت که انگیزه آنان از کار رهایی از مواخذه مدیر است . حتما مدیرانی را می شناسید که در طول ماه یک یا دو روز بطور کاملا اتفاقی ، آغاز روز و قبل از ساعت اداری در محل کار حضور پیدا می کنند تا بتوانند کارمندی را غافلگیر کنند که دیر به محل کار می آید. از دید این مدیران ،با مچ گیری می توان کارکنان را متوجه کرد که همیشه به موقع سر کار حاضر شوند . درست به عکس مدیرانی هستند که زمان غافل گیری را برای کارکنان ، زمانی می دانند که کاری در اوج کمال و پیشرفت پیش میرود . برای مثال ؛ اگر کارمندی بیشتر اوقات با تاخیر به محل کار می آید ، این مدیران مترصد زمانی هستند که کارمند به موقع سر کار بیاید . اکنون نوبت حضور مدیر است که رفتار مناسب کارمند را تحسین کند . مدیران برتر مبتنی بر منش و رفتار خود اعتماد به نفس بالایی دارند. از این رو در صدد اند ، اعتماد به نفس دیگران را افزایش دهند . چنین مدیرانی ، مداوم و مکرر ، فرصت هایی را جستجو می کنند تا کارکنان را در وضعیت مطلوب غافلگیر کنند . اگر بدانند کارکنان ، فعالیت مورد نظر را با کمال دقت و سرعت به اتمام رساندند ، سرزده وارد مجموعه می شوند و تقاضای گزارش کار می کنند تا از نزدیک شاهد موفقیت های آنان باشند و به تحسین آنان بپردازند . مدیران وظیفه دارند ، انگیزه ایجاد کنند . شما از کدام دسته از مدیران هستید ؟
همت مضاعف و كار مضاعف دراستفادهى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها
سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 ساعت 9:16 AM
انگیزه کارکنان را می توان از طریق تاکید بیشتر بر روابط انسانی افزایش داد.
تحقیقات حکایت از آن دارند که انگیزه در کار، به دو بخش از عوامل بستگی دارد – عوامل محیطی و عوامل انگیزشی. عوامل محیطی که نیازهای اصلی در کار را زیر پوشش دارند عبارتند از شرایط کاری، مزایا و نیز امنیت شغلی. عوامل انگیزشی که نیازهای انحصاری انسان را پوشش می دهند عبارتند از پیشرفت، توسعه فردی، رضایت شغلی و تقدیر از کار. پیشرفت عوامل محیطی، موانع موجود بر سر نگرش های مثبت در محیط کار را از میان برمی دارد هر چند که این عوامل به تنهایی نمی توانند باعث ایجاد انگیزه در کار شوند. کارفرمایان باید از طریق رضایت شغلی و نه از طریق تشویق یا تنبیه، در کارکنان خود انگیزه ایجاد كنند. 1. اهمیت نگرش کارکنان مفهوم «افراد بزرگ ترین دارایی ما هستند» به یکی از رایج ترین کلیشه ها در کسب و کار تبدیل شده است. البته پیش از هرتزبرگ، «موضوعات مربوط به افراد» اولویتی پایین در ادبیات مدیریت داشتند. متفکران مدیریت، یا به ندرت به دنبال دیدگاه های کارکنان بودند یا ارزشی برای بررسی افکار آنان قایل نبودند. هرتزبرگ و همکارانش یعنی ماسنر و اسنایدرمن، با مطالعه وضعیت 203 مهندس و حسابدار، بر اهمیت نگرش کارکنان تأکید کردند. آنان از افراد پرسیدند که چه عواملی در کار، برای آنها خوشایند یا ناخوشایند هستند. بدین ترتیب، یک پرسش مهم مطرح شد: «چگونه در کارکنان خود، انگیزه ایجاد می كنید؟» 2. شناخت عواملی که باعث ایجاد انگیزه در کارکنان می شوند هرتزبرگ یک تفاوت مهم را میان عواملی که در ایجاد نارضایتی در کار نقش دارند و عواملی که به ایجاد رضایت شغلی کمک می کند، قایل شد. این تفاوت مبتنی بر کار قبلی او در زمینه بهداشت عمومی بود که در آن نتیجه گرفته بود كه، سلامت روانی در جهت مخالف بیماری های روانی قرار ندارد. او ضمن انتقال این مفهوم به محیط کار، می گوید معکوس کردن عواملی که موجب رضایت افراد می شوند، منجر به نارضایتی آنها نخواهد شد. تحقیقات او نشان می داد که انگیزه در کار دارای دو بخش است – عوامل محیطی و عوامل انگیزشی. 3. عوامل محیطی عوامل محیطی، نیازهای اساسی در کار را دربرمی گیرند. آنها شامل شرایط کاری، سطح نظارت، سیاست های شرکت، مزایا و امنیت شغلی هستند. اگر این عوامل ضعیف باشند، به نگرش های ضعیف شغلی و نارضایتی در کار می انجامند. بر عکس، توسعه عوامل محیطی، موانع نگرش های مثبت در کار را از میان برمی دارد. البته توسعه عوامل محیطی به تنهایی، باعث رضایت واقعی شغلی نمی شود. 4. عوامل انگیزشی هرتزبرگ دریافت، عواملی که به ایجاد نارضایتی می انجامند، کاملاً متفاوت با عواملی هستند که رضایت را به دنبال دارند. او این عوامل مثبت را «عوامل انگیزشی» نامید. این عوامل نیازهای اساسی انسان را برآورده می سازند و عبارتند از پیشرفت، توسعه فردی، رضایت شغلی و تقدیر از کار. توسعه این عوامل می تواند باعث رضایت افراد در کار شود. نتیجه هرتزبرگ یکی از متفکران انسان گرای مکتب مدیریت بود و بر ابعاد انسانی سازمان ها تأکید می کرد. این امر کاملاً مغایر با نگرش های مکانیکی متفکران علمی بود. دیگر هم فکران او عبارتند: از ماری پارکر فولت ، التون مایو ، داگلاس مک گریگور ، آبراهام ماسلو ، چارلز هندی و تام پیترز . سلسله مراتب نیازهای ماسلو در سال 1943، بر روانشناسان صنعتی همچون هرتزبرگ تأثیر گذارد زیرا نشان میداد که میتوان با تأکید بیشتر بر رفع نیازهای فردی و عاطفی، رضایت بیشتری را در کار ایجاد کرد. هدف هرتزبرگ شناخت عوامل محیطی و انگیزشی بود. کار او تأثیری شگرف بر مدیریت منابع انسانی داشت. مفاهیمی همچون غنی ساختن شغلی، توسعه فردی و رضایت شغلی، از طریق این دیدگاه او مبنی براینكه انگیزه از دل افراد بیرون می آید، نه از دل سیاست های اعمال شده توسط شرکت، تکامل یافتند. این امر همچنین بر روش پرداخت حقوق و مشوق های سازمانی نیز تأثیر گذارده است. هرتزبرگ معتقد است که باید آن نوع انگیزه ای را انتخاب کرد که بیشترین اهمیت را برای افراد دارد. بسیاری از سازمان ها بر این باور هستند که پول تنها انگیزه برای کارکنان است اما، کار هرتزبرگ، نمایانگر رویکردی جامع تر است. پس از هرتزبرگ نیز تحقیقات آکادمیک زیادی در این خصوص که مهم ترین عوامل ایجاد انگیزه چه هستند، صورت گرفته است . گری هامل می گوید: «بسیاری از سازمان ها بر این عقیده هستند که، تنها انگیزه کار کردن، اقتصادی است. این گونه برخورد کردن با دارایی های فکری نمی تواند باعث شود که ما به بهترین تلاش افراد خود دست یابیم. هرتزبرگ رویکردی جامع تر را ارایه کرده است – رویکردی که هنوز هم به طور گسترده ای توصیه می شود.» انتقادهای صورت گرفته در مورد هرتزبرگ مبتنی بر این استدلال هستند که پول نقش مهمی در معادله انگیزه ایفا می کند و می توان از آن برای تقویت سایر عوامل ایجادکننده انگیزه بهره برد. دیگران به این نکته اشاره می کنند که افراد غالباً تجارب خوب کاری خود را بر اساس عواملی تعریف می کنند که برای آنها اعتبار به دنبال دارند مانند موفقیت، مسئولیت پذیری بیشتر یا تقدیر از کار. بر عکس، آنها تجارب بد کاری را مبتنی بر عواملی می دانند که خارج از کنترل هستند مانند شرایط ضعیف کاری یا یک رییس بیش از حد سختگیر. محققان اخیر بر این باور هستند که مهم ترین کاربرد نظریه های هرتزبرگ، مربوط به کارمندانی است که از عوامل محیطی رضایت دارند. آنها معتقدند کارکنانی که به خوبی از کارشان تقدیر می شود، تأکید بیشتری بر عوامل انگیزشی دارند و آن را مهم تر می دانند. همت مضاعف و كار مضاعف دراستفادهى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها
سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 ساعت 9:14 AM
آدمی بدون ارتباطات قادر به زنگی نيست. سلامتی و تندرستی انسان نيز وابسته به همين ارتباطات است و هر چه زمان بيشتر به جلو می رود، برقراری ارتباط ميان انسانها بيشتر ضرورت می يابد، ما شاهد آن هستيم که تکنولوژی ارتباطات به سرعت در حال توسعه است و مدت زمان زيادی نيست که با ظهور اينترنت ارتباط ميان انسانها در تمامی نقاط کره زمين چنان تسهيل شده است که ديگر دهکده جهانی يک انديشه درون ذهن نيست. سازمان هايی که در اين شرايط به خدمات رسانی مشغولند می بايستی بسيار فعال و پر تحرک بوده و علاوه بر اينکه لحظه به لحظه بايد قابليت های خويش را افزايش دهند می بايستی پاسخگوی نيازهای جديد خدمات گيرندگان خود نيز باشند. آن دسته از سازمان های بزرگ که دارای حرکتی کند بوده و قادر به تطابق خويش با شرايط حاضر نيستند محکوم به نابودی هستند. شکل گيری تيم های کاری فعال می تواند در دل سازمانها شروعی برای پاسخ گويی به اين نياز جديد باشد. افراد در دل تيم های کاری هدفمند، قادرند سريع تر تصميم گيری کرده و نسبت به تغييرات زمانه سريعتر واکنش نشان دهند و با اصلاح سريع امور، به راه خويش ادامه دهند. هماهنگی تيمهای کاری با اهداف سازمان به همراه استقلال عمل می تواند راه حل خوبی برای شرايط جديد باشد. دو عامل می تواند در ايجاد انگيزش در افراد بسيار موثر باشد.
اين دو عامل می تواند در يک تيم کاری به راحتی نمود يابد. توانمندی افراد به راحتی در يک تيم ظهور می يابد و مورد تحسين واقع می شود. و اين می تواند احساس ادراک کفايت را در افراد زنده نمايد و از طرفی بعلت استقلال عمل تيم و تقسيم وظايف در بين افراد، يک عنصر تيم به راحتی می تواند در يک تيم تصميم گيری کرده و در امور دخالت مستقيم داشته باشد و نتايج اعمال خود را به سرعت ببيند و اين خود عامل انگيزشی بسيار مهمی برای افراد است و متاسفانه در سازمانهای بزرگ و دارای بروکراسی گسترده اين اتفاقات به راحتی رخ نمی دهد و گويی افراد در يک شبکه تارعنکبوتی گرفتار شده و آزادی عمل آنها محدود می شود و توانمندی فرد نيز به راحتی به چشم نمی آيد و در نهايت فرد ترجيح ميدهد که نظاره گر باشد و فقط در شرايطی که از او خواسته می شود، عکس العمل نشان دهد. البته شکل گيری يک تيم کاری موفق نيز به راحتی ميسر نمی شود و نيازمند يک تلاش جدی است. برای آشنايی در خصوص مراحل شکل گيری يک تيم کاری از ديدگاه توکمن و رابينز به زبان ساده می توان به موارد زير اشاره نمود. مرحله اول يا مرحله شکل گيری تيم : هنگامی که تصميم گرفته می شود يک تيم ايجاد شود، ابتدا از افراد دعوت به عمل آمده که به دور هم جمع شده و درخصوص برپايی يک تيم کاری به بحث و تبادل نظر بپردازند. شرکت کنندگان در تيم به علت اينکه هنوز به عمق مباحث وارده نشده و نسبت به شخصيت يکديگر شناخت کمی دارند در بيان ديدگاهها و نظرات محتاطانه عمل می کنند و از طرفی رفتاری مودبانه دارند. خيلی از افراد علاقمندند که بدانند چرا بايد اين تيم شکل بگيرد؟ و در صورت شکل گيری، چه فوايدی برای آنان دارد و يا چه مشکلاتی برای آنان ايجاد می کند؟ در اين مرحله، رهبری گروه از حساسيت ويژه ای برخوردار است و او بايد از توانمندی بالا برخوردار بوده و قادر باشد اعضای تيم را هدايت کند و از اهميت شکل گيری تيم و نقشی که افراد می توانند بر عهده داشته باشند. آنان را آگاه سازد. او بايد آينده گری خوبی در زمينه نتايج شکل گيری تيم داشته باشد. ضعيف بودن رهبری تيم باعث می گردد که تيم نتواند به سمت شکوفا شدن پيش برود. رهبر تيم بايد از قابليت های علمی و مهارتی بالايی برخوردار بوده و فردی ارتباط گر باشد تا بتواند تعامل بسيار خوبی را در تيم برقرار کرده و به راحتی به سئوالات اعضاء پاسخ گويد. همچنين او بايد از صلاحيت های اخلاقی بالايی برخوردار باشد تا بستر اعتماد را ميان اعضای تيم پديد آورد، در صورتی که رهبر تيم از اقتدار خوبی برخوردار نباشد، احتمال از هم پاشيدن تيم وجود دارد. مرحله دوم : مرحله توقانی هنگامی که با درايت رهبر تيم، به بسياری از سئوالات اعضاء پاسخ داده شد و زمينه های لازم برای تبادل نظر بين اعضاء پديد آمد. آرام آرام اعضای تيم نسبت به يکديگر شناخت پيدا کرده و اعتماد بيشتری بدست می آورند و جرأت آن را می يابند که نظرات خود را با صراحت بيشتر بيان کنند. اکنون رفتار مودبانه کمی رنگ می بازد و افراد در بيان نظرات جسارت بيشتری از خود نشان می دهند. افراد تشويق شده اند که با بيان صادقانه خويش ديدگاههای اعضاء را به نقد بکشند و حتی در مواردی با ديدگاههای رهبر تيم نيز مخالفت کنند. پيش بينی می شود که در اين مرحله مبارزه طلبی و تضاد در گروه افزايش يابد. ارتباطات در دل تيم ضعيف است. اعضای تيم سوالات مختلفی را در زمينه مسووليت ها، تصميم گيريها و اقداماتی که بايد انجام شود مطرح می کنند و خواهان پاسخ قانع کننده هستند. رهبر تيم همچون معماری است که در حال بنا نهادن ستونهايی است که در نظر دارد در آينده بنای تيم را روی آنها استوار سازد. در مرحله توفانی تيم، تضاد در گروه نمود بسيار زيادی دارد و اگر نتوان اين تضاد را به خوبی مديريت نمود احتمال پاشيده شدن تيم و يا طولانی شدن اين مرحله وجود دارد. لذا پيشنهاد می گردد رهبر تيم در زمينه حل تضاد در تيم دارای مهارت کافی باشد تا بتواند با همفکری اعضاء اين مرحله را پشت سر بگذارد. در صورتی که تضاد به خوبی مديريت شود اعضای گروه تجربيات بسيار با ارزشی کسب می کنند و بر عکس ناتوانی در مديريت تضاد، چه بسا باعث از هم پاشيده شدن تيم می گردد. عواملی که زمينه ساز تضاد در تيم ها هستند عبارتند از: کمبود مهارت های ارتباطی، فقر اطلاعات، ديدگاههای نادرست، کم توجه ای به نظرات ديگران، نيازها و ارزش های فردی ، تجربيات کم و برنامه ريزی ضعيف . مرحله سوم يا مرحله ضابطه مندی : توانمندی رهبر تيم باعث خواهد شد که اعضای تيم به مرحله سوم راه يابند. از اتفاقات مهمی که در اين مرحله رخ می دهد، گذر ابرهای توفانی از بالای سر تيم و آرام شدن آسمان آبی تيم است. افراد در کنار هم احساس آرامش داشته و از اينکه در کنار يکديگر مشغول کارند، رضايتمند هستند، آنها دوست دارند مشکلات موجود در تيم را برطرف کنند و به بحث و تبادل نظر بپردازند و به همين خاطر به يکديگر بازخوردهای سازنده می دهند و تلاش می کنند در جهت رشد يکديگر بکوشند. اکنون همه به دنبال آن هستند که استانداردهای لازم در تيم تدوين شود. هدفها به روشنی مشخص شوند. آن گونه که اعضای تيم با وظايف تعيين شده بتوانند فعاليت نمايند. در اين مرحله تلاش ها در جهت ضابطه مندی در تيم است. تا افراد بر اساس اصولی مشخص بتوانند مسير خود را هماهنگ طی کنند يکی از اتفاقاتی که در اين مرحله رخ می دهد آن است که اقتدار گرايی رهبر تيم کاهش می يابد و گويی اين قدرت رهبری به آهستگی در بين اعضای گروه پخش می شود و اکنون تک تک اعضاء می توانند بر اساس ضابطه منديهای مشخص شده و با ارائه طريق های ارزشمند تيم را به سوی هدف، هدايت نمايند. مرحله چهارم يا مرحله کار و تلاش : در اين مرحله اعضای تيم فعالانه تلاش می کنند و اشتياق و همکاری برای رسيدن به هدف در تيم بالاست.
انگيزش درونی افراد رشد کرده است و اعتماد و اطمينان در تيم حاکم شده است. تمامی اعضاء به دنبال آنند که کيفيت کار را افزايش دهند و رهبری تيم در وجود تمامی اعضای تيم نهادينه شده است و تعاملات و تصميماتی که گرفته می شود، تيم را به سوی هدف و ماموريت هدايت می نمايد و اين مرحله ای است که اگر يک تيم به آن دست يابد با گذر زمان تکامل می يابد و می تواند به گروهی هدفمند و تاثير گذار تبديل شود که علاوه بر آنکه زمينه رشد و تحول تيم را فراهم می کند، می تواند ثمرات ارزشمندی را در جامعه يا سازمان به همراه داشته باشد و گاهی نيز تيم ها ممکن است در مرحله تکاملی خويش به جايگاهی دست يابند که بار ديگر پوسته پاره کرده و در ساختار جديد به فعاليت های خود ادامه دهند که در اين مرحله تيم از هم پاشيده می شود و ساختار جديد از دل آن روييده ميشود که می تواند تاثيرات بيشتری در پی داشته باشد و يا آنکه به اهداف نهايی تعيين شده دست يابد و به ماموريت خويش پايان دهد و بار ديگر ماموريتی جديد را آغاز نمايد.
همت مضاعف و كار مضاعف دراستفادهى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها
سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 ساعت 10:42 AM
مقدمه
وجدان
عبارت است از استعدادی که به تشخیص نیک و بد پرداخته و برای امور ارزش قائل است، نیک و بد را از هم فرق گذاشته و برای ما نوعی الزام عملی ایجاد میکند. مجموعه عواملی که در فرد سازمانی نظام ارزشی به وجود میآورد. در صورت دارا بودن بالاترین حد وجدان کار میتوان جامعهای را تصور کرد که در آن افراد در مشاغل گوناگون سعی دارند تا کارهای محوله را به بهترین وجه و بطور دقیق و کامل و با رعایت اصول بهینهسازی انجام دهند. پس وجدان کاری موجب میگردد تا افراد سیستمی و نظاممند گردند. حال باید دید چه عواملی در تقویت این عامل موثر کاری تاثیر گذار هستند؟
توجه به ویژگیهای فردی
ویژگیهای انسانی فرد در سازمانها یکی از مهمترین عوامل در تقویت وجدان کاری است. اهمیت ویژگی های فردی از آنجا ناشی میشود که بسیاری از این ویژگیها نقش فزاینده یا کاهنده در تعهد فرد دارند.
اهم این ویژگیها
*ویژگیهای دموگرافی
(مانند سن ، جنس ، وضعیت تاهل): این ویژگیها اغلب برای هر فرد در شغل مربوطه خود فرصتها و محدودیتهایی را ایجاد میکنند.
*تخصص:برخلاف افراد و کارکنان غیرمتخصص که بیشتر از ویژگیهای فردی تاثیر پذیرفته، پایبندی آنها به سازمان به علت قابلیت اندک آنها در جابه جایی است، کارکنان متخصص تعهد آنچنانی به سازمان ندارند و بیشتر تعهد حرفهای دارند. *تجربه و سابقه شغلی: هرچه سابقه شغلی فرد بیشتر باشد، قدرت جابهجایی و تحرک شغلی او کمتر خواهد شد. همچنین تخصص و مهارت وی نیز بیشتر به سازمان خود اختصاص خواهد یافت و در نتیجه فرد را به شغل و سازمان خود حساستر و متعهدتر میسازد. البته نیازهای انسانی نیز از آنجا که عامل تعیین کننده ویژگیهای فردی است باید بررسی شود. (سلسله مراتب نیازهای مازلو روانشناس برجسته آمریکایی) ماهیت و نوع شغل
ماهیت شغلی که فرد انجام میدهد، در میزان تعهد و وجدان کاری او نقش به سزایی را ایفا میکند. ماهیت شغل از لحاظ تنوع ، غنی بودن ، معنیدار بودن ، میزان مسئولیت پذیری و تفویض اختیار و... قابل بررسی است.
ارزیابی کارکنان
سومین عامل سازمانی موثر در وجدان کار ، عملکرد موثر مدیریت در ارزیابی کارکنان به روشهای معین ، مشخص و تشویق و تنبیه مناسب آنان و برنامهریزی آموزشی برای کارکنان است. آموزش مستمر تخصصی و عمومی
امروزه ثابت شده است که آموزش یکی از بهترین طرق بالا بردن کارایی در سازمان است. در برخی موارد نداشتن وجدان کار به دلیل آن است که فرد مورد نظر واقعا نمیداند که چه باید انجام دهد و چگونه انجام دهد. به قول فورینر ، یکی از دلایل عمده برای انجام نیافتن کار مورد انتظار از سوی کارکنان این است که آنها نمیدانند چه طور انجام دهند. تقویت ایمان و تقوا در جامعه
با ایجاد قانون و مقررات میتوان افراد را تا حدی به انجام وظایف خود واداشت، ولی در موارد متعددی استفاده از قانون و مقررات کاربرد ندارد. در حالی که اگر ایمان و تقوا در جامعه حاکم باشد، فرد تکلیف مورد نظر خود را به خوبی به انجام خواهد رساند. یکی از مباحث عمده مطروحه در مدیریت امروز ، نظارت بر رفتارهای درون سازمان و کنترل آن است. انگیزش و نقش اساسی آن
یکی از عمدهترین عللی که در برانگیختن وجدان کاری نقش دارد، انگیزش است. نظامهای انگیزشی باید به گونهای باشند که با ایجاد ارزش برای کار فرد، انتظار دریافت پاداشهای متفاوت را برای آن ایجاد کرده و امکان تشویق و تنبیه مناسب با عملکرد را برای فرد فراهم آورند. تأمین اقتصادی نیروی کار
در شرایطی میتوان انجام مناسب کار را انتظار داشت که افراد از نظر اقتصادی در امنیت باشند و معیشت آنان تامین باشد. زیرا به اقتضای من لا معاش له معاد له از کسی که معیشتش تامین نیست، نمیتوان برخورداری از وجدان کاری عالی را انتظار داشت. وجدان کاری و تامین اقتصادی تعامل و وابستگی متقابل دارند. به گفته فرآردیوید نویسنده کتاب مدیریت استراتژیک ، تا زمانی که صداقت و درستی در سازمان حاکم نشود، آن سازمان رشد اقتصادی نخواهد داشت.
همت مضاعف و كار مضاعف دراستفادهى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها
سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 ساعت 10:14 AM
خلاقيت creativity ايجاد يك فكر جديد و پروراندن آن و به كارگيري آن فكر در عمل است كه منجر به نوآوري يا تغيير در سازمان شود. خلاقيت ارائه فكر و طرح نوين براي بهبود و ارتفاء كميت يا كيفيت فعاليت هاي سازماني است. بستر سازي جهت مشاركت كاركنان سازمان يكي از راه هاي مهم بروز خلاقيت است. مقصود از مشاركت كاركنان ، انواع روشها و فعاليتهايي است كه در زمينه مشاركت اعضاء سازمان انجام مي گيرد. اين امر نوعي فرايند مشاركتي است كه هدف آن تشويق و ترغيب كاركنان و اعضاي سازمان به دادن تعهد و مشاركت هر چه بيشتر در امر موفقيت سازمان است. پايه و اساس اين انديشه بر اين منطق است كه كاركنان در فرايند تصميماتي كه بر سرنوشت آن اثر مي گذارد، مشاركت كنند و در كار اداري و سازماني از آزادي عمل بيشتري برخوردار شوند و در نهايت باعث افزايش بازدهي، توليد و بهره وري در سازمان شوند . براي اينكه مشاركت كارمندان در فعاليت هاي سازمان ايجاد شود بايد به نظريات و انديشه ها امكان بروز داده شود. در عصر حاضر بنا به اقتضاء و ضرورت محيط، سازمان بايد دائماً در حال نوآوري باشد. كسي برنده است كه بتواند در عرصه جهاني در اين دهكده ارتباطات ارمغان جديدتري به جامعه خود و جهان عرضه كند. مشاركت كاركنان سازمان كه بر فريضه هاي ارزشي ، علمي، و شواهد قطعي تجربي استوار است از انديشه هاي تازه است كه در ساليان دراز به طور جدي به كار گرفته شده است. نيروي انساني به لحاظ برخورداري از قدرت انديشه ، خلاقيت و نوآوري بزرگترين دارايي هر سازمان است و هر گونه بهبود و پيشرفت در سازمان توسط نيروي انساني صورت مي گيرد. مي توان گفت: توان فكري و انديشه كاركنان در سازمان نهفته است و هر سازمان و مديري كه بتواند از اين سرمايه نهفته استفاده بيشتري كند به همان اندازه امكان رشد و توسعه مسير خواهد داشت. مشاركت راه كاري است كه به كاركنان اجازه داده مي شود به جاي اينكه هميشه مديريت و رهبري شوند از توانائي هاي خود بهره گيرند، فكر كنند قوه خلاقيت خود را به كار اندازند و در تصميم گيري و مشاركت دخالت داشته باشند. مدير با تفويض اختيار و مشورت با كاركنان خود، باعث ايجاد انگيزه در ميان پرسنل شده كارها به صورت منظم ، دقيق و مطلوب پيشرفت مي كند، مشاركت كاركنان به مدير اين امكان را مي دهد كه به راحتي از هوش، ذكاوت وتجربه كاري پرسنل خود استفاده مناسب را ببرد تا كارها سريع تر انجام شود و مديري كه در تصميم گيري ها مشخص نمايد از نظر كاركنان استفاده مي نمايد كاركنان خود را در انجام امور سهيم دانسته و كارها را با انگيزه اي بيشتر دنبال مي نمايد . مديريت بر استعدادها، بستر سازي جهت مشاركت كاركنان ، ارايه آموزش هاي نوين تأثيرگذار ويژه كاركنان ، مديريت بر استعدادها، ايجاد انگيزش در كاركنان همراه با رقابت كامل و فشرده و محيط كاري سالم و مناسب جهت پرورش خلاقيت ، ايجاد رقابت كامل و فشرده فرهنگ ارتقاي بهره وري و ارايه فرصت به كاركنان جهت تصميم گيري ، نظارت بر كاركردهاي پرسنل ، رعايت كرامت انساني كاركنان، احترام و اظهار ستايش آنان و رعايت شايسته سالاري در انتصابات تشويق بي طرفانه كاركنان براي مشاركت ، ارائه مزاياي پرسنلي مالي ، ايجاد امنيت شغلي، ارائه امتياز خاص به كاركنان از راه كارهاي بروز خلاقيت در كاركنان سازمان است. از راههاي ايجاد مشاركت كاركنان تشويق آنان شامل: ديدن نيازها و اضافه كردن مزايا به عنوان عوامل اوليه جهت بهبود عملكرد است مجموعه مزاياي بي پايان پرسنلي مانند: بيمه زدگي ، استفاده از تسهيلات، ارائه خوراك سوبسيد دار، كمك هزينه ، فراهم كردن مهد كودك، تأمين اياب و ذهاب ، پاداش هاي مادي، اضافه كار و امكانات ديگر جهت تأمين رضايت و سلامت كاركنان با اين اعتقاد كه رضايت كاركنان به آنها انگيزه مي دهد. ايجاد امنيت شغلي نوعي تشويق است كه موجب مشاركت كارمند در برنامه ها شده و بهره وري مشاركتي كاركنان را افزايش مي دهد ، كارمند شركتي يا پيماني كه نمي داند پايان سال تمديد خواهد شد يا خير ، و با كوچك ترين غفلت يا كوتاهي در كار امنيت شغلي اش به خطر مي افتد نمي تواند فعاليت مشاركتي مثمر ثمري داشته باشد. با هدف ايجاد انگيزه مشاركت در كاركنان بايد امتيازات خاصي همچون كارشناس ارشد، خبره، ارزشيابي بالا، لوح تقدير، ارتقاي گروه و لوح تقدير تعلق گيرد. در مديريت مشاركتي باعث مي شود كاركنان بي انگيزه و نظاره گر به كارهاي گروهي كشيده شوند و احساس مسئوليت نمايند. اين شيوه باعث افزايش ارتقاي ميزان بهره وري، ابتكار ، افزايش تحرك، اجتناب از جزئي نگري و تصميم گيري جمعي و.... است. اين نكات در صورتي عملي است كه اهداف سازمان روشن باشد، تقسيم كار انجام شود، از مهارت و تجربه هاي كاركنان به صورت مناسب استفاده شود آموزش مناسب به كاركنان داده شود، امنيت شغلي وجود داشته باشد جو اعتماد برقرار باشد وضعيت كاري و معشيتي كاركنان مطلوب باشد و كاركنان به بلوغ كاري و رواني رسيده باشند. شناسايي نيروهاي با استعداد ايجاد فضاي اخلاق و تعهد سهيم شدن كاركنان در بهره برداري ، ايجاد انگيزه با عوامل تشويقي و تنبيهي ، برقرار ارتباطات سالم سازمان و .... جزء پيش نيازهاي مشاركت بوده ولازم است ارتباطات از فرد به فرد و از گروه به گروه تحول يابد. مديران بايد طوري برخورد نمايند كه كاركنان خود را شريك در كارها بدانند و آرام و بي دغدغه و مبتكرانه به بالا بردن كيفيت كار بينديشند. دخالت كمتر مديريت به امور و اجازه دادن كاركنان در انجام امور با اعتماد به آنها موجب تسريع در رسيدن به هدف است .
سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 ساعت 10:07 AM
توجه و احترام به شخصيت و عقيده كاركنان سازمان ها از ضروريات مديريت است. اين مسئله بويژه در موسسات آموزشي كه نوع رابطه مدير با اعضاي آموزشي و دانش آموزان تا حد زيادي جو كلاس و مدرسه را تحت تاثير قرار مي دهد، پايگاه ويژه اي دارد. رعايت نكردن اصول انساني و اخلاقي از جانب مدير، نه تنها معلمان بلكه فرآورده هاي نهايي سيستم يعني دانش آموزان را كه آينده سازان جامعه نيز هستند به مشكلات رفتاري دچار خواهد كرد كه نتيجه آن بدون شك نابهنجاري اجتماعي است. تعريف مشاركت و بهداشت رواني از مشاركت تعاريف متفاوتي ارائه شده است “سالمون” در تعريف مشاركت مي گويد: “فلسفه يا سبك مديريت سازماني است كه نياز و حقوق كاركنان را تشخيص مي دهد تا به طور فردي يا جمعي با مديريت در حيطه هاي فراسوي سازماني درگير شوند كه معمولابا تبادل نظر جمعي حمايت مي شود. نتيجه گيري به طور كلي نتايج تحقيقات گوناگون همبستگي بين سبك هاي مديريت با بهداشت رواني كاركنان حرفه اي را مورد تائيد قرارداده است و نشان مي دهد كه سبك هاي مديريت مشاركت جويانه به بهبود بهداشت رواني، افزايش همكاري گروهي، خلاقيت وكاهش ميزان پرخاشگري در بين كاركنان منجر مي شود. اين تحقيقات تاثير روانشناختي مشاركت را در سازمان هاي آموزشي وغيرآموزشي نشان مي دهد. بنابراين همه مديران بايد با توجه به موقعيت و سطح نيروي انساني در انتخاب روش مديريتي خود تامل و دقت نظر كافي به عمل آورند و زمينه هاي لازم را براي مشاركت كاركنان در اداره امور سازمان فراهم آورند.
در حقيقت نيازهاي رواني انسان ها مانند احساس احترام، شناخته شدن كشف استعدادها، ارزش اجتماعي، احساس مالكيت و نظاير آن از طريق مشاركت به دست مي آيد. بايد گفت محيطي كه در آن كار مي كنيم خانه ماست و تنها از طريق سرمايه گذاري و مشاركت در امور آن و احساس مالكيت احساس امنيت وآرامش مي كنيم. كارمند يا معلمي كه در مسئوليت ها، موفقيت ها و افتخارات سازمان شركت دارد از روان نسبتا سالمي برخوردار خواهد بود
سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 ساعت 9:55 AM
مدیران همواره سعی دارند با بهرهگیری از تجارب علمی، كارایی و اثربخشی سازمان را افزایش دهند.
بهبود و بازسازی سازمان فرآیندی است كه از طریق آن دانش و عملكردهای علوم رفتاری برای كمك به اثربخشی بیشتر، مورد استفاده قرار میگیرند. كارایی بهمعنای كمترین زمان یا انرژی مصرفی برای بیشترین كاری كه انجام شده است. سطح افزایش كارایی مستقیماً بهدست مدیران سپرده شده است. سازمانهای بزرگ امروزه برای افزایش كارایی اقدام به تاسیس نهادهای دانشگاهی كردهاند. جابهجایی و گردش شغلی افراد مخصوصاً اگر با ترفیع همراه باشد، میتواند بررضایت شغلی و در نهایت افزایش كارایی همراه شود. برای ایجاد محیط كار توانمند، نقش مدیر در سازمان بایستی از چارچوب ذهنی و كنترل به محیط حمایتی تبدیل شود كه در آن كلیه كاركنان بتوانند بهنحو احسن همكاری كنند افزایش كارایی موجب ارتقا بهروری وكمك موثر درنیل به اهداف سازمانی خواهد شد. مقدمه توجه به انسان بهعنوان بزرگترین سرمایه سازمان و مطالعه رفتار وی، سابقه كوتاهی دارد. رشته علمی جدیدی كه دارای نگرش سیستمیك به رفتار انسان در سازمان است و از یافتههای علوم رفتاری و مطالعات و تجربیات رفتار سازمانی بهرهگیری میكند، عبارت است از بهسازی نیروی انسانی و سازمان كه با تلاش و پیگیری بیوقفه صاحبنظران مدیریت روبه توسعه و تكامل است. این رشته علمی نوین توانسته است با انجام تغییرات برنامهریزی شده، عوامل انسانی را با محیط خارجی سازگار كند، تعارضات درون سازمانی را از بین ببرد و باایجاد گروههای منسجم و مولد و مشاركت دادن كاركنان در كلیه فعالیتها و تلاشها، بهرهوری سازمان را بهنحوی مطلوب افزایش دهد. مدیران از بدو پیدایش سازمان تاكنون همواره برای بهسازی آن تلاش و كوشش بیوقفهای بهعمل آوردهاند تا با بهرهگیری از تجارب علمی گذشته و فنون و روشهای علمی حاضر كه حاصل پیشرفت نظریههای علمی و دستاوردهای مكاتب مدیریت است بتوانند كارایی و اثربخشی سازمان را افزایش دهند. هدف اكثر مكاتب مدیریت افزایش كارایی و اثربخشی سازمان است. البته تعدادی از آنها بهسبب نگرش محدود و مفروضاتی كه درباره سازمان و انسان دارند نتوانستهاند به هدف خود نائل شوند. برای نمونه مكتب كلاسیك با فرض عقلایی - اقتصادیبودن انسان استفاده از اصول و كاركرد مدیریت علمی، تبعیت از مدل بوروكراتیك را برای بهسازی و افزایش كارایی سازمان تجویز كرده، به انسان با دید مكانیكی نگریسته، روابط غیررسمی افراد را در محیط كار نفی كرده و اصولاً ساختار سازمان رسمی واجرای بیچون وچرای قانون و مقررات را مدنظر قرار داده است. بهطور كلی «بهبود وبازسازی سازمان» فرایندی است كه از طریق آن دانش و عملكردهای علوم رفتاری برای كمك به سازماندهی در دستیابی به اثربخشی بیشتر، از قبیل بهبود شرایط زندگی (بالارفتن رفاه) افزایش بهرهوری و بهبود كیفیت كالا و خدمات مورد استفاده قرار میگیرد. هدف از بهبود و بازسازی سازمان بهبود تواناییها و امكانات سازمان برای ارزیابی و حل مشكلات سازمانی است. از سوی دیگر بهبود و بازسازی سازمان برای بهبود كل سیستم، یعنی خود سازمان و بخشهای تابعه آن و ارتباط با محیط پیرامون طراحی میگردد. ادامه مطلب ....
یک شنبه 19 اردیبهشت 1389 ساعت 11:55 AM
الگوها و روشهای افزایش بهره وری
نوشته شده توسط مهرداد رکنی نژاد / تبلیغ سیتی در ۱:۴۰ ب.ظ – 1:40 ب.ظ -
با وجود تعاریف زیاد درباره بهره وری، به منظور اجرایی کردن آن می بایست تعریفی هماهنگ و سازگار با شرایط و نیازهای معین سازمان به کار برد و ازطریق مشارکت کلیه کارکنان قدمهای موثری را در این راه برداشت. استمرار یک سیستم بهره وری، مستلزم اقداماتی چند نظیر تسهیم منافع، اصلاح ساختار سازمانی، توسعه منابع انسانی و… است. راهکارهای افزایش بهره وری مستلزم شناخت کافی وضعیت موجود و فرهنگ کاری شرکتهاست. باتوجه به تفاوتهای مهم در فرهنگ کاری شرکتها و وضعیت موجود آنها می توان گفت راهکارهای افزایش بهره وری نیز در آنها متفاوت خواهدبود. ازجمله راهکارهای افزایش بهره وری می توان به کاهش ضایعات، ایجاد تعهد در کارکنان، توجه به کارکنان، استفاده بهینه از استعدادها، ایجاد انگیزه درکارکنان، توجه به تغییرات و… اشاره کرد. درجه تاثیر هر یک از این راهکارها در افزایش بهره وری به وضعیت موجود شرکت در آن زمینه و ضرورت پرداختن به هریک از این موارد بستگی دارد، کـه می بایست به شکل ماهرانه ای شناسایی و اولویت بندی شده و برآن اساس اقدام شود. به عنوان مثال، در سازمانی ممکن است کاهش ضایعات در اولویت اول قرار گیرد و در سازمانی دیگر توجه به کارکنان وایجاد انگیزه در اولویت اول باشد. عدم شناخت کافی از وضعیت موجود شرکتها و بی توجهی به اولویتها می تواند اثرات معکوسی در میزان بهره وری به وجود آورد. از این رو قبل از هـــرگونه اقدامی در افزایش بهره وری برروی شناخت کافی وضعیت موجود و اولویت بندی صحیح راهکارها تاکید می شود. بــرای آگــاهی از میزان افزایش بهره وری می بایست آن را در قالب شاخصهای مختلف و در دوره هـــای معینی اندازه گیری کرد. با اندازه گیری شاخصهای بهره وری می توان مشخص ساخت که تلاشهای بهره وری تاچه حدی مفید بوده است. اندازه گیری بهره وری نیز می بایست براساس یک سیستم مناسب و اصولـــــی انجام گیـرد، درغیر این صورت نمی توان به نتایج آن اطمینان و انتظار بهبود در آن را داشت. یکی از مـوارد مهم در اندازه گیری بهره وری مشخص کردن صحیح طول دوره ارزیابی است که به عواملی نظیر دسترسی به اطلاعات، ماهیت عملیات تولیدی و اهداف مدیریت بستگی دارد. از نتایج اندازه گیری شاخصهای بهره وری می توان به عنوان ابزاری مناسب جهت برنامه ریزیهای بلندمدت مدیریت در سطح سازمان استفاده کرد.
مقدمه
همت مضاعف و كار مضاعف دراستفادهى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها |