اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:07 AM
آفتاب :  هنوز دو ماهی از فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص نام گذاری سال 89 به نام "کار مضاعف ، همت مضاعف" نگذشته که دولت بی هیچ دلیل موجهی 2 روز تعطیلی در شنبه و یکشنبه 25 و 26 اردیبهشت اعلام می‌کند.

اما هنوز از این تصمیم نیز 24 ساعت نگذشته که دولت تغییر نظر داده و تعطیلی را تنها به مراکز آموزشی از جمله مدارس و دانشگاه ها محدود کرده است.

در تقویم رسمی کشور، دوشنبه 27 اردیبهشت به مناسبت رحلت بانوی اسلام حضرت فاطمه (س) تعطیلی رسمی اعلام شده و البته پنج شنبه و جمعه نیز از تعطیلات معمول کشور است با این حساب 5 روز تعطیلی درست در میانه اردیبهشت رقم می خورد.

5 روزی که بهترین زمان ممکن برای جریان داشتن کار و فعالیت اقتصادی است. نه هوا سر ناسازگاری دارد نه بحرانی گزارش شده که دانش آموزان و دانشگاهیان را بخواهد از حضور بر سر کلاس و حتی در بسیاری موارد امتحانات میان ترمی باز دارد .

اما مشکل اصلی که کارشناسان و صاحب نظران عنوان می کنند مربوط به روش
صاحبنظران معتقدند که بر طبق محاسبات آن‌ها در صورت کاهش تنها پنج روز از تعطیلات رسمی کشور بیش از 7000 میلیارد ریال از هزینه های دستمزدی که بابت روزهای تعطیل رسمی به اقتصاد مملکت تحمیل می‌شود کاسته خواهد شد. آثار و فشارهای مخرب ناشی از تعطیلات زیاد شاید در بخش های دولتی متکی به چاه های نفت چندان نمایان نباشد اما در بخش خصوصی و نیمه خصوصی کاملا مشهود است
مدیریتی کشور است که آن‌را قابل نقد می‌دانند زیرا تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده دولت از اخذ این قبیل تصمیمات که بدون هیچ "پیش آگاهی عمومی" صورت می‌گیرد ابایی ندارد.

هر چند تعطیلی بی دلیل اصلاح می‌شود اما آیا تعطیلاتی نا بهنگام برای مراکز آموزشی هم منطقی است؟ مگر نیروی فعال کاری در این مراکز مشغول به ارائه خدمات آموزشی نیستند؟

چندی پیش معاون رئیس جمهور ضمن تاکید بر کاهش تعطیلات در کشور برخی از آثار اقتصادی - اجتماعی تعطیلات در کشور را بدین شرح بر شمرده بود:1- ركود كارهاي اداري و اقتصادي كشور 2- سرگرداني مردم به خصوص آنان‌كه براي كارهاي اداري يا اقتصادي به تهران يا شهرهاي ديگر رفته‌اند.

3- كاهش بهره‌وري در بخش‌هاي مختلف جامعه 4- اخلال در روند جاري امور كشور 5- عقب افتادگي در كارها 6- هزينه كردن بيت‌المال و منابع ملي بدون كمترين بهره برداري براي رسيدن به چشم انداز 20 ساله.حال این تعطیلی نا به هنگام در راستای مرتفع کردن کدام یک از مشکلاتی است که خود دولتی ها عنوان می‌کنند؟

هر چند دو خبرگزاری ایسنا و فارس دلیل اين تصميم را برگزاري اجلاس سران جي‌15 و نزدیکی این دو روز با سالروز شهادت حضرت زهرا (س) عنوان کرده اند اما قرار است این اجلاس در روز دوشنبه 27 ارديبهشت ماه برگزار شود که اساسا هیچ ارتباطی با تعطیلی‌های مذکور در روز شنبه و یکشنبه ندارد .

آیا چنین دلیلی برای تعطیلی برای حتی مراکز آموزشی هم قانع کننده است ؟ بررسی تعطیلات و عواقب آن در کشور این تعطیلی عجیب درست در سال کار مضاعف در حالی اتفاق می‌افتد که پیش از این نیز مقام معظم رهبری فرموده اند : "این تعطیلات طولانی و بی دلیل، هیچ منطق عقلایی ندارد.

وضع خوبی نیست که اول سال، روزهای متوالی- گاهی دو هفته و گاه بیشتر- همه چرخ‌های فعالیت در کشور از حرکت بیفتد. خلاف مقررات هم هست. بنا بر مقررات تعطیلی ها محدود است. ما در این روزهای سال، تعطیلی زیاد داریم که این به زیان کشور است".

اگر به تقویم سال 89 رجوع شود 25 روز تعطیلی رسمی در این سال وجود دارد که با احتساب جمعه ها که 52 روز است و احتمال تعطیل شدن 2 روز بین التعطیلین مجموع روزهای تعطیل سال 89 به 74 روز می‌رسد.

البته هنوز احتمال بروز موقعیت های بحرانی در این آمار ارائه نشده ماجراهایی چون حمله ریزگردها و آلودگی بیش از حد هوا و یا در فصل سرما بارش های ناگهانی برف و باران که ممکن است باعث تعطیلی های اجتناب ناپذیر باشد و دلایلی از این دست و به آن بیفزایید مرخصی های قانونی کارمندی و کارگری را؛ هر کارگر یا کارمند ایرانی در طول یک سال می تواند از 30 روز مرخصی استحقاقی استفاده کند که با اضافه کردن
میانگین کار مفید هفتگی در ایران فقط 6 تا 9 ساعت است، در حالی که این رقم در ژاپن 49 تا 60 ساعت و در کره جنوبی به 54 تا 72 ساعت می رسد. کشور انگلستان هر چند تعطیلاتش از ایران هم بیشتر است اما میزان بهره وری و کار، آن قدر بالاست که جبران زیادی روزهای تعطیل را می‌کند
تعطیلات رسمی و جمعه ها می شود 104 روز در سال.

با در نظر گرفتن این موضوع که روزهای پنجشنبه بسیاری از اداره ها و موسسه ها تعطیل هستند و مابقی هم نیمه وقت کار می کنند و البته مرخصی‌های استعلاجی و تشویقی، در نهایت می توان ادعا کرد که هر ایرانی یک سوم روزهای سال را در تعطیلات به سر می‌برد.

در حالی که ایرانی ها 25 روز تعطیلی رسمی در سال دارند که این رقم در کشور پیشرفته ای مثل ژاپن فقط 14 روز است.ایران به روایتی بعد از پرو و به قولی دیگر به تنهایی در مقام اول بیشترین تعطیلات رسمی سال در میان کشورهای جهان است و سنگاپور با 10 روز در رتبه آخر ایستاده است.

جالب آن که سنگاپور در رده بندی های دیگر جهانی از جمله تجارت، تولید ناخالص ملی و میزان درآمد همیشه در رده های اول قرار دارد.

در شرایطی که امسال به "همت مضاعف، کار مضاعف" نامگذاری شده است، بسیاری معتقدند تنها با اکتفا به تعطیلات ثبت شده در کشور چنین مهمی امکان پذیر نیست حال ما به جای کاستن از این تعطیلات بی هیچ دلیل موجهی به آن نیز می‌افزاییم.

تعطیلات واژه ای است که بنگاه‌های صنعتی و تولیدی به ویژه در دوران رونق کاری چندان از آن استقبال نمی کنند و این واژه برای آن‌ها مساوی است با توقف خط تولید، بیکاری کارگران، و به تبع آن کاهش سطح تولید هزینه‌های سربار اضافه.

مگر این‌که خود به کسادی بازار کار اعتراف کنیم و چشم در دست چینی‌ها داشته باشیم برای واردات کالاهای مصرفی و مورد نیاز کشور.

طی سال‌های اخیر اظهار نظرهای زیادی درباره پایین بودن بهره وری نیروی کار در کشور از سوی کارشناسان مختلف ارایه شده است؛ با این وجود کارهای عملی انجام شده برای افزایش بهره وری نیروی کار کشور، کارایی چندان زیادی نداشته، زیرا هر بار تلاشی در این زمینه انجام شده، به یک باره تعطیلات چندین روزه از راه رسیده و دوباره روز از نو و روزی از نو.

سال هاست که تعطیل بودن روزهای تعطیل در ایران مورد بحث صاحبنظران فن سیاست ، اقتصاد ، جامعه و فرهنگ است و موافقان و مخالفان آن در برابر هم صف آرایی کرده اند.

مخالفان که بیشتر کارشناسان اقتصادی هستند به آمارهای جهانی استناد می کنند که نشان می‌دهد در روزهای قبل و بعد
صاحبنظران معتقدند که بر طبق محاسبات آن‌ها در صورت کاهش تنها پنج روز از تعطیلات رسمی کشور بیش از 7000 میلیارد ریال از هزینه های دستمزدی که بابت روزهای تعطیل رسمی به اقتصاد مملکت تحمیل می‌شود کاسته خواهد شد
از تعطیلات ، تعداد تاخیرها؛ غیبت ها ترک‌های زود هنگام و مرخصی های متوالی زیاد می‌شود و میزان تولید ناخالص داخلی به صورت معناداری پایین می‌آید.

این صاحبنظران معتقدند که بر طبق محاسبات آن‌ها در صورت کاهش تنها پنج روز از تعطیلات رسمی کشور بیش از 7000 میلیارد ریال از هزینه های دستمزدی که بابت روزهای تعطیل رسمی به اقتصاد مملکت تحمیل می‌شود کاسته خواهد شد.

آثار و فشارهای مخرب ناشی از تعطیلات زیاد شاید در بخش های دولتی متکی به چاه های نفت چندان نمایان نباشد اما در بخش خصوصی و نیمه خصوصی کاملا مشهود است.

در برابر این مخالفان، هستند موافقانی اغلب از جنس مسئولان اجتماعی که مدعی اند تعطیلات رسمی قادر است کمک شایانی به افزایش روحیه شادی و شادمانی در میان مردم یک جامعه روبه توسعه نظیر ایران بکند.

کارشناسان معتقدند که به جای کاهش روزهای تعطیل باید انگیزه و راندمان کار را در میان ایرانیان بالا برد. البته آمارهای قابل تاملی نیز در این خصوص ارائه شده که نشان می دهد 91 درصد مردان و زنان ایرانی در روزهای تعطیلی فقط تلوزیون تماشا می‌کنند.

در کمال تاسف باید این آمار را به دقت مورد ملاحظه قرارداد که میانگین کار مفید هفتگی در ایران فقط 6 تا 9 ساعت است، در حالی که این رقم در ژاپن 49 تا 60 ساعت و در کره جنوبی به 54 تا 72 ساعت می رسد.

موافقان برای اثبات این ادعا کشور انگلستان را مثال می آورند که تعطیلاتش از ایران هم بیشتر است اما میزان بهره وری و کار، آن قدر بالاست که جبران زیادی روزهای تعطیل را می‌کند.

در سال‌های اخیر هرچند دولت نهم لایحه‌ای را جهت کاهش روزهای تعطیل تهیه و به مجلس ارایه کرد اما با اعلام تعطیلات قریب الوقوع از سوی هیئت دولت دهم، گویا خود دولتی ها هم تمایلی به اجرای لایحه قبلی خود ندارند.

باید دید برنامه دولت برای جبران این تعطیلات و رسیدن به شعار همت مضاعف ، کار مضاعف چیست ؟ آیا طرح مقام معظم رهبری نیز چون طرح اصل 44 قرار است با کم کاری و یا تلاش معکوس دولت به فراموشی سپرده شود؟
 

همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:03 AM
تعيين دقيق و درست موانع توليد علم در كشور ما ضرورتى اكيد دارد. چرا كه هرگونه تحركى در عرصه توليد دانش پيشاپيش مستلزم شناخت درست موانع توليد علم است.به اين جهت لازم است ابتدا يك تعريف و تقسيم راجع به موانع توليد علم و نظريه پردازى در قلمرو خصوصاً علوم انسانى و احياناً عام تر عرضه شود و سپس به بعضى از موانع از باب نمونه اشاره گردد.

 مراد از موانع، هرگونه عامل سلبى و ايجابى است كه سبب ركود و فتور در نوآورى علمى است؛ از باب تسامح به عدم مقتضى نيز مانع اطلاق مى كنيم.موانع نوآورى و توليد علم به جهات گوناگونى قابل تقسيم و طبقه بندى است، من در تحقيقى كه از سال گذشته تحت عنوان «موانع نوفهمى و نظريه پردازى دينى» در دست دارم، موانع را به ده جهت تقسيم كردم؛ ازجمله، تقسيم به انفسى و درونى؛ يعنى عامل هاى سلبى كه از خصائل و خصائص محققين برمى خيزد، از وضعيت معرفتى و روحى و خلقى محققين برخاسته است و در مقابل آن، آفاقى و برونى؛ يعنى موانعى كه به محقق مربوط نمى شود، به شرايط اجتماعى، سيستم مديريتى، ساختار و سياست ها بازمى گردد.

 تقسيم ديگر همانطور كه از تعريف برآمد، موانع سلبى و ايجابى است؛ وجود مانع يا فقد مقتضى.تقسيم سوم، به موانع سببى و مسببى و موانعى كه نقش عينى و شأن معلولى دارند و احياناً تقسيم موانع، به نحو ماهوى به موانع فرهنگى، مديريتى و اخلاقى و امثال اينها.

 طبعاً اين تقسيمات، ما را در تعريف و تجزيه موانع و مطالعه دقيق راهكارهاى هريك از آن ها يارى خواهد نمود.بخشى از موانع كه تأثير عمده اى را در ركود علمى و زوال توليد علم و از بين بردن نشاط علمى در يك جامعه خواهد گذاشت موانع فرهنگى است؛ موانع فرهنگى را من اينگونه تعريف مى كنم: «عوامل سلبى يا ايجابى كه به صورت عرف و يا عادات ملّى يا سلايق و علايق صنفى كه به شبه طبيعت ثانوى يا قاعده نقض ناپذير درآمده تعبير شده و در برابر پيدايش و گسترش علوم و نظرات ايجاد مقاومت مى كند.» ازجمله موانع فرهنگى، گسست تاريخى است كه ما به آن مبتلا شده ايم؛ يعنى ما هويت علمى خود را گم كرده ايم؛ از گذشته علمى خود بريده ايم، به خصوص در دانشگاه ها شما اگر مراجعه كنيد مشاهده خواهيد كرد كه صاحبنظران و صاحبان آثار علمى در حوزه علوم انسانى متأسفانه از سوابق علمى كشور و اين جامعه و امت بى اطلاع هستند، آنچه در خيال دارند و فراچنگ دارند همه معلومات و مطالب و محفوظاتى است كه از ديگران اخذ كرده اند، و نسبت به مفاهيم و معارف عميق و دقيق و خودى با ريشه تاريخى بسيار طولانى غافل و احياناً جاهل هستند.به همين جهت با بعضى نظريه ها و معارف و يا بعضى از مكاتب و مناظر كه مواجه مى شوند با تعجب و شگفتى برخورد مى كنند كه عجب چنين چيزى را در گذشته كسانى گفته بودند.در ديگر حوزه ها هم حتى تصور مى كنم اين حرف صادق است يعنى اينكه ما كلاً و مطلقاً تربيت سنتى و فلسفى را كنار گذاشته ايم و اين معلوم نيست كه كار دقيق و درستى باشد.ايران پيش كسوت تاريخى علوم انسانى در جهان است و ذخاير عميق، غنى، دقيق و قويمى كه ما در متون كهنمان داريم، سرمايه هاى عظيمى است كه مغفول مانده است.يادم هست كه مرحوم علامه جعفرى(رض) مكرر مى گفت كه تمام آرا و نظريه هاى علوم انسانى در ادبيات فارسى نهفته است و اگر جمعى باشند كه با من كار كنند من حاضرم همه اين نظريه ها را از همين ادبيات فارسى و از خلال اشعار بيرون بكشم و همين اواخر قبل از ارتحال ايشان كه خدمتشان رفته بودم با عصبانيت گفت: «من هرچه مى گويم هيچكس گوش نمى كند ما همه اينهايى را كه ديگران مى گويند در همين ادبيات خودمان نهفته داريم.» به ايشان عرض كردم كه ما هم يك جمعى را ساماندهى مى كنيم كه با تخصص هاى متنوع خدمت شما باشند و شروع كنيم ادبيات را با اين نگاه مطالعه كنيم.ما هم با بعضى از دوستان صحبت كرديم كه متأسفانه ايشان ارتحال يافتند و اين فرصت از دست رفت.

 در منابع تفسيرى قرآن، معارف بسيارى نهفته است.بسيارى از افكار، ديدگاه ها، نظريه ها كه گاه نو انگاشته مى شوند را مفسران ما از آيات استخراج و تبيين كرده اند ولى با نگاه علمى امروز از باب استقراء، اين ديدگاه ها و نظريه ها، و تنقيح و ارائه دقيق و به زبان علمى و خصوصاً به زبان زمان، به اين معارف و ذخاير نگاه نمى شود، درنتيجه علوم در معارف و متون ما كه مى تواند بسيار امروز براى ما كارساز باشد، خفته و نهفته است.بعد گاه كسانى از مسؤولين مراجعه مى كنند كه چه كنيم درحاليكه ذخيره و خزانه پر است اما مراجعه نمى شود.

 فقدان طلب و تقاضا مانع فرهنگى ديگر است، كدام مسؤول تصميم گير در اين كشور پيش از اينكه بخواهد تصميم بگيرد به يك متخصص علوم انسانى در حوزه مرتبط مراجعه مى كند؟ وزارت مسكن ما كى به يك جمع اهل نظر در حوزه علوم انسانى خصوصاً كسانى كه در اين حوزه با نگاه دينى صاحب نظر هستند، مراجعه مى كند كه معمارى و شهرسازى و باغ آرايى ما بر چه اساس و چگونه باشد؛ و در حوزه اقتصاد ما چه ميزان متوليان امور ما، وزارت اقتصاد و دارايى، سيستم بانكى و دستگاه هاى تصميم گير و مجرى حوزه اقتصاد و تجارت و بازرگانى ما، به اهل نظر مراجعه مى كنند و چقدر خودشان اهل نظر هستند؟ كافى است شما به فهرست كسانى كه توليت امور را در حوزه هاى علمى و البته غيرانسانى دارا هستند، مراجعه كنيد و تخصص هاى آنها را با مسؤوليتشان بسنجيد.از آغاز پيروزى انقلاب، البته سال هاى اول را قبول داريم كه شرايط خاصى بوده، اسامى ديپلمات هاى ما كه به عنوان سفير به كشورها رفتند را فهرست كنيد و تحصيلات آنها را ببينيد، كه چقدر با تخصصى كه بايد داشته باشند ارتباط دارد و تا چه اندازه به علوم سياسى و اسلامى آشنايى دارند؛ پزشك است، مى شود وزير، مهندس است مى شود سفير و به همين ترتيب.همه اينها جايگاه خودشان را دارند اما در امر مديريت و مناسبات و تنظيم روابط و مسائل اجتماعى و سياسى در اين حوزه ها، به متخصص در حوزه علوم انسانى نياز داريم، اما چنين نيست.

 تصميم گيرى هايى كه انجام مى شود و متأسفانه تحقق پيدا مى كند، اگر با مبادى نظرى و معقول ما سنجيده شود مشاهده مى شود كه تفاوت چقدر زياد است.نظام بانكى ما چگونه عمل مى كند؟ براساس قانونى كه در كوران انقلاب و در آغاز تصدى امر جامعه و حكومت و سياست به عنوان يك كار مقطعى و مبتنى بر احكام اضطرارى و ثانوى تنظيم شده، قانون بانكدارى بدون ربا؟ اين در يك مقطعى بوده كه ما استنباط نمى كرديم، چون حكم و كل را كسى از ما سؤال نمى كرد، و مسؤوليت نظام بانكى با ما نبود، فقيه ما مطالعه و آگاهى نداشت و افتاء نكرده بود.در يك موقعى اين كار شده بود، هنوز هم اين سيستم دارد انجام مى شود و اجرا هم ناقص است و عملاً خيلى از مردم ربا مى خورند، آيا نمى توانستيم در اين ?? سال يك سيستم و مدل بانكدارى اسلامى طراحى كنيم كه مبتنى بر مبانى خودمان باشد و براساس منطق اجتهاد استنباط شده باشد، و مطابق با فقه زنده و فعال و كارساز و اداره كننده باشد؟ مى توانستيم؛ البته در اينجا من لازم مى دانم كه از فقيهان هم گله كنم ولى بيشتر از مديران چون به فقيهان اصلاً مراجعه نمى شود.ما فقيه نيستيم، ولى در مقام اجرا مشكلات سيستم هاى بانكى را گفتيم و هم مدل و الگوى بديل پيشنهاد داديم، يك نفر از عناصر بانكى كه مطلع هستند كه اين تحقيقات هم انجام شده و محققان اين تحقيقات را هم مى شناسند، مراجعه نكرده كه شما چه مى گوييد؟ و چگونه مى شود اين مدل بانكدارى اسلامى را پياده كرد؟

سومين مانع، خودباختگى و غيرپرستى و شيفتگى نسبت به نظريه ها و ديدگاه هاى غيرخودى است كه به يك بيمارى و آسيب و يك مانع فرهنگى درونى تبديل شده و هرآنچه را كه از بيرون فرامى رسد علمى و هر تحقيقى كه ارجاع به متون غيرفارسى و احياناً غيرعربى داشته باشد علمى مى پنداريم.شما بهترين مطلب را ارائه كرده باشيد اما ارجاع انگليسى نداشته باشد علمى نيست و اين يك آفت و مشكل است.يعنى اينكه اگر خود شما توليد كرديد ارزش ندارد اما اگر توليدات ديگران را وام گرفتيد و عرضه كرديد اين كار ارزش دارد و علمى است.

 چهارمين آسيب ديدگى، عنصر اعتماد به نفس در افق ملى، و همچنين در همه افراد جامعه است.

پنجمين مانع، اسطوره شدن نوابغ و اين توهم كه فقط نابغه نوآور است؛ كه اين چنين نيست.همه نابغه اند و بايد نبوغ آنها كشف شود.ما دو شخصيت بزرگ متفكّر و مقلّد علم در عصر خودمان داريم، شهيد صدر و شهيد مطهرى، شهيد صدر نابغه است اما به نظر من شهيد مطهرى نابغه نيست اما توليد شهيد مطهرى بيش از شهيد صدر است.شهيد صدر به استناد نبوغش متفاوت حرف مى زند، اما شهيد مطهرى غنى تر حرف مى زد.لهذا اين تصور كه حتماً كسى بايد نابغه باشد تا توليد علم كند مانع بزرگى است و پيشاپيش افراد را از كار بازمى دارد.

ششمين مانع، حجاب معاصرت است تا كسى زنده است به او توجه نمى شود، چون معاصر است.براى فردى كه از دنيا رفت بنياد تأسيس مى كنيم و هرچه با او فاصله مى گيريم تازه مى فهميم كه چه كسى است.

 هفتمين مانع، سنت زدگى، كهنه گرايى و ميراث پرستى است؛ ضمن اينكه من بشدت ملتزم هستم به ميراث علمى خودى؛ اما افراط در آن هم مانع است.هرآنچه داريم مقدس نيست .

 هشتمين مانع، شخصيت زدگى و پيرپرستى است؛ جوان ها گاهى حرف هاى دقيق ترى مى گويند؛ گاهى بعضى جوان ها حرف دارند، بايد حرف هاى آنها را شنيد.فقر جرأت و خود سانسورى كه به اختناق سفيد تعبير مى كنم.

 نهمين مانع، فقر سنت نقد و تضارب آرا است؛ و دهمين مانع سياست زدگى است؛ هرچه مى گوييد به يك جناح گره مى خورد بعد مى گويند اين دارد نظريه را تئوريزه مى كند كه اين بزرگ ترين مانع است.

 مانع يازدهم، فرو بردن رسم تكريم و روح قدرشناسى از صاحبنظر است كه متأسفانه به اندازه يك فوتباليست هم يك مبتكر قدر و منزلت ندارد.

 فقدان عرف تعلّم و تبادل علمى و كار گروهى در تحقيق كه من گاهى مثال زده ام كه دو بزرگ در يك شهر چند ده سال زندگى مى كنند و هيچ گاه بين اين دو بزرگ يك نشست علمى صورت نمى گيرد و اگر روزى اين اتفاق رخ دهد، يك نقطه تاريخى مى شود.
 

همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى

 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:02 AM
جام جم آنلاين: موسسه Science Matrix يکي از بزرگترين موسسات مستقل جهان که در زمينه تحليل هاي علم سنجي فعاليت مي کند در آخرين گزارش خود روند رشد توليدات علمي کشورهاي جهان در 30 سال اخير را بررسي کرده است.

به گزارش مهر ، اين موسسه به صورت اختصاصي در زمينه تحليل هاي علم سنجي و ارزيابي علم و تکنولوژي فعاليت مي کند و هدف اصلي آن پيشتيباني و حمايت مستند از سازمانها و افراد دست اندرکار در تصميم گيري هاي مرتبط با هدايت و مديريت علم و فناوري است.

در آخرين گزارش منتشر شده از سوي اين موسسه، روند رشد توليدات علمي کشورهاي جهان در 30 سال اخير به وسيله روش هاي علم سنجي بررسي شده و با توجه به جايگاه شاخص کشور ايران در اين گزارش خلاصه اي از آن تهيه شده است.

خلاصه اي از گزارش توليد علم در جهان

اين گزارش بر اساس اطلاعات استخراج شده از پايگاه اطلاعاتي Web of Science در بين سال هاي 1980 تا پايان سال 2009 ميلادي تهيه شده است. تحليل اطلاعات حاصله بر اساس تحولات منطقه اي و جغرافيايي مهم 30 سال اخير مانند برچيني ديوار برلين (در اروپا) ، فروپاشي اتحاد جماهير شوري (در آسيا) و جنگ بين ايران و عراق و عراق و کويت (در خاورميانه) انجام گرفته است.

در اين گزارش آمده است رشد خاورميانه به طور کلي در 30 سال اخير سريع بوده است و تقريبا چهار برابر سطح جهاني است.در ميان کشورهاي خاورميانه ، ايران و ترکيه در راس هرم رشد توليدات علمي قرار دارند. به ويژه ايران يکي از نمونه هاي موجود در دو دهه اخير است که سريع ترين رشد در افزايش ظرفيت توليد علم دارا بوده است.

بر اساس جدول ارائه شده در اين گزارش ، عليرغم تنوع چشمگير در شاخص رشد کشورهاي منطقه خاورميانه به طور کلي ميزان رشد توليدات علمي تقريبا چهار برابر سريعتر از سطح جهاني است. ايران و ترکيه با شاخص رشد به ترتيب 11 و 5.47 برابر سطح جهاني در منطقه پيشرو هستند.

ايران سريع ترين رشد را دارا است

حمله عراق به ايران و سپس به کويت از مهمترين وقايع 30 سال اخير منطقه خاورميانه محسوب مي شود و پيآمدهاي متفاوتي را بر روند رشد توليدات علمي اين سه کشور در پي داشته است. همانطوري که انتظار مي رفت مشکلات اقتصادي و حکومت ديکتاتور و منزوي عراق موجب کاهش رشد علمي آن کشور در دهه 80 هشتاد ميلادي شد. همچنين کويت تاکنون قادر به بازيابي وضعيت خود در دهه 80 ميلادي نبوده است.

پاسخ ايران در خصوص آسيب هاي حاصل از جنگ کاملا متفاوت بوده است و جمهوري اسلامي ايران رشد سريعي را در توليدات علمي تجربه کرده است. در حقيقت ايران سريع ترين رشد را در ميان کشورهاي جهان دارا است.

بررسي سهم گرايش هاي مختلف علوم در تحقق جايگاه کشور ايران به عنوان کشوري با برترين ميزان رشد توليدات علمي در جهان نشانگر آن است که بيشترين پيشرفت در خصوص دانش هسته اي و علوم مرتبط با آن صورت گرفته است. از سال 1990 به بعد رشد ايران در شيمي هسته اي، فيزيک کاربردي و تکنولوژي هسته اي 85 برابر شده است و 34 درصد بيش از سطح جهاني است.

بر اساس گزارش «ساينس متريکس» با اين حال حائز توجه است که رشد چشمگيري در تحقيقات مرتبط با سلامت عمومي ديده مي شود. گرايش هاي علمي مامايي و بيماري هاي زنان ، ايمونولوژي ، روانشناسي ، باروري ، اطلاع رساني و کتابداري ، بينايي سنجي ، بيماري هاي گوارشي ، چشم پزشکي ، زيست دريا و به طور کلي زيست شناسي ، هماتولوژي ، بيماري هاي گوش و حلق و بيني و علوم محيط زيست نيز داراي پيشرفت هايي بوده اند.

گرايش مطالعات علم تنها گرايشي است که رشد آن در ايران کمتر از سطح بين المللي بوده است. بر خلاف باور عمومي شواهد موجود حاکي از آن است که کشورهاي آمريکاي شمالي در حال از دست دادن جايگاه محوري و استراتژيک خود را در سيستم علم هستند.

در مقياس جهاني چندين ناحيه داغ از نظر توليد علم پديدار شده است که قابل توجه ترين آنها در آسيا قرار دارند. در 30 سال گذشته سهم آسيا در توليدات علمي جهان 155 درصد رشد داشته است و در سال 2009 ميلادي از آمريکا شمالي فراتر رفته است.

 در اين ميان چين ، رشد شاخصي داشته و رشد علمي آن پنج برابر بيش از آمريکا است و پيش بيني مي شود در سال 2015 ميلادي از نظر تعداد مقالات ، کشورهاي چين و آمريکا در يک سطح قرار خواهند گرفت (اين گذر در سال 2010 ميلادي در علوم زيستي تحقق يافته است).

برخلاف نرخ رشد توليدات علمي در آمريکاي شمالي که به طور قابل ملاحظه اي کمتر از سطح جهاني است ، تمايل به همکاري در ميان کشورهاي اروپايي مفيد واقع شده و جايگاه آنها در توليد علم جهان حفظ شده است.
 

همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 10:00 AM
1ـ برای توليد علم، ساختاری به مثابه منطق علم در کشور طراحی نشده و گفتارها در اين حوزه غيرعلمی و معطوف به بازی زبانی هستند.ساختار توليد علم با انديشه علمي ميسر مي شود و اگر انديشه علمي به كمك ساختار توليد علم نيايد، طراحي ساختار علمي غير علمي است.
2- فقر تفکر علمی موجب شد که توليد علم در فرهنگ آموزش و پژوهش ادبياتی پيدا نکند و مستندات علمی، برنامه ريزی و مديريت آن به صورت مرموزی دچار بازی عرفی گردند. در اين بازی هم سياستمداران ميانه نقشی ايفا کردند و هم به دانش آموختگان نقشی واگذار شده است. البته ارتقای اين تفکر وارونه، افق آرمانی فراروی جايگاه علمی کشور قرار نمی دهد و جالب اين که در اين مفهوم عرفي در صورت مسئله هم هدف گذاری علمي صورت نگرفته است.
3ـ فرايند توليد علم و عوامل مؤثر در آن هدف اصلی چرخه توليد علم و زايش علمی هستند. برای تحقق اين هدف راهکار علمي ارائه نگرديده و هدف اصلی اين تفکر از دستور افتاده است.
4ـ وضعيت کنونی توليد علم، وضعيتی غيرعلمی در تالار علم است. در اين دوره دانش آموختگان به نحوي در توسعه دانش نقش ايفا می کنند و جالب اين كه فرصتی به نخبگان داده نمی شود. اگر نخبگان سکاندار علم و جامعه علمي شوند، با احيای توليد علم در توسعه دانش و توليد آن نقش مناسب ايفا می کنند.
5ـ توليد علم نه با دستوری صورت می گيرد، نه به دستوري فرو مي ريزد و نه از نوع شوخ طبعی صوفيانه است. شايد هر کسی به نحوی فرصت پژوهشی پيدا کند كه با اين رويکرد روزگاری را صرف کند، ولی فاصله بسياری با توليد علم دارد. کسی که زبان و منطق علم را نمی شناسد و با الفبای علم ستانی، علم پژوهی و علم سازی آشنايی ندارد و رگه شناسی علمی انجام نداده و در حوزه علم استخواني نرم نكرده، از او کاری هر چند ساده در فرايند توليد علم ساخته نيست.
6ـ در وضعيت کنونی کشور، تحول روش علمی و احياي منطق کشف علم و توليد دانش بنيادين مانند توسعه و ترويج آن امری اجتناب ناپذير است. روش های متداول دانشگاهی كه برگردانده شده مدل عرفي غرب هستند به كلي مسخ شده اند و پاسخ گوی نيازهای علمی کشور نيستند و بايد چاره ديگری انديشيد که راهگشا و فكربرانگيز باشد.
7ـ در مواجهه با علم دو نظريه کلی وجود دارد.
الف: مواجهه نظری که زيربنای علم است.
ب: مواجهه عملی که ريشه در مواجهه نظری دارد.
8ـ توليد علم در منطق علمی، ماهيت مفهومی دارد. اين ماهيت ممکن است پژوهش های علمی را در مدل های فناوری طراحی كند و شايد در حالت مفهومی برجای بماند. در اين فرايند توليد علم مساوی با توليد مفهوم است. اين توليد زمانی شناخته می شود که اصطلاحات مفهومی و زبانی آن شناخته شوند. چون بين اصطلاح مفهومی و زبانی رابطه لغزش ناپذيری وجود دارد.
9ـ اصطلاحات زبانی نشانه هايی برای نمايش دادن اصطلاحات مفهومی هستند. اگر نشانه ها ناشناخته باشند، ابهامي در همايش مفهومی به وجود می آورند. 10ـ سه اصل بنيادين توصيف، تحليل و توليد علم در طول هم قرار دارند و هر يک بستری برای پديداری بخش ديگر هستند. اين سه اصل در جامعه علمي به صورت تلازم يک به يک فراموش شدند و به صورت پراکنده نکته هايی درباره آنها گفته می شود.
11ـ توليد علم همواره با ساختار جديدی روبرو است. اگر در توليد علم تحول ساختاری مشاهده نگردد، در پديداری آن ترديد وجود دارد.
12ـ توليد علم به دو صورت کمی و کيفی صورت می گيرد. توليد کمی، ماهيت عددی دارد و توليد کيفی به مفاهيم بنيادين ناظر است. ذهن نخست به دنبال کميت می رود که ساده تر است و سپس توليد کيفی را که با شاکله ذهن فاصله دارد، در دستور قرار می دهد.
13ـ توليد علم زمانی ميسر می شود که چارچوب نظری تفکر تغيير کرده باشد. اگر در رشته های مختلف علمی چنين تحولی مشاهده نمی شود، نشان از فقر توليد مفهوم، تفکر و فرهنگ علمي دارد.
14ـ چرا فقر مفهومي در خانه علم به وجود آمده است؟ فقر مفهومی علم حاصل تعامل خرد ايراني با خرد عرفی غرب است. برای پويايی مفهوم علمی نخست بايد احيای تفکر مفهومی در چرخه تفكر علمي به وجود آيد تا برشانه اين امکان،توليد مفهوم شکل گيرد. ايران در دوره باستان و اسلامی نقش مؤثری در توليد مفاهيم پايه(فلسفه، رياضي، پزشكي و نجوم) داشته و در دوره معاصر با افول تفکر پايه و توليد مفهوم در فضاي ادبيات عرفي علم دچار خوابگردي شده است.
15ـ توليد علم به احيای فرهنگ علمی نياز دارد. فقر اين توليد ناشی از فقر فرهنگ علمی است. اين فقر به فقر فرهنگ تفکر درآميخته و وضعيتی به وجود آورده که در اين خانه، فرهنگ تفکر و فکر کردن بيمار شده است.
16ـ راهکار علمی توليد علم به بازنگری و نوسازی آموزش و پژوهش کشور باز می گردد. در کشور وضعی به وجود آمده که فرهنگِ آموزش و پژوهش بيمار است و در فرايند توليد علم انگيزه، دغدغه و هدف فكري وجود ندارد.
17ـ توليد علم به کمک تفکر خلاق و نخبگی فراهم می شود. اگر اين تفکر جدی گرفته نشود، تفکر عرفی برجای تفکر فکری می نشيند که سرانجامی جز ترويج و توسعه علمی نخواهد داشت و در اين وضعيت منطق علم و توليد علم به کلی از جريان تفکر علمی می افتد. با پديداري اين وضع، سيطره دانش آموختگي بر نخبگي شكل مي گيرد و چرخه سلطه پارادايم زبان بر مفهوم هموار مي گردد و بازي زباني در فضاي مه آلود فرهنگ علمي تلغي مي شود
 

همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 9:59 AM
توليد علم و نظريه پردازي يكي از مهمترين گزينه ها براي خروج كشور از انفعال و به دستگيري ابتكار عمل ميباشد. كشور ما استحقاق دستيابي به درجات عالي توليد علمي و تكنولوژيكي را دارد مشروط به اينكه بجاي توقف بر روي شعار به سوي عملياتي كردن اين آرمان بزرگ حركت كنيم. ذيلا ده قدم براي عملياتي شدن اين مهم پيشنهاد ميگردد.


قدم اول: شناخت ظرفيتها

ابتدا بايد دارائيها و استعدادهاي بالقوه و بالفعل كشور براي توليد علم به دقت مورد مطالعه قرار گيرد چراكه هرگونه برنامه ريزي بدون توجه به اين امر، اجراي برنامه را با ناكامي مواجه خواهد ساخت. علاوه براين، شناخت ظرفيتها مسير ارتقا و توسعه آن در عرصه هاي مهم را روشن مينمايد.



قدم دوم: آگاهي از نيازها

اينكه كشور ما براي دستيابي به نقطه مطلوب نيازمند چه دستاوردهايي است موضوع مهمي است كه عملا جريان توليد علم را با واقعبيني روبرو خواهد كرد. درحال حاضر برخي از نيازهاي علمي و تكنولوژيكي كشور، ما را در عرصه بين الملل با انفعال و ضعف مواجه ساخته است كه لازم است پاسخگويي به آنها در اولويت قرار گيرد.

قدم سوم: شناسايي رقيب و رصد توليدات جهاني



رقباي علمي ما چه كساني هستند يا ميتوانند باشند؟ اين پرسشي است كه البته درباره رشته هاي مختلف علمي پاسخهاي متفاوت دارد. شناسايي وضعيت، عملكرد و برنامه هاي آينده رقيب نيز موضوع حائز اهميتي است كه پس از پاسخ به پرسش نخست دنبال خواهد شد. همچنين رصد توليدات علمي جهان از طرق مقتضي موجب ميشود تا از هر نوع دوبارهكاري و حركتهاي بيثمر جلوگيري شده و سطح آموزش و پژوهش را توسعه دهد.



قدم چهارم: اولويت گذاري

در چه عرصه هايي بايد توليد علمي صورت گيرد؟ آيا لازم است پتانسيل كشور را براي توليد علمي در تمامي رشته ها مصرف كنيم؟ طبعا پاسخ به اين پرسش نيازمند هوشياري مضاعف است. با شناخت ظرفيتها، نيازها و وضعيت رقيب، روشن خواهد شد كه لازم است ظرفيت و سرمايه كشور را در چند عرصه مهم و ضروري متمركز نموده و با ايجاد يك برنامه زمان بندي شده خود را به بالاترين سطح ممكن ارتقاء دهيم.



قدم پنجم: تقسيم كار

پس از اولويت گذاري بايد ميان دانشگاهها و مراكز پژوهشي كشور تقسيم كار شود. تداخل، موازي كاري و ناهماهنگي براي جريان توليد علم آفت بزرگي به شمار ميرود. البته بايد به نحوي تقسيم كار شود كه هر دستگاه و مركز ماموريت كاملا مشخصي را برعهده داشته باشد و تدريجاً با آن ماموريت شناخته شود.



قدم ششم: اتصال كشور به پژوهش

شايد اگر ميگفتيم، لازم است بودجه و امكانات پژوهش در كشور افزايش يابد آنقدر به پژوهش كمك نكرده بوديم كه با اين توصيه كمك ميكنيم. در صورتي كه پژوهش به صورت طبيعي به تمامي عرصههاي توليد و مديريت متصل شود، خودبه خود امكانات آن نيز ارتقاء خواهد يافت. بايد به نحوي حركت كرد كه كشور خود را واقعا محتاج پژوهش بداند و بهاء آن را بپردازد.



قدم هفتم: هماهنگي آموزش با پژوهش

آموزش عالي كشور بايد محقق پرور باشد. صدور چندهزار فارغ التحصيل كه پس از اخذ مدرك از استطاعت پژوهش برخوردار نبوده و يا حاضر به فعاليت پژوهشي نيستند، عملا هدردادن سرمايه ملي است. بايد تمامي دانشگاههاي ما متناسب با اولويتهاي توليد علم نسبت به جذب استعدادها و پرورش آنها مبادرت نمايند. بديهي است براي تحقق اين مهم، غني و بهروز سازي محتوا و روشهاي آموزشي از اهميت فوق العادهاي برخوردار است.



قدم هشتم: اتصال به مخازن بزرگ اطلاعاتي

براي رونق يافتن توليد علم، بايد به سهل ترين راه ممكن، منابع و ابزارهاي پژوهش در اختيار محققان قرار گيرد. درحال حاضر منابع و ابزارهاي موجود پاسخگوي نيازهاي محققان نيست و كيفيت تحقيقات را با ضعف جدي روبرو ساخته است. بايد توجه داشت كتابخانه تخصصي و پايگاههاي اطلاع رساني و آزمايشگاهها قلب يك مركز پژوهشي بهشمار ميروند.


قدم نهم: رهبري پژوهش

پژوهش در كشور ما نيازمند يك رهبر مقتدر و فهيم است تا در قالب يك برنامه جامع ملي، پژوهش كشور را با اشراف كامل مورد هدايت و حمايت قرار دهد. درحال حاضر مشخص نيست متولي واقعي پژوهش كشور كيست و از چه دستگاهي بايد انتظار برنامهريزي جامع و ملي را داشت.


قدم دهم: جذب و نگهداري نخبگان

هيچگاه فكر كرده ايم فرار مغزها چه عوامل كم ارزشي دارد. 1. رعايت احترام و شأن نخبگان 2. تامين نيازهاي معيشتي آنان 3. تامين بودجه و امكانات پژوهشي 4. حراست از دستاوردهاي علمي آنان از سرقت و... چهار راه ساده براي جذب و حفظ نخبگان كشور است.
 

همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 9:58 AM
دکتر کیانوش کیانی هفت لنگ
رئیس پژوهشکده ابوریحان بیرونی

تاریخچهّ تولید علم در ایران، به روزگاران کهن بر می گردد و با تاریخ کشور ما عمیقاً پیوند خورده است .در قرون متمادی گذشته در سرزمین ما به علم، عالم، دانش و معرفت توجه فراوانی می شده است و مراکزی که از کتب و اسناد تاریخی نگهداری می کرده اند، دارای ویژگیهای بوده اند که امروزه همان ویژگی ها همچنان مورد توجه متخصصان قرار دارند. حتی می توان انعکاس مسائل علمی را در دواوین شعرای متقدم نیز جستجو کرد. رودکی سمرقندی در این باره سروده است:

تا جهان بود از سر آدم فراز
کس نبود از "راز دانش" بی نیاز
مردمان بخرد اندر هر زمان
راز دانش را به صد گونه زبان
گرد کردند و گرامی داشتند
تا به سنگ اندر همی بنگاشتند.

شعر، پر از شعور و اگاهی است، و بحق می تواند شعار«سازمان میراث فرهنگی» ما باشد.

رودکی در این شعر بلند به راز دانش و نگهداری ومحافظت آز آن به زبانهای مختلف، اشاره می کند.
و یا فردوسی حکیم، به بالاتراز "دانش" یعنی "خرد" گوهری که فراتر از آن یافت نشود، توجه نشان داده است:

به نام خداوند جان و «خرد»
کزین برتر اندیشه برنگذرد


از جنبه اعتقادی نیزدر دین اسلام، خواندن و نوشتن و بطور کلی علم از جایگاه بسیار رفیعی برخوردار است و مسائل علمی از صرف علم بودن خارج شده و در هاله ای از تقدس قرار می گیرند. به همین دلیل نیزعالم ازمنزلت وجایگاه معنوی والایی برخوردار است. علاوه بر آن، ایران از زمانهای بسیار دور جامعه ای دانایی محور بوده است و مردم عقل جمعی و اجماع را می پسندیده اند. این مطلب حتی از نام برخی آثار تاریخی مانند هگمتانه، «همه دانا» کاملاً مشهود است.

سرزمین و موقعیت جغرافیایی کشور ما ترکیبی از همه زیباییهای عالم است و زمینه های معرفت حسی و تجربی در مملکت ما فراوان است. از سوی دیگرهر چند به علت موقعیت ژئوپلیتیکی، مرزهای جغرافیایی ما همواره مورد حمله قرار می گرفته است، ولی از نظر فرهنگی مهاجمان توفیق چندانی نیافته اند.. از این رو تاثیر فرهنگ ما به تمام فرهنگهای مهاجم قابل مشاهده و ملاحظه می باشد. بسیاری از رفتارها، مناسبتها، واژگان، ابتکارات و اختراعات ملت ما بر فرهنگ سایرملل کاملاً اثر گذار بوده است. همچنین در گذشته تاریخی ایران،اغلب شاهد وزرایی با علم و دانش هستیم که علیرغم وجود پادشاهان نابخرد و سست عنصر، حکومت ها را هدایت و مدیریت می کرده اند.

بنابراین "تاریخ علم" به نوعی مدیون دانشمندان و نیاکان ماست. به عنوان مثال: در کتاب فهرست ابن ندیم به نکات جالبی در مورد علم کتابت اشاره شده است. در این کتاب ارزشمند به آداب منشی گری، کتابت و مکانی که کتابخانه می تواند در آنجاواقع شود و همچنین فضیلت کاتب و مقام و شرف آن و در موضوع کتاب و امثال آن اشاره شده است. وی در فضیلت کاتب و کتاب می گوید:
اگر کتاب را هیچ فضیلت نباشد به غیر از آنکه حق تعالی در محکم تنزل خود قسم یاد می کند و می فرماید: «نون و القلم و مایسطرون» قسم به قلم و آنچه خواهد نگاشت، تمام شرف و فضیلت باشد و... و یا در مورد زمان کتابت می فرماید: در وقت افراط سرما و ابتلاء گرما هم کتابت نکن. در وقت گرسنگی، غضب، خواب و امثال آن چیزی ننویس زیرا اثر آن اعراض در کتابت او ظاهر می شود و مقصود او فوت می گردد.

و در مقامی ننشیند که اگر کسی را آید، او را مقام باید داد که آن را به اصطلاح "مکان قلعه" می گویند و تصور آمدن آن شخص دائماً ذهن او را پریشان کند و اینها همه روحیه تمرکز تو را از هم می پاشد و... .

این چند نکته و مثال برای این بیان شد تا نشان داده شود که ملت ما از صدها سال قبل، علم و دانش و کتابت را گرامی می داشته است و در حال حاضر که به درستی، درجه فرهیختگی ملتها را با نسبت توجه آنان به کتابخانه ها و مراکز علمی و آرشیوی و مراکز دانشگاهی می سنجند و ملتی را فرهیخته تر می دانند که پایگاههای علمی بیشتری درآن رسوخ کرده باشد، ملت ما می تواند به جایگاه مهم و برتری در جهان دست یابد. صرفاً باید با تکیه بر ایمان قلبی و پیشینه تاریخی و همتی در خور در این مسیر گام برداشت. کاری که هم اینک توسط پژوهشگران و دانشمندان کشورمان آغاز شده است و امید است که در آینده ای نه چندان دور شاهد قرار گیری کشورمان دررأس کشورهای تولید کننده علم در جهان باشیم.
 

همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 9:57 AM

محققين: مصطفي جمالي ـ علي اصغر كوثري ـ مهدي قربان زاده

«نهضت نرم­افزاري از نگاه مقام معظم رهبري (مدظله)» دومين پژوهش از مجموعه پژوهشهاي محور ادبيات جنبش نرم­ افزاري مي باشد كه توسط جمعي از محقين دفتر تبليغات اسلامي نگارش يافته است.

اين پژوهش در سه بخش زير صورت گرفته است.

بخش اول: محتواى نهضت نرم­افزارى

در فصل اول اين بخش مفهوم، ضرورت و اهداف نهضت نرم­افزاري در كلام مقام معظم رهبري بررسي شده است و اين نتيجه حاصل گرديده است كه منظور ايشان از نرم­افزاري معطوف به «طرح و مفاهيم اداره و تئوريهاي جديد در علوم حوزوي، علوم پايه، علوم انساني و تجربي» است و توليد هم به مبناي ايجاد افق ها و راه هاي جديدي در مجموعه علوم و شكستن مرزهاي علوم موجود مي باشد.

ولي نكته قابل توجه در طرح مسئله نهضت نرم­افزاري توجه به واژه نهضت مي باشد چرا كه منظور از نهضت اشاره به اين نكته مهم است كه براي رسيدن به اهداف نهضت نرم­افزاري تنها نبايد به فرهنگ تخصصي توجه كرد وتمام برنامه ريزي ها و بسترهاي لازم را در اين حوزه فرهنگ ديد بلكه بايد علاوه بر حوزة فرهنگ تخصصي، بايد اين ارزش تبديل به يك فرهنگ عمومي و فراگير شود به اين معنا كه خواست و اراده عمومي يك ملت جهت توليد علم تقويت شود.

در باب ضرورت اين نهضت علمي هم توجه به خلأهاي موجود در در سطح ملي، منطقه اي و جهاني لازم مي باشد. يعني توجه به خلأ الگوي اداره نظام اسلامي در سطح ملي و منطقه اي و جهان اسلام وخلأ ؟؟ در سراسر جهان، ضرورت تحقق چنينن نهضت علمي را ايجاب مي نمايد.

در باب اهداف نهضت نرم­افزاري به سه هدف محوري مهم در فرمايشات مقام معظم رهبري اشاره شده است:

 الف) ساخت تمدن اسلامي

ب) ارايه الگوهاي اداره اسلامي

 ج) حفظ عزت اسلامي

در فصل دوم مباني نهضت نرم­افزاري طرح گرديده است و از ميان مباني تنها دو مبناي تأثيرگذاري، دين شناسي و معرفت شناسي بررسي شده است. در بحث دين شناسي ابتد بيان شده كه در اعتقاد فقهاء شيعه اسلام، دين براي تمام بشريت تا انتهاي تاريخ است و لازمة اي خاتميت، جامعيت و كامل بودن دين اسلام است و لذا بر خلاف نگاه سكولاريسمي به غرب بر اساس نگاه امام راحل و مقام معظم رهبري اسلام ادعا مي كند اركان بناي يك نظام اجتماعي را در اختيار دارد. لازمه اين نگاه حداكثري به دين اين است كه بايد سيستمي جامع بر اساس آموزه هاي دين اسلام طراحي شود تا بر اساس آن بتوان تمامي ابعاد زندگي فردي و اجتماعي را سرپرستي كرد و لازمه اين طراحي در قدم اول توليد علم در تمامي حوزه ها و تكامل فقه و فقاهت در راستاي ساخت تمدن اسلامي و نرم افزارهاي مورد نياز آن مي باشد.

در بحث معرفت شناسي بيان شده كه نگاه رهبر معظم انقلاب به علم، يك نگاه تجريدي نيت بلكه ايشان معتقدند كه ارزش يك علم بستگي به اين دارد كه در اختيار كلام مديريت و حكومت باشد و چگونه و براي چه امري استفاده شود؟ لذا نبايد فهم را مطلق كرد و همين مطلق نكردن فهم، راز و رمز پوياي اجتهاد شيعي است.

بر اين اساس جهت توليد علم بايد شاخصه هاي زير مد نظر قرار گيرند:

ـ علم ابزار حاكميت بر هستي

ـ علم در خدمت ارزشها

ـ تكامل ايمان در سايه تكامل معرفت

ـ هماهنگي با نيازهاي انقلاب و فرهنگ بومي

ـ كم رنگ نشدن خط هدايت ديني

ـ علم تمدن ساز

ـ توجه به عدالت در توليد و توزيع علم

ـ عدم تقليد كوركورانه از غرب

در فصل سوم اين بخش به گستره نهضت نرم­افزاري از نگاه مقام معظم رهبري (مدظله) پرداخته شده است و در اين باب بيان شده است كه نهضت نرم­افزاري مي بايست در سه حوزه « علوم حوزوي، علوم دانشگاهي و مدل هاي اجرايي» صورت گيرد. لذا در علوم حوزوي نيازمند به تكامل و كارآمد شدن فقه و فقاهت، كلام و فلسفه، اخلاق و تحول در روش تحقيق مي باشيم و در علوم دانشگاهي بايد تولي  علم در سه حوزه علوم انساني، علوم تجربي وعلوم پايه صورت گيرد و آخرين حوزه هم و كارآمد توليد مدل هاي اجرايي كارآمد در اداره نظام مي باشد.

بخش دوم: موانع و راهكارهاي تحقق نهضت نرم­افزاري

در اين بخش موانع و راهكارهاي تحقق نهضت نرم­افزاري بر اساس فرمايشات مقام معظم رهبري بررسي شده است.

در باب موانع به چهار دسته موانع اشاره شده كه به ترتيب به قرار زير است:

الف) موانع مشترك توليد علم در حوزه و دانشگاه

1 ـ يأس و شتابزدگي

2 ـ افكار التقاطي

3 ـ تحجّر

4 ـ آنارشيزم علمي

ب) موانع توليد علم در دانشگاه

1 ـ نگرش انحصاري به مفاهيم وارداتي

2 ـ وجود روحيه ترجمه گرايي

ج) موانع توليد علم در حوزه هاي علميه

1 ـ عدم شناخت زمانه

2 ـ عدم تكامل فقاهت

د) موانع عرضه و بهره وري

1 ـ برخورد متعصبانه با افكار ديگران

2 ـ سياست زدگي و سياست زدايي

3 ـ نفوذ مخالفان اسلام و انقلاب در بدنه انقلاب

4 ـ غرب زدگي

در باب راهكارها هم به سه دسته راهكارهاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي پرداخته شده است.

الف) راهكارهاي سياسي

1 ـ تقويت روحيه استكبار ستيزي

2 ـ تشويق به حركت جهادي در توليد علم

3 ـ ايجاد روحيه خود باوري و خود آگاهي جمعي

4 ـ ايجاد تغيير در فرهنگ اجتماعي

ب) راهكارهاي فرهنگي

1 ـ شكستن جزميتها

2 ـ تبيين آثار سوء مصرف زدگي

3 ـ تئوري پردازي

4 ـ نقد تفكر جدايي دين از سياست

5 ـ رفتن از راههاي ميان بر

ج) ـ راهكارهاي اجرايي

1 ـ ايجاد فضاي باز علمي

2 ـ مناظره هاي علمي سازماني

3 ـ ايجاد ارتباط بين مراكز پژوهشي وآموزشي

4 ـ عملگرا بودن پژوهش

5 ـ ميدان دادن به جوانان

6 ـ تبديل توليد علم به ارزش عمومي

 بخش سوم : سازمان جامع نهضت نرم­افزاري

در اين بخش در سه فصل در غالب عنوان سازمان جامع نهضت نرم­افزاري وظائف مهم تصميم گيران نظام اسلامي، وظائف حوزه هاي علميه و وظائف دانشگاهها در تحقق نهضت نرم­افزاري بر اساس فرمايشات مقام معظم رهبري بررسي شده است.

نسبت به وظائف نظام اسلامي، وظائف رهبري، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، دولت، سازمان مديريت و برنامه ريزي، مديران اجرايي و نخبگان بررسي شده است.

در باب وظايف حوزه هاي علميه مسائلي همچون ايجاد دستگاه برنامه ريزي قوي، وظيفه علما و مراجع بزرگوار، وظائف طلاب و فضلاي جوان، طراحي شبكه مراكز تحقيقات، تغيير كتب درسي و ايجاد مجمع هايي براي بررسي افكار نو طرح شده است.

و در آخر در باب وظائف دانشگاه مسائلي همچون ايجا مديريت تحقيقات سازمان يافته، وظيفه اساتيد و دانشجويان، دانشگاه و نظام اصلاح سيستم آموزشي دانشگاه و ايجاد محيط سالم در دانشگاه طرح گرديده است
 

همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى

 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 9:56 AM

مجموعه حاضر با عنوان «نهضت توليد علم از ديدگاه امام خميني (رضوان الله تعالي عليه)» نخستين اثراز مجموعه پژوهش­هاي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم درعرصه جنبش نرم­افزاري وتوسعه علوم اسلامي مي­باشد كه به منظور آشنايي با انديشه­هاي معمار كبير انقلاب اسلامي در مورد مؤلفه­هاي عام انقلاب فرهنگي وتوليد علم تدوين گرديده است.

اينك پس از گذشت يك ربع قرن از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و روشن شدن خلأهاي تئوريك در زمينه­هاي فرهنگي و علمي براي پاسخگويي به نيازمنديهاي جامعه اسلامي، جهان اسلام و در افقي بالاتر نيازمنديهاي كل دنياي بشريت، جامه فرهيخته كشور در پي دعوت رهبر فرزانه انقلاب با ظرفيت جديدي در عرصه توليد علم و انديشه روبروست و خود را مخاطب اين پيام دانسته و وارد اين عرصه مهم و سرنوشت ساز گرديده است، بسيار بجاست كه آغاز راه با آشنايي با تفكرات و نظراتمؤسس و بنيانگذار اين نهضت مقدس باشد. بدون شك جايگاه عظيم و رفيع حضرت امام (ره) چه در عرصه حيات علمي و ايماني و چه در عرصه حيات سياسي، نظرات و انديشه­هاي ايشان رد افقي بسيار بالا و در موضعي راهبردي و استراتژيك قرار مي­دهد و آشنايي و بكار بستن نظرات آن پير روشن ضمير ما را در شناخت درست راه و انتخاب اساسي و اصولي و مصون ماندن از خطا و به بيراهه رفتن براي دستيابي به آرمانهاي بلند آن رهبر بزرگ و انقلاب اسلامي ياري مي­رساند. در اين مجموعه تلاش گرديده است انديشه امام راحل (ره) در يك نظام منسجم و منطبق با اصول انديشه­هاي آن امام بزرگوار گردآوري و تحليل شود.

اين مجموعه در سه بخش و هفت تنظيم گرديده است.

بخش اول: بررسي مؤلفه­هاي عام نهضت توليد علم

اين بخش شامل 3 فصل مي­باشد:

فصل اول: تعريف، ضرورت و هدف توليد علم

امام راحل در خصوص ايجاد افقهاي جديد در عرصه انديشه و نوآوري در مجموعه اطلاعات وعلوم مرتبط با حوزه مديريت نظام اسلامي، به معناي نرم­افزاري و همچنين نهضت نرم­افزاري تصريحاتي فراواني دارند و در باب ضرورت احياي نهضت توليد علم ديني هم ضرورت اين امور را نه تنها در سطح جغرافيايي و سياسي ملي بلكه براي جهان اسلام و بلكه دنياي بشريت مطرح مي­كنند تا در سايه آن الگوهاي اراده سالم جامعه انساني طراحي گردد.

بر اين اساس«ساخت تمدن اسلامي» و ايجاد الگوي اداره تمدن اسلامي دو هدف اصلي نهضت توليد علم از نگاه امام راحل مي­باشد.

فصل دوم: مباني نهضت توليد و توسعه علم

در اين فصل دو مبناي «دين شناختي» و «معرفت شناختي» به عنوان دو مبناي اساسي در شناخت نهضت توليد علم در كلمات امام راحل (ره) بررسي مي­گردد.

در نگاه حضرت امام (رضوان الله تعالي عليه) خاتميت اسلام، جامعيت دين، قدرت سرپرذستي انسان و جامعه در تمامي ابعاد و شؤون، سرپرستي دنيا و آخرت در جهت سعادت انسان، تعارض الگوهاي ديني با نظامهاي مادي و مجهز بودن اسلام به سامانه خاصي از سرپرستي، به عنوان ويژگيهاي اصلي اسلام به شمار مي­روند.

اين بررسي به ما نشان مي­دهد كه نگاه امام به دين يك نگاه حداكثري بوده كه معتقد است دين قدرت سرپرستي انسان و جامعه در تمامي ابعاد و شئون داراست و از بيان هيچ حكمي فروگذار نكرده است و ضمن رد مكاتب مادي سرپرستي دين فردي و اجتماعي كه منجر به نور هدايت و سعادت شود تنها بوسيله اسلام قابل تحقق مي­داند.

اما در باب معرفت شناسي، در بررسي بيانات و مكتوبات امام راحل (ره) به خوبي روشن مي­شد كه نظر ايشان به علم، مطلق نيست و همه علوم را به طور مطلق مطلوب نمي­دانند و با تقسيم بندي علم به «خوب و بد» برخي علوم را استكباري مي­دانند و در قضاوت نسبت به علم، همگان را به اين مورد توجه مي­دهند كه علم در دست چه كسي از كجا، براي چه كاربردي، يا چه معيار شناختي و با چه نگاهي به طبيعت، توليد، توزيع يا مصرف مي­شود.

در ديدگاه حضرت امام (ره) علمي مطلوب است كه داراي ويژگيهايي از قبيل عدم تعارض با دين، عدم ايجاد وابستگي، همراهي با اخلاق و معنويت، مهار علم براي توسعه توحيد و معنويت باشد و مضافاً بر اينكه در ديدگاه امام (ره) جهانبيني حاكم بر ماهيت علم تأثير مستقيم دارد.

بر اساس اين نگرش ايجاد آن دسته از رشته­هاي علمي و تئوريهاي جديد مطلوب است كه در نهايت در خدمت توسعه كلمه توحيد در جامعه باشد و آنچه سمت و سوي پيدايش، تغيير و تكامل علوم را مشخص مي­كند چيزي جز ديننيست.

فصل سوم: گستره نهضت توليد علم

از آنجا كه دين پاسخگوي تمام نيازهاي فردي و اجتماعي است و تمام عرصه­ها و شئون فردي و اجتماعي را پوشش مي­دهد، طبعاً گستره اين نهضت علمي نمي­تواند كمتر از حوزه نيازمنديها باشد زيرا علم ابزار رفع نياز و ساماندهي نظام نيازها و ارضائات محسوب مي­شود.

حوزه و دانشگاه متكفل توليد معارف وعلوم لازم براي سرپرستي جامعه اند. لذا براي رسيدن به اهداف نهضت علمي ؟؟ خلأهاي موجود لزوم كاوش، باز توليد و پژوهش گسترده در جهت توسعه و تكمل اطلاعات و معارف اين دو نهاد ضرورت مضاعف پيدا مي­كند. از منظر امام (ره) اجتهاد مصطلح كافي نبوده و ضمن حفظ سبك اجتنهاد سنتي و جواهري با دخالت دادن دو عنصر زمان و مكان پويايي و روزآمدي فقه حفظ شود و ؟؟ و اجتهاد جنبه عيني وعملي يابد و حضور اجتماعي پيدا كند و پاسخگوي نيازهاي حال و آينده بشريت باشد كه اين خود ضرورت تكامل روش اجتهاد و استنباط احكام اجتماعي و حكومتي را مي­طلبد.

در كنار تكامل روش اجتهاد، (حكم شناسي)، اصلاح روش موضوع شناسي نيز مي­تواند از موضوعات جدي در نهضت نرم­افزاري باشد كه اين امر گستره اين خيزش علمي را بيشتر مي­كند از همين رو حضرت امام بر جنبه علمي پيدا كردن فقه و پياده شدن اصول حكم فقه در عمل فرد و جامعه و حضور همه جانبه روحانيت در صحنه­هاي اجتماعي و شناخت روابط حاكم بر دنيا و دارا بودن ديد سياسي و شناخت صحيح حكومت وجامعه و تغيير و تحولات نظام نيازمنديهاي جامعه تأكيد مي­نمايند. بديهي است كه اين نگاه كه حكمت را فلسفه عملي تمامي فقه در تمامي زواياي زندگي بشريت ؟؟ را تئوري واقعي و كامل اراده انسان و اجتماع از گهواره تا گور مي­داند. با علوم اجتماعي سكولار كه دين را از حصنه حيات فردي و اجتماعي جدا مي­كند بسيار متفاوت است و لزوم هماهنگي حكم شناسي با موضوع شناسي را بر اساس و محوريت دين اثبات مي­نمايد و ولايت اجتماعي بدون شناخت موضوعا كلان از زاويه دين ممكن نخواهد بود و در غير اين صورت تنظيمات كلان اجتماعي عرصه را بر دين تنگ خواهد كرد و به گوشه انزوا خواهد برد.

بخش دوم: برنامه نهضت نرم­افزاري

در بخش دوم، برنامه نهضت نرم­افزاري از نگاه امام راحل در غالب دو عنوان، «موانع و راهكارهاي توليد علم» بررسي گرديده است.

فصل اول:موانع نهضت نرم­افزاري و توسعه علمي

در غرب زدگي : در باب موانع موارد زير به عنوان موانع اساسي توليد علم از نگاه امام راحل (ره) طرح گرديده است:

نظام سلطه ماي كه فرهنگ ديني و مذهبي را مانع تسلط و سيطره خود مي­داند، در جهت يكسان­سازي فرهنگها و منطبق كردن با فرهنگ خود فرهنگ ملتها و خصوصاً مذهبي را شديداً مورد حمله قرار مي­دهد و با بكارگيري ظرافتهاي خاص و ارايه الگوهاي نوين زندگي در قالب مدلهاي توسعه در بخشهاي مختلف زندگي اجتماعي و توليد مفاهيم علمي و تخصصي آن نوع زندگي ديگر جوامع را با الگوهاي حاكم بر تمدن غرب هماهنگ مي­كند. در جامعه خود امروز شاهد نوع زندگي بر اساس آينده­اي از سنت و مدرنيته هستيم و در بسياري از موارد فرهنگ اصيل ملي و اسلامي به فراموشي سپرده شده است.

پذيرش الگوي زندگي غربي همراه با نوعي دلبستگي به اين نوع از زندگي و تمدن باعث غفلت از لايه­هاي باطني اين تمدن و بي توجهي به فرهنگ غني اسلام گرديدهاست. تمدني كه با تنظيمات كلان بر اساس خواست انساني و رأي اكثريت جايي براي دخالت مفاهيم قدسي و دخالت دين در تعيين بايد­ها و نبايدهاي رفتار فردي و اجتماعي نگذاشته است.

در اين بستر بخش تخصصي و علمي جامعه نيز به دنبال بدست آوردن استانداردهاي زندگي غربي بر اساس روشهاي علمي و وارداتي مي­باشد باقي ماندن اين تعلق روحي و ميل عمومي براي جامعه ما خطرناك و مانع بزرگي براي شروع و همگاني شدن نهضت نرم­افزاري محسوب مي­شود.

2 ـ وابستگي تمام عيار: گمان عمومي تقليد از الگوهاي منجر به وابستگي در همه ابعاد جامعه مي­شد. در اين بستر همان نيازها از غرب تأمين و يا به توليدات بومي نيز رنگ و لعاب غربي زده مي­شود.

مهمترين جلوه وابستگي، وابستگي فكري كه وابستگي­هاي ديگر را به دنبال خواهد داشت. از جمله وابستگي فرهنگي كه هويت جامعه را از درون تهي ساخته و وابستگي در ابعاد سياسي و اقتصادي را نيز به دنبال خواهد داشت.

نتيجه قهري وابستگي فكري و فرهنگي چيزي جز ارتزاق علمي از غرب نخواهد بود كه به مصرف زدگي در عرصه­هاي مختلف منجر خواهد شد و توده مردم و نخبگان جامعه مصرف كننده محصولات متنوع غربي خواهند بود كه آن نيز بر شدت و ابستگي جامعه خواهد افزود وابستگي فكري، فرهنگي، علمي و مصرف زدگي ناشي از آنها كه تماماً محصول روند غرب زدگي است. از موانع مهم نهضت توليد علم مي­باشد.

3 ـ وجود كاستي در حوزه معرفت شناسي : همانگونه كه در بخش مباني نيز اشاره گرديد نگرش­هاي دين حداقلي و علوم شناخت ابعاد و گستره دين و ارايه تصويرهاي ناقص و ناكارآمد از اسلام و بالاخره درك ناصحيح از رابطه علم و دين و حاكم نداستن جهت خاصي بر علم و واگذاري آن به انديشه بشري كه بشر نيز آن را توليد كرده و در حال ترقي مي­باشد و تفكر جدايي دين از سياست و انحصار فقاهت به احكام فردي وعبادي وعدم دخالت روحانيت در امر سياست و حكومت، همگي از موانع بزرگ در راه تحقق نهضت نرم­افزاري و توليد و توسعه علم به شمار مي­روند.

فصل دوم: راهكارهاي تحقق نهضت نرم­افزاري و توسعه علمي

در باب راهكارهاي توليد علم هم راهكارهاي زير در كلام امام طرح گرديده اند:

1 ـ آشناسازي جامعه با جلوه­هاي مختلف فرهنگ و تمدن غرب: اولين گام مهم در راستاي تحقق نهضت نرم­افزاري و توليد عم آشناسازي جامعه با جلوه­هاي مختلف غرب، معرفي فرهنگ استعماري و نقد علوم، مفاهيم و مدلهاي عربي است تا جامعه متوجه ابعاد مخرب الگوهاي غربي و عدم سازگاري با زندگي ايمان شود. در اين فصل حاكميت مباني و اهداف ماديي بر فرهنگ تمدن غرب و بالطبع ارايه راهكارها و الگوهاي مادي و همچنين شناخت راههاي پيچيده و پيشرفته نفوذ آن به تفصيل بررسي مي­گردد:

اين شناخت باعث موضع گيري جامعه ايماني در برابر الگوهاي وارداتي و ايجاد عزم همگاني براي توليد معارف ديني جديد براي اداره اسلامي جامعه خواهد شد.

2ـ لزوم شناخت همه جانبه اسلام و معرفي صحيح آن : ارايه طرحها و روشهاي سازنده متناسب با اهداف انقلاب و جايگزيني آنها به جاي راهكارها و الگوهاي غربي مستلزم شناخت عميق و همه جانبه تمامي ابعاد اسلام مي­باشد. مجموعه معارف فعلي ما پاسخگوي اين سطح از انتظارات و پاسخگويي به تمامي نيازهاي فردي و اجتماعي نمي­باشد لذا براي رسيدن به اين مهم بايد معارف ديني موجود به صورت متعبدانه و قاعده مند گسترش يافته و پاسخگوي به آن نيازها باشد و آحاد جامعه با ابعاد مختلف و تأثيرگذار اسلام آشنا شود.

3ـ ايجاد احساس مسئوليت در سطح عام و خاص: تحقق اين امر مهم جز از طريق به كارگيري تمام امكانات و ظرفيتها در بستر يك خواست عمومي در سطح جامعه و نخبگان علمي ممكن نيست. اين حركت عمومي با ايجاد احساس مسئوليت، بر انگيختن، حساسيت اجتماعي و تبديل اين هدف به ميل و خواست همگاني ممكن و ميسور است و بسيج همه ظرفيتهاي جامعه راه نيازمند است.

لذا حضرت امام در بياناتشان سعي در تلخ جلوه دادن وابستگي در ذائقه ملت و ايجاد بيداري عمومي و روحيه احساس مسئوليت در تمامي آحاد جامعه داشته اندو با پرهيز دادن از روحيه بي تفاوتي جامعه را به گذشته درخشان خود و سعي در رسيدن به خود كفايي و اهداف بلند تشويق مي­نموده اند.

اين احساس مسئوليت باعث ايجاد مشاركت در توسعه نظام و توجه به آسيبها و شكل گيري ميل و اراده همگاني براي رسيدن به مطلوب مي­شود.

4 ـ تلاش براي جايگزيني فرهنگ توليد به جاي فرهگ مصرف در سطح عمومي و تخصصي: رواج رويحه مصرف زدگي علاوه بر تأثيرگذاري در سطح فرهنگ عمومي و روابط و آداب و رسوم غربي و ميل به مصرف محصولات تجملي، در سطوح فرهنگي تخصص نيز نفوذ كرده و نخبگان جامعه را در حد مترجم يا مصرف كننده محصولات علوم و الگوهاي مادي تنزل مي­دهد و علاوه بر محروم جامعه اسلامي از فرهنگ انسان ساز و هدايت كننده اسلام، حضرت امام با حساسيت فراوان نسبت به اين مسئله در فرازهاي فراوان، جامعه را به نفي وابستگي در ابعاد مختلف و كسب خودكفايي دعوت مي­نمايند. تقويت روحيه اميد و ملت را به خود باوري، توكل به خدا، اتكا به ذهن و باور به داشته­ها و ظرفيت­هاي خودي توجه مي­دهند.

همچنين در اين راستا حضرت امام به تشويق و حمايتهاي مادي و معنوي از كسانيكه شجاعت مبارزه با جهل وناداني را داشته و شهامت ورود به عرصه توليدعلم و نظريه پردازي را دارند تأكيد نموده و به بكارگيري نيروهاي مؤمن و با تعهد كه در صحنه­هاي سرنوشت ساز كشور امتحان خود را پس داده­اند سفارش مي­نمايند.

5ـ تكيه بر مؤلفه­هاي ديني و انگيزه­هاي ايماني: از نكات بسيار مهم و راهگشا در تحقق نهضت نرم­افزاري و توليد علم همانا استفاده از تجربه انقلاب اسلامي در بعد سياسي و موفقيت در عرصه آزمون دشوار دفاع مقدس است. عوامل موفقيت ما در اين مقاطع تكيه بر مؤلفه­هاي ديني و انگيزه­هاي ايماني جامه بود و حضرت امام (ره) با توكل بر خداي متعال و اعتماد بر مردم و بدون اتكاء به شرق وغرب و ياري جستن از روشهاي رايج زمان توانستند مديريت انگيزه­هاي مردمي را بر اساس باورهاي دين و مفاهيمي همچون محرم وعاشورا و فرهنگ ايثار و شهادت بدون وعده و وعيدهاي مادي بر عهده گرفته و پيروزي انقلاب اسلامي را تضمين از آزمون بزرگ جنگ سربلند و پيروز خارج شوند.

انقلاب فرهنگي و تحقق آن بدون تكيه بر حركت جهادي عرصه علمي ممكن نخواهد بود و اگر مردم احساس كنند كه حركت آنها نوعي جهاد با دشمن محسوب مي­شود و دشمن از سنگر علم و الگوهاي توسعه اجتماعي به مبارزه با مفاهيم قدسي و الهي پرداخته است در اين جهاد علمي و باز پس گرفتن سنگرهاي كليدي از درشمن درنگ نخواهند كرد.

بخش سوم: «حاملان و مخاطبان» نهضت نرم­افزاري و توسعه علمي

در مباحث گذشته به خوبي روشن گرديده است كه مجموعه معارف و اطلاعات موجود در جامعه براي نيل به اهداف تعريف شده توسعه الهي نظام و رفع خلأهاي جامعه كافي نمي­باشد. ما از يك سو نيازمند فهم حداكثري از دين و شناخت باعاد و لايه­هاي تازه و عميق­تر از دين و از سويي ديگر محتاج توليد علوم، نظريه­هاي كاربردي و الگوهاي عملي برگرفته از مباين معرفت الهي هستيم. بنابراين مخاطبان خاص نهضت نرم­افزاري و توليد و توسعه علمي دو نهاد فرهنگ ساز و توليد كننده معارف و اطلاعات مورد نياز جامعه يعني حوزه و دانشگاه مي­باشند. در كنار آن دو نهاد حكومت نيز مسئول تعريف نظام نيازمنديهاي جامعه و عوامل آسيب رسان تهديد كننده نظام اجتماعي براي نهادهاي حوزه و دانشگاه با هدف چاره­انديشي توسط آنان و نيز ساماندهي ظرفيتهاي اجتماعي و ايجاد بستر لازم و انجام پشتيباني و تأمين امكانات و مقدورات براي تحقق اين مهم مي­باشد.

در اين بخش جايگاه و اهميت هر يك از اين نهادها در نظام اجتماعي ديدگاه حضرت امام نسبت به هر يك از نهادهاي حكومت، حوزه و دانشگاه و وظايف مهمي كه بر عهده دارند و مطالباتي را كه حضرت معظم له از هر كدام از اين نهادها براي پاسخگويي به مشكلات اجتماعي و ساختاري جامعه و تعامل هميشگي اين نهادها در راستاي برنامه­ريزي بر اساس ارزشها داشته اندبه تفصيل ذكر گرديده است.

در اين پژوهش حدوداً 270 مورد مستند از فرمايشات و مكتوبات حضرت امام (رضوان الله تعالي عليه) ذكر گرديده است و سعي گرديده است كه چارچوب بحث بر اساس مكتب فكري تئوريسين بزرگ انقلاب اسلامي ارايه شود و تمام مباحث به بيانات و مكتوبات آن بزرگوار استناد داده شود.
 

همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب