اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389  ساعت 1:09 PM

«آنچه از ملاحظه‏ وضعیت موجود كشور و ظرفیت‌هاى عظیمى كه در دل این كشور و ملت بزرگ نهفته است، می‌شود به دست آورد، این است كه آنچه ما انجام داده‏ایم، آنچه مسوولان و مردم انجام داده‏اند، در مقابل آنچه ظرفیت عظیم این كشور براى پیشرفت و رسیدن به عدالت است، كار بزرگى نیست. باید تلاش‌ها را بیش از آنچه كه در گذشته انجام داده‏ایم، همه انجام بدهند و خود را موظف بدانند.» با استماع كلمه «كار» مضاعف، نباید صرفا تولید و امور اقتصادی در اذهان تداعی شود و همت مضاعف فقط در راستای كار تولیدی، فنی و اقتصادی به كار برده نمی‌شود بلكه به فرموده معظم‌له، در همه عرصه‌های صنعتی و در فعالیت‌های اجتماعی و سیاست خارجی و در بخش‌های مختلف باید كار مضاعف صورت گیرد. بنابراین باید این نگرش ابتدا در بین تمامی مسوولان نظام در تمامی سطوح، تقویت شود كه امروزه مردم كشور اسلامی ایران نیازمند همت بلندتر با كار بیشتر و متراكم‌تر هستند تا راه‌های نرفته را بپیمایند و به هدف‌های بزرگ خود نزدیك‌تر شوند.
 یكی از موضوعات مهم در بیانات رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی سال 89، تاكید بر نظارت و بازخوردگیری مسوولان در فعالیت‌ها و تلاش‌ها برای عمران و آبادانی و پیشرفت كشور و تقدیر از آن است: «بر همه‏ ناظران منصف فرض است كه از این تلاش‌ها، از این زحمات و كار و كوششى كه براى عمران و آبادانى و پیشرفت كشور در عرصه‏هاى مختلف انجام گرفت، قدردانى كنند.» تمامی مدیران موظفند با نگاه سیستماتیك به سازمان خود، از خروجی‌های سازمان، فیدبك گرفته و در جهت اثربخشی فعالیت‌ها، ضمن تشویق كاركنان كارا، نقاط ضعف احتمالی را شناسایی كرده و اقدامات مضاعف برای رفع كاستی‌ها را در نظر بگیرند. تشویق و قدردانی از منابع انسانی متعهد، یكی از رموز موفقیت تمامی مدیران در راستای اثربخشی مضاعف فعالیت‌های سازمانی است و از روزمرگی‌ها در اثر حجم بالای كارها و به فراموشی سپردن یا بی‌توجهی به كار مضاعف زیرمجموعه، جلوگیری خواهد كرد و موجب برانگیختگی كاركنان و به حداقل رساندن خستگی آنان خواهد شد.
 نام‌گذاری سال 89 با دقت و ظرافت خاصی صورت‌گرفته و محدود به یك بعد از ابعاد توسعه نیست و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تمامی آحاد مردم و مسوولان را در هر پست و رده سازمانی، مورد خطاب قرار داده و همه را موظف به حركت برای رسیدن به بهترین روزها، بهترین حالات و بهترین وضعیت‌ها كرده‌اند. بی‌شك جامعه بزرگ فرهنگیان، یكی از تاثیرگذارترین اقشار در هر كشور محسوب می‌شود كه جایگاه ویژه آنان از هزاره‌های گذشته تاكنون مورد تاكید فلاسفه و اندیشمندان مشهور بوده و هست و به نوعی آموزش و پرورش و معلمان را زیربنای اصلی توسعه و سرمایه‌گذاری مطمئن برای آینده هر كشوری، معرفی كرده‌اند. توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی و... در هر مملكتی در گرو بهره‌گیری از منابع انسانی متعهد و كارا است و این منابع انسانی كارا (دانش‌آموزان) ابتدا باید در نظام آموزشی حاكم، در فرآیند تربیت و آموزش شركت داده شوند و با همراهی خانواده‌ها، جریان جامعه‌پذیری آنان تداوم یابد تا در سایه تربیت و آموزش نیروهای متعهد، فعال و با همت مضاعف، شاهد سرمایه‌گذاری مطمئن برای آینده باشیم. موفقیت نظام آموزشی كشور در گرو تقویت مضاعف علم و ایمان دانش‌آموزان به‌عنوان والدین و جمعیت مولد و فعال آینده است و این میسر نیست مگر با همت و كار مضاعف معلمان و كاركنان مدارس به‌عنوان فعالان خط‌مقدم تعلیم و تربیت و این هم مقدور نخواهد بود جز با توجه و پشتیبانی كافی مسوولان نظام آموزشی برای شناسایی و معرفی فرهنگیان، معلمان و مدیران فعال با همت و كار مضاعف و تقویت انگیزه فعالیت بیش‌ازپیش آنان.
از نقطه‌نظر اجتماعی، كار بیش از آنكه از جهت افزایش ثروت آنانی كه به انجام دادن آن فرمان می‌دهند، مطمح‌نظر قرار گیرد، از دیدگاه ارتباطش با انسان كه بدان‌دست می‌زند، مورد توجه است. شرایط اجتماعی كار به نظام اقتصادی، میزان توسعه نیروهای مولد، میزان تشكل و سازمان‌یافتگی كارگران و قوانین و مقررات وابسته است. باید توجه داشت كه در تمدن صنعتی و فنی، جدایی بین كار یدی و فكری (عقلانی) كاهش می‌یابد، چه، بسیاری از كارهای واسط بین این دو موجودند، ازجمله كنترل وسایل و شیوه‌های مبتنی‌بر خودكاری، وجود كاركنان ماهر، ناظران در كارهای اداری، كاركنان مشاغل علمی و...
 توجه به تعریف «كار اجتماعی (Social Action)
  كه از آن، به‌عنوان  كار یك عده از مردم كه به‌صورت گروهی انجام می‌شود یا كوشش منظم برای تغییر نهادها، آداب و رسوم یا روابط گروهی»، یادشده، می‌تواند مكمل تعریف كار باشد. بنابر تعاریف فوق، مجددا متذكر می‌شود كه استفاده از كلمه كار در این نوشته صرفا به معنای كار درآمدزا نیست و گاهی از آن به‌عنوان كاركرد و حتی تكلیف نقش هم استفاده می‌شود.
 از سوی دیگر، برای اینكه نظام آموزشی در انجام وظایف محوله خود بیش‌ازپیش موفق باشد، نیازمند توجه و همت مضاعف مسوولان در دولت و سایر قوا برای یاری رساندن خود است و مهم‌تر از همه اینكه حذف نگاه «مصرفی بودن نظام آموزشی» نیازمند كار مضاعف است و زمانی كه به نظام آموزشی به‌عنوان یك «نظام سرمایه‌گذاری مطمئن» نگریسته شود، می‌توان به آینده كشور، صد چندان امیدوار بود.
 اینكه چه بخش‌ها و زیرمجموعه‌های آن، بیش از سایر بخش‌ها به كار مضاعف نیاز دارند، موضوع مهم دیگری است. طبیعی است كه در اثر فشار كاری مدیران، حجم زیاد امور، روزمرگی‌ها، توطئه‌های بیگانگان، كمبود منابع، توجه ویژه به برخی موضوعات روز و...، ناخودآگاه ممكن است اشكالات موجود در یك بخش، موقتا از توجهات، پنهان شود یا اقدامات جدی برای رفع آن صورت نگیرد در این حال لازم است ضمن مطالعه دقیق كاستی‌ها توسط كارشناسان خبره داخل و خارج سیستم، ابتدا نقاط ضعف شناسایی شوند و سپس برای بر طرف كردن نقاط ضعف، راهكارهایی ارائه شود و این میسر نخواهد بود مگر اینكه تمامی مسوولان و مدیران در بخش‌های مختلف «نقدپذیری» خود را تقویت كرده و میزان پذیرش انتقادهای سازنده از خود یا سازمان خود را افزایش دهند و ضمن عدم كتمان حقایق و كاستی‌های موجود، خود و زیرمجموعه را برای كار مضاعف آماده كنند و از همه مهم‌تر اینكه شناسایی نقاط ضعف سازمان خود را صرفا منسوب به شخص مدیر نكنند، بلكه با احساس مسوولیت نسبت به اهداف سازمانی، این دسته از مطالعات و تلاش‌ها را در جهت اثربخشی سازمان، مفید و لازم تلقی كنند.

* كارشناس‌ارشد مدیریت
 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 11:37 AM

كلمات و انديشه ها داراي امواجي هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.

اگر يك كارگر بي سواد بتواند يك اصطلاحي را در دنيا شايع كند؛ پس من و تو، ما و شما به طور حتم مي توانيم استفاده از كلمه ها و اصطلاح هاي مثبت را در سطح كل ايران گسترش داده و انرژي مثبت را بين همه پخش كنيم..

امروزه ثابت شده كه كلمات منفي نيروي منفي به سمت شخص مي فرستند و او را به سمت منفي و بيماري سوق مي دهند!

به طور مثال وقتي به ما مي گويند خسته نباشي دراصل خستگي را به يادمان مي آورند و ناخودآگاه احساس خستگي مي كنيم (با خودتان امتحان كنيد) اما اگر به جاي آن از يك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نيروي از دست رفته، ترميم و خستگي جسم را از بين مي برد بلكه نيروي مثبت و سازنده اي را به افراد هديه مي دهيم.

با ما باشید

  • مثال:


به جاي پدرم درآمد؛ بگوييم : خيلي راحت نبود

به جاي خسته نباشيد؛ بگوييم : خدا قوت

به جاي دستت درد نكنه ؛ بگوييم : ممنون از محبتت، سلامت باشي

به جاي ببخشيد مزاحمتون شدم؛ بگوييم : از اين كه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم

به جاي لعنت بر پدر كسي كه اينجا آشغال بريزد ؛ بگوييم: رحمت بر پدر كسي كه اينجا آشغال نمي ريزد

به جاي گرفتارم؛ بگوييم : ‌در فرصت مناسب با شما خواهم بود

به جاي دروغ نگو؛ بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟

به جاي خدا بد نده؛ بگوييم : خدا سلامتي بده

به جاي قابل نداره؛ بگوييم : هديه براي شما

به جاي شكست خورده؛ بگوييم : با تجربه

به جاي مگه مشكل داري؛ بگوييم : مگه مسئله اي داري؟

به جاي فقير هستم؛‌بگوييم : ثروت كمي دارم

به جاي بد نيستم؛ بگوييم :‌ خوب هستم

به جاي بدرد من نمي خورد؛ بگوييم : مناسب من نيست

به جاي مشكل دارم؛ بگوييم : مسئله دارم

به جاي جانم به لبم رسيد؛ بگوييم : چندان هم راحت نبود

به جاي فراموش نكني؛ بگوييم : يادت باشه

به جاي داد نزن؛ ‌بگوييم : آرام باش

به جاي من مريض و غمگين نيستم؛‌ بگوييم :‌ من سالم و با نشاط هستم

به جاي غم آخرت باشد؛ بگوييم : شما را در شادي ها ببينم

شاد باشید
 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در توليد فكر ،كتابخوانى و  افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 11:16 AM

دكتر عظيم ميرزازاده، دكتر كامران يزداني، دكتر سامان توكلي، دكتر مهشيد تاج

خلاصه مقاله:
در سال­هاي اخير بحث­هاي بسياري در مورد مفهوم اعتباربخشي (accreditation) و چگونگي استقرار ساختارهاي اعتباربخشي در كشور در جريان بوده است. اهميت موضوع زماني بيشتر مي­شود كه در نظر آوريم در موارد متعددي از راهكارهاي برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيز به امر تقويت فرآيند اعتباربخشي در آموزش پزشكي اشاره شده است. به­طور خلاصه مي­توان گفت اعتباربخشي عبارت است از اعطاي مجوز يا تأييد صلاحيت يك واحد آموزشي كه بر اساس قضاوت خبرگان حوزه مربوطه، ضوابط از پيش­تعيين شده را رعايت كرده باشد. اعتباربخشي مي­تواند در مورد يك مؤسسه انجام گيرد (institutional accreditation) يا فقط در برگيرنده يكي از سه حوزه آموزش، ارايه خدمات و پژوهش باشد. (Specialized Accreditation) در شاخه پزشكي، اعتباربخشي دوره­هاي آموزشي مشخص مي­كند كه آيا دانشكده پزشكي استانداردهاي ملي در زمينه سازمان، عملكرد و كارآيي دوره آموزشي پزشكي عمومي و يا دوره آموزشي هر يك از رشته­هاي تخصصي را رعايت كرده است يا خير؟ وضعيت آموزش پزشكي كشور ما مشابه آنچه در طي دو دهه آخر قرن بيستم در جهان شاهد آن بوده­ايم با گسترش سريع و بي­رويه آموزش پزشكي (به­ويژه در مقطع پزشكي عمومي) مواجه بوده است. از همين­رو شناخت و به­كارگيري روش­هايي كه بتوانند زمينه­ساز ارتقاي كيفيت در آموزش پزشكي كشور باشند حايز اهميت ويژه مي­باشد. در اين زمينه استقرار ساختارهاي اعتباربخشي از جايگاه ويژه­اي برخوردار هستند و در برنامه سوم توسعه و ملحقات آن توجه ويژه­اي به امر راه­اندازي و كارآمد نمودن نظام ارزشيابي و اعتباربخشي مؤسسات و دوره­هاي آموزشي مشاهده مي­شود.

اعتباربخشي به­عنوان شناخته­شده­ترين الگو در زيرمجموعه رويكرد مبتني بر خبرگان به ارزشيابي برنامه (expertise-oriented program evaluation) مانند هر الگوي ديگري داراي نقاط قوت و ضعفي مي­باشد كه لازم است در هنگام طراحي ساختارهاي اعتباربخشي به آنها توجه شود. يكي از مهمترين موضوعات در مورد اعتباربخشي شناخت صحيح و اجراي دقيق مراحل استقرار آن مي­باشد.

مقدمه
يكي از موضوعاتي كه در سالهاي اخير توجه فراواني را در محافل علمي آموزش پزشكي كشور به خود جلب نموده موضوع اعتباربخشي (accreditation) است. بررسي برنامه سوم توسعه نيز بخوبي بيانگر توجه سياستگزاران كلان كشور به اهميت اين امر در ارتقاي كيفيت آموزش پزشكي مي­باشد. در چند سال گذشته اقداماتي نيز در جهت استقرار ساختارهاي اعتباربخشي در بخش­هايي از آموزش پزشكي كشور در جريان بوده است. بدون شك تحقق صحيح اين مهم جز با شناخت صحيح و جامع مفهوم اعتباربخشي، نقاط قوت و ضعف، مراحل استقرار ساختار متولي، و مراحل انجام اعتباربخشي ميسر نخواهد بود مقاله حاضر تلاش مي­كند تا با ارايه توضيحاتي در ارتباط با مفاهيم پايه در زمينه اعتباربخشي، به تشريح اين موارد بپردازد.

مفهوم اعتباربخشي
با جمع­بندي تعاريفي كه به طور كلاسيك براي اعتباربخشي ارايه شده است، اعتباربخشي عبارت است از اعطاي مجوز يا تأييد صلاحيت يك واحد آموزشي كه بر اساس قضاوت خبرگان حوزه مربوطه، ضوابط از پيش تعيين­شده را رعايت كرده باشد.(1)

Worthen اعتباربخشي را به عنوان شناخته­شده­ترين نوع سيستم­هاي ارزشيابي تخصصي رسمي (formal professional review systems) معرفي مي­كند. در اين چارچوب اعتباربخشي به عنوان يك سيستم ارزشيابي برنامه (program evaluation) داراي عناصر اصلي زير مي­باشد:(2)

  1. سازماني كه متولي انجام ارزشيابي­هاي ادواري مي­باشد.
  2. استانداردها و احتمالا" ابزارهاي مدون و مكتوبي كه براي انجام ارزشيابي­ها به كار مي­روند
  3. برنامه زماني از قبل تعيين شده (به عنوان مثال هر پنج سال يك بار) براي انجام ارزشيابي­ها
  4. استفاده از نظرات خبرگان متعدد به منظور قضاوت در مورد كيفيت واحد مورد ارزشيابي
  5. تأثير بر وضعيت واحد مورد ارزشيابي بر اساس نتايج حاصل از ارزشيابي انجام شده

هر چند در ابتدا اعتباربخشي منحصرا" در حوزه آموزش انجام مي­گرفت، در حال حاضر اعتباربخشي علاوه بر آموزش، حوزه­هاي ديگري نظير پژوهش و ارايه خدمات را نيز در برمي­گيرد.(3)

اعتباربخشي مي­تواند در مورد كليت يك مؤسسه انجام گيرد (institutional accreditation)، يا فقط در برگيرنده يكي از سه حوزه فوق­الذكر باشد(specialized accreditation). در صورتي كه واحد مورد ارزشيابي در نظام اعتباربخشي، كليت يك مؤسسه باشد كيفيت سازمان و فعاليت­هاي آن مؤسسه شامل امور اداري، بودجه، ساير منابع و امكانات، امور پژوهشي، امكانات آموزشي و مكانيسم­هاي تضمين كيفيت در آن مؤسسه مورد ارزشيابي قرار مي­گيرد. اما اگر واحد مورد ارزشيابي در نظام اعتباربخشي، دوره آموزشي باشد در آن صورت كيفيت دوره در يك حوزه مشخص مورد ارزشيابي قرار مي­گيرد. به عنوان مثال در شاخه پزشكي، اعتباربخشي دوره­هاي آموزشي مشخص مي­كند كه آيا دانشكده پزشكي استانداردهاي ملي در زمينه سازمان، عملكرد و كارآيي دوره آموزشي پزشكي عمومي و يا دوره آموزشي هر يك از رشته­هاي تخصصي را رعايت كرده است يا خير؟(3)

هر چند اكثر ساختارهاي اعتباربخشي به طور سنتي عمدتا" بر كافي بودن امكانات، صلاحيت­هاي كاركنان و مناسب بودن فرايندها متمركز بوده­اند، در حال حاضر برخي از آنها در حال بازنگري در ضوابط و روشهاي خود براي تكيه بيشتر بر پيامد (outcome) و به خصوص ارتباط درون­داد (input) و فرايند (process) با پيامد هستند. در اين زمينه بسياري از ساختارهاي اعتباربخشي تلاش مي­كنند تا استانداردهايي در ارتباط با پيامد نظير درصد فارغ­التحصيلي، درصد يافتن شغل توسط فارغ­التحصيلان، درصد انصراف­دهندگان، و نسبت هزينه­هاي آموزشي به درآمد فارغ­التحصيلان را در مجموعه استانداردهاي خود بگنجانند.(2)

اهميت اعتباربخشي
اهميت توجه به ارتقاي كيفيت آنگاه بيش از پيش مشخص مي­شود كه توجه داشته باشيم بر اساس گزارش فدراسيون بين­المللي آموزش پزشكي (World Federation for Medical Education-WFME) طي دو دهه گذشته در سراسر جهان شاهد گسترش بي­رويه آموزش پزشكي (حداقل در مقطع پزشكي عمومي) بوده­ايم. عامل ديگري كه بر شدت مشكلات مي­افزايد افزايش تعداد واحدهاي آموزشي غير انتفاعي است كه هدف اصلي آنها تربيت سهل و آسان فارغ­التحصيلان مي­باشد. اين واحدهاي آموزشي به خصوص براي متقاضياني كه به دليل بنيه علمي ضعيف­تر توانايي ورود به دانشكده­هاي پزشكي جا افتاده را ندارند اما از طبقات مرفه اجتماعي برخاسته­اند، بسيار جذاب هستند. علاوه بر تأثيري كه اين واحدهاي آموزشي بر كيفيت آموزش پزشكي دارند باعث اختلال در امر برنامه­ريزي صحيح نيروي انساني پزشكي نيز مي­شوند. اين در حالي است كه به دليل افزايش سطح آگاهي جامعه، سطح انتظارات مردم از پزشكان رو به افزايش است.(3)

شايد بتوان گفت وضعيت آموزش پزشكي در كشور ما بخصوص در بخش پزشكي عمومي دقيقا" مشابه وضعيتي است كه در گزارش WFME آمده است و همين نكته ضرورت توجه هر چه بيشتر به امر ارتقاي كيفيت در آموزش پزشكي كشور را نشان مي­دهد. در برنامه سوم توسعه و مصوبات شوراي برنامه­ريزي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، در جهت اجرايي كردن سياست­هاي كلان نظام توجه ويژه­اي به امر راه­اندازي و كارآمد نمودن نظام ارزشيابي و اعتباربخشي مؤسسات و دوره­هاي آموزشي مشاهده مي­شود، به طوري كه با مروري سريع بر بندهاي مختلف راهكارهاي مصوب، به موارد متعددي از تأكيد بر انجام اعتباربخشي در دانشگاهها و دانشكده­هاي پزشكي و يا امر تدوين معيارها و شاخص­هاي ارزشيابي و اعتباربخشي آموزشي و فراهم كردن شرايط رشد و ارتقاي كيفي واحدهاي آموزشي برمي­خوريم. علاوه بر اين در بند ديگري بر ضرورت كارآمد نمودن نظام ارزشيابي دروني و بيروني مراكز آموزشي تأكيد و به تقويت نهادها و مراجع مستقل در اين زمينه اهميت داده شده است.(11)

نقاط قوت و ضعف اعتباربخشي
براي درك صحيح­تر اهميت اعتباربخشي بهتر است اشاره كوتاهي به نقاط قوت آن داشته باشيم. با جمع­بندي موارد ذكر شده در منابع مختلف مي­توان به نكات زير به عنوان عمده­ترين نقاط قوت اعتباربخشي اشاره نمود:(2و3)

  1. اطمينان­بخشي به دولت، جامعه، مسؤولان اجرايي مؤسسات آموزشي، متخصصان، دانشگاهيان و اموزش­گيرندگان در مورد كيفيت آموزش ارايه شده
  2. بهبود كيفيت آموزشي از طريق تدوين شاخص­ها و دستورالعمل­هاي لازم براي ارزشيابي
  3. تشويق مراكز آموزشي براي بهبود دايمي از طريق ارزشيابي­هاي مداوم
  4. ارايه مشاوره به مراكز آموزشي
  5. حمايت از مراكز آموزشي در برابر فشارهايي كه ممكن است كارآيي آموزشي آنها را مورد تهديد قرار دهد.
  6. جامعيت فرايند ارزشيابي كه مانع از ساده­انگاري در زمينه درك پيچيدگي فرايندهاي آموزشي مي­گردد
  7. فراهم كردن امكان جمع­آوري سيستماتيك اطلاعات در مورد واحدهاي مورد ارزشيابي
  8. هزينه نسبتا" قابل قبول

هر چند همانگونه كه در بالا نيز به آن اشاره شد يكي از مهمترين فوايد اعتباربخشي آن است كه با تضمين كيفيت واحد مورد ارزشيابي باعث مي­شود تا دولت، جامعه، مسؤولان اجرايي مؤسسات آموزشي و آموزش­گيرندگان از كيفيت آموزش و در نهايت كيفيت آموزش­گيرندگان اطمينان حاصل نمايند، اما بايد هميشه به خاطر داشته باشيم كه ارزش اعتباربخشي به بعد بازرسي و نظارتي آن منحصر نمي­شود، بلكه تجربه سيستم­هاي اعتباربخشي بخوبي نشان­دهنده اين واقعيت است كه فعاليت اين ساختارها منجر به راه­اندازي و تقويت فرآيند ارزشيابي دروني در مؤسسات آموزشي و در نتيجه يك تلاش درون­زاد براي ارتقاي كيفيت مي­گردد(3) كه متأسفانه معمولا" به اين جنبه اعتباربخشي توجه كافي مبذول نمي­شود. اين در حالي است كه در بسياري از موارد ارزشيابي دروني كه در قالب فرايند اعتباربخشي انجام مي­شود منجر به كشف نكات بسيار مهمي مي­گردد. در واقع ارزشيابي دروني و بيروني در قالب يك ساختار اعتباربخشي سبب مي­شوند اين ساختارها از محسنات هر دو روش بهره­مند شوند.(2و3)

بايد به خاطر داشته باشيم كه هر چند ساختارهاي اعتباربخشي بر اساس مطالب پيشگفت داراي نقاط قوت بسياري مي­باشند اما مانند هر روش ارزشيابي ديگري داراي نقاط ضعف قابل ملاحظه­اي نيز هستند كه لازم است در هنگام استقرار چنين ساختارهايي به دقت مورد توجه قرار گيرند. به اين منظور به چند مورد از مهم­ترين ايراداتي كه براي ساختارهاي اعتباربخشي مطرح شده­اند اشاره مي­كنيم:(2و3)

  1. ترديد در مورد پايايي نتايج حاصل از ارزشيابي و احتمال بروز تورش (bias) به دليل مبتني بودن نتيجه ارزشيابي بر قضاوت خبرگان
  2. ترديد در مورد اعتبار (credibility) ساختارهاي اعتباربخشي و اينكه متخصصان يك رشته تا چه حد به طور جدي بر عملكرد افراد هم­رشته خود نظارت مي­كنند
  3. مشخص نبودن دقيق وزن و اهميت مجموعه ضوابط تعيين شده كه موارد جزيي تا بسيار مهم را شامل مي­شود
  4. توجه صرف به اهداف در نظر گرفته شده و عدم توجه به مسايل ديگر در زمان انجام ارزشيابي
  5. جلوگيري از مطرح شدن ديدگاه­هاي كساني كه در يك واحد آموزشي حضور داشته و بيشترين اعتراضات را در مورد كيفيت آن واحد آموزشي دارند
  6. خطر يكنواخت كردن برنامه­هاي آموزشي

مراحل اعتباربخشي
اولين قدم در راه انجام اعتباربخشي، تعريف استانداردهاي مربوط به اجزاي مجموعه­اي است كه به عنوان واحد مورد ارزشيابي تعيين­شده است. استانداردهاي اعتباربخشي دوره­هاي آموزشي دربرگيرنده استانداردهاي مربوط به تعداد و مدارج علمي آموزش­دهندگان، شرايط آموزش­گيرندگان، امكانات و تجهيزات آموزشي، برنامه آموزشي شامل محتوا، روش­هاي آموزشي و روش­هاي ارزيابي، و … مي­شود.

همانگونه كه قبلا" اشاره شد در اغلب موارد اين استانداردها بر اساس توافق جمعي آموزش­دهندگان، آموزش­گيرندگان، نهادهاي حرفه­اي، دولت و ساير گروه­هاي ذينفع تعيين مي­شود. از آنجا كه هدف هر سيستم آموزشي بايد تربيت فارغ­التحصيلان توانمند در حيطه كاري مربوطه باشد، لذا منطقي به نظر مي­رسد، با به كارگيري روش­هاي دقيق­تري به ارزيابي توانايي واقعي فارغ­التحصيلان سيستم آموزشي در پاسخگويي به نيازهاي جامعه پرداخته و از نتايج آن در تدوين استانداردهاي آموزشي استفاده شود.(3)

هر چند ساختارهاي اعتباربخشي در جزييات فعاليت خود داراي تفاوت­هايي هستند اما از نظر روش كار داراي اصول مشتركي مي­باشند. فرآيند اعتباربخشي به طور معمول شامل اجزاي زير است:(2و3)

الف- جمع­آوري اطلاعات در مورد واحد مورد ارزشيابي. اين مرحله مي­تواند با استفاده از پرسشنامه­هاي مخصوصي كه به همين منظور تهيه شده­اند، انجام شود
ب- انجام ارزيابي دروني توسط مسؤول آموزشي، اعضاي هيأت علمي، مسؤولان اجرايي مؤسسه و آموزش­گيرندگان
پ- انجام بازديد توسط خبرگاني كه از خارج از مؤسسه اعزام مي­شوند
ت- تهيه گزارش توسط هيأت ارزشيابي­كننده
ث- تصميم­گيري نهايي توسط نهاد مسؤول اعتباربخشي بر اساس كليه اطلاعات جمع­آوري­شده، كه در بسياري از موارد اين تصميم­گيري توسط يك كميته چند رشته­اي (multidisciplinary) صورت مي­گيرد.

طبيعتا" هر يك از ساختارهاي اعتباربخشي بر اساس نيازها و اولويت­هاي خود تغييراتي در اين رويه كلي ايجاد مي­نمايند. به عنوان مثال در برخي از ساختارهاي اعتباربخشي بازديد از محل صرفا" به منظور تأييد صحت اطلاعات ارايه شده انجام مي­شود و لذا ضرورتي به استفاده صرف از خبرگان رشته مربوطه براي بازديد وجود ندارد،(4) يا در بسياري از ساختارهاي اعتباربخشي، ارزيابي دروني در فواصل بين ارزشيابي­هاي بيروني انجام مي­گيرد و نه قبل از هر ارزشيابي بيروني(4،2و5)

نگاهي به ساختارهاي اعتباربخشي در ساير كشورهاي جهان

در حال حاضر در كشورهاي جهان، ساختارهاي اعتباربخشي بسياري در حيطه­هاي مختلف اعم از آموزشي و خدماتي مشغول بكار هستند. آنچه در اين قسمت به آن اشاره مي­شود توضيح مختصري در مورد ساختارهاي اعتباربخشي آموزشي در بعضي از مقاطع آموزش علوم پزشكي است:

الف)آموزش پزشكي عمومي
در كشورهاي آمريكاي شمالي سال­هاست كه اعتباربخشي آموزش پزشكي عمومي (Undergraduate Medical Education-UME) در حال انجام است. در واقع قدمت ساختار اعتباربخشي UME در اين كشورها به اوايل قرن بيستم برمي­گردد. در حال حاضر نيز Liaison Committee on Medical Education كه از سال 1942 به همين عنوان مشغول فعاليت است وظيفه اعتباربخشي در حوزه UME را در ايالات متحده و كانادا (با همكاري کميته اعتبار بخشي دانشکده هاي پزشکي کانادا) بر عهده دارد.( 6) برخي از كشورهاي اروپايي نظير انگلستان، هلند، كشورهاي اسكانديناوي و نيز كشورهاي استراليا و زلاندنو نيز ساختارهايي را به اين منظور راه­اندازي نموده­اند. در سال­هاي اخير تلاش­هايي براي استقرار ساختارهاي اعتباربخشي در مكزيك، آمريكاي لاتين و مالزي انجام شده است. علاوه بر ساختارهاي اعتباربخشي فوق­الذكر، در سال­هاي آخر قرن بيستم WFME نيز فعاليت گسترده­اي را در زمينه استقرار يك ساختار اعتباربخشي بين­المللي براي دوره­هاي آموزشي پزشكي عمومي آغاز نموده است.(3)

ب)آموزش پزشكي تخصصي
آموزش پزشكي تخصصي، مرحله دوم در طيف آموزش پزشكي محسوب مي­شود. در اين زمينه نيز ساختارهاي اعتباربخشي شناخته­شده­اي در كشورهاي صاحب­پيشينه جهان در آموزش پزشكي وجود دارد. اعتباربخشي آموزش پزشكي تخصصي در ايالات متحده به سال 1914 برمي­گردد، يعني زماني كه براي اولين بار صدور مجوز بيمارستان­هاي آموزشي براي آموزش تخصصي آغاز شد. پس از آن در دهه پنجاه قرن بيستم ميلادي بود كه كميته­هاي تخصصي در دو رشته جراحي و داخلي تشكيل گرديد. از آن پس كميته­هاي رشته­هاي ديگر به تدريج راه­اندازي شدند و از حدود 20 سال پيش تمامي اين كميته­ها زير چتر حمايتي و نظارتي واحدي بنام شوراي اعتبار بخشي آموزش پزشکي تخصصي (Accreditation Council for Graduate Medical Education) اداره مي­شوند. در حال حاضر ACGME اعتباربخشي آموزش تخصصي در 26 رشته تخصصي و 74 رشته فوق­تخصصي باليني را بر عهده دارد.(4و7)

در كشور كانادا اعتباربخشي آموزش پزشكي تخصصي از سال 1945 آغاز گرديد و در حال حاضر اعتباربخشي آموزش تخصصي در 55 رشته تخصصي و فوق­تخصصي در سراسر كانادا توسط کالج سلطنتي پزشکان و جراحان کانادا (Royal College of Physicians and Surgeons of Canada)صورت مي­گيرد.(5و7)

در چند سال اخير بر اساس درخواست وزير بهداشت استراليا و پذيرش شوراي پزشكي استراليا (Australian Medical Council) اين شورا مسؤوليت استقرار ساختار اعتباربخشي آموزش تخصصي در كشور استراليا را بر عهده گرفته و تا كنون اقداماتي را نيز در چند رشته آغاز كرده است.(8)

پ)ساير شاخه­هاي علوم پزشكي
علاوه بر موارد فوق، در حال حاضر ساختارهاي اعتباربخشي مستقل در زمينه­هايي نظير آموزش مداوم، دندانپزشكي و تخصص­هاي وابسته، داروسازي، و رشته­هاي Allied Health Medicine در حال فعاليت هستند.(9، 10، 12)

نتيجه­گيري
اعتباربخشي به عنوان يكي از مهم­ترين روشهاي تضمين و ارتقاي كيفيت آموزش پزشكي، وسيله­اي بسيار مناسب براي تضمين ارايه آموزش صحيح به دانشجويان و دستياران در مقاطع مختلف تحصيلي علوم پزشكي و در نهايت ارايه خدمات مناسب به جامعه محسوب مي­شود. با توجه به رويكردهاي جهاني و نيز سياست­هاي كلان نظام در جهت ارتقاي سلامت جامعه و نيز آموزش پزشكي، لازم است با انجام مطالعات كارشناسي و استقرار ساختارهاي اعتباربخشي مناسب در هر يك از حوزه­هاي علوم پزشكي نسبت به انجام اين مهم اقدامات لازم صورت گيرد.

References:

  1. Catton PA, et al: A guide to internal program evaluation for program directors. Annals RCPSC, 1999; 8: 441-47.
  2. Worthen BR, Sanders JR, Fitzpatrick JL: Program Evaluation: Alternative Approach and Practical Guidelines. Longman,1997:119-135.
  3. The Executive Council, The World Federation for Medical Education. International standards in medical education: assessment and accreditation of medical schools’ educational programmes. A WFME Position paper. Medical Education, 1998; 32: 549-558.
  4. ACGME, Manual of Policies & Procedures for Graduate Medical Education Review Committees. 1999.
  5. RCPSC, General Information Concerning Accred-itation of Residency Programs, 1997.
  6. LCME, Rules of Procedures. 2001.
  7. Cassie JM, et al: Accreditation of Postgraduate Medical Education in the United States and Canada: a comparison of two systems. Medical Education, 1999; 33: 493-498.
  8. AMC, guidelines for the accreditation of medical specialist education and training and professional development programs (DRAFT); 2000 Nov.
  9. ACCME, Guide to the Initial Application Process for ACCME Accreditation. 1999
  10. ADA-CDA, Evaluation Policies and Procedures. 2001.

منابع فارسي:

11- برنامه­ريزي­هاي بخش بهداشت، درمان و آموزش پزشكي. برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، 1383-1379. مصوب شوراي برنامه­ريزي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي
 

همت مضاعف و كار مضاعف در تأمين سلامت و ورزش همگانی

 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب