دكتر عظيم ميرزازاده، دكتر كامران يزداني، دكتر سامان توكلي، دكتر مهشيد تاج
خلاصه مقاله:
در سالهاي اخير بحثهاي بسياري در مورد مفهوم اعتباربخشي (accreditation) و چگونگي استقرار ساختارهاي اعتباربخشي در كشور در جريان بوده است. اهميت موضوع زماني بيشتر ميشود كه در نظر آوريم در موارد متعددي از راهكارهاي برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيز به امر تقويت فرآيند اعتباربخشي در آموزش پزشكي اشاره شده است. بهطور خلاصه ميتوان گفت اعتباربخشي عبارت است از اعطاي مجوز يا تأييد صلاحيت يك واحد آموزشي كه بر اساس قضاوت خبرگان حوزه مربوطه، ضوابط از پيشتعيين شده را رعايت كرده باشد. اعتباربخشي ميتواند در مورد يك مؤسسه انجام گيرد (institutional accreditation) يا فقط در برگيرنده يكي از سه حوزه آموزش، ارايه خدمات و پژوهش باشد. (Specialized Accreditation) در شاخه پزشكي، اعتباربخشي دورههاي آموزشي مشخص ميكند كه آيا دانشكده پزشكي استانداردهاي ملي در زمينه سازمان، عملكرد و كارآيي دوره آموزشي پزشكي عمومي و يا دوره آموزشي هر يك از رشتههاي تخصصي را رعايت كرده است يا خير؟ وضعيت آموزش پزشكي كشور ما مشابه آنچه در طي دو دهه آخر قرن بيستم در جهان شاهد آن بودهايم با گسترش سريع و بيرويه آموزش پزشكي (بهويژه در مقطع پزشكي عمومي) مواجه بوده است. از همينرو شناخت و بهكارگيري روشهايي كه بتوانند زمينهساز ارتقاي كيفيت در آموزش پزشكي كشور باشند حايز اهميت ويژه ميباشد. در اين زمينه استقرار ساختارهاي اعتباربخشي از جايگاه ويژهاي برخوردار هستند و در برنامه سوم توسعه و ملحقات آن توجه ويژهاي به امر راهاندازي و كارآمد نمودن نظام ارزشيابي و اعتباربخشي مؤسسات و دورههاي آموزشي مشاهده ميشود.
اعتباربخشي بهعنوان شناختهشدهترين الگو در زيرمجموعه رويكرد مبتني بر خبرگان به ارزشيابي برنامه (expertise-oriented program evaluation) مانند هر الگوي ديگري داراي نقاط قوت و ضعفي ميباشد كه لازم است در هنگام طراحي ساختارهاي اعتباربخشي به آنها توجه شود. يكي از مهمترين موضوعات در مورد اعتباربخشي شناخت صحيح و اجراي دقيق مراحل استقرار آن ميباشد.
مقدمه
يكي از موضوعاتي كه در سالهاي اخير توجه فراواني را در محافل علمي آموزش پزشكي كشور به خود جلب نموده موضوع اعتباربخشي (accreditation) است. بررسي برنامه سوم توسعه نيز بخوبي بيانگر توجه سياستگزاران كلان كشور به اهميت اين امر در ارتقاي كيفيت آموزش پزشكي ميباشد. در چند سال گذشته اقداماتي نيز در جهت استقرار ساختارهاي اعتباربخشي در بخشهايي از آموزش پزشكي كشور در جريان بوده است. بدون شك تحقق صحيح اين مهم جز با شناخت صحيح و جامع مفهوم اعتباربخشي، نقاط قوت و ضعف، مراحل استقرار ساختار متولي، و مراحل انجام اعتباربخشي ميسر نخواهد بود مقاله حاضر تلاش ميكند تا با ارايه توضيحاتي در ارتباط با مفاهيم پايه در زمينه اعتباربخشي، به تشريح اين موارد بپردازد.
مفهوم اعتباربخشي
با جمعبندي تعاريفي كه به طور كلاسيك براي اعتباربخشي ارايه شده است، اعتباربخشي عبارت است از اعطاي مجوز يا تأييد صلاحيت يك واحد آموزشي كه بر اساس قضاوت خبرگان حوزه مربوطه، ضوابط از پيش تعيينشده را رعايت كرده باشد.(1)
Worthen اعتباربخشي را به عنوان شناختهشدهترين نوع سيستمهاي ارزشيابي تخصصي رسمي (formal professional review systems) معرفي ميكند. در اين چارچوب اعتباربخشي به عنوان يك سيستم ارزشيابي برنامه (program evaluation) داراي عناصر اصلي زير ميباشد:(2)
-
سازماني كه متولي انجام ارزشيابيهاي ادواري ميباشد.
-
استانداردها و احتمالا" ابزارهاي مدون و مكتوبي كه براي انجام ارزشيابيها به كار ميروند
-
برنامه زماني از قبل تعيين شده (به عنوان مثال هر پنج سال يك بار) براي انجام ارزشيابيها
-
استفاده از نظرات خبرگان متعدد به منظور قضاوت در مورد كيفيت واحد مورد ارزشيابي
-
تأثير بر وضعيت واحد مورد ارزشيابي بر اساس نتايج حاصل از ارزشيابي انجام شده
هر چند در ابتدا اعتباربخشي منحصرا" در حوزه آموزش انجام ميگرفت، در حال حاضر اعتباربخشي علاوه بر آموزش، حوزههاي ديگري نظير پژوهش و ارايه خدمات را نيز در برميگيرد.(3)
اعتباربخشي ميتواند در مورد كليت يك مؤسسه انجام گيرد (institutional accreditation)، يا فقط در برگيرنده يكي از سه حوزه فوقالذكر باشد(specialized accreditation). در صورتي كه واحد مورد ارزشيابي در نظام اعتباربخشي، كليت يك مؤسسه باشد كيفيت سازمان و فعاليتهاي آن مؤسسه شامل امور اداري، بودجه، ساير منابع و امكانات، امور پژوهشي، امكانات آموزشي و مكانيسمهاي تضمين كيفيت در آن مؤسسه مورد ارزشيابي قرار ميگيرد. اما اگر واحد مورد ارزشيابي در نظام اعتباربخشي، دوره آموزشي باشد در آن صورت كيفيت دوره در يك حوزه مشخص مورد ارزشيابي قرار ميگيرد. به عنوان مثال در شاخه پزشكي، اعتباربخشي دورههاي آموزشي مشخص ميكند كه آيا دانشكده پزشكي استانداردهاي ملي در زمينه سازمان، عملكرد و كارآيي دوره آموزشي پزشكي عمومي و يا دوره آموزشي هر يك از رشتههاي تخصصي را رعايت كرده است يا خير؟(3)
هر چند اكثر ساختارهاي اعتباربخشي به طور سنتي عمدتا" بر كافي بودن امكانات، صلاحيتهاي كاركنان و مناسب بودن فرايندها متمركز بودهاند، در حال حاضر برخي از آنها در حال بازنگري در ضوابط و روشهاي خود براي تكيه بيشتر بر پيامد (outcome) و به خصوص ارتباط درونداد (input) و فرايند (process) با پيامد هستند. در اين زمينه بسياري از ساختارهاي اعتباربخشي تلاش ميكنند تا استانداردهايي در ارتباط با پيامد نظير درصد فارغالتحصيلي، درصد يافتن شغل توسط فارغالتحصيلان، درصد انصرافدهندگان، و نسبت هزينههاي آموزشي به درآمد فارغالتحصيلان را در مجموعه استانداردهاي خود بگنجانند.(2)
اهميت اعتباربخشي
اهميت توجه به ارتقاي كيفيت آنگاه بيش از پيش مشخص ميشود كه توجه داشته باشيم بر اساس گزارش فدراسيون بينالمللي آموزش پزشكي (World Federation for Medical Education-WFME) طي دو دهه گذشته در سراسر جهان شاهد گسترش بيرويه آموزش پزشكي (حداقل در مقطع پزشكي عمومي) بودهايم. عامل ديگري كه بر شدت مشكلات ميافزايد افزايش تعداد واحدهاي آموزشي غير انتفاعي است كه هدف اصلي آنها تربيت سهل و آسان فارغالتحصيلان ميباشد. اين واحدهاي آموزشي به خصوص براي متقاضياني كه به دليل بنيه علمي ضعيفتر توانايي ورود به دانشكدههاي پزشكي جا افتاده را ندارند اما از طبقات مرفه اجتماعي برخاستهاند، بسيار جذاب هستند. علاوه بر تأثيري كه اين واحدهاي آموزشي بر كيفيت آموزش پزشكي دارند باعث اختلال در امر برنامهريزي صحيح نيروي انساني پزشكي نيز ميشوند. اين در حالي است كه به دليل افزايش سطح آگاهي جامعه، سطح انتظارات مردم از پزشكان رو به افزايش است.(3)
شايد بتوان گفت وضعيت آموزش پزشكي در كشور ما بخصوص در بخش پزشكي عمومي دقيقا" مشابه وضعيتي است كه در گزارش WFME آمده است و همين نكته ضرورت توجه هر چه بيشتر به امر ارتقاي كيفيت در آموزش پزشكي كشور را نشان ميدهد. در برنامه سوم توسعه و مصوبات شوراي برنامهريزي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، در جهت اجرايي كردن سياستهاي كلان نظام توجه ويژهاي به امر راهاندازي و كارآمد نمودن نظام ارزشيابي و اعتباربخشي مؤسسات و دورههاي آموزشي مشاهده ميشود، به طوري كه با مروري سريع بر بندهاي مختلف راهكارهاي مصوب، به موارد متعددي از تأكيد بر انجام اعتباربخشي در دانشگاهها و دانشكدههاي پزشكي و يا امر تدوين معيارها و شاخصهاي ارزشيابي و اعتباربخشي آموزشي و فراهم كردن شرايط رشد و ارتقاي كيفي واحدهاي آموزشي برميخوريم. علاوه بر اين در بند ديگري بر ضرورت كارآمد نمودن نظام ارزشيابي دروني و بيروني مراكز آموزشي تأكيد و به تقويت نهادها و مراجع مستقل در اين زمينه اهميت داده شده است.(11)
نقاط قوت و ضعف اعتباربخشي
براي درك صحيحتر اهميت اعتباربخشي بهتر است اشاره كوتاهي به نقاط قوت آن داشته باشيم. با جمعبندي موارد ذكر شده در منابع مختلف ميتوان به نكات زير به عنوان عمدهترين نقاط قوت اعتباربخشي اشاره نمود:(2و3)
-
اطمينانبخشي به دولت، جامعه، مسؤولان اجرايي مؤسسات آموزشي، متخصصان، دانشگاهيان و اموزشگيرندگان در مورد كيفيت آموزش ارايه شده
-
بهبود كيفيت آموزشي از طريق تدوين شاخصها و دستورالعملهاي لازم براي ارزشيابي
-
تشويق مراكز آموزشي براي بهبود دايمي از طريق ارزشيابيهاي مداوم
-
ارايه مشاوره به مراكز آموزشي
-
حمايت از مراكز آموزشي در برابر فشارهايي كه ممكن است كارآيي آموزشي آنها را مورد تهديد قرار دهد.
-
جامعيت فرايند ارزشيابي كه مانع از سادهانگاري در زمينه درك پيچيدگي فرايندهاي آموزشي ميگردد
-
فراهم كردن امكان جمعآوري سيستماتيك اطلاعات در مورد واحدهاي مورد ارزشيابي
-
هزينه نسبتا" قابل قبول
هر چند همانگونه كه در بالا نيز به آن اشاره شد يكي از مهمترين فوايد اعتباربخشي آن است كه با تضمين كيفيت واحد مورد ارزشيابي باعث ميشود تا دولت، جامعه، مسؤولان اجرايي مؤسسات آموزشي و آموزشگيرندگان از كيفيت آموزش و در نهايت كيفيت آموزشگيرندگان اطمينان حاصل نمايند، اما بايد هميشه به خاطر داشته باشيم كه ارزش اعتباربخشي به بعد بازرسي و نظارتي آن منحصر نميشود، بلكه تجربه سيستمهاي اعتباربخشي بخوبي نشاندهنده اين واقعيت است كه فعاليت اين ساختارها منجر به راهاندازي و تقويت فرآيند ارزشيابي دروني در مؤسسات آموزشي و در نتيجه يك تلاش درونزاد براي ارتقاي كيفيت ميگردد(3) كه متأسفانه معمولا" به اين جنبه اعتباربخشي توجه كافي مبذول نميشود. اين در حالي است كه در بسياري از موارد ارزشيابي دروني كه در قالب فرايند اعتباربخشي انجام ميشود منجر به كشف نكات بسيار مهمي ميگردد. در واقع ارزشيابي دروني و بيروني در قالب يك ساختار اعتباربخشي سبب ميشوند اين ساختارها از محسنات هر دو روش بهرهمند شوند.(2و3)
بايد به خاطر داشته باشيم كه هر چند ساختارهاي اعتباربخشي بر اساس مطالب پيشگفت داراي نقاط قوت بسياري ميباشند اما مانند هر روش ارزشيابي ديگري داراي نقاط ضعف قابل ملاحظهاي نيز هستند كه لازم است در هنگام استقرار چنين ساختارهايي به دقت مورد توجه قرار گيرند. به اين منظور به چند مورد از مهمترين ايراداتي كه براي ساختارهاي اعتباربخشي مطرح شدهاند اشاره ميكنيم:(2و3)
-
ترديد در مورد پايايي نتايج حاصل از ارزشيابي و احتمال بروز تورش (bias) به دليل مبتني بودن نتيجه ارزشيابي بر قضاوت خبرگان
-
ترديد در مورد اعتبار (credibility) ساختارهاي اعتباربخشي و اينكه متخصصان يك رشته تا چه حد به طور جدي بر عملكرد افراد همرشته خود نظارت ميكنند
-
مشخص نبودن دقيق وزن و اهميت مجموعه ضوابط تعيين شده كه موارد جزيي تا بسيار مهم را شامل ميشود
-
توجه صرف به اهداف در نظر گرفته شده و عدم توجه به مسايل ديگر در زمان انجام ارزشيابي
-
جلوگيري از مطرح شدن ديدگاههاي كساني كه در يك واحد آموزشي حضور داشته و بيشترين اعتراضات را در مورد كيفيت آن واحد آموزشي دارند
-
خطر يكنواخت كردن برنامههاي آموزشي
مراحل اعتباربخشي
اولين قدم در راه انجام اعتباربخشي، تعريف استانداردهاي مربوط به اجزاي مجموعهاي است كه به عنوان واحد مورد ارزشيابي تعيينشده است. استانداردهاي اعتباربخشي دورههاي آموزشي دربرگيرنده استانداردهاي مربوط به تعداد و مدارج علمي آموزشدهندگان، شرايط آموزشگيرندگان، امكانات و تجهيزات آموزشي، برنامه آموزشي شامل محتوا، روشهاي آموزشي و روشهاي ارزيابي، و … ميشود.
همانگونه كه قبلا" اشاره شد در اغلب موارد اين استانداردها بر اساس توافق جمعي آموزشدهندگان، آموزشگيرندگان، نهادهاي حرفهاي، دولت و ساير گروههاي ذينفع تعيين ميشود. از آنجا كه هدف هر سيستم آموزشي بايد تربيت فارغالتحصيلان توانمند در حيطه كاري مربوطه باشد، لذا منطقي به نظر ميرسد، با به كارگيري روشهاي دقيقتري به ارزيابي توانايي واقعي فارغالتحصيلان سيستم آموزشي در پاسخگويي به نيازهاي جامعه پرداخته و از نتايج آن در تدوين استانداردهاي آموزشي استفاده شود.(3)
هر چند ساختارهاي اعتباربخشي در جزييات فعاليت خود داراي تفاوتهايي هستند اما از نظر روش كار داراي اصول مشتركي ميباشند. فرآيند اعتباربخشي به طور معمول شامل اجزاي زير است:(2و3)
الف- جمعآوري اطلاعات در مورد واحد مورد ارزشيابي. اين مرحله ميتواند با استفاده از پرسشنامههاي مخصوصي كه به همين منظور تهيه شدهاند، انجام شود
ب- انجام ارزيابي دروني توسط مسؤول آموزشي، اعضاي هيأت علمي، مسؤولان اجرايي مؤسسه و آموزشگيرندگان
پ- انجام بازديد توسط خبرگاني كه از خارج از مؤسسه اعزام ميشوند
ت- تهيه گزارش توسط هيأت ارزشيابيكننده
ث- تصميمگيري نهايي توسط نهاد مسؤول اعتباربخشي بر اساس كليه اطلاعات جمعآوريشده، كه در بسياري از موارد اين تصميمگيري توسط يك كميته چند رشتهاي (multidisciplinary) صورت ميگيرد.
طبيعتا" هر يك از ساختارهاي اعتباربخشي بر اساس نيازها و اولويتهاي خود تغييراتي در اين رويه كلي ايجاد مينمايند. به عنوان مثال در برخي از ساختارهاي اعتباربخشي بازديد از محل صرفا" به منظور تأييد صحت اطلاعات ارايه شده انجام ميشود و لذا ضرورتي به استفاده صرف از خبرگان رشته مربوطه براي بازديد وجود ندارد،(4) يا در بسياري از ساختارهاي اعتباربخشي، ارزيابي دروني در فواصل بين ارزشيابيهاي بيروني انجام ميگيرد و نه قبل از هر ارزشيابي بيروني(4،2و5)
نگاهي به ساختارهاي اعتباربخشي در ساير كشورهاي جهان
در حال حاضر در كشورهاي جهان، ساختارهاي اعتباربخشي بسياري در حيطههاي مختلف اعم از آموزشي و خدماتي مشغول بكار هستند. آنچه در اين قسمت به آن اشاره ميشود توضيح مختصري در مورد ساختارهاي اعتباربخشي آموزشي در بعضي از مقاطع آموزش علوم پزشكي است:
الف)آموزش پزشكي عمومي
در كشورهاي آمريكاي شمالي سالهاست كه اعتباربخشي آموزش پزشكي عمومي (Undergraduate Medical Education-UME) در حال انجام است. در واقع قدمت ساختار اعتباربخشي UME در اين كشورها به اوايل قرن بيستم برميگردد. در حال حاضر نيز Liaison Committee on Medical Education كه از سال 1942 به همين عنوان مشغول فعاليت است وظيفه اعتباربخشي در حوزه UME را در ايالات متحده و كانادا (با همكاري کميته اعتبار بخشي دانشکده هاي پزشکي کانادا) بر عهده دارد.( 6) برخي از كشورهاي اروپايي نظير انگلستان، هلند، كشورهاي اسكانديناوي و نيز كشورهاي استراليا و زلاندنو نيز ساختارهايي را به اين منظور راهاندازي نمودهاند. در سالهاي اخير تلاشهايي براي استقرار ساختارهاي اعتباربخشي در مكزيك، آمريكاي لاتين و مالزي انجام شده است. علاوه بر ساختارهاي اعتباربخشي فوقالذكر، در سالهاي آخر قرن بيستم WFME نيز فعاليت گستردهاي را در زمينه استقرار يك ساختار اعتباربخشي بينالمللي براي دورههاي آموزشي پزشكي عمومي آغاز نموده است.(3)
ب)آموزش پزشكي تخصصي
آموزش پزشكي تخصصي، مرحله دوم در طيف آموزش پزشكي محسوب ميشود. در اين زمينه نيز ساختارهاي اعتباربخشي شناختهشدهاي در كشورهاي صاحبپيشينه جهان در آموزش پزشكي وجود دارد. اعتباربخشي آموزش پزشكي تخصصي در ايالات متحده به سال 1914 برميگردد، يعني زماني كه براي اولين بار صدور مجوز بيمارستانهاي آموزشي براي آموزش تخصصي آغاز شد. پس از آن در دهه پنجاه قرن بيستم ميلادي بود كه كميتههاي تخصصي در دو رشته جراحي و داخلي تشكيل گرديد. از آن پس كميتههاي رشتههاي ديگر به تدريج راهاندازي شدند و از حدود 20 سال پيش تمامي اين كميتهها زير چتر حمايتي و نظارتي واحدي بنام شوراي اعتبار بخشي آموزش پزشکي تخصصي (Accreditation Council for Graduate Medical Education) اداره ميشوند. در حال حاضر ACGME اعتباربخشي آموزش تخصصي در 26 رشته تخصصي و 74 رشته فوقتخصصي باليني را بر عهده دارد.(4و7)
در كشور كانادا اعتباربخشي آموزش پزشكي تخصصي از سال 1945 آغاز گرديد و در حال حاضر اعتباربخشي آموزش تخصصي در 55 رشته تخصصي و فوقتخصصي در سراسر كانادا توسط کالج سلطنتي پزشکان و جراحان کانادا (Royal College of Physicians and Surgeons of Canada)صورت ميگيرد.(5و7)
در چند سال اخير بر اساس درخواست وزير بهداشت استراليا و پذيرش شوراي پزشكي استراليا (Australian Medical Council) اين شورا مسؤوليت استقرار ساختار اعتباربخشي آموزش تخصصي در كشور استراليا را بر عهده گرفته و تا كنون اقداماتي را نيز در چند رشته آغاز كرده است.(8)
پ)ساير شاخههاي علوم پزشكي
علاوه بر موارد فوق، در حال حاضر ساختارهاي اعتباربخشي مستقل در زمينههايي نظير آموزش مداوم، دندانپزشكي و تخصصهاي وابسته، داروسازي، و رشتههاي Allied Health Medicine در حال فعاليت هستند.(9، 10، 12)
نتيجهگيري
اعتباربخشي به عنوان يكي از مهمترين روشهاي تضمين و ارتقاي كيفيت آموزش پزشكي، وسيلهاي بسيار مناسب براي تضمين ارايه آموزش صحيح به دانشجويان و دستياران در مقاطع مختلف تحصيلي علوم پزشكي و در نهايت ارايه خدمات مناسب به جامعه محسوب ميشود. با توجه به رويكردهاي جهاني و نيز سياستهاي كلان نظام در جهت ارتقاي سلامت جامعه و نيز آموزش پزشكي، لازم است با انجام مطالعات كارشناسي و استقرار ساختارهاي اعتباربخشي مناسب در هر يك از حوزههاي علوم پزشكي نسبت به انجام اين مهم اقدامات لازم صورت گيرد.
References:
-
Catton PA, et al: A guide to internal program evaluation for program directors. Annals RCPSC, 1999; 8: 441-47.
-
Worthen BR, Sanders JR, Fitzpatrick JL: Program Evaluation: Alternative Approach and Practical Guidelines. Longman,1997:119-135.
-
The Executive Council, The World Federation for Medical Education. International standards in medical education: assessment and accreditation of medical schools’ educational programmes. A WFME Position paper. Medical Education, 1998; 32: 549-558.
-
ACGME, Manual of Policies & Procedures for Graduate Medical Education Review Committees. 1999.
-
RCPSC, General Information Concerning Accred-itation of Residency Programs, 1997.
-
LCME, Rules of Procedures. 2001.
-
Cassie JM, et al: Accreditation of Postgraduate Medical Education in the United States and Canada: a comparison of two systems. Medical Education, 1999; 33: 493-498.
-
AMC, guidelines for the accreditation of medical specialist education and training and professional development programs (DRAFT); 2000 Nov.
-
ACCME, Guide to the Initial Application Process for ACCME Accreditation. 1999
-
ADA-CDA, Evaluation Policies and Procedures. 2001.
منابع فارسي:
11- برنامهريزيهاي بخش بهداشت، درمان و آموزش پزشكي. برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، 1383-1379. مصوب شوراي برنامهريزي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي
همت مضاعف و كار مضاعف در تأمين سلامت و ورزش همگانی