با اضافه كردن واحد كارآفريني به تمامي رشتهها رسالت كارآفريني محقق نميشود و دانشگاه ها زماني مي توانند به رسالت كارآفريني خود عمل كنند كه فرآيند آموزشي كارآفرين گرا يا معطوف به كارآفريني باشد.
حسن طائي عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي در مورد كارآفريني گفت: اصولا هر كسي كه بتواند درون سازمان يا بنگاه اعم از توليد كالا يا خدمات، ادارات، دانشگاهها و مواردي از اين دست ارزش بيافريند يك كارآفرين است.
وي ارزش آفريني از سوي يك فرد در ردههاي شغلي كه ميتواند در درون يك بنگاه باشد را مترادف با كارآفريني دانست و افزود: به عبارتي واژه انترپرونر را بيشتر به ارزش آفرين ترجمه و تعبير ميتوان كرد تا كارآفرين و هر فردي ميتواند در درون بنگاه از منابع آن براي كارآفريني استفاده كند و با ابتكار عمل در كنار ارزش آفريني مقداري فراتر از مسووليتهاي شغلي خود نقش ايفا كند.
طائي ادامه داد: فردي كه كار خود در بنگاهي را طبق روال انجام ميدهد هر چند كار خود را به خوبي انجام داده ولي فراتر از وظايف خود پيش نرفته است و نميتوان به او كارآفرين گفت.
وي با اشاره به نسبي بودن مفهوم كارآفريني اظهار كرد: به موازات اينكه فرد در محل كار خود نقش موثري داشته باشد، هر چقدر كه درجه تاثيرش را بالاتر ببرد، از طريق ابتكار عمل داشتن، فراتر از وظايف شغلي خويش عمل كردن، قدرت تصميمگيري پيدا كردن و داشتن توانايي اجرايي كردن تصميمهاي خود، سطح كارآفريني خود را نيز بالاتر برده است.
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي با اشاره به شناسايي مطلوب فرصتها از سوي كارآفرين اذعان كرد: يك كارآفرين بايد به خلق فرصتها بپردازد نه صرفا كشف فرصتها، چرا كه گاهي از كشف فرصتها به عنوان رانت خواري و افزونه خواهي ياد ميكنند و علاوه برآن كارآفرين بعد از خلق فرصت بايد به نحو مطلوب نيز از آن استفاده كند.
وي با بيان اينكه به يقين هر فرصتي توام با ريسك است تصريح كرد: كارآفرين در عين شجاعت بايد از ريسكي كه از يك تصميم يا اقدام بر بنگاهش تحميل ميشود نيز آگاه باشد و حتما ريسكها را شناسايي كند.
طائي با اشاره به مصر بودن براي كار به عنوان يكي از ويژگيهاي كارآفرين عنوان كرد: علاوه بر ابتكار عمل داشتن، شناسايي ريسك، تشخيص و خلق فرصتها و به موقع عمل كردن، مصر بودن بر انجام كار نيز قدرت كارآفريني را بيشتر ميكند.
وي با اشاره به متفاوت بودن سطوح كارآفريني در اين مورد خاطرنشان كرد: كارآفريني به دو صورت فردي و سازماني است و بعضي از خود اشتغالان که از آنها به عنوان کار آفرينان فردي ياد مي شود ممكن است گاهي در سطح اوليه بمانند ولي بعضي از اين گروهها به كمك وام سه ميليون توماني وزارت كار و امور اجتماعي تبديل به كارآفريناني بزرگ ميشوند كه بنگاهاي كوچك خود را به بنگاهي بزرگ تبديل مي كنند.
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي در مورد كارآفرينان درون سازمانها بيان كرد: هر فردي كه در يك بخش، گروه و رده شغلي سازماني قرار دارد ميتواند يك كارآفرين باشد و با شناسايي موقعيت خود حتي وضع موجود را تخريب كند كه اين اقدام را تحت عنوان تخريب خلاق يا آشفتگي خلاق مينامند.
وي ادامه داد: گاهي اوقات كارآفرين تا نظم موجود را بر هم نزد و يك نظم نويني جايگزين آن نكند نميتواند اهداف خود را پيش ببرد به عبارتي ويژگيهاي كارآفرين مستلزم بر هم زدن نظم قديم سازمان و جايگزين كردن نظم جديد است.
طائي با بيان اينكه سازمانهايي رشد ميكنند كه اجازه فعاليت به اين گونه افراد بدهند گفت: افرادي كه از جمود فكري برخوردار باشند به يقين هيچ وقت در جستوجوي تغيير نظم سازمان بر نميآيند بلكه آن افرادي كه از يك پويايي ذهني برخوردارند در جستوجوي تغيير نظم سازمان بر ميآيند و گاهي اين افراد خلاق هستند كه ميتوانند صورتبندي موجود را عوض كنند.
وي افزود: اين افراد در حين حركت خود به تدريج متوجه مي شوند كه سازمان مثلا چه زماني با چه كساني و براي چه چيزهايي قراردادهاي موثري منعقد كند و يا چه تعهداتي براي سازمان ايجاد كنند كه البته براي هر توافق و هر تعهد يك نگراني مبني بر عملي نشدن كار وجود دارد كه سازمان بايد اين ريسك را بپذيرد.
به گفته عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي وقتي فرد ميتواند سطح كارآفريني خود را افزايش دهد كه اتكا به نفس داشته باشد و به تواناييهاي دروني خود اعتماد كند و يك نفوذ كلامي نيز بر ديگران داشته باشد و به عبارتي شخصيت او در سازمان اثرگذار باشد.
وي در ادامه با اشاره به ويژگي شجاعت در رفتار كارآفريني اظهار كرد: كارآفرين بايد شجاعت و جسارت لازم براي ارائه نظرات و ايدههاي نو خود را داشته باشد و از سويي ديگر كارآفرين ضرورتا نبايد كارفرما يا مدير يك سازمان باشد بلكه يك كارشناس كه به صورت مطلوب عمل مي كند نيز ميتواند مدير خود را اداره و كارآفريني كند.
طائي ادامه داد: يك كارشناس با نفوذ كلام و قابليت قانع كردن مدير ميتواند طرحهاي خود را پيش ببرد و سازمان را بيش از گذشته بهرهمند كند كه البته گاهي اوقات از آن به گنج حضور نيز ياد ميكنند.
وي در مورد گنج حضور اظهار كرد: گنج حضور به اين معني است كه فردي در سازمان به گونهاي به وظايف خود عمل ميكند كه بدون اطلاع يافتن ديگران، قبل از هر چيز از اصلاح امور خود و بهبود وظايف شغلياش كارش را شروع ميكند و آن قدر وظايف خود را بهبود ميبخشد كه ديگران تحت تاثير او قرار ميگيرند و مدير با مشاهده او ميفهمد كه ميتوان به گونهاي ديگر در سازمان كار كرد و اين نحوه كار كردن او را به ديگران نيز ديكته ميكند كه البته اين فرد مورد تعرض ديگران قرار ميگيرد، ولي ارزش او به خستگي ناپذيري و مصرانه پيش رفتن است.
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي اذعان كرد: آن سازمانهايي كه به اين گونه افراد بهاي لازم ميدهند موفقتر خواهند بود و اين افراد به موازات پاداشي كه در مقابل كار خود دريافت ميكنند خود را ارتقا ميدهند كه اين به معناي گنج حضور است كه بعد از آن افراد سالم بنگاه نيز از كار او الگو ميگيرند، اين همان ارزش آفريني است.
وي در مورد هدف اصلي كارآفريني بيان كرد: هر چند يكي از اهداف كارآفريني ايجاد اشتغال است ولي ضرورتا اهداف كارآفريني تنها به ايجاد اشتغال محدود نميشود، كارآفرين ميتواند ايجاد اشتغال كند ولي اگر ايجاد اشتغال نكرد و تنها وضع موجود را بهبود بخشيد و بهرهوري را بالا برد نيز كارآفريني كرده و اين اشتباه است كه فرض كنيم هدف اصلي كارآفريني ايجاد اشتغال است.
وي با بيان اينكه كارآفرينان داراي ويژگيهاي ذاتي و اكتسابي خاصي هستند در مورد ويژگيهاي اكتسابي عنوان كرد: ويژگيهاي اكتسابي حتما بايد در چارچوب فرآيند يادگيري به دست بيايند و اين فرآيند يادگيري از درون خانواده شروع ميشود و بعد از آن در دوران دبستان ـ خانواده و پس از آن دوران دبيرستان ـ خانواده و در نهايت دانشگاه ـ جامعه (بازار كار) در اين فرآيند نقش دارند.
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي با تاكيد بر ركن خانواده در فرايند يادگيري ويژگيهاي اكتسابي كارآفريني خاطرنشان كرد: تمام ويژگيهاي اكتسابي يك كارآفرين بايد از فرآيند و رهگذر يادگيري به دست آيد و به هيچ وجه دانشجويي كه از دوران طفوليت در فرآيندي قرار نگرفته كه ابتكار عمل داشته يا تصميم گيرنده باشد يا به خلق فرصتها بپردازد يا ريسك پذير و با دقت باشد، هيچ گاه در دوران دبيرستان، دانشگاه و بازار كار نيز واجد اين ويژگيها نخواهد شد، بنابراين موضوع کسب اين ويژگي ها فرآيندي طولاني مدت است.
وي ادامه داد: مقداري از يادگيريها در نظامهاي رسمي خانواده، آموزش و بازار كار و مقداري از آن نيز در يادگيري در حين عمل يا يادگيري در ضمن كار فرا گرفته ميشود.
طائي با اشاره به سنگينتر بودن نقش دانشگاه در فرآيند يادگيري كارآفريني خاطرنشان كرد: دانشگاهها به طور كل چهار مرحله را گذراندهاند، اولين مرحله زماني بود كه تنها وظيفه دانشگاه آموزش بود ولي بعد از آن پژوهش نيز به وظيفه آن اضافه شد، سپس توليد فناوري به وادي دانشگاهها وارد شد و در مرحله چهارم يكي از وظايف اصلي كه بر دوش دانشگاه افتاده كارآفريني است و اعتقاد بر اين است كه آنچه دانشگاه توليد ميكند و فردي را كه از فضاي خود به بيرون و جامعه ميفرستد نبايد دانش آموخته ناميد بلكه او بايد كارآفرين باشد. البته با اين وظيفه جديد كار دانشگاهها سختتر شده است.
وي افزود: نظام آموزشي بايد به گونهاي باشد كه در تمام دروس خود چيزي را به دانشجو ياد دهد تا در عين حال كه ذخيره دانش او را بالا ميبرد توانايي به كارگيري نيز در او ايجاد كند كه اين فقط يك سويه نيست و تنها نظام آموزشي نمي تواند اين كار را انجام دهد، بلكه دانشجو نيز بايد تلاش کند تا بتواند از استاد خود علاوه بر نظريه، عمل را نيز طلب كند تا در نهايت افقهاي تازهاي را در مقابل ديدگان خود باز كند.
به گفته عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي هم دانشگاه بايد در انجام رسالت خود پايدار باشد و هم دانشجو بايد از قابليتها و تواناييهاي لازم براي كارآفريني بهرهمند باشد و براي ويژگيهاي اكتسابي آن بايد تلاش بسيار كند و از سوي ديگر نظام آموزشي بايد داراي ويژگيهاي اساسي باشد و دانش خود را به روز و به صورت مطلوب ارائه كند و علاوه بر دانش، دنياي واقعي را نيز بشناسد.
وي در مورد نقش دانشجو اظهار كرد: به عنوان مثال دانشجو بايد از مهارتهاي منبعشناسي و جستجوي علمي به صورت مطلوب بهره ببرد با كامپيوتر آشنا و به روشهاي كمي و مقداري آگاه باشد، توانايي جمعآوري و دستهبندي دادهها و تبديل آنها به اطلاعات و سپس تبديل اطلاعات به دانش را داشته باشد. قابليت همكاري با ديگران و قبولاندن عقيده خود به آنها را نيز داشته و از سوي ديگر شنونده و پذيرنده خوبي باشد.
طائي اذعان كرد: مشكلاتي مثل جمعي كار كردن تنها با تمرين رفع ميشوند و براي رفع اين مشكلات در دانشگاهها بايد فضاي كالبدي مطلوب و امكانات براي كار جمعي مانند تدارك اردوهاي علمي و فرهنگي و انجمن هاي صنفي فراهم شوند.
وي در ادامه در مورد اضافه كردن واحد كارآفريني به دروس دانشگاهي گفت: از زماني كه استاد طرح درس را مينويسد تا زماني كه به كلاس ميرود و امتحان ميگيرد و نمره ميدهد و ارتباطش با دانشجو قطع ميشود بايد ذهنش معطوف به كارآفريني باشد و بايد به گونهاي درس را ارائه دهد كه دانشجو بتواند بعد از ورود به جامعه از آن درس بهره ببرد و براي سازمان متبوع خويش ارزش بيافريند. صد البته که با ايجاد درس يا رشته يا دانشكدهاي تحت عنوان كارآفريني مساله و رسالت كارآفريني دانشگاه محقق نميشود.
وي ادامه داد: رسالت كارآفريني دانشگاه به عنوان يك وظيفه نوين دانشگاهها زماني محقق مي شود كه كل فرآيند آموزشي معطوف به كارآفريني شود، به عبارتي ديگر از زمان ورود دانشجو به دانشگاه تا دانش آموخته يا كارآفرين شدن او سه عامل اصلي فرآيند آموزشي يعني عوامل آموزش، منابع مالي و فضاي كالبدي نقش موثري دارند.
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اينكه گاهي فضاي كالبدي دانشگاه روحيه خاصي به دانشجويان القا ميكند اذعان كرد: دانشجو بايد تغيير فضاي دانشگاه نسبت به مكانهاي ديگر را احساس كند و امكانات دانشگاه مثل مراکز يادگيري، سالنهاي سمعي و بصري و آزمايشگاهها بايد در اختيار موضوع ترويج كارآفريني قرار بگيرند و با چنين اقداماتي فرآيند آموزشي معطوف به كارآفريني و يا كارآفرين گرا شده است.
همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايهگذارى، در كارآفرينى