کلامی از طلبه شهيد احمد عنايتي

 

الهي بريدن از همه چيز و گرويدن به تو نهايت آرزوي من است ؛ الهي ما را قدرتي ده که بتوانيم با نفسمان مبارزه کنيم و کاري را انجام دهيم که رضاي تو در آن است.ما را از خود دور نکن که هر کس از تو دور شد هلاک شد.

طلبه شهيد احمد عنايتي

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 فروردین 1395  ] [ 6:28 AM ] [ ]

خاطره ی از شهید مهدي باكري

 

یك روز شهید مهدی باكری، فرمانده لشكر عاشورا، از منطقه آمد. خیلی خسته بود. یك قوطی كمپوت برای او باز كردیم. كمپوت را نزدیك دهانش برد. یك لحظه مكث كرد و به فكر فرو رفت. قوطی كمپوت را زمین گذاشت و پرسید: آیا به همه بچه‌ها از این داده اید؟ گمان كردیم كه منظور ایشان همه افراد آن چادر است. گفتیم: آری. گفت: آیا به كل لشكر كمپوت داده اید؟ گفتیم: خیر. گفت: هر وقت به كل لشكر كمپوت دادید، من هم می‌خورم.

  شهید مهدي باكري

منبع : راوی: اكبر سعادت لو، ر. ك: روايت عشق، ص 73.

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 فروردین 1395  ] [ 6:28 AM ] [ ]

خاطره ی از شهید علی ماهانی

 

 

یک بار هم نشد حرمت موی سفید ما را بشکند یا بی سوادی ما را به رخمان بکشد. هر وقت وارد اتاق می شدم ، نیم خیز هم که شده ، از جاش بلند می شد. اگه بیست بار هم می رفتم و می آمدم ، بلند می شد. می گفتم: علی جان ، مگه من غریبه هستم؟ چرا به خودت زحمت می دی؟ می گفت:« احترام به والدین ، دستور خداست.» یک روز که خانه نبودم ، از جبهه آمده بود ، دیده بود یک مشت لباس نشسته گوشه ی حیاطه ، همه را شسته بود و انداخته بود روی بند. وقتی رسیدم ، بهش گفتم: الهی بمیرم برات مادر ، تو با یک دست ، چطوری این لباس رو شستی؟ گفت: «اگه دو دست هم نداشتم ،باز هم وجدانم قبول نمی کرد من اینجا باشم و تو ، زحمت شستن لباس ها رو بکشی! 

 شهید علی ماهانی

منبع : نماز ، ولایت ، والدین ،ص83

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 فروردین 1395  ] [ 6:25 AM ] [ ]

خاطره ی از شهید مهدی زین الدین

 

يكى دوبار كه رفت ديدار امام، تا چند روز حال عجيبى داشت. ساكت بود. مى نشست و خيره مى شد به يك نقطه. مى گفت «آدم امام رو مى بينه، تازه مى فهمه اسلام يعنى چه. چه قدر مسلمون بودن راحته. چه قدر شيرينه.» مى گفت «دلش مثل درياست. هيچ چيز نمى تونه آرامششو به هم بزنه. كاش نصف اون صبر و آرامش، توى دل ما بود.» .  

 شهید مهدی زین الدین

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 فروردین 1395  ] [ 6:24 AM ] [ ]

کلامی از شهید علی آراسته

 

مردم عزيز ايران! شما در آزمايش الهي قرار گرفته‌ايد و تا به حال از عهده‌ي آن برآمده‌ايد سعي كنيد از اين به بعد هم همان‌گونه باشيد و افتخار كنيد كه خداوند شما را وسيله‌ي نجات اسلام قرار داده است.

شهید علی آراسته

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 فروردین 1395  ] [ 6:22 AM ] [ ]

خاطره ی از شهید ابراهیم همت

 

مادر مي‌گفت «آخه پاهات از بين مي‌ره. تو هم مثل بقيه كفش بپوش،‌ بعد برو دنبال دسته.» ابراهيم چشم‌‌هاي ميشيش را پايين مي‌انداخت و مي‌گفت «مي‌خوام براي امام حسين سينه بزنم. شما با من كاري نداشته باشين.»  

شهید ابراهیم همت

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | مريم برادران

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 فروردین 1395  ] [ 6:21 AM ] [ ]

خاطره ی از شهیدناصر شمس ‌شميراني

 

اي برادر عزيز و هميشه در سنگر به هوش و آگاه باش كه دشمن اصلي يعني امريكاي جهانخوار چون مار زخم خورده‌اي است كه آرام نخواهد گرفت و هميشه در فكر ضربه زدن به انقلاب اسلامي ايران مي‌باشد تا به جهان صادر نشود و تا ملتهاي تحت ستم و مظلوم دنيا آگاه نشوند. برادران، دست از مبارزه بر عليه كفار جهان برنداريد.

شهیدناصر شمس ‌شميراني

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 فروردین 1395  ] [ 6:20 AM ] [ ]