کلامی از شهید قباد شمس الدینی

 

مسئولین بدانند اگر عهد خود با شهداء را فسخ کنند یا حقی به نام شهداء از مظلومی پایمال شود او را نمی بخشیم ، این حکومت خون نمی دهد شکم ها از مال دنیا پر شود ، خون می دهد تا اسلام ناب محمدی برقرار باشد و عدالت و برابری حاکم شود .

شهید قباد شمس الدینی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 26 فروردین 1395  ] [ 12:58 AM ] [ ]

خاطره ی از شهید مهدی زین الدین

 

 

شاگرد مغازه ى كتاب فروشى بودم. حاج آقا گفت «مى خواهيم بريم سفر. تو شب بيا خونه مون بخواب.» بد زمستانى بود. سرد بود. زود خوابيدم. ساعت حدود دو بود. در زدند. فكر كردم خيالاتى شده ام. در را كه باز كردم، ديدم آقا مهدى و چند تا از دوستانش از جبهه آمده اند. آن قدر خسته بودند كه نرسيده خوابشان بُرد. هوا هنوز تاريك بود كه باز صدايى شنيدم. انگار كسى ناله مى كرد. از پنجره نگاه كردم، ديدم آقا مهدى توى آن سرماى دمِ صبح سجاده انداخته توى ايوان و رفته به سجده.

  شهید مهدی زین الدین

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 26 فروردین 1395  ] [ 12:57 AM ] [ ]

خاطره ی از شهید ابراهیم همت

 

 

سر سجاده نشسته بود. ابراهيم تا مي‌فهميد نمازش تمام شده،‌ مي‌آمد كنارش مي‌نشست و مي‌گفت «مادر! حالا نماز بگو، منم بلد بشم.» چهار زانو مي‌شد و دست‌هاي ابراهيم را در دستانش مي‌گرفت. نگاه‌هاي ابراهيم به لب‌هاي او خيره مي‌شد. كلام به كلام مي‌گفت و او تكرار مي‌كرد. يواش يواش،‌ چشم در چشم هم، آيه به آيه مي‌خواندند، تا اين كه او ساكت مي‌شد و ابراهيم ادامه مي‌داد.
 
شهید ابراهیم همت

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | مريم برادران

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 26 فروردین 1395  ] [ 12:55 AM ] [ ]

کلامی از شهید سيداحمد على آبادى

 

دشمنان اسلام! بدانيد كه هر چيز فصل و زمان خاصى دارد و الآن فصل شكوفايى اسلام است. و پشت آن انقلاب حضرت مهدى «عج». و تلاش شمابى ثمر.

شهید سيداحمد على آبادى

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 26 فروردین 1395  ] [ 12:55 AM ] [ ]

کلامی از شهید محمد جهان آرا

 

انقلاب بیش از هرچیز برای ما یك ابتلای الهی و یك آزمایش تاریخی و اجتماعی است و در جریان این ابتلا باید رنج، محرومیت، مصایب و ناملایمات را با آغوش باز بپذیریم و در برابر آشوبها و فتنه‌ها با خلوص و شهامت بایستیم و از طولانی شدن این ابتلا و افزایش سختیها و ناملایمات نهراسیم، زیرا علاوه بر اینكه خود را از قید آلودگیهای شركین و وابستگیها، پاك و خالص می‌كنیم، انقلابمان و حركت امت شهیدپرور، عمیقتر و استوارتر می‌شود و از انحراف و شكست مصون می‌ماند.

شهید محمد جهان آرا

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 26 فروردین 1395  ] [ 12:52 AM ] [ ]

خاطره ی از شهید محمد بروجردي


پدرش جلوى خان درآمده بود. گفته بود «من زمين به خان نمى فروشم...» مادرش از درد به خودش مى پيچيد. پدرش دويده بود پى قابله. قابله آشپزِ خانه ى ارباب هم بود. مباشر ارباب جلويش را گرفته بود. گفته بود «زنم... داره مى ميره از درد!» گفته بود «به من چه؟» افتاده بودند به جان هم. قابله هم دويده بود سمت خانه. وقتى محمد به دنيا آمد، پدرش توى ژاندارمرى زندانى بود. پدرش را حسابى زده بودند. همان شد. وقتى مُرد، جمع كردند آمدند تهران. خيابان مولوى يك خانه اجاره كردند. از اين خانه هايى بود كه وسط حياط حوض آب داشت; دور تا دورش حجره..  

شهید محمد بروجردي

منبع : برگرفته از مجموعه كتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | عباس رمضانی

شادی روح شهدا صلوات


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 26 فروردین 1395  ] [ 12:52 AM ] [ ]