از ارکان مهم بعد سیاسی فرهنگ تشیع، گسترش مسئولیت شیعیان نسبت به حکومت و حاکمان است، امری که پویایی و تداوم فرهنگ تشیع را در سیاست به دنبال دارد و علاوه بر آن زمینه ساز تبلور مؤلفه های اساسی دیگری از فرهنگ تشیع بوده است.
روشن است که انسان دربرابر آنچه نسبت به آن مسئولیت فردی یا اجتماعی دارد کنش ها یا واکنش های مناسب را انجام می دهد.برای ایجاد تحرک و پویایی نسبت به چیزی کافی است تا مسئولیت نسبت به آن چیز برانگیخته و تحریک شود و برای جلوگیری از تحرک و پویایی، کافی است که تلقین شود مسئولیتی در کار نیست.
علاوه بر اصل مسئولیت، تنگی و فراخی دایره مسئولیت و میزان ارزش و اهمیت آن، حرکت ها و جنب و جوش های آدمی را محدود یا وسعت می بخشد یا آن را ضعیف یا شدید می کند. انسانی که تنها سر در لاک زندگی شخصی خود دارد و فقط خود را در آن محدوده مسئول می بیند از تحرک و پویایی کمتری نسبت به انسانی که خود را در برابر اجتماع نیز وظیفه مند و مورد پرسش می داند، برخوردار است.
تاریخ اسلام نشان می دهد که تأثیر مستقیم نگرش انسان به اهمیت و دایره مسئولیت های سیاسی او در میزان و گسترش تحرک و پویایی وی موجب شد تا از همان آغاز ایجاد جریان خلافت اسلامی، این تفکر از سوی زمام داران غاصب به شکل ها و صورت های مختلف ترویج گردد که عموم مردم نسبت به حکومت و حاکمان مسئولیت ندارند. هرکس به خلافت و زمامداری رسید با خواست و اراده الهی بوده است و هرکس از خلافت و زمامداری کنار زده شد نیز با تقدیر الهی بوده است. مردم در برابر حکومت و حاکمان باید تسلیم محض باشند و آنان را چه عادل و چه جائر به جان و دل بپذیرند، از دستورهای آنان سرپیچی نکنند و خواست و اراده آنان را بر خواست و اراده خود مقدم دارند.
در روایات اهل سنت آمده است :
پیامبر (ص) فرموده : «هرکس از اطاعت (حاکم) خارج شود و با مردم فاصله گیرد به مرگ جاهلی مرده است.»(بیهقی، بی تا، 234)
نیز فرمود: «هرکس از امیرش یچزی ببیند که آن را ناپسند می داند باید شکیبا باشد چرا که هرکس از مردم به اندازه یک وجب دور شود و بمیرد،مرگش جاهلی گونه است.»(نیشابوری، بی تا، 21)
نیز فرموده: «کسی که دست از اطاعت (حاکم) بردارد، خداوند را در روز قیامت ملاقات خواهد کرد در حالی که برایش حجتی نیست . و هرکس بمیرد و در گردنش بیعتی نباشد به مرگ جاهلی مرده است.» (نیشابوری، بی تا، 22)
مسلم بن حجاج نیشابوری (261 ق) از حذیقه بن یمان یکی از اصحاب پیامبر(ص) و او از پیامبر (ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود: «پس از من پیشوایانی خواهند بود که به هدایت من هدایت نمی شوند و به سنت من عمل نمی کنند. و به زودی مردانی به پا خواهند خاست که دل هایشان دل های شیطان ها در بدن انسان ها است. (حذیفه) می گوید:اگر آن زمان رادرک کردم چگونه عمل کنم؟ فرمود: می شنوی و امیر را طاعت می کنی. و اگر پشتت را زد و مالت را گرفت بشنو و اطاعت کن.»
(نیشابوری، بی تا، 20)
براساس همین روایات و روایات مشابه آن ها است که پیشوایان مذهبی اهل سنت به نوعی مسئولیت زدایی از مسلمانان در برابر حاکمان و رفتارهای نادرست آنان پرداختند، و درحقیقت دین را سیاست زدایی کردند.
احمد بن حنبل( 241ق) پیشوای دینی حنبلیان می گوید: «واجب است )شنیدن و اطاعت کردن از پیشوایان و حاکم مسلمانان، نیکوکار و بدکار، و (نیز) هرکس خلافت را عهده دار شود و مردم (در اطرافش )گرد آیند و به او خشنود شوند، و (نیز) هرکس با شمشیر بر مردم چیره گردد و امیرالمؤمنین نامیده شود. و جنگ به همراه امیران تا روز قیامت رواست، نیکوکار و بدکار،و برپاداشتن حدود با پیشوایان است و هیچ کس را نیست که برآنان طعنی وارد سازد و به نزاع برخیزد.و پرداخت صدقات به آنان جایز است .هرکس صدقات را به آنان دهد از او مجزی است،(حاکم) نیکوکار باشد یا بدکار. و اقامه نماز جمعه پشت سراو و پشت سر هر والی رواست و هرکس نمازش را...
بقیه را بطور مفصل در ادامه مطلب بخوانید...