زيارت عاشورا امام حسین (ع)
 
امام حسین (ع)
«او (حسين) سرور شهيدان از نخستين تا آخرين آنها در دنيا و آخرت است و سرور جوانان همه اهل بهشت است.»
درباره وبلاگ


با عرض سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان وبلاگ یار حسین(ع) در این وبلاگ سعی میشود مطالبی از سیره امام حسین (ع) و پیامدهای بعد از عاشورا و تاثیر عاشورا پس از وقوع و...قرار داده شود باشد تا با استفاده از این مطالب و افزودن معرفت خود نسبت به امام بی کفن دری از فضایل تمام نشدنی ارباب برایمان نمایان شود. با نظرهاتون وبلاگ خودتون رو یاری نمایید تشکر

مطالب اخير
نويسنده
یک شنبه 11 آبان 1393 

حجت الاسلام منصوری  با اشاره به اینکه امام حسین(ع) در تشریح هدف قیام خود فرموده اند:من برای اصلاح امت جدم رسول الله (ص) قیام کرده ام، اظهارداشت: حکام فاسد اموی در اداره جامعه با ترک واجبات و گسترش منکرات دین را به سخره گرفته بودند اما این امام همام با بیعت نکردن با خلفای ستمگر آن زمان نهضت عاشورا را آغاز کرد و این چنین آزادگی و جوانمردی را در سر تاسر دنیا  گسترش داد.

وی افزود: با اشاره به اینکه امام حسین(ع) با برپایی نماز اول وقت در سخت ترین شرایط جهاد نشان داد که نباید در حساسترین شرایط  لحظه ای از یاد خدا غافل بودو امروز تمام دستگاههای متولی فرهنگ باید با انجام این فریضه را در بین عزادران ترویج دهند.

مدیر اداره تبلیغات اسلامی شهرستان خرم آباد، راهکارهای اقامه نماز در بین مردم را فعال کردن مساجد و  حضور روحانیون و مبلغان در تمام سال عنوان کرد و ابرازداشت :به همین منظور  تبلیغات اسلامی این ظرفیت و آمادگی را دارد که در طول سال علاوه برمساجد در مدارس نیز با اعزام روحانی اقامه نماز اول وقت را ترویج دهد.

حجت الاسلام منصوری گفت : امیدواریم با بهره گیری از ظرفیتهای معنوی این ایام، حب اهل بیت(ع) را روز به روز در زندگی خود بیشتر کنیم .



یک شنبه 11 آبان 1393 

امام(ع) با یارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنین سخن گفت:« ...خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکیبایی را پیشه ی خود سازید.«

 حضرت(ع)، «زهیر بن قین» را فرمانده راست سپاه و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش حضرت عباس سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمه ها نزدیک می شد، ولی حضرت تیری نینداخت، چون می فرمود:« دوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشم.» عمر بن سعد تیر را بر کمان نهاده و به سوی یاران امام انداخت و گفت:« گواه باشید که اول کسی بودم که به سوی لشکر حسین تیر انداختم!» سپس سپاهیان عمر بن سعد تیر بر کمان نهاده و از هر طرف یاران حسین(ع) را نشانه رفتند. امام(ع) فرمود:« یاران من! به پا خیزید و به سوی مرگ(شهادت) بشتابید، خدا شما را بیامرزد.» در حمله ی اول بالغ بر چهل تن شهید شدند و سپس یاران باقی مانده هر کدام به نوبت به تنهایی به میدان رزم شتافته و به شهادت می رسیدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بنی هاشم رسید و آنها نیز شربت شهادت را نوشیدند.

 امام حسین(ع) که یکه و تنها مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا می کرد. حضرت(ع) برای وداع آخرین به سوی خیام آمد، آنگاه در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نمود. دشمن از هر طرف وی را محاصره نمود. ناگاه تیری سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالی که نشان یکصد و چند تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین شد و روح مبارکش به ملکوت اعلی پیوست، اما شیون زنان، کودکان و حتی فرشتگان الهی بلند شد



یک شنبه 11 آبان 1393 

شمر خود را به خیام امام(ع) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس(ع) و دیگر فرزندان ام البنین، می گوید:« برای شما از عبیدالله امان نامه گرفتم.» آنها متفقاً گفتند:« خدا تو را و امان نامه ی تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم ولی پسر دختر پیامبر نداشته باشد؟»

 امام حسین(ع) توسط حضرت عباس(ع) از دشمن یک شب را برای نماز، راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن مهلت می گیرد.

 حفر خندق در اطراف خیام برای مقابله با شبیخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطی دشمن با خیام از سه طرف، - که فقط از یک قسمت ارتباط برقرار باشد- و یاران امام(ع) در آنجا مستقر بودند. این تدبیر امام(ع) برای اصحاب بسیار سودمند بود.

 گروهی از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام می پیوندند.

 سخن امام(ع) خطاب به دشمن:

« وای بر شما! چه زیانی می برید اگر سخن مرا بشنوید؟! من شما را به راه راست می خوانم، اما شما از همه ی فرامین من سر باز می زنید و سخن مرا گوش نمی دهید، چرا که شکمهای شما از مال حرام پر شده و بر دلهای شما مهر شقاوت زده شده است



یک شنبه 11 آبان 1393 

 

 هر لحظه تب عطش در خیمه ها افزون می شد، امام(ع) برادرش عباس را به همراه عده ای شبانه حرکت داد. آنها با یک برنامه ی حساب شده، صفوف دشمن را شکسته و مشکها را پر از آب کردند و به خیمه ها برگشتند.

  ملاقات امام(ع) با عمرسعد: 

حضرت فرمود:« ای پسر سعد! ایا با من مقاتله می کنی و از خدا هراسی نداری؟» ابن سعد گفت:« اگر از این گروه جدا شوم، خانه ام را خراب و اموالم را از من می گیرند و من بر حال افراد خانواده ام از خشم ابن زیاد بیمناکم.» حضرت فرمود:« تو را چه می شود؟ خدا جان تو را به زودی در بستر بگیرد و تو را در روز قیامت نیامرزد...گمان می کنی که به حکومت ری و گرگان خواهی رسید؟ به خدا سوگند چنین نیست و به آرزویت نخواهی رسید.»

 عبیدالله طی نامه ای عمر بن سعد را تهدید به عزل و برکناری کرده، می گوید:« اگر از فرمان من سر باز زنی، مسئولیت لشکر را به شمر بن ذی الجوشن واگذار خواهم کرد.»

  سخن امام حسین(ع) با یارانش 

« ای بزرگ زادگان! صبر پیشه کنید که مرگ جز پلی نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمتهای همیشگی آن می رساند



 

 تعداد نظامیانی که لباس و سلاح جنگی و حقوق از حکومت غاصب بنی امیه گرفته و به جنگ امام حسین(ع) آمده بودند را، بالغ بر 30 هزار جنگجو نوشته اند.

عمر بن سعد نامه ای بدین مضمون از عبیدالله دریافت کرد که: با سپاهیان خود بین امام حسین(ع) و اصحابش و آب فرات فاصله بینداز، به طوری که حتی قطره ای آب به امام(ع) نرسد، همان گونه که از دادن آب به عثمان بن عفان خودداری شد! عمر بن سعد 500 سوار را در کنار شریعه ی فرات مستقر کرد. یکی از آنها فریاد زد: ای حسین!... به خدا سوگند که قطره ای از این آب را نخواهی آشامید تا از عطش جان دهی!

حضرت فرمود:« خدایا! او را از تشنگی هلاک کن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده.» حمید بن مسلم می گوید به چشم خود دیدم که نفرین امام(ع) عملی گشت.

  امام حسین(ع) سپاه دشمن را چنین نفرین کرد: 

بار خدایا! باران آسمان را از اینان دریغ کن، و بر ایشان تنگی و قحطی( همچون سالهای قحطی یوسف در مصر) پدید آور و آن غلام ثقفی(حجاج بن یوسف) را بر ایشان بگمار تا جام زهر به ایشان بچشاند. زیرا آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند( به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بیت و شیعیان مرا از اینان بگیرد



امام رضا عليه السلام : إن بَكَيتَ عَلَى الحُسَينِ حَتّى تَصيرَ دُموعُكَ عَلى خدَّيكَ غَفَرَاللّه ُ لَكَ كُلَّ ذَنبٍ أذنَبتَهُ ؛ 

امام رضا عليه السلام :اگر بر حسين بگريى ، چندان كه اشك هايت بر گونه ات جارى شود ، خداوند تمام گناهانت را مى آمرزد .

 
 
 

صفحه اختصاصي حديث و آيات امام رضا عليه السلام : كانَ أبي إذا دَخَلَ شَهرُ المُحَرَّمِ لايُرى ضاحِكا . . . فَإذا كانَ يَومُ العاشِرِ كانَ ذلِكَ اليَومُ يَومَ مُصيبَتِهِ و حُزنِهِ و بُكائِهِ ؛ 

امام رضا عليه السلام :چون ماه محرّم مى رسيد ، كسى پدرم را خندان نمى ديد . . . چون روز دهم فرا مى رسيد آن روز ، روز سوگوارى و اندوه و گريه او بود .

 
 
 

صفحه اختصاصي حديث و آيات امام مهدى عليه السلام در زيارت ناحيه مقدّسه : لأَندُبَنَّكَ صَباحا و مَساءً و لأَبكِيَنَّ عَلَيكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما ؛ 

امام مهدى عليه السلام در زيارت ناحيه مقدّسه :هر صبح و شام بر تو گريه و شيون مى كنم و در مصيبت تو به جاى اشك ، خون مى گريم .

 



شنبه 10 آبان 1393 

 سخن برخي مداحان در مورد سه روز تشنگي امام و اصحابشان هرگز مورد تاييد نمي باشد. براي توضيح بيشتر به مطالب زير توجه فرماييد:

جلوگيري از رسيدن آب به خيمه هاي امام حسين
نامه‏اي از عبيداللَّه بن‌زياد به عمر بن‌سعد رسيد كه در آن آمده بود:
امّا بعد، از رسيدن آب به حسين† و يارانش مانع شو، به گونه‏اي كه حتّي يك قطره از آن ننوشند.
پس عمر بن‌سعد، عمرو بن‌حَجَّاج زُبَيْدِي را با پانصد سوار به سوي شريعه فرات روانه كرد تا امام و يارانش را از رسيدن به آب منع كنند. اين جريان [در هفتم محرّم يعني‏] سه روز پيش از كشته شدن حسين بن‌علي‡ اتّفاق افتاد.[1]
به گزارش برخي مقتل‌نويسان پس از آن كه دشمن مانع رسيدن آب به امام حسين† و يارانش شد...



شنبه 10 آبان 1393 

اطلاعات در مورد ايشان, همسر و فرزندانش بسيار اندك است. مجموع اطلاعاتي كه در مورد ايشان از راهها و منابع گوناگون جمع آوري شده است را مي توان اينگونه بيان كرد:
كنية آن حضرت را «أبوالحسن» نقل كرده‌اند اگرچه اين احتمال وجود دارد كه كنيه براي تفأل باشد، اما اين نيز محتمل است كه وي فرزندي بنام «حسن» داشته است. شاهد اين امر روايت احمد‌بن‌‌نَصر بَزَنْطِي از امام رضا† است كه نشان مي‌دهد علي اكبر† كنيزي داشته و از او صاحب فرزند شده است.[1]
افزون بر اين، جملة ديگري از امام صادق †در ادامة زيارت علي أكبر وجود دارد كه ادعاي فوق را بيشتر تقويت مي‎كند، امام صادق† مي‌فرمايد:
« صلّي‌الله عليك و علي عترتك و اهل بيتك و آبائك و أبنائك و اُمّهاتك الأخيار الّذين أذهب اللهُ عنهم الرِّجسَ و طَهَّرهم تطهيراً»[2]
« درود و تحيّات خداوند بر تو و خاندان و خانواده و پدران و پسران و مادران پاك تو باد. همان (خانداني) كه خداوند پليدي را از آنان دور ساخته و پاك و مطهّرشان قرار داده است.»
با دقت در اين فراز از زيارت‌نامه، نكات مهمي به دست مي‌آيد:
الف. در اين زيارت شريف تعبير «ابنائك» به صورت جمع به كار رفته كه طبق قواعد زبان عربي، بر بيش از دو تن صدق مي‌‌كند، در نتيجه مي‌توان اظهار داشت كه علي‌ اكبر †بيش‌ از دو پسر داشته است. (اما در مورد نام و زندگي نامه آنان هيچ اطلاعي در دست نيست).
ب. در اينكه از كلمة «أبنائك» تنها فرزندان صُلبي مراد است، يا همة بازماندگان از نسل آن بزرگوار، اعم از صُلبي و غير صُلبي، دو احتمال وجود دارد. كه احتمال مراد بودن فرزندان غير صُلبي با توجه به استعمال عرفي لفظ «پسر» منتفي است، زيرا در زبان عرف، اين لفظ دلالت بر فرزند صُلبي انسان دارد.[3]
ج. هم چنين اطلاق واژة «عترت» كه به معناي ذُرّيّه و خانواده است، شاهد خوبي بر اين امر است كه علي اكبر تشكيل خانواده داده بود؛ زيرا اگر حضرت خانواده‌اي تشكيل نداده‌ بود، استعمال اين واژه صحيح به شمار نمي‌رفت، و ورود اين جمله در لسان امام† كه آگاه به مفاهيم لغت و قوانين بلاغت و مقتضيات كلام عرب است، قوي‎ترين شاهد بر اين مدعا است.[4]

[1]. بَزَنْطِي از امام رضا† پرسيد: آيا امكان دارد مردي هم زمان با يك زن و «اُمّ‌وَلدِ» پدر آن زن ازدواج نمايد؟ [ امّ ولد كنيزي را گويند كه از صاحب خود داراي فرزند شده باشد.] امام فرمود: اشكالي ندارد. احمدبن‌نَصر بَزَنْطِي گفت: به ما خبر رسيده كه حضرت علي‌بن‌الحسين (امام سجاد†) با دختر امام حسن† و «اُمّ وَلد» پدر او (يعني اُمّ وَلد امام مجتبي) ‌ازدواج نموده است؟ حضرت فرمود: چنين نيست، بلكه وي، دختر امام حسن‌† و اُمّ‌ ولد علي‌بن‌الحسين†‌ ـ كه نزد شما كشته محسوب مي‌شود (يعني همسر حضرت علي‌اكبر) ـ را به ازدواج خود درآورد. (كليني، الفروع من الكافي، ج 5، ص 361 (باب «الرجل يتزوج المرئة و يتزوج ام ولد ابيها). چنان كه گفته شد بر هر كنيزي عنوان «اُمّ ولد» اطلاق نمي‌شود، مگر اينكه آن كنيز از مولاي خود داراي فرزندي شده باشد. اين حديث شاهد روشني است بر اين كه حضرت علي‌‌اكبر† صاحب كنيزي بوده كه براي او فرزند آورده است.(سيد عبدالرزاق مقرم، علي الاكبر، ص19-20)
[2]. ابن‌قولويه، كامل‌الزيارات، ص416.
[3]. سيد عبدالرزاق مقرم، علي الاكبر، ص20-21.
[4]. سيد عبدالرزاق مقرم، علي الاكبر، ص21.

 




1)دليل سينه زني براي امام حسين چيست؟

2)هدف امام حسين درحال حاضر چه مصداقي دارد؟

3)باتوجه به اينك ما نبايد فقط به مصيبت امام توجه داشته باشيم بلكه هدف ان حضرت اهميت بيشتري داردان هدف چه ميباشد؟

ابتدا در مورد سينه زني پرسيده بوديد در اين باره بايد گفت: انسان به هنگام مصيبت ديدن عكس العمل‌هاي متفاوتي را از خود نشان مي‌دهد كه يكي از آنان زدن بر سر، صورت و سينه است. اين عمل از گذشته‌هاي بسيار دور در ميان ساير ملل و اقوام بشر رايج بوده است. در واقعه عاشورا نيز زنان و فرزندان بر جاي مانده از سيدالشهدا (و پس از آنان ساير شيعيان) با ديدن بدن‌هاي غرقه به خون آنان به سر و صورت و سينه خويش مي‌زدند لذا اين عمل نه تنها امري است متداول بين ساير ابناء بشر بلكه اين گونه خاص به سينه زدن در عصر حاضر تبديل به سمبلي براي عزاداري سيدالشهدا شده است.
هدف امام حسين چه در آن عصر و چه به عنوان درسي براي شيعيانش در طول تاريخ
به صورت خلاصه عبارتند از: 1. زير بار ظلم نرفتن 2. امر به معروق و نهي از منكر و ... براي توضيح بيشتر نكات فوق بايد به مطالب زير اشاره نمود كه از آن به فلسفه عزاداري بر سيد الشهدا تعبير مي‌كنيم:
بهترين و مطمئن‎ترين سند براي شناخت حقيقت و اهداف نهضت سيدالشهدا ـ ع ـ، كلمات خود آن حضرت و يا امامان ديگر در اين باره است، مجموع خطبه‎ها، سخنان، نامه‎ها و وصيت‎نامة امام حسين ـ ع ـ كه در بارة اهداف و انگيزه‎هاي قيام عاشورا است و نيز برخي از تعابير زيارت‎ نامه‎هاي متعدّد و مختلف كه از امامان ديگر در بارة حضرت رسيده است و در آنها به انگيزة قيام پرداخته شده است، مورد مطالعه و بررسي قرار داده و سپس با استخراج فهرست‌وار اهداف قيام، به تفسير و تحليل آنها، مي‌پردازيم‎ :
1 ـ امام حسين در مكه در جمع گروهي از علما و نخبگان ديگر مناطق اسلامي با ايراد خطبه‎اي شور‎انگيز و كوبند‎‎ه، ضمن يادآوري وظيفة سنگين و تكليف خطير علما و بزرگان شهرها در بارة پاسداري از كيان دين و اعتقادات مسلمانان و پيامدهاي سكوت در برابر جنايات امويان، از خاموشي آنان در برابر سياست‎هاي دين‌ستيزانة حاكمان اُموي انتقاد كرده...



چرا امام حسين در روز عاشورا شير شتر به علي اصغر ندادند واورا براي سيراب كردن نزد دشمنان بردند؟

پاسخ: در پاسخ به اين سوال كه چرا در روز عاشورا شير شتر به علي اصغر و ديگران نداند بايد گفت:
اولا موضوع تشنگى و عطش امام حسين(ع) و اصحابشان در كربلا حقيقتي است كه نه تنها مورخان (در اين مورد علاوه بر منابع متعدد تاريخى، مي‌توان به انبوهى از ادبيات شكل گرفته پس از واقعه كربلا نيز اشاره كرد؛ يعنى، موضوع به قدرى مسلّم و جدّى بوده است كه، شاعران نامدار، براساس آن شعر سروده‏اند. براى مطالعه بيشتر ر.ك: 1- طبرى، تاريخ الامم والملوك، (م310)ترجمه ابو القاسم پاينده، تهران، اساطير، چ پنجم، 1375ش، ج7، ص 2963 به بعد؛ 2- ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، (م 356)، تحقيق سيد احمد صقر، بيروت، دار المعرفة، بى تا، ص84 به بعد؛ 3- أبو الفداء اسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقى، 4- البداية و النهاية، (م 774)، بيروت، دار الفكر، 1407ق، ج8، ص 174 به بعد؛ 5- سيد ابن طاووس، اللهوف في قتلى الطفوف، قم، انوارالهدي، 1417ق، ص47 به بعد؛ 6- ابن قولويه قمي، كامل الزيارات، تحقيق: جواد قيومي، نشرالفقاهه، 1417ق؛ 7- علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 45، ص 149 - ج 101، ص 46) از آن ياد كرده اند بلكه امام زمان (عج) نيز...






( کل صفحات : 16 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >   


 
 
 

کد لوگوي سه گوش گوشه نما

360 ?±U†?¯
ساير مطالب محرم
احکام محرم
موضوع Code center
صفحه نخست سيره زندگاني سردار شهيدان ياران و و امامزادگان پشتيباني آنلاين