زيارت عاشورا امام حسین (ع)
 
امام حسین (ع)
«او (حسين) سرور شهيدان از نخستين تا آخرين آنها در دنيا و آخرت است و سرور جوانان همه اهل بهشت است.»
درباره وبلاگ


با عرض سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان وبلاگ یار حسین(ع) در این وبلاگ سعی میشود مطالبی از سیره امام حسین (ع) و پیامدهای بعد از عاشورا و تاثیر عاشورا پس از وقوع و...قرار داده شود باشد تا با استفاده از این مطالب و افزودن معرفت خود نسبت به امام بی کفن دری از فضایل تمام نشدنی ارباب برایمان نمایان شود. با نظرهاتون وبلاگ خودتون رو یاری نمایید تشکر

مطالب اخير
نويسنده


۱) التزام عملی مخاطبین نسبت به ضرورت پرهیز از طرح مباحث دارای شبهات و بدعتها که موجب وهن شعائر دینی می شود.
۲) استفاده بهینه مخاطبین از منابع و مآخذ معتبر و مستند.
۳) نهادینه نمودن آموزه های شعائر عاشورایی (مضامین ارزشی، معرفتی و حماسی و مفاهیم کلیدی) در راستای فرهنگ سازی جامعه.
۴) ساماندهی فکری و فرهنگی منابع نیروی انسانی در حوزه فرهنگ عاشورایی.
۵) پیشگیری از بدعت ها و تحریفات جدید در عرصه فرهنگ عاشورایی.
۶) ایجاد وحدت رویه در مخاطبین در مقابله فرهنگی با خرافات و انحرافات.



سه شنبه 6 آبان 1393 

 

اعزام لشکر به سوى کربلا
عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام به کربلا یعنى روز سوم محرم با چهار هزار سپاهى از اهل کوفه وارد کربلا شد.(25)
برخى نوشته‏اند که: بنو زهره (قبیله عمر بن سعد) نزد او آمده و گفتند: تو را به خدا سوگند مى‏دهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو، زیرا این باعث دشمنى میان ما و بنى‌هاشم مى‏گردد.
عمر بن سعد نزد عبیدالله رفت و استغفا کرد، ولى عبیدالله استعفاى او را نپذیرفت، و او تسلیم شد.(26)
و برخى از تاریخ نویسان نوشته‏اند: عمر بن سعد دو پسر داشت: یکى به نام حفص که پدر را تشویق و ترغیب به رفتن کرد تا با امام علیه‏السلام مقابله کند، ولى فرزند دیگرش او را به شدت از اقدام به چنین کارى بر حذر مى‏داشت، و سرانجام حفص نیز با پدرش راهى کربلا شد.(27)

خریدارى اراضى کربلا
از وقایعى که در روز سوم ذکر شده، این است که امام علیه‏السلام قسمتى از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع، شده است، از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریدارى کرد و با آنها شرط کرد که مردم را براى زیارت قبرش راهنمایى نموده و زوار...

وقایعی همچون:

هوشیارى یاران امام علیه السلام

نامه عمر بن سعد

نامه عبیدالله به عمربن سعد

عبیدالله در نخیله

نیز صورت گرفته که در ادامه مطلب میتوانید بخوانید...




در زيارت عاشورا ابتدا به صورت عام و كلي آمده است:‌ و لعن الله آل زياد و آل مروان --- يعني تمام خاندان آنان.
و در ادامه به صورت خاص آمده است: و لعن الله بن مرجانه كه در اينجا به صورت خاص و اشاره به يك فرد دارد و نه خاندان آنان.




دشمن، ميان مختار وابراهيم اختلاف افكنده وبه تفرقه افكني پرداخت. اين حيله دشمن موجب شد كه ميان ابراهيم ومختار جدايي وفاصله ايجاد شده و گويا ابراهيم در ادامه كار از نهضت مختار كناره گرفته بود، از اين رو در پي حادثه حمله مصعب بن زبير در پيوستن به مختار تعلل و سستي مي ورزيد[9] و حتي گفته شده به نامه هاي مكرر و پشت سر هم مختار پس از شكست اوليه اش از قواي مصعب ، توجهي نكرده، نزد او باز نگشت [10]

همين كناره گيري او از مختار باعث شده بود كه بعد از شهادت مختار ، مصعب بن زبير از يك سو و عبدالملك مروان از سوي ديگر در او طمع ببندند تا ابراهيم را كه مردي پر نفوذ و مدير بود ، را با خود همراه سازند ؛ از اين رو مصعب نامه اي به ابراهيم نوشته به او وعده داد كه در صورتي كه حكومت ابن زبير را بپذيرد، امارت مناطق شمالي عراق را به او مي سپارد .[11] نامه ي مشابهي نيز از سوي عبدالملك مروان - خليفه اموي شام - به دست ابراهيم رسيد . ابراهيم با ياران و مشاورانش در اين باب به مشورت پرداخت و سرانجام تصميم گرفت با مصعب بن زبير همراه شود ، پس نامه اي به مصعب نوشت و با گروهي از ياران خود از موصل يا نصيبين - مقر حكومت خود - حركت كرد و به كوفه آمد و با مصعب ملاقات كرد .[12]




در اين كه چه كسي سر امام† را از تن جدا كرد، در منابع تاريخي نام افراد ذيل آمده است: ‎
1ـ سِنان بن‌انس[1]

2ـ شَمِر بن‌ذي‌الجوشن[2]

3ـ خَوْليّ بن‌يزيد[3]

4ـ سنان بن‌انس با مشاركت زُرعة بن‌شريك[4] و ديگران.
يكي از مورخان به نام «سبط ابن‌جوزي» پس از نقل چند قول در تعيين قاتل (جدا كنندة سر مطهّر) امام† نوشته است: درست‎ آن است كه قاتل حسين †، سنان با مشاركت شمر بوده است.[5]
امّا با توجّه به آن كه كهن‎ترين و معتبرترين منابع و نيز اكثر آنها، قاتل امام†را سنان دانسته‎اند، به نظر مي‎رسد كه بُرندة سر مطهّر امام†، سنان بن‌انس بوده است، امّا شمر در مقام فرمانده بخشي از لشكر، سنان را كه به تعبير گزارش‎هاي تاريخي، فردي احمق و جسور[6] بوده است، مأمور اين كار كرده است و او اين مأموريت را پذيرفته و اجرا كرده است. چنان كه يكي ديگر از مورخان مشهور به نام «ابن‌اثير» پس از نقل برخي اقوال در اين باره، گفته است: صحيح آن است كه حسين بن‌علي ‡را سنان بن‌انس، كشت. [7]
از اين‎رو اگر در زيارت عاشورا و امثال آن، شمر مورد لعن قرار گرفته است، مي‎تواند به اعتبار دستور مستقيم وي به سنان براي انجام اين كار و ساير خصومت‌هاي او، و نيز مخالفت وي با پيشنهاد مصالحه‎آميز عمر‌سعد به امام حسين ـ ع ـ و تحريك وي عبيدالله بن‌زياد را مبني بر عدم پذيرش پيشنهاد عمرسعد در بارة به پايان رساندن اين نزاع از طريق مذاكره و مصالحه، باشد.[8].



مطالبي كه در پي مي‌آيد برگرفته از كتاب ارزشمند مقتل جامع سيد الشهدا، است كه به صورت خلاصه بيان مي‌شود. در صورت تمايل به جلد اول، ص209 به بعد مراجعه فرماييد:
مي‌توان عوامل و ريشه هاي پيدايش قيام عاشورا را در سه حوزه جستجو كرد كه در پي مي‌آيد:

1. عوامل و ريشه‏ هاي سياسي‏


الف.سقيفه سرآغاز انحراف‏
هرچند با ظهور اسلام و تلاش‏هاي رسول‌خدا، روابط محكمي ميان قبايل عرب بر اساس ايمان و عقيده مشترك پديد آمد و اسلام توانست روح سركشي و ستيزه‏جويي آنان نسبت به يكديگر را مهار كند، امّا پس از رحلت پيامبر، ديري نپاييد كه روح عصبيّت قبيله‏اي دوباره ظهور كرد و خود را در سقيفه نشان داد و درهاي فتنه را به روي مسلمانان گشود.
جريان سقيفه در واقع، تبلور غلبة خُلق و خو و رقابت جاهلي و قبيلگي عرب بر ارزش‏هاي اسلامي بود. گفتگوي گردانندگان سقيفه به خوبي نمايانگر آن بود كه ارزش‏هاي قبيلگي و جاهلي كه در زمان رسول‌خدا مثل آتشي زير خاكستر باقي مانده بود، اينك كه حضرت رحلت كرده به خوبي مجال حضور و بروز يافته است. چنانكه تني چند از قريش و گروهي از انصار، در حالي كه پيكر مطهّر پيامبرˆ بر زمين بود و علي‏† مشغول تجهيز آن حضرت بود، به رقابت سياسي پرداختند.[1]
پيوند سياسي و همكاري نزديك ابوبكر و عمر را نيز در اين رابطه نبايد از نظر دور داشت، چنانكه علي‏† فرمود: «چه سخت دو پستان [شتر] خلافت را بين خود تقسيم كردند (به نوبت خلافت را قبضه كردند)».[2] نيز آن حضرت در همان روزهاي سقيفه به عمر فرمود: «اي عمر! امروز از پستان [شتر خلافت] شيري بدوش كه بخشي از آن براي تو باشد. امروز سخت به طرفداري او باش تا فردا به تو بازگرداند».[3]
نتيجه آنكه در سقيفه عملاً با انكار امامت و تداوم نيافتن رهبري الهي كه در غدير طراحي شده بود، شرايطي براي جامعه‏ اسلامي پيش آوردند كه به تدريج حاكميّت بني‏اُمَيّه، اين دشمنان ديرينه‏ اسلام را موجب گرديد و زمينة صعود بني‏اُمَيّه براي تكيه بر پست‌هاي كليدي را فراهم ساخت. چنانكه بعدها معاويه در پاسخ نامه‏ محمّد بن‌ابي‌بكر (كارگزار علي‏† در مصر) كه معاويه را به خاطر ادّعاي خلافت، مورد انتقاد قرار داده بود، از نقش خليفه‏ اوّل در شكستن حريم امامت و هموار شدن راه براي سلطه بني‌اُمَيّه ياد كرد و نوشت:
پدر تو و فاروق او (عمر) نخستين كساني بودند كه حقّ علي‏† را گرفتند و با او به مخالفت پرداختند ... پس اي فرزند ابي‌بكر، برحذر باش و وَجَب خود را به اندازة خود بگير (از حدّ خود تجاوز نكن)؛ زيرا پدر تو مستبدّانه چنين كرد و ما شريكان جرم او هستيم و اگر نبود آنچه را كه پدرت پيش از اين انجام داد، اصولاً ما با فرزند ابو‌طالب مخالفتي نداشتيم و تسليم او....



امام حسين† كه در معرض بازداشت و ترور توسط مأموران امنيّتي بني‏اُمَيَّه در شهر مقدس مكّه بود، در روز سه‌شنبه هشتم ذي‌الحجة سال شصت هجري از آنجا خارج شده و به سوي عراق روانه گرديد؛[1] چنانكه ابومِخْنَف مي‏گويد: حسين† خانة خدا را طواف كرد و سعي بين صفا و مروه را انجام داد و مويش را كوتاه كرد و از احرام عمره خارج شد.[2] شيخ مفيد مي‏گويد: وقتي امام حسين† خواست به سوي عراق روانه شود، طواف كعبه نمود و سعي بين صفا و مروه را انجام داد و از احرامش خارج شد، و آن را عمره قرار داد چون قادر به انجام حج كامل نبود. زيرا مي‌ترسيد [توسط مأموران بني‌اُمَيَّه‏] دستگير شود و به نزد يزيد فرستاده شود، لذا عمره بجا آورد و همراه اعضاي خاندان، فرزندان و شيعيانش كه به او پيوسته بودند، از مكّه خارج شد.[3]

تهديدها در مورد جان امام در مكّه در سخنان و فرمايشات آن حضرت به فراواني به چشم مي‏خورد، همچنين امام حسين† در مورد بني‌اُمَيّه فرمود:
«به خدا سوگند آنان مرا رها نخواهند كرد، تا اينكه روحم را از بدنم جدا كنند و آنگاه كه اين كار را كردند، خداي تعالي كسي را بر آنان مسلّط كند كه آنان را ذليل...






( کل صفحات : 16 )       7   8   9   10   11   12   13   14   15   16   


 
 
 

کد لوگوي سه گوش گوشه نما

360 ?±U†?¯
ساير مطالب محرم
احکام محرم
موضوع Code center
صفحه نخست سيره زندگاني سردار شهيدان ياران و و امامزادگان پشتيباني آنلاين