زيارت عاشورا امام حسین (ع)
 
امام حسین (ع)
«او (حسين) سرور شهيدان از نخستين تا آخرين آنها در دنيا و آخرت است و سرور جوانان همه اهل بهشت است.»
درباره وبلاگ


با عرض سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان وبلاگ یار حسین(ع) در این وبلاگ سعی میشود مطالبی از سیره امام حسین (ع) و پیامدهای بعد از عاشورا و تاثیر عاشورا پس از وقوع و...قرار داده شود باشد تا با استفاده از این مطالب و افزودن معرفت خود نسبت به امام بی کفن دری از فضایل تمام نشدنی ارباب برایمان نمایان شود. با نظرهاتون وبلاگ خودتون رو یاری نمایید تشکر

مطالب اخير
نويسنده
 

درتاريخ اسلام دو شخصيت بزرگ با لقب سيد‌الشهداء شناخته مي‌شوند: حمزة‌بن‌عبدالمطلب وحسين‌بن‌علي. روشن است كه اين لقب به معناي برتري و فضيلت يك شهيد بر ساير شهيدان است. چنانكه در برخي روايات دركنار سيد‌الشهداء، افضل‌الشهداء نيز در باره حسين‌بن‌علي‡آمده است.[1]
نخستين بار اين لقب ازسوي رسول‌خدا ˆ به حمزة‌بن‌عبدالمطلب، عموي پيامبر كه در جنگ اُحد به شهادت رسيد، عطا شد و از آن پس از حمزه با لقب سيد‌الشهداء ياد مي‌شد.[2]
حمزه به سبب ايمان بالا و سابقه درخشان، در حمايت از اسلام، ياري و دفاع از شخص رسول‌خداˆ...



نامه سليمان بن صرد خزاعي مُسَيَّب بن‌نَجَبَه* و رُفَاعَة بن‌شَدّاد (كه البته از ميان اين نويسندگان حبيبن بن مظاهر به امام ملحق شد) به شرح زير:
«بسم الله الرحمن الرحيم، [نامه‌اي است] از سليمان بن‌صُرَد و مُسَيَّب بن‌نَجَبَه* و رُفَاعَة بن‌شَدّاد و حبيب بن‌مُظاهِر و شيعيان مؤمن و مسلمان از اهل كوفه به حسين بن‌علي‏†، سلام عليك: در پيشگاهت خدا را ستايش مي‏كنيم، خدايي كه جز او خدائي نيست، امّا بعد. حمد سزاوار خدايي است كه دشمن سلطه‏گر و معاندت را درهم شكست، دشمني كه همواره برضدّ اين امّت شرارت مي‏كرد، و به آنها نيرنگ مي‏زد، بيت‏المال را غصب مي‏كرد، و بدون رضايتشان بر آنها حكم مي‏راند. برگزيدگانشان را مي‏كشت و اشرارشان را باقي مي‏گذارد و مال خدا را بين جبّاران و اغنيا دست به دست مي‏گرداند. لعنت خدا بر او باد همچنان‌كه قوم ثمود مورد لعنت واقع شدند. ما پيشوايي نداريم، نزد ما بيا تا شايد خداوند به واسطة شما ما را بر محور حقّ گرد آورد. نُعمان بن‌بَشير [حاكم كوفه] در قصر حكومتي لانه كرده است [ولي ما] روز جمعه با او نماز نمي‏گزاريم و براي نماز عيد همراهش خارج نمي‏شويم، اگر بفهميم شما نزد ما مي‏آييد او را [از كوفه‏] بيرون كرده و به شام روانه مي‌كنيم، ان شاءالله. والسّلام عليك و رحمةالله».[1]
همچنين هاني بن‌هاني سُبَيْعِي نامه‏اي به شرح زير براي امام حسين† فرستاد: «بسم الله الرحمن الرحيم، از شيعيان مؤمن و مسلمان حسين بن‌علي‏† به آن حضرت، عجله نما، چرا كه مردم منتظر شما هستند و جز شما به كسي توجّه ندارند. عجله، ‏عجله! باز هم عجله، عجله!، و سلام بر تو باد».[2]
سپس شَبَث بن‌رِبْعِي، حَجّار بن‌اَبْجَر، يزيد بن‌حارث بن‌يزيد بن‌رُوَيْم،[3] عَزْرَة بن‌قَيْس، عمرو بن‌حَجَّاج زُبَيْدِي، محمّد بن‌عمر تميمي[4] و قَيْس بن‌اشعث[5]‏ در نامه‏اي مستقل نوشتند:
«باغ و بستان‌ها سبز شده، ميوه‏ها رسيده و نهرها لبريز گرديده است. پس اگر مايلي به سپاهي كه برايت آماده شده، ملحق شو».[6]
-------------------------------------------------------------------
*. مُسَيَّب بن‌نَجَبَة بن‌ربيعة از قدماي تابعان و بزرگان آنها و از شخصيّت‌هاي اصحاب علي† به شمار مي‌آمد. (سيدمحسن امين، اعيان‌‌الشيعة، ج10، ص125). اميرالمؤمنين او را فردي مورد اعتماد و دورانديش معرفي كرد. (يعقوبي، تاريخ اليعقوبي، ج2، ص196). آنحضرت او و عبدالرّحمن بن‌محمّد كِنْدي را براي گردآوري صدقات و زكات كوفه برگزيد و از كار آنها اظهار رضايت نمود. (بلاذري، انساب‌الاشراف، ج3، ص210 ـ 209). او يكي از بزرگان توّابين بود كه براي گرفتن انتقام خون امام حسين قيام كردند. (يعقوبي، تاريخ اليعقوبي، ج2، ص257). و در سال 65 هجري در جزيره (منطقة موصِل) در رويايي توّابين با سپاه عبيدالله بن‌زياد پس از جنگ نماياني كشته شد. (ذهبي، تاريخ الاسلام، ج5، سال 61 ـ 80، ص248، ش102).
*. مُسَيَّب بن‌نَجَبَة بن‌ربيعة از قدماي تابعان و بزرگان آنها و از شخصيّت‌هاي اصحاب علي† به شمار مي‌آمد. (سيدمحسن امين، اعيان‌‌الشيعة، ج10، ص125). اميرالمؤمنين او را فردي مورد اعتماد و دورانديش معرفي كرد. (يعقوبي، تاريخ اليعقوبي، ج2، ص196). آنحضرت او و عبدالرّحمن بن‌محمّد كِنْدي را براي گردآوري صدقات و زكات كوفه برگزيد و از كار آنها اظهار رضايت نمود. (بلاذري، انساب‌الاشراف، ج3، ص210 ـ 209). او يكي از بزرگان توّابين بود كه براي گرفتن انتقام خون امام حسين قيام كردند. (يعقوبي، تاريخ اليعقوبي، ج2، ص257). و در سال 65 هجري در جزيره (منطقة موصِل) در رويايي توّابين با سپاه عبيدالله بن‌زياد پس از جنگ نماياني كشته شد. (ذهبي، تاريخ الاسلام، ج5، سال 61 ـ 80، ص248، ش102).
[1]. شيخ مفيد، الارشاد، ج2، ص36 ـ 37؛ طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص352؛ بَلاذُري، انساب‌الاشراف، ج3، ص369.
[2]. شيخ مفيد، الارشاد، ج2، ص38؛ طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص353.
[3]. ر.ك: طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص353؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج2، ص38.
[4]. انساب‌الاشراف، ج3، ص370؛ كتاب‌الفتوح، ج5، ص30؛ مقتل‌الحسين‏، ج1، ص195.
[5]. مورّخين نام قَيْس بن‌اشعث را جرء نويسندگان نامه نياورده‌اند، امّا چون امام در يكي از سخنراني‌هاي خود در صحراي كربلا، او را جزء نويسندگان نامه معرفي كرده است. (ر.ك: طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص425؛ مفيد، الارشاد، ج2، ص98.) لذا ما نيز نام او را در اينجا ذكر كرديم.
[6]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص353؛ مفيد، الارشاد، ج2، ص38.

 



 

اولين كسي كه حوادث عاشورا را به صورت مكتوب نوشت كي بود در چه سالي؟؟؟

پاسخ: با سلام. اولين مقاتل نوشته شده در باره قيام عاشورا عبارتند از:

1. مقتل‌الحسين†؛ جابر بن‌يزيد جُعْفي.
وي از اصحاب امام باقر† و امام صادق† بود كه در سال 128 وفات كرد.[1] طبري، گزارشي را به نقل از وي آورده است.[2]
2. تَسْمِيَةُ مَن قُتِلَ مَع الحسين† مِن وُلْدِه وَ إخْوَته وَ أهلِ‌بيتِه و شيعَتِهِ؛ فُضَيْل بن‌زَبير اسدي رَسّان كوفي»، (از اصحاب امام باقر† و امام صادق†[3]).
3. مقتل‌الحسين†؛ قاسم بن‌اَصْبَغ بن‌نُباتَه مُجاشِعِي
چنان كه مشهور است، كهن‎ترين مقتل مكتوب، به اَصْبَغ بن‌نُباتَه نسبت داده‎ شده است، چنان كه شيخ طوسي از آثار اَصْبَغ بن‌نُباتَه، كتاب«مقتل‌الحسين بن‌علي» را دانسته است.[4] بنابر خبري كه شيخ صدوق نقل كرده است، اصبغ بن‌نُباتَه، در زمان شهادت امام حسين حيات داشته است[5]، و حتّي بنابر خبري در شرح‌الاخبار، وي در عصر حكومت حَجَّاج در كوفه (سال‎هاي حكومت: 75 ـ 95) زنده بوده است[6]، پس مي‌توان گفت كه او در زمان حادثة عاشورا زنده بوده و امكان نگارش كتابي در اين باره وجود دارد. از طرف ديگر فرزند وي قاسم، راوي برخي از اخبار واقعة عاشورا است. ‌چنان كه طبري[7]، ابوالفرج اصفهاني[8] و شيخ صدوق[9] اخباري را به يك يا چند واسطه از او نقل كرده‎اند. در مجموع، گرچه احتمال هست كه مقتل، متعلّق به پسر بوده و در مقام كتابت، نام او افتاده و به اشتباه به پدر نسبت داده شده، امّا بعيد نيست هركدام مقتل مستقلي نوشته باشند
---------------------------------------------
[1]. نجاشي، رجال‌النجاشي، ص128 ـ 129، شمارة 332.
[2]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص449.
[3] . سيد ابوالقاسم خوئي، معجم رجال‌الحديث، ج14، ص346.
[4]. شيخ طوسي، الفهرست، ص85 ـ 86، شمارة 119.
[5]. شيخ صدوق در جريان آويختن سر يكي از شهداي كربلا توسط يكي از سپاهيان عمرسعد، از قول قاسم بن‌اَصْبَغ اين‌گونه بيان كرده است كه: «من به پدرم گفتم: اي كاش اين مرد حاملِ سر، اندكي سر را بالاتر آويزان مي‎كرد، مگر نمي‎بيني كه دستان اسب با سر چه مي‎كند؟...» اين گفتة قاسم حاكي از آن است كه اصبغ در زمان حادثة كربلا، زنده بوده است. (ثواب‌الاعمال و عِقاب‌الاعمال، ص259-260).
[6]. قاضي نُعمان تميمي مغربي، شرح الاخبار في فضائل الائمة الاطهار، ج2، ص290.
[7]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص449: قال هشام عن ابيه محمّد بن‌السائب عن القاسم بن‌الأصْبَغ بن‌نُباتَة قال...؛ ابن‌حمزة طوسي نيز اين خبر را با حذف اسناد، مستقيماً از قاسم بن‌اَصْبَغ نقل كرده است. (الثاقب في المناقب، ص341).
[8]. مقاتل‌الطالبيين، ص117: قال المدائني ابوغَسَّان، عن هارون بن‌سعد عن القاسم بن‌الأصْبَغ بن‌نُباتَة قال....
[9]. ثواب‌الاعمال و عِقاب‌الاعمال، ص259-260.

 



 در ميان جوانان برومند «بنى‏هاشم‏» مسلم، فرزند عقيل يكى از چهره‏هاى تابناك و شخصيتهاى بارز، به شمار مى‏رفت. «عقيل‏» برادر حضرت على(عليه السلام) و دومين فرزند ابوطالب بود. در ترسيم زير رابطه نسبى مسلم، آشكارتر است:
ابوطالب= (عقيل = مسلم) - (على = حسين بن على)
مسلم‏بن عقيل، برادرزاده اميرالمؤمنين و پسر عموى حسين‏بن على بود. دودمانى كه مسلم در آن رشد يافت، دودمان علم و فضيلت و شرف بود و خاندانى كه شخصيت انسانى و اسلامى مسلم در آن شكل گرفت، بهترين زمينه را براى تربيت و تكامل معنوى و حماسى مسلم فراهم كرد. از آغاز كودكى، در ميان جوانان بنى‏هاشم بخصوص در كنار امام حسن و امام حسين -عليهما السلام بزرگ شد و كمالات اخلاقى و بنيان ولايت و درسهاى حماسه و ايثار و شجاعت را بخوبى فرا گرفت. اجداد مسلم كسانى، چون «ابوطالب‏» و «فاطمه بنت اسد» بودند كه در فرزندان خويش، شجاعت و ايمان و دلاورى را به ارث مى‏گذاشتند و مسلم، شاخه‏اى پربار از اين اصل و تبار بود;و بنا به اصل وراثت،خصلتهاى برجسته را از نياكان خود به ارث برده بود.1
مسلم در زمان حضرت امير(ع) نوجوانى رشيد و پاك بود كه به افتخار دامادى آن حضرت نايل شد و با يكى از دختران امام به نام «رقيه‏» ازدواج كرد. اين وصلت‏بر ميزان فضيلتهاى مسلم افزود و او را بيشتر در محور «حق‏» و در خدمت نظام الهى آن حضرت در دوران خلافتش قرار داد.
به نقل مورخان، در زمان حكومت آن حضرت (بين سالهاى 36 تا 40 هجرى) از جانب آن امام، متصدى برخى از منصبهاى نظامى در لشگر بوده است، از جمله در جنگ صفين، وقتى كه اميرالمؤمنين(ع) لشگر خود را صف‏آرايى مى‏كرد، امام حسن و امام حسين(ع) و عبدالله‏بن جعفر و مسلم‏بن عقيل را بر جناح راست‏سپاه، مامور كرد و بر جناح چپ لشگر، محمدبن حنفيه و محمدبن ابى‏بكر و هاشم‏بن عتبه (مرقال) را گماشت و مسؤوليت قلب لشگر را به عبدالله‏بن عباس و عباس‏بن ربيعه و مالك اشتر سپرد.2
پس از شهادت حضرت على(ع)
شناسنامه مسلم را، پيش از آن كه از نياكان و سرزمين وقبيله جستجو كنيم، بايد در فكر، عمل و زندگانى‏اش بيابيم; اين بهترين معرف مسلم است. مسلم، در دوران خلافت على(ع) در خدمت آن حضرت، مدافع حق بود و پس‏از شهادت آن امام، هرگز از حق كه در خاندان او و امامت‏دو فرزندش، حسنين -عليهما السلام تجسم پيدا كرده بود جدا نشد و عاقبت هم، جان پاكش را بر اين آستان فدا كرد.
در دوران امامت دهساله امام حسن مجتبى(ع) كه از سخت‏ترين دوره‏هاى تاريخ اسلام نسبت‏به پيروان اهل‏بيت و طرفداران حق بود،مسلم با خلوص هر چه تمام در مسير حق بود و از باوفاترين ياران و از خواص اصحاب امام حسن محسوب مى‏شد. پس از شهادت امام مجتبى(ع) كه امامت‏به حسين‏بن على(ع) رسيد تا مرگ معاويه كه يك دوره دهساله بود;باز مسلم را در كنار امام حسين(ع) مى‏بينيم. در اين دوره بيست‏ساله -يعنى از شهادت على(ع) تا حادثه كربلا بسيارى از كسان يا مرعوب تهديدها شدند يا مجذوب زر و سيم و فريفته دنيا و صحنه حق را رها كردند و يا به معاويه پيوستند و يا انزواى بى‏دردسر را برگزيدند، ولى آنان كه قلبى سرشار از ايمان و دلى...



بخشنده و بزرگوار
1 - روزى يك اعرابى نزد امام حسين آمد و عرض كرد: اى فرزندرسول خداصلى‌الله‌عليه‌وآله من پرداخت ديه‏اى كامل را ضمانت كرده‏ام امّا از اداى آن ‏ناتوانم. با خود گفتم كه از بزرگوارترين مردم، آن را تقاضا مى‏كنم و از خاندان رسول اللَّه كسى را بزرگوارتر و بخشنده‏تر نيافتم.
پس امام حسين به وى فرمود: "اى برادر عرب از تو سه پرسش مى‏كنم ‏اگر يكى از آنها را پاسخ گفتى ثلث آن ديه را به تو مى‏دهم و اگر دو پرسش ‏را جواب دادى دو ثلث آن را به تو مى‏پردازم و اگر هر سه پرسش را پاسخ‏ گفتى تمام مالى را كه مى‏خواهى به تو مى‏دهم".
اعرابى عرض كرد: آيا كسى مانند تو كه اهل علم و شرف است از چون‏ منى مى‏خواهد بپرسد؟
حضرت فرمود: "آرى. از جدّم رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآلهشنيدم كه مى‏فرمود.معروف به اندازه معرفت است".
اعرابى عرض كرد: آنچه مى‏خواهى بپرس اگر پاسخ دادم (كه هيچ)و گرنه جواب آنها را از تو فرا خواهم گرفت. و لا قوة الا باللَّه.
امام عليه السلام پرسيد: "برترين اعمال چيست؟"
اعرابى گفت: ايمان به خدا...





« تحريف انواعي دارد و از همه مهمتر اين است که تحريف يا لفظي است و يا معنوي. تحريف لفظي اين است که ظاهر يک چيز را عوض کنند، مثلاً شخصي سخني به شما گفته است، شما يک چيزي از گفته او کم کنيد، يک چيزي روي گفته او بگذاريد، يا جمله هاي او را پس و پيش کنيد که معني ا ش فرق کند. بالاخره در ظاهر و در لفظ سخن او تصرف کنيد، اين را مي گويند «تحريف لفظي». اما تحريف معنوي اين است که شما در لفظ تصرف نمي‌کنيد، لفظ همين است که هست، ولي اين لفظ را طوري مي شود معني کرد که همان معني صاف و راست و مستقيم آن است، مقصود گوينده هم همين بوده است، و طور ديگري مي توان معني کرد که خلاف مقصد و مقصود گوينده است. وقتي...



پنج شنبه 1 آبان 1393 



مقصود از فرهنگ عاشورا، مجموعه مفاهيم، سخنان، اهداف و انگيزه ها ، شيوه هاي عمل، روحيات و اخلاقيات والايي است که در نهضت کربلا گفته شده يا به آنها عمل شده يا در حوادث آن نهضت، تجسم يافته است. اين ارزش‌ها باورها هم در کلمات سيدالشهدا (ع) و اصحاب و فرزندان حضرت متجلي است.فرهنگ عاشورا همان زيربناي عقيدتي و فکري است که در امام حسين (ع) و شهداي کربلا و اسراي اهل بيت (ع) بود و سبب پيدايش آن حماسه و ماندگاري آن قيام شد.مجموعه آن باورها و ارزش‌ها و مفاهيم را مي توان در عنوان هاي زير خلاصه کرد: مقابله با تحريف ديني، مبارزه با ستم طاغوت‌ها، و جور حکومت‌ها، عزت و شرافت انسان، ترويج مرگ سرخ بر زندگي ذلت بار ، پيروزي خون بر شمشير و شهادت بر فاجعه، شهادت طلبي و آمادگي براي مرگ، احياي فريضه امر به معروف و نهي از منکر و سنت‌هاي اسلامي ، فتوت و جوانمردي حتي در برخورد با دشمن، نفي سازش با جور يا رضايت به ستم، اصلاح طلبي در جامعه، عمل به تکليف به خاطر رضاي خدا، تکليف گرايي چه به صورت فتح يا کشته شدن، جهاد و فداکاري همه جانبه، قرباني کردن خود در راه احياي دين، آميختن عرفان با حماسه و جهاد با گريه، قيام خالصانه براي خدا، نماز اول وقت، شجاعت و شهامت در برابر دشمن، صبر و مقاومت در راه هدف تا مرز جان ، ايثار ، وفا، پيروزي گروه اندک ولي حق بر انبوه گروه باطل، هواداري از امام حق و برائت و بيزاري از حکام جور، حفظ کرامت امت اسلامي، لبيک گويي به فرياد استغاثه مظلومان، فدا شدن لبيک گويي به فرياد استغاثه مظلومان، فدا شدن انسان ها در راه ارزش‌ها و ...






( کل صفحات : 16 )       7   8   9   10   11   12   13   14   15   16   


 
 
 

کد لوگوي سه گوش گوشه نما

360 ?±U†?¯
ساير مطالب محرم
احکام محرم
موضوع Code center
صفحه نخست سيره زندگاني سردار شهيدان ياران و و امامزادگان پشتيباني آنلاين