زيارت عاشورا امام حسین (ع)
 
امام حسین (ع)
«او (حسين) سرور شهيدان از نخستين تا آخرين آنها در دنيا و آخرت است و سرور جوانان همه اهل بهشت است.»
درباره وبلاگ


با عرض سلام خدمت تمامی بازدید کنندگان وبلاگ یار حسین(ع) در این وبلاگ سعی میشود مطالبی از سیره امام حسین (ع) و پیامدهای بعد از عاشورا و تاثیر عاشورا پس از وقوع و...قرار داده شود باشد تا با استفاده از این مطالب و افزودن معرفت خود نسبت به امام بی کفن دری از فضایل تمام نشدنی ارباب برایمان نمایان شود. با نظرهاتون وبلاگ خودتون رو یاری نمایید تشکر

مطالب اخير
نويسنده
 

روش‌ها و شیوه‌های مناسب گسترش فرهنگ عاشورا در نسل جوان

امروزه دشمنان اسلام و اهل بیت(ع) با بهره گیری از همه اهرم ها از جمله فیلم کتاب سینما و ... در صدد تضعیف باورهای دینی و جدایی جوانان از اهل بیت(ع)برآمده اند.
برقراری ارتباط عاطفی بین جوانان و ائمه(ع) آنان را از لغزش ها و آسیب ها حفظ می‌کند ضمن این که با بهره گیری از تعالیم اهل بیت(ع) می‌توانند مسیر صحیح زندگی را انتخاب نمایند.
در این میان امام حسین(ع) و فرهنگ عاشورا در حفظ کردن نسل جوان از انواع مختلف آسیب ها از جایگاه ویژه ای برخوردار هستند.
روشهایی را که برای گسترش فرهنگ عاشورا می‌توان استفاده کرد شامل موارد زیر است:
۱) الگو سازی
۲) تنظیم و تکریم امام حسین(ع) و یارانش
۳) بیان جایگاه جوانان در عاشورا و نزد امام حسین(ع)
۴) زیارت امام حسین(ع)
۵) بیان جایگاه امام حسین(ع)
۶) شبهه زدایی
روش هایی که برای گسترش فرهنگ عاشورا می توان استفاده کرد عبارتند از:
▪ الگوسازی
جوانان و نسل جوان به طور کلی آرمان گرا و قهرمان دوست هستند و به هر کس که علاقمند شوند، او را الگوی خود قرار می دهند و سعی می کنند رفتار، گفتار و زندگی او را سرمشق خود قرار دهند.
در کشورهای غربی در زمینه الگو قرار دادن شخصیت های ملی و علمی خود بسیار قوی کار کرده اند ولی ما در مورد بزرگان دین مان و ائمه اطهار(ع)که از هر لحاظ ارزنده تر و شایسته تر است، به الگوسازی نپرداخته ایم.
اگر نسل جوان ما به روش زندگی و جایگاه رفیع آنان آگاه باشند بی شک به آنها علاقمند خواهند شد.
بنابراین باید شخصیتهایی که عاشورا را خلق کرده اند از زنان و مردان تا کودکان و جوانان به صورت الگو مطرح شوند:
چه به صورت فیلم، عکس، کتاب، مقاله و حتی جزوه های دانشگاهی و یا در کتابهای درسی قسمت هایی از زندگی اباعبدالله و پیروان او در روز عاشورا و یا صحنه هایی از نبرد پیروان اباعبدالله با یزیدیان به صورت داستان و عکس چاپ شود.
▪ تعظیم و تکریم امام حسین و یارانش
بزرگان جامعه، والدین، معلمان و مربیان و کسانی که به نوعی در تربیت جوانان نقش دارند باید در بردن نام ائمه اطهار، و در میلاد و شهادت آنها با احترام و تکریم برخورد کنند.
شرکت بزرگان دین و والدین و معلمان در عزاداری امام حسین(ع) و پوشیدن لباس مشکی در ایام محرم و بردن نام اصحاب عاشورا با احترام و نامگذاری فرزندان خود با نامهای مبارک جوانمردان عاشورا باعث تکریم و تعظیم عاشوراییان در بین جوانان خواهد شد.
▪ بیان جایگاه جوانان در عاشورا و نزد امام حسین(ع)
جوانان ما باید بدانند که در واقعه بزرگ عاشورا سهم بسیار مهمی از شهادت و اسارت را جوانان داشتند که بسیار مورد عنایت امام حسین(ع) بودند.
در اسارت اهل بیت امام حسین(ع) تعداد کثیری از زنان و دختران جوان حضور داشتند که در نهایت حجب و حیا و متانت و وقار راه امام حسین(ع) و شهیدان کربلا را در اسارت ادامه داده اند.
اگر جوانان ما بدانند که چقدر مورد لطف و عنایت امام حسین(ع) می باشند و با توسل به امام حسین(ع) گرفتاری هایشان حل شده و در آخرت از آنان شفاعت می کند دلباخته و مجذوب ایشان شده و راه و روش او و یارانش را سرمشق خود قرار می‌دهند.
▪ زیارت امام حسین(ع)
حضور جوانان در مساجد و اماکن مذهبی و دستجات عزاداری امام حسین(ع) سبب می شود که جوانان با جایگاه عاشورائیان و کربلائیان بیشتر آشنا شوند و باید زمینه عمق بخشیدن به آشنایی و مودت امام حسین(ع) و یارانش بیشتر فراهم شود خواندن زیارت عاشورا و سایر زیارت نامه های ائمه(ع)باعث شناختن ابعاد زندگی و تعلیمات آنها خواهد شد.
▪ بیان جایگاه امام حسین(ع)
باید به جوانان آموخت که ائمه اطهار(ع) واسطه فیض الهی و ولی نعمتهای ما هستند و امام حسین(ع) در میان اهل بیت جایگاه ویژه ای دارد.
امام حسین(ع) و یارانش در ایجاد تمدن اسلامی و هدایت جامعه¬ی خفته ی آن زمان و هدایت نسل های آینده نقش بنیادین داشته و دارند تمام مسائل عقیدتی، سیاسی، فقهی و عرفانی ما ریشه در تعالیم اهل بیت(ع)دارد و مدیون فداکاری ها و از جان گذشتگی های امام حسین(ع) و یارانش و اسارت اهل بیت ایشان است.
▪ شبهه زدایی
نسل جوان ما از نظر عقیدتی سیاسی و اجتماعی و سایر جوانب آسیب پذیر می باشد زیرا قدرت تحلیل درست مسائل و تجربه ی کافی را ندارد و به همین دلیل تحت تاثیر شبهه سازی دشمنان قرار می‌گیرد.
سیاست های سودجویانه دشمنان و عدم پختگی جوانان آنان را در تشخیص انتخاب مسیر درست و حق از باطل دچار مشکل می‌کند اینجاست که باید شبهه زدایی کرد.
در این زمینه تمامی سازمانها و نهادهای فرهنگی از جمله آموزش و پرورش، صدا و سیما، حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها وظایف سنگینی دارند که با شناساندن درست اهل بیت(ع)به جوانان البته با حفظ اعتدال و به دور از افراط و تفریط آنان را از آسیب‌های دشمن حفظ کنند.

 
نویسنده: میترا آروانه
منبع: خیمه

 



یک شنبه 4 آبان 1393 

لا تَرْفَعْ حاجَتَك اِلَّا اِلي اَحَدِ ثَلاثَةٍ: اِلي ذي دينٍ اَوْ مُرُوَّةٍ اَوْ حَسَبٍ، فَاَمَّا ذُوالدّينِ فَيَصُونُ دينُهُ، وَ اَمَّا ذُوالْمُرُوَّةِ فَاِنَّهُ يَسْتَحْيي لِمُرُوَّتِهِ، وَ اَمَّا ذُوالْحَسَبِ فَيَعْلَمُ اَنَّك لَمْ تَكرَهُ وَجْهَك اَنْ تَبْذُلَهُ لَهُ في حاجَتِك، فَهُوَ يَصُونُ وَجْهَك اَنْ يَرُدَّك بِغَيْرِ قَضاءِ حاجَتِك
حاجتت را تنها نزد سه نفر مطرح كن: انسان ديندار، جوانمرد، شريف، انسان ديندار دينش او را حفظ مي‏كند، و انسان جوانمرد بخاطر جوانمرديش حيا مي‏كند، و انساني كه شريف است مي‏داند كه تو ناپسند نمي‏شمردي كه براي خواستن حاجت از او آبرويت را در مقابلش بريزي، پس آبرويت را حفظ مي‏كند، و بدون قضاء حاجت تو را برنمي‏گرداند.
بحارالأنوار؛ ج‏75؛ ص‏118وتحف‏العقول؛ ص‏29



 

إِيَّاكَ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ يَخَافُ عَلَى الْعِبَادِ مِنْ ذُنُوبِهِمْ وَ يَأْمَنُ الْعُقُوبَةَ مِنْ ذَنْبِهِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا يُخْدَعُ عَنْ جَنَّتِهِ وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلَّا بِطَاعَتِه‏
برحذر باش از اينكه از افرادي باشي كه مردم را از گناهانشان مي‏ترساند و خود از عقوبت گناهش در آسايش است، خداوند بزرگ در مورد بهشتش فريب نمي‏خورد، و تنها به طاعت و فرمانبري از او مي‏توان به آنچه نزد خداست رسيد.
بحارالأنوار ج : 75 ص : 122

 



یک شنبه 4 آبان 1393 

گاه تاريخ تمامي ابعاد و زواياي يك واقعه را در اختيار ما نمي‌گذارد بلكه تنها به بيان برخي از آن‌ها مي پردازد كه با دقت نظر در آنها مي‌توان ساير موارد مشابه به آن را نيز حدس زد. اما در اين مورد خاص بايد به نكات زير اشاره نمود:
چون عبيدالله از مخفيگاه مسلم آگاه شد و درصدد دستگيري وي برآمد، مسلم ناچار شد نيروهاي خود را فراخوانده و همراه چهارهزار مرد مسلّح كه گرد او را گرفته بودند، به دارالاماره كوفه يورش ببرد. عبيدالله كه با پنجاه[1] يا دويست[2] نفر در قصر بود، به چاره‌انديشي پرداخت و مجموعه اقدامات‏ ذيل را براي پراكندن نيروهاي پيرامون مسلم و در نهايت دستگيري وي انجام داد:
1. به كثير بن‌شهاب كه از سران كوفه بود، دستور داد به داخل شهر برود و از طائفة مَذْحِج عدّه‏اي را كه مطيع ابن‏شهاب بودند، گرد آورد و به وسيلة آنان، در كوچه‏ها و خيابان‏هاي كوفه گردش كند و با سخنراني و تحريك احساسات عمومي برضدّ مسلم، مردم را از ياري مسلم برحذر دارد و از مخالفت و جنگ با حكومت، بترساند.[3]
2. به پنج نفر از افراد سرشناس كوفه از جمله «محمّد بن‌اشعث» و «شمر بن‌ذي‏الجوشن» دستور داد كه از قصر خارج شوند و هر يك، گروهي از مردم را كه فرمانبر آنان هستند، گرد آورده و هركدام از آنان در يك نقطه از شهر مستقر شود و در پناه نيروهاي گردآوري شده، پرچم‏هاي اماني را برافرازد و با سخنراني‏هاي خود به مردم گوشزد كند كه هر كس مي‏خواهد از مجازات حكومت در امان باشد، زير يكي از اين پرچم‏ها وارد شود، كه اين كار انجام شد.[4]
3. دو نفر از طرفداران مسلم كه مي‏خواستند به وي بپيوندند و يكي از آن دو، با گروهي از «بني‏فتيان» مي‏خواست مسلم را ياري كند، به وسيله كثير بن‌شهاب و محمّد بن‌اشعث دستگير و به فرمان عبيدالله زنداني شدند.[5] اين اقدام كه سبب پراكنده شدن جمعيّت بني‌فتيان شد، در مرعوب كردن طرفداران‏ مسلم، اثر بارزي گذاشته و باعث تضعيف روحية آنان شد.
4. پس از آن كه كثير بن‌شهاب و پنج نفري كه مأمور برافراشتن پرچم امان بودند، سخنراني‏هايي برضدّ مسلم و به نفع ابن‌زياد در داخل شهر كردند، سه نفر از آنان يعني كثير بن‌شهاب و محمّد بن‌اشعث و قَعْقاع بن‌شُور با افراد فراواني از پيروان خود از ناحية «دارالرّوميين» (خانه يا محلّه روميان) به قصر برگشته[6] و عبيدالله بن‌زياد را كه از كمي نيرو نگران بود، تقويّت كردند.
5. افزون بر اين، عبيدالله، اشراف كوفه را به قصر فراخوانده و به آنان گفت: «ميان مردم برويد و افراد فرمانبر را به افزايش حقوق و مقرّري و رعايت احترام‏شان نويد دهيد و افراد نافرمان را از محروميّت از مقرّري و مجازات، بترسانيد و به آنان اعلام كنيد كه لشكريان شام براي سركوبي آنان در راه هستند». در پي اين فرمان، كثير بن‌شهاب، سخنان تهديدآميزي برضدّ مسلم ايراد كرد.[7]
ديگر همكاران كثير نيز سخنراني‏هايي مشابه وي ايراد كردند. چون كوفيان گفته‏هاي اشراف را شنيدند، از گرد مسلم پراكنده شده و به خانه‏هاي‏شان بازگشتند.[8]
اقدامات عبيدالله با هم‏ياري و هم‏دستي اشراف، تأثير خود را به سرعت نشان داد و چرخ حوادث به سود عبيدالله چرخيد، تا آنجا كه هر زني نزد پسر و برادرش مي‌رفت و مي‌گفت: بازگرد، مردم جايت را پر مي‌كنند. و هر مردي نزد پسر و يا برادرش مي‌رفت و مي‌گفت: فردا سپاه شام مي‌آيند، در آن صورت با جنگ و شرّي كه روي خواهد داد، چه خواهي كرد؟ برگرد، و آنگاه او را با خود مي‌برد. پس مردم پيوسته پراكنده و از هم جدا شدند تا اينكه شب فرا رسيد و مسلم در حالي نماز مغرب را در مسجد جامع كوفه به جا آورد كه تنها سي نفر او را همراهي كردند و چون از مسجد خارج شد و به در خانه‌هاي قوم كِنْده رسيد، تنها ده نفر با او باقي مانده بودند و وقتي از آنجا خارج شد، ديگر هيچ كس او را همراهي نكرد!. مسلم در كوچه‏هاي كوفه تنها و سرگردان ماند و در نهايت به خانه زني به نام «طوعه» پناه برد...[9]
با توجه به طولاني شدن اين پاسخ و در صورت تمايل آماده پاسخگويي به ساير سوالات شما هستيم. موفق باشيد.

[1]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص369.
[2]. ابوحنيفه دِيْنَوَري، الاخبار الطِّوَال، ص352.
[3]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص369؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج‏2، ص52.
[4]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص369؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج‏2، ص53 ـ 52.
[5]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص370 ـ 369.
[6]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص370 ـ 369؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج‏2، ص53.
[7]. ابوالفرج اصفهاني، مَقاتل‌الطالبيين، ص101؛ طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج5، ص371 ـ 370.
[8].ابوالفرج اصفهاني، مَقاتل‌الطالبيين، ص101؛ طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص371؛ شيخ مفيد، الارشاد، ج‏2، ص54.
[9]. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج‏5، ص371؛ شيخ مفيد، الارشاد، ص54.

 



یک شنبه 4 آبان 1393 


1. شخصيت مختار
يكي از مردان نامي تاريخ اسلام بالاخص تاريخ شيعه كه به خاطر اقدام درست و خداپسندانه اش دل اهل بيت و خاندان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را بعد از واقعة عاشورا شاد كرد مردي است از تبار ثقيف و از شيعيان آل علي ـ عليه السلام ـ كه در هميشة تاريخ جايگاه خاصي نزد علماي شيعه و مورخين دارد.
در منابع تاريخي شيعه در اكثر منابعي كه به واقعة عاشورا و تاريخ زندگاني امام حسين ـ عليه السلام ـ پرداخته به اقدام مختار هم اشاره شده است. نيز به جملاتي كه در تحسين عمل مختار از ائمة معصومين ـ عليهم السلام ـ وارد شده پرداخت گرديده است، كه اين خود شايسته ترين يادي است كه امام معصوم ـ عليه السلام ـ از يك شيعه خالص مي كند. از لابلاي روايات بسياري بر مي آيد كه امامان و پيشوايان مذهبي همواره نسبت به مختار اظهار علاقة فراوان مي كردند و از اقدام او در انتقام گرفتن از قاتلين امام حسين ـ عليه السلام ـ و اصحابش ـ عليهم السلام ـ مسرور بوده اند. امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند: «مختار را بد نگوئيد كه او دشمن ما را كشت و انتقام خون ما را...



واقعه عاشورا الگويي براي بشريت است نه شيعه. راز ماندگاري آن هم در دست شعيان نيست بلكه در علل زير نهفته است:
واقعه كربلا يكي از معدود وقايع تاريخي است كه در ميان همه حوادث ويژگي خاص يافته و ممتاز گشته است و گذر زمان نه تنها آن را به فراموشي نسپرده بلكه هر روز بيش از پيش آن را نمايانتر و شكوفاتر ساخته است، بي شك عناصري در اين نهضت وجود داشته كه سبب شده اين واقعه بر تارك تاريخ درخشنده و ماندگار شود. عوامل جاودانگي واقعه عاشورا به اختصار عبارتند از:
1. حسين عليه السلام اولين كشته از خاندان رسول خدا
پيامبر صلي الله عليه و آله به عنوان بزرگ و پيشواي مسلمانان جايگاه خطيري داشت و ادب اجتماعي و اخلاقي ديني اقتضا مي كرد كه نسبت به خاندان و نزديكان او سر تعظيم فرود آرند به ويژه آنكه حسين عليه السلام بارها از سوي رسول خدا ستوده شده بود و يا به نجات بشر خوانده شده بود بي ترديد كشتن سبط پيامبر، با آن شيوه فجيع واقعه اي غيرمنتظره و بي پيشينه بود و يكي از عوامل مهم جاودانه شدن واقعه عاشورا شد.
هر چند امام حسن عليه السلام نيز پيش از امام حسين عليه السلام به دست كين به شهادت رسيده بود اما ظواهر امر به گونه اي بود كه مي شد آن را انكار كرد و نيز قضيه امام حسن عليه السلام هرگز مانند عاشورا آشكار و در ملأعام نبوده است.
2. ناجوانمردانه بودن شيوه هاي جنگ
عرب به اصولي مقيد بود از جمله اينكه در جنگ دست تعرض به كودكان و زنان و پيران دراز نمي كرد. بستن آب بر روي سپاه امام حسين، كشتن طفل شش ماهه، رفتار ناخوشايند آنان با اسراء، تعرض به جنازه ها از موجبات ماندگاري واقعه عاشورا بود.
3. نابرابري نبرد و پيكار شجاعانه
در يك سوي ميدان جنگ شماري اندك و انگشت شمار قرار داشتند و در طرف ديگر سپاهي گران و بي شمار اما شجاعت، شهامت و استواري كوه قلنيل همراه امام حسين عليه السلام مايه شگفتي همگان در طول تاريخ شد آناني كه آشكارا مرگ را در پيش روي خود ديدند ولي با شجاعتي وصف ناپذير زنده دلان را به اعجاب واداشته و اين واقعه را در طول تاريخ بشري يگانه جلوه دادند.
4. استواري امام و پافشاري بر اصول
در طول تاريخ انسان هاي بزرگي همواره وجود داشتند كه به اهداف خود معتقد بودند و به هيچ روي از اصول خويش دست برنداشتند و حتي جان خويش را بر سر آن نهادند اما به راستي جريان امام حسين عليه السلام كمتر نظيري در تاريخ يافته و به راستي بي نظير است. حسين عليه السلام به حكم وظيفه ديني و مسئوليت انساني با استواري هرچه تمام بر اصول و عدم نرمش در مقابل دشمنان در تمام تاريخ بي بديل است. اصرار امام بر رد پذيرش بيعت، عدم توجه به نصايح ديگران، آگاهانه به مرگ نزديك شدن، اعتقاد واقعي به اصول و... فضايي آفريد كه هرگز مشابهي نيافت.
5. قرباني كردن بهترن ها (خانواده)
حضور اعضاي خانواده در ميان همراهان امام حسين عليه السلام عنصر ديگري بود كه حادثه كربلا را يگانه كرد. حضور تمامي اعضاي خانواده اعم از خردسالان، بيماران و زنان در صحنه كربلا با وجود اينكه امام به پايان كار خود وقوف داشت هيبتي ديگر به جريان عاشورا داده است خصوصاً اينكه همينان پس از اسارت و حضور در ميان مردم به ترسيم آنچه روي داده پرداخته و شبانه روز به يادكرد آن واقعه مشغول بودند.
6. الگودهي قيام
قيام عاشورا سرمشقي براي بسياري از انسان ها شد كه در پي يافتن راه صحيح زندگي باعزت و گريز از ذلت در جستجو و كاوش بودند اين قيام از همان آغاز الگويي براي ديگران شد الگويي قابل پيروي و عمل.
در واقع نهضت عاشورا و ايثارگري در آن تفسير متعالي از زندگي و هستي ارائه مي داد و براي بسياري از آدميان كه در پي يافتن راه صحيح زندگي و گريز از ذلت در جست وجوي حق هستند، اسوه اي جديد شد، به بيان ديگر همين الگودهي قيام عاشورا در ماندگاري عاشورا مؤثر افتاد و هر روز عده اي در پي شناخت بهتر آن برآمده و زوايايي از آن را گشودند تا بتوانند بهتر و بيشتر طبق آن عمل كنند.
7. حق محوري و حق طلبي
از ويژگي هاي قيام عاشورا كه در جاودانه شدن اين قيام نقش مؤثري داشت. حق محوري و حق طلبي اين قيام بود كه در لحظه لحظه آن موج مي زد.
مكتب امام حسين عليه السلام مكتبي است استوار بر محور حق و حق جويي معيار هر حركت و اقدامي. بنابراين وقتي حق طلبي معيار شد، خداترس ميزان مي شود و ترس از غيرخدا بي معنا و از آنجا كه جاء الحق و ذهق الباطل و حق هميشه ماندني است و ظلم و ستم ناپايداري نهضت عاشورا نيز يكي از جاودانه قيامت هاي بشري شد.

 



سالار شهیدان (علیه‏السلام) هرگز در اندیشهٴ کشتار و خونریزی نبود. هدف اصلی آن حضرت (علیه‏السلام) آگاهی بخشیدن به مردم بود. به همین دلیل، بارها با سپاهیان «عمر سعد» به اتمام حجّت پرداخت. گاه قرآن به دست، بی‏سلاح و جامهٴ نبرد به میان آنان رفته، می‏فرمودند: آیا مرا می‏شناسید؟ من حسین بن علی بن ابی طالب هستم؛ یگانه فرزند دختر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بر روی زمین. به چه انگیزه‏ای قصد کشتن مرا دارید؟! جرم من چیست؟! آیا بدعتی در دین نهاده‏ام که خون مرا حلال می‏دانید؟! آیا جرم سیاسی مرتکب شده‏ام؟! آیا آشوب کرده‏ام یا کسی را کشته‏ام؟! «ابن زیاد» که اکنون بر طبل جنگ می‏کوبد، چندی پیش در منزل «هانی بن عروه» زیر شمشیر نماینده‏ام مسلم بن عقیل بود. اگر هدف ما آدمکشی و آشوبگری یا ترور بود، «مُسْلِم» همان جا او را از پای در می‏آورد.
آنگاه آن حضرت (علیه‏السلام) پرسیدند: آیا از ما پولی طلب دارید؟ (مسلم بن عقیل، وجوه شرعی بسیاری در اختیار داشت؛ ولی از آن استفاده نکرد و برای گذران امور خویش، اندکی پول از مردم کوفه قرض گرفت و هنگام شهادت وصیّت کرد که زره و ابزار جنگی او را بفروشند و قرضش را بپردازند). سپس فرمودند: بنابراین، نه از ما طلبکارید و نه خونی ریخته‏ایم و نه شورش کرده‏ایم و نه در دین بدعت نهاده‏ایم؛ یعنی هیچ مجوّزی برای مبارزه با ما و قیام برای کشتن ما وجود ندارد. پس، به چه دلیل خونمان را حلال کرده و کمر به قتل ما بسته‏اید؛ «فبم تستحلّون دمى؟!»[۱].
گفتنی است: سالار شهیدان (علیه‏السلام) در سخنانی دشمنان خویش را در ردیف مشرکان و ملحدان برشمرده، فرمودند: خداوند بر چهار گروه بسیار خشم گرفت:
۱.یهودیان که عُزیر را پسر خدا می‏دانستند؛ ﴿قالت الیهود عزیر ابن الله﴾[2]
۲. ترسایان که می‏گفتند: خدا، روح القدس، عیسی؛ ﴿إنّ الله ثالث ثلثة﴾[3]
۳. مجوسیان که آفتاب و ماه را می‏پرستیدند.
۴. گروهی که تصمیم به کشتن من گرفته‏اند[4].
بدین‏سان آن حضرت (علیه‏السلام) عمر سعد و سپاهیانش را همتای یهودیان، ترسایان و مجوسیان، شایستهٴ شدیدترین کیفر الهی دانستند؛ زیرا آنان می‏خواستند چراغ امامت را خاموش کنند و بساط دین را از اساس برچینند؛ یعنی همان‏طوری که در جهت مُثْبَتْ، ولایت اولیای الهی حصن حصین امّت است؛ «ولایة علی بن أبى طالب حصنى» و در ظلّ توحید که حصنِ حصینِ بالذات است واقع می‏باشد، در جهت منفی نیز انکار آن و قیام برای از بین بردن آن، شبیه انکار توحید و قیام برای اثبات تثنیهٴ یهود یا تثلیت ترسایان یا پرستش ثنوی گبریان کهن است.
پي نوشتها:
[۱] ـ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۳۱۸
[2] ـ سورهٴ توبه، آیهٴ ۳۰
[3] ـ سورهٴ مائده، آیهٴ ۷۳
[4] ـ بحار الأنوار، ج۴۵، ص۱۲
منبع: شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی،آیت الله جوادی آملی، ص190



دومين فرزند برومند حضرت علي و در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحي و ولايت چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پيامبر گرامي اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علي (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بياورد. اسما او را در پارچه اي سپيد (س ) آمد و اسما پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامي به گوش راست او اذان و به گوش چپ  او اقامه گفت . به روزهاي اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش ، امين وحي الهي ، جبرئيل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اي رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير) چون علي براي تو بسان هارون  که به عربي (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. براي  موسي بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پيغمبران هستي .
و به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، براي دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندي را براي  کشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موي سر او  فرزندش به عنوان عقيقه  نقره صدقه داد...

 






( کل صفحات : 16 )       7   8   9   10   11   12   13   14   15   16   


 
 
 

کد لوگوي سه گوش گوشه نما

360 ?±U†?¯
ساير مطالب محرم
احکام محرم
موضوع Code center
صفحه نخست سيره زندگاني سردار شهيدان ياران و و امامزادگان پشتيباني آنلاين