برخیز برای نماز شب!
مرحوم قاضی طباطبایی میگوید:
شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء به علامه نوری گفت: برخی شبها خواب بر من غلبه میکند و نمیتوانم بیدار شوم و نماز شب بخوانم. علامه نوری با عتاب به او گفت: چرا بیدار نمیشوی، چرا؟ حتما برخیز، برخیز!
سالها از این قضیه گذشت و شیخ نوری وفات یافت. پس از ساله، روزی با شیخ محمد حسین نشسته بودیم و خاطرات گذشته را باز گو میکردیم، شیخ محمد حسین گفت از آن گفتگو با علامه نوری به بعد، هر شب پیش از سحر صدای علامه در گوشم میپیچد که برخیز شیخ، برخیز شیخ، برخیز و من را برای نماز شب بیدار میکند. (1)
1) مردان علم در میدان / جلد 2- ص 303
ادامه مطلب
برخیز برای نماز شب!
مرحوم قاضی طباطبایی میگوید:
شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء به علامه نوری گفت: برخی شبها خواب بر من غلبه میکند و نمیتوانم بیدار شوم و نماز شب بخوانم. علامه نوری با عتاب به او گفت: چرا بیدار نمیشوی، چرا؟ حتما برخیز، برخیز!
سالها از این قضیه گذشت و شیخ نوری وفات یافت. پس از ساله، روزی با شیخ محمد حسین نشسته بودیم و خاطرات گذشته را باز گو میکردیم، شیخ محمد حسین گفت از آن گفتگو با علامه نوری به بعد، هر شب پیش از سحر صدای علامه در گوشم میپیچد که برخیز شیخ، برخیز شیخ، برخیز و من را برای نماز شب بیدار میکند. (1)
1) مردان علم در میدان / جلد 2- ص 303
ادامه مطلب
ساعت پدرم هنوز شب ها زنگش به صدا در میآید
پدرم، شهید مطهری، همیشه مقید به نماز شب بود. شبی که پدرم به شهادت رسید، وقتی به خانه برگشتم، ساعت نزدیک 2 نیمه شب بود که صدای زنگ ساعتش به صدا در آمد. همه از خواب برخاستیم. انتظار داشتیم باز صدای ناله های محزون پدر را بشنویم، ولی خبری نشد. بلند شدیم و با یاد او ایستادیم به نماز، با چشمهایی گریان و قلبی پر از درد.
ساعت پدرم هنوز شبها زنگش به صدا در میآید، بی حضور پدر، اما با یاد پدر. (1)
1) پیشانی و خاک به نقل از علی مطهری
ادامه مطلب
نیایش امام محمد باقر علیه السلام
امام صادق علیه السلام در مورد عبادت پدرش امام باقر علیه السلام میفرماید:
همیشه بستر پدرم را پهن میکردم و انتظار میکشیدم تا بیاید.
یک شب آمدن پدرم به بستر به تاخیر افتاد. به دنبال ایشان به مسجد رفتم. هیچکس در مسجد نبود. پدرم را دیدم در گوشهای از مسجد به سجده رفته و با حالت گریه و انابه استغاثه میکند. گوش دادم و شنیدم که میگوید:
پروردگارا! تو منزه و ستودهای. ای معبود من! از روی تعبد و بندگی تو را ستایش میکنم. کردار و عباداتم کم است. پس تو خود آن را بر من دو چنان کن.
افلج میگوید:
امام باقر علیه السلام در مراسم حج پس از طواف درکنار مقام ابراهیم علیه السلام به نماز ایستاد. پس از نماز، وقتی سر از سجده بلند کرد، دیدم پیشانی امام از بسیاری اشک، خیس شده است. (1)
1) زندگی و سیمای امام باقر علیه السلام / ص 45 و 46
ادامه مطلب
