جغرافیای نماز

جغرافیای نماز

01349897183912006242.jpg

 نماز مملکتی است به وسعت دل های دریایی و پهناور چون اندیشه های آسمانی با آب و هوایی همیشه بهار که ترنم دلباختگی، روحی دل نواز به آن می‌بخشد. در قسمتی از آن رشته کوه های ذکر تا افق ملکوت سر کشیده‌اند و دریایی نیلگون و زلال در پای آن کوه ها موج می‌زند و آبی صداقتش دیده می‌نوازد. ماهیان رنگارنگ توفیقی را می‌بینی که تو را به سوی خود می‌کشانند. اگر آنها را صید کنی، دوست، صیادت می‌شود. نسیمی ملکوتی جانت را طراوت می‌دهد و تو سرمست از این همه زیبایی، مصمم می‌شوی همه شهر را بگردی تا منظره های دل ربا را با چشم جان تماشا کنی.

منبع:  کتاب: حدیث شیدایی


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 23 دی 1394  ] [ 6:37 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

چشمه‌ای از نور

چشمه‌ای  از نور

11992456362151047247.jpg

 اول شهر به چشمه‌ای آراسته است که از ملکوت می‌آید. نباید از آن بگذری که بدون آن سفر تو بی لطف است. به! چه خنکای دلنوازی دارد! جسم و جانت را با آن می‌شویی، آب که به صورتت می‌پاشی یک آسمان نور به چهره‌ات می‌تابد و آلودگی از جانت چون برگ پاییزی بر زمین می‌ریزد و تو از چشمه نور وضو می‌گیری. شستن دستها و صورت و مسح سر و پا همه حکمتی دارد که پاک و پاکیزه به دیدار او بروی و با او هم کلام شوی. اکنون شاداب و با طراوت به سیر خود ادامه بدهید.

منبع:  کتاب: حدیث شیدایی


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 23 دی 1394  ] [ 6:36 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

تو برای همیشه کافی هستی!

تو برای همیشه کافی هستی!
 

خدایا!تو معبود دیرین مایی.تو خدای همیشه ی مایی.همه چیز نو به نو می شود و تو همچنان،هر لحظه، در کار آفرینش تازه ای.

تو برای همیشه کافی هستی!

خدایا!سال نو از راه می رسد و از تو می خواهم که با نو شدن سال،جان ما را هم نو کنی.

خدایا!در این سال نو ،ما را از گزند شیطان در امان نگه دار و به ما توان غلبه بر نفس اماره ببخش.

خدایا!سال نو می شود و فرصتی نو از تو می خواهم.فرصتی که در آن، به کارهایی بپردازم و در راهی قدم بردارم که مرا به تو نزدیک کند.

خدایا!تو بخشنده و بزرگوار و با عظمتی.هر که پشتیبانی ندارد، به پشتیبانی تو  می تواند دلگرم باشد و آن کس که هیچ ذخیره و پس اندازی ندارد،به دارایی و بخشش تو، می تواند تکیه کند.

خدایا!هر که پناهی ندارد، تو پناهش می دهی و آنکه فریاد رسی ندارد، تو به دادش می رسی.تو پشتوانه و پشتیبان و گنج کسانی هستی که هیچ پشتوانه و گنج و پشتیبانی ندارند.

تو برای همیشه کافی هستی!

خدایا!امتحان و آزمایش های تو خوب است و امیدی که در دل ها می آفرینی  بزرگ. تو ناتوان ها را عزت می بخشی و آن ها را که در حال غرق شدن و هلاک شدن هستند نجات می دهی.

خدایا!تو نعمت می بخشی و نیکی می کنی. تو خوش رفتاری و گذشت می کنی.سیاهی شب،روشنی روز،سپیدی ماه و درخشش خورشید،همه در برابر عظمت تو سر به سجده فرو می آورند.

خدایا!ای خدای بی همتا!کمک کن بهتر از آن باشیم که دیگران می پندارند و خطاهایی را که دیگران از آنها خبر ندارند ،بر ما ببخش و به خاطر آنچه که درباره ما می گویند،ما را سرزنش نکن.

تو برای همیشه کافی هستی!

خدایا!تو همه زندگی ام را،تو همه زندگی ام را پر می کنی.تو برای همه زندگی ام کافی هستی.

خدایا!جز تو خدایی نمی شناسم. بر تو و کمک های تو تکیه می کنم،که تو پروردگار زمین و آسمان، تو پروردگار همه جهانی.

خدایا!تو راباور داریم و می دانیم که همه چیز،همه زندگی و همه هستی از آن توست.

خدایا!دل هایمان را همیشه با یاد خودت زنده نگه دار و باران رحمت و مهربانی ات را همیشه بر ما ببار.

 

برگردان آزاد بخشی از دعای پیامبر به مناسبت فرا رسیدن سال نو قمری

سایت تبیان

 


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 23 دی 1394  ] [ 6:34 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز ، گفتگویی بی پرده با رب

نماز ، گفتگویی بی پرده با رب

اینبار می خواهم از نماز بگویم این سیر ملکوتی روح تا عالم بالا

لحظه نورانی نماز
صدایی سبز، مرا به سویت فرا می‏خواند.
روح از تنگناهای تاریک و زنجیرهای اسارت، آهسته آهسته بیرون می‏خزد.
از خویشتن تهی و از شوق سرشار، دعوتت را لبیک می‏گویم.
جسم خاکی‏ام را با پاک‏ترین تحفه آسمانی، شست‏وشو داده و آماده پرواز در افلاک می‏شوم.
سجاده ه‏ای سبز، به استقبال لحظه‏ های نورانی نمازم می‏شتابد.
با قامتی راست، رو به قبله‏گاه معبود می‏ایستم و در خلوص لحظه‏ های سبز راز و نیاز،
عظمت و بزرگی‏ات را در کوچکی و ناتوانی‏ام فریاد زده و به هر چه غیر توست، پشت پا می‏زنم.
با هر کلام، گل‏های سرخ و زرد، در سجاده‏ام می‏شکفند؛ سرمست از عطر شامه‏ نوازشان می‏شوم.
تمام ثانیه‏ هایم، رنگ عشق می‏گیرند. دست‏هایم، دو بال می‏شوند رو به آسمان.
سبکبال‏تر از همیشه، در هوای تازه ملکوت، تا مرز شکستن فاصله‏ ها بالا می‏روم
بالا و بالاتر؛ تا آن هنگام که خاک مُهر، سجده‏ام را در آغوش کشد.
به یاد آورم منزلگاه اول و آخرم را
درست در لحظه‏ ای که در اصل خود بیارامم و شیطان‏های مغلوب و رو سیاه، از من و نمازم بگریزند.

 


ادامه مطلب


[ چهارشنبه 23 دی 1394  ] [ 6:32 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]