نماز در زمان حضرت شعیب (علیه السلام)
نماز در زمان حضرت شعیب (علیه السلام)
![]()
خداوند حضرت شعیب را به سوى مدین، شهرى که در شرق خلیج عقبه وشمال حجاز و جنوب شامات است در میان مردم آن منطقه به پیامبرى برانگیخت. آن حضرت اغلب اوقات مشغول نماز بود، و در بیشتر سخنرانى هایش قوم خود را نصیحت مى کرد و مى گفت:
اى قوم ! خدا را پرستش کنید، گرانفروشى نکنید، پیمانه ها را با عدالت پر کنید، متاع دیگران را بى ارزش جلوه ندهید، از فساد بر روى زمینبپرهیزید، به آن چه خداوند از مال هاى حلال به شما عنایت کرده استفاده کنید و بت را به جاى خدا نپرستید و خود را از عذاب روز قیامت دور دارید!
آنان در جواب او مى گفتند: اى شعیب ! آیا این نمازت به تو اجازه مى دهد که ما آنچه را تا به حال پدران و نیاکانمان مى پرستیدند ترک کنیم؟
در این جا، بت پرستان و مشرکان تکیه روى نماز حضرت شعیب مى کردند! علتش این بود که آن حضرت بسیار نماز مى خواند و به مردم خود مى گفت:
نماز، انسان را از کارهاى زشت باز مى دارد. ولى آن قوم نادان واز خدا بى خبر رابطه میان نماز و ترک گناه و اعمال قبیح و زشت را درک نمى کردند.
منبع: کتاب سجاده عشق، نعمت الله صالحی حاج آبادی.
ادامه مطلب
صبح بلال اذان گفت و مردم را به نماز فرا خواند
به روایت شیخ مفید/ 97، طبرسى/ 134 و دیگران روزى پیامبر صلى اللّه علیه و آله با کمک امیر المؤمنین به قبرستان بقیع رفت و براى اموات طلب آمرزش نمود و رو کرد به على علیه السلام و فرمود: «همانا جبرئیل هر سالقرآن را یک بار بر من عرضه می داشت و در این سال دو مرتبه بر من عرضه کرد، این جز آن نیست که اجل من فرا رسیده است».
صبح بلال اذان گفت و مردم را به نماز فرا خواند. پیامبر فرمود: «امروز شخص دیگرى با مردم نماز بخواند که من دچار بیماریم». عایشه گفت به ابو بکر بگویید برود. حفصه گفت به عمر بگویید برود. چون حضرت این سخنان را شنید برخاست، على بن ابى طالب و فضل بن عباس دستهاى آن حضرت را گرفتند و او با تکیه به آنان در حالى که پاهایش به زمین کشیده مىشد به مسجد رفت، با اشاره دست خود ابو بکر را از محراب به عقب راند و نماز را از اول شروع کرد و چون به پایان رساند به خانه بازگشت. آنگاه ابو بکر و عمر راخواست و به آنان فرمود: «مگر من به شما نگفتم با لشکر اسامه بیرون بروید؟». گفتند آرى. فرمود: «پس چرا نرفتید؟». ابو بکر گفت من رفتم ولى دوباره آمدم تا دیدار با شما را تازه کنم. عمر گفت اى رسول خدا من اصلا نرفتم زیرا دوست نداشتم که احوال شما را از مهاجران بپرسم.
پیام آور رحمت ، ص 297
ادامه مطلب
مزد موذن
![]()
مزد موذن
قال على – علیه السلام -:
لاباس ان یجرى علیه من بیت المال ؛
براى موذن از بیت المال مزدى بدهند، اشکالى ندارد.
(بحارالانوار، ج ۸۱، ص۱۶۱ )
ادامه مطلب
