گرفتاران این نماز را بخوانند
![]()
نمازامام جواد (ع) دو رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» و هفتاد مرتبه سوره «توحید» را مى خوانى و پس از پایان نماز مى گویى:
اَللّهُمَّرَبَّ الأَرْواحِ الْفانِیَةِ، وَ الأَجْسادِ الْبالِیَةِ، اَسْئَلُکَ بِطاعَةِ الاَْرْواحِ الرّاجِعَةِ اِلى اَجْسادِها، وَ بِطاعَةِ الاَْجْسادِ الْمُلْتَئِمَةِ بِعُرُوقِها، وَ بِکَلِمَتِکَ النّافِذَةِ بَیْنَهُمْ، وَاَخْذِکَ الْحَقَّ مِنْهُمْ، وَ الْخَلائِقُ بَیْنَ یَدَیْکَیَنْتَظِرُونَ فَصْلَ قَضآئِکَ، وَیَرْجُونَ رَحْمَتَکَ، وَیَخافُونَ عِقابَکَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَ اجْعَلِ النُّورَ فى بَصَرى، وَالْیَقینَ فى قَلْبى، وَ ذِکْرَکَ باِللَّیْلِ وَالنَّهارِ عَلى لِسانى، وَ عَمَلا صالِحاً فَارْزُقْنى.
اىخدا اى پروردگار ارواحى که از این جهان فانى رفته و اى پروردگار اجساد پوسیده از تو مى خواهم به حق فرمانبرى آن ارواح که بسوى اجساد خود بازگردندو به حق فرمانبرى اجسادى که با رگهاى خود پیوند شوند و به حق فرمان نافذت در میان آنها و گرفتن حقت از ایشان و در آن حال که خلائق در برابرت به انتظار صدور حکم و امیدوار برحمتت و خائف از عقاب تواند درود فرست بر محمّدو آل محمّد و نور و روشنى در دیده ام و یقین در دلم قرارده و ذکرت را شب وروز بر زبانم جاری ساز و عمل صالح روزى من گردان.
منبع: جمال الاسبوع، صفحه 278 و بحارالانوار، جلد 88، صفحه 189
ادامه مطلب
بعضی از اموری که برای حضور قلب در نماز سفارش شده است عبارتند از: ...
بعضی از اموری که برای حضور قلب در نماز سفارش شده است عبارتند از: ...
![]()
*اول:وضو را باتوجه و حضور قلب انجام دهد، از امام رضا(ع) روایت شده که وضو موجب طهارت و تزکیهی دل است (وسائل الشیعه 1/367 ابواب وضو باب1 حدیث 9)
*دوم: در عظمت نماز و در روایاتی که دربارهی نماز وارد شده تأمّل نماید.
*سوم: مانند کسی نماز بخواند که گویا با نماز وداع میکند و دیگر فرصت نماز خواندن را نخواهد یافت (مجالس صدوق و ثواب الاعمال عن ابن ابییعفور قال «قال ابوعبدالله الصادق7 اذا صلّیت صلاة فریضة فصلّها لوقتها صلاة مودّع یخاف ان لا یعود الیها ابدا»)
*چهارم: وقتی روبه قبله مینماید سعی کند که دنیا و مافیها و خلق و آنچه به آن مشغولند را فراموش نماید و قلب خود را از آنها تهی نماید.
*پنجم: به معانی نماز توجه نموده و نماز را با تأنّی و آرامش بخواند.
*ششم:اینکه بداند از آن هنگام که وارد نماز میشود، تا آن لحظه ای که از نماز خارج می شود، خدای تعالی به او رو کرده و نظر مینماید، و ملکی بالای سر اوایستاده و میگوید: ای نمازگزار اگر میدانستی چه کسی به تو نظر مینماید وبا چه کسی مناجات میکنی هرگز از او رو بر نمیگرداندی و ابداً از جای خودبر نمیخواستی (کافی عن ابیجعفر7 قال: «قال رسولالله (ص) اذا قام العبد المؤمن فی صلاته نظر الله عزوجل الیه (اقبل الله الیه) حتی ینصرف ... و وکّل الله به ملکاً قائماً علی رأسه یقول له ایها المصلی لو تعلم من ینظر الیک و من تناجی ما التفتّ و لازلت من موضعک ابداً» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب 8 حدیث 5 از کافی)
*هفتم:اینکه بداند که در حال نماز از بالای سرش تا کرانهی آسمان، رحمت خدا براوسایه انداخته و ملائکه الهی از اطراف او تا افق سماء او را در بر گرفتهاند. (عنه (ص) ... و اظّلته الرحمة من فوق رأسه الی افق السماء و الملائکة تحفّه من حوله الی افق السماء...» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائضباب 8 حدیث 5 از کافی)
*هشتم:آنچه در نماز مکروه است به جا نیاورید و به آنچه فضیلت نماز را می افزاید اهتمام نمائید مثل انگشتر عقیق به دست نمودن و لباس پاکیزه پوشیدن و خود راخوشبو نمودن و شانه و مسواک زدن.
ادامه مطلب
خواندن نماز در پنج وقت بهتر است یا جمع کردن بین آنها؟
این موضوعات از جزئیات است و زیاد مهم نیست ، آنچه اصل است و روح نماز است، این است که اگر دیدید نماز شما مورد قبول است یا نه از این جا تجربه کنید که اگر دیدید نماز شما جلو دروغ و فساد و منکرات را مى گیرد، بدانید نماز شما مقبول است ، کار نماز این است ، همان طور که آتش مى سوزاند و آب خاموش مى کند، نماز هم انسان را از منکرات نجات مى دهد. آن زمانى که انسان به فکرمنکر افتاد اگر دید نمازش مانع دروغ گفتن اوست ، به او گفت ، تو که نماز مى خوانى ، عبادت خدا را مى کنى ، این کار را نکن ! و این کار را نکرد، بداند نمازش مورد قبول است . (اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ (۴۵ عنکبوت)در کلمات حضرت امیر (علیه السلام ) آمده است : (( مثل الصلوه مثل الحمه على باب الرجل )) مثل نماز، مثل حمام در خانه است ، انسانى که پنج مرتبه درشبانه روز حمام مى رود آیا بدن او آلوده است . این نماز را هم اگر کسى آن گونه که باید آن را انجام دهد، روحش را از کثافات و معصیتها تطهیر مى کند،اگر دیدید از معاصى پاک شدید، دروغ نمى گویید، خیانت نمى کنید، کلک و حقه بازى را کنار گذاشتید، بدانید نماز خوانده اید، وگرنه بدانید معلق بازى کرده اید، نماز نخوانده اید
مرحوم آیتالله العظمی بهاءالدینی
ادامه مطلب
به یاد آن نمازجماعت عارفانه
در روزهای کودکی دست در دست پدر هنگام غروب راهی جایی می شدم که مدرسه فیضیه اش می خواندند.
گامهایآرام، اما آهنگین و سرشار آن روزها در کوچه پس کوچه ها و خیابانهای قم تا آستانة حرم بی بی و آنگاه ورود به حیاطی بزرگ با آدمهایی که مهیای نماز می شدند و کم کمک صفوف مرتب و بارانی نماز و نردبانهای طلایی اتصال به آسمان را می چیدند
نمازرا کسی می خواند که قرنی زیسته بود و قامتی خمیده داشت، اما حتی از آن فاصله که من در صف ایستاده بودم هم بوی ناب و شمیم جانفزایش به مشام جان میرسید.
تامی آمد از سجده برخیزد و قامت بندد دقایقی شاید طول می کشید، اما در هرم این خیزش عبادی که به رستاخیزی در جان و جهان او و من می مانست، می شد وزن خدا را روی بالهای عاطفه و خرد و دل، حس کرد.
منآن سالها کودکی بودم با رویاهای آبی و بالهای سحرآمیز معصومیت که راحت و بی دغدغه پس از نماز می جستم و روبروی «آقا» روی زمین می نشستم و زل می زدمبه قامت خمیده و محاسن سپید و چهره معصومانه اش که نور ناب نماز و تابش ترد طراوت از او می تراوید.
آرامو با طمأنینه ای رشک برانگیز بر می خواست و راهی می شد و من به امید دیداری دیگر در غروب فردایی که در راه است دست در دست پدر عزم خانه می کردم.
روزهاو شبهای نماز جماعت ما در مدرسه فیضیه و به امامت آن بزرگ مرد خیلی زودتر از آنچه کودک ذهن من برای آینده دور و نزدیک تدارک دیده و سهمش را در کنج دلش مخفی کرده بود برای روز مبادا، تمام شد و به ناگاه در صبح بارانی یک روز پاییزی خبر آمد که مرد قدخمیده و نورانی نمازهای معطر ما در آن حیاط بزرگ به سفر بی بازگشتی رفته که تا همیشه جایش را در حیات دل ما خالی، اما سبز خواهد داشت.
چقدردلم برای آن عالم روحانی و نمازگزار عرفانی و آن حیاط و آن دلبری نحیف و آرام و آن آسمان و پرستاره تنگ شده! چقدر دلم برای پدر تنگ شده!
چقدر دلم برای معصومیت و عطر نابی که کودکی ام بود تنگ شده!
حرفهایم، نگفته و نهفته؛ ماند برای ...شاید وقتی دیگر!آری می خواهم از آیت الله العظمی محمدعلی اراکی فقیه، مرجع تقلید شیعه و اقامت گر نماز عارفانه سالهای دور مدرسه فیضیه بگویم.
اوکه در روز جمعه در 24 جمادیالثانی 1273 در شهر اراک به دنیا آمد. او که پس از مهاجرت حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم، از اراک به قم رفت و تا پایان عمر در حوزه علمیه قم ماندگار شد. او که شیخ الفقهاء و المجتهدین بود.
مردنمازهای رستاخیزی فیضیه و آیت ربانی حوزه های علمیه، مهیاگر لحظات غیور و لطیف و آرام شبانه و آفتاب ناب و تابناک هرم حریم روزانه، حضرت آیت الله العظمی اراکی، در سحوری 8 آذر 1373 در شهر شهیر قم جان به جان آفرین تسلیم نمود و در حرم حضرت فاطمه معصومه(س) به خاک سپرده شد.آری؛هنوز خوب یادم می آید آن سالها که جهان رنگ دیگری داشت و جان، تاب و توانیدیگر، نماز مغرب دلها را در فیضیة آن دوران دوست داشتنی، کسی می خواند که قرنی زیسته بود و قامتی خمیده داشت، اما حتی از آن فاصله که من در صف ایستاده بودم هم بوی ناب و شمیم تابناکش به گوش جان می رسید.
روحش شاد و یادش زنده و راهش پر رهرو و حضور ناب و ظهور تابناکش هماره و همیشگی باد!
آقا دستم را بگیر و شفاعتم کن!
محمدرضا محقق
ادامه مطلب
