حضرت رسول (ص):
حضرت رسول (ص):
![]()
نماز خواندن انسان در جماعت بهتر است از نمازی که چهل سال در خانه خوانده شود. عرض کردند:یا رسول الله ! نماز یک روز؟حضرت فرمود: بلکه یک نماز.
صلاة الرجل فی جماعة خیر من صلاته فیبیته اربعین سنة . قیل : یا رسول الله !صلوة یوم ؟ فقال : صلوة واحدة
(وسائل الشیعه ، ج 5، ص 374)
ادامه مطلب
نماز، یک معامله پُر سود
یادما براى خدا سودى ندارد، ولى یاد او از ما، لطفش را نصیب ما مى فرماید، لغزش ما را مى بخشد، دعاى ما را مى پذیرد، مشکل ما را حل مى کند، لطف اوبراى ما بى نهایت ارزش دارد. پس در نماز که یاد خدا مى کنیم، کالاى پرارزشى را گرفتهایم.
44) بقره، 152.
ادامه مطلب
پاداش چهار رکعت نماز
پاداش چهار رکعت نماز :
![]()
رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند : هر که در شب جمعه یا روز جمعه یا شب پنج شنبه یا شب دوشنبه یارزو دوشنبه چهار رکعت نماز بخواند در هر رکعتی سوره حمد هفت بار و سوره قدر یک بار به دو سلام ٬ و چون فارغشود صد بار بگوید :اللَّهُمَ صَلِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّد وصد بار بگوید :اللَّهُمَ صَلِ عَلَى جَبْرَئِیل خدای متعال ویرا در بهشت هفتاد هزار کوشک بدهد و در هر سرای هفتاد هزار خانه بدهد و در هر خانه هفتاد هزار کنیزک وشر اهل آسمان را از وی باز دارد و شر اهل زمین را اعم از پری و آدمی از او باز دارد و عذاب گور را از وی باز داردو از جای برنخیزد تا که خدای تعالی به نظر رحمت به او بنگرد و مکافاتش بهشت کند و وی را و پدر و مادر وی رابیامرزد و دعایش اجابت کند و حاجتش روا کند.
منبع : نزهة الزاهد ص ۲۰۸
ادامه مطلب
نجات از دوزخ
نجات از دوزخ
![]()
در منطقه ای به نام تبوک، هوا آن قدر گرم بود که جانوران از پناهگاهشان بیرون نمی آمدند. نور خورشید، چشم ها را می سوزاند و تحمل این شرایط برایشان مشکل بود. آنان به دستور پیامبر برای جنگ با رومیان در آنجا گرد آمده بودند. خود حضرت رسول صلی الله علیه و آله هم در این جنگ حضور داشت. هر کس سایبانی می جست، حتی دست ها دیگر تاب نمی آوردند تا سایبانی برای مردان جنگ باشند. این گرمای شدید و طاقت فرسا، ذهن معاذبن جبل، یکی از سپاهیان را به یاد آتش دوزخ انداخت. او با خود اندیشید و ترس از گرمای آتش دوزخ سراپایش را فرا گرفته بود. او که نمی توانست گرمای خورشید آن روز را تحمل کند، چگونه عذاب را تاب بیاورد. چگونه در آن زمان که هیچ فریادرسی نیست، پناهگاهی بیابد. او در این اندیشه بود و پیوسته پرسش هایی را با خود زمزمه می کرد. رنگ از چهره اش پریده بود و همچون کسی که ترسیده، دست و پایشبه لرزه در آمده بود. ناگهان به خود آمد. دید شماری از سپاهیان به او خیرهشده اند و او را زیر نظر دارند. با خود گفت: «نکند آنها مرا ترسو بپندارندو به گمانشان برافروختگی من از ترس باشد.» در همین اندیشه ها بود که حضرت محمّد صلی الله علیه و آله را در نزدیکی خود دید. کمی آرام گرفت. بعد به خدمت ایشان رفت تا با پیامبر سخنی بگوید و مایه آرامشش شود. گفت: «یا رسول اللّه! به من عملی بیاموز تا از آتش جهنم در امان بمانم.» پیامبر فرمود: «سؤالی بس بزرگ پرسیدی، ولی پاسخ آن مشکل نیست». سپس فرمود: «خدا را پرستش کن و چیزی را شریک او قرار نده و نمازهای واجب را به جای بیاور».1 سخن پیامبر آرامش را به قلب معاذبن جبل باز گردانید و او برای همیشه گفته پیامبر را سرلوحه اعمال خود قرار داد.
1. على بن جمعة العروسى الحویزى، تفسیر نورالثقلین، بیروت، مؤسسه التاریخ العربى، 1422ه . ق، چ 1، ج 4، ص 229.
ادامه مطلب
