شعر نماز صبح

85487816223097836291.jpg

سپیده زد سپیده وقت سحر رسیده

خاموش شده ستاره صبح آمده دوباره

خروس پَر طلایى با پاهاى حنایى

قوقولى قوقولى مى خونه تو کوچه و تو خونه

اذان مى گه دوباره از مسجد و مناره

بابام پا مى شه از خواب مى ره لب حوض آب

با آب مى گیره وضومى شوید او دست و رو

تمیز و پاکیزه باز مى یاد سر جانماز

من هم کنار بابا نماز مى خونم حالا