نخستین نماز پس از بعثت به جماعت
حال، پیامبر با کوله باری از وظیفه سنگین نبوت بر دوش، پیام آور اسلام بود. رسول خدا، فرشته سپید را دید که از آسمان به سویشمی آید. خود را برای دریافت وحی آماده کرد. فرشته سلام داد و پیامبر پاسخ گفت. جبرئیل آمده بود تا نماز را به پیامبر خدا بیاموزد. پیامبر از اینکه می دانست خدا را چگونه و به چه شکلی عبادت کند، شادمان بود؛ آن گونه که خدامی خواهد، نه آن گونه که خود می پسندد. جبرئیل نخست وضو گرفت و بدین گونه آن را به پیامبر خدا آموخت. پیامبر نیز خود را به چشمه آب رساند و آن گونه که آموخته بود، وضویی ساخت. سپس منتظر ماند تا جبرئیل نماز را به او بیاموزد. حال دیگر نماز را از فرشته وحی آموخته بود. او دیگر تکلیف خود را می دانست. باید پنج نوبت نماز را در شبانه روز، برپا می کرد و دیگر مسلمانان نیز همین طور. این تکلیفی بود که شامل همه مسلمانان می شد.
حالزمان آن بود که نخستین نماز پس از بعثت به جماعت و پشت سر رسول خدا اقامه شود. پیامبر جلو ایستاد و جبرئیل، دو رکعت نماز به او اقتدا کرد. حالا با نور نماز، احساس معنویت بیشتری می کرد. در هاله ای از شادی و شعف، به سوی منزل بازگشت. از اینکه برای همسرش خدیجه نماز را به ارمغان می برد، بسیار خوشحال بود. وقتی به منزل رسید، در زد. خدیجه در را گشود و چشم انتظار پیامبر بود. حضرت محمد صلی الله علیه و آله نماز را به او مژده داد. آن لحظه ملکوتی برای خدیجه نیز، وصف ناشدنی بود. پیامبر و همسرش، دیگر صبر نکردند و به سرعت کنار همان چشمه ای آمدند که جبرئیل وضو را به پیامبر آموخته بود. هر دو وضو گرفتند و دو رکعت نماز به جا آوردند. مدتی بعد علی بن ابی طالب علیه السلام نیز به جمع نمازگزاران پیوست.1
ادامه مطلب
شعر نماز شایسته
شعر نماز شایسته

قابل درگاه حق بی نیاز هیچ طاعت نیست بهتر از نماز
سعى کن قسمى که می باید کنى نى دلت هر قسم می خواهد کنى
چون شدى آماده از بهر وضو از معاصى دست و دل اوّل بشو
خویش را خالى از تزویر کن پس بلند آوازه تکبیر کن
چون ستادى در حضور کردگار باش قائم با سکون و باوقار
فهم کن تا با که می گوئى سخن با خدا یا با خیال خویشتن
در نمازى یا که دعوا می کنى یا جواب امتحان، پیدا مىکنى
در رکوعى یا به فکر فوتبال یا معلق می زنى با صد شتاب
در سجودى یا مگر همچون کلاغ مىزنى بر خاک منقار و دماغ
شرم کن از این نماز اى بی ادب هان مکش بیهوه از رنج وتعب
این نماز از بى نمازى بدتر است مایه قهر خداى اکبر است
گر نماز خویش خواندى با حضور هست مقبول خداوند غفور
(شجاع ذوقى)
ادامه مطلب
نماز، وصیت پیامبران
نماز، وصیت پیامبران
هربار پس از به پایان رسیدن نمازش به فکر فرو می رفت. شاید هنوز از جایگاه نماز آگاه نبود. زید وقتی می دید امام جعفر صادق علیه السلام با حالتی روحانی نماز می خواند، پرسش های زیادی برایش مطرح می شد. دوست داشت بداند چرا امام به نماز خود بیش از هر کار دیگری اهمیت می دهد. همه اهالی مدینه می دانستند که زید از نزدیکان امام است. این برای زید یک امتیاز به شمار می آمد. زید می توانست پاسخ همه پرسش هایش را از امام بشنود. حالا هم تصمیم گرفته بود نزد امام صادق علیه السلام برود و یک پرسش مطرح کند. از خانه بیرون آمد و به سوی خانه امام حرکت کرد. رفته رفته به خانه امام نزدیکمی شد. وقتی به چند قدمی خانه رسید، ناگهان در باز شد و امام که قصد خروج از خانه را داشت، زید را دید که به سوی او می آید. زید در جای خود ایستاد وسلام کرد. امام پاسخ داد و گفت: چه شده که شتابان به این سو می آیی؟ زید گفت: «ای فرزند رسول خدا پرسشی دارم». امام گفت:«می شنوم». زید نزدیک تر رفت و گفت:«می خواهم بدانم محبوب ترین کارها در پیشگاه خدا چیست؟» امام دستبر شانه های زید گذاشت و گفت: «محبوب ترین کارها در پیشگاه خداوند، نماز است؛ چون نماز، آخرین وصیت پیامبران است».1 اکنون زید دانست که چرا امام درهنگام نماز، خود را از دنیا جدا می سازد و دانست که در نماز رازی نهفته است که تنها کسانی که با دل خویش کلمات نماز را بیان می کنند آن را درمی یابند. از آن پس، زید کوشید تا با زبان دل نماز بخواند.
1. نعمت اللّه صالحى حاجى آبادى، سجاده عشق، بى جا، مؤلف، 1373، ص 61 .
ادامه مطلب
شعر نماز صبح
شعر نماز صبح
![]()
سپیده زد سپیده وقت سحر رسیده
خاموش شده ستاره صبح آمده دوباره
خروس پَر طلایى با پاهاى حنایى
قوقولى قوقولى مى خونه تو کوچه و تو خونه
اذان مى گه دوباره از مسجد و مناره
بابام پا مى شه از خواب مى ره لب حوض آب
با آب مى گیره وضومى شوید او دست و رو
تمیز و پاکیزه باز مى یاد سر جانماز
من هم کنار بابا نماز مى خونم حالا
ادامه مطلب
