وصف شب زنده‌داران (دانایان)

وصف شب زنده‌داران (دانایان)

32699588142191091590.jpg;

 امّن هو قانت انآء اللّیل ساجداً و قآئماً یحذر الاخره و یرجوا رحمه‌ ربّه.
آیا چنین كسی با ارزش است یا كسی كه در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت می‌ترسد، و به رحمت پروردگارش امیدوار است.« زمر ، 9»
این آیه از روش مقایسه كه روش شناخته شده قرآن برای تفهیم مسائل مختلف است استفاده می‌كند.
آن انسان مشرك و فراموش كار و متلون و گمراه و گمراه كننده كجا و این انسان بیدار دل و نورانی و با صفا كه در دل شب كه چشم غافلان در خواب است پیشانی بر درگاه دوست گذارده و با خوف و رجاء او را می‌خواند كجا؟
آنها نه به هنگام نعمت از مجازات و كیفر او خود را در امان می‌دانند و نه به هنگام بلا از رحمتش قطع امید می‌كنند و این دو عامل همواره وجود آنان را در حركتی مداوم توأم با هوشیاری و احتیاط به سوی دوست می‌برد.
قانت از ماده‌ (قنوت) به معنی ملازمت اطاعت توأم با خضوع است.
آناء جمع (انا) (بر وزن صدا و فنا) به معنی ساعت و مقداری از وقت است.
تكیه روی ساعت شب به خاطر آن است كه در آن ساعات حضور قلب بیشتر و آلودگی به ریا از هر زمان كمتر است.
مقدم داشتن (ساجداً) بر (قائما) به خاطر آن است كه سجده مرحله‌ بالاتری از عبادت است و مطلق بودن رحمت و مقید نشدن آن به آخرت دلیل بر وسعت رحمت الهی و شمول آن نسبت به دنیا و آخرت است.
در حدیثی كه در علل الشرایع از امام باقر ـ علیه السّلام ـ و همچنین در كتاب كافی از آن حضرت نقل شده می‌خوانیم: كه آیه‌ فوق «امن هو قانت اناء اللیل» به نماز شب تفسیر شده است.
تعبیر به (قانت اناء اللیل) كه به صورت اسم فاعل آمده با توجه به مطلق بودن كلمه (اللیل) دلیل بر تداوم و استمرار عبودیت و خضوع آنها در پیشگاه خدا است، چرا كه اگر عمل مداوم نباشد تأثیر آن ناچیز است.[1]


[1] . سوره‌ی زمر، آیه‌ی 9 ـ نمونه ج 19، ص 389، 393، 394، 395.


ادامه مطلب


[ دوشنبه 22 تیر 1394  ] [ 9:26 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز حضرت فاطمه (س ) و غذاى بهشتى

نماز حضرت فاطمه (س ) و غذاى بهشتى

42570544839503272384.jpg;

 حضرت فاطمه عليهاالسلام شخصا به نماز علاقه فراوانى داشت و هرگاه حاجتى از خدا داشت متوسل به نماز مى شد.
حضرت على عليه السلام به منزل خود وارد شد، بعد از آن كه سه روز بر حضرت على و زهرا عليهماالسلام گذشت كه چيزى به عنوان غذا نخورده بودند، على عليه السلام وارد منزل شد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله نشسته و فاطمه عليهاالسلام نماز مى خواند و بين اين دونفر چيزى سرپوشيده است . وقتى كه فاطمه عليهاالسلام از نماز فارغ شد، روپوش از آن برداشت ، ديد كه كاسه اى بزرگ مملو از نان و گوشت است .
حضرت على عليه السلام فرمود: يا فاطمه ! اين از كجا برايت آمده ؟
گفت : از جانب خدا نازل گرديده ، خدا به هر كه بخواهد روزى مى دهد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: آيا مى خواهيد نظير اين را براى شما نقل كنم ؟
گفتند: بلى .
فرمود: يا على ! مثال شما زكريا است كه هر وقت بر حضرت مريم عليهاالسلام وارد مى شد، مى ديد كه او در محراب عبادت است و در پيشگاه وى خوراك مهيا نهاده است ، مى فرمود: اى مريم ! اين از كجا آمده است ؟ مريم درجواب مى گفت : از جانب خدا، خدا به هر كس كه بخواهد روزى مى دهد. آن گاه آن غذا را يك ماه خوردند و آن كاسه همان ظرفى است كه حضرت قائم مهدى (عج ) در آن غذا مى خورد. (1)
- پی نوشت -
 1- بحارالانوار، ج 42، ص 31.

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 22 تیر 1394  ] [ 9:26 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

دل بستن به خدا

دل بستن به خدا

11449795876964587195.jpg;

و اذكر اسم ربّك و تبتّل الیه تبتیلاً
نام پروردگارت را یاد كن و تنها به او دل ببند. «مزمل ، 8»
بعد از دستور قیام عبادت شبانه و اشاره اجمالی به آثار عمیق آن به ذكر پنج دستور كه مكمل آن است پرداخته می‌فرماید:(نام پروردگارت را یاد كن) (و اذكر اسم ربك)مسلم است منظور تنها ذكر نام نیست، بلكه توجه به معنی است چرا كه یاد لفظی مقدمه‌ یاد قلبی است و ذكر قلبی روح و جان را صفا می‌بخشد و نهال معرفت و تقوا را در دل آبیاری می‌كند. تعبیر به (رب) اشاره به این است كه هر گاه نام مقدس او را می بری توجه به نعمتهای بی‌پایان و تربیت مستمر او نسبت به خویش داشته باش.
مراحل ذكر
یكی از مفسران برای ذكر پروردگار مراحلی بیان كرده: مرحله‌ اول ذكر نام او است كه در آیه مورد بحث به آن اشاره شده. در مرحله بعد نوبت به یاد‌آوری ذات پاك او در قلب می‌رسد كه در آیه (205) سوره‌ اعراف ذكر شده است.
و اذكر ربك فی نفسك تضرعاً و خیفه
پروردگارت را در دل خود از روی تضرع و خوف یاد كن.
سرانجام مرحله سوم فرا می‌رسد در این مرحله از مقام ربوبیت خداوند فراتر می‌رود و به مقام مجموعه صفات جمال و جلال خدا كه در (الله) جمع است می‌رسد. چنانكه در آیه 41 سوره‌ احزاب می‌فرماید:
یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكراً كثیراً
ای كسانی كه ایمان آورده‌اید خدا را بسیار یاد كنید.
و به این ترتیب این ذكر همچنان ادامه می‌یابد و مرحله به مرحله تكامل پیدا می‌كند و صاحب آن را با خود به اوج كمال می‌رساند.
در دستور دوم می‌فرماید:(دل به خدا ببند و از غیر او قطع امید كن و خالصانه به عبادتش برخیز) (و تبتل الیه تبتیلا)[1]
معنی تبتل: از ماده بتل (بر وزن حتم) در اصل به معنی انقطاع است به هر حال (تبتل) آن است كه انسان با تمام قلبش متوجه به خدا گردد و از ما سوی الله منقطع شود، و اعمالش را فقط به خاطر او بجا آورد و غرق در اخلاص گردد.
در بعضی از روایات از ائمه معصومین نقل شده كه تبتل به معنی بلند كردن دست در نماز است ولی روشن است كه این در حقیقت بیان یكی از مظاهر اخلاص و انقطاع الی الله می‌باشد.
به هر حال آن یاد پروردگار و این اخلاص سرمایه عظیم مردان خدا در برنامه سنگین هدایت خلق است.[2]
نحوه ذكر گفتن
ذكر و یاد پروردگار را به دو قسم كرده یكی درون دل و یكی به زبان و آهسته آنگاه هر دو قسم را مورد امر قرار داده.
و امّا ذكر به صدای بلند را مورد امر قرار نداده بلكه از آن اعراض كرده و این نه به خاطر ذكر نبودن آن است، بلكه به خاطر این است كه چنین ذكر گفتنی با ادب عبودیّت منافات دارد، دلیل این معنا روایتی است كه از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ وارد شده كه در بعضی از جنگهایش با اصحابش طی مسافت می‌كرد تا رسیدند به بیابانی هولناك و اتفاقاً آن شب شبی تاریك بود. یكی از اصحابش به صدای بلند تكبیر می‌گفت، حضرت فرمود: آن كسی را كه شما می‌خوانید نه دور است و نه غایب ـ البتّه ناگفته نماند كه این روایت نقل به معنا شده.
معنای تضرع
تضرع از ضراعت و به معنای تملّق توأم با نوعی خشوع و خضوع است، و خیفه یك نوع مخصوصی از ترسیدن را گویند، و مراد به آن آن نوعی است كه با ساحت مقدّس باری تعالی مناسب است، بنابراین در معنای تضرع میل و رغبت به نزدیك شدن به شخص متضرع الیه خوابیده، و در معنای خیفه پرهیز و ترس و میل به دور شدن از آن شخص خوابیده پس مقتضای این كه ذكر را توصیف كرد به دو وصف تضرع و خیفه این است كه آدمی در ذكر گفتنش حالت آن شخصی را داشته باشد كه چیزی را هم دوست دارد و به این خاطر نزدیكش می‌رود و هم از آن می‌ترسد و از ترس آن به عقب برگشته و دور می‌شود، و خدای سبحان هر چند خیر محض است، و شرّی در او نیست، و اگر شرّی به ما می‌رسد از ناحیه خود ما است، و لكن خدای تعالی ذوالجلال الاكرام است هم اسماء جمال را دارد كه ما و هر چیزی را به تقرّب به درگاهش دعوت نموده و به سویش جذب می‌كند، و هم دارای اسماء جلال است كه قاهر بر هر چیز است، و هر چیزی را از او دفع و دور می‌كند، پس ذكر شایسته او كه دارای همه اسماء حسنی است به همین است كه مطابق با مقتضای همه اسماءش بوده باشد چه اسماء جمالیه او و چه اسماء ‌جلالیه‌ او (نه این كه تنها بر طبق اسماء جمالیه‌اش باشد) و این صورت نمی‌گیرد مگر این كه تضرعاً وخیفه ـ رغباً و رهباً باشد.
ذكر مطلوب
با این بیان روشن می‌شود آن ذكر مطلوبی كه در این آیه به آن امر شده عبارت است از این كه انسان ساعت به ساعت و دقیقه به دقیقه به یاد پروردگارش باشد، و اگر احیاناً غفلت و نسیانی دست داد مجدداً مبادرت به ذكر نموده و نگذارد كه غفلت در دلش مستقر گردد، و در آیه بعدی نیز دلالت بر این معنا هست،‌ و به زودی خواهد آمد.
پس آنچه كه از آیه استفاده می‌شد استمرار بر ذكر خدا در دل است در حالت تضرع و خیفه ساعت به ساعت و ذكر به زبان در صبح و شام.[3]


[1] . تفسیر نمونه ج 25، سوره‌ی مزمل، آیه‌ی 8، ص 177 ـ 178.
[2] . تفسیر نمونه ج 25 ص 179.
[3] . تفسیر المیزان، ج 8، ص 572 ـ 573.

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 22 تیر 1394  ] [ 9:22 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

تسبیح خدا

تسبیح خدا

64762056211799577870.jpg;

  انّ الّذین عند ربّك لا یستكبرون عن عبادته و یسبّحونه و له یسجدون.[1]
آنها كه (در مقام قرب) نزد پروردگار تواند هیچگاه از عبادتش تكبر نمی‌ورزند و او را تسبیح می‌گویند و برایش سجده می‌كنند. « اعراف ، 206»
این آیه اشاره دارد به این كه نه تنها شما باید در همه حال به یاد خدا باشید، فرشتگان مقرب پروردگار و آنها كه در مقام قرب نزد پروردگار تواند هیچگاه از عبادت او تكبر نمی‌ورزند و همواره تسبیح او می‌گویند و ذات پاكش را از آنچه شایسته مقام او نیست منزه می‌شمارند و در پیشگاه او سجده می‌نمایند «ان الذین عند ربك لا یستكبرون عن عبادته و یسبحونه و له یسجدون».
كلمه‌ (عند ربك) آنها كه نزد پروردگار تواند به معنی قرب مكانی نیست زیرا خداوند مكانی ندارد بلكه اشاره به قرب مقامی است یعنی آنها با آن همه موقعیت و مقام باز در بندگی و یاد خدا و سجده و تسبیح كوتاهی ندارند شما هم باید كوتاهی نكنید. به هنگام تلاوت آیه‌ فوق سجده كردن مستحب است ولی بعضی از اهل تسنن مانند پیروان ابو حنیفه آن را واجب می‌شمارند.[2]


[1] . آیه‌ی 206،‌سوره‌ی اعراف، ج 7، ص 69.
[2] . تفسیر نمونه، ج 7، ص 74، 106.

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 22 تیر 1394  ] [ 9:20 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]