نماز معراج است اگر انسان صادقانه باشد
نماز معراج است اگر انسان صادقانه باشد
![]()
حضرت آيت ا... بهاءالدينى ؛ (1287 - 1376 ه .ق ):
نماز معراج است اگر انسان صادقانه باشد و حرفهايى را كه در نماز مى زند دروغ نباشد، اين نماز معراج است وقتى انسان مى گويد: « إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعِينُ » بنده هيچ موجودى غير از خدا نيستم ، استعانت به غير از خداى تعالى ندارم و در تمام حوايج ، علوم ، اقتصاد، سلامت و شفا، پناهگاه من خداى تعالى است . اگر انسان موجودى باشد كه غير خدا را عبادت نكند و به ما سوى الله استعانت نجويد، نماز معراج اوست . معارف اخلاق ، عبادات ، صوم و صلاه و حج ، براى اين است كه انسان به اين مرحله برسد... اين عروج و معراج اوست . ولى خدا بايد توفيق دهد، تا كسى بتواند خود را به اين مرحله برساند... نماز معراج است ولى مؤ منى كه راستگو باشد وقتى مى گويد: « إِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعِينُ » دروغگو نباشد. اگر روزى صد مرتبه انسان اين دروغها را بگويد به جاى اين كه صعود پيدا كند، سقوط مى كند. عروج نتيجه صداقت انسان است . اگر صادقانه گفت : « إِيّاكَ نَعْبُدُ » آن وقت منبع علم و حكمت و قدرت مى شود و تمام بركات الهى بر اين موجود نازل مى شود ولى ورود به اين مرتبه خيلى مشكل است و بدون توفيقات و تاءييدات الهى نمى توان آتشهاى دنيا را تحمّل كرد.[1]
پی نوشت:
[1] . نردبان آسمان ، مجموعه درسهاى اخلاق آيت ا... بهاء الدين ره ، درس 62 ص 267.
ادامه مطلب
با هم يا جدا خواندن دو نماز
![]()
با هم يا جدا خواندن دو نماز
1 ـ ابن عمر: هرگاه پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله در سفر شتاب مى كرد ، يا كارى بر او دشوار مى آمد، نماز مغرب و عشاء را با هم مى خواند[1].
2 ـ حلبى از امام صادق عليه السّلام : هرگاه پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله در سفر بود يا نيازى او را وادار مى كرد، نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با هم مى خواند. و امام صادق افزود: عيبى ندارد كه نماز عشاء آخر را در سفر زودتر و پيش از آنكه شفق ناپديد شود، بخوانى.
3 ـ امام علىّ عليه السّلام : پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله در شبهاى بارانى ، نماز مغرب و عشاء را با هم مى خواند، اين كار را بارها انجام داد.
4 ـ معاذ بن جبل: همانا پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله در سال (غزوه) تبوك، نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با هم خواند.
5 ـ ابن عباس: پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله در مدينه، نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با هم مى خواند، بى آنكه وحشتى در كار باشد و يا باران بيايد.
6 ـ امام صادق عليه السّلام : پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله هنگام زوال خورشيد (ظهر) نماز ظهر و عصر را با مردم و به جماعت خواند، بى آنكه دليل خاصى باشد و پيش از فرو رفتن شفق ، نماز مغرب و عشاء را با مردم و به جماعت خواند ، بى آنكه دليل خاصى باشد . پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله اين كار را تنها براى آن كرد كه وقت (نمازها) بر امتش فراخ باشد[2].
7 ـ امام باقر عليه السّلام : همانا پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله نماز ظهر و عصر را با هم و با يك اذان و دو اقامه خواند و نماز مغرب و عشاء را نيز با هم و با يك اذان و دو اقامه خواند.
8 ـ عبدالملك قمى از امام صادق عليه السّلام : گفتم: دو نماز را با هم بى آنكه علتى در كار باشد بخوانم؟ فرمود: پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله اين را انجام داد و مى خواست بر امتش سبك گرداند.
9 ـ عبدالله بن سنان: شبى بارانى، در مسجد پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله به نماز مغرب حاضر شدم . نزديك به شفق نداى اذان دردادند و اقامه را گفته، نماز مغرب را خواندند و سپس به مردم مهلت دادند تا دو ركعت نماز بگزارند . سپس منادى در جايگاهش در مسجد ايستاد و اقامه نماز را گفت ونماز عشاء را خواندند و به خانه هايشان رفتند و من اين را از امام صادق عليه السّلام پرسيدم. امام فرمود: بلى، پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله اينگونه كرد.
10 ـ فضيل بن يسار: علىّ بن الحسين ـ درودهاى خداوند بر آن دو باد ـ فرمان مى داد كودكان نماز عشاء را با نماز مغرب بخوانند و مى فرمود: اين بهتر از آن است كه به خواب روند[3].
11 ـ امام صادق عليه السّلام : همانا فرمان مى دهيم كودكان تا هنگامى كه هنوز وضو دارند و سرگرم چيزى نشده اند، نماز عصر را با ظهر و نماز عشاء آخر را با نماز مغرب بخوانند[4].
12 ـ صفوان جمّال: امام صادق عليه السّلام هنگام زوال خورشيد (ظهر) نماز ظهر و عصر را با يك اذان و دو اقامه، با ما خواند و فرمود: من كار دارم، شما نمازهاى نافله را بخوانيد.
13 ـ امام علىّ عليه السّلام : با هم خواندن دو نماز، بر روزى مى افزايد.
14 ـ عبدالله بن سنان از امام صادق عليه السّلام : همانا پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله در سفر، نماز مغرب و عشاء و ظهر و عصر را با هم مى خواند و اين را تنها هنگامى كه عجله داشت، انجام مى داد .
[امام صادق عليه السّلام ] فرمود: جدا خواندن آن دو، بهتر است.
15 ـ معبد[5] بن ميسره: به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: انسان مى تواند هنگامى كه خورشيد زوالش را در طول روز آغاز مى كند، نماز ظهر و عصر را با هم بخواند؟ فرمود: بلى ، ولى دوست ندارم آن را، هر روز انجام دهد.
بيان:
علامه مجلسى ـ رضوان الله تعالى عليه ـ مى گويد: بدان ، كه آنچه از روايات به دست مى آيد اين است كه نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را از هم جدا خواندن بهتر از با هم خواندن است. و پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله گاه به جهت آشكار كردن آن و تخفيف بر امت، با هم مى خواند و براى كودكان و مانند آنان همچون بيماران و گرفتاران اجازه داد، امّا از هم جدا خواندن ، به وسيله نماز نافله خواندن در ميان آن دو نيز تحقق مى يابد و بيش از اين ، لازم نيست. رواست كه در آغاز وقت، نافله (ظهر) بخواند سپس ظهر و پس از آن نافله عصر و نماز عصر را بخواند و اين كار موجب به تأخير انداختن دو نماز واجب «ظهر و عصر» و نافله هاى آن دو نمى شود و قراردادن يك ذراع و دو ذراع براى وقت ظهر و عصر به اين جهت بوده است كه وقت فضيلت آن دو فراخ گردد و نافله خواندن، موجب تأخير نماز واجب از وقت فضيلتش نشود و از اين رو خواندن نماز ظهر و عصر پيش از رسيدن سايه به يك ذراع و دو ذراع اشكالى ندارد، بلكه از برخى روايات به دست مى آيد كه اين بهتر است و در روايت رجاء بن ابى الضحّاك آمده است كه امام رضا عليه السّلام ميان نماز ظهر و عصر جز با نافله و ذكر و دعا، فاصله نمى داد ولى نماز عشاء را تا نزديك به يك سوّم از شب، به تأخير مى انداخت . و رواياتى كه با هم خواندن نمازها را سبب افزونى روزى مى خوانند ، شايد اينگونه با هم خواندن را مى گويند كه دو نماز واجب را همراه با نافله هايشان، يكجا بياورد . سپس به بازار رود تا موجب پراكنده شدن مشتريان و طرف داد و ستدش نشود، يا با هم خواندن را براى كسى روا دانسته اند كه به خاطر عذرى، وضعيتش ايجاب مى كند نافله را نخواند، به دليل روايتى كه كلينى از عباس ناقد با سندى مجهول نقل كرده است. او مى گويد: هر چه در دستم بود پراكنده شد و طرفهاى داد و ستدم رفتند . پس اين مطلب را به ابو محمّد عليه السّلام گفتم، به من فرمود: نماز ظهر و عصر را با هم بخوان، آنچه دوست دارى، مى بينى.
و با سندى كه در آن ابهام و جهل است ، از محمّد بن حكيم روايت شده كه گفت: شنيدم ابوالحسن عليه السّلام مى گويد: با هم خواندن دو نماز در آنجاست كه ميان آن دو، كار مستحبّى نباشد. پس اگر ميان آن دو، مستحبى باشد، با هم خواندن صدق نمى كند.
________________________________________
(1) عبارت «كارى بر او دشوار مى آمد» فقط در منبع نخست موجود است.
(2) در تهذيب ، حديث را تا «به جماعت خواند بى آنكه دليل خاصى داشته باشد» نقل كرده است.
(3) در دعائم الاسلام چنين آمده است: «اين موضوع به حضرت گفته شد. پس فرمود: آن برايشان سبكتر است و زودتر انجامش مى دهند، آن را تباه نمى كنند و به چيزى سرگرم نشده و نمى خوابند».
(4) در قرب الاسناد ، چنين آمده است: «از امام صادق از پدرش: او فرمان مى داد كودكان ...».
(5) گويى همانگونه كه در حاشيه «تهذيب» آمده است ، «معبد» اشتباه و «معاوية» درست باشد.
سبطین
ادامه مطلب
اذان نیمه شب
اذان نیمه شب
بازرگان پیر در حالی كه مطمئن بود او نیز نمی تواند كاری انجام دهد; به نزد خیاط رفت، زیرا در جایی كه افراد سر شناس شهر نتوانسته بودند او را یاری دهند، پس چگونه یك خیاط ساده میتوانست چنین كند. اما وقتی ماجرا را برای خیاط تعریف كرد، او با خونسردی گفت: «برو به آن سپاهی بگو، اگر پولم را ندهی، خیاط از تو شكایت میكند.»
تاجر درمانده حال فكر كرد كه خیاط بیهوده سخن میگوید; ولی برای آن كه آخرین در را هم زده باشد، پیش مرد سپاهی رفت و جمله خیاط تكرار كرد. بر خلاف انتظارش، رنگ مرد پرید و فوری پول او را داد. این ماجرا بازرگان پیر را در شگفتی فرو برد و پیش خیاط برگشت و با اصرار زیاد از او خواست تا علت را بگوید. او نیز چنین تعریف كرد: «شبی از خیابان عبور میكردم و افسری از سپاه عثمانی را دیدم كه مست از شرابخواری عربده میكشید و فحش میداد. در همین وقت زنی از خیابان میگذشت كه افسر مست راهش را بست. زن با التماس و فریاد از رهگذران كمك خواست. ولی مردم از ترس، جرأت نداشتند جلو بروند. من پیش رفتم و با نرمی از او خواستم تا از سر راه زن كنار برود. او با چماقش به من حمله كرد و دوستانش را هم فرا خواند تا مرا دور كنند. جمعیت از ترس متفرق شد و من هم ناچار شدم برای حفظ جانم در برابر آن سربازان مست از آن جا دور شوم.
ولی فكر زن بیچاره لحظه ای رهایم نمی كرد و با خود میاندیشیدم كه چطور او را یاری دهم. یكدفعه فكری به ذهنم رسید. فورا به مسجد رفتم و از بالای مناره با صدای بلند اذان گفتم. ناگهان دیدم فوج سربازهای سواره و پیاده به خیابان ها ریختند و همه پرسیدند: «این كسیت كه در این وقت شب اذان میگوید؟» من وحشت زده خودم را معرفی كردم. گفتند: «زود پایین بیا كه خلیفه تو را خواسته است.»
مرا نزد خلیفه بردند. اوكه منتظر من بود، علت اذان گفتنم را پرسید. من هم جریان را از اول تا آخر برایش نقل كردم. او فوری دستور داد آن افسر را باز داشت كنند. از آن پس، من هر گاه با چنین مظالمی رو به رو میشوم، همین برنامه را اجرا میكنم، یعنی اذان میگویم. از آن به بعد، تمام افسرها از من حساب میبرند.»
منبع:اندیشه قم
ادامه مطلب
از خدا چه بخواهيم؟(3)
از خدا چه بخواهيم؟(3)
![]()
1. طلب توبه و محو آثارگناه
معصيت علاوه بر عذاب اخروي، آثار سوئي نيز در همين دنيا دارد كه باعث ميشود انسان هر چه بيشتر از معنويات دور باشد و توفيق اطاعت از او سلب شود. براي همين درخواست از بين رفتن آثار گناهان گذشته بر توفيق عبادت بيشتر در آينده، از دعاهاي پراهميت است. امام سجاد در دعايي آموزنده براي شيعيان، ميفرمايند: «خدايا، مرا از پليديهاي گذشته پاك كن و آثار سوء آنها را نيز از بين ببر.»[14]
2. طلب رزق حلال
قرآن كريم در موارد متعددي[15] امر به خوردن روزي حلال كرده است. در آية 168 سورة بقره ميفرمايد: يا ايها الناس كلوا في الارض حلالاً طيبا و لاتتبعوا خطوات الشيطان إنّه لكم عدوٌّ مبين. تأكيد قرآن به اين دليل است كه غذاي جسم در نفس و روح انسان تأثير مستقيم دارد، لذا ائمة معصومين در موارد بسياري از خداوند درخواست رزق حلال و طيب ميكردند، چنان كه امام باقر ـ عليه السّلام ـ در دعاي سمات ميفرمايند: «خدايا، روزي حلالت را بر من زياد كن».[16] و امام صادق ـ عليه السّلام ـ ميفرمايند: «خدايا، بر من و خانوادهام از بركت آسمانها و زمين روزي پاك و حلال فراوان نازل كن تا به واسطة آن از بندگانت بينياز شوم.»[17]
3. طلب علم
خداوند در قرآن كريم به پيامبر خود امر به دعا ميكند و ميفرمايد: «بگو؛ پروردگارا علم مرا زياد كن.»[18] و حضرت سجاد ـ عليه السّلام ـ هر شب در ضمن دعاهاي خود ميفرمودند: «خداوندا به من عقل كامل، قلب پاك و علم فراوان عطا فرما.»[19]
در پايان اشاره به اين نكته لازم است كه با توجه به توصيهها و سنت معصومين ـ عليهم السّلام ـ، بر حسب فقر و نياز ما به خداوند متعال در تمام امور مادي و معنوي، كلي و جزئي و در تمامي لحظات، تمامي نيازها و حاجاتمان را از حقتعالي بخواهيم و بس، و در اين صورت است كه زندگي ما نوراني و متبرك و الهي ميگردد. در اين راستا با توجه به اختصار نوشتار، به مواردي از اين دعاها اشاره شد. «اللهم وفقنا لما تحب و ترضي».
[14] . صحيفة سجاديه، دعاي 15.
[15] . مائده، 88؛ انفال، 69؛ نحل، 114.
[16] . مفاتيح الجنان، دعاي سمات.
[17] . من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج 1، ص 501.
[18] . طه، 114.
[19] . ابراهيم بن علي عاملي كفعمي، المصباح، ص 63.
ادامه مطلب
