چشمش نابينا است نمی تواند از پرتو نور آفتاب استفاده كند و موجودات را ببيند. [1] دیدن با نگاه کردن نیست، زیرا گاه چشمها به صاحبان خود دروغ می گوید، امّا عقل کسی را که از او خیر خواهی کند فریب نمی دهد.[2] كسی كه عقل خودرا برهوای نفس خويش مقدم بدارد اعمال و كوششهای او همواره نيكو و پسنديده خواهد بود.[3] " برای آدمی دو فضيلت و برتری است: يكی عقل است و ديگری منطق. با عقل خود استفاده علمی می كند و به درك حقائق نائل می گردد و با منطق معلومات خويش را برای ديگران باز گو می كند و آنان را بهره مند می سازد." [4] " بد بخت و زيانكار كسی است كه از سرمايه های عقل و تجربه سودی نبرد و از ذخائری كه به وی عطا شده است بهره ای نگيرد.[5]
"عاقل كسی است كه هر چيزی را در جای خود قرار می دهد."[6] " عاقل آن كسی نيست كه تنها نيكی را از بدی تشخيص دهد، بلكه عاقل كسی است كه وقتی در مقابل دو بدی قرار می گيرد، آن را كه خطرش كمتر و شرش خفيفتر است بشناسد، و با تن دادن به شر كوچكتر خود را از شر بزرگتر مصون نگاه دارد."[7] "افكار عاقلانه ات تو را به راه صواب و هدايت واقعی راهنمائی می كند."[8] "شايسته است انسان عاقل، خويشتن را از مستی ثروت، از مستی قدرت، از مستی علم و دانش، از مستی تمجيد و تملّق، از مستی جوانی مصون نگاه دارد. زيرا هر يك از مستی ها بادهای مسموم و پليدی دارد كه عقل را زائل می كند و آدمی را خفيف و بی شخصيت می نمايد."[9] "شايسته مرد عاقل آن است كه نظر صائب خردمند را ، بر انديشه خود بيفزايد و دانش خويش را به علم دانشمندان پيوند دهد.
[10]
" خردمند خواهان کمال است، ونادان جویای مال."[11] " كسی كه در پيروی مكتب من يكی از صفات پسنديده را در وجود خود پايدار و محكم سازد او را با آن يك خصلت خوب می پذيرم و از اين كه فاقد ساير صفات خوب است چشم می پوشم. ولی بی خردی و بی دينی برای من قابل گذشت نيست و از آن چشم پوشی نخواهم كرد چه آنكه بی دينی مايه نا امنی است و زندگی بدون امنيت، تلخ وناگوار است و بی خردی از دست دادن حيات انسانی است و انسان بی خرد، جز با مردگان قابل مقايسه و سنجش نيست.[12]
"سعادت و تدبير در پرتو تدبير و احتياط است، و تدبير و احتياط به تفكر صحيح بستگی دارد. و تفكر صحيح به حفظ ارزشها و اسرار مربوط است.[13] " "انديشه كردن، انسان را به نيكی می خواند و به عمل به آن و می دارد.[14]
حضرت همچنین در رابطه با بصیرت، تجربه، اندیشه و خرد می فرمایند:" با بصیرت کسی است که بشنود و بیندیشد، نگاه کند و ببیند، از عبرتها بهره بگیرد، آنگاه راههای روشنی را بپیماید و بدین ترتیب از افتادن در پرتگاهها دوری کند."[15] هر کس بدرستی تجربه آموزد، از هلاکتها جان سالم به در برد و هر کس از تجارب بی نیازی جوید، عواقب امور را نبیند.
[16]
" خرد، اندوختن تجربه هاست."[17]" برای تأدیب و تنبیه تجربه کافی نیست.[18]" اندیشه مرد به اندازه تجربه اوست.[19]"خرد قریحه ای است که با دانش و تجربه زیاد می شود."[20]
حضرت امام جعفرصادق ( ع ) در رابطه با ضرورت نیاز مردم هر شهر به برخورداری از کارگزارانی متخصص عالم، آگاه وخیرخواه ومورد اعتماد چنین می فرماید: "مردم هيچ سرزمينی از سه كس كه در امر دنيا و آخرتشان بدان پناه برند، بی نياز نيستند و اگر آنها را از دست دهند مردمی هستند به دور از تمدن، به فقيهی عالم و پارسا، و اميری خير خواه كه فرمان برده می شود، و پزشك آگاهی كه مورد اعتماد باشد."[21] كسی كه بدون بصيرت و دانائی، به كاری دست می زند مانند مسافری است كه در بيراهه می رود، او هر قدر بر سرعت سير خود می افزايد به همان نسبت از جادّه دورتر می شود.[22] امام موسی كاظم ( ع ) فرمودند:" خداوند به اهل عقل و فهم فرموده مژده بده به كسانی كه سخنان را می شنوند و از آن چه خوب و پسنديده است پيروی می كنند. اينان كسانی هستند كه خداوند آنها را هدايت فرموده و اينان صاحبان عقل ودرايت هستند.
[23]
8-از جمله ابزار کسب دانش، آگاهی و شناخت؛ مطالعه در کنار پژوهش و تحقیق می باشد، در این باره آمده است: امام علی (ع) می فرماید: دل ها مانند بدنها خسته می شود پس (برای رفع خستگی آن ها) حکمتهای تازه بجویید. [24]هر کس چیزی را بجوید به همه اش یا بخشی از آن می رسد.[25] " مشاهده مانند خبر نیست.[26] "(برای ترقی و پيشرفت) روشی بهتر از پژوهش و تحقيق نمی باشد.[27] "
حضرت امام جعفرصادق ( ع ) در این باره همچنین می فرماید: " مطالعه بسيار و پيگير در مسائل علمی، باعث شگفتی عقل و تقويت نيروی فكر و فهم است."[28] " از جمله پندهای لقمان به فرزندش اين بود كه به او گفت: فرزندم! در روزها و شبها و ساعات خود بهره ای را برای دانش اندوزی قرار ده، زيرا هيچ تباهی را هم چون ترك آن نخواهی يافت."
[29]
9- فراگیری دانش و مهارتها از جمله مواردی است که پیش نیاز انجام کار شایسته می باشد. در این باره آمده است: حضرت علی ( ع ) می فرماید: "هيچ فعاليت و حركتی نيست مگر آن كه در انجام آن به علم و معرفت نيازمندی."[30]" بهترین چیزی که نوجوانان باید فرا گیرند، چیزی
( مطالب و مهارتی ) است که در بزرگسالی خود به آنها نیاز خواهند داشت."[31]. " فقط آن چه را می خواهيد عمل كنيد، ياد بگيريد، زيرا خداوند از علم، جز از طريق عمل كردن به آن، سودی به شما نمی رساند. به يقين دانشمندان (راستين) همواره در فكر عمل كردن به علمند و سفيهان ( دانشمند نما ) در فكر ياد گرفتن و نقل علم.[32]"
حضرت خطاب به امام حسن مجتبی «ع» می فرمایند: " تربيت تو را با تعليم كتاب الهی و تأويل آن شروع نمايم ، مقررات اسلامی را به تو ياد دهم و حلال و حرام آن را به تو بياموزم."[33]
حضرت علی (ع) به جهت نشان دادان ضرورت فراگیری احکام کسب و تجارت با سه بارتکرار خطاب به بازرگانان چنین می فرمایند:" ای جماعت بازرگان! احکام داد و ستد را بیاموزید سپس تجارت کنید. احکام داد و ستد را بیاموزید و سپس تجارت کنید.احکام داد و ستد را بیاموزید و سپس تجارت کنید. "[34] امام جعفر صادق(ع) نیز می فرمایند:" هر کس که بخواهد تجارت کند باید احکام دین خود را بیاموزد تا حلال را از حرام باز شناسد. کسی که احکام دین خود را نیاموزد و تجارت کند در کام شبهات فرو غلتد."
[35]
امام موسی كاظم (ع) نیز در این باره می فرماید: "هر آنچه از علم نمی دانی فراگير، و از آنچه می دانی به جاهل بياموز، عالم را به خاطر علمش احترام كن، و از ستيزه جوئي با او بپرهيز، جاهل را برای نادانيش كوچك انگار،ا ما او را از خود نران؛ نزديكش آر و تعليمش ده."
[36]
10 - شناخت مقتضیات زمان نیز از عوامل دیگر است. پیشرفت و موفقیت در کارها مستلزم شناخت و احاطه و اشراف بر مسائل زمان است. در این باره چنین آمده است: حضرت امام جعفر صادق ( ع ) همچنین می فرماید:" انسان عاقل بايد زمان خود را بشناسد، به كاری كه موظف است روی آورد و آن را به درستی انجام دهد.[37]
" امام علی (ع) نیز می فرماید:" کارها در گرو زمانهای خود هستند.[38] " كسی كه اوضاع روزگار خود را می شناسد از آمادگی در مقابل مقتضيات آن غفلت نمی ورزد.[39] " شتافتن در کاری پیش از اینکه فرصت دست دهد و درنگ و کندی کردن ( به کاری) پس از دست دادن فرصت، نشانه نادایست."[40] " بپرهیز از شتایزدگی در کارها پیش از فرا رسیدن زمان آنها، یا کندی کردن در کارها به هنگام رسیدن زمان آنها، یا لجاجت در آنها، هنگام مبهم یا ناشناحته ماندن آنها و یا سستی کردن در انها به گاه روشن و آشکار شدن آنها، بنابراین
( زمان هر کاری را) در جایگاه خودش قرار ده.[41] " در ايام سلامت بدن، سرمايه ای مهيا نكردند و در اولين فرصتهای زندگی و نيرومندی درس عبرتی نگرفتند و درخشنده ترين ايام عمر را به رايگان از كف دادند، آيا كسی كه در جوانی اهل تن پروری بوده می تواند در پيری جز شكستگی و ذلت انتظاری داشته باشد ؟[42]
11- هوشیاری در کنار تلاش و خلّاقیت و شکوفائی سرمایه ها نیز از پیشنیازهای دیگر انجام کار شایسته است. در این باره آمده است: امام علی (ع) می فرماید: ... پس در امور خود هوشیارانه و سرسختانه استوار باش...[43]" پس بر شما باد كه با تلاش و كوشش پی گير و هوشياری، اين سرمايه های هستی را شكوفا ساخته و آمادگی لازم را بدست آوريد تا در آن زندگی جاويد نتيجه كوشش اين جهانی خود را دريابيد. "[44]
12 - د وراندیشی و عاقبت اندیشی نیز از موارد دیگریست که در انجام شایسته کارها تأثیر بسزائی دارد و بر پایداری کارها و معرفی کارها و پیشگیری از عواقب بسیار مؤثر می باشد. امام علی (ع) در این رابطه می فرماید: "هر کس دست به کاری زند بی آن که در عواقب آن بیندیشد، خود را در مهلکه گرفتاریها اندازد.[45]" هر کس بدرستی تجربه آموزد، از هلاکتها جان سالم به در برد و هر کس از تجارب بی نیازی جوید، عواقب امور را نبیند.[46]" " در عزم و تصمیمی که با دور اندیشی همراه نباشد خیری نیست.[47] " دور اندیش کسی است که برخورداری از نعمت و ثروت او را از کار برای آخرت باز ندارد".[48]" دوراندیشی عاقبت نگری است و رایزنی با خردمندان."[49] " پیروزی با دوراندیشی و اراده پایدار به دست می آید.[50] " امام هادی (ع) نیز می فرماید: حسرت کوتاهی کردن را با پیشه کردن دور اندیشی، یاد کن.
[51]
13- مشورت و مشاور نیز از عوامل مؤثر دیگر در انجام کار شایسته می باشد و کار را از خردمندی و پختگی و سنجش بیشتر و مناسبتر برخوردار می نماید. ضرورت توجّه به این عامل مهم را در رهنمودها و سیره ائمه اطهار (ع) می توان مشاهده نمود. تا جائیکه تأکید شده است قبل از تصمیم گیری مشورت نما و مشورت آنقدر مؤثر در زندگی می باشد، که حتـّی بزرگان دینی هم نست به مشورت با وجود برخورداری از دانائی سرشار خود را از آن بی نیاز نمی دیدند. در این باره آمده است: حضرت امام علی ( ع ) می فرمایند : " قبل از تصميم گيری مشورت كن و پيش از اقدام در كار فكر كن."[52] "... هيچ پشتيبانی مانند مشورت كردن نيست."[53] " بهترين مشاوران تو، خردمندان و دانشوران و تجربه داران دور انديشند.[54] حضرت امام حسن ( ع ) نیز می فرمایند:" هيچ قومی با يكديگر مشورت نكردند مگر آن كه به راه پيشرفت خود رهنمون شدند."[55] "امام جعفر صادق (ع) در این باره فرموده است: "در کارت با کسی مشورت بکن که از خدا می ترسد." [56] " امام رضا ( ع ) همچنین می فرماید: "هيچ انديشه ای با انديشه امام موسی كاظم ( ع )، برابری نمی كرد و( با اين حال ) چه بسا با يكی از خادمان سياه خود مشورت می كرد."
[57]
14- توجّه به برخورداری فرد از ویژگیها و تخصص و مهارتها ی مورد نیاز کار مورد نظر نیز در انجام شایسته کار مؤثر است. این ویژگیها بعضی به حرفه آموزی و بعضی به دانش و میزان تربیّت نفس مربوط می شود.
حضرت علی (ع) در این باره می فرماید: " سپس از میان مردم، برترین فرد نزد خود را برای قضاوت انتخاب کن، کسانی که مراجعه فراوان، آنها را به ستوه نیاورد، و برخورد مخالفان با او را خشمناک مسازد، در اشتباهاتش پافشاری نکند، و بازگشت به حف پس از آگاهی برایش دشوار نباشد، طمع را از دل ریشه کن کند، و در شناخت مطالب با تحقیقی اندک رضایت ندهد، و در شبهات از همه با احتیاط تر عمل کند، و در یافتن دلیل اصرار او از همه بیشتر باشد، و در مراجعه پیاپی شاکیان خسته نشود، و در کشف امور از همه شکیباتر باشد، . پس از آشکار شدن حقیقت، در فصل خصومت از همه برنده تر باشد، کسی که ستایش فراوان او را فریب ندهد، و چرب زبانی او را منحرف نسازد و چنین کسانی بسیار اندکند!!...[58]
امام جعفر صادق نیز می فرمایند: ... شخص کم تجربه خود رأی، هرگز نباید به هیچ ریاستی طمع ببندد.[59]
- عين اليقين، فيض، ص 243[1]
[2] - شرح نهج البلاغه، ج19، ص173.
[5] - نهج البلاغه ، فيض، ص 10
- نهج البلاغه ، ملافتح الله، ص 606 و 565[6]
[11] - غررالحکم،ودرالکلام،ح579
[13] - حكمت 48 نهج البلاغه المفهرس.
- شرح نهج البلاغه،ج9،ص158. [15]
[16]- غررالحکم، ح8040 و 8680.
[23] - كافی ، جلد 1 ، ص 13
- نهج البلاغه، حکمت91[24]
[25] - نهج البلاغه، حکمت386
- غررالحکم، ودرالکلام، ح7461[26]
[27] - شرح غرر الحكم 6 / 381
- البحار، ج 1 ، ص 169[29]
[30]- تحف العقول ، ص 47 و 171
- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج2، ص233[31]
[33] - نهج البلاغه، فيض ، ص 905
[35] - وسائل الشیعه، ج12، ص283، ح4.
[37] - بحار، جلد 5، ص 342
- بحارالانوار، ج77، ص165،ح2. [38]
[40] - نهج البلاغه، حکمت 363.
[41] - نهج البلاغه، نامه58 و 53.
[42] - نهج البلاغه ، فيض ، ص 180
[43] - نهج البلاغه، ترجمه محمّد دشتی، ص539، نامه 33.
- نهج البلاغه معجم المفهرس. حكمت211 [44]
[46]- غررالحکم، ح8040 و 8680.
- عوالی الّالی، ج1، ص292، ح164. [50]
[51] - بحارالانوار، ج78، ص370
[53] - قصارلاحكم 54، نهج البلاغه معجم المفهرس
- مستدرك الوسائل، ج 2، ص65 . [54]
- بحارالانوار، ج75،ص98[56]
[57] - مكارم الاخلاق، ج2، ص99
[58] - نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص577.
[59] ا - لخصال، ص434.، ح20.