دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: یک شنبه 23 اسفند 1394  9:29 PM

بسم الله الرحمن الرحیم

💠آیت الله مصباح یزدی:

🔹بزرگداشت ایام متعلق ب اهل بیت علیهم السلام همچنین حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها از جمله شعاير الهى است كه تعظيم و بزرگداشت آن، هم نشانه پاكى و تقواى قلوب است و هم تثبيت كننده آن: وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَاِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ؛(حج،32) هر كه نشان‌هاي خداوند را بزرگ بدارد، آن از تقوا و پرهيزگارى دل‌هاست.



نويسنده :سامان
تاريخ: یک شنبه 23 اسفند 1394  7:16 PM

نشسته ام که بگریم به پشت در مادر
که خیس گریه شوم مثل هر پسر مادر

دوباره فاطمیه بازهم دو چشمانم
میان روضه شده سرخ سرخ تر مادر

هنوز بوی تو را میدهد مدینه ببین
دوباره سر زده ام من به این گذر مادر

دوباره بر سرخاک ات رسیده ام خاکی
دوباره دامن شد پر از جگر مادر

برای آمدنم باز هم دعایی کن
دعا نما که بیایم از این سفر مادر

به انتظار ظهورم ، به انتظار قیام
بخوان دعای فرج را به چشم تر مادر

به انتظار ظهورم ، که انتقامت را
بگیرم عاقبت از آن چهل نفر مادر ..

حسن لطفی



نويسنده :سامان
تاريخ: یک شنبه 23 اسفند 1394  3:09 PM

روح افلاكي كجا و چادر خاكي كجا
چادر خاكي كجا و روح افلاكي كجا

قصه سيلي به روي مادرم باور مکن
دست ناپاكي بر اين ايينه پاكي كجا

مادرم دستش به دست پهلواني چون حسن
ديدن اين صحنه با انبوه چالاكي كجا

گفته اند گويا حسن چادر تكاني كرده است
گرد و خاك چادر و چشمان نمناكي كجا

من كه مي دانم حسن كم سن و سال صحنه بود
شير شير است اي عزيزان شور بي باكي كجا

خوانده ام از ضرب سيلي روي مادر تيره شد
نا مسلمانان به صورت، پنجه حكاكي كجا

دختر پيغمبر و ام ابيها واي من
دختر پيغمبر و توهين و هتاكي كجا

اي خدايي كه صبوري را صبوري داده اي
سيلي مادر كجا و كودك إدراكي كجا

"شاعر" از زهراي اطهر هر چه ميگويي كم است
تشنه قدرت كجا و سم لولاكي كجا



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 اسفند 1394  7:13 PM

السلام علیک یا سیده نساءالعالمین (س)

▪️ضعفی شدید نیروی او را گرفته بود
▪️دیگر تـوان زانوی او را گرفته بود

▪️در ازدحام پشت در و دود و شعله ها
▪️آتش سراغ گيسوي اورا گرفته بود

▪️می خواست تا جدا شود از پشت در ولی
▪️تیزی میخ ، پهلوی او را گرفته بود

▪️تحتِ فشار لنگه ی در گیر کرده بود
▪️بی خود نبود در ، بوی او را گرفته بود

▪️مولا چه می کشید چو می دید لشگری
▪️در کوچه دور بانوی او را گرفته بود

▪️باید به وضع خانه کسی می رسید پس
▪️زینب به دست جاروی او را گرفته بود



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 اسفند 1394  5:06 PM

شمـع وجود فاطمـه سوسو گرفتـه است
شب با سکوت بغض علی خو گرفته است

آتـش گـرفت جـان علی با شرار آه
وقتی که از ولی خدا رو گرفته است

در دست ناتوان خودش بعد ماجرا
این بار چندم است که جارو گرفته است

قلب تمام ارض و سماوات و عرش و فرش
یک جـا بـرای غـربـت بـانو گـرفته است

حـتی وجـود میخ و در و تـازیـانـه ها
عطر و مشام از گل شب بو گرفته است

بـا ازدحـام مـوج مخـالف بیـا ببین
کشتی عمر فاطمه پهلو گرفته است

مردی که بدر و خیبر و خندق حماسه ساخت
سـر در بغــل گـرفتــه و زانــو گـرفـته است

مجید لشکری



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 اسفند 1394  4:07 PM

نه مثل هیچ کس، مثل کسی که مثل هرکس نیست
به دنیا آمدی، آیا همین تاریخ را بس نیست؟

همین بس نیست تا قدر تو را تاریخ بشناسد؟
برای قدردانی از تو، آیا بودنت بس نیست؟

که چشمان تو خورشید است و دستان تو تابستان
شبیهت آفتابی زیر این طاق مقرنس نیست

و بر چادر نمازت ابرهای موسمی جمعند
چه غم ای ماه، اگر پیراهن سبز تو اطلس نیست؟

علی را ﻻاقل یک چاه می‎فهمید، امّا تو...
بمیرم، هیچ‌کس بانوی من! مثل تو بی‎کس نیست!

بمیرم، هیچ جای آسمان و خاک یک طاووس
چنین بال و پرش آزرده‎ی منقار کرکس نیست!

بفرما نور چشمت بازگردد بانوی مهتاب!
که غیر از چشم‎هایش راه برگشتی به مبعث نیست

بگو، لب‎ها به لبّیک تو آماده‎ست، لب بگشا
که پیشت شهر، پیش از این اگر کر بود، ازین پس نیست

بگو، صدها انار سرخ روی شاخه بیدارند
محبّت در دل ما دیگر آن بادام نارس نیست

پانته آ صفایی



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 اسفند 1394  10:29 AM

بسم الله الرحمن الرحیم

💠حضرت آیت الله بهجت(ره):

اگر علم و عمل با هم شد، دیگر کمبودی نیست... همین که انسان به معلوماتش عمل کرد، دیگر حالت منتظره ای ندارد، بقیّه بر عهدۀ خدا است.



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 19 اسفند 1394  9:19 AM

اگر پند خردمندان به شیرینی نیاموزی
جهان آن پند، با تلخی بیاموزد تو را روزی

صائب تبریزی



نويسنده :سامان
تاريخ: سه شنبه 18 اسفند 1394  5:16 PM

ریسمان محکم حبل المتینی فاطمه
آسمان آسمان ها در زمینی فاطمه

نِی عجب گر بند بگشایی ز بازوی علی
تو همان دست خدا در آستینی فاطمه

تو سراپا کل قرآنی و قرآن است تو
تو محمد تو امیرالمومنینی فاطمه

بعد پیغمبر اگر چه وحی گشته منقطع
هم کلام حضرت روح الامینی فاطمه

خواجه ی عالم شنیده از دَمَت بوی بهشت
تو بهشت رحمه للعالمینی فاطمه

آسمان در دست تو چون حلقه ی انگشتری ست
بلکه بر انگشتر خاتم نگینی فاطمه

بیشتر حس می کند روح دو پهلویش تویی
چون به پهلوی محمّد می نشینی فاطمه

تو نبوت را همان جانی درون جسم پاک
تو ولایت را همان حصن حصینی فاطمه

هم امیرالمومنین را چشمه ی عین الحیات
هم رسول الله را حق الیقینی فاطمه

فوق وصف انبیایی ، کس نداند کیستی
لیلة القدر خدایی ، کس نداند کیستی


حاج غلامرضا سازگار



تعداد کل صفحات : 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 >