چقدر اشک بریزم ز جدایی آقا
من دلم تنگ شده تنگ، کجایی آقا
همه دارند به تنهایی من میخندند
به همه گفته ام این جمعه می آیی آقا
وقت و بی وقت هوای همه کردم جز تو
کاش میخورد دلم با تو هوایی آقا
بیشتر از همه دنبال من و کار منی
من کیم دربدِر بی سر و پایی آقا
به خدا معترفم نوکر بد یعنی من
آمدم بر درت ای شاه گدایی آقا
تو فقط ناز بکش، اخم کنی میمیرم
یار و غمخوار من زار شمایی آقا
امتحان کردی و شرمنده شدم پیش حسین
من ندارم بخدا خرده حیایی آقا
مادرت واسطه باشد همه را می بخشند
قبل آنکه ببری کربلایی آقا
کاش میشد که در این شعر زبان میشد لال
فاطمه باز دلش ریخت اذان گفت بلال
شعری که مقام معظم رهبری خطاب به شهدا خواندند و گریه ی جانسوزی کردند
ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم آنها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند...
*خطاب به آقا درجواب شعری که خواندند:
از اشک شما ارض و سما باریدند
بر آه شما انس و ملک نالیدند
گفتند همه "فدای اشکت آقا"
تصویر شما را شهدا بوسیدند
آقا خودتان حضرت خورشید هستید
از نور شما ستاره ها تابیدند
در مجلس خوبان شهدا هم بودند
اما همگان گرد شما چرخیدند
از اول و از آخر مجلس، شهدا
آقای جهان سید علی را چیدند....
ای اذان اشهد ان علی مولای من
میشود تکمیل با دنیای تو دنیای من
یا علی جانم ، فدای عین و لام و یای تو
حرف حرفم : فا و آ و طا و میم و های من
من خودم فکری به حال دردهایم میکنم
جان زهرا تو فقط غصه نخور آقای من
صبح تا حالا نشستم چند تا گل چیده ام
ای بزرگ خانه ام ! تقدیم تو گلهای من
هر چه کردم سینه ام نگذاشت ، جان فاطمه
چند بار این بچه هایم را بغل کن جای من
من نمیدانم چرا هر وقت خوابم میبرد
استخوان من میفتد روی هم ، ای وای من
دست تو وا شد خدا را شکر پس من میروم
راستی تابوت را آماده کرد اسمای من
بعد از این مسجد برو راحت برو راحت بیا
یک سر مویی اگر کم شد ز مویت پای من
پیرهن را بافتم یعنی به دردش میخورد ؟
یا خجالت میکشد این زینب کبرای من
علی اکبر لطیفیان
در هيچ پرده نيست، نباشد نوای تو
عالم پر است از تو و خالی است جای تو
هر چند کائنات گدای در تواند
يک آفريده نيست که داند سرای تو
صائب تبریزی
شعر بی نقطه در وصف حضرت زهرا (س)
سر در گم سرّ سحرم مادر گل ها
دل مردۀ اسرار درم مادر گل ها
ای محور درد همه ی عالم وآدم
ای هالۀ احساس وکرم مادر گل ها
هم اسوۀ مهر و مدد و گوهر علمی
هم سورۀ طاهای حرم مادر گل ها
علامه دهری وسراسر همه عدلی
ای حامی و امدادگرم مادر گل ها
در معرکه گل کرده همی آه کلامی
گاهی سر و گاهی کمرم مادر گل ها
ای ماه دل آرای علی در دم مرگم
دل گرم طلوعی دگرم مادر گل ها
نوبتِ توست ، بیا فضّه پرستاری کن
فاطمه از رمق افتاد ، بیا کاری کن
بعدِ یک عمر ، نگهداریِ زهرا از تو ،
چند روزی تو از این خانه نگهداری کن
فضّه ، آرام بگیر آن طرفِ بازو را...
وقتِ برخاستنش ، فاطمه را یاری کن
سعی کن بسترِ او را دو سه ساعت بِبَری
تنِ او ، دور ، از این بسترِ بیماری کن
فضّه ، امروز دگر خانه تکانی با تو
جان زهرا ، تو کمی بیشتر همکاری کن
بخدا فاطمه ام حال ندار است ، ببین
برو پیشش بنشین ، خنده ی اجباری کن
چند روزِ دگر ، این خانه ندارد زهرا
تو در این بی کسی ام ، خوب عزاداری کن
پوریا باقری
یا امام رضا ع..
شده خورشیدفلک ,محولقایت یارضا
شده مه روشن ازآن نوروضیایت یارضا
ضامن آهوتویی آینه ی حسن خدا
شدعیان نورالهی زلقایت یارضا
کیستی ,معدن جودی وسخایی وکرم
شدجهان ریزه خور خوان عطایت یارضا
تورضایی ,ولی مطلق حق,زآنکه قضا
مجری امرتو وبنده ی رایت یارضا
حجت هشتم حق,نورخداوندکریم
شدایجاد دوعالم زبرایت یارضا
کی توان مدح وثنای توسرودن یکدم
گفت قران خدا,مدح وثنایت یارضا
بی ولای توعبادت نشود زکس قبول
شرط مقبولی طاعات,ولایت یارضا
قامت سرو تورا به سرو طوباندهم
شده طوبی خجل ازقدرسایت یارضا
چه غم ازهول وهراس روزمحشر ایدل
چونکه هستم درجزا زیر لوایت یارضا
درجوارحرمت خواهش جنت نکنم
جنت حق بوداین صحن وسرایت یارضا
همه جاذکروثنای توبگوید(مجنون)
بهترین طاعت حق,ذکروثنایت یارضا
شعر.آرمین غلامی(مجنون کرمانشاهی)
التماست می کنم چشمان خود را باز کن
ای همه پشت و پناهم بحر خود اعجاز کن
از نفس افتاده ام جان علی حرفی بزن
من به پایان آمدم خیز و مرا آغاز کن
از حسن هر بار پرسیدم جوابش اشک بود
تو بگو از کوچه و این راز را ابراز کن
می کِشد با گریه صورت بر کف پایت حسین
لااقل برخیز و این تشنه لبت را ناز کن
چند روزی میشود پیش تو من نامَحرمم
پس بیا حالا که داری می روی رو باز کن
سینه ات مجروحِ مسمار و پَرِ تو سوخته
با چنین بال و پری آرامتر پرواز کن
نوید طاهری
حضرت زهرا س
من غلامی ز غلامان توام یا زهرا
مستمندی به سر خان توام یا زهرا
از زمانی که به خود آمده ام فهمیدم
خاطر آشفته و حیران تو ام یازهرا
من دعا بودم ز روز ازل برلب تو
ذکری از نیمه سوزان توام یازهرا
متولد شده عشق توام بی بی جان
آه پرورده دامان توام یا زهرا
بیت الاحزان دلم شاهد اشک سحرت
اشک آن دیده گریان توام یازهرا
از ازل لطف تو شد شام حالم آری
تا ابد در خور احسان توام یا زهرا
شد یهودی ز نخ چادرت اسلام شناس
فخرم این بس که مسلمان توام یازهرا
ای یتیمان مدینه همه از پخت تو سیر
طالب لقمه ای از نان توام یازهرا
محمدتقی میرشفیعی
✳️السَّلامُ عَلَیْكَ یا بَقِیَّةَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ..✳️
به احترام غم مادرت بيا مهدي
به قدر عمر كم مادرت بيا مهدي
به چادري كه شده پرچم عزاداري
به پرچم علم مادرت بيا مهدي
به قامتی که قیامت نموددرمسجد
قسم به قدخم مادرت بیا مهدی
به آنکه هرچه به کف داشت در ره حق داد
به اینهمه کرم مادرت بیا مهدی
به ناله ای که فراخواندپشت درب نامت
به صوت دم به دم مادرت بیا مهدی
به حق قسم که نمانده بهانه ای دیگر
به گمشده حرم مادرت بیا مهدی
