على عليه السلام نظارت بر بيت المال را، از وظايف اصلى و اساسى حاكم اسلامى مى داند. از اين رو، دخل و خرج بيت المال را، مستقيماً، تحت نظارت خويش قرار داد و با متخلِّفان از احكام اسلامى، برخورد شديد كرد و از آنان، در باره نحوه جمع آورى و چگونگى خرج و هزينه بيت المال، پرسيد و از كوچكترين تخلّفشان چشم نپوشيد و در مواردى متخلَّف را عزل مى كرد.
در اين بخش، به پاره اى از مطالب نهج البلاغه در اين باره، اشاره مى شود.
1ـ حسابرسى از كارگزاران
1/1ـ در نامه چهلم، خطاب به برخى از كارگزاران مى نويسد:
بلغنى أنَّكَ جَرَّدْتَ الأرضَ فَأخَذْتَ ما تحت قَدَمَيْكَ و أكلتَ ما تحت يَدَيْكَ! فَارْفَعْ إلَىَّ حسابكَ! وَ اعْلَمْ أنَّ حِسابَ اللهِ أعظمُ من حسابِ الناس؛[38]
به من خبر رسيده كه كشت زمينها را، برداشته و آنچه را كه مى توانستى، گرفته و آنچه در اختيار داشتى، به خيانت خورده اى! پس هرچه زودتر، حساب اموالت را براى من بفرست! و بدان كه حسابرسى خداوند، از حسابرسى مردم، سخت تر است.
2/1ـ توبيخ پسر اشعث
على عليه السلام در نامه پنجم، خطاب به اشعث پسر قيس، ضمن بيان پاره اى از مباحث حكومتى و اهميت و جايگاه و مسؤوليت در برخورد با بيت المال، مى نويسد:
ادامه مطلب
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:37 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
تفاوت هر نظام اقتصادی با سایر نظام های اقتصادی، برگشت به اموری از جمله مبانی فلسفی آن دارد. مبانی مکتبی، ارزش ها و اهداف، برخی دیگر از مؤلفه های تعیین کننده میزان تمایز هر نظام اقتصادی از سایر نظام های اقتصادی است. استقلال فکری ما در ساحت اقتصادی، آن گاه حاصل می شود که نظام اقتصاد اسلامی بر اساس جهان بینی، ارزش ها و اهداف خاص آن، کشف و طراحی گردد. اگر هدف نهایی در فعالیت های اقتصادی ـ چه در حوزه تولید و چه در زمینه توزیع و مصرف ـ تنها پاسخ دادن به امیال شهوانی و مادی باشد، الگوهای رفتاری در عرصه فعالیت های اقتصادی بسیار متفاوت از الگوهای رفتاری ای خواهد شد که هدف غایی کسب رضایت خداوند متعال باشد. حتی اگر جامعه در تلاش اقتصادیش هدف میانی خود را بسط عدالت اجتماعی و اقتصادی قرار دهد، الگوهای رفتاری اقتصادیش نیز متفاوت از جامعه ای خواهد بود که آمال و آرمان های فعالیت های اقتصادیش فقط برآوردن امیال مادیش باشد. نظام اقتصادی حاکم بر دنیای فعلی، بر اساس تفسیر خاصی که از خدا، جهان، انسان و جامعه دارد، بنیان های خود را مستحکم کرده است. بر اساس تفاسیر ویژه از مقوله های فوق، در نهایت، انسان محوری را در همه فعالیت های اقتصادیش اصل قرار داده، نظام اقتصادی سرمایه داری لیبرال را طراحی و در خارج پیاده کرده است. در این نظام، الگوهای رفتاری در عرصه فعالیت های اقتصادی، برخاسته از حقوق اقتصادی ویژه ای، و حقوق اقتصادی به نوبه خود در بستر مبانی مکتبی نظام اقتصادی آن، شکل گرفته و مبانی مکتبی آن بر اساس دیدگاه خاصی که نسبت به مقوله های خدا، جهان، انسان و جامعه ارائه می دهد، سامان یافته است. به عنوان مثال در الگوی پس انداز و سرمایه گذاری یکی از عوامل تعیین کننده میزان پس انداز و سرمایه گذاری، نرخ بهره است که طبق ضوابط حقوق اقتصادی، لازم است افراد در فعالیت های اقتصادی خود آن را بر اساس توافق، رعایت کنند. این ضابطه حقوقی به نوبه خود ریشه در این امر دارد که استفاده از ربا در فعالیت های اقتصادی بلامانع می باشد. یکی از ریشه های چنین دیدگاهی می تواند چنین مبنای فلسفی درباره خداوند متعال باشد که : «خداوند در هدایت بشر به هدایت تکوینی اکتفا کرده است و چیزی به نام هدایت تشریعی و شریعت در عرصه های مختلف اجتماعی ارائه نداده است.»
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 11:58 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
ادامه مطلب
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]