هركس بار زندگي را به دوش ميكشد، مقدار زيادي از وقت خود را صرف درآمد و معاش خود و كسان خود ميكند. كسي كه در انديشه معاش است، بايد به اين پرسشها پاسخ دهد كه اگر خداوند خالق انسان است و روزي او را تضمين نموده است، پس تلاش ما براي چيست؟ و اگر كار كردن ما نقشي در روزي ما ندارد و ما فقط مسئول دريافت آن هستيم پس اين همه كار و تلاش انبياء و اوليا و ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ براي چه بوده است؟
و آيا امور معنوي، از قبيل توبه و استغفار، صدقه، دعا و ... چه تأثيري در جلب روزي دارند؟ در اينجا سه ديدگاه مطرح ميشود:
تفريط
منطق عدهاي از دينداران آن است كه رازق، تنها خداوند است و بس. او خالق است و ما مخلوق، او رازق است و ما مرزوق. روزي ما را او خود تضمين نموده و خداوند از وعده خود هرگز تخلّف نخواهد كرد.
در اين ديدگاه، براي كار و تلاش انسان امتياز لازم در نظر گرفته نشده است. گويي كه تلاش انسان براي امرار معاش، دخالت در كار خداست و نوعي بي اعتنايي و حتي انكار تقدير الهي است. از اين نظر ميتوان اين ديدگاه را ديدگاهي تفريطي دانست.
افراط
عدهاي هم كه خواستهاند ارزش لازم نسبت به تلاش انسان در نظر گرفته شود، ميگويند: خداوند گرچه رازق است، اما كار انسان را به انسان واگذار كرده و خود او را مسؤول بدست آوردن روزياش دانسته است. پس بايد عقل حسابگر داشت و از زور بازو كمك گرفت.
اين طرز تفكر گرچه نقطه ضعف تفكر قبلي را ندارد و به كار و تلاش انسان ارزش ميدهد، اما خالي از اشكال نيست و نقطه ضعف آن اصل قرار دادن كار انسان و بيتوجهي به عوامل معنوي است. از اين نظر ميتوان آن را ديدگاه «افراطي» ناميد.
ادامه مطلب
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:59 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
تفاوت اساسی اقتصاد اسلامی با سایر مكاتب اقتصادی در این است كه اقتصاد اسلامی بر وحی مبتنی است در حالی كه نظریه پردازان اقتصاد سرمایه داری حول محورهای مطلوبیت، سود و رفاه مادی میچرخند در نظریه اقتصاد سرمایهداری مبنای رفتار انسان در جایگاه مصرفكننده، حداكثر سازی مطلوبیت و در جایگاه تولیدكننده بهینهسازی تولید به هدف حداكثر كردن سود است. افق زمانی در اقتصاد سرمایهداری، كوتاه مدت است، از معاد و توجه به آخرت اثری دیده نمی شود نگرش به خالق مبتنی برفلسفه رئالیسم و قطع رابطه با مبدأ است. نقش خالق به حدّ سازنده ساعت استراسبورگ كاهش یافته كه پس از ساخت و تنظیم آن را رها كرده است. به رفتارهای انسان بریده از مبدأ و معاد و به صورت بخشی توجه میشود در حالی كه اقتصاد اسلام در همه مراحل تولید وتوزیع و مصرف، انسان را به مبدأ و معاد متوجه مینماید و راه تكامل مادی و معنوی را برای بشر هموار میسازد. سؤالی كه ذهن بسیاری از پژوهشگران را به خود واداشته این است كه آیا قرآن كه تبیان كل شی است آیا در زمینه اقتصاد هم اشارتی دارد یا خیر؟ برخی از محققین در پاسخ این سؤال به آیاتی كه از منابع تولید مثل زمین و آب و ... نام برده شده و یا آیات زكات اكتفا نمودهاند و رابطه قرآن و اقتصاد را در همین مقدار كه قرآن به كلیاتی از مسائل اقتصاد اشاره دارد میدانند لكن با تأمل بیشتر، شاهد هدایت قرآن در صحنه فعالیتهای اقتصادی خواهیم بود كه به جهت اعتقاد به ذكر یك آیه در هر مورد بسنده مینمائیم.
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:55 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در این نوشتار ضمن تبیین مفهوم صرفه جویی که معنای آن مصرف درست کالا دانسته شده، صرفه جویی در حد ضرورت و رفع نیاز در زمان بحران اقتصادی مورد تأکید قرار گرفته است. در ادامه اسراف و تبذیر از دیدگاه قرآن مورد نهی معرفی شده است. نویسنده با بیان اینکه قوام جامعه در گرو اقتصاد است ضرورت اعتدال در مصرف و بهینه سازی آن را توصیه نموده و در پایان تنها راه سلامت اقتصادی را پرهیز از فساد در امور اقتصادی، صرفه جویی و بهینه سازی مصرف معرفی کرده است صرفه جويي به مفهوم مصرف چيزي به شكل درست و مناسب آن است. اين مساله براي ايجاد تعادل ميان درآمد و هزينه بسيار مهم و اساسي است و در حوزه اقتصاد خانواده نيز مي تواند تاثيرگذار و سرنوشت ساز باشد. با اين همه صرفه جويي علاوه بر اينكه در حوزه اقتصاد شخصي معنا و مفهوم مي يابد در حوزه اقتصاد عمومي نيز معنا دارد. امام خميني (ره) بر اين اساس است كه مصرف زياد و بيش از نياز در آب و برق را نه تنها نادرست و حرام مي داند بلكه آن را ضمان آور دانسته و شخص را نسبت به جامعه مديون مي شمارد. قرآن نيز به اين مساله از ابعاد مختلف پرداخته است؛ زيرا قرآن كتاب هدايت و راهنمايي آدمي به سوي كمال است و به مساله اقتصادي كه ارتباط تنگاتنگي با مساله آسايش و آرامش دارد، توجه داشته و براي اين كه انسان در مسير كمالي حركت كند به مساله اقتصاد و روش هاي مناسب و درست كسب درآمد و هزينه هاي آن نيز پرداخته است. بازخواني نگرش و تحليل قرآن مي تواند در اين زمينه براي دست يابي به شيوه هاي درست كمك كند. نوشتار حاضر تلاشي است تا اين مساله را از ديدگاه قرآن واكاوي نمايد. مفهوم صرفه جويي واژه عربي صرف كه به معناي تغيير و تحويل آمده است در علوم مختلف معاني و مفاهيم گوناگوني را بيان مي كند. به عنوان نمونه در علم صرف و نحو به معناي ساختن صيغه هاي مختلف از يك اصل مي باشد كه در ادبيات عربي معروف و مشهور است.
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:54 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
قرآن به اقتصاد و مسایل آن اهمیت بسیاری می دهد. از این روست که مسایل اقتصادی در کنار مسایل اعتقادی مطرح می شود.(سوره بقره آیه 3) در آموزه های قرآنی مالکیت خصوصی و عمومی به رسمیت شناخته شده است.(بقره آیه 188 و 279 و نساء آیه 29 و انفال آیه 1 و 41 و حشر آیه 9) بخش دولتی (عمومی ) به دو شکل می تواند در مسایل اقتصادی وارد شود. از این رو می تواند هم خود به عنوان متصدی بخشی از فعالیت های اقتصادی در جامعه حضور داشته باشد و هم به شکل مدیریت کلان اقتصادی در آن اعمال نفوذ نماید.
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:53 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در مقاله حاضر نويسنده با تبيين جنبه هاي مثبت و منفي مصرف، در مورد ويژگي هاي اعتدال گرايي و پرهيز از افراط و تفريط در مصرف كه از آن به اسراف و خساست تعبير مي شود سخن گفته و پيرامون نگاه دين به مقوله "الگوي مصرف و معيار صحيح مصرف" توضيح داده كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم. پرهيز از افراط و تفريط در مصرف براي اصلاح الگوي مصرف بايد همه جنبه هاي مثبت و منفي مصرف مورد توجه قرار گيرد. هر چند كه بازخواني همه جنبه ها حتي جنبه هاي مصرف معنوي به غير از امور اقتصادي و مادي مانند مصرف عمر و اتلاف وقت و تباهي آن با خوشگذراني و شب نشيني و ولگردي هاي مدرن به شيوه وبگردي بي هدف، در اين نوشتار كوتاه ممكن نيست؛ ولي مي توان به حوزه هاي مصرف در حوزه امور مادي و اقتصادي بيش تر پرداخت. از اين رو لازم است براي تبيين درست الگوي مصرف و اجراي طرح ها و برنامه هاي در راستاي اصلاح الگوهاي نادرست مصرف، همه جنبه ها و ابعاد مسئله واكاوي شود به عبارت ديگر، همان گونه كه بايد جنبه هاي صحيح مصرف هر چيزي دانسته شود، شيوه ها و روش هاي نادرست آن نيز بايد معرفي شود تا شخص و يا جامعه از افراط به سوي تفريط نگرايد و از دام اسراف و تبذير به سمت بخل و خساست نلغزد؛ زيرا همان اندازه كه اسراف و تبذير، رفتاري ضد ارزشي و هنجاري است و خداوند اين گونه اشخاص را دوست ندارد و آنان را به عذاب و توبيخ و سرزنش مي گيرد؛ همان اندازه از نظر خداوند ، افتادن در دام خساست و بخل نيز زشت و ناهنجار بوده و بيانگر رفتار و اخلاقي ضد ارزشي و مصداقي از مصاديق كفران نعمت است؛ زيرا كفران نعمت مي تواند به شکل ريخت و پاش و ولخرجي و يا به شكل عدم بهره گيري درست از نعمتي براي تعالي و تكامل شخصي و جمعي بشر خودنمایی کند؛ به ویژه آن كه شکل دوم از کفران نعمت، خود بدتر از استفاده نادرست از چيزي است. باتوجه به اين كه هرگونه مصرفي در مسير افراط و تفريط به عنوان شيوه رفتاري ناهنجار تلقي مي شود، براي ارايه و اصلاح الگوي صحيح مصرف لازم است تا اين جنبه از مصرف نيز شناسايي و معرفي شود. بسيار ديده شده است كه برخي ها صرفه جويي را مساوي با مصرف نكردن گرفته اند؛ اين معنا از سوي كساني به كار مي رود كه ريشه هايي از خساست و بخل در بينش و نگرش آنان وجود دارد.
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:50 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
يكى از اهداف ارزشمند انقلاب اسلامى ايران تدوين مبانى علوم انسانى ـ از جمله اقتصاد ـ از ديدگاه وحى و اهلبيت وحى عليهمالسلام است كه به منظور تدبير بهينه امور اجتماعى ـ اقتصادى صورت مىگيرد. مقدّمه مطالعه زندگى بشر در ادوار گوناگون تاريخ، گوياى اين حقيقت است كه يافتن شيوههاى مناسب براى بقاى بهتر و بيشتر (سعادت)، از مهمترين دغدغههاى خاطر تمامى انسانهاست و همواره براى نيل به اين هدف، تلاشهاى فراوانى صورت گرفته و رنجهاى طاقتفرسايى تحمل شده است. گستردگى، ظرافت و در همتنيدگى شؤون گوناگون وجودى انسان از يكسو، و پيوندهاى او با ديگر كاينات از سوى ديگر، آنچنان پيچيده و اعجابانگيز است كه تمامى جستوجوگران با فراست را به اظهار عجز از شناخت همهجانبه و دقيق انسان واداشته، و طنين فرياد «انسان موجود ناشناخته» را در زمين و زمان پراكنده است. در اين ميان، انبوه عظيمى از نظريات از سوى صاحبنظران در زمينههاى گوناگون علوم انسانى، از جمله اقتصاد (كه در آن ارائه راههاى دستيابى به توليد، توزيع و مصرف بهينه كالاها و خدمات مورد توجه است)، ابراز و در بوته نقد قرار گرفته است. در كنار دنياى بزرگ و در خور مطالعه وجود انسانى، عالَم با عظمت، ژرف و قابل ملاحظه قرآن كريم، اعجاب هر انديشمندى را سخت برمىانگيزاند؛ و به راستى كه عالم قرآن كريم بسى گستردهتر و داراى افقى فراتر و اعماقى ژرفتر از گستره و عمق وجودى انسان و ديگر مظاهر طبيعى است. اهميت بررسى متفكرانه آيات قرآن كريم همراه با بهرهگيرى از حاصل تدبّرات انديشمندان در آن، و به ويژه استفاده از افادات اهلبيت وحى عليهمالسلام در اين خصوص، بر نظريهپردازان اسلامشناس و بصير در علوم انسانى پوشيده نيست. به همين دليل، مباحث مبنايى اقتصاد از ديدگاه آيات قرآن كريم مورد بررسى قرار مىگيرند.
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:49 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
قرض در لغت فارسى به معناى بريدن، قطع كردن، پاداش دادن، وام دادن و چيزى كه از كسى گيرند تا واپس دهند، خواه پول و خواه جز آن باشد، به كار مى رود. درباره معناى قرض در لغت عرب، در مجمع البحرين آمده است: قرض چيزى است كه به ديگرى مى دهى تا آن را به تو برگرداند و اصل آن به معناى قطع و بريدن است. پس قرض مالى است كه مالك با رضايت، آن را از مال خود جدا مى كند و به ديگرى واگذار مى كند، به شرط اين كه مثل آن را بر عهده گيرد. قرض در قرآن مشروعيت قرض امرى واضح است، اما اين كه چه آياتى از قرآن بر آن دلالت دارد، نيازمند دقت است. مسئله ديگر اين است كه آيا از آيات قرآن مى توان استحباب قرض دادن به مومنان را نتيجه گرفت؟ در قرآن، آيات زيادى وجود دارد كه در آن ها كلمه قرض به كار رفته است: كيست كه به خدا قرض الحسنه اى دهد تا آن را براى او چندين برابر كند.(بقره/ ۲۴۵) و نماز را برپا داريد و زكات بپردازيد و به خدا قرض دهيد، قرضى نيكو.(مزمل/ ۲۰) اگر به خدا قرض الحسنه دهيد، آن را براى شما مضاعف مى سازد و شما را مى بخشد و خداوند شكر كننده و بردبار است. (تغابن/ ۱۷) كيست كه به خداوند قرض الحسنه اى دهد، تا آن را براى او بيفزايد و براى قرض دهنده پاداش بزرگ است. (حديد/۱۱) مردان و زنان انفاق كننده و آنها كه به خدا قرض الحسنه دهند، براى آنان (پاداش) مضاعفى است كه اجرى نيكو خواهند داشت. (حديد/۱۸) استدلال شده است كه آيه ۲۴۵ سوره بقره و آيه هاى ۱۱ و ۱۸ سوره حديد بر فضيلت قرض به مومن و ثواب زياد آن و اين كه خداوند پاداش آن را خواهد داد، دلالت دارد. زيرا قرض حقيقى در مورد ذات بارى تعالى امكان ندارد و فرض احتياج درباره وى محال است، پس اين آيات حمل بر قرض دادن به مومنان مى شود. به اين برداشت اعتراض شده است كه قرض به به معناى اعطاى شىء است تا در وقت ديگرى عوض آن بازگردانده شود- در اين مورد استعاره است براى اعمال صالح، زيرا اعمال صالح كه بنده مومن انجام مى دهد، عوض آن در آخرت براى وى محفوظ است. بنابراين، اين دو آيه و نظير آنها بر مشروعيت قرض بر بندگان دلالتى ندارد. بيش تر مفسران هم بر اين باورند كه مراد از قرض دادن به خداوند در اين آيات انفاق و صدقه دادن در راه خدا است و قرض مصطلح مراد نيست.
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:48 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات1 ]
خطوط قرمز تصرفات انسانی
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:34 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
بى گمان بدون تبيين مفاهيم قرآنى، ايجاد «جامعه قرآنى» و «حكومت اسلامى» ناشدنى است; چون با تبيين آن، زمينه فراگير شدن اسلام، به منظور پرستش درست آفريدگار بزرگ هستى و سعادتمند شدن انسان خاكى و نجات جامعه هاى انسانى، فراهم خواهد شد. با تبيين مفاهيم قرآنى مى توان گامى در راه شناخت اسلام اصيل و باز گرداندن عزّت و افتخار به مسلمانان، و حفظ توده هاى وسيع جوانان آگاه، و گسترش آرمان هاى قرآنى برداشت; و منشأ تحوّل هاى بنيادين در سطح افراد و جامعه ايمانى شد. قرآن به عنوان عصاره تعاليم و آموزه هاى انسان ساز، از اين طريق به صورتى شايسته مورد توجّه قرار مى گيرد و حقايق خورشيدسانِ قرآنى و آموزه هاى ابر زُدا و آفتاب آفرين آن جان تازه اى به حيات و زندگى جامعه مى بخشد. از آن جايى كه تعاليم و آموزه هاى قرآنى، حقيقت هاى سرشار، جهت دهنده، عدالت آفرين، محروميت زدا و عزّت بخش هستند و از جهات متعدد قابل توجّه و دقّت مى باشند، بررسى و مطالعات دقيق و جداگانه اى مى طلبند. توجّه به مضامين بلند آيات قرآنى كه در ارتباط تنگاتنگ خود مجموع نظامى هماهنگ را پديد مى آورند به دقّت و امعان نظر نيازمند است. بيان موضع گيرى هاى والاى اسلام در راه ايجاد عدالت حياتى، و دفاع واقعى از توده هاى محروم و حكومت قسط و داد بر زندگى انسان نيازمند ايستادگى در برابر «سكوت وقوف دار» است تا بدين وسيله قدرت و توان بالقوه و شگرف آموزه هاى قرآنى در جامعه سازى ايمانى همراه با عدالت، توسعه، رفاه و در پايان سعادت دو دنيا آشكار شود. براى رسيدن به طرح اقتصادى راستين قرآنى و روشن كردن ماهيت چگونگى «سير و گردش ثروت و امكانات در جامعه اسلامى» توجّه به مجموعه آموزه هاى قرآنى ـ اسلامى امرى ضرورى و بايسته است. بايد توجّه داشت قرآن و حديث دو ركن بنيادين هدايت الهى است كه بدون هر يك هدايت فعلى مفهوم نمى يابد; از اين رو براى رسيدن به جامعه ايمانى ـ قرآنى پيروى از قرآن و عترت شرط اساسى است; چون هدايت خداوند متكى به دو ركن صامت و ناطق است. اين وحدت و آميختگى در تعاليم قرآن و عترت هدايت را فعليت مى بخشد. از اين رو در تبيين مفاهيم قرآنى به عنوان پيش شرط توجه به روايات عترت لحاظ مى شود.
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:32 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
ظلم که به معنای قرار دادن چیزی در غیر جایگاه اختصاصی و مناسب خود است به اشکال مختلفی چون کم کردن یا زیاد کردن و یا تغییر زمان و مکان در امور و مسایل گوناگونی می تواند ظهور و بروز کند. از این رو حوزه مصداقی آن، دایره وسیعی را دربرمی گیرد. البته ناگفته نماند که هرگونه ظلم و ستمی در حق خدا و یا مردم، به نحوی به ظلم به خود باز می گردد؛ زیرا آثار و نتایج ظلم و ستم پیش از آن که گریبانگیر دیگری شود، گریبان ستمگر را می گیرد. بنابراین دود ستمی که در حوزه اقتصادی نسبت به جامعه و مردم روا داشته می شود پیش از دیگران، به چشم خود ستمگر می رود. نویسنده مطلب با بررسی آموزه های قرآنی کوشیده است تا این بعد از ستمگری را تبیین و آثار فردی و اجتماعی آن را مورد بررسی قرار دهد. عدالت ستیزی ستمگران انسان های حق ستیز می باشند و نسبت به عدالت ستیزه جو هستند و به همین دلیل اجازه نمی دهند تا شرایطی برای تحقق عدالت در جامعه فراهم آید. اصولا ستمگری ضدمفهوم و مصداق عدالت گری است؛ زیرا عدالت به معنای قرار دادن هر چیزی در جایگاه اختصاصی و مناسب آن می باشد. بنابراین، ستمگر با هرگونه اموری که عدالت و دادگری را در جامعه نهادینه می کند، سر ستیز و جنگ دارد و اجازه نمی دهد تا شرایطی برای اجرای عدالت در جامعه فراهم آید. هر انسانی به سبب تضاد قوای شر و خیر و الهامات تقوایی و فجوری در نهاد و ذات خویش، گرفتار تمایل به بی عدالتی است. از این رو با کوچک ترین عاملی ممکن است در مسیر فجور و خروج از عدالت قرار گیرد. به همین دلیل است که خداوند بر لزوم پناه بردن به خداوند و دور ماندن از ظلم را در همه زمان ها و برای همه انسان ها سفارش می کند.(یوسف آیه 79)
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:22 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
واژه «اسراف» و مشتقات آن كه جمعاً 23 بار در قرآن به كار رفته، [1] مفهومى گسترده دارد [2] و هرگونه تجاوز از حدّ اعتدال و گرايش به افراط يا تفريط را در بر مى گيرد; [3] از اين رو، برخى با تفسير اين معناى عام، «اسراف» را در خصوص زياده روى و «سرف» را تنها در مفهوم كوتاهى به كار برده اند; [4] البته اين واژه در همه موارد، شامل كوتاهى از حدّ اعتدال نمى شود و بيشتر در زياده روى ظهور دارد; بدين جهت، بسيارى آن را مرادفِ افراط، و متضادّ تقصير و «تقتير» (فرقان/ 67) كه به معناى تضييق و بخل است دانسته اند. [5] افزون بر موارد پيشين، از واژه «قوام» (حد وسط و اعتدال) نيز در قرآن ياد شده (فرقان/ 67) كه مرز تعيين اسراف به شمار مى رود و تشخيص آن برعهده عقل، شرع يا عرف است. [6]
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:17 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:10 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
ادامه مطلب
ادامه مطلب
در این جا تنها به شکل دوم آن توجه می شود که مرتبط با حوزه مدیریت کلان اقتصادی است تا تحلیل قرآن را درباره نقش دولت و حکومت در این حوزه را بازشناسیم.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
مقاله حاضر، كه در آن «مبانى اقتصاد از ديدگاه قرآن كريم» مورد بررسى قرار گرفته، گامى هرچند ابتدايى اما بديع و راهگشا در اين خصوص است. در اين بررسى، خاطرنشان شده كه از منظر قرآن كريم، اقتصاد سالم و رشديابنده مبتنى بر اصول ذيل است: شناخت و تدبير امور اقتصادى از راه تفقّه، تعقل، اعتقاد به توحيد (تجلّى توحيد در اقتصاد)، اعتقاد به معاد، اعتقاد به مظهرى از عبوديت بودن عمليات اقتصادى، دخالت دولت در اقتصاد، عدالت در عمليات اقتصادى و تزكيه.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
در آموزه های قرآنی انسان به عنوان اشرف آفریده ها و خلیفه الهی در قرارگاه زمین معرفی شده و همه هستی به نوعی مسخر وی دانسته شده است. این تسخیر با اهداف و فلسفه خاصی می باشد که همگی در راستای تکامل بشریت و دست یابی موجودات به کمال شایسته و بایسته آنان است. از این رو، تصرف انسان در هستی و آن چه از آن به ما سوی الله تعبیر می شود، امری طبیعی و براساس قوانین و سنت های الهی می باشد.
تصرفات انسان در هستی به اشکال و اهداف متفاوت و متعددی صورت می گیرد که بخشی از آن در راستای دست یابی به کمالات و یا پاسخ گویی به نیازهای طبیعی و فطری بشر است.
براین اساس هرگونه تصرف به معنای تغییر و دگرگونی در چیزهای هستی برای انسان مجاز بوده و انسان می تواند و بلکه می بایست در راستای اهداف و فلسفه آفرینش در آن ها تصرف کرده و تغییراتی را پدید آورد.
با این همه تصرفات انسانی به هر شکل و هدفی باشد می بایست بیرون از دایره حکمت و فلسفه آفرینش و قوانین و سنت های الهی نباشد که از آن به گمراهی، ضلالت، کفر، فسق، ظلم و مانند آن تعبیر می شود؛ زیرا هر گونه تصرفی بر خلاف فلسفه آفرینش و سنت الهی به معنای تصرف نامشروع به معنای تکوینی و تشریعی آن می باشد. بنابراین، انسان با همه اختیارات مطلقی که به عنوان خلیفه الهی دارد، در محدودیت ها و خطوط قرمزی گرفتار است که می بایست آن ها را رعایت کند.
هرچند که در برخی از موارد، خط قرمز ها و محدودیت ها به گونه ای است که انسان می تواند به سبب «ظلوم و جهول» بودن فطری، از آن بگذرد ولی این گذر از خطوط می تواند به طور طبیعی و تکوینی و یا تشریعی به عنوان گناه و پیامدها و آثار آن، در زندگی شخصی و جمعی بشر تأثیرات سوئی به جا گذارد و آدمی را از انسانیت خویش دور ساخته و در مقام هبوط و سقوط قرار دهد.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
اگر ظلم را به معنای تجاوز از حقی بدانیم که به منزله نقطه مرکزی دایره است، می توان برای آن سه نوع مصداق کلی «ظلم بین انسان و خدا»؛ «ظلم بین خود و مردم» و «ظلم به خود» (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص537) شناسایی و ده ها مصداق جزیی برای آن پیدا کرد.یکی از مصادیق مهم و اساسی آن، ظلمی است که در حوزه اقتصادی اعمال می شود.
ادامه مطلب
از آنجا كه اسراف هرگونه استفاده نادرست از امكانات و اختيارات را شامل مى شود و همواره با نوعى زياده روى و گاه كوتاهى ملازم و در همه مصاديق آن به نحوى سرپيچى از فرامين الهى نمايان است، [7] با فساد ارتباط مستقيم دارد (شعراء/ 151 ـ 152) [8] زيرا بر هم زدن حالت تعادل در هر امرى، موجب فساد در آن مى شود; [9] بر همين اساس، اسراف را كه امكانات و دارايى هاى گوناگون انسان را ضايع مى كند، با سُرفه (كِرمى كه درختان را خورده، از درون مى پوساند) هم ريشه دانسته اند. [10] افزون بر اين، بررسى موارد كاربرد اسراف در قرآن نشان مى دهد كه بين آن و ديگر مفاهيم فراگير و كليدى، در محدوده ضد ارزشها چون كفر، ظلم، فسق و... ارتباط عميق مفهومى و پيوند گسترده مصداقى برقرار است. [11]
واژه «تبذير» و مشتقاتش كه سه بار و در دو آيه متوالى آمده(اسراء/ 26 ـ 27) در لغت به معناى تباه ساختن اموال است [12] كه از دور ريختن يا پاشيدن بذر در مكانى نامساعد و به روشى نادرست به استعاره گرفته شده، [13 ]هميشه با نوعى پاشيدگى، بى نظمى و بى برنامگى همراه است. [14] اسراف و تبذير به رغم ارتباط نزديك، تفاوتهايى نيز باهم دارند:
1. اسراف، مفهومى فراگير بوده، شامل هرگونه انحراف (اعتقادى، اخلاقى، اجتماعى، اقتصادى و...) مى شود; [15] امّا تبذير، بيشتر در امور مالى و اقتصادى، [16] و به ندرت در موارد ديگر به كار مى رود; [17] مثلا، روايتى در مقام توصيه به پذيرش ولايت على(عليه السلام) از تبذير در اين امر، نهى مى كند. [18]
2. اسراف، گاه بر زياده روى در انجام دادن عملى مباح، اطلاق مى شود، مانند زياده روى در خوردن كه اصل آن تا حدّ نياز، جايز بلكه مطلوب است و گاه بر خصوص مصارف نابجا و ناشايست، اگرچه اندك باشد، مانند دور ريختن مواد غذايى كه ارتكاب آن به مقدار كم نيز جايز نيست. [19] بنابراين، مصاديق آن را مى توان از دو نوعِ كمّى و كيفى دانست; امّا تبذير غالباً به صورت كيفى و در خصوص مصارف ناشايست تحقق مى يابد; مثلا به شخصى انفاق كند تا با آن، حرامى را مرتكب شود. [20] پس تبذير بر خلاف اسراف، هيچ گاه براى بيان زياده روى در امور خير، چون انفاق به كار نرفته است. [21] بر همين اساس، امام صادق(عليه السلام)تبذير را جزئى از اسراف [22] و اسراف بر وجه تبذير را از اسرافهاى ديگر زشت تر دانسته است. [23]
ادامه مطلب
در معناي كلمه ي مسكين اختلاف وجود دارد. بعضي آن را فقيري دانسته اند كه وضعيت بدتري (اَسوَاُ حالاً) دارد و برخي عكس آن را گفته اند. گاهي در قرآن، اين كلمه بكار رفته و منظور، بيش تر فقر قدرت است، نه كسي كه مال و ثروتي نداشته باشد و به عبارتي فقر مطلق، منظور نيست. "اما كشتي براي مساكين بود"(كهف، 79)شبيه اين تعبير در روايات ائمه نيز وجود دارد. عبارت "مسكينُ ابن آدَم"در نهج البلاغه و روايات فراوان ديده مي شود.
فقر و غنا در قرآن به معاني متعدد، از قبيل معاني زير بكار رفته است:
فقر و غناي ذاتي: مي توان به اين آيه اشاره كرد.
"اي مردم شما همگي نيازمند خداييد؛ تنها خداوند است كه بي نياز و شايسته ي هر گونه ستايش است "(فاطر، 15)
"خداوند بي نياز و شايسته ي هر گونه ستايش است "(حج،64)
"و هر كس كفران كند به زيان خويش نموده است كه پروردگار من غني و كريم است."(نمل،40)
فقر و غناي فرهنگي: از اين گونه فقر و غنا در قرآن با واژه هاي استكبار و استضعاف ياد شده است. "مستضعفان به مستكبران مي گويند: اگر شما نبوديد ما مومن بوديم ؛ اما مستكبران به مستضعفان پاسخ مي دهند: آيا ما شما را از هدايت باز داشتيم بعد از آن كه به سراغ شما آمد و آن را به خوبي دريافتيد؟ بلكه شما خود مجرم بوديد"(سباء،31و32)
ولي اشراف متكبر قوم او به مستضعفاني كه ايمان آورده بودند ، گفتند: آيا به راستي شما يقين داريد كه صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟ آن ها گفتند : ما بدان چه او ماموريت يافته، ايمان آورده ايم . متكبران گفتند: ولي ما به آن چه شما ايمان آورده ايد، كافريم"(اعراف،75و76)
غناي نفس: "و از شدت خويشتن داري، افراد نا آگاه آن ها را بي نياز مي پندارند "(بقره،237) در واقع منظور از غناي نفس، حالت روحي است كه انسان را از در خواست از ديگران باز مي دارد.
فقر و غناي اقتصادي: "تا اين اموال عظيم در ميان ثروت مندان شما به دست نگردد."(حشر،7)
"اگر فقير و تنگدست باشند ، خداوند از فضل خود آن ها را بي نياز مي سازد" (نور،32)
"زكات ها مخصوص فقيران و مسكينان است."(توبه،60)
ادامه مطلب
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]