مباحث این نوشتار پیرامون مالیات های حکومتی و ارتباط آن با خمس و زکات است. در آغاز مطالبی درباره ی اصل مشروعیت این مالیات ها و فلسفه ی تشریع آن ها بیان می کنیم.
مباحث این نوشتار پیرامون مالیات های حکومتی و ارتباط آن با خمس و زکات است. در آغاز مطالبی درباره ی اصل مشروعیت این مالیات ها و فلسفه ی تشریع آن ها بیان می کنیم. در این قسمت بر خلاف کسانی که خواسته اند از طریق دلیل های خاصِ پیرامون موضوع و یا عمومیت بخشیدن ادله ی زکات، مشروعیت مالیات های حکومتی را استفاده کنند، معتقدیم فقط از راه اختیارات ولایت فقیه برای اداره ی حکومت اسلامی می توان مشروعیت این مالیات ها را اثبات نمود، چرا که دلیل خاصی پیرامون آن وجود ندارد و از دلیل های زکات نیز نمی توان به چنین برداشتی دست یافت.
مشروعیت مالیات های حکومتی
بر اساس دلیل های فراوانی که از آیات و روایات استفاده می شود، زیربنای مشروعیت حکومت در اسلام، برای حاکم، ولایت است. اعمال این ولایت در زمان معصومان، با پیامبر اکرم۹ و پس از ایشان با ائمه اطهار: و در زمان غیبت، با فقیه جامع الشرایط است.
معنای ولایت در حکومت اسلامی
اداره ی جامعه و حاکمیت دولت ها بر امور، اقسام گوناگونی دارد و شاید قابل قبول ترین آن ها حکومتی است که از آن "حکومت مردم بر مردم" تعبیر می شود. این حکومت در معنای صحیح خود به این بر می گردد که گروه بسیاری از مردم گرد آمده و اشخاصی را باواسطه یا بی واسطه تعیین می کنند و تشریع قوانین را که در سایه ی آن مردم و دولت امور خود را سامان دهند تفویض و تنفیذ کرده و اجرای این قوانین را هم به مسؤ ولانِ تنفیذ آن واگذار می کنند و آن ها را متعهد می سازند که از این قوانین تجاوز و تعد ی نکنند. بنابراین، در چنین حکومت هایی میزان و ملاک و حدود قوانین، در اختیار نمایندگان و برگزیدگان مردم است.
ادامه مطلب
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 10:54 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
تلاش اقتصادی باید در چارچوب ارزش های اخلاقی و معنوی باشد. حکومت نه آزادی را نفی کند و نه آن را نامحدود بداند. بلکه به مردم اجازه دهد تا در راستای آرمان های بلند الهی از آزادی اقتصادی در جامعه بهره مند شوند. اقتصاد، میانه روی در هر کاری می باشد و در اصطلاح «هر آنچه را گویند که برای تأمین امور معاش و برطرف کردن نیاز عموم به کار رود.» از جمله اهداف مهم پیامبران اجرای مدیریت صحیح در بعد اقتصادی بوده است. ابواب مختلف فقهی از قبیل تجارت، مضاربه، مساقات و... با لحنی بلیغ و مؤکد، به امور معیشتی و تجاری اشاره می کند. تذکرات مهم در عهد رسول الله (ص) و امام علی (ع) درباره رسیدگی استانداران به حال بازرگانان، کشاورزان، تخفیف خراج، اخذ مالیات و... بیانگر اهمیت مدیریت خدمت رسانی در این زمینه است.بنابراین باید گفت: یکی از مهمترین وظایف حکومت این است که جوی سالم و پیراسته از خود محوری و حرام خواری را ایجاد کند تا مردم بتوانند در چنین محیطی استعدادها، هنرها و مهارت های خویش را به کار انداخته و به جامعه ای خودکفا، دست یابند. امام صادق (ع) می فرماید: «بقا در آن است که اموال و اقتصاد در دست کسانی باشد که حق اموال را شناخته و به مردم خیرشان برسد.»در نقلی وارد است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «دولتمردانی مورد مهر خدای سبحان قرار می گیرند که در دولت شان اجناس ارزان باشد و کارگزاری مورد خشم خدای سبحان است که اجناس در دولتش گران باشد.»(۱)
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 10:43 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
معیار ارزش نبودن غنا، وضدّ ارزش نبودن فقر: فقر و غنا هیچکدام معیار ارزش نیستند؛ بلکه ملاک ارزش ایمان و عمل صالح است. "اموال و فرزندان هرگز شما را نزد ما مقرب نمی سازد، جز کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالحی انجام دهند که برای آنان پاداش مضاعف در برابر کارهایی است که انجام داده اند و آن ها در غرفه های بهشتی در نهایت امنیت خواهند بود "(سباء،۳۷) قرآن کریم برای فقر، واژه هایی مانند فقر، فقیر، فاقره، ضعیف، مستضعف، مسکین و مسکنة؛ و برای غنا، واژه هایی چون غنیّ، اغنیاء، ذامال، ذوعسرة، میسرة، ملاء، مترفین و مستکبرین را به کار برده است. در معنای کلمه ی مسکین اختلاف وجود دارد. بعضی آن را فقیری دانسته اند که وضعیت بدتری (اَسوَاُ حالاً) دارد و برخی عکس آن را گفته اند. گاهی در قرآن، این کلمه بکار رفته و منظور، بیش تر فقر قدرت است، نه کسی که مال و ثروتی نداشته باشد و به عبارتی فقر مطلق، منظور نیست. "اما کشتی برای مساکین بود"(کهف، ۷۹)شبیه این تعبیر در روایات ائمه نیز وجود دارد. عبارت "مسکینُ ابن آدَم"در نهج البلاغه و روایات فراوان دیده می شود.
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 10:32 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
امنیت به معنای عام آن از جمله امنیت غذایی نخستین دغدغه انسان در روی کره خاکی است. برخی از اندیشمندان بر این باورند که امنیت غذایی نخستین در میان اقسام امنیت هاست؛ زیرا آن چه آدمی را به هر سویی می کشاند گرسنگی و پر کردن شکم است. هنگامی که شکم با غذایی آرامش یافت آن گاه است که در پی امنیت جانی و اجتماعی و مانند دیگر می افتد. بنابراین تغذیه و امنیت غذایی نخستین نخستین هاست و انگیزه های بنیادین هر حرکتی و خواسته و نیاز اساسی بشر است. این مشکل از روز نخستین که آدمی آفریده شده است با او همراه بوده است. از این روست که قرآن پس از آفرینش انسان به علت هبوط آدمی از جنت و بهشت خاص خود اشاره می کند و بیان می دارد که آدمی با خوردن از درخت ممنوع خود را گرفتار اموری ناخواسته کرد که اکنون در زمین و کره خاکی دچار آن است. (بقره آیه ۳۵ و اعراف آیات ۱۹ و ۲۰) اکنون آدمی در دنیای معاصر با معضل گرسنگی و بحران غذایی مواجه است و تعادل در تولید و توزیع و مصرف به هم خورده و نوعی کمبود شدید و قحطی جهان را تهدید می کند. از این روست که امنیت غذایی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار شده و در صدر خواسته های آدمی به شکلی شدیدتر خود را قرار داده است.
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 10:29 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
مطالعه تعالیم اجتماعی اسلام و قرآن نشان می دهد که هدف شریعت از واگذار نکردن انسان ها به حال خود و طرح نظام های اجتماعی دینی، تحقق عدالت اجتماعی و حفظ کرامت انسانی و رشد و تعالی انسان هاست. لَقَد أَرسَلنَا رُسُلَنَا بِالبَیٍّنَاتِ وَ أَنزَلنَا مَعَهُمُ الکِتَابَ وَ المِیزَ انَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالقِسطِ؛۱ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آن ها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدالت قیام کنند. مطالعه تعالیم اجتماعی اسلام و قرآن نشان می دهد که هدف شریعت از واگذار نکردن انسان ها به حال خود و طرح نظام های اجتماعی دینی، تحقق عدالت اجتماعی و حفظ کرامت انسانی و رشد و تعالی انسان هاست. فیلسوف بزرگ اسلام، بوعلی سینا در مورد نیاز بشر به نبوت می گوید: «انسان دارای زندگی اجتماعی است و از وضع قوانینی که بتواند زندگی اجتماعی و بلکه فردی اش را بر اساس عدالت سامان دهد و او را به سعادت شایستة خود برساند، ناتوان است. پس بر خداوند لازم است که به مقتضای حکمتش انسان را در این زمینه هدایت کند.»۲ وضعیت فعلی جوامع نیز نشان می دهد که برخی کشورها گرچه در رشد و شکوفایی اقتصادی موفق بوده اند لکن در بسط عدالت به معنایی که توضیح خواهیم داد مشکل جد ی دارند. برای مثال، در آمریکا در سال ۱۹۷۳ سهم یک پنجم خانواده های پایین جدول درآمدی، ۵/۵ درصد کل درآمد و سهم یک پنجم بالای جدول، ۱/۴۱ درصد کل درآمد بود و در سال ۱۹۹۱ سهم یک پنجم نخست به ۵/۴ و یک پنجم دوم به ۲/۴۴ رسید و این روند با مختصر تغییراتی ادامه دارد؛۳ یعنی هرچه زمان پیش می رود توزیع درآمدها نامتوازن تر می شود. یا طبق آمار دیگری گرچه بین سال های ۱۹۷۳ ۱۹۹۴ میزان سرانة تولید ناخالص ملی آمریکا به صورت واقعی بیش از یک سوم افزایش یافته لکن متوسط دستمزدهای ناخالص برای همة شاغلینی که در پست های مدیریت نبودند، یعنی برای سه چهارم نیروی کار، ۱۹ درصد کاهش یافته است.۴ باز طبق آمار منتشره، بین ۱۰ ۱۵ درصد جمعیت آمریکا (در حدود ۳۷ میلیون نفر) زیر خط فقر قرار دارند۵ و کشورهای دیگر اگر وضعیت بدتری نداشته باشند، بهتر از این نیستند. این در حالی است که به اعتقاد نظریه پردازان توسعه، عامل عمده این شکاف طبقاتی، فقر و بی عدالتی ناشی از ظالمانه بودن مناسبات و روابط فیمابین عوامل اقتصادی به ویژه کار و سرمایه است. برای مثال، اقتصاددانانی چون مایکل تودارو۶، دیوید کلمن، فورد نیکسون،۷ و نواب حیدر نقوی،۸ توزیع ناعادلانه ثروت هایی مانند زمین، سرمایه مالی، ابزار تولید و وجود آزادی های نابرابر را عامل اصلی ناعادلانه شدن درآمدها می دانند و این در حالی است که نظام اقتصادی اسلام، در عین حال که از تمام ظرفیت های وجودی انسان ها و طبیعت برای رشد و شکوفایی مظاهر ماد ی استفاده می کند، با نهادینه کردن باورهای الهی و ارزش های انسانی و با اتخاذ روش ها و قوانین خاص اقتصادی، زمینه های شکاف طبقاتی و بهره کشی از انسان را از بین برده، رفاه عمومی را گسترش می دهد.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:09 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
اساس جامعه اسلامی را عدالت اجتماعی تشکیل می دهد. مسلمان نباید نسبت به ستم اقتصادی که بر مردم وارد می شود بی تفاوت باشد. در نظام قسط و عدل اسلامی روا نیست شماری پرخور و خوشگذران باشند و گروهی گرسنه و نیازمند. شماری از بسیاری ثروت خدا را از یاد ببرند و شماری از فقر و مسکنت گروهی به زیادی ثروت خود فخر بفروشند و گروهی از فقر دم فرو بندندو ذلیلانه زندگی کنند. نامردمانی ثروتهای عمومی را بربایند و مردمی از حق قانونی خود محروم بمانند. گروهی مرفه و بی درد باشند و بسیاری فقیر و دردمند. عدالت یعنی قرار گرفتن هر چیزی به جای خود و هزینه شدنِ هر مالی در راه بایسته و شایسته. احسان و نیکی به نزدیکان از بیت المال توجه به زراندوزان و امتیازدادن به چاپلوسان عدالت را از مسیر خود به در می برد و راه را برای دنیامداران غارتگر هموار می سازد و ثروتهای ملی را به سوی گروهی ویژه سرازیر می کند و شماری را ثروتمند و بسیاری را فقیر می سازد. انسان آن گاه که به ثروت رسید و طعم شیرین زندگی راحت را چشید دیگر تن به سختی نمی دهد و معیار و تراز و قانونی را در گردآوری مال نمی شناسد و ثروت اندوزی هدف اصلی او می گردد و فخر فروشی راه و رسم او. این ناهنجاری اقتصادی مهر را به کین و آرامش را به شورش و عصیان دگر می کند و شیرازه زندگی اجتماعی را از هم می گسلد. ثروت اندوزان برای هر چه بیش تر بهره کشی ازجامعه و انباشتن ثروت به زور و تزویر متوسل می شوند و مردمانِ تهی دست به ذلت و خواری تن می دهند و گاه به شورش دست می زنند و کم کم جامعه دچار هرج ومرج و نابسامانی می شود و ازکاروان پیشرفت واپس می ماند. رمز این که حضرت امیر(ع) جامه خلافت را بر تن کرد و اداره کشور نابسامان و به کژراهه افتاده را پذیرفت از آن روی بود که وظیفه آگاهان می دانست که در برابر پرخوری ستمگر و گرسنگی مظلوم بی تفاوت نباشند. وجود طبقه تهی دست و نیازمند به نان روزانه و زمین گیر و طبقه ثروت مند و فرا دست و همه چیز دار در هر جامعه ای نشان از بیماری آن جامعه دارد که باید علی گونه به درمان آن برخاست.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:02 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
حضور پیامبرصلى الله علیه وآله و مسلمانان در مدینه چهره متحولى به اقتصاد این شهر داد. مدینه که از دیرباز به سبب برخوردار بودن از کشاورزى و واقع بودن بر سر راه بازرگانى شمال به جنوب جزیرة العرب، اقتصادى متمایز از دیگر نقاط داشت با ورود مهاجران، توجه و توصیههاى پیامبرصلى الله علیه وآله و دین اسلام با تحولى عظیم روبرو شد. شکوفایى زراعى مدینه ناشى از شرایط جغرافیایى، وجود سفرههاى زیر زمینى آب، و عوامل تازهاى از جمله واگذارى برخى زمینهاى رها شده به مهاجران بود. با این حال در امر آبیارى نیز مقرراتى وجود داشت و بسته به آب و هوا، محصولات متنوعى به دست مىآمد. تجارت نیز به دلیل وجود بازارهاى محلى و اهتمام کسانى از مهاجران به امر تجارت، بر رونق اقتصادى شهر افزود. همچنین صنایع و حرف در کنار کشاورزى و تجارت از رونق خوبى برخوردار بود و انواع سکهها از قبیل دینار و درهم، سکههاى ضرب شده در ایران و روم، و وزنها و اکیال مختلف به کار مىرفت.
[ پنج شنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 9:25 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
مصاحبه با سركار خانم دكتر فاطمه شمس نجف آبادي در تاريخ درخشان اسلام و تمدن كهن ايران، پديده مشاركت مردمي ريشه در اعتقادات ديني و سنن ملي ما دارد. و نقش و تأثير بانوان در تاريخ معاصر و انقلاب اسلامي ايران برجسته و ماندگار است. امروزه نيز جامعه به مشاركت زنان به عنوان نيمي از جمعيت فعال در روند توسعه نيازمند است. بدين منظور جهت پاسخگويي به سؤالاتي چون موانع توسعه يافتگي و ميزان نقش زنان در توسعه و ... در محضر سركار خانم دكتر فاطمه شمس نجفآبادي - عضو هيئت علمي دانشگاه الزهرا حضوريافتهايم. به عنوان نخستين سؤال بفرماييد چند نوع ديدگاه در خصوص نقش زنان در توسعه وجود دارد؟ توسعه، بحثي است بين المللي و طبيعتا كشور ما نيز نميتواند فارغ از اين بحث باشد. هر چند برخي معتقدند كه امروزه ديگر بحث توسعه در كشورهاي نفت خيزي چون ايران مطرح نيست و بايد به مباحث مدرنيسم و پست مدرنيسم پرداخت. از ديدگاه اين افراد، بحث نوگرايي در جوامعي كه به تازگي توسعه يافتهاند و مباحث پست مدرنيسم نيز در جوامعي كه دوران مدرنيته را گذراندهاند، بايد بررسي شود. در هر حال، براي بحث توسعه و نقش زنان به سخنان ژوليوس نايرره اشاره ميكنم كه ميگويد: «انسان با يك پا نميتواند حتي تند راه برود، چه برسد به اينكه بدود.» اگر لازم است جوامع در مسير توسعه به سرعت حركت كنند تا شايد شكاف جوامع در حال توسعه و جوامع پيشرفته كاهش يابد، چطور ميتوان با نيمي از جمعيت يك كشور (يعني فقط به اتكاي مردان) به توسعه دست يافت؟! يا چطور با نيمي از جمعيت (مانند انساني با يك پا) ميتوان در مسير توسعه، پيش رفت؟! وقتي نيمي از جمعيت هر كشوري را زنان تشكيل ميدهند، پس چگونه ميتوان در روند توسعه آنها را به كناري نهاد؟! اين در حالي است كه تمدن كشاورزي را زنان بوجود آوردند. آنها به دليل يكجا نشيني متوجه شدند كه دانههايي كه از دست آنها بر زمين ميريزد، يا در مسير كار آنهاست، سبز ميشود و همين موجب كشت و كار در كشاورزي شد. يعني تمدني كه حداقل هشت هزار سال بر كره خاكي حكومت كرده، توسط زنان ايجاد شده است. پس زن قادر است نقشي مؤثر در تمدن و پيشرفت و توسعه داشته باشد. و اما در مورد انواع ديدگاههايي كه در خصوص نقش زنان در توسعه مطرح است، به دو ديدگاه اشاره ميكنم: نياز جامعه را به حضور مثبت و سازنده زن در جامعه اعلام ميدارد.
[ جمعه 16 اردیبهشت 1390 ] [ 1:04 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
انسان در زندگي مادي از مواهب طبيعي و روزي و اقتصاد و معيشت بينياز نيست و در اين اصل كلي تفاوتي ميان انسانهاي عادي و مادي و انسانهاي متعالي و معنوي - حتي برترين آنها به چشم نميخورد. اما آنچه منشأ تفاوت در اخلاق اقتصادي، ميان انسانها ميشود نوع رفتار آنان در كسب روزي و معيشت و درآمد و نيز چگونگي بهرهمندي و مصرف است. در اخلاق اقتصادي پيامبر اكرم(ص) اصولي به چشم ميخورد كه براي هر مسلمان طالب رفتار درست اقتصادي، درسآموز و داراي قابليت پيروي كردن است. كار و تلاش براي كسب روزي نگاهي به زندگي پيامبر اكرم(ص) ميتواند اين واقعيت را تأييد كند كه سرتاسر زندگي آن حضرت همراه با تلاش براي كسب روزي از راههاي مشروع و در راستاي حفظ عزت و پرهيز از تحميل خود بر ديگران بوده است. ميزان اهتمام حضرت به كار و تلاش اقتصادي به قدري بود كه بنا به نقل ابنعباس، هنگامي كه آن حضرت از فردي خوشش ميآمد، ابتدا ميپرسيد: آيا شغلي دارد؟ اگر ميگفتند: بيكار است، ميفرمود: «از چشم افتاد» و هنگامي كه سبب را ميپرسيدند، ميفرمود: «زيرا مؤمن وقتي بيكار باشد دين خود را اسباب معيشت قرار ميدهد» و ميفرمود: «خداوند بنده مؤمن داراي حرفه و شغل را دوست دارد» اينكه پيامبر اكرم(ص) بيكاري را زمينه ارتزاق از راه دين برشمرده ميتواند بدان معنا باشد كه فقدان شغل و حرفه از سويي و نيازمندي مادي از سوي ديگر ممكن است رفته رفته فرد را به سوي مايه گذاشتن از دين براي نيل به مقاصد مادي سوق دهد؛ و اين حالت ممكن است در قالب رفتارهاي گوناگون نمود يابد.
[ دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 ] [ 9:38 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
قرآن كريم براي فقر، واژه هايي مانند فقر، فقير، فاقره، ضعيف، مستضعف، مسكين و مسكنة؛ و براي غنا، واژه هايي چون غنيّ، اغنياء، ذامال، ذوعسرة، ميسرة، ملاء، مترفين و مستكبرين را به كار برده است. در معناي كلمه ي مسكين اختلاف وجود دارد. بعضي آن را فقيري دانسته اند كه وضعيت بدتري (اَسوَاُ حالاً) دارد و برخي عكس آن را گفته اند. گاهي در قرآن، اين كلمه بكار رفته و منظور، بيش تر فقر قدرت است، نه كسي كه مال و ثروتي نداشته باشد و به عبارتي فقر مطلق، منظور نيست. اما كشتي براي مساكين بود(كهف، 79)شبيه اين تعبير در روايات ائمه نيز وجود دارد. عبارت مسكينُ ابن آدَمدر نهج البلاغه و روايات فراوان ديده مي شود. فقر و غنا در قرآن به معاني متعدد، از قبيل معاني زير بكار رفته است: فقر و غناي ذاتي: مي توان به اين آيه اشاره كرد. اي مردم شما همگي نيازمند خداييد؛ تنها خداوند است كه بي نياز و شايسته ي هر گونه ستايش است (فاطر، 15) خداوند بي نياز و شايسته ي هر گونه ستايش است (حج،64) و هر كس كفران كند به زيان خويش نموده است كه پروردگار من غني و كريم است.(نمل،40) از اين گونه فقر و غنا در قرآن با واژه هاي استكبار و استضعاف ياد شده است. مستضعفان به مستكبران مي گويند: اگر شما نبوديد ما مومن بوديم ؛ اما مستكبران به مستضعفان پاسخ مي دهند: آيا ما شما را از هدايت باز داشتيم بعد از آن كه به سراغ شما آمد و آن را به خوبي دريافتيد؟ بلكه شما خود مجرم بوديد(سباء،31و32) ولي اشراف متكبر قوم او به مستضعفاني كه ايمان آورده بودند ، گفتند: آيا به راستي شما يقين داريد كه صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟ آن ها گفتند : ما بدان چه او ماموريت يافته، ايمان آورده ايم . متكبران گفتند: ولي ما به آن چه شما ايمان آورده ايد، كافريم(اعراف،75و76) و از شدت خويشتن داري، افراد نا آگاه آن ها را بي نياز مي پندارند (بقره،237) در واقع منظور از غناي نفس، حالت روحي است كه انسان را از در خواست از ديگران باز مي دارد. تا اين اموال عظيم در ميان ثروت مندان شما به دست نگردد.(حشر،7) اگر فقير و تنگدست باشند ، خداوند از فضل خود آن ها را بي نياز مي سازد (نور،32) زكات ها مخصوص فقيران و مسكينان است.(توبه،60)
[ دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 ] [ 8:29 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ديدگاه اول:
ادامه مطلب
ادامه مطلب
فقر و غناي فرهنگي
غناي نفس
فقر و غناي اقتصادي
ادامه مطلب
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]