ایران ما

بیاید کشوری نمونه در جهان بسازیم

در اين نوشته، «سرمايه‏دارى‏»، به معناى اصطلاحى آن منظور است که پديده‏اى استثمارى با عملکردو راهکارهايى ويژه مى‏باشد نه سرمايه‏دارى به معناى لغوى آن که معطوف به هرگونه در اختيار داشتن‏مال و سرمايه است. نگرش اسلام به اصل اموال و سرمايه، بسيار مثبت است. اموال و هرگونه کالا که‏بگونه‏اى نيازهاى بشرى را برآورد، در نظر اسلام، امرى حياتى و عامل بقاء و برپايى جامعه، و راه تداوم‏حيات انسانى، و رشد دين و دين‏باورى است. اين موضوع را، در سراسر تعاليم اسلامى به روشنى مى‏بينيم‏که با تعبيرهايى گونه‏گون، از ضرورت تمتعات زندگى، و حياتى بودن اموال و کالاها سخن گفته و سهم‏اصولى «اموال‏» را در جامعه انسانى، تبيين کردند.

از آنجا که در اين مقاله، بنابر ارزيابى فشرده و کوتاه است، تنها به چند نمونه از اين تعاليم اشاره‏مى‏شود:

در قرآن کريم، «اموال‏»، عامل قوام و امداد الهى شمرده شده است:

1- ولا توء توا السفهاء اموالکم التى جعل الله لکم قياما... (1)

اموال خود را، که خداوند سبب برپايى زندگى شما قرار داده است، به دست‏سفيهان (ناواردان وغيرمتخصصان) مسپاريد...

2- و امدد ناکم باموال و بنين... (2)

از طريق اموال و فرزندان به شما کمک رسانديم.

در احاديث نيز «مال و ثروت‏»، عامل پايدارى اسلام و مسلمانان و ابزار سامانيابى کار اجتماع دانسته‏شده است:

امام باقر(ع) - به روايت امام صادق(ع):

... هى (الدنانير و الدراهم) خواتيم الله فى ارضه، جعلها الله مصحه لخلقه، و بها تستقيم شوؤنهم ومطالبهم (3) درهم و دينار، مهر (سکه) خدا است در زمين، خداوند آن را براى سامان‏يابى کار خلق قرار داده است،تا بدان وسيله، امور زندگانى مردمان بگذرد و نيازهاى آنان برآورده شود.

مقصود از اين تعبير، اينست که خداى متعال چنين به فکر و نظر آدميان داده است که اين ابزار ووسيله (درهم، دينار، تومان و هر پولى) را پديد آورند و براى آن، اعتبار مالى قرار دهند، تا از تعويض کالا باکالا - که‏کارى دشوار و دراکثر موارد، غيرعملى‏است - آسوده گردند و زندگى و امور آنان به آسانى برگزار شود.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 4:10 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

دو پرسش اساسي پيرامون اقتصاد اسلامي وجود دارد كه پاسخ‎هاي متفاوتي به آن داده شده و تا كنون نيز بين اقتصاددان مسلمان وحدت نظر به‎وجود نيامده است. دو پرسش مذبور عبارتند از:
1. اقتصاد اسلامي چيست؟
2. روش كشف آن كدام است؟

بي ترديد پاسخ پرسش دوم تا حدود زيادي به پاسخ پرسش اول بستگي دارد و بر آن مترتب است. اين مقاله تلاش مي‌كند با ارائة روش ساده و عام به پرسش اول پاسخ داده و راه را براي پاسخ به پرسش دوم باز كند. روش مذبور، روش «استقراء نصوص اقتصادي و طبقه‌بندي آن‌ها» است. اميدوارم ارائه اين روش گامي در جهت وحدت نظر انديشمندان اسلامي در اين باره باشد.


واژگان كليدي: روش كشف، اقتصاد اسلامي، نصوص اخلاقي، نصوص اقتصادي، نصوص علمي، نصوص حقوقي.


مقدمه


پرسش از ماهيت اقتصاد اسلامي ناشي از رشد علم اقتصاد پس از رنسانس در غرب است. بيش از دو قرن پيش از علم اقتصاد در دامان مكتب سرمايه‎داري متولد شد و به تكامل رسيد و امروزه داراي موضوع، مسائل و روش مشخص و كاربرد پذيرفته شده‎اي در دنياست. اين علم به تدريج گسترش يافته و به رشته‎هايي چون اقتصاد خرد، كلان، پول و بانك، بخش عمومي، اقتصاد بين‎الملل و … منشعب شده است. در كنار آن در طول زمان مقولاتي چون فلسفه، مكتب، حقوق و نظام اقتصادي مطرح شده و به صورت رشته‎اي از علم اقتصاد در آمده است.


دنياي اسلام پس از ابن خلدون، كه مي‎توان گفت اولين كسي است كه به صورت علمي به تحليل علل عمران و آبادي شهرها پرداخته است، به دليل مختلف در مقابل رشد علم اقتصاد در غرب منفعل و غالباً مصرف كننده بوده است.


در طول فرايند رشد اين دانش در غرب انديشمندان اسلامي همواره خود را در مقابل پرسش‎هايي از اين قبيل مي‎يافتند كه آيا مي‎توان گفت اسلام داراي علم اقتصاد خاص خود است؟ اگر چنين است موضوع، مسائل، روش و اهداف اين علم چيست و چه تفاوتي با اقتصاد اثباتي غرب دارد؟ و آيا مي‎توان گفت اسلام داراي اقتصاد دستوري، نظام يا مكتب اقتصادي است؟


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 4:02 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

هركس بار زندگي را به دوش مي‌كشد، مقدار زيادي از وقت خود را صرف درآمد و معاش خود و كسان خود مي‌كند. كسي كه در انديشه معاش است، بايد به اين پرسش‌ها پاسخ دهد كه اگر خداوند خالق انسان است و روزي او را تضمين نموده است، پس تلاش ما براي چيست؟ و اگر كار كردن ما نقشي در روزي ما ندارد و ما فقط مسئول دريافت آن هستيم پس اين همه كار و تلاش انبياء و اوليا و ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ براي چه بوده است؟

و آيا امور معنوي، از قبيل توبه و استغفار، صدقه، دعا و ... چه تأثيري در جلب روزي دارند؟ در اينجا سه ديدگاه مطرح مي‌شود:


تفريط


منطق عده‌اي از دينداران آن است كه رازق، تنها خداوند است و بس. او خالق است و ما مخلوق، او رازق است و ما مرزوق. روزي ما را او خود تضمين نموده و خداوند از وعده خود هرگز تخلّف نخواهد كرد.


در اين ديدگاه، براي كار و تلاش انسان امتياز لازم در نظر گرفته نشده است. گويي كه تلاش انسان براي امرار معاش، دخالت در كار خداست و نوعي بي اعتنايي و حتي انكار تقدير الهي است. از اين نظر مي‌توان اين ديدگاه را ديدگاهي تفريطي دانست.


افراط


عده‌اي هم كه خواسته‌اند ارزش لازم نسبت به تلاش انسان در نظر گرفته شود، مي‌گويند: خداوند گرچه رازق است، اما كار انسان را به انسان واگذار كرده و خود او را مسؤول بدست آوردن روزي‌اش دانسته است. پس بايد عقل حسابگر داشت و از زور بازو كمك گرفت.


اين طرز تفكر گرچه نقطه ضعف تفكر قبلي را ندارد و به كار و تلاش انسان ارزش مي‌دهد، اما خالي از اشكال نيست و نقطه ضعف آن اصل قرار دادن كار انسان و بي‌توجهي به عوامل معنوي است. از اين نظر مي‌توان آن را ديدگاه «افراطي» ناميد.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:59 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

تورّم از ديدگاه اسلام، پديده‏اي ناپسند و داراي آثار مخرّب اقتصادي، فرهنگي و سياسي است. انواع سپرده‏هاي ‏بانكي و سرمايه‏هاي نقدي مردم از آسيب‏هاي تورّم در امان نيستند. در وضعيت توّرمي اگر در بازپرداخت سپرده‏ها، قدرت خريد حقيقي معيار قرار نگيرد، سپرده‏گذران، با خسارت‏هاي فراوان مواجه مي‏شوند؛

در نتيجه پس‏انداز، سرمايه‏گذاري، توليد و رفاه عمومي كاهش مي‏يابد و به‏كار گيري غير كارآمد پس‏اندازها را به دنبال دارد كه خود سبب ‏تشديد تورّم مي‏شود؛ امّا اگر در بازپرداخت سپرده‏ها، قدرت خريد حقيقي آن‏ها معيار قرار گيرد، پس‏اندازها وسپرده‏ها، سرمايه‏گذاري‏ها و توليد، فزوني مي‏يابد؛ سود واقعي سپرده‏گذاران مثبت، و تورّم كنترل مي‏شود؛ رفاه‏عمومي بهبود مي‏يابد و سرانجام، جامعه به سمت اجراي اصل آرماني عدالت اجتماعي و اقتصادي، پيش مي‏رود.



اگر از ديد فقه، جبران كاهش ارزش پول در قالب عقود جاري غير مجاز است، آيا عقود ديگر يا راه‏كارهاي عملي‏هماهنگ با فقه، جهت جبران كاهش ارزش پول مي‏توان يافت؟


برخي فقيهان، فروش نسيه پول و برخي شرط جبران كاهش ارزش پول در ضمن عقد را مجاز مي‏دانند. در بررسي ‏به عمل آمده مشخّص شد كه اين الگوها براي جبران كاهش ارزش پول از ديدگاه فقه نادرست است؛ امّا براي جبران‏كاهش ارزش سپرده‏ها، شايد بتوان راه‏كارهاي عملي ارائه داد كه عبارتند از: 1. استفاده از «معيار پول پاية‏ بين‏المللي» يا «حقّ برداشت مخصوص»؛ 2. ايجاد واحد ارزش ملّي؛ 3. معيار شي‏ء واحد؛ 4. استفاده ذخيره ‏اندك طلا يا ارز به وسيله بانك؛ 5. تأسيس شركت تخصّصي سرمايه‏گذاري به وسيله بانك‏ها.


اگر هر يك از اين راه‏كارها براساس موازين اسلامي با اشكال مواجه نباشد و به‏لحاظ اقتصادي توجيه‏پذير و از جهت‏اجرايي امكان‏پذير باشد مي‏توان آن را در نظام بانكداري و در روابط مالي و پولي بين مردم و بنگاه‏ها پي گرفت.




ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:57 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

تفاوت اساسی اقتصاد اسلامی با سایر مكاتب اقتصادی در این است كه اقتصاد اسلامی بر وحی مبتنی است در حالی كه نظریه‌ پردازان اقتصاد سرمایه‌ داری حول محورهای مطلوبیت، سود و رفاه مادی می‌چرخند در نظریه اقتصاد سرمایه‌داری مبنای رفتار انسان در جایگاه مصرف‌كننده، حداكثر سازی مطلوبیت و در جایگاه تولیدكننده بهینه‌سازی تولید به هدف حداكثر كردن سود است.

افق زمانی در اقتصاد سرمایه‌داری، كوتاه مدت است، از معاد و توجه به آخرت اثری دیده نمی شود نگرش به خالق مبتنی برفلسفه رئالیسم و قطع رابطه با مبدأ است. نقش خالق به حدّ سازنده ساعت استراسبورگ كاهش یافته كه پس از ساخت و تنظیم آن را رها كرده است. به رفتارهای انسان بریده از مبدأ و معاد و به صورت بخشی توجه می‌شود در حالی كه اقتصاد اسلام در همه مراحل تولید وتوزیع و مصرف، انسان را به مبدأ و معاد متوجه می‌نماید و راه تكامل مادی و معنوی را برای بشر هموار می‌سازد.


سؤالی كه ذهن بسیاری از پژوهشگران را به خود واداشته این است كه آیا قرآن كه تبیان كل شی است آیا در زمینه اقتصاد هم اشارتی دارد یا خیر؟


برخی از محققین در پاسخ این سؤال به آیاتی كه از منابع تولید مثل زمین و آب و ... نام برده شده و یا آیات زكات اكتفا نموده‌اند و رابطه قرآن و اقتصاد را در همین مقدار كه قرآن به كلیاتی از مسائل اقتصاد اشاره دارد می‌دانند لكن با تأمل بیشتر، شاهد هدایت قرآن در صحنه فعالیت‌های اقتصادی خواهیم بود كه به جهت اعتقاد به ذكر یك آیه در هر مورد بسنده می‌نمائیم.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:55 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

در این نوشتار ضمن تبیین مفهوم صرفه جویی که معنای آن مصرف درست کالا دانسته شده، صرفه جویی در حد ضرورت و رفع نیاز در زمان بحران اقتصادی مورد تأکید قرار گرفته است. در ادامه اسراف و تبذیر از دیدگاه قرآن مورد نهی معرفی شده است. نویسنده با بیان اینکه قوام جامعه در گرو اقتصاد است ضرورت اعتدال در مصرف و بهینه سازی آن را توصیه نموده و در پایان تنها راه سلامت اقتصادی را پرهیز از فساد در امور اقتصادی، صرفه جویی و بهینه سازی مصرف معرفی کرده است

صرفه جويي به مفهوم مصرف چيزي به شكل درست و مناسب آن است. اين مساله براي ايجاد تعادل ميان درآمد و هزينه بسيار مهم و اساسي است و در حوزه اقتصاد خانواده نيز مي تواند تاثيرگذار و سرنوشت ساز باشد. با اين همه صرفه جويي علاوه بر اينكه در حوزه اقتصاد شخصي معنا و مفهوم مي يابد در حوزه اقتصاد عمومي نيز معنا دارد. امام خميني (ره) بر اين اساس است كه مصرف زياد و بيش از نياز در آب و برق را نه تنها نادرست و حرام مي داند بلكه آن را ضمان آور دانسته و شخص را نسبت به جامعه مديون مي شمارد.


قرآن نيز به اين مساله از ابعاد مختلف پرداخته است؛ زيرا قرآن كتاب هدايت و راهنمايي آدمي به سوي كمال است و به مساله اقتصادي كه ارتباط تنگاتنگي با مساله آسايش و آرامش دارد، توجه داشته و براي اين كه انسان در مسير كمالي حركت كند به مساله اقتصاد و روش هاي مناسب و درست كسب درآمد و هزينه هاي آن نيز پرداخته است. بازخواني نگرش و تحليل قرآن مي تواند در اين زمينه براي دست يابي به شيوه هاي درست كمك كند. نوشتار حاضر تلاشي است تا اين مساله را از ديدگاه قرآن واكاوي نمايد.


مفهوم صرفه جويي


واژه عربي صرف كه به معناي تغيير و تحويل آمده است در علوم مختلف معاني و مفاهيم گوناگوني را بيان مي كند. به عنوان نمونه در علم صرف و نحو به معناي ساختن صيغه هاي مختلف از يك اصل مي باشد كه در ادبيات عربي معروف و مشهور است.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:54 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

 

قرآن به اقتصاد و مسایل آن اهمیت بسیاری می دهد. از این روست که مسایل اقتصادی در کنار مسایل اعتقادی مطرح می شود.(سوره بقره آیه 3) در آموزه های قرآنی مالکیت خصوصی و عمومی به رسمیت شناخته شده است.(بقره آیه 188 و 279 و نساء آیه 29 و انفال آیه 1 و 41 و حشر آیه 9) بخش دولتی (عمومی ) به دو شکل می تواند  در مسایل اقتصادی وارد شود. از این رو می تواند هم خود به عنوان متصدی بخشی از فعالیت های اقتصادی در جامعه حضور داشته باشد و هم به شکل مدیریت کلان اقتصادی در آن اعمال نفوذ نماید. 
در این جا تنها به شکل دوم آن توجه می شود که مرتبط با حوزه مدیریت کلان اقتصادی است تا تحلیل قرآن را درباره نقش دولت و حکومت در این حوزه را بازشناسیم.
 


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:53 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

یکی از موضوعاتی که در ماههای اخیر در محافل علمی و سیاسی مورد بحث قرار گرفت، مسأله مشروعیت و کارامدی نظام بانکی کشور می باشد که در این باره دیدگاههای متفاوتی وجود دارد.

آنچه مسلم است، بر اساس اعتراف نهادهای بین المللی و جهانی، در سالهای اخیر کشور ایران از نظر اقتصادی از چشم اندازهای روشن و امیدبخشی برخوردار بوده و رشد اقتصادی مطلوبی داشته است که نظام بانکی و پولی کشور در این رابطه نقش و جایگاه ویژه ای دارد. در همین راستا با توجه به مباحث مطرح شده در ماههای أخیر، بررسی قانون حاکم بر نظام بانکی کشور و نیز دیدگاه حضرت امام رحمه الله در خصوص مشروعیت و کارامدی نظام بانکی از جهات مختلف در خور توجه است.



توضیح این که پس از پیروزی انقلاب، با توجه به عدم اعتقاد حضرت امام به حیله های شرعی در مسأله ربا و بهره، تغییر نظام بانکی و قوانین مربوط به آن، از جمله اولویتهای ایشان بود که از آغازین روزهای پس از انقلاب، نظر به تأکیدهای مکرر ایشان، توجه مسؤولین نظام بانکی را نیز به خود جلب نمود و در نتیجه، قانون عملیات بانکی بدون ربا، در سال 1362 با تلاش کارشناسان اقتصادی و نیز صاحب نظران فقهی از جمله فقهای شورای نگهبان، به تصویب رسید.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:52 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

موضوع اصلی این مقاله نقدی بر اصول مختلف اقتصاد نئوکلاسیک و بحثی درباره روش شناسی بدیل برای اقتصاد اسلامی است.

این مقاله از یک طرف بعضی از انتقادات مطرح شده از سوی اقتصاددانان اسلامی در مورد روش شناسی غالب اقتصاد سنتی (غربی) را ارزیابی کرده و از طرف دیگر تلاش می کند، به پرسشهای مطرح شده از سوی منتقدین اقتصاد اسلامی پاسخ دهد. نتایج مقاله نشان می دهد که طرفداران اقتصاد سیاسی اسلام با یک وظیفه دشوار و سختی برای سازماندهی مجدد سیستم اقتصادی پذیرفته شده در کشورهای خودشان مواجه هستند. یک کار مهم برای پژوهشگران اقتصاد سیاسی اسلام این است که یک مکانیسم تولید کالا طراحی کنند، که نه تنها مسائل بیکاری و تورم را حل کند، بلکه بصورت درونزا به موضوع توزیع درآمد بپردازند.


واژگان کلیدی : روش شناسی اقتصاد اسلامی عقلانیت کثرت گرایی اصلاحات فقهی 1 مقدمه


در چند سال اخیر، چند موضوع اساسی مربوط به روش شناسی اقتصاد اسلامی مطرح شده است.در مقاله غزالی و عمر (Ghazali and Omar, 1989) بعضی از اقتصاد دانان برجسته اسلامی نظریه های خود را در مورد جنبه های مختلف این موضوع ارائه کرده اند. هرچند معدودی از این افراد برخی جنبه های ادبیات معاصر اقتصاد اسلامی (For example Kahf, M. 1989a) را مورد سؤال قرار داده اند، ولی موضوع اصلی این مقاله، نقدی است بر اصول مختلف اقتصاد نئوکلاسیک و بحثی درباره نوع دیگر روش شناسی برای اقتصاد اسلامی است. بررسی جومو(Jomo, 1992) شامل چند مقاله است که بطور کل، انتقادی از روش شناسی پذیرفته شده جاری بوسیله اقتصاددانان اسلامی، است. پروفسور علی خان(Professor Ali Khan) در نقد و بررسی منوّر اقبال(Munawar Iqbal, 1988) نارساییهای زیر را در نوشته های بعضی از اقتصاد دانان اسلامی نشان داده است.


الف استفاده از زبان ناصحیح یا نامناسب.


ب آشنا نبودن با ادبیات اقتصاد متعارف غرب.


ج تصویری غیرروشن از مواضع خود در مقابل پارادایمهای اقتصاد نئوکلاسیک.(1997, PP. 97-118)


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:51 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

در مقاله حاضر نويسنده با تبيين جنبه هاي مثبت و منفي مصرف، در مورد ويژگي هاي اعتدال گرايي و پرهيز از افراط و تفريط در مصرف كه از آن به اسراف و خساست تعبير مي شود سخن گفته و پيرامون نگاه دين به مقوله "الگوي مصرف و معيار صحيح مصرف" توضيح داده كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

پرهيز از افراط و تفريط در مصرف


براي اصلاح الگوي مصرف بايد همه جنبه هاي مثبت و منفي مصرف مورد توجه قرار گيرد. هر چند كه بازخواني همه جنبه ها حتي جنبه هاي مصرف معنوي به غير از امور اقتصادي و مادي مانند مصرف عمر و اتلاف وقت و تباهي آن با خوشگذراني و شب نشيني و ولگردي هاي مدرن به شيوه وبگردي بي هدف، در اين نوشتار كوتاه ممكن نيست؛  ولي مي توان به حوزه هاي مصرف در حوزه امور مادي و اقتصادي بيش تر پرداخت. از اين رو لازم است براي تبيين درست الگوي مصرف و اجراي طرح ها و برنامه هاي در راستاي اصلاح الگوهاي نادرست مصرف، همه جنبه ها و ابعاد مسئله واكاوي شود


به عبارت ديگر، همان گونه كه بايد جنبه هاي صحيح مصرف هر چيزي دانسته شود، شيوه ها و روش هاي نادرست آن نيز بايد معرفي شود تا شخص و يا جامعه از افراط به سوي تفريط نگرايد و از دام اسراف و تبذير به سمت بخل و خساست نلغزد؛ زيرا همان اندازه كه اسراف و تبذير، رفتاري ضد ارزشي و هنجاري است و خداوند اين گونه اشخاص را دوست ندارد و آنان را به عذاب و توبيخ و سرزنش مي گيرد؛ همان اندازه از نظر خداوند ، افتادن در دام خساست و بخل نيز زشت و ناهنجار بوده و بيانگر رفتار و اخلاقي ضد ارزشي و مصداقي از مصاديق كفران نعمت است؛ زيرا كفران نعمت مي تواند به شکل ريخت و پاش و ولخرجي و يا به شكل عدم بهره گيري درست از نعمتي براي تعالي و تكامل شخصي و جمعي بشر خودنمایی کند؛ به ویژه آن كه شکل دوم از  کفران نعمت، خود بدتر از استفاده نادرست از چيزي است.


باتوجه به اين كه هرگونه مصرفي در مسير افراط و تفريط به عنوان شيوه رفتاري ناهنجار تلقي مي شود، براي ارايه و اصلاح الگوي صحيح مصرف لازم است تا اين جنبه از مصرف نيز شناسايي و معرفي شود. بسيار ديده شده است كه برخي ها صرفه جويي را مساوي با مصرف نكردن گرفته اند؛ اين معنا از سوي كساني به كار مي رود كه ريشه هايي از خساست و بخل در بينش و نگرش آنان وجود دارد.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:50 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

يكى از اهداف ارزشمند انقلاب اسلامى ايران تدوين مبانى علوم انسانى ـ از جمله اقتصاد ـ از ديدگاه وحى و اهل‏بيت وحى عليهم‏السلام است كه به منظور تدبير بهينه امور اجتماعى ـ اقتصادى صورت مى‏گيرد.
مقاله حاضر، كه در آن «مبانى اقتصاد از ديدگاه قرآن كريم» مورد بررسى قرار گرفته، گامى هرچند ابتدايى اما بديع و راهگشا در اين خصوص است. در اين بررسى، خاطرنشان شده كه از منظر قرآن كريم، اقتصاد سالم و رشديابنده مبتنى بر اصول ذيل است: شناخت و تدبير امور اقتصادى از راه تفقّه، تعقل، اعتقاد به توحيد (تجلّى توحيد در اقتصاد)، اعتقاد به معاد، اعتقاد به مظهرى از عبوديت بودن عمليات اقتصادى، دخالت دولت در اقتصاد، عدالت در عمليات اقتصادى و تزكيه.

مقدّمه


مطالعه زندگى بشر در ادوار گوناگون تاريخ، گوياى اين حقيقت است كه يافتن شيوه‏هاى مناسب براى بقاى بهتر و بيش‏تر (سعادت)، از مهم‏ترين دغدغه‏هاى خاطر تمامى انسان‏هاست و همواره براى نيل به اين هدف، تلاش‏هاى فراوانى صورت گرفته و رنج‏هاى طاقت‏فرسايى تحمل شده است.


گستردگى، ظرافت و در هم‏تنيدگى شؤون گوناگون وجودى انسان از يك‏سو، و پيوندهاى او با ديگر كاينات از سوى ديگر، آن‏چنان پيچيده و اعجاب‏انگيز است كه تمامى جست‏وجوگران با فراست را به اظهار عجز از شناخت همه‏جانبه و دقيق انسان واداشته، و طنين فرياد «انسان موجود ناشناخته» را در زمين و زمان پراكنده است. در اين ميان، انبوه عظيمى از نظريات از سوى صاحب‏نظران در زمينه‏هاى گوناگون علوم انسانى، از جمله اقتصاد (كه در آن ارائه راه‏هاى دست‏يابى به توليد، توزيع و مصرف بهينه كالاها و خدمات مورد توجه است)، ابراز و در بوته نقد قرار گرفته است.


در كنار دنياى بزرگ و در خور مطالعه وجود انسانى، عالَم با عظمت، ژرف و قابل ملاحظه قرآن كريم، اعجاب هر انديشمندى را سخت برمى‏انگيزاند؛ و به راستى كه عالم قرآن كريم بسى گسترده‏تر و داراى افقى فراتر و اعماقى ژرف‏تر از گستره و عمق وجودى انسان و ديگر مظاهر طبيعى است.


اهميت بررسى متفكرانه آيات قرآن كريم همراه با بهره‏گيرى از حاصل تدبّرات انديشمندان در آن، و به ويژه استفاده از افادات اهل‏بيت وحى عليهم‏السلام در اين خصوص، بر نظريه‏پردازان اسلام‏شناس و بصير در علوم انسانى پوشيده نيست. به همين دليل، مباحث مبنايى اقتصاد از ديدگاه آيات قرآن كريم مورد بررسى قرار مى‏گيرند.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:49 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

قرض در لغت فارسى به معناى بريدن، قطع كردن، پاداش دادن، وام دادن و چيزى كه از كسى گيرند تا واپس دهند، خواه پول و خواه جز آن باشد، به كار مى رود.

درباره معناى قرض در لغت عرب، در مجمع البحرين آمده است: قرض چيزى است كه به ديگرى مى دهى تا آن را به تو برگرداند و اصل آن به معناى قطع و بريدن است. پس قرض مالى است كه مالك با رضايت، آن را از مال خود جدا مى كند و به ديگرى واگذار مى كند، به شرط اين كه مثل آن را بر عهده گيرد.


 


قرض در قرآن


مشروعيت قرض امرى واضح است، اما اين كه چه آياتى از قرآن بر آن دلالت دارد، نيازمند دقت است. مسئله ديگر اين است كه آيا از آيات قرآن مى توان استحباب قرض دادن به مومنان را نتيجه گرفت؟


در قرآن، آيات زيادى وجود دارد كه در آن ها كلمه قرض به كار رفته است:


كيست كه به خدا قرض الحسنه اى دهد تا آن را براى او چندين برابر كند.(بقره/ ۲۴۵)


و نماز را برپا داريد و زكات بپردازيد و به خدا قرض دهيد، قرضى نيكو.(مزمل/ ۲۰)


اگر به خدا قرض الحسنه دهيد، آن را براى شما مضاعف مى سازد و شما را مى بخشد و خداوند شكر كننده و بردبار است. (تغابن/ ۱۷)


كيست كه به خداوند قرض الحسنه اى دهد، تا آن را براى او بيفزايد و براى قرض دهنده پاداش بزرگ است. (حديد/۱۱)


مردان و زنان انفاق كننده و آنها كه به خدا قرض الحسنه دهند، براى آنان (پاداش) مضاعفى است كه اجرى نيكو خواهند داشت. (حديد/۱۸)


استدلال شده است كه آيه ۲۴۵ سوره بقره و آيه هاى ۱۱ و ۱۸ سوره حديد بر فضيلت قرض به مومن و ثواب زياد آن و اين كه خداوند پاداش آن را خواهد داد، دلالت دارد. زيرا قرض حقيقى در مورد ذات بارى تعالى امكان ندارد و فرض احتياج درباره وى محال است، پس اين آيات حمل بر قرض دادن به مومنان مى شود. به اين برداشت اعتراض شده است كه قرض به به معناى اعطاى شىء است تا در وقت ديگرى عوض آن بازگردانده شود- در اين مورد استعاره است براى اعمال صالح، زيرا اعمال صالح كه بنده مومن انجام مى دهد، عوض آن در آخرت براى وى محفوظ است. بنابراين، اين دو آيه و نظير آنها بر مشروعيت قرض بر بندگان دلالتى ندارد. بيش تر مفسران هم بر اين باورند كه مراد از قرض دادن به خداوند در اين آيات انفاق و صدقه دادن در راه خدا است و قرض مصطلح مراد نيست.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:48 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات1 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ > ]