| وبلاگ های استادان اقتصاد... |
در قسمت نظرات یکی از پست های وبلاگ من، خواننده ای نوشته بود که خرد، میانه روی را تجویز می کند و حقیقت نیز با افراط و تفریط به دست نمی آید بنابراین عاقلانه است که راه میانه در پیش گرفته شود. من تا اینجا، با این خواننده موافقم.
همان طور که ارسطو در اخلاق نیکوماخوس آورده است «فضیلت، میانه روی را ایجاب می کند.» به عنوان مثال ارسطو بزدلی و بی احتیاطی را دو سوی طیف می داند و شجاعت را به عنوان آنچه که در میانه طیف قرار می گیرد، ستایش می کند.»
اما خواننده مذکور از این فراتر رفته و ادعا کرده که «سوسیالیسم و کاپیتالیسم دو سوی طیف و اقتصاد مختلط در میانه قرار می گیرد. بنابراین حقانیت اقتصاد مختلط بدیهی است».
اما دو ایراد بر این استدلال وارد است.
اول اینکه چنین اظهاراتی در کل بی معنی است.
ایجاد یک طیف دلخواه، جای دادن اعتقادات مختلف در این طیف و در نهایت تعیین میانه طیف هیچ اعتباری ندارد.
با این منطق می توان گفت املت و خوراک نخود سبز در دو سوی طیف قرار می گیرند و هر آنچه که در میانه آنها جای بگیرد بهترین است.
عموما وقتی کسی از ایده ای، تنها به این دلیل که در میانه طیف مورد نظرش قرار می گیرد، پشتیبانی می کند، استدلال قابل پذیرشی برای دفاع از آن ایده در اختیار ندارد.
ادامه مطلب
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 7:14 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
میلتون بدون ثروتش نمی توانسته است «بهشت گمشده» را به رشته تحریر درآورد. چندی پیش چهارصدمین سالگرد تولد جان میلتون، نویسنده «بهشت گمشده» بود. اشعار درخشان او در تمام دانشگاه های انگلیسی زبان در سراسر دنیا بررسی می شوند و آرمان های وی به خصوص در آمریکا ریشه پرورانده اند. میلتون مدافع جدایی کلیسا از حکومت، آزادی دینی و القای سانسور از سوی دولت بود. او همچنین معتقد بود که بهترین نوع حکومت، جمهوری است، این ایده ای است که نه تنها در سرزمین مادری او، بلکه در آمریکا نیز رواج یافته است. در واقع سیاستمدارانی چون بنجامین فرانکلین، توماس جفرسون و جان آدامز، از خوانش وسیعی که از میلتون داشتند، هم برای شکل دهی به آیین جمهوری خواهی خود و هم برای پرداختن به موضوعات خاصی از قبیل مالیات بندی انگلیسی در آمریکا، قطع رابطه با کلیسا در ویرجینیا و شرارت حاکمان انگلیسی (که آدامز، نخوت و کبر آنها را با شیطان در آثار میلتون مقایسه کرده است) بهره گرفتند. اما میلتون، همانند پایه گذاران قانون اساسی آمریکا و همانند شاعران آمریکایی یا انگلیسی، خانواده ای داشت که باید ملزومات آنها را فراهم می ساخت و از این رو، می بایست درآمدش را براساس این نیاز مدیریت می کرد. مهارت هایی که او به کار می گرفت، از پدرش به ارث برده بود که ظاهرا نامه نویس بود، اما در واقع به دیگران پول قرض می داد و در املاک سرمایه گذاری می کرد.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 7:11 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
اگر بگوییم آدام اسمیت هیچ چیز باارزشی به تفکر اقتصادی نیافزود و در واقع با طرح مغالطه های فراوان از جمله نظریه ارزش مبتنی بر کار، باعث قهقرای تفکر اقتصادی نسبت به زمان اقتصاددانان فرانسوی و انگلیسی قرن هجدهم شد؛ باید پرسید آیا او قدم مثبتی هم برای اقتصاد برداشت؟ یک پاسخ متداول آن است که اهمیت «ثروت ملل» بیشتر از منظر سیاسی است تا تحلیلی. دستاورد بزرگ او آن بود که برای اولین بار به طرح مسائلی از قبیل تجارت آزاد، بازارهای آزاد و آزادی اقتصادی (Laissez Faire) پرداخت و از آنها دفاع کرد. درست است که آدام اسمیت به تشریح گرایشات سیاسی اقتصادی زمان خود پرداخت اما همان طور که جوزف شومپیتر دراین باره می نویسد: «کسانی که کار اسمیت را به خاطر پیشرو بودن و اصالت اش ستایش می کردند، در واقع اساسا منظورشان «سیاست »هایی بود که وی از آنها دفاع کرده بود... زیرا دیدگاه های اسمیت در آن زمان ناشناخته نبودند. بلکه بسیار هم متداول بودند.» علاوه بر این، شومپیتر زیرکانه اشاره می کند که اسمیت «از نظر خردمندی بسیار کم مایه» بود. Rousseauan در کتاب قرن هجدهمی خود به نام اگالیتارینیسم (مساوات طلبی) می نویسد: « به عقیده او (اسمیت) انسان ها از نظر سرشت کاملا مشابه یکدیگرند، همه از طرق خیلی ساده و مشابه به انگیزه هایی پیش پا افتاده واکنش نشان می دهند و تفاوت میان آنها تنها ناشی از تفاوت در تربیت یا محیط زندگی شان است.» هر چند تفسیر شومپیتر از عامه پسند بودن اسمیت که او تنها فردی زحمتکش و دنباله رو روح زمان خود بود بخشی از حقیقت را در خود دارد، اما کاملا از به تصویر کشیدن شیوه ای که اسمیت تخته سیاه را از دانش اجمالی تمام اقتصاددانان پیشین و معاصرش پاک کرد عاجز است. در قسمت بعد به این معما بیشتر می پردازیم. راز پیروزی عظیم اسمیت هنگامی عجیب تر می شود که بدانیم اندیشه «آزادی اقتصادی» چیزی نبود که توسط او برای اولین بار مطرح شده باشد: زیرا همان طور که دیدیم اسمیت تنها جزئی از موجی بود که در قرن ۱۸ در اسکاتلند و به خصوص فرانسه به راه افتاده بود. بنابراین چرا اقتصاددانان پیش از اسمیت که هم از نظر تحلیلی و هم از نظر طرح چارچوبه «آزادی اقتصادی» بسیار بر او برتری داشتند، خیلی راحت فراموش شدند؟
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 7:09 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
گیدو هولسمان، زندگینامه نویس، کتاب ارزشمندی در مورد زندگی لودویگ فون مایزز نوشته و در آن علاوه بر شرح حال به آثار، سیر تکامل فکری و اهمیت این اقتصاددان برجسته پرداخته است. او برای این کار تمام آثار مایزز به زبان های آلمانی، انگلیسی، و فرانسوی را مطالعه کرده و تقریبا به همه جا سرکشیده است. هولسمان برای یافتن مقالات، اوراق و اسناد و حتی مکاتبات شخصی مایزز سفرهای متعددی انجام داده و تحقیقات گسترده ای درمورد زندگی و محیط پرورش وی به عمل آورده است.این کتاب بیش و پیش از هرچیز، به تاثیر مایزز بر پیشبرد درک اقتصادی می پردازد. البته مایزز محبوب ترین، مشهورترین یا پرنفوذترین اقتصاددان قرن بیستم نبود، ولی بی شک مهم ترین آنها بود. شاید بتوان گسترش اقتصاد مبتنی بر «ارزش ذهنی» (Subjective – Value)، به عنوان علمی استدلالی، منطقی و با قوانین ثابت را بزرگترین دستاورد او دانست. او همه پدیده های اقتصادی را به عنوان نتایج اعمال، انتخاب ها و تصمیمات افراد و برپایه ارزش های ذهنی متناظرشان تشریح می کرد و معتقد بود که قیمت ها، تولید، پول، کانال های تجاری، بازارها، دستمزدها، نرخ های بهره، کالاهای سرمایه ای، پس انداز، سرمایه گذاری، رقابت، سود و زیان همه از این کردارها حاصل می شوند.دستاورد بزرگ دیگر مایزز در حوزه پول و «نظریه پولی سیکل تجاری» (The monetary theory of the trade cycle) بود. او در اولین کتاب نظری خود چنین شرح داد که پول پدیده ای بازاری است که در نتیجه تلاش تهاترگران انفرادی برای بهبود موقعیت شان در مبادله با دیگران بوجود آمده است. در ابتدا هرطرف مبادله می کوشید تا آنچه را در تملک دارد با کالای دیگری که بیشتر ترجیح اش می داد معاوضه کند. ولی سرانجام برخی افراد ابتکار به خرج داده و پیشنهاد معاوضه کالاهایی را دادند که نه بلافاصله بلکه با انجام یک معامله تاخیری می توانستند از آن استفاده کنند. سپس سایرین نیز به این نوع مبادلات رو آوردند. به تدریج، مردم کالاهایی را که به سهولت قابل مبادله بودند، به عنوان واسط مبادلات (medium of exchange) خود پذیرفتند؛ در نتیجه پول شکل گرفت.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 7:05 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
دکترمنوچهر فرهنگ سال ۱۲۹۸ خورشیدی در شهر بابل متولد شده است. تحصیلات ابتدایی را در گرگان گذرانده و دوران دبیرستان را در تهران در رشته ریاضی گذرانده است. نخستین مدرک وی لیسانس از دانشگاه تهران است. وی سپس به فرانسه می رود و در پاریس موفق به اخذ مدرک دکترای دولتی علوم اقتصاد می شود. سپس به ایران باز می گردد و در سال ۱۳۴۴ به عنوان استاد حق التدریس در دانشگاه تهران مشغول به کار می شود. از سال ۵۱ تا ۵۹ استاد تمام وقت و رئیس دانشکده علوم اقتصاد و سیاسی دانشگاه ملی ایران(شهید بهشتی)، در سال ۵۷ به عنوان رییس دانشکده انتخاب در سال۵۹ از این سمت کنار گذاشته می شود. دکترفرهنگ همچنین در کنار تدریس به تالیف و ترجمه نیز مشغول بودند که از میان آثار عمده ایشان می توان به فرهنگ علوم اقتصادی، زندگی اقتصادی ایران، برنامه گذاری اقتصادی، فرهنگ فشرده علوم اقتصادی، ترجمه اقتصاد سیاسی نوشته رمون بار، ترجمه نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول نوشته جان مینارد کینز اشاره کرد.
[ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 ] [ 11:02 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
دکتر فریدون تفضلی، متولد ۱۳۱۹، یکی از اقتصاددانان برجسته ایران است. او از سال ۱۳۴۹ تدریس در دانشگاه ملی (شهید بهشتی) را آغاز کرد و از سال ۱۳۵۶ تاکنون رتبه استادی دارد.وی دارای مدرک اقتصاد از امریکا است. او هم اکنون در دانشگاه شهید بهشتی تهران در رشته اقتصاد تدریس می کند . ▪ گروه : علوم انسانی ▪ رشته : اقتصاد ▪ والدین و انساب : مادر فریدون تفضلی،فرهنگی بود و پدرش به شغل آزاد اشتغال داشت." مادرم به مدت سی سال در شغل معلمی و مدیریت دبستان خدمت کرد" ▪ خاطرات کودکی : فریدون تفضلی از از تهران قدیم چنین خاطره ای دارد: "تهران شهر بسیار خلوتی بود، جمعیت کم، هوای پاک و اتومبیل محدود و زندگی بسیار خوب و ارزان. مثلادر سال ۱۳۳۷ یادم هست که برنج، کیلویی چهار تومان بود. در سال ۱۳۵۳ هم به ۱۴ تومان رسید و قیمت یک کیلومرغ هم ۱۴ تومان بود."
[ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 ] [ 10:57 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
سیر تاریخی عقاید اقتصادی در جهان و ایران موضوعی است که به بهانه بزرگداشت دکتر منوچهر فرهنگ با دکتر فریدون تفضلی به بحث گذاشته شد. دکتر فریدون تفضلی از صاحب نظران قدیمی این حوزه است و تالیفات بی شماری در حوزه تاریخ عقاید اقتصادی و علم منتشر کرده است. او در محضر کسانی تلمذ کرده که از شاگردان میلتون فریدمن اقتصاددان آزادیخواه آمریکا و جان مینارد کینز بوده اند. بنابراین او را می توان با یک واسطه شاگرد بزرگان علم اقتصاد جهان دانست. گفت وگو با دکتر تفضلی از تاریخ شکل گیری اقتصاد در ایران شروع و به نظرات کینز و فریدمن ختم شد. ▪ اگر قرار باشد نگاهی تاریخی به علم اقتصاد در ایران شود شروع آن را باید با چه کسی قلمداد کرد؟ محمدعلی فروغی جزو اولین کسانی بود که به بحث اقتصاد در ایران پرداخت. آقای فروغی کتابی تحت عنوان اصول علم ثروت ملل منتشر کرد که می توان آن را اولین کتاب در حوزه علم اقتصاد در ایران قلمداد کرد. اطلاعات من نشان می دهد آخرین چاپ این کتاب به سال ۱۳۷۷ برمی گردد که در آن دکتر حسین عظیمی نیز مقدمه ای نگاشته است. بنابراین محمدعلی فروغی با کتاب اصول علم ثروت ملل اولین کسی است که در ایران وارد حوزه علم اقتصاد شد. ▪ آقای فروغی این کتاب را تاثیر گرفته از اندیشمند خاصی در حوزه اقتصاد تدوین کرده است؟ این کتاب در مجموع برداشتی کلی و شخصی از کتاب ثروت ملل آدام اسمیت بنیانگذار علم اقتصاد است. آدام اسمیت از بزرگان مکتب کلاسیک است که در اسکاتلند متولد شده و در دانشگاه گلاسکو با رتبه پروفسور فلسفه علم اخلاق تدریس می کرد.
[ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 ] [ 7:35 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
من ادوارد ادیش هستم که برای شما می نویسم ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی با سرمایه ای هنگفت و حساب بانکی که گاهی خودم هم در شمردن صفرهای مقابل ارقامش گیج می شوم ! قسمتی ار وصیت نامه ادوارد ادیش ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی در سن ۷۶ سالگی ... من ادوارد ادیش هستم که برای شما می نویسم ، یکی از بزرگترین تاجران امریکایی با سرمایه ای هنگفت و حساب بانکی که گاهی خودم هم در شمردن صفرهای مقابل ارقامش گیج می شوم ! دارای شم اقتصادی بسیار بالا که گویا همواره به وجودم وحی می شود چه چیز را معامله کنم تا بیشترین سود از آن من شود ، البته تنها شانس و هوش نبود من تحصیلات دانشگاهی بالایی هم داشتم که شک ندارم سهم موثری در موفقیتهای من داشت . یادم هست وقتی بیست ساله بودم خیال می کردم اگر روزی به یک چهلم سرمایه فعلیم برسم خوشبخترین و موفقترین مرد دنیا خواهم بود و عجیب است که حالا با داشتن سرمایه ای چهل برابر بیشتر از آنچه فکر می کردم باز از این حس زندگی بخش در وجودم خبری نیست . من در سن ۲۲ سالگی برای اولین بار عاشق شدم . راستش آنوقتها من تنها یک دانشجوی ساده بودم که شغلی و در نتیجه حقوقی هم نداشتم . بعضی وقتها با تمام وجود هوس می کردم برای دختر موردعلاقه ام هدیه ای ارزشمند بگیرم تا عشقم را باور کند و کاش آن روزها کسی بود به من می گفت که راه ابراز عشق خرید کردن نیست که اگر بود محل ابراز عشق دلباخته ترین عاشق ها ، فروشگاهها می شد !! کسی چیزی نگفت و من چون هرگز نتوانستم هدیه ای ارزشمند بگیرم هرگز هم نتوانستم علاقه ام را به آن دختر ابراز کنم و او هم برای همیشه ترکم کرد . روز رفتنش قسم خوردم دیگر تا روزی که ثروتی به دست نیاوردم هرگز به دنبال عشقی هم نباشم و بلند هم بر سر قلبم فریاد کشیدم : هیس ، از امروز دگر ساکت باش و عجیب که قلبم تا همین امروز هم ساکت مانده است ... و زندگی جدید من آغاز شد …
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:33 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
قدمت کلاهبرداری به همان آغاز معاملات در بازارهای مالی برمی گردد، اما تا پیش از سال ۱۹۲۰ مروجان زنجیره های هرم وار گردآوری پول همان شیوه پونزی را دنبال می کردند، البته همانند آقای ژوردن شخصیت داستانی مولیر در «بورژوای مهربان» که می گفت خبر نداشته ۴۰ سال است نثر می گوید بدون آنکه خود بدانند. کارلو پونزی در سال ۱۸۸۲ در پارمه ایتالیا به دنیا آمد. وی به سال ۱۹۰۳ در بحبوحه گرم بازار دوران «اشراف زادگان دزد»۱ قدم به خاک ایالات متحده نهاد. او مانند بسیاری از مهاجران یقین یافته بود که خیابان های آنجا را با شمش های طلا فرش کرده اند. این مرید اصل ثروت اندوزی یک شبه که دیگر چارلز پونزی نامیده می شد و بیشتر از قدرت تخیل برخوردار بود تا قریحه و استعداد، کوشید هرگونه حقه و کلکی را سوار کند. به هزار حرفه دست برد و غالباً آبش با قانون توی یک جوی نمی رفت. در سال ۱۹۰۹ هنگامی که در مونترال کارمند بانک بود، به جعل یک چک متهم و به سه سال زندان محکوم شد. پونزی پس از گذراندن کمتر از دو سال در بند به دلیل حسن رفتار از زندان آزاد شد و به ایالات متحده بازگشت. ۱۰ روز پس از آزادی از زندان، بار دیگر وی را بازداشت کردند زیرا درصدد برآمده بود گروهی از کارگران ایتالیایی را مخفیانه وارد ایالات متحده کند. به همین جرم دو سال زندان برای وی بریدند.پس از آزمودن راه و چاه های بسیاری از هر نوع، در سال ۱۹۱۹ کلکی را کشف کرد که شهرت وی را رقم زد. از سال ۱۹۰۷ اتحادیه بین المللی پستی، گونه یی تمبر پستی جهانی را انتشار داده بود که کوپن بین المللی پاسخ به مراسلات نامیده می شد. پونزی تصادفاً به یکی از این کوپن ها در نامه یی که از اسپانیا رسیده بود برخورد کرده و رایحه کسب پرمایه یی از این راه به مشامش رسیده بود. طبق محاسبات وی در یک پستخانه ایالات متحده این کوپن را که در کشور مبدأ فقط معادل یک سنت امریکایی می ارزید، با تمبری که شش سنت ارزش داشت مبادله کرد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:32 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
«آزادی انتخاب» میلتون و رز فریدمن و تاثیر آن بر رویکرد جهانی نسبت به سیاست های بازار آزاد، ۲۰۰۳- ۱۹۷۹ چگونه دو اقتصاددان ساده، با تغییر نگرش عمومی در فرآیند سیاستگذاری اثرگذار شدند. لیندون جانسون در سال ۱۹۶۴ با رای حیرت آور ۶۱درصد از مردم در مقابل رای ۳۸درصدی بری گلدواتر، او را در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شکست داد. رای این دو از لحاظ تعداد ایالت ها، ۴۴ به ۶ بود. بری گلدواتر در مبارزات انتخاباتی خود، شعار دولت کوچک تر و بازارهای آزادتر را بیان می کرد. مردم به وی پاسخ منفی دادند و برنامه های دولت بزرگ جانسون در دهه ۱۹۶۰ را که از جمله آن ها می توان به برنامه جنگ با فقر اشاره کرد، پذیرفتند. با این حال رونالد ریگان توانست با برنامه ای مشابه برنامه گلدواتر، در انتخابات سال ۱۹۸۰ با کسب ۵۱ درصد از آرای مردم آمریکا، بر جیمی کارتر، رییس جمهور وقت که موفق به کسب ۴۱درصد از آرا شده بود، فائق آید. رای این دو نیز از لحاظ تعداد ایالت ها، ۴۴ در مقابل ۶ بود. واضح است که طی گذشت این فاصله شانزده ساله، تغییر چشمگیری در آمریکا روی داده بود. بدون شک، بخش عمده ای از این تغییر به خاطر شکست دولت های رفاه و جنگ در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بود. اقتصاد آمریکا در دهه ۱۹۷۰، از کاهش بهره وری، رشد بدهی های دولت و تورم رنج می برد. کاهش اهمیت آمریکا به عنوان رهبر اقتصادی دنیا با افول جایگاه آن به عنوان یک ابرقدرت نظامی همراه شده بود. دلیل افول قدرت نظامی آمریکا، شکست های آن در ویتنام و ناکامی سیاست های این کشور در خاورمیانه بود، که آشکارا به خاطر بحران گروگان گیری سال ۱۹۷۹ در ایران روی داده بود. ریگان برنامه خود را معطوف به بازگرداندن قدرت آمریکا کرد و از این طریق، توجه بسیاری را به خود جلب نمود. به ویژه سخنان وی مبنی بر طرفداری قاطعانه و انعطاف ناپذیر از اقتصاد بازار آزاد، حاوی پیام تغییر در زبان سیاسی و افکار عمومی بود. روشنفکرها و سیاست مداران از آغاز عصر پیشرفت، و مردم عادی از زمان رکود بزرگ، از اقتصاد بازار آزاد رویگردان بوده اند. البته صداهایی نیز به صورت تکروانه در حمایت از این روند به گوش می رسید. شاید مهم ترین مدافعان اقتصاد بازار آزاد در دهه های ۱۹۳۰، ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، لودویگ فن میزس، هایک، هنری هازلیت و آین رند بودند. در دهه ۱۹۴۰، اقتصاددان سوپراستاری ظهور کرد که صدای خود را به این صداها افزود و هژمونی کینز در اقتصاد و تفکر رایج در میان افکار عمومی را به چالش کشید. این سوپراستار کسی جز میلتون فریدمن نبود. موفقیت های فریدمن به عنوان یک اقتصاددان و همچنین در مقام روشنفکری بزرگ در عرصه لیبرالیسم اقتصادی در نیمه دوم قرن بیستم، بر هیچ کس پوشیده نیست.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:31 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
به استثنای آین رند، کسی به اندازه مورای روتبارد جنبش آزادی خواهی را تحت تاثیر قرار نداده است. میزس، هایک، فریدمن و نوزیک به اندازه روتبارد اشتیاق به سمت آزادی فردی ایجاد نکرده اند. با توجه به نظرسنجی هایی که اخیرا انجام شده، روتبارد پرنفوذترین فرد در میان آزادی خواهان مدرن است و در بسیاری از مواقع، این سخن واقعا درست می نماید که جنبش آزادی خواهی مدرن از اتاق نشیمن روتبارد زاده شد.ایده ای که روتبارد ارائه داد، یعنی ترکیبی از آنارشیسم فردگرایانه، تجدید نظرطلبی و اقتصاد اتریشی، توجه جدی محققان و فعالان همتایش را جلب کرده است. اعتبار واقعی روتبارد در این مجموعه ایده ها محقق می شود، نه در فعالیت های سیاسی یا کیش شخصیتی وی. ● توسعه و زمینه فکری مورای نیوتن روتبارد در سال ۱۹۲۶ در شهر نیویورک به دنیا آمد. پدر و مادرش، شیمیدان و روزنامه نگار، از فعالین ضد دولت بودند، بنابراین روتبارد در یک خانواده آگاه سیاسی بزرگ شد.وی به کالج کلمبیا راه یافت، در سال ۱۹۴۶ در رشته اقتصاد و ریاضیات لیسانس خود را گرفت و درسال ۱۹۴۸ فوق لیسانس رشته اقتصاد و در سال ۱۹۵۶ دکترای رشته اقتصاد شد. تز دکترایش که بعدا با عنوان «وحشت ۱۸۱۹» منتشر شد، به دلیل موضع ضد بانک مرکزی آن و حمایت از استاندارد طلا کاملا بحث برانگیز شد. روتبارد، ناتوان از یافتن موضع آکادمیک به دلیل دگم فکری حرفه اقتصاد در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، کارش را به عنوان مشاور پژوهش برای Volker Fund در نیویورک شروع کرد. در طول این دوره زمانی روتبارد نقدهایی برای کتاب ها و مقالات برجسته محققان لیبرتارین نوشت. این نقدها که با اهداف شخصی نوشته می شد،عمق فکری روتبارد و تعهد نسبت به آزادی فردی و نیز طبع شوخ او را، آشکار ساخت. وی سپس توسط پلی تکنیک بروکلین استخدام شد(که بعدها پلی تکنیک نیویورک نامیده شد)، جایی که او در دپارتمان علوم اجتماعی تدریس کرد، تا سال ۱۹۸۶ که او مقام استادی ممتاز رشته اقتصاد را در دانشگاه نوادا لاس وگاس پذیرفت.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:30 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
گفت وگویی با پاول رومر «تایم» او را «یکی از ۲۵ آمریکایی با نفوذ» نامیده است. «ایده های وی ممکن است مطالعه علم اقتصاد را متحول سازد». نیوزویک نام او را در فهرست «باشگاه قرن» آورده است. این فهرست، شامل اسامی ۱۰۰ نفر مطرح قرن جدید است. نام او همه ساله در لیست نهایی نامزدهای دریافت جایزه نوبل اقتصاد قرار دارد. پیتر دراکر، پدر مدیریت نوین و رابرت سولو، برنده جایزه نوبل اقتصاد، کارهای او را مورد تحسین قرار داده اند. وی استاد اقتصاد دانشکده عالی بازرگانی دانشگاه استنفورد و همچنین عضو ارشد مووسسه هوور است. او اخیرا به عنوان عضو آکادمی علوم و هنرهای آمریکا برگزیده شده است. پل رومر به عنوان یکی از بنیان گذاران اصلی «تئوری جدید رشد» اثری عمیق و چشمگیر بر تفکر اقتصادی و سیاست گذاری مدرن گذاشته است. تئوری جدید رشد، نشان می دهد که رشد اقتصادی تنها با اضافه کردن نیروی کار به سرمایه بیشتر حاصل نمی شود. این تئوری بیان می کند که رشد اقتصادی با به کارگیری ایده های بهتر و جدید که همان پیشرفت تکنولوژیکی است، حاصل می شود. به این ترتیب تئوری جدید رشد، علم اقتصاد را از یک: علم ثروت «که بیانگر کمیابی و بازده های نزولی به مقیاس است، به علمی که بیانگر پیشرفت ثابت و پتانسیل های نامحدود است، تبدیل می کند. اندیشه های موجود در فرمول بندی رومر نتایج بزرگی را در پی دارند. قبل از مطرح شدن تئوری رشد جدید، اقتصاددانان به اهمیت و نقش اساسی تکنولوژی در رشد پی برده بودند، اما آنها نمی دانستند که به چه نحو می توانند این تفکر را در تئوری اقتصاد وارد کنند. ابتکار رومر در مقاله های تکنیکی با عناوینی چون «بازده های افزایشی و رشد بلند مدت» و همچینن «تغییر تکنولوژی درون زا» بیان شده است. این نوآوری عبارتست از یافتن روش هایی برای تشریح دقیق و موشکافانه نقش پیشرفت های تکنولوژی در رشد اقتصادی، همان گونه که رابرت سولو در ۱۹۹۶ به مجله Wired گفته بود: «پل یک تنه مطالعه رشد اقتصادی را به موضوع داغی بدل کرده است». پل ۴۶ ساله، فرزند روی رومر (Roy Romer)، فرماندار سابق ایالت کلرادو است. وی ۶ سال پس از آن که مدرک لیسانس خود را در رشته فیزیک از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد، در سال ۱۹۸۳ موفق به اخذ درجه دکترا در رشته اقتصاد از همان دانشگاه شد. رومر در سال ۱۹۹۶ قبل از پیوستن به دانشکده استنفورد، در دانشکده های مختلفی از جمله شیکاگو، رچستر و کالیفرنیا به تدریس پرداخت. وی به همراه همسرش، ویرجینیا لانگمور که پزشک است، در پورتو لاولی در کالیفرنیا زندگی می کنند، آنها صاحب دو فرزند هستند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
![]()
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه
ادامه مطلب
ادامه مطلب
بررسی مختصر آثار مورای روتبارد
ادامه مطلب
ادامه مطلب