| نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۷۱ |
سایمون کوزنتس در سال ۱۹۰۱ میلادی در روسیه به دنیا آمد و تحصیلات اولیه خود را در آنجا گذراند و در سال ۱۹۲۲ به ایالات متحده مهاجرت کرد و تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه کلمبیا در رشته اقتصاد آغاز نمود و در سال ۱۹۲۶ دکترای خود را دریافت کرد.
استاد برجسته او در دانشگاه کلمبیا وسلی میشل بود. او در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی تاسیس شده از سوی میشل، عضو هیات علمی بود. او همچنین نقش های مشاوره ای و اجرایی زیادی در بسیاری از کشورها و موسسات بین المللی را عهده دار بود. با این وجود، او ۳۱ کتاب و بیش از ۲۰۰ مقاله به رشته تحریر درآورد. او در زمینه های حسابداری درآمد ملی، نوسانات فصلی و چرخه ای در فعالیت اقتصادی، اثرات تغییر جمعیت بر فعالیت اقتصادی، مطالعه ماهیت و علل رشد اقتصادی مدرن براساس اندازه گیری آمارهای کلان ملی، توزیع درآمد خانوار و روندهای آن در ایالات متحده و سایر کشورها، اندازه گیری و تحلیل نقش سرمایه در رشد اقتصادی، تاثیر ایدئولوژی و سایر عوامل نهادی در رشد اقتصادی و بسیاری موارد دیگر، کارهای برجسته ای را به جا گذاشت. کوزنتس همواره تحت تاثیر افکار نظریه پردازانی مانند شومپیتر، پیگو و پارتو قرار داشت.
او در کتاب جنبش های منفرد در تولید و قیمت ها (۱۹۳۰) به مساله رشد اقتصادی بلندمدت در اروپا و آمریکا پرداخت و موتور اصلی این فرآیند را تغییر فن آوری دانست ولی نقش رشد جمعیت و تغییرات در تقاضا را نیز مهم ارزیابی کرد. جنبه مهم دیگر در کتاب او کشف روند ثانویه بود که از چرخه تجاری طولانی تر می باشد و بین ۱۵ تا ۲۵ سال به طول می انجامد، در حالی که چرخه تجاری نوعا بین ۳ تا ۵ سال طول می کشد. کوزنتس رابطه بین روندهای اولیه، ثانویه و نوسانات چرخه ای کوتاه مدت را آزمایش کرد و همبستگی بین سرعت نرخ رشد اولیه و تمایل به چرخه های کوتاه مدت و منفرد را بررسی کرد. تحلیل او مبتنی بر بررسی شواهد برای چندین صنعت در ایالات متحده و کشورهای اروپایی بوده است. او در این کار از توابع ریاضی استفاده نمود که نظم اکتشافی او را به خوبی نشان می داد. او توابع ریاضی را برای پیش بینی لازم می دانست.
ادامه مطلب
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:28 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۷۲ پیشرفت علم اقتصاد با تحولات زیادی در نظریه تعادل عمومی همراه بوده است. بخش عمده ای از این تحولات به کارهای جان هیکس و کنت آرو مربوط می شود. هیکس کارهای خلاقانه خود را در دهه ۱۹۳۰ و آرو در دهه ۱۹۵۰و ۱۹۶۰ انجام داد. همانطور که فاصله زمانی بین این دو نشان می دهد به دو نسل مختلف از دانشمندان تعلق دارند، اما در زمینه های مشترکی فعالیت داشتند. با توجه به فاصله زمانی ابتدا به بررسی ارهای عمده هیکس و سپس آرو پرداخته می شود. ● جان هیکس بدون شک هیکس یکی از بزرگترین اقتصاددانان انگلیسی دوران خود بوده است. قدرت اصلی او در توانایی مفهوم سازی او نهفته بود. او روش های نوینی را برای تحلیل مسائل اقتصادی نشان داد. جان هیکس در سال ۱۹۰۴ در انگلستان متولد شد. پدر او سردبیر روزنامه بود. او پس از تحصیلات مقدماتی و اخذ مدرک لیسانس مدتی را به حرفه پدری خود گذراند تا اینکه در سال ۱۹۲۶ توانست شغلی را در مدرسه اقتصاد لندن برای خود پیدا کند. هیکس در پی ۹ سال فعالیت در مدرسه اقتصاد لندن توانست کارهای برجسته ای در زمینه نظریه ارزش، اقتصاد رفاه، نظریه پرتفوی پولی و تعادل عمومی انجام دهد. هیکس به همراهی آلن در مقاله سال ۱۹۳۴ تجزیه تقاضای اسلاتسکی را به دو اثر درآمدی و جانشینی معرفی کرد و مکمل و جانشین بودن را به طور صریح تعریف نمود و منحنی های تقاضا را با استفاده از منحنی های بی تفاوتی و محدودیت بودجه استخراج کرده و معادلات بین نرخ های نهایی جانشینی و قیمت های نسبی را به دست آورد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:27 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
تئودور شولتز اقتصاددان کشاورزی بود که به مطالعه بحران کشاورزی آمریکا در دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ پرداخت و بعد به مسائل کشاورزی در کشورهای در حال توسعه در سراسر دنیا رو آورد. معروف ترین کتاب های او «کشاورزی در اقتصاد ناپایدار»، «تولید و رفاه کشاورزی» و «تبدیل کشاورزی سنتی» بوده است. ویژگی اصلی مطالعات شولتز در اقتصاد کشاورزی این است که او به مطالعه اقتصاد کشاورزی به صورت مجزا نپرداخته و آن را بخشی از کل اقتصاد بررسی کرده است. علاقه تحلیلی شولتز به توسعه نیافتگی بخش کشاورزی و فقر نسبی حاصل از آن از یکسو و بهره وری و درآمدهای بالای بخش صنعت و فعالیت های اقتصادی شهری از سوی دیگر بوده است. این مقایسه درباره نابرابری ها در اقتصاد ایالات متحده در کشورهای در حال توسعه نیز کاربرد داشته است. به اعتقاد شولتز، بیشتر مردم دنیا فقیر هستند و این افراد فقیر اغلب زندگی خود را از کشاورزی تامین می کنند، از اینرو آگاهی از اقتصاد کشاورزی به شناخت اقتصاد فقر کمک زیادی می کند. شولتز دو اشتباه را در کار اقتصاددانان شناسایی نمود که در ناآگاهی از اقتصاد فقر نقش داشته است. اشتباه نخست به این موضوع بازمی گردد که نظریه غالب در اقتصاد را در مسائل کشورهای در حال توسعه قابل کاربرد نمی دانند و بیشتر به سمت نقش مسائل فرهنگی و اجتماعی در توسعه تمایل دارند. اشتباه دوم به غفلت از تاریخ اقتصادی مربوط می شود. اقتصاد کلاسیک در دورانی توسعه یافت که بیشتر مردم اروپای غربی بسیار فقیر بودند و بیش از نیمی از درآمد آنها صرف تهیه غذا می شد و امید به زندگی بسیار کوتاه بود. این شرایطی است که در کشورهای در حال توسعه حاکم است، از اینرو درک تجربه و دستاوردهای افراد فقیر در طول تاریخ می تواند به حل مسائل کشورهای در حال توسعه کمک قابل توجهی کند.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:26 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
جمیز توبین در سال ۱۹۱۸ در شامپاین ایالات متحده متولد شد و پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی به دانشگاه هاروارد رفت و از استادان بزرگی از قبیل شومپیتر، لئونتیف و چمبرلین بهره جست. با وقوع جنگ جهانی تحصیلات او به وقفه افتاد، اما در سال ۱۹۴۷ پایان نامه دکترای خود را با موضوع نظریه و آمار تابع مصرف تکمیل کرد. توبین پس از فارغ التحصیلی به تدریس و تحقیق در موسسات تحقیقی و دانشگاه های ایالات متحده پرداخت. موفقیت های توبین در حیطه وسیعی از تحقیقات اقتصادی قرار می گیرد. او در زمینه روش های اقتصاد سنجی، نظریه ریسک، نظریه خانوار و رفتار بنگاه، نظریه اقتصاد کلان و تحلیل کاربردی از سیاست اقتصادی کارهای قابل توجهی انجام داده است، اما عمده ترین کاری که به خاطر آن موفق به دریافت جایزه نوبل شد به نظریه بازارهای مالی و رابطه آن با تصمیمات سرمایه گذاری، مصرف، تولید، اشتغال و قیمت ها باز می گردد. نظریه توبین به بیان این موضوع می پردازد که چطور خانوارها و بنگاه ها ترکیب دارایی های خود را تعیین می کنند. این نظریه که توبین از بانیان اصلی آن بوده به نظریه انتخاب پرتفوی معروف شده است. او این ایده ها را به نظریه تعادل عمومی برای دارایی های حقیقی و مالی گسترش داد و تعامل بین بازارهای واقعی و مالی را تحلیل کرد. عنصر اصلی در تحلیل توبین به مطالعه سازوکارهای انتقالی مربوط است که تغییرات در بازارهای مالی را به تصمیمات هزینه ای خانوارها و بنگاه ها منتقل می کند. تحقیقات توبین منجر به ادغام شرایط مالی و واقعی در نظریه اقتصادی شد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:25 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۷۹ آرتور لوئیس در تحقیقات کشورهای در حال توسعه چهره برجسته و پیشرویی دارد. کارهای اصلی او در اواسط دهه ۱۹۵۰ شامل «توسعه اقتصادی با عرضه نامحدود نیروی کار» و «نظریه رشد اقتصادی» بوده است. لوئیس به بررسی عوامل فقر در بین جمعیت های کشورهای در حال توسعه پرداخت که در میزان نامطلوب توسعه اقتصادی آنها نقش اساسی دارند. مدل های توضیحی مشهور او به تشریح مسایل درونی توسعه نیافتگی پرداخته و توجه زیادی را به خود جلب کرده است. بعدها به مدل اصلی لوئیس ضمایمی افزوده شد و مورد آزمون عملی قرار گرفت که این آزمون ها ساختار و فایده واقعی آن را تایید کردند. یکی از سوالاتی که لوئیس به آن پرداخت این بود که آیا کشورهای در حال توسعه نیاز به علم اقتصاد جداگانه ای تحت عنوان اقتصاد توسعه دارند یا نه؟ برای پاسخ به این سوال، او موضوع را به دو بخش تقسیم نمود. در بخش اول به تخصیص منابع در کوتاه مدت پرداخت و در بخش دوم به رشد بلندمدت توجه کرد. در مبحث تخصیص منابع اختلافات بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته در نوع موضوع نیست، بلکه در درجه تاثیر پذیری از موضوع تخصیص منابع قرار می گیرد و کشورهای در حال توسعه بیشتر متاثر از این موضوع هستند.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:24 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
تصمیمات جمعی در هر جامعه ای منعکس کننده شکل ها و درجات مختلفی از دموکراسی و برابری هستند که کم و بیش بر توزیع رفاه در جامعه تاثیر می گذارند. تحقیق درباره تصمیمات جمعی با سوالات اساسی زیر آغاز می شود: آیا روش نظری مناسب و منصفانه ای وجود دارد که ترجیحات افراد جامعه را به صورت مجموع کل ارزش ها نشان دهد؟ آیا اصل اکثریت در عمل کار می کند؟ چگونه باید نتایج تصمیمات جمعی اندازه گیری و ارزیابی شود؟ چه نوع تصمیماتی با مکاتب فلسفه اخلاقی سازگار هستند؟ تحلیل نظام مند مسائلی از این قبیل دقیقا با نظریه انتخاب اجتماعی سروکار دارد. این تحلیل به مسائل اساسی قوانین تصمیم گیری در جامعه دموکراتیک می پردازد. این نظریه همچنین دارای ابعاد کاربردی مهمی نیز می باشد که به سوالات زیر پاسخ می دهد: چگونه نابرابری درآمد در جامعه اندازه گیری می شود؟ آیا می توان توزیع رفاه در بین جوامع مختلف را مقایسه کرد؟ چه عاملی تعیین کننده کاهش یا افزایش فقر در جامعه است؟ آمارتیاسن با پاسخ به این سوالات کمک زیادی به توسعه و کاربرد انتخاب اجتماعی نمود. کار او منبع الهام برای بسیاری از محققان دیگر شد. او همچنین در احیای بعد اخلاقی در اقتصاد و رشته های مربوطه بسیار موثر بوده است. برخی از مطالعات آمارتیاسن مبتکر رویکرد علمی جدید و پیشرویی بوده و در سایر زمینه ها نیز دانش موجود را غنا بخشیده است. کارهای او در طیف گسترده ای از نظریه های محض انتخاب اجتماعی، تحلیل و تعریف شاخص های رفاه تا مطالعات کاربردی قحطی قرار می گیرد. با وجود گستردگی کارهایش، تولیدات فکری او بسیار منسجم است. تحلیل او از شاخص های رفاه به طور نزدیکی با کارهای او در نظریه انتخاب اجتماعی مربوط است. مطالعات کاربردی او مبتنی بر ایده هایی است که او در اندازه گیری رفاه بسط داده است. بسیاری از تحلیل های آمارتیاسن بر فقر متمرکز است، به ویژه مطالعات کاربردی او در اقتصاد توسعه موجب ارتقای شناخت از سازوکارهای پیش زمینه قحطی شده است.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:22 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
گانر میردال و فردریک هایک در زمینه نظریه پردازی اقتصادی کارهای برجسته ای را به جا گذاشتند. البته محوریت تحقیق آنها از دو بعد متفاوت بوده است. هایک با تکیه بر آزادی افراد و بازارها تحقیقات خود را انجام داد و میردال با تکیه بر زمینه های نهادی و اجتماعی و نقش موثر دولت به تحقیقات خود پرداخت. نقطه مشترک این دو را می توان در تلاش آنها برای پاسخگویی به سوالات اقتصادی و همچنین مطالعه تغییرات در شرایط حقوقی، سازمانی و نهادی حاکم بر جامعه برای بهبود وضعیت کلی رفاه و آزادی انسان ها ذکر کرد. با این حال، روش تحقیق و سیاست های پیشنهادی آنها تفاوت های اساسی با هم دارند و این هم از جمله شگفتی های اقتصاد است که دو اقتصاددان با وجود چنین اختلافاتی در دیدگاه ها در یک سال به طور مشترک جایزه می گیرند. در ادامه ابتدا زندگی و کارهای میردال و سپس هایک به اختصار بیان می گردد. ۱) گانر میردال میردال در سال ۱۸۹۸ در سوئد متولد شد و در سال ۱۹۲۳ از دانشگاه استکهلم در رشته حقوق فارغ التحصیل شد و دکترای خود را در سال ۱۹۲۷ در رشته اقتصاد دریافت نمود. طی سال های ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۹ او مدتی را در آلمان و انگلستان تحصیل کرد و در سال ۱۹۳۰ نیز به ایالات متحده سفر کرد و اولین کتاب خود را به نام «عنصر سیاسی در پیشرفت نظریه اقتصادی» منتشر کرد. او در بازگشت به اروپا یک سال را به عنوان استاد دانشگاه در سوئیس گذراند و در سال ۱۹۳۳ به استادی دانشگاه استکهلم درآمد و علاوه بر تدریس در فعالیت های سیاسی نیز مشارکت داشت و به نمایندگی مجلس انتخاب شد. او در سال ۱۹۳۸ تحقیقی را در ایالات متحده در مورد مساله سیاه پوستان آمریکایی انجام داد که در سال ۱۹۴۴ در کتابی به نام « وضعیت دشوار آمریکا: مساله سیاه پوستان و دموکراسی مدرن» منتشر شد. میردال بعد از بازگشت به سوئد به فعالیت های سیاسی خود ادامه داد و دوباره نماینده مجلس شد و طی سال های ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۷ به سمت وزیر بازرگانی سوئد درآمد و آنگاه این سمت را برای پذیرش پست دیگری در کمیسیون اقتصادی سازمان ملل ترک کرد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:20 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۷۵ بخش عمده کارهای علمی لئونید کانتروویچ و جالینگ کوپمنز در زمینه نظریه تخصیص بهینه منابع انجام گرفته است. مسائلی که مورد توجه اصلی این دو اقتصاددان بود، چگونگی استفاده از منابع موجود بود تا بالاترین مزیت را در تولید کالاها و خدمات ایجاد کنند. در این زمینه سوالاتی از این قبیل مطرح می شوند که چه کالایی تولید شود؟ چه روش تولیدی به کار گرفته شود؟ چه میزان از تولید فعلی مصرف شود؟ چه میزان برای ایجاد منابع جدید در تولید و مصرف آینده ذخیره شود؟ کانتروویچ و کوپمنز با فرمول بندی مسائل و توصیف روابط بین نتایج تولید و نهاده های تولیدی در روش های جدید کوشیدند به سوال های فوق پاسخ دهند. کانتروویچ تکنیک تحلیلی برنامه ریزی خطی را به کار گرفت تا برنامه ریزی اقتصادی در کشور خود را بهبود بخشد. کوپمنز نیز نشان داد که اساس معیار کارآیی این امکان را می دهد که قیاس های مهمی درباره سیستم های قیمت بهینه صورت گیرد. ۱) جالینگ کوپمنز کوپمنز در سال ۱۹۱۰ در هلند به دنیا آمد و پس از تحصیلات مقدماتی در سن ۱۷ سالگی به دانشگاه اتریش رفت و پس از سه سال مطالعه در رشته ریاضی و مطالعات گسترده شخصی در زمینه های مختلف در سال ۱۹۳۰ به فیزیک نظری روی آورد. رکود اقتصادی دهه ۱۹۳۰ موجب علاقه کوپمنز به اقتصاد شد و جلد اول کتاب سرمایه مارکس اولین کتاب اقتصادی بود که کوپمنز مطالعه کرد. در پی این علاقه و تحصیلات او در ریاضیات به اقتصاد ریاضی روی آورد و جزو دانشجویان تین برگن گردید و به مطالعه اقتصاد پرداخت و پایان نامه دکترای خود را در موضوع آمار ریاضی با کاربرد در اقتصاد سنجی نوشت. او همچنین در سال ۱۹۳۵ چند ماهی را در اسلو با فریش گذراند. پس از اتمام تحصیلات و ازدواج در سال ۱۹۳۶ به تدریس در دانشگاه های مختلف اروپا پرداخت.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:17 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
میلتون فریدمن در سال ۱۹۱۲ در خانواده ای مهاجر در بروکلین نیویورک به دنیا آمد. او تحصیلات اولیه را در دبیرستان راهوی گذراند و به ریاضیات علاقه مند شد و آنگاه در کالج روتجرز به اقتصاد نیز علاقه نشان داد و تصمیم گرفت در هر دو رشته تخصص پیدا کند. بعد از اینکه در سال ۱۹۳۳ لیسانس خود را دریافت کرد، به دانشگاه شیکاگو رفت و در اقتصاد ادامه تحصیل داد. آنگاه یک سال بعد با بورسیه تحصیلی به دانشگاه کلمبیا رفت و کلیه واحدهای درسی خود را به اتمام رساند. بعد از این کار او به دانشگاه شیکاگو بازگشت و به عنوان دستیار تحقیقی شولتز مشغول به کار شد. او سپس به واشنگتن رفت و در تهیه آمار مصرف همکاری هایی را انجام داد. او همچنین به همراه کوزنتس در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی به مطالعه بازار برای حرفه های مختلفی از قبیل وکالت، پزشکی و حسابداری پرداخت. این مطالعه در آخر تبدیل به پایان نامه دکترای او از دانشگاه کلمبیا شد. یکی از یافته های فریدمن این بود که دلیل دستمزدهای بالا در حرفه های پزشکی، موانع ورودی است که این حرفه اعمال می کند و عرضه پزشکان را کاهش می دهد. این یافته جنجال برانگیز بود و چاپ کتاب او را به تاخیر انداخت. فریدمن در سال ۱۹۴۶ به تدریس در دانشگاه شیکاگو مشغول شد و به همراه استیگلر مکتب اقتصادی شیکاگو را گسترش داد. او از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۸۴ در مجله نیوزویک به طور منظم مطلب نوشت و در مجموعه تلویزیونی ده بخشی به عموم مردم معرفی شد. فریدمن در سال ۱۹۶۷ به ریاست انجمن اقتصادی آمریکا درآمد و در سال ۱۹۷۶ موفق به دریافت جایزه نوبل گردید. هیات جایزه نوبل کارهای او را در سه جنبه مطالعه تابع مصرف، استدلال های او درباره مشکلات و مسائل اتخاذ سیاست ثبات و نقش او در نظریه و تاریخ پولی شایسته این جایزه دانست.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:14 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۷۸ هربرت سایمون در سال ۱۹۱۶ در ویسکانسن ایالات متحده متولد شد. پدر او مهندس و مخترع و مادرش هم نوازنده پیانو بود. دایی سایمون مدت کوتاهی بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه ویسکانسن در رشته اقتصاد از دنیا رفت و خاطرات و کتاب های او برای سایمون باقی ماند. علاقه سایمون به علوم اجتماعی و ریاضیات او را به دانشگاه شیکاگو رساند و از استادانی مانند شولتز بهره جست. او در دوره لیسانس به بحث تصمیم گیری در سازمان ها علاقمند شد و دکترای خود را در همین موضوع از دانشگاه کالیفرنیا دریافت کرد. دستاوردهای علمی سایمون فراتر از رشته تخصصی او بود و در زمینه نظریه علم، آمار ریاضی کاربردی و تحلیل عملیات ها نیز دستاوردهایی داشته است. او در تمامی این مقوله ها کارهای برجسته ای را به جا گذاشت، اما بیش از همه او به عنوان اقتصاددان و با انتشاراتی درباره ساختار و تصمیم گیری درون سازمان های اقتصادی شناخته شده است. در مطالعات اقتصادی سنتی هیچ تمایزی بین بنگاه ها و نوآوران تجاری و صنعتی وجود نداشته است و تنها فرض بر این بوده که نوآوران تنها یک هدف دارند و آن حداکثرسازی سود است. هدف از این نظریه کلاسیک و نسبتا مقدماتی از بنگاه ایجاد پایه ای برای رفتار کل بازار و نه رفتار تک تک بنگاه ها بوده است. مادامی که این بنگاه ها به صورت واحدهای کوچک و به روش پدرسالاری اداره می شوند، چندان جلب توجه نمی کنند؛ اما وقتی که اندازه این بنگاه ها رشد می کند مالکیت آن از اداره آن جدا شده و کارکنان شروع به تشکیل اتحادیه ها کرده و نرخ توسعه بنگاه ها افزایش می یابد و رقابت قیمتی بین تعداد زیادی از آنها جایگزین رقابت کیفیتی و نوع خدمات بین تعداد اندکی می شود و رفتار تک تک بنگاه ها از اهمیت و توجه خاصی برخوردار می گردد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:13 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد سال ۱۹۷۳ واسیلی لئونتیف در سال ۱۹۰۶ در لنینگراد روسیه دیده به جهان گشود، پدر او استاد «اقتصاد کار» در دانشگاه پترزبورگ بود. او در سال ۱۹۲۱ وارد دانشگاه لنینگراد شد و اقتصاد کلاسیک را در آنجا خواند و این در حالی بود که انقلاب روسیه در این دوران در حال تغییر اقتصاد و سیاست در آنجا بود. لئونتیف به عنوان سوسیالیستی غیر کمونیست نظام جدید را مورد انتقاد قرار می داد و به همین خاطر بارها زندانی شد. با این وجود او در سال ۱۹۲۵ از دانشگاه فارغ التحصیل شد و بعد از شش ماه روسیه را به مقصد دانشگاه برلین ترک نمود و به تحصیل دکترای اقتصاد مشغول شد. او اولین مقاله خود تحت عنوان «توازن اقتصاد روسیه: بررسی روش شناختی» را در سال ۱۹۲۵ منتشر کرد و در سال ۱۹۲۸ پایان نامه دکترای خود را با عنوان «اقتصاد به عنوان جریان مدور» را به اتمام رساند که سرآغاز تحلیل داده – ستانده او بود. او در سن ۲۲ سالگی به موسسه اقتصاد جهانی در دانشگاه کییل پیوست و به تحقیق در مسائل عرضه و تقاضا پرداخت. در سال ۱۹۲۹ به عنوان مشاور اقتصادی وزارت راه آهن چین یک سال را در آنجا به گردآوری داده های تولید کشاورزی گذراند و این اطلاعات به دولت چین نشان داد که خطوط آهن جدید را در کجا بسازد. در حالی که او در چین مشغول تحقیقات بود، بین روسیه و چین جنگ در جریان بود و بمباران هایی که صورت می گرفت لئونتیف روسی را نیز تهدید می کرد. او در سال ۱۹۳۰ به آلمان بازگشت، ولی مقالات چاپ شده او در ایالات متحده مورد توجه قرار گرفت و در سال ۱۹۳۱ پیشنهاد شغلی در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی در نیویورک دریافت کرد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:10 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
چند سال پیش یکی از دوستان و همکاران دانشگاهی مقاله ای در رثای زنده یاد دکتر حسین عظیمی نوشته و در آن او را با «آمارتیا سن» مقایسه کرده بود. مطلب را به من داد تا برای انتشار به مجله ی «اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی» بدهم. پیش از ارسال مطلب، به آن دوست گقتم چنین مقایسه ای موجه نیست و از آن می توان این گونه برداشت کرد که نویسنده اش نه «سن» را به خوبی شناخته و نه عظیمی را. امیدوارم آن چه در این مطلب کوتاه می آید خود مصداقی از نقد من بر آن دوست نباشد. واقع بینی به دور از شیفتگی و ارادت مریدوار شرط لازم برای ارایه ی تصویری صحیح از چنین اندیشمندانی است. و اما، آن چه می توان بر مبنای تجربه ی عظیمی در حوزه ی رشته ی اقتصاد آموخت: ▪ اول، عظیمی در سطح ایران و جامعه ی علمی اقتصادی ایران اقتصاددان برجسته و قابلی بود. در این تردیدی نیست؛ به لحاظ حرفه ای اقتصاددانی موفق و به لحاظ اجتماعی نظریه پردازی محبوب و پر طرفدار بود. شاخص موفقیت علمی او، میزان فروش آثار مکتوب اش به ویژه کتاب «مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران» است که به چاپ هشتم نیز رسیده است. چنین فروشی آن هم در آشفته بازار کنونی کتاب و برای اثری که کتاب درسی دانشجویی محسوب نمی شود و مولف آن نیز در قید حیات نیست موفقیت قابل توجهی محسوب می شود. شاخص محبوبیت او نیز شکوه و عظمت مراسم های ترحیم او در سال ۱۳۸۲ و همین طور حضور پیوسته ی تعداد قابل توجهی از علاقه مندانش در مراسم های سالانه ی درگذشت او در دانشکده ی اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی است. عظیمی چه آن هنگام که در قید حیات بود و چه اینک که جای و یادش سرسبز و زنده است حلقه ی وصل بود و هست. چنین جایگاهی برای اقتصاددانی که با نگاهی انتقادی مسایل را تجزیه و تحلیل می کرد و در ساخت قدرت اجرایی حضوری نداشت جز چند صباح آخر عمرش که در مقام ریاست علمی موسسه پژوهش و برنامه ریزی ظاهر شد، حایز اهمیت است؛ این جایگاه نشان می دهد عظیمی مانند دیگر اندیشمندان و فرزانگان قائم به ذات بود؛ و بنابراین، می توان از راه عشق به یادگیری و علم نیز به جایگاه قابل توجهی که ماندنی و اثرگذارتر است رسید و مصداقی از کلام زیبای حافظ شد: هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
ادامه مطلب
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۷۹
ادامه مطلب
نوبلیست های اقتصاد ـ جوایز نوبل در سال ۱۹۸۱
ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۹۸
ادامه مطلب
نوبلیست های اقتصاد جایزه نوبل سال ۱۹۷۴
ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوبلیست های اقتصاد جایزه نوبل سال۱۹۷۶
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب