در اين نوشته، «سرمايهدارى»، به معناى اصطلاحى آن منظور است که پديدهاى استثمارى با عملکردو راهکارهايى ويژه مىباشد نه سرمايهدارى به معناى لغوى آن که معطوف به هرگونه در اختيار داشتنمال و سرمايه است. نگرش اسلام به اصل اموال و سرمايه، بسيار مثبت است. اموال و هرگونه کالا کهبگونهاى نيازهاى بشرى را برآورد، در نظر اسلام، امرى حياتى و عامل بقاء و برپايى جامعه، و راه تداومحيات انسانى، و رشد دين و دينباورى است. اين موضوع را، در سراسر تعاليم اسلامى به روشنى مىبينيمکه با تعبيرهايى گونهگون، از ضرورت تمتعات زندگى، و حياتى بودن اموال و کالاها سخن گفته و سهماصولى «اموال» را در جامعه انسانى، تبيين کردند.
از آنجا که در اين مقاله، بنابر ارزيابى فشرده و کوتاه است، تنها به چند نمونه از اين تعاليم اشارهمىشود:
در قرآن کريم، «اموال»، عامل قوام و امداد الهى شمرده شده است:
1- ولا توء توا السفهاء اموالکم التى جعل الله لکم قياما... (1)
اموال خود را، که خداوند سبب برپايى زندگى شما قرار داده است، به دستسفيهان (ناواردان وغيرمتخصصان) مسپاريد...
2- و امدد ناکم باموال و بنين... (2)
از طريق اموال و فرزندان به شما کمک رسانديم.
در احاديث نيز «مال و ثروت»، عامل پايدارى اسلام و مسلمانان و ابزار سامانيابى کار اجتماع دانستهشده است:
امام باقر(ع) - به روايت امام صادق(ع):
... هى (الدنانير و الدراهم) خواتيم الله فى ارضه، جعلها الله مصحه لخلقه، و بها تستقيم شوؤنهم ومطالبهم (3) درهم و دينار، مهر (سکه) خدا است در زمين، خداوند آن را براى سامانيابى کار خلق قرار داده است،تا بدان وسيله، امور زندگانى مردمان بگذرد و نيازهاى آنان برآورده شود.
مقصود از اين تعبير، اينست که خداى متعال چنين به فکر و نظر آدميان داده است که اين ابزار ووسيله (درهم، دينار، تومان و هر پولى) را پديد آورند و براى آن، اعتبار مالى قرار دهند، تا از تعويض کالا باکالا - کهکارى دشوار و دراکثر موارد، غيرعملىاست - آسوده گردند و زندگى و امور آنان به آسانى برگزار شود.
ادامه مطلب
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 4:10 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
دو پرسش اساسي پيرامون اقتصاد اسلامي وجود دارد كه پاسخهاي متفاوتي به آن داده شده و تا كنون نيز بين اقتصاددان مسلمان وحدت نظر بهوجود نيامده است. دو پرسش مذبور عبارتند از: بي ترديد پاسخ پرسش دوم تا حدود زيادي به پاسخ پرسش اول بستگي دارد و بر آن مترتب است. اين مقاله تلاش ميكند با ارائة روش ساده و عام به پرسش اول پاسخ داده و راه را براي پاسخ به پرسش دوم باز كند. روش مذبور، روش «استقراء نصوص اقتصادي و طبقهبندي آنها» است. اميدوارم ارائه اين روش گامي در جهت وحدت نظر انديشمندان اسلامي در اين باره باشد. واژگان كليدي: روش كشف، اقتصاد اسلامي، نصوص اخلاقي، نصوص اقتصادي، نصوص علمي، نصوص حقوقي. مقدمه پرسش از ماهيت اقتصاد اسلامي ناشي از رشد علم اقتصاد پس از رنسانس در غرب است. بيش از دو قرن پيش از علم اقتصاد در دامان مكتب سرمايهداري متولد شد و به تكامل رسيد و امروزه داراي موضوع، مسائل و روش مشخص و كاربرد پذيرفته شدهاي در دنياست. اين علم به تدريج گسترش يافته و به رشتههايي چون اقتصاد خرد، كلان، پول و بانك، بخش عمومي، اقتصاد بينالملل و … منشعب شده است. در كنار آن در طول زمان مقولاتي چون فلسفه، مكتب، حقوق و نظام اقتصادي مطرح شده و به صورت رشتهاي از علم اقتصاد در آمده است. دنياي اسلام پس از ابن خلدون، كه ميتوان گفت اولين كسي است كه به صورت علمي به تحليل علل عمران و آبادي شهرها پرداخته است، به دليل مختلف در مقابل رشد علم اقتصاد در غرب منفعل و غالباً مصرف كننده بوده است. در طول فرايند رشد اين دانش در غرب انديشمندان اسلامي همواره خود را در مقابل پرسشهايي از اين قبيل مييافتند كه آيا ميتوان گفت اسلام داراي علم اقتصاد خاص خود است؟ اگر چنين است موضوع، مسائل، روش و اهداف اين علم چيست و چه تفاوتي با اقتصاد اثباتي غرب دارد؟ و آيا ميتوان گفت اسلام داراي اقتصاد دستوري، نظام يا مكتب اقتصادي است؟
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 4:02 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
این مقاله از یک طرف بعضی از انتقادات مطرح شده از سوی اقتصاددانان اسلامی در مورد روش شناسی غالب اقتصاد سنتی (غربی) را ارزیابی کرده و از طرف دیگر تلاش می کند، به پرسشهای مطرح شده از سوی منتقدین اقتصاد اسلامی پاسخ دهد. نتایج مقاله نشان می دهد که طرفداران اقتصاد سیاسی اسلام با یک وظیفه دشوار و سختی برای سازماندهی مجدد سیستم اقتصادی پذیرفته شده در کشورهای خودشان مواجه هستند. یک کار مهم برای پژوهشگران اقتصاد سیاسی اسلام این است که یک مکانیسم تولید کالا طراحی کنند، که نه تنها مسائل بیکاری و تورم را حل کند، بلکه بصورت درونزا به موضوع توزیع درآمد بپردازند. واژگان کلیدی : روش شناسی اقتصاد اسلامی عقلانیت کثرت گرایی اصلاحات فقهی 1 مقدمه در چند سال اخیر، چند موضوع اساسی مربوط به روش شناسی اقتصاد اسلامی مطرح شده است.در مقاله غزالی و عمر (Ghazali and Omar, 1989) بعضی از اقتصاد دانان برجسته اسلامی نظریه های خود را در مورد جنبه های مختلف این موضوع ارائه کرده اند. هرچند معدودی از این افراد برخی جنبه های ادبیات معاصر اقتصاد اسلامی (For example Kahf, M. 1989a) را مورد سؤال قرار داده اند، ولی موضوع اصلی این مقاله، نقدی است بر اصول مختلف اقتصاد نئوکلاسیک و بحثی درباره نوع دیگر روش شناسی برای اقتصاد اسلامی است. بررسی جومو(Jomo, 1992) شامل چند مقاله است که بطور کل، انتقادی از روش شناسی پذیرفته شده جاری بوسیله اقتصاددانان اسلامی، است. پروفسور علی خان(Professor Ali Khan) در نقد و بررسی منوّر اقبال(Munawar Iqbal, 1988) نارساییهای زیر را در نوشته های بعضی از اقتصاد دانان اسلامی نشان داده است. الف استفاده از زبان ناصحیح یا نامناسب. ب آشنا نبودن با ادبیات اقتصاد متعارف غرب. ج تصویری غیرروشن از مواضع خود در مقابل پارادایمهای اقتصاد نئوکلاسیک.(1997, PP. 97-118)
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:51 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
انفاق در راه خدا آثار و بركات عظيمى را به دنبال دارد كه هم از حيث فردى و هم از حيث اجتماعى قابل بررسى مى باشد. در ذيل به برخى از آنها اشاره مى شود:
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:14 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
معناي انفاق
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:12 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
گفتاری از رابرت بارو ... بارو در این مقاله قصد دارد دیدگاه های خود را در مورد موضوعی که در مورد آن تحقیق می کند یعنی رابطه میان دین و متغیرهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ارائه دهد. وی بخش های اصلی تحقیق را خلاصه کرده و نتایج تجربی به دست آمده را به بحث می گذارد.لازم به ذکر است این تحقیق درباره ادیانی غیر از اسلام در کشورهای اسلامی است. در مورد رویکردهای تئوریک و مفهومی به رابطه دین و اقتصاد سیاسی معمولاً دو رابطه علی توسط محققان مورد توجه قرار گرفته است. این کارها معمولاً در حوزه جامعه شناسی دین صورت گرفته است. یک خط تحقیقی مهم معتقد است که دین ( یا شاخص های دیانت) متاثر از متغیرهایی چون سطح توسعه یافتگی در عرصه های اقتصادی و سیاسی زندگی معاصر است. از دید این سری تحقیقات مسائل مختلف در اقتصاد نظیر سطح و استاندارد زندگی و میزان مداخله دولت در اقتصاد می تواند بر عواملی چون میزان شرکت در کلیسا و اعتقادات مذهبی موثر باشد. رویکرد دوم به رابطه میان دین و زندگی اقتصادی اجتماعی از زاویه ای دیگر می نگرد. از این منظر دین خود پدیده ای مستقل است که می تواند بر عملکرد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار باشد. به عنوان مثال تئوری مشهور ماکس وبر در این راستا قرار می گیرد: دیانت بر عملکرد اقتصادی و احتمالاً بر نهادهای سیاسی تاثیرگذار است. در رویکرد اول که دین را متاثر از عوامل اقتصادی و اجتماعی می دانست دو تئوری مشهور جامعه شناسی وجود دارد که می گوید دین چگونه به این عوامل واکنش نشان می دهد. یک رویکرد، فرضیه سکولاریزاسیون است. این رویکرد بخشی از تئوری مدرنیزاسیون است که به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه اقتصاد کشورهای توسعه یافته، قابلیت های نهادی را چنان گسترش می دهد که فقر از بین برود و بازار توجیه (عقلانی) شود. تئوری مدرنیزاسیون معتقد است که همزمان با توسعه یافتگی اقتصاد و غنی تر شدن کشورها، نهادهای اجتماعی و خصوصیات آن نیز در همان راستا تغییر خواهد کرد. فرضیه سکولاریزاسیون این تئوری را در حوزه دیانت به کار می گیرد. یعنی مدعی است که هر چه اقتصاد توسعه یافته تر و غنی تر شود، شرکت در مراسم نهادهای دینی (مانند شرکت در کلیسا) یا شاخص های دینداری کاهش پیدا می کند. تئوری عرفی شدن(یا همان فرضیه عرفی شدن) وسیعاً در میان تحلیلگران جا باز کرده است. معمولاً به آمریکا به عنوان یک استثنا به این تئوری نگریسته می شود چرا که آمریکا هم بسیار ثروتمند است و هم عمیقاً مذهبی. لذا آمریکا در چارچوب این تئوری نمی گنجد.
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 11:02 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات1 ]
آیا اسلام روشی جهت سامان بخش زندگی اقتصادی بشر آورده است، آنچنان که سرمایه داری، «آزادی اقتصادی» را اساس روش خود برای تنظیم زندگی اقتصادی به گونه ای گسترده عرضه می نماید؟ ● بررسی و پرسش منظور از روش اقتصادی، ایجاد سیستمی است که زندگی اقتصادی را همساز عدالت اجتماعی سامان بخشد. آن گاه که ما از روش اقتصادی اسلام پرسش می کنیم، خواست ما این است که آیا اسلام روشی جهت سامان بخش زندگی اقتصادی بشر آورده است، آنچنان که سرمایه داری، «آزادی اقتصادی» را اساس روش خود برای تنظیم زندگی اقتصادی به گونه ای گسترده عرضه می نماید؟ ● نیاز ما به این پرسش نیاز ما به این پرسش، از علل گوناگونی سرچشمه گرفته که مهمترین آنها این است که: آیین اسلام، در برابر دو نظام سرمایه داری و مارکسیسم روش نفی کننده ای به خود گرفته است. با چنین نفی کردنی، فرد مسلمان از اسلام انتظار دارد که راه و روش دیگری را در سامان بخشی زندگی اقتصادی به او بنمایاند. زیرا جامعه اسلامی از چنین روشی به هر گونه ای که باشد، بی نیاز نیست. پس از طرح پرسش و بررسی و روشن سازی اهمیت آن، اشتباهی را که برای گروهی بر اثر تمیز ندادن «روش اقتصادی» و «دانش اقتصاد» پیش آمده، یادآور می شویم. چون دید ما درباره اقتصاد اسلامی، همان روش اقتصادی آن است نه دانش اقتصاد. همین اشتباه ما را بر آن داشت که دیگرگونه بودن «روش اقتصادی» و «دانش اقتصاد» را بیشتر بررسی کنیم و به راستی فرق این دو بسیار زیاد است، چون «روش اقتصادی» آن گونه که یادآور شدیم، سیستمی است که زندگی اقتصادی را همساز عدالت اجتماعی سازمان می بخشد. ولی دانش اقتصاد، روشی را برای سامان بخشی نشان نمی دهد و تنها عهده دار این است که پاره ای از برنامه های پیاده شده را گرفته، دستاوردها و آثار آن را مورد بررسی قرار دهد.
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 10:51 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
براساس آموزه های قرآنی، اقتصاد مایه قوام جامعه است. اکنون این پرسش مطرح می شود که آیا آموزه های قرآنی، اقتصاد را زیربنا می داند؟ یا آن که این قوام بودن با محوریت جامعه و اجتماع دارای چارچوب های مشخصی است؛ یا این که اگر زیربنایی برای اقتصاد فرض شود تنها در این چارچوب خواهد بود؛ یا این که اصولا مراد از قوام بودن، زیربنا قرار گرفتن نیست، بلکه معنایی دیگر از آن مراد است؟ نویسنده در این مطلب بر آن است که نقش اقتصاد را در آموزه های اسلامی و جایگاه و میزان اهمیت و ارزش آن را تبیین و تحلیل نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم. ● اقتصاد مایه قوام جامعه براساس آموزه های قرآنی، اقتصاد به معنای مدیریت تولید، توزیع و مصرف ثروت و دانش دخل و خرج و هزینه، از اهمیت و جایگاه مهم و اساسی برخوردار است چرا که اقتصاد و ثروت، مایه قوام جامعه است. (نساء، آیه ۵) این قوام بودن سرمایه و ثروت برای جامعه به این معناست که یکی از ستون های اصلی جامعه راتشکیل می دهد؛ چرا که جامعه به مجموعه ای از افراد انسانی گفته می شود که به هدف دست یابی به امنیت، آرامش و آسایش در کنار هم گرد آمده اند و هر یک با گذشت از برخی از حقوق و اتخاذ نقشی اجتماعی، مسئولیتی را به عهده می گیرد تا این مهم و اهداف تحقق یابد.
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 10:41 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
یکی از موضوع های چالش برانگیز سال های اخیر بخش پول و بانکداری کشور، موضوع تعیین نرخ سود سپرده ها و تسهیلات بانک ها و دیگر موسسه های اعتباری بوده است. تعیین نرخ سود و کیفیت تصمیم گیری ونحوه ابلاغ آن، آثار متعدد فقهی، حقوقی و اقتصادی بر جای می گذارد، و پیش از همه، ثبات اقتصادی و ثبات تصمیم گیری در بخش اقتصادی کشور را زیر سوال می برد. پژوهش های نظری و تجربی نشان می دهد که نرخ های سود بانکی چه در طرف سپرده ها و چه در طرف تسهیلات در یک بازار آزاد اقتصادی نتیجه تعادلی، میل نهایی به پس انداز و ارزش افزوده سرمایه در بخش واقعی اقتصاد است و تغییر نرخ های سود بانکی، روی حجم سپرده ها، ترکیب انواع سپرده ها، سرمایه گذاری و نرخ تورم تاثیر می گذارد. بنابراین هر نوع تغییری باید با رعایت دقیق کارشناس اقتصادی و تشخیص جایگاه هر یک از متغیرهای کلان و میزان حساسیت آنها درارتباط با تغییرات نرخ سود بانکی باشد. مطالعه تاریخ بانکداری ایران نشان می دهد که نرخ های سود بانکی چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، به وسیله دولت و بانک مرکزی و همیشه براساس مصالح مقطعی تصمیم گیری و به صورت دستوری تعیین شده است. این امر باعث شده است در هیچ زمانی نرخ های سود بانکی، نرخ های تعادلی بازار نباشد. در این مقاله، بعد از تبیین دیدگاه فقه اسلامی درباره قیمت گذاری به صورت عام در تمام بازارها و بررسی نظریه وکالت و تعیین نرخ های سود بانکی در بانکداری بدون ربا و ارائه گزارشی از آخرین مطالعات نظری و تجربی درباره ارتباط تغییر نرخ های سود بانکی با متغیرهای کلان اقتصادی چون پس انداز، سرمایه گذاری و تورم، به دنبال نتایج زیر هستیم.
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 10:22 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
بنیان های روش شناختی نیل به توسعه از دیدگاه آیت الله شهید دکتر بهشتی... طی سال های اخیر ما با یک موج گسترده گرایش به دین در کشورهای صنعتی روبرو هستیم در ارزیابی و تحلیل دلایل این مسئله تاکنون نکات متفاوتی مورد توجه قرار گرفته اند که بی شک واکاوی آن ها می تواند در تصحیح دیدگاه ها و اقدامات ما در جهان توسعه نیافته به طور کلی و کشورهای اسلامی و از جمله ایران به طور خاص نقش قابل توجهی داشته باشد. یک وجه بسیار مهم تحلیل های موجود به برهم خوردن رابطه کار – فراغت بر اثر انقلاب دانایی و موج سوم انقلاب صنعتی بازمی گردد که در اثر آن گفته می شود که برخلاف نگرشی که معنویت یا تأملات مابعدالطبیعی را برآمده از نیاز، فقر و امیال سرکوفته می دانست. فراغت توأم با رفاه به مثابه مهمترین پیامد شرایط جدید و برای کسانی که در هر جای دنیا اقتصاد مبتنی بر دانایی را درک کرده باشند مطرح است و در اثر ترکیب دانایی، رفاه و فراغت گرایش به معنویت و تأملات متافیزیکی رونق فوق العاده ای پیدا کرده است. وجه دیگر مسئله نیز به انقلاب اطلاعات و ارتباطات از زاویه آثار آن بر شکل گیری انواع ریسک ها و عدم اطمینان های ناشی از این انقلاب بازمی گردد که به تعبیر نهادگرایان ایدئولوژی را به طور کلی و به ویژه مسئله اخلاق و دین را به مثابه یک کانون اطمینان بخش و حداقل کننده هزینه های مبادله مورد توجه نظریه پردازان علوم اجتماعی قرار داده است. بدیهی است که با هر تحلیل به هر حال روی اصل این واقعیت یعنی افزایش گرایش به دین و معنویت اتفاق نظر وجود دارد و اغلب آینده شناسان روی تداوم و تزاید این روند در قرن بیست و یکم تأکید دارند. اما مسئله حیاتی آن است که این روند ضرورتاً معلوم نیست به نفع ادیان توحیدی و از جمله اسلام تمام شود زیرا ممکن است که به این نیاز گسترده و جهانی به گونه ای نادرست پاسخ داده شود کما اینکه همین امروز بازار گرایش های خرافی و دین های ساختگی و آیین های عجیب و غریب همراه با بدترین گزینه های قابل تصور از تفسیرهای نادرست و ضدانسانی یعنی رویکرد های تحجرآلود و خشونت ورز به نام دین بسیار داغ شده و بدیهی است که درک درست شرایط موجود و عرضه ادیان توحیدی و به ویژه اسلام به صورت منطقی یکی از مهمترین رسالت های هر مسلمان واقعی و آشنا به مقتضیات زمانه است.
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 10:21 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
تا همین چند سال پیش، پروژه های بانك جهانی فارغ از عبارات و اصلاحاتی نظیر دین و ایمان بودند و اساس ماموریت های این مؤسسه بر تبلیغ و تبیین محور های توسعه همچون كاهش فقر، توسعه كشاورزی و اصلاحات ساختاری استوار بود. اما از هشت سال پیش بدین سو، در بانك جهانی واحدی تحت عنوان “برنامه گفت وگوی اخلاقی و دینی توسعه” راه اندازی شده تا از نفوذ و توانمندی گروه های مذهبی در كشور های مختلف جهان برای پیشبرد اهداف بانك استفاده شود. لازم به ذكر است، در بیشتر كشور های در حال توسعه این قبیل گروه ها به افرادی از جوامع خود كه نیازمند كمك های بانك جهانی هستند، به راحتی دسترسی دارند. این برنامه كه از ۸ سال پیش بر اساس پیشنهاد جیمز وُلفِنسون، رییس سابق بانك جهانی راه اندازی شده است، از یك سال پیش بدین سو به صورت غیر فعال درآمده است، زیرا پُل ولفوویتز، رییس كنونی بانك، هنوز تصمیمی برای ادامه این برنامه نگرفته است. به همین دلیل، برخی از رهبران مذهبی در كشور های در حال توسعه نگران آن هستند كه مبادا غیر فعال شدن این برنامه به فعالیت هایی كه تاكنون در همین راستا انجام داده اند، لطمه جدی وارد سازد، زیرا آنها به آسانی تا این مرحله پیشرفت نكرده اند. البته این برنامه از آغاز با اشكالات عدیده ای مواجه بوده است.
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 10:14 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در مورد رویکردهای تئوریک و مفهومی به رابطه دین و اقتصاد سیاسی معمولا دو رابطه علی توسط محققان مورد توجه قرار گرفته است. این کارها معمولا در حوزه جامعه شناسی دین صورت گرفته است. یک خط تحقیقی مهم معتقد است که دین ( یا شاخص های دیانت) متاثر از متغیرهایی چون سطح توسعه یافتگی در عرصه های اقتصادی و سیاسی زندگی معاصر است. از دید این سری تحقیقات مسائل مختلف در اقتصاد نظیر سطح و استاندارد زندگی و میزان مداخله دولت در اقتصاد می تواند بر عواملی چون میزان شرکت در کلیسا و اعتقادات مذهبی موثر باشد. رویکرد دوم به رابطه میان دین و زندگی اقتصادی اجتماعی از زاویه ای دیگر می نگرد. از این منظر دین خود پدیده ای مستقل است که می تواند بر عمکلرد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار باشد. به عنوان مثال تئوری مشهور ماکس وبر در این راستا قرار می گیرد؛ دیانت بر عملکرد اقتصادی و احتمالا بر نهادهای سیاسی تاثیرگذار است. در رویکرد اول که دین را متاثر از عوامل اقتصادی و اجتماعی می دانست دو تئوری مشهور جامعه شناسی وجود دارد که می گوید دین چگونه به این عوامل واکنش نشان می دهد. یک رویکرد فرضیه سکولاریزاسیون است. این رویکرد بخشی از تئوری مدرنیزاسیون است که به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه اقتصاد کشورهای توسعه یافته، قابلیت های نهادی را چنان گسترش می دهد که فقر از بین برود و بازار توجیه (عقلانی) شود.
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 10:03 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
1. اقتصاد اسلامي چيست؟
2. روش كشف آن كدام است؟
ادامه مطلب
ادامه مطلب
الف. آثار فردى
آثار فردى انفاق، تنها در پاداش ها و ثواب هاى اخروى خلاصه نمى شود بلكه در همين دنيا نيز بركات چشمگيرى شامل حال انسان مى شود كه در اين مبحث سعى مى كنيم تا حدامكان به هر دو جنبه بپردازيم:
1. بركت و افزايش اموال
بر خلاف تصور افراد ظاهربين، انفاق نه تنها موجب كم شدن اموال انسان نمى شود، بلكه بركت و يا افزايش اموال را نيز به دنبال دارد.
قرآن كريم مى فرمايد: «مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَ لَهُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّة أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى كُلِّ سُنـبُلَة مِّاْئَةُ حَبَّة وَاللَّهُ يُضَـعِفُ لِمَن يَشَآءُ وَاللَّهُ وَ سِعٌ عَلِيم; «مثل كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند همانند دانه اى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه صد دانه باشد، خداوند براى هر كس كه بخواهد [آن را] چند برابر مى كند و خدا گشايشگر داناست».
«يضاعفه» از ماده «ضعف» تنها به معناى دو برابر نيست، بلكه تا چندين برابر را نيز شامل مى شود كه در انفاق تا هفتصد برابر و بيشتر در قرآن آمده است.[1]
با توجه به اطلاق در آيه مى توان استفاده كرد كه زياد شدن صدقات و بركت آن علاوه بر اين كه شامل اموال دنيا اعم از زياد شدن رزق و روزى، اداء دين و... مى باشد افزونى پاداش ها و ثواب هاى الهى در آخرت را نيز شامل مى شود، چنان چه در روايات هر دو مورد بيان شده است:
پيامبر اكرم(ص) مى فرمايد: «اِستنزلوا الرِزْقَ بالصدقه;[2] به وسيله صدقه، رزق و روزى را براى خود نازل كنيد».
امام صادق(ع) فرموده است: «الصَّدَقَه تَقْضِى الدّين و تخلف بالبركة;[3] صدقه دين را ادا مى كند و بركت را براى انسان به دنبال دارد».
امام على(ع) مى فرمايد:«هر گاه بى چيز شديد بوسيله صدقه با خدا تجارت كنيد».[4]
ادامه مطلب
انفاق از ماده نفق؛ به معناي كم شدن، نابود شدن، هزينه كردن، مخفي كردن، و پوشاندن است.1 در آموزه هاي ديني انفاق به اعطا و بخشش مال و يا چيز ديگر در راه خدا به فقرا و نيازمندان و... گفته مي شود. راغب اصفهاني مي گويد: بخشش مال را از آن جهت انفاق گويند كه با اعطا و بخشش آن مال در ظاهر زائل شده و از بين مي رود. در حالي كه خداي سبحان وعده داده است كه در قبال انفاق بندگانش، عوض و پاداش بهتري عطا كند آنجا كه مي فرمايد: «قل ان ربي يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر له و ما انفقتم من شيء فهو يخلفه و هو خير الرازقين؛2 بگو: در حقيقت پروردگار من است كه روزي را براي هر كس از بندگانش كه بخواهد گشايش مي دهد يا بر او تنگ مي گرداند و هر چه را انفاق كرديد عوضش را او مي دهد و او بهترين روزي دهندگان است.»
عايشه مي گويد: «پيامبر(ص) گوسفندي را سر بريدند ]و گوشت آن را انفاق كردند[ پيامبر (ص) فرمود: چيزي مانده است؟ عايشه گفت: به جز سردستش چيزي باقي نمانده است. پيامبر(ص) فرمود: به جز سردستش، همه آن، باقي مانده است.»3
انفاق در آموزه هاي ديني
خداي سبحان در چندين مورد، انسان ها را به انفاق، امر و تشويق كرده است؛ در سوره بقره مي فرمايد: «يا ايهاالذين ءامنوا انفقوا مما رزقنكم من قبل ان يأتي يوم لابيع فيه و لاخله و لاشفعه و الكفرون هم الظلمون؛4 اي كساني كه ايمان آورده ايد! از آنچه به شما روزي داده ايم، انفاق كنيد! پـيش از آن كه روزي فرا رسد كه در آن، نه خريد و فروش است]تا بتوانيد سعادت و نجات از كيفر را براي خود خريداري كنيد[، و نه دوستي ]و رفاقت هاي مادي سودي دارد[، و نه شفاعت؛ ]زيرا شما شايسته شفاعت نخواهيد بود.[ و كافران، خود ستمگرند؛ ]هم به خودشان ستم مي كنند، هم به ديگران.[»
جمله «مما رزقناكم؛ از آنچه به شما روزي داده ايم» مفهوم وسيعي دارد كه هم انفاق هاي مالي واجب و مستحب را شامل مي شود و هم انفاق هاي معنوي مانند علم و دانش و امور ديگر را، ولي با توجه به تهديدي كه در ذيل آيه آمده، بعيد نيست منظور، انفاق واجب يعني زكات و مانند آن باشد.5 ولي مرحوم طبرسي در مجمع البيان، عموميت آيه را نسبت به انفاق واجب و مستحب ترجيح مي دهد.6
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]