اگر بخواهيم تصوير درستي از اقتصاد اسلامي داشته باشيم وازطرف ديگر ، علل انحطاط اقتصادي جوامع اسلامي را بررسي كنيم، لازم است آن را دريك مجموعه قراردهيم وپس ازتعيين جايگاه آن در رابطه اش با ساير بخش ها، ارزيابي خود را به انجام رسانيم
1-رابطه اقتصاد وعقيده:عقيده كه پايه اصلي درتفكر اسلامي است، مسلمان را به اداي وظيفه وا مي دارد وچون اين عقيده ازجامعيت برخوردار بوده ومصالح كل نظام وجامعه را درخود نهفته دارد، برفعاليت هاي اقتصادي فرد نيز سايه افكنده وفرد را به يك تعادل سالم رهنمون مي شود.
2-ارتباط اقتصاد با مفاهيم :اين مفاهيم از اعتقادات سرچشمه مي گيرند ودرافعال اقتصادي اثري مستقيم دارند. مثلاً سود گرچه داراي مفهومي مشترك بين همه نظام هاي اقتصادي است ولي به اين علت كه دراسلام سود با توجه به مباني اعتقادي شكل مي گيرد، نه تنها شامل سود مادي است بلكه منحصر به آن نبوده ومفهوم وسيع تر مي يابد. به اين معني كه براساس اعتقاد به آخرت. اين امكان فراهم مي آيد كه فرد مسلمان فراتر از سود مادي ، فعاليت هاي اقتصادي خود را درجهت منافع درازمدت جامعه نيز به انجام رساند.
3-ارتباط اقتصاد و عواطف :اسلام درجهت پرورش وتكامل عواطف انساني، دستورات موكدي دارد. اين عواطف زائيده مفاهيم هستند كه رفتار انسان را شكل مي دهند ونظر به اينكه معيار ارزش، تقوي وپرهيزگاري است ، به عنوان مثال ، دربازار اسلامي ، به جاي رقابت مخرب، رقابت سازنده وپايدار را ممكن مي سازد.
4-رابطه اقتصاد وسيستم مالي :نظر به اينكه سيستم مالياتي اسلامي ازدو بخش اولي وحكومتي تشكيل شده است ، وهردو دردست دولت اسلامي مي باشد ونمي توان درموارد ويا تخصيص وصرف درآمدهاي ناشي ازماليات هاي اولي تغيير داد، بنابراين نمي توان اقتصاد اسلامي را بدون سيستم مالياتي آن، بيان كرد.
ادامه مطلب
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:42 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
اقتصاد اسلامي داراي مشخصات متنوع و مختلفي است، در اينجا به بيان چهار نوع مشخصة كلي اقتصاد اسلامي ميپردازيم. اين مشخصههاي كلي، اقتصاد اسلامي را از ديگر مكتبهاي اقتصادي تفكيك ميكند. نوع اول: مشخصات فلسفي يا به تعبير ديگر مفاهيم مبنايي اقتصاد اسلامي است. نوع دوم: مشخصات فقهي يا به تعبيري ديگر منابع اقتصاد اسلامي است. نوع سوم: مشخصات حقوقي اقتصاد اسلامي يا به تعبيري ديگر حقوق اقتصادي است. نوع چهارم: مشخصات تحليلي اقتصادي است. با در نظر گرفتن هر يك از اين چهار مشخصه، اقتصاد اسلامي فرق اساسي و ماهيتي با ديگر مكاتب اقتصادي پيدا ميكند. موضوع بحث، مشخصات اقتصاد اسلامي است. سعي كردم به طور خلاصه و فشرده سرخطهاي اصلي و شاخصهاي اساسي اقتصاد اسلامي را مطرح كنم. البته اين عنوان، بسيار گسترده است و بحثهاي زيادي را ميطلبد، ولي ما در اينجا ناچار از اختصار و اكتفا به طرح عناوين كلي بحث هستيم. اقتصاد اسلامي داراي مشخصات متنوع و مختلفي است، در اينجا به بيان چهار نوع مشخصة كلي اقتصاد اسلامي ميپردازيم. اين مشخصههاي كلي، اقتصاد اسلامي را از ديگر مكتبهاي اقتصادي تفكيك ميكند. نوع اول: مشخصات فلسفي يا به تعبير ديگر مفاهيم مبنايي اقتصاد اسلامي است. نوع دوم: مشخصات فقهي يا به تعبيري ديگر منابع اقتصاد اسلامي است. نوع سوم: مشخصات حقوقي اقتصاد اسلامي يا به تعبيري ديگر حقوق اقتصادي است. نوع چهارم: مشخصات تحليلي اقتصادي است. با در نظر گرفتن هر يك از اين چهار مشخصه، اقتصاد اسلامي فرق اساسي و ماهيتي با ديگر مكاتب اقتصادي پيدا ميکند.
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:25 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
محققان و اندیشمندان اسلامی وقتی از قلمرو و آموزه های اقتصاد اسلامی بحث می كنند از واژه هایی استفاده می كنند كه هم در دامنه استفاده از میزان واژه های اساسی و نیز در مفاهیم این واژه ها اختلافات فراوانی وجود دارد. این اختلافات حداقل در ظاهر موجب تفاوت برداشت هایی در قلمرو و آموزه های اقتصاد اسلامی شده است. برخی احكام اقتصادی ثابت و غیرثابت را قلمرو اقتصاد اسلامی معرفی می كنند. بعضی افزون بر آن ها از واژه مبانی و مكتب اقتصادی استفاده می كنند. تعدادی از اندیشمندان معتقدند افزون بر آن ها علم اقتصاد اسلامی نیز داریم. صاحب نظرانی نیز بر این باروند كه قلمرو اقتصاد اسلامی شامل فلسفه، مكتب، نظام، نهاد و حقوق است. همچنین نظرات دیگر. برخی صاحب نظران نیز در كشف این آموزه ها روش هایی ارائه داده اند. اختلافات در ارائه روش دستیابی به آموزه ها هم به نوع روش ها و هم در مفاهیم واژه ها، و همچنین در جایگاه و نحوه استفاده از این روش ها فراوان است.[1] بررسی هر یك از محورهای فوق، تحقیقات عمیق و گسترده ای را می طلبد. ما بدون ورود به نقد و بررسی اختلافات در قلمرو و آموزه های اقتصاد اسلامی، فكر می كنیم آموزه های اقتصادی اسلامی ـ همانند آموزه های اقتصادی سایر مكاتب اقتصادی ـ به مراحل مترتب بر هم ذیل قابل تقسیم هستند: 1. مبانی اعتقادی: آموزه هایی هستند كه بیانگر جهان بینی حاكم بر رفتارهای اقتصادی و زیربنا و تكیه گاه فكری و نظری مكتب اسلام درباره آموزه های اقتصاد اسلامی است. موضوع این آموزه ها، خدای متعال و صفات او، جهان هستی، انسان و جامعه می باشد. آن دسته از آموزه هایی كه تأثیر در رفتارهای اقتصادی داشته باشد در اقتصاد مورد توجه قرار می گیرد. از باب مثال: خداوند متعال خالق جهان هستی و انسان ها است. او مالك و رب است. هدایت تكوینی خداوند دائمی و مستمر بوده و جهان تحت احاطه و قیومیت او است.
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:20 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
اقتصاد در آموزه هاي قرآني در كنار اصول دين و عباديات از مهم ترين مسائلي است كه قرآن بدان پرداخته است. از اين رو همواره در كنار نماز مساله زكات و انفاق به عنوان دو مساله اقتصادي مورد توجه و تاكيد بوده است. بازخواني آيات قرآن براي دست يابي به اصول اقتصاد اسلامي هر چند امري نيست كه بتوان در يك نوشتار كوتاه بدان پرداخت ولي با اين همه آشنايي اجمالي و گذرا با اين اصول مي تواند دست كم ما را با برجسته ترين عناوين و مسايلي كه در اين حوزه از سوي قرآن مطرح و تاكيد شده آشنا سازد و گاهي براي توجه بيشتر و اجرايي كردن آن در زندگي خود برداريم. اقتصاد از واژه قصد به معناي ميانه روي و اعتدال آمده است و در اصطلاح به دانشي گفته مي شود كه به بررسي فعاليت هاي فردي و اجتماعي مربوط به توليد، مبادله و توزيع و مصرف كالا و خدمات مي پردازد. در آيات قرآن اين واژه با اين مفهوم اصطلاحي خود به كار نرفته است و مسايل به طوري مطرح مي شود كه نظريه با عمل در آميخته است و مباحث نظري آن از مباحث اجرايي و عملي آن جدا نيست. از اين رو به جاي آن كه مباحث به طور كلي مطرح شود در قالب مصاديق اجرايي بيان مي شود و آموزه هاي آن همان طور كه به بيان قوانين و آموزه هاي دستوري مي پردازند به اصول و بنيادهاي آن توجه مي دهند. بنابراين بيش از همه با واژگاني چون اكل و اموال، انفاق، صدقه، طعام، رزق، نعمت، طيبات، في و مانند آن رو به رو هستيم.
[ شنبه 31 اردیبهشت 1390 ] [ 3:18 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
هدف این تحقیق اثبات این واقعیت است که دین مقدس اسلام, به عنوان یگانه مکتب رهاییبخش انسان در تمام زمینهها و از جمله مسائل اقتصادی با ارائه فرامین منطبق بر فطرت انسانی خود, راه هدایت دنیوی و اخروی بشر را نشان داده است. در اوایل قرن هفتم میلادی زمانی که دو ابرقدرت ایران و روم بر سر تسلط و نفوذ جهانی پیکار میکردند, در شبه جزیرهٔ عربستان حادثهای رخ داد که مسیر جریان تاریخ را عوض نمود. در آن برهه مردی خردمند و امین به تلقین ندای حق در کانون بتپرستی بر ضد خدایان متعدد برخاست و نهضت عظیم و جهانی اسلام را بنا گذاشت. این نهضت عظیم با پیشرفت سریع خود, تمدنی با شکوه در تاریخ جهان بوجود آورد. تمدنی که در نتیجهٔ چندین قرن تلاش و فعالیت پیروان اسلام پدید آمد, از نظر عظمت و ابهت و ظرافت از مهمترین تمدنهای انسانی کم نداشت. اولین اقدام پیامبر(ص) پس از هجرت به مدینه پایهگذاری یک جامعهٔ نوین بود, جامعهای که در آن دین با کلیهٔ جنبههای زندگی پیوندی محکم داشت و از آلایش اعراب دورهٔ نظام جاهلیت و مفاسد قریش عاری بود. ابداعات و تصمیم گیریهای اقتصادی پیامبر(ص) درمدینه باعث رونق اقتصادی عربستان گردید و موجب شد تا اهداف اسلامی در سراسر عربستان گسترش یابد و بعدها به سراسر دنیا برسد. از این رو جامعه اسلامی مزبور میتواند به مقیاس کوچکتری الگوی جامعهٔ بزرگ اسلامی آینده باشد. لذا در هنگام تدوین نظام اقتصادی اسلامی ایران, آگاهی هر چه عمیقتر از تمدن غنی اسلامی ضرورتی غیر قابل تردید دارد. هدف این تحقیق اثبات این واقعیت است که دین مقدس اسلام, به عنوان یگانه مکتب رهاییبخش انسان در تمام زمینهها و از جمله مسائل اقتصادی با ارائه فرامین منطبق بر فطرت انسانی خود, راه هدایت دنیوی و اخروی بشر را نشان داده است, چنانکه تنها در ارتباط با مسائل تجارت و زندگی در بازار از ارائه الگوی کامل فروگذار ننموده و به کیفیتی عالی شیوه پیوند بین علم, اخلاق و تجارت را در این مرکز تجاری تبیین نموده است. در راستای تحقق این هدف, تحقیق حاضر در پنج قسمت به شرح ذیل تدوین یافته است: در قسمت اول به مفهوم بازار, تعریف آن و طبقهبندی انواع بازارها پرداخته شده است. در دومین قسمت به شکل فیزیکی بازار در تمدن اسلامی, تعیین مکان بازار در احادیث و سیستم حاکم بر بازار مسلمین اشاره دارد. در ادامه به تشکیلات و اصناف در بازار اسلامی, چگونگی شکلگیری آن, وظایف انسانی و فعالیتهای آن پرداخته و کیفیت نظارت بر بازار و متولیان این امر تشریح میگردد. در انتها نیز به چگونگی پیوند تجارت, علم و اخلاق در بازار اسلامی اشاره میگردد.
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 10:37 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در مقاله ذیل که بر پایه دانش نامه تخصصی حقوقی بانک و مطالعات بنیاد دایره المعارف اسلا می استوار گردیده، سعی بر آن است تا نسبت به معرفی بهتر نظام های مبادلا تی و اصول مبادلا ت اعتباری در اسلا م پرداخته شود: با تشکیل حکومت درصدر اسلا م، بازرگانی در مدینه و مکه پا به پای تکاثر قبایل و جمعیت هایی که به اسلا م می گرویدند توسعه یافت در چنین فضایی اسلا م برخی از روش ها ونظام های مبادلا تی رایج و همچنین معیارهای پولی را معتبر شناخته و برخی از روش های معاملا تی را نیز نکوهش و تحریم کرد. ۱) نظام های مبادلا تی پذیرفته شده دراسلا م: الف) مبادلا ت پایاپای: در این نظام که تحت عنوان «معاوضه» مطرح شده است مبادله کالا های مختلف بدون اینکه یکی از عوضین مبیع و دیگری ثمن باشد تحقق می پذیرفت. اسلا م مبادله اموال را با شرایط خاصی که به نحوی در روند معاملا ت اجتماعی و اقتصادی موثر باشد پذیرفته است « ای کسانی که ایمان آورده اید، اموال خود را در بین خود به باطل نخورید مگر آن که تجارتی باشد ناشی از رضایت شما نسا»: ۲۹». کلمه «تجارت» آن گونه که راغب اصفهانی (ذیل«تجارت») گفته است به معنای تصرف در سرمایه به منظور تحصیل سود از طریق خرید و فروش است. بنابر این اسلا م معاملا تی را که بر فساد وهلا کت جامعه می انجامد، مثل ربا، قمار و معاملا ت حرام دیگر باطل می شمارد و بر این اساس حتی در مبادلا ت پایاپای قیودی که نشان دهنده رشد فردی یا اجتماعی است باید لحاظ گردد.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:30 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
کسانی که فکر می کنند مسائل زندگی از یکدیگر جداست و هر چیزی یک مرز و یک قلمروی خاص دارد و هر گوشه ای و قسمتی از زندگی بشر به یک شی ء بخصوص تعلق دارد ، تعجب و احیانا انکار می کنند که کسی مسئله ای به نام “ اقتصاد اسلامی “ طرح کند زیرا به عقیده اینها هر یک از اسلام و اقتصاد یک مساله جداگانه است ، اسلام به عنوان یک دین برای خودش ، و اقتصاد به عنوان یک علم و یا یک فلسفه برای خودش اسلام قلمروی دارد و اقتصاد قلمروی دیگر همچنان که فرهنگ ، سیاست ، قضاوت و حتی اخلاق هر کدام قلمروی جداگانه از اسلام دارند . بعضی پا فراتر نهاده و گفته اند زندگی به طور کلی یک مساله استو دین مساله دیگر ، دین را نباید با مسائل زندگی مخلوط کرد . این اشخاص اشتباه اولشان این است که مسائل زندگی را مجرد فرض می کنند ، خیر ، زندگی یک واحد و همه شئونش توام با یکدیگر است ، صلاح و فساد در هر یک از شئون زندگی ، در سایر شوون موثر است . ممکن نیست اجتماعی مثلا فرهنگ یا سیاست ، یا قضاوت یا اخلاق و تربیت و یا اقتصادش فاسد باشد اما دینش درست باشد و بالعکس . اگر فرض کنیم دین تنها رفتن به مسجد و کلیسا و نماز خواندن و روزه گرفتن است ، ممکن است کسی ادعا کند مسئله دین از سایر مسائل مجزاست ، ولی این مطلب فرضا درباره مسیحیت صادق باشد درباره اسلام صادق نیست . اسلام دو پیوند با اقتصاد دارد :
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:25 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
این سازگاری جالب بین اسلام و سرمایه داری مورد پژوهش های فراوانی قرار گرفته است. یک اثر کلاسیک در این زمینه، کتاب مشهور ماکسیم رودینسون به نام اسلام و سرمایه داری (۱۹۶۶) است. رودینسون که یک مارکسیست فرانسوی بود با توسل به تحلیل متنی منابع اسلامی و تاریخ اقتصادی جهان اسلام، نشان داد که مسلمانان هرگز مشکلی با ثروتمندشدن نداشته اند. یا اسلام با مدرنیته سازگاری دارد؟ این پرسشی است که در چند دهه گذشته با بحث های داغی همراه بوده است. بحث اصلی درباره مدرنیته به آزادی سیاسی، دموکراسی، تکثر و آزادی اندیشه ربط پیدا می کند. اما یک جنبه مهم دیگر مدرنیته، آزادی اقتصادی است. از این رو باید این پرسش را نیز مطرح سازیم که آیا اسلام با اقتصاد بازار آزاد سازگاری دارد؟
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:23 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در علوم انسانی و اجتماعی، انسان و رفتار او مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. پس شایسته است ابتدا حداقل به طور خلاصه، خود انسان و ویژگی های ذاتی او مورد مطالعه قرار گیرد تا مشخص شود که موضوع مورد مطالعه از چه ویژگی هایی برخوردار است. از این رو، بحث انسان شناسی و تبیین دیدگاه های هر مکتب دربارة آن، یکی از مباحث مقدماتی بسیار ضروری علم اقتصاد است. در این راستا، اقتصاد اسلامی نیز همسان مجموعة معارف اسلامی، دیدگاهی خاص دربارة انسان و ویژگی های او دارد و بر این نگرش و دیدگاه کلی از انسان، بنا شده است. نگرش هر مکتب اقتصادی به انسان، هم در تعیین اهداف و جهت گیری های آن مکتب و هم در تعیین سیاست گذاری های آن مکتب، نقش اساسی دارد. به طور کلی، عدم تبیین مباحث مبنایی یک مکتب اقتصادی هم موجب اضطراب تئوریک نظریه پردازان آن مکتب و هم موجب عدم ثبات و ناسازگاری سیاست گذاری ها و راهبردهای اقتصادی اتخاذ شده از سوی آنان می گردد. بنابراین مطالعة ویژگی های انسان از دیدگاه هر مکتب اقتصادی بسیار مفید است. ● جایگاه انسان از دیدگاه قرآن قرآن کریم ویژگی های متعددی برای انسان بیان نموده است که در این جا تنها به بررسی یکی از ویژگی های انسان از دیدگاه قرآن یعنی «کرامت انسان» می پردازیم. برای این که بدانیم جایگاه ا نسان در اقتصاد چیست، از آغاز پیدایش انسان در دیدگاه قرآن بررسی می کنیم تا ببینیم انسان با چه عنوانی وارد جهان هستی شده است. در اولین آیه ای که خداوند در مورد پیدایش انسان شروع به گفتگو می کند، می فرماید: «و اذ قال ربّک للملائکه انّی جاعل فی الارض خلیفه» (سورة بقره، آیة ۳۰)
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:18 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
آیا تئوری ها در اقتصاد مبتنی بر روشهای قیاسی نیست و آیا این انسان اقتصادی عقلایی، مجرد پیش فرض نمی باشد (آیا نمی توان انسان دکارتی را در چنین انسانی مشاهده کرد، در مقابل انسان پاولوف)؟ این درست است که ارزشها و هدفهای اقتصادی اعلام شده، در تضاد با واقعیات است; ولی این تضاد باعث نمی شود که مفاهیم ارزشی نهفته در واژه ها را هم فراموش کنیم ● اخلاق و اقتصاد علم اقتصاد با این ادعا آغاز می گردد که در یک جامعه بزرگ، دستورات اخلاقی نمی تواند تنظیم کننده رفتار اجتماعی افراد و ایجادکننده نظمی قابل پیش بینی باشد، حال آن که با اصل قراردادن رفتار مبتنی بر نفع شخصی، رفتار اجتماعی افراد، نظمی معین و قابل پیش بینی پیدا می کند. مضمون علم اقتصاد در واقع، توضیح چگونگی پیدایش ساختار و عملکرد این نظم است. بنابراین، هر کوششی که به قصد اصلاح علم اقتصاد، بخواهد دستورات اخلاقی را اصل رفتاری انسانها قرار دهد، در واقع علم اقتصاد را اصلاح نمی کند، بلکه آن را از ریشه نفی می کند. ▪ اولا: صرف تعقیب نفع شخصی، عملی خلاف موازین اخلاقی نیست، مگر این که تابع کانت (۱) باشیم. ▪ ثانیا: این ادعا اشکال اساسی روش شناختی و معرفتی دارد. چرا که جهان علم، و از آن میان علم اقتصاد، جهان تئوری هاست و طرح تئوری ها هم در قالب مدل صورت می گیرد و ساخت مدل یا به صورت قیاسی است یا استقرایی; و هر دو روش، مبتنی بر پیش فرض معرفت شناختی است. آیا به جهان و رویدادهای اقتصادی با ذهن خالی برخورد می کنیم یا با ذهن پر؟ بنابر تئوری فانوسی در فلسفه علم، مشاهدات تابع فرضیه هاست و مشاهده، توسط نظریه، هدایت شده و آن را پیش فرض می کند. (۲) به عبارت دیگر، همه مشاهدات گرانبار از تئوری، (Theory Loaden) هستند. پس جهانی که ما مشاهده می کنیم مطابق تئوری ها و تفسیرهای تئوریک خود ماست. در مقابل این نظریه (تئوری فانوسی)، تئوری کشکولی در علم را داریم که به سابقیت (سابق بودن) مشاهدات بر نظریه ها معتقد است.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:05 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
منظور از نظام اقتصاد اسلا می به عنوان الگوی نظری، مجموعه نظریه های منسجم و هماهنگی است که در قالب چند الگوی رفتاری درباره روابط شرکت کنندگان در فعالیت های اقتصادی با یکدیگر و منابع قابل دسترس و در چارچوب قرارداد اجتماعی پذیرفته شده در جامعه اسلا می، راهکارهای لا زم را برای عملی ساختن موازین شریعت اسلا م در جامعه و نیل به اهداف و ایده آل های موردنظر مکتب اقتصادی اسلا م نشان می دهد. چنین نظریه هایی از معیارهای معتبر و روش شناسی علمی تبعیت می کنند و قابل نقد و ابطال اند. به همین دلیل است که از صفت اسلا می به جای اسلا م استفاده می کنیم که نشان دهنده تعدد و تکثر چنین نظریه هایی است. نقد و ابطال این نظریه ها راه را برای شکوفایی و تثبیت نظریه های معتبر و رشد علمی در این حوزه هموار می سازد. تصمیم اقتصادی در نظام اقتصاد اسلا می از عوامل متعدد کمی و کیفی تأثیر می پذیرد و برآیند تصمیم های اقتصادی افراد و گروه های شرکت کننده در فعالیت اقتصادی، پدیده های اقتصادی را شکل می دهند. به طور دقیق به همین دلیل است که امکان تأثیرگذاری در روند پدیده ها و متغیرهای اقتصادی وجود دارد بر اساس این، نظریه پردازان اقتصاد اسلا می نیز در مقطع فعلی از تاریخ تکامل نظریه های اقتصاد اسلا می به دنبال معرفی الگوی نظری مناسبی برای تغییر حرکت رفتارهای اقتصادی در جامعه در جهت الگوی مطلوب اسلا می هستند. واژه توزیع از باب تفعیل است و در معنای لغوی به طور عمده به مال نسبت داده می شود و به معنای قسمت و حصه حصه کردن مطلق آن است. از نظر معنای اصطلا حی، در نظام اقتصاد اسلا می، به تقسیم کردن مواجب، منابع طبیعی خدادادی، تولیدات و مشتقات حاصل از آنها گفته می شود. به عبارت دیگر، به تخصیص و تقسیم بندی منابع تولید که« ثروت های اولیه» نامیده می شوند و بهره برداری و تبدیل آنها به کالا ها از طریق کار که «ثروت های ثانویه» نامیده می شود، توزیع می گویند.۱ توزیع منابع و درآمدهای حاصل از آن، از مشکلا ت عمده هر نظام اقتصادی است و در نهایت به علت ماهیت خاص خود از معضلا ت اصلی نظام اجتماعی به محسوب می شود.۲
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 2:53 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
اعتقادات اسلامی و اخلاقیات آن، مسلمان را به انجام کار اقتصادی ترغیب ساخته، انگیزه های متعدّدی را در او ایجاد می کند.برخلاف آن چه درباره آموزه های دینی گفته شده، مبانی ارزشی و اعتقادی مسلمان توانایی ایجاد برآیند رفتار توسعه زا را در خود دارد. روابط حاکم بر بازار کار، متأثّر از دیدگاه مکتب اقتصادی به کار است. اعتقادات، اخلاقیات و روش های عملی، آثارشدیدی بر رفتار دارد. نوع رفتار در بازار کار، آثار خود را در بخش تولید و بر رشد جامعه پدید می آورد. اعتقادات اسلامی و اخلاقیات آن، مسلمان را به انجام کار اقتصادی ترغیب ساخته، انگیزه های متعدّدی را در او ایجاد می کند.برخلاف آن چه درباره آموزه های دینی گفته شده، مبانی ارزشی و اعتقادی مسلمان توانایی ایجاد برآیند رفتار توسعه زا را در خود دارد. متون دینی و عملکرد اولیای دینی، کار اقتصادی را مطلوب و محبوب معرّفی کرده است و اعتقاد به قضا و قدر الاهی، رزاقیت خداوند، شفاعت، قیامت، توکّل، زهد، و صبر فقط تضادی با انجام کار نداشته، بلکه درک صحیح از موارد پیش گفته، اثر مثبت آن را بر کار و ایجاد زمینه رشد و توسعه اقتصادی نشان می دهد. بازار کار، از مهم ترین بازارهای اقتصادی است. خصوصیات منحصر به فرد نیروی کار و اثر آن بر دیگر بازارها و بر کل ّ اقتصاد جامعه اهمیّت خاصّی به آن داده است. دیدگاه مکاتب گوناگون بشری به پدیده کار و نیروی کار متفاوت است. جایگاه ارزشی کار در هر جامعه، زمینه فرهنگی اصیلی برای تأثیر بر پدیده های اقتصادی است. تغییر دیدگاه به کار اقتصادی در دوران قرون وسطا تا دوران جدید، باعث رشد جامعه غربی در بُعد اقتصادی شد. برخی، توسعه اقتصادی قرون جدید را مرهون تغییر نگاه بنیادین جامعه به کار اقتصادی و کسب ثروت، و عقب ماندگی دیگر جوامع را ناشی از کمبود بنیادهای فرهنگی دانسته، عقاید دینی و نگرش های سنتّی به کار، کسب روزی، قضا و قدر، و مانند آن را از عوامل مهمّ عقب افتادگی اقتصادی می شمارند. داوری نادرست درباره مکتب اقتصادی اسلام به طور عمده ناشی از عدم اطّلاع از مبانی دینی در این امور است. نوشته حاضر درصدد است با مراجعه به متون دینی اصیل (قرآن وسنّت)، دیدگاه کلّی دین مبین را به کار اقتصادی نشان دهد. حجم مطالب مربوط به کار در اسلام، بسیار گسترده ومتنوّع بوده و قرار گرفتن آن در یک مقاله امر دشواری است. ابواب گوناگون جوامع روایی، این مباحث را در خود جای داده است. امید است نوشته حاضر بتواند نمایی کلّی از آن مجموعه را در معرض دید دوستداران اقتصاد اسلامی قراردهد. دیدگاه دین درباره کار در گستره هستی و ویژگی های کلّی کار، رابطه عقاید خاص دینی مثل قضا و قدر الاهی، رزاقیت الاهی، تضمین روزی، و معاد با کار اقتصادی، ارتباط خصوصیات اخلاقی مثل توکّل، صبر، زهد و قناعت با کار و توسعه اقتصادی، بیان اسوه های عملی در این زمینه، اثبات مطلوبیت ذاتی کار اقتصادی، و تفاوت دیدگاه اسلام با دیگر مکاتب و اهداف و انگیزه های کار اقتصادی فرد مسلمان، مطالب آمده در نوشته حاضر است.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 2:48 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]