دیباچه
جوزف استیگلیتز در کتاب جهانی شدن و مسائل آن، دیدگاه خود را هم در زمینه اشتباهات صورت گرفته و هم در مورد نحوه رفتار در آینده تشریح کرده است. اما تمرکز اصلی کتاب او بر چگونگی مقصر دانستن است. به عقیده استیگلیتز توسعه شکست خورده یک مجرم دارد و این مجرم واقعاً کسی نیست جز صندوق بین الملل پول. او یکی از دلایل شکست تئوری ها و بازارهای آزاد را عدم اطلاعات کلیدی مردم در مورد تصمیمات مهمی می داند که باید اتخاذ کنند چرا که سیستم بازار آزاد فرض می کند مردم اطلاعات کامل دارند و در بازارهای کامل و کارا می توانند مبادله کنند. استیگلیتز می گوید: پیشرفت های اخیر در تئوری اقتصادی نشان داده اند که هر زمان اطلاعات ناقص باشد و بازارها کامل نباشند که به ویژه در کشورهای در حال توسعه همیشه این گونه است، دست نامرئی بسیار ناقص عمل خواهد کرد. در نتیجه این امر، دولت ها هم در سطح کلان و هم در سطح خرد اقتصاد می توانند تولید را با ملاحظات مناسب افزایش دهند که در این زمینه می تواند از قانونگذاری، سیاست های پولی و مالی و ... بهره ببرد.
استیگلیتز در مقاله ای با عنوان ( دست نامرئی ای در کار نیست) که در تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۰۳ در روزنامه گاردین چاپ شد، انتقادات خود را متوجه دانش متعارف اقتصاد می کند و اشاره می کند که برندگان نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱ ( که خود او از جمله آنان بود) به دنبال تبیین تأثیر نقصان و عدم تقارن اطلاعات در بازارها بودند. فرضی که سال ها اقتصاددانان متعارف بدون توجه به واقعیات اقتصادی و ساز و کار دقیق آن، بر اساس آن به تحلیل رفتارها و پدیده ها می پرداختند.
استیگلیتز عقیده دارد صندوق بین الملل پول خسارت های زیادی را از طریق سیاست های اقتصادی اعمالی خود به بازار آورده است، به ویژه این که بسیاری از کشورها برای اینکه شایسته وام IMF گردند مجبور بودند از این سیاست های اقتصادی نادرست پیروی کنند. به عقیده او IMF و کارکنانش کاربرد و اهمیت اطلاعات ناقص، بازارهای غیر رقابتی و مؤسسات ناکارآمد که همگی ویژگی های کشورهای در حال توسعه می باشد را نادیده گرفته اند. در نتیجه IMF حتی به دنبال تدوین این سیاست های غلط در کتاب های درسی نیز بود. استیگلیتز به دنبال این بود که نشان دهد نتایج این سیاست های غلط ارائه شده در کشورهایی که این سیاست ها را دنبال کردند، نه تنها براساس مقیاس های آماری مطلق بلکه مصائب واقعی انسانی را منجر شده و تبدیل به فاجعه شده است.
ادامه مطلب
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 10:56 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
زمانی که بیل گیتز در سال ۱۹۹۷ دانشگاه هاروارد را تمام نکرده رها کرد تا در یک شرکت کوچک نرم افزار کامپیوتر کار کند، کسی فکر نمی کرد که همین شخص در سن ۴۳ سالگی ثروتمندترین مرد جهان شناخته خواهد شد. گیتز از جمله متفکران استثنایی است که توانست پله های ترقی را به سرعت بپیماید و به یک غول کامپیوتری و پدیده قرن بیستم تبدیل شود. گیتز توانست این تصور خود را که «روزی که روی هر میز و در هر خانه یک کامپیوتر باشد» را دنبال کند و شرکت مایکروسافت را به عنوان بزرگترین شرکت کامپیوتری در آمریکا معرفی کند، چرا که گیتز توانست بهای سهام شرکت مایکروسافت را از ۲ دلار در سال ۱۹۸۶، تا نیمه اول سال ۱۹۹۶ به ۱۰۵ دلار افزایش دهد و در سال ۱۹۹۸، ارزش این شرکت را در بازار به ۲۶۲ بیلیون دلار برساند. گیتز در واقع یکی از معدود مدیران موسس ، اجرایی و فنی در صنعت کامپیوتر شخصی است که باقی مانده و از نظر تجاری موفق بوده است و براستی وی یک کارشناس حقیقی و متخصص کامپیوتر است. نگاهی به زندگی و رمزهای موفقیت بیل گیتز؛ این غول کامپیوتری، می تواند به حس کنجکاوی ما در مورد چگونگی کسب ثروت و شیوه های کسب و کار ثروتمندترین مرد جهان، جواب دهد. لذا در این نوشتار برآنیم که به ده رمز موفقیت بیل گیتز اشاره ای داشته باشیم.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 8:54 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
متفکران کمی در اقتصاد این گونه مانند جان مینارد کینز بدعت گذاری کرده اند. او امروز ۶۲سال بعد از مرگش هنوز هم اقتصاد را دوقطبی کرده است. آیا دولت واقعا برای اینکه اقتصاد را به جهش درآورد، باید دخالت کند؟ جان میناردکینز حتی در شبکه ویدیویی یوتیوب، هم قابل دسترسی است. کینز حتی در حوزه ای هم که توجهی به اقتصاد نداشته باشد، شناخته شده است. زیرا او به عنوان مخالف مکتب متفکران اقتصادی است که برای دولت صرفا نقش مراقب شبانه را تعیین کرده است. دولت نباید صرفا نقش مراقب و نگهبان را داشته باشد؛ بلکه باید گهگاه مداخله در امور اقتصادی هم داشته باشد. زیرا تقاضا مجموعه اقتصاد را هدایت می کند و دولت به آن تعلق دارد. کینز بود که موضوع گودال ها را مطرح کرد. کینز انگلیسی از اینکه دولت باید صرفا و ضرورتا خود خریدار (ارباب رجوع) شود، دفاع کرد. بنابراین بهتر آن است که مردم گودال ها را بکنند و دوباره پر کنند تا اینکه به بیکاری اکتفا کنند، زیرا به هر حال این گونه تقاضا رونق می گیرد و تقویت می شود. اتحادیه ها در سطح جهان برای شفاف سازی تقاضا هنوز هم در ۲۱آوریل، هر ساله به یاد سالروز مرگ وی شمعی را روشن می کنند. او درخواست افزایش دستمزدها را یک اساس و بنیان علمی می داند. کینز خود از یک ناامنی فطری در اقتصاد صحبت می کند. به نظر او تعادل در بازار کار به طور خودکار ایجاد نمی شود. یعنی همان چیزی که تا به امروز نظریه غالب دیگری تشریح کرده است. برای کسب تعادل در بازار کار، دولت هم موظف است در کنار مصرف کنندگان خصوصی وارد عمل شود. براساس نظریه کینز، دولت باید در یک وضعیت اقتصادی نامناسب از طریق سفارش ها مثلا سفارش های عنوان شده ساختمانی، اقتصاد را حمایت کند. کسری هزینه ها اصطلاحی است که مدت ها دهان به دهان گشته است و احیانا کینز خود تحت تاثیر آن واقع نشده است. در یک وضعیت اقتصادی مطلوب دولت می تواند خود هزینه ها را مثلا توسط افزایش مالیات بر ارزش افزوده تامین کند. این تصویر در سطح کارفرمایان هم باید مصداق داشته باشد آنها خود مسوولیتی را در قبال مجموعه اقتصاد به عهده دارند. از این جهت کارفرمایان نباید بنابر یک توصیه حتی در زمان بحران هم دستمزد کارمندان را کم کنند.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 8:49 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
بیل گیتس ثروتمندترین مرد جهان است که ۱۱ سال متوالی برنده این عنوان بوده و دارایی او در حدود ۵۱ میلیارد دلار تخمین زده می شود. گیتس در سن ۴۳ سالگی ثروتمندترین مرد جهان بود. او از سن ۲۰ سالگی تاکنون رئیس شرکت مایکروسافت بوده است که ارزش آن چیزی در حدود ۵۰ بیلیون دلار است. گیتس با دگرگونی مایکروسافت و تبدیل آن به یک بازیگر مهم در صنعت کامپیوتر و استفاده از جایگاه برتر جدید برای ایجاد بستری جهت رشد خیلی زیاد در برنامه های کاربردی فکر خود را به منصه ظهور گذاشت. گیتس از همان ابتدا و خیلی زود دریافت که اگر بخواهد فکرش را به نتیجه برساند، لازم و ضروری است که یک استاندارد صنعتی ایجاد شود. او همچنین می دانست که اگر هرکسی زودتر و قبل از همه به آنجا برسد فرصت و شانس مهم تری برای داشتن قدرت در صنعت کامپیوتر خواهد داشت. ثروت گیتس به اندازه ای است که خارج از درک ما است و این خود هم مایه رشک ما است و هم کنجکاوی ما را بر می انگیزاند. اما آنچه مهم می نماید شیوه کسب و کار گیتس است که در آن گیتس به مدیران هشدار می دهد؛ «به همه کسب و کارها هشدار می دهم که حتی اگر تاکنون در صنعت خود بی رقیب هستید، ممکن است به زودی مورد هجوم بازیگران داد و ستد اینترنتی قرار بگیرید!»
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 8:47 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
علم مالیه عمومی باید همواره شرایط سیاسی را به طور روشنی در نظر داشته باشد. این علم به جای اینکه منتظر دستورالعمل تئوری های مالیات گیری مبتنی بر فلسفه های سیاسی از رده خارج باشد، باید تلاش کند تا رازهای مربوط به رشد و توسعه را بازگشایی کند. (ویکسل، ص ۸۷) در این هنگام اگر ذکری از تاثیر کنوت ویکسل، اقتصاددان بزرگ سوئدی، بر کارهایم نکنم بی انصافی خواهد بود. تاثیر او به حدی است که بدون آن من در این جایگاه قرار نمی گرفتم. بسیاری از تحقیقات من خصوصا آنها را که مربوط به حوزه اقتصاد سیاسی و تئوری مالی است، می توان به نحوی از انحا تکرار متفاوت، تشریح و یا بسط دیدگاه های ویکسل قلمداد کرد. این سخنرانی من نیز استثنایی از این قاعده قلمداد نمی شود. یکی از هیجان انگیزترین لحظات زندگی فکری من زمانی است که در سال ۱۹۸۴ تز دکترای ناشناخته و ترجمه نشده ویکسل را کشف کردم. این تز در قفسات خاک اندود کتابخانه دانشگاه شیکاگو قرار داشت. تنها فراغت پس از فارغ التحصیلی بود که مرا به جست و جو در آنجا کشاند. این کشف، مرا هم نمونه ممتاز دیگری از مصداق این حرف گرداند که یادگیری می تواند نتیجه فرعی جست و جوی دیگری باشد . اصول جدید ویکسل در مورد عدالت مالیاتی به من اعتماد فوق العاده ای بخشید. ویکسل که در حوزه عقاید اقتصادی چهره شناخته شده ای است، تئوری های رایج و مسلم مالیه عمومی را به چالش کشید. انتقادات او با نقدهای من به این حوزه کاملا هم جهت بود. از آن زمان تصمیم گرفتم که دیدگاه های ویکسل را برای عموم تشریح کنم. بلافاصله ترجمه کتاب او را شروع کردم و در این کار از کمک های الیزابت هندرسون قبل از انتشار نهایی اثر بهره ها گرفتم.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 8:45 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
«با ایشان به صورت هفتگی جلسه داشتیم.» شاید اگر مرحوم بهشتی در هفتمین روز از تیرماه رخت از دنیا برنمی بست و همچنان در میان یاران خود باقی می ماند، اکنون سرنوشت بسیاری از رجال سیاسی و اقتصادی کشور نیز دگرگون شده بود. خاطرات روزهای دهه ۵۰ بازاریان مسلمان مملو از دیدارهایی شده که جملگی نامی مشترک در میان خود دارند. شاید چندان تفاوتی نداشته باشد که راوی داستان های بازاریان عزت شاهی باشد یا حبیب الله عسگراولادی، شاید هم چندان تفاوتی نداشته باشد که مهدی عراقی از روزهای مهاجرت نقل کند یا مبارزان ملی بازار تهران روزهای نبرد را به تصویر بکشند چراکه نامی مشترک در میان تمام گفتار ها به گوش می رسد. اگر مرحوم طالقانی معتمدی برای جملگی مبارزان بود، بهشتی نیز برای آنان به نام مذاکرات با سران انقلاب تعبیر می شد. اگر روزی پیران اتاق بازرگانی نامه یی را برای حضور در ساختمان خیابان طالقانی به بهشتی ارائه می کردند، روزی دیگر عده یی از سیاست ورزان برای تاسیس حزبی نوین به دیدار بهشتی می رفتند. اگر روحانی معتمد انقلاب زمانی بازاریان را برای انقلاب هدایت می کرد و کمیته اعتصابات را نظم می داد، او روزگاری بعد به اتاق بازرگانی می رفت تا در جمع صاحبان سرمایه به نقد سرمایه داری بپردازد. شاید اگر روزهای سخت بازار تهران از یادهای بازاریان می رفت، آنان نیز در نشست نقد سرمایه داران به انتقاد از روحانی انقلابی می پرداختند؛«روزی آقای بهشتی برای سخنرانی به اتاق آمدند. ایشان در ابتدای سخن خود اشاره کردند برای حمایت از سرمایه داران به اتاق نیامده اند.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 8:44 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
اشتباهات تجاری به عنوان جزئی از دور زندگی فعالیت اقتصادی تلقی می شوند واشنگتن – در سال ۲۰۰۰، مارک فلوری متوجه شد که مشکلی در شرکت نرم افزار رایانه ای جدید التأسیس او "تلکل" وجود دارد. شمار کاربران این شرکت افزایش می یافت اما درآمدهای آن بیشتر نمی شدند. فلوری و شریک او در پیدا کردن چیزی که بتوانند آن را جهت کسب سود به کاربرانی بفروشند که از طریق برنامه های رایانه ای رایگان خود جذب کرده بودند، با مشکل مواجه شدند. هنگامی که تأمین سرمایه فعالیت اقتصادی، کمیاب شد و پولی که برای سرمایه گذاری در اختیار داشتند تمام شد، هیچ چاره ای نداشتند جز اینکه در شرکتشان را تخته کنند. طبق توضیح فلوری برای بنیاد کافمن که در زمینه پیشرفت فعالیت های اقتصادی کار می کند، مورد تلکل غیر عادی نیست. بنا بر بررسی های اداره آمار ایالات متحده از دهه ۱۹۹۰، نزدیک به نیمی از فعالیت های اقتصادی نوپا، علیرغم ی زمان و انرژی فراوان و غالبا اندوخته های عمری که در این فعالیت ها سرمایه گذاری می شوند، در همان چهار سال اول شکست می خورند. کارشناسان فعالیت های اقتصادی می گویند داشتن یک ایده عالی برای موفقیت در کار اقتصادی کافی نیست. بنگاه های اقتصادی نوپا به دلیل بازاری که ناکافی است یا به خوبی تعریف نشده، فقدان برنامه ریزی، منبع مالی ناکافی، مدیریت پول نقد ناکارآمد و عوامل دیگر شکست می خورند.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 8:41 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
استاد میرمصطفی عالی نسب، اقتصاددانی بود كه اقتصاد را سیاسی می دانست و خود نیز طی هفتادسال به عنوان یك كنشگر اقتصادی در عرصه اجتماع و سیاست عمل كرد. وی در تیرماه ۱۳۸۴ پس از چندین ماه بیماری، درگذشت. طبق یك روش جاری، همكاران و هواداران ایشان در رثای وی سخنانی گفتند و از شخصیت اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و معنوی اش تجلیل كردند؛ خلاصه آن كه "هركس از ظن خود شد یار او" و برپایه این طنز پرمعنای زنده یاد مهندس مهدی بازرگان كه گفته بود: "در ایران مرده بد و زنده خوب وجود ندارد"، هركس از بخشی از ویژگی های ارزنده و ماندگار استاد عالی نسب سخن ها گفتند. نگارنده بر آن نیست كه از عالی نسب به عنوان یك شخص سخن بگوید، بلكه می خواهد از روش و منش عالی نسب و یا به عبارت دیگر، از "عالی نسب" به عنوان یك رویداد، یك اتفاق و یك موضوع در بستر تاریخ اجتماعی سخن گوید، چون معتقد است كه عالی نسب با تمامی ویژگی هایش، تبلور یكصدسال مبارزه مردم ایران در رهایی از وابستگی است؛ چیزی كه دوستان قدرتمند عالی نسب در سال های حضور و نظارت بر دستگاه های اجرایی و قانون گذاری در حاكمیت ایران، می توانستند در راستای "فرهنگ ساختن" و "نهادینه كردن" این روش و منش، كاری كارستان كنند؛ اما دریغا كه چنین نشد و یا از آن غفلت كردند و یا نتوانستند آرمان ها را به عمل درآورند. درنتیجه سهل انگاری ها و كم كاری ها و یا نداشتن درك صحیح و شفاف از مسئله یا دخالت نیروهای فشار و درافتادن به كژراهه ها و كژاندیشی ها، به شكلی منفعل و خودباخته و بی هویت، تسلیم موج های ورودی برای جایگزینی این روش و منش شدند.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 8:38 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نگاهی به زندگی و اندیشه آدام اسمیت آدام اسمیت را می توان بنیانگذار علم اقتصاد مدرن غربی دانست. آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل ریشه ی همه ی خیرها را در سرمایه داری می جوید و وظیفه ی حکومت مدنی را دفاع از ایمنی دارائی و دفاع از توانگران در برابر مستمندان می داند. آدام اسمیت (ADAM SMITH) اقتصاددان و فیلسوف اخلاق اهل اسکاتلند است. او متولد سال ۱۷۲۳ م است. پدرش اندکی قبل از تولد او در گذشته بود. مادر آدام اسمیت، مارگرت داگلس نام داشت و ارتباط عاطفی نزدیکی مابین این مادر و فرزند وجود داشت.(۱) اسمیت دوران تحصیل ابتدائی را در شهر محل تولدش گذراند و در چهارده سالگی به دانشگاه گلاسکو رفت. در اسکاتلند قرن هجدهم زمان آغاز تحصیلات دانشگاهی چهارده سالگی بود. در سال های تحصیل در گلاسکو، ریاضیات و فیزیک جزو دروس مورد علاقه ی او بود. اسمیت پس از سه سال تحصیل در گلاسکو به آکسفورد رفت. در آکسفورد به تحصیل دروسی پرداخت که او را جهت کشیش شدن آموزش می دادند. اسمیت مدرسان آکسفورد را افرادی بی مایه و کاهل یافت و به نظام آموزشی آن انتقادهای بسیاری داشت. مدتی بعد امکان برگزاری یک سلسله سخنرانی های ادبی در دانشگاه ادینبورگ برای او پدید آمد. در سال ۱۷۵۱ کرسی درس منطق دانشگاه گلاسکو به او پیشنهاد گردید و بدینسان اسمیت فعالیت خود در مقام استاد دانشگاه را آغاز کرد. مدتی بعد استاد درس اخلاق آن دانشگاه نیز بیمار گردید و کرسی درس او نیز در اختیار آدام اسمیت قرار گرفت. آدام اسمیت دوازده سال عهده دار تدریس فلسفه اخلاق در گلاسکو بود. کلاس های درس او با استقبال بسیار دانشجویان روبه رو گردید. او در اواخر دوران اقامت در گلاسکو به عنوان ریاست دانشکده دست یافت. در ژانویه ی سال ۱۷۶۴ شغل جدیدی در مقام معلم خصوصی و سرپرست دوک باکلو یافت و لذا گلاسکو را ترک گفت و همراه شاگرد جوانش به مسافرت اروپا رفت.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 8:30 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
کورنیوس واندربیلت در تاریخ ۲۴ مه ۱۷۹۴ در نیویورک متولد شد. پدر او کشاورزی بود که محصولاتش را در بازار نیویورک می فروخت و در کنار بندر نیز ماهیگیری می کرد. ● پیشینه و ظهور کورنیوس واندربیلت در تاریخ ۲۴ مه ۱۷۹۴ در نیویورک متولد شد. پدر او کشاورزی بود که محصولاتش را در بازار نیویورک می فروخت و در کنار بندر نیز ماهیگیری می کرد. واندربیلت توجه زیادی به مدرسه نداشت و زندگی خارج از آن را ترجیح می داد. در کودکی به سختی می توانست بخواند و بنویسد. او علاقه بسیار زیادی به کسب و کار داشت. در سال ۱۸۱۰ یعنی تنها زمانی که ۱۶ سال سن داشت، مادرش به او ۱۰۰ دلار برای پاکسازی و کاشت بر روی یک زمین ۸ آکری داد. او با باقی مانده این پول، یک قایق کوچک خرید. او با همین قایق کوچک شروع به جابجایی مسافر کرد. او خیلی زود این کسب و کار را از دست داد زیرا قایق کوچکش در همان چند هفته نخست با یک مانع برخورد کرد اما هم قایق و هم سرنشینان آن نجات یافتند. این حرفه درس های خوبی را در زمینه کسب و کار به واندربیلت آموخت. او بدون ترس از شرایط آب و هوایی به کارش ادامه داد و همین امر باعث اعتبار و شهرت او شد. رضایت مشتریان باعث شد که او همچنان به کسب و کارش ادامه دهد. او اصول ساده اقتصادی همچون هزینه های پایین، گردش مالی بالا، کاهش هزینه ها نسبت به رقبا و غیره را از طریق همین حرفه آموخت. ● لحظات مهم همانند بسیاری دیگر از کارآفرینان، در زمان جنگ آمریکا و انگلستان در سال ۱۸۱۲، واندربیلت این جنگ را به مثابه فرصتی برای توسعه کسب و کارش می دید. در حالی که او همچنان به کسب و کارش ادامه می داد، با ارتش قرارداد بست و پول بیشتری را از طریق حمل مواد غذایی به دست آورد. این امر به او کمک کرد تا دو قایق دیگر بخرد. تا سال ۲۴ سالگی، واندربیلت توانست ۹۰۰۰ دلار پس انداز کند و با همین پول کسب و کارش را توسعه داد. به علاوه او از چند قایق درآمد داشت. همه چیز بر وفق مراد واندربیلت پیش می رفت تا این که در سال ۱۸۱۷ قایق های بخار وارد این کسب و کار شدند. دو کارآفرین بزرگ یعنی رابرت فولتون و رابرت لیوینگستون فن آوری نوین خود را وارد نیویورک کردند و به مدت ۳۰ سال انحصار تردد قایق های بخار را به دست گرفتند.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 8:24 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
به دنبال مطرح شدن نظریه های مختلفی در مورد رابطه نرخ بهره بانکی و تورم و تاکید دست اندرکاران وزارت اقتصاد ایران مبنی بر بی ارتباط بودن نرخ بهره با تورم در شرایط کنونی اقتصاد ایران جوزف استیگلیتز برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱ میلادی نیز این ارتباط را رد کرد. وی در نیمه دوم ماه می سال ۲۰۰۸ میلادی در جمع سران بانکهای مرکزی اذعان داشت برای حل کردن مشکل تورم کنونی افزایش نرخ بهره بانکی نمیتواند موثر باشد. افزایش نرخ تورم در کشورهای مختلف جهان و بحران موجود در اقتصاد جهانی به خصوص کشورهای امریکا و اروپا سبب شد تا تمامی دست اندرکاران امور اقتصادی به فکر پیدا کردن راههای مختلفی برای حل این بحرانها باشند. در این میان استفاده از کمک و راهنمایی اقتصاددانان بزرگی همچون جوزف استگلیتز برنده جایزه نوبل اقتصاد بسیار سودمند است. استیگلیتز که هم اکنون استاد رشته اقتصاد در دانشگاه کلمبیا است در سال ۲۰۰۱ میلادی موفق به دریافت جایزه نوبل اقتصاد شد. این اقتصاددان برجسته امریکایی در سال ۱۹۴۳ میلادی در امریکا متولد شد و پس از سالها تحصیل در رشته اقتصاد سالها معاونت ریاست بانک جهانی هم اکنون یکی از برجسته ترین اقتصاددانان حامی جهانی سازی و تجارت ازاد محسوب می شود.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 8:16 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
عصر آشوب، آخرین کتاب الن گرینسپن، رییس پیشین بانک مرکزی ایالات متحده است که به زودی در ایران نیز منتشر خواهد شد. عصر آشوب تحت حمایت شرکت سرمایه گذاری بوعلی، توسط حسین صبوری و علی فیاض بخش و با ویراستاری علیرضا طیب ترجمه شده و هم اکنون در دست انتشار است. مقدمه ای کوتاه بر پیشینه گرینسپن و کتاب وی را به قلم مترجمان کتاب می خوانید. آلن گرینسپن در سال ۱۹۲۶ متولد و در ارتفاعات واشینگتن در مجاورت نیویورک سیتی بزرگ شد. وی در ابتدا بدنبال یادگیری کلارینت یا همان قره نی رفت و در این زمینه به صورتی حرفه ای کار کرد . او سپس دوران لیسانس، فوق لیسانس و دکتری اقتصاد را( البته با وقفه ای طولانی) در دانشگاه نیویورک به اتمام رساند و در سال ۱۹۵۴ شرکتی تخصصی در زمینه مشاوره اقتصادی با نام Townsend Greenspan را تأسیس نمود . وی از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۷ کرسی ریاست انجمن مشاور ه اقتصادی پرزیدنت فورد را بر عهده گرفت و در سال ۱۹۸۷، پرزیدنت ریگان وی را به عنوان رییس فدرال رزرو انتخاب نمود و وی این مقام را تا موقعی که در سال ۲۰۰۶ بازنشست شد، حفظ نمود. بسیاری از اقتصاد دانان آقای گرینسپن را بزرگترین رییس بانک مرکزی در طول تاریخ بانکداری جهان می دانند. به عقیده آنها، آقای گرینسپن برای هدایت منحصربه فرد سکان اقتصاد آمریکا طی بحران هایی چون سقوط بازار بورس در۱۹۸۷، رشد خارج از کنترل بازارهای مالی در دهه نود و رکود اقتصادی پس از حملات یازده سپتامبر ۲۰۰۱، باید مورد تحسین قرار بگیرد.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 8:12 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
اولین رمز موفقیت بیل گیتز را می توان در تشخیص موقعیت کاری وی ارائه کرد. شاید اکثر ما فکر کنیم که شانس و اقبال با گیتز همراه و همساز بوده و او را تا این حد بالا رسانده است اما اگر کمی به گذشته گیتز توجه داشته باشیم می بینیم که آنچه که باعث موفقیت گیتز شده، تشخیص وی از اهمیت معاملات بوده و نه شانس و اقبال.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
![]()
ادامه مطلب
سخنرانی جیمز بوکانان هنگام دریافت جایزه نوبل
ادامه مطلب
آیا بهشتی حامی بازار بود
![]()
ادامه مطلب
ادامه مطلب
![]()
ادامه مطلب
ادامه مطلب
![]()
ادامه مطلب
![]()
ادامه مطلب
آلن گرینسپن در سال ۱۹۲۶ متولد و در ارتفاعات واشینگتن در مجاورت نیویورک سیتی بزرگ شد. وی در ابتدا بدنبال یادگیری کلارینت یا همان قره نی رفت و در این زمینه به صورتی حرفه ای کار کرد
ادامه مطلب
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]