ایران ما

بیاید کشوری نمونه در جهان بسازیم

وقتی مکاتب اقتصادی مورد بررسی قرار می گیرند بسیار مهم است که سیر تکاملی این مکاتب مورد توجه باشد، به گونه یی که هر مکتب در ظرف زمانی خود شناخته شود. مثلاً وقتی مکتب کینز مورد بررسی قرار می گیرد باید توجه شود این بررسی ها تنها برای آگاهی خواننده است نه آنکه تصور شود این مکتب هنوز زنده است و بخشی از کشورها پیرو آن هستند. در واقع آخرین مکتبی که ظهور کرده و همچنان به صورت غالب در جهان زنده بوده و به اجرا در می آید مکتب شیکاگو به رهبری میلتون فریدمن است که متاسفانه در کشور ما به دلیل غلبه تفکرات چپ، بعد از انقلاب از او چهره یی منفور ساخته شد و ما را برای مدت های مدید از واقعیات علم اقتصاد دور ساخت. نکته جالب در این مورد آن است که بحران اقتصادی کنونی امریکا در واقع به این علت به وجود آمده که دولت امریکا می خواست همچنان نفوذ ابرقدرتی و هژمونی یکه تاز خود را بر جهان، اعمال کند و به همین دلیل ناچار شد یکی از آموزه های مهم این مکتب یعنی محدود شدن هزینه های دولت را نادیده گرفته و البته هم اکنون در حال دریافت نتیجه و تبعات اعمال این هژمونی (یعنی بحران اقتصادی) است. در هر صورت مکتب شیکاگو نیز در واقع ادامه تکامل یافته همان مکتب کلاسیک است که آدام اسمیت بنیانگذار آن بود. به همین دلیل بررسی مکاتب اقتصادی معمولاً با افکار و آثار او که پدر علم اقتصاد هم لقب گرفته است، آغاز می شود. ما پس از این سعی می کنیم هر ماه به بررسی زندگی و آثار یکی از دانشمندان علم اقتصاد که در حرکت پرفراز و نشیب این علم نقش تعیین کننده یی داشته اند، بپردازیم.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 8:08 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

  شادروان دکتر حسین عظیمی از نگاه غلامحسین دوانی
 
 
شادروان دکتر حسین عظیمی از نگاه اقتصاددانان    
 
     
   

● چشمی به کویر دلی به مهر توسعه ایران

در دهه ۱۳۷۰ که به تازگی به استخدام شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی درآمده بودم. موضوع سرمایه گذاری های کلان تأمین اجتماعی در راستای اهداف اقتصادی برنامه دوم توسعه مدنظر بود. برای ما تنی چند از کارشناسان مالی و سرمایه گذاری که اطلاعات درست و حسابی هم از سیاستگذاران کلان کشور نداشتیم. جلساتی در چهارشنبه آخر هر ماه در شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی برگزار می شد. در این جلسات که به همت هیأت مدیره وقت ستاد برگزار می شد، شادروان دکتر حسین عظیمی به عنوان استاد مهمان سخنرانی می کرد و ضمن تشریح اهداف کلان اقتصادی برنامه اول و دوم به پرسش های مدعوین پاسخ می داد. احاطه استاد به چم و خم اقتصاد ایران و فروتنی و دانش ایشان تأثیر شگرفی بر مدعوین آن جلسات که امروزه هر یک منصبی را عهده دار هستند، می گذاشت و من برای نخستین بار افتخار آشنایی حضوری با استاد را در این جلسات به دست آوردم.

بعدها که جهت سخنرانی در همایش های انجمن حسابداران خبره ایران از ایشان دعوت به عمل می آمد با طیب خاطر می پذیرفت و جالب این که در بیش تر همایش ها بالاترین امتیاز را سخنرانی آن شادروان کسب می کرد. او فرزند کویر بود و تا واپسین روز زندگی بدان عشق می ورزید. او می گفت: کویر، حداقل برای ما کویریان ، دنیایی اعجاب انگیز است . شاید شب های ستاره باران کویر است که ما مردمان این صحراهای پهناور کشور را بر این می دارد که حتی در دل هر تاریکی به روشنایی دل بندیم( نقل از کتاب مدارهای توسعه نیافتگی اقتصاد ایران)

دکتر عظیمی با همه ملامت و رنجی که چه از طرف به اصطلاح اقتصاد خوانده ها و چه اقتصاددانان تعدیلی و چه از طرف نابخردان سیاسی اقتصادی بر او رفته بود. در همه سخنانش با رقه امید و آرزوی دستیابی به توسعه هویدا بود.

 


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 8:01 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

 
   
 
 
آدام اسمیت مبلغ اخلاق منافع شخصی    
 
     
   

آدام اسمیت بی نظیرترین شمایل مقدس لیبرال هاست؛ اما هنوز بیش از ۲۰۰ سال بعد از مرگش پدر علم اقتصاد نامشخص مانده است. آثار او با وجود طرح های گویایی از جمله «دست نامرئی بازار» مهلت زیادی را برای تفسیر کردن باز می گذارد.

آدام اسمیت در سال های پایانی عمرش بازرس ویژه گمرگات اسکاتلند بود. فیلسوف اخلاق در انجام وظایفش و در خدمت به خوبی عمل کرد، به این معنا که او برای مبارزه با قاچاقچیان لاشه کشتی های به جا مانده در ساحل را برای مقامات نظامی بازسازی کرد.

اگر او در حال حاضر زنده می بود، به خوبی می توانست با بازرسان مالیاتی و پرتال سرمایه های متواری در لیشتن اشتاین را تعقیب کند (اشاره به موضوع رسوایی مالی که چندی پیش در لیشتن اشتاین اتفاق افتاد).

اگر دفاع از ایده بازار آزاد علیه مداخله دولت باشد به درستی آدام اسمیت معروف ترین شاهد اصلی است. او به عنوان بنیانگذار علم اقتصاد و لیبرالیسم سیاسی اعتبار دارد. طرح او از «دست نامرئی» دلیل بی نظیری است که به حرمت مکانیسم بازار اگر هر کسی به دنبال منافع خود باشد وضعیت همه مطلوب خواهد شد.

محاسبات اقتصادی اسمیت در نگاه اول به نظر به عنوان محاسبات سرد و بی روح یک انسان خردمند می آید. او در اثر خود به نام «رفاه ملت ها» می نویسد: ما وعده های غذایی مان را از رفاه قصاب، نانوا و نوشابه ساز انتظار نداریم، بلکه از دقت آنها به علاقه خاص شان انتظار داریم. «ما به عشق انسانی آنها برنمی گردیم، بلکه به عشق خود برمی گردیم و هرگز با آنها از نیازهای مخصوص خودمان صحبت نمی کنیم، بلکه از منافع آنها صحبت می کنیم.» سرانجام «دست نامرئی بازار» تمامی توجهات جداگانه را جمع می کند و از آن رفاه خارق العاده جمعی را تولید می کند.

این توجیه اخلاقی یک سیاست که بازار را به جریان آزاد وامی گذارد تا به امروز باعث عکس العمل های شدیدی شده است. یوزف استیگ لیتس «Joseph Stiglitz» ریاست سابق مالی بانک مرکزی و بعدها منتقد معروف بازار در گاردین در مقاله ای راجع به دانیل کانه من، Daniel Kaneman و ورنون اسمیت Vernon Smith که برای انتظارات رادیکال بازار موفق به دریافت جایزه نوبل شده اند، می نویسد: «دست نامرئی آدام اسمیت نامرئی است؛ چون اصلا وجود ندارد.»


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 7:58 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

   
 
 
تئودور شولتز ، اقتصاددان کشاورزی برنده جایزه نوبل اقتصاد    
 
     
   

کار اصلی پنج تن از برندگان جایزه نوبل اقتصاد در زمینه توسعه بوده و تجربیات تحقیقاتی یکی از آنها اقتصاد کشاورزی است . این اقتصاددان تودور شولتز می باشد . (TheodoreW.Schultz) . وی به علت آشنائی تنگاتنگی که با کشاورزی امریکا ، شوروی سابق و کشورهای درحال توسعه داشت بدون واسطه تجربیات عملی قابل توجهی کسب کرده بود . او تعطیلات دانشگاهی خود را در جوامع روستائی و در میان کشاورزان کشورهای توسعه نیافته می گذراند .

به علت این ارتباط مستقیم او احترام خاصی به هوشمندی ،اعتماد به نفس وکارآمدی کشاورزان این کشورها قائل بود . به ویژه که توانائی واکنش صحیح آنها در مواجه با مسائل و تنظیم سطح زندگی متعارف برای او قابل توجه بود .شولتز اقتصاددانی بود که آثار او در اقتصاد کشاورزی و به ویژه تجزیه و تحلیل سیاست های کشاورزی در کشورهای در حال توسعه موجب شد که جایزه نوبل اقتصاد را در سال ۱۹۷۹ همراه با آرتور لوئیس نصیب خود کند.

جدا از کارهای خود، شولتز در اشاعه آثار و عقاید دیگران نیز سهم زیادی دارد. او گرچه مبدع نظریه سرمایه انسانی نیست، ولی در نطقی تحت عنوان «سرمایه گذاری در سرمایه انسانی» که در سال ۱۹۶۰ به مناسبت انتخاب خود به ریاست انجمن اقتصاددانان آمریکا ایراد نمود، توجه عموم مراکز تحقیقاتی را به این موضوع جلب کرد و لذا شاید بتوان او را پدر نظریه سرمایه انسانی به حساب آورد. همچنین تلاش های او در مورد «اقتصاد خانواده» که موضوعی گره خورده با نام گری بکر و دیگر اقتصاددانان دانشگاه شیکاگو می باشد ،شایان ذکر است.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 7:55 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

 
   
 
 
امیدیار پولدارترین ایرانی دنیا و موسس ebay    
 
     
   

در دورانی که دیگر کمتر از معجزه اقتصاد نوین یاد می شود، یک ایرانی مقیم آمریکا باعث شده تا هنوز هم اعتبار دست اندرکاران اقتصاد نوین و آینده آن حفظ شود. طی دهه نود چنان اقتصاد نوین همه کس و همه چیز را متوجه خود ساخت که همگان باور کردند به زودی ساختارهای سنتی اقتصاد و صنعت تحت تأثیر آن بسیار کمرنگ و کم رونق خواهند شد.

رشد سرسام آور اینترنت و شرکت های نوپای اینترنتی حتی نوعی فرهنگ جدید را در بین مدیران و فعالان اقتصادی ایجاد کرد. این فرهنگ از پوشش و لباس گرفته تا نحوه حرف زدن و فکر کردن را تحت تأثیر خود قرار می داد.

به عنوان مثال در بسیاری از شرکت های نوین و نوپا لباس رسمی از کت و شلوار و کراوات به یک تی شرت و شلوار ساده بدل شد. مدیران شرکت های اینترنتی که یک شبه ثروتمند شده بودند، معتقد بودند بین فضای سنتی خانه و محیط شرکت نباید مرزی گذاشت و لباس خانه و محل کار باید تا حد ممکن نزدیک به هم باشد تا بدین ترتیب مرز میان کار و «بقیه زندگی» از میان رفته و مرز های کار و اداره از میان بروند.

در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون رشد بسیار بالا و بی سابقه بورس این تحول را مضاعف کرد. اما اکنون خبر چندانی از آن سرو صداها و جار و جنجال های خیره کننده نیست. بااین حال پی یرامیدیار بیش از هر کس دیگری باعث می شود تا تصور گذشت از اقتصاد نوین حفظ شود. این مرد ایرانی الاصل با بنیان نهادن سایت حراج اینترنتی Ebay به یکی از سردمداران اقتصاد نوین بدل شده است.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 7:51 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

مطلب حاضر به معرفی هانس هرمان هوپه، اقتصاددان آلمانی تبار می پردازد که تاکنون کم تر در معرفی وی به جامعه فارسی زبان تلاش شده است. این معرفی در خلال مصاحبه ای که « سوکادا سیاهدان » با وی در سال ۲۰۰۶ انجام داده صورت می پذیرد و نمونه جالبی از اظهارنظرهای یکی از مطرح ترین چهره های مکتب اتریش را در خصوص مسایل روز جهان و علم اقتصاد پیش روی ما می گذارد.

برای آشنایی مقدماتی باید گفت، هانس هرمان هوپه در دوم سپتامبر سال ۱۹۴۹ در شهر پاین واقع در غرب آلمان به دنیا آمد . در دانشگاه های سارلاندس ، گوته و میشیگان به تحصیل فلسفه، جامعه شناسی، تاریخ و اقتصاد پرداخت . مدرک دکتری را در سال ۱۹۷۴ و هبلیتیشن Habilitation (مدرک خاص چند کشور اروپایی و آسیایی که پیش درآمد و لازمه احراز پست استادی است) را در ۱۹۸۱ در بنیاد جامعه شناسی و اقتصاد دانشگاه گوته دریافت کرد . او استاد دانشگاه های مختلف کشور آلمان و همین طور دانشگاه جان هاپکینز بلونیا در کشور ایتالیا بوده . در سال ۱۹۸۶ از آلمان به آمریکا مهاجرت کرد و در حال حاضر در دانشگاه نوادای لاس وگاس مشغول تدریس است .

مطابق رسمی که حتی تا امروز نیز ادامه یافته، هانس هرمان هوپه در خلال سال های جوانی یکی از طرفداران اندیشه های چپ (مارکسیسم) بود . این ماجرا ادامه داشت تا این که با خواندن نقدهای « بوهم باورک » بر مارکسیسم، اولین بذرهای عدم اعتقاد به سیستم مارکسیستی در وی رشد کرد و همین اندیشه ها بودند که وی را به توهم موجود در ایده غالب و مد روز آن روزگار (مارکسیسم) آگاه کردند. وی برای مدتی یک « پوپری » معتدل و سوسیال دموکرات بود . و این موضوع پیش زمینه و مسبب تصمیم وی برای آزمودن علوم اقتصادی و جامعه شناسی شد .


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 7:45 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

محمدیونس، استاد دانشگاه و اقتصاددان بنگلادشی و بانك گرامین كه خود مؤسس آن بوده است، مشتركاً جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۶ را تصاحب كردند. این جایزه نصیب بسیاری افراد بد و خوب دیگر نیز شده است. آنچه در پس این انتخاب شایسته مایه عبرت و درس آموزی است، توجه به اندیشه های والایی است كه او موفق به پیاده سازی آنها شده است؛ آن هم در متزلزل ترین و فقیرترین كشورهای جهان، یعنی وطن او، بنگلادش.

همه چیز از زمانی آغاز شد كه ۲۷ سال قبل، زمانی كه محمد۳۸ساله در دانشگاه مشغول تدریس نظریه های اقتصادی بود، در درون خود با تضاد بزرگی مواجه شد: از یك سو ، طنین پرسروصدای تدریس وجوه مختلف نظریه های اقتصادی در كلاس و اختصاص میلیون ها دلار از سوی دولت در برنامه های پنج ساله برای از بین بردن فقر و از سوی دیگر، قحطی و وضعیت فلاكت بار میلیون ها انسانی كه او هر روز با آنها مواجه می شد و می دید كه در بیرون از كلاس درس، با جسم های نحیف و روح های خسته، چشم امید گشوده داشته اند و دست به دعا برداشته اند تا از روزمرگی فقر و ناداری برهند و طلوع سپیده رهایی را ببینند.

هنگامی كه او با پیگیری دلسوزانه متوجه شد كه زنان فقیر روستای مجاور او، اجیر تاجران پول پرستی هستند كه حاصل دسترنج چهارپایه های تولیدی آنها را صرفاً به دلیل دراختیار گذاشتن پول قرضی برای تهیه مواد اولیه آن، به ثمن بخس می خرند، به شدت برآشفت و به فكر فرو رفت كه چگونه در جامعه ای زندگی می كند كه نمی تواند به ۴۲ زن پرتلاش و ماهر، جمعاً ۲۷ دلار بدهد. او خود تصمیم گرفت از این شرمندگی برهد. بلافاصله ۲۷ دلار را از جیب خود درآورد و از طریق دانشجویانش به زنان رساند و به آنها اعلام كرد كه این یك وام است و آنها می توانند هر زمان كه توانایی پیدا كردند باز پس دهند. این كار ، برای آن زنان كارستان شد و آنهامدتی بعد وام را نیز باز پس دادند. محمد یونس این كار را به دو ، ۱۰ و سپس ۵۰ روستای دیگر تعمیم داد و برای انجام آن در سطح وسیع به بانك های دولتی مراجعه كرد و پیشنهاد داد آنان این كاررا انجام دهند. این انتظار از بانك هایی كه فلسفه وجودی شان پرداخت بیشتر به افراد پولدارتر بود برآورده نشد، به این جهت محمدیونس تصمیم گرفت خود، بانك مستقلی تأسیس كند و پس از دو سال تلاش ، مجوز تأسیس بانك گرامین را از دولت اخذ كرد.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 7:40 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

در ناهارخوری دانشگاه شیکاگو بودم که اعلام کردند میلتون فریدمن درگذشته است. او سالهای مهمی از زندگی اش را اینجا در همین دانشگاه سپری کرده بود؛ و به همین خاطر بلند شدم و از افرادی که آن اطراف بودند در مورد فریدمن پرسیدم. از صحبتهایشان فهمیدم با وجود آنکه فریدمن حدود سی سال پیش از این دانشگاه بازنشسته شده اما سایه عقایدش همچنان با شدت بر دانشگاه شیکاگو سنگینی می کند.

باور عمومی در خصوص ایده های فریدمن، بر مواضعش در مورد اقتصاد آزاد، مقابله با دخالت دولت، و نفوذش بر رهبران محافظه کار دولت استوار است. اما او زمانی در مصاحبه اش گفته بود با وجود آنکه تلاشهایش برای تأثیرگذاری در تصمیم گیریهای عمومی، توجه زیادی را جلب کرده، اما دغدغه اصلی اش اقتصاد علمی است.

یکی از تأثیرات قابل توجه ایده های فریدمن در اقتصاد، ایجاد یک جهان بینی پایه ای است. بر اساس این جهان بینی، اقتصاد یک بازی یا تمرین آکادمیک نیست. اقتصاد یک ابزار قدرتمند برای درک جهان است. در همین راستا، فریدمن از یک تئوری راست و مستقیم استفاده می کرد. او از هرجایی که می توانست اطلاعات جمع آوری می کرد و می خواست بداند که اقتصاد چگونه در جهان شکل می گیرد و نقش ایفا می کند. این دیدگاه اکنون کاملاً عالم گیر شده و مورد پذیرش قرار گرفته است.

هرگوشه از جهان در قرن بیست و یک میلادی را می توان تأثیر گرفته از ایده های میلتون فریدمن قلمداد کرد. او عامل شکل گیری انقلاب بازار آزاد در جهان بود. حتی شاگردان فریدمن در مکتب شیکاگو – مثل رابرت لوکاس، جورج استیگلر، و گری بکر بودند که پیش زمینه تئوریک لازم برای احیاء سیاستهای اقتصادی آزاد آمریکا در دهه ۱۹۹۰ میلادی را فراهم کردند.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 7:38 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

  اقتصاددانان چگونه هایک را گم و دوباره او را پیدا کردند

 

«به نظر من شکست اقتصاددانان در هدایت موفق سیاست ها به گرایش آنها در تقلید هر چه بیشتر از روش بسیار موفق علوم طبیعی برمی گردد. تقلیدی که در رشته علمی ما ممکن است به خطای بسیار فاحش منجر شود. من این نگرش را «علم پرستی» خوانده ام. حدود سی سال پیش این نگرش را این چنین توصیف کردم: «این گرایش به معنای واقعی کلمه غیرعلمی است، زیرا متضمن به كارگیری مکانیکی و غیر نقادانه عادات فکری علوم طبیعی در رشته ای کاملا متفاوت است». (هایک، ۱۹۷۴، سخنرانی نوبل).

۳۳ سال پس از سخنرانی جایزه نوبل هایک، اقتصاددانان مسیری متضاد با بینش او را انتخاب کرده اند و بیشتر بر الگوهای تجربی متکی شده اند. به عبارت دیگر، آنها بیشتر ریاضی دان شده اند تا فیلسوف. البته این به طور معمول به دلیل نگرانی اقتصاددانان هایکی است چرا که طی چندین سال گذشته ایجاد یک محیط جدید به اقتصاددانان اجازه داده است تا در هر دو دنیای ریاضیات و فلسفه وضعیت بهتری را تجربه کنند.

در کل انجام کارهای تجربی در علم اقتصاد یک شکست تلقی نمی شود. با این حال، در برخی موارد این ابزارها با نقاط ضعف زیادی در اقتصاد مورد استفاده قرار گرفته اند. برای مثال، به راحتی می توانیم کارهای تجربی منتشر شده توسط اقتصاددانان را ببینیم که از دستمزد در معادلات نیروی کار و قیمت در معادلات تقاضا چشم پوشی کرده اند. علاوه بر این، مدل هایی با قدرت توضیح دهندگی زیاد (از نظر آماری) پیشرو هستند. هنوز هم رایج ترین روش برای اندازه گیری قدرت توضیح دهندگی یک مدل (ضریب تعیین یا همان R اسکوار) است. متاسفانه این پدیده باعث می شود که در مدل های با قدرت توضیح دهندگی پایین تنها داده ها مقصر تلقی شوند.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 7:37 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

نوریل روبینی، اقتصاددان دانشگاه نیویورک که در بین همکاران خود به «پیشگوی حوادث ناخوشایند» معروف است، به گواه همکارانش شخصیتی بدبین دارد. این روحیه شخصی او سبب می شود تا بتواند بحران های اقتصادی را پیشگویی کند و نه چیزی که از اقتصاد آموخته است. وی این روزها بسیار معروف شده و مورد توجه قرار گرفته، چراکه از ماه ها قبل وقوع بحران را پیشگویی کرده است. البته همکارانش درباره او می گویند: «ساعت زنگ زده هم حداقل دو بار در روز ساعت را درست نشان می دهد!!»

نوریل روبینی اقتصاددان دیگری که بحران مالی آمریکا را پیش بینی کرده بود ببینیم نوریل چه می گوید؟

ـ رابرت شیلر: روش نوریل برای دیدن چیزها متفاوت با اقتصاددانان است: او هرکاری را با تمرین یاد می گیرد و در آن استاد می شود

دو سال قبل، نوریل روبینی، بحران اقتصادی جاری را پیش بینی کرد. اینک او می بیند که اوضاع بسیار بدتر می شود.

دقیقا در هفتم سپتامبر سال ۲۰۰۶ بود که نوریل روبینی استاد اقتصاد دانشگاه نیویورک، در برابر گروهی از اقتصاددانان در صندوق بین المللی پول ایستاد و اعلام کرد که یک بحران اقتصادی در راه است. او هشدار داد که در ماه ها و سال های آتی، ایالات متحده با رکود بی سابقه در بخش مسکن، شوک مثبت نفتی، کاهش شدید اعتماد مصرف کنندگان و در نهایت رکود عمیق اقتصادی روبه رو می شود. (او زنجیره ای تیره و تار از رویدادها را به این شکل ترسیم کرد که صاحبخانه ها موفق به بازپرداخت وام های رهنی نمی شوند، تریلیون ها دلار اوراق بهادار به پشتوانه وام های رهنی بی اعتبار می شوند و نظام مالی جهانی متزلزل گشته و متوقف می شود. او ادامه داد این تحولات می تواند صندوق های سرمایه گذاری، بانک های سرمایه گذاری و سایر نهادهای مالی اصلی مثل فانی می و فردی مک را فلج یا نابود سازد.)


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 7:30 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

اخیرا کمیته جایزه نوبل، پاول کروگمن را به عنوان برنده جایزه نوبل اقتصاد معرفی کرد. این امر واکنش هایی را هم در آمریکا و اروپا و هم در ایران (خصوصا روزنامه دنیای اقتصاد) برانگیخت که به اعتقاد نگارنده این واکنش ها چندان صحیح و درست نبود.

از این رو تلاش می شود تا به اختصار پل کروگمن و نقش او در پیشبرد علم اقتصاد به خوانندگان ایرانی معرفی شود. در انتها ارزیابی مجددی در مورد حاشیه های مربوط به انتخاب وی برای جایزه نوبل خواهیم داشت.

پل کروگمن در سال ۱۹۵۳ به دنیا آمد و در حوالی نیویورک بزرگ شد. در سال ۱۹۷۴ لیسانس خود را از دانشگاه ییل و در سال ۱۹۷۷ دکترای خود را از دانشگاه ام آی تی دریافت نمود. وی تز دکترای خود را زیرنظر دورنبوش، اقتصاددان معروف ام آی تی گذراند. از آن تاریخ تا کنون همواره به امر تدریس اشتغال داشته، اما تدریس یگانه مشغله او نبوده است. وی عموما در دانشگاه ام آی تی مشغول به تدریس بوده، اما هر از چندگاهی به دانشگاه های دیگری چون پرینستون و ییل نیز رفته است.

وی از همان آغاز در امر تحقیق و پژوهش اقتصادی توانایی قابل توجهی از خود نشان داد و به سرعت توانست در نشریات اقتصادی آکادمیک مقالات متعددی را منتشر کند. تعداد مقالات نسبتا زیاد و تاثیرگذار وی موجب شد تا در سال ۱۹۹۱ به عنوان برنده جایزه جان بیتز کلارک معرفی شود. جایزه مذکور جایزه ای پرپرستیژ و معروف است که هر دو سال یکبار به یک اقتصاددان آمریکایی زیر ۴۰ سال که نوآوری های قابل قبولی درعلم اقتصاد داشته باشد، اعطا می گردد. وی از سال ۱۹۹۹ دعوت روزنامه نیویورک تایمز را برای نوشتن مرتب ستون مقالات پذیرفت و هر هفته دو مقاله در این روزنامه منتشر می کند. ویژگی ممتاز کروگمن ساده نویسی و توانایی ارتباط با مخاطب است. بسیاری معتقدند که در چند دهه اخیر علم اقتصاد چنان تخصصی و پیچیده گردیده که دانش آموختگان این علم قادر به برقراری ارتباط با غیر هم سلکان خود نیستند.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 7:27 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

ماهاتیر محمد، در حالی در مرز ۸۴ سالگی قرار دارد که میراثش برای کشور و مردم مالزی بسیار بیشتر از آن است که بتواند به سن و سال او درآید.

وی که از سال ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۳ نخست وزیر کشور مالزی بود، با اندیشه ای منسجم و مبتنی بر آزادی های اقتصادی، توانست به جاودانه ترین نخست وزیر مالزی نیز تبدیل شود. به طوری که هم اکنون کسی نامی از سه نخست وزیر پیش از ماهاتیر نمی آورد.

برای اینکه به اهمیت ماهاتیر محمد و اندیشه هایش برای اقتصادی همچون اقتصاد ایران پی ببریم، لازم است بدانیم که مالزی کشوری است با اکثریت مسلمان، کشوری که به شدت از تنوع قومی برخوردار است (با اقلیت های قدرتمند چینی و هندی و اکثریت مالایی) و هم چنین کشوری است نفت خیز (که البته بیشتر نفت تولیدی در این کشور به مصرف داخلی می رسد و صادرات اندکی دارد). اینها همه شاخص هایی است که شباهت های این کشور را با کشور ما نشان می دهد.

مضافا این که تا قبل از سال ۱۹۸۰ بیش از ۵۰ درصد مردمان این کشور زیر خط فقر قرار داشتند (در حالی که بنابر آمار رسمی دولت مالزی، هم اکنون کمتر از ۴ درصد مردم زیر خط فقر هستند. البته خود ماهاتیر محمد معتقد است توانسته است فقر را از ۷۰ درصد به ۴ درصد برساند)، جالب تر از همه این که دولت متحدی به نام مالزی تا قبل از سال ۱۹۶۳ وجود نداشته و از این سال دولت در این کشور شکل می گیرد و ایالت های گوناگون تحت یک حکومت مرکزی ملی قرار می گیرند.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 7:23 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ]