نوبلیست های اقتصاد ـ جوایز نوبل در سال ۱۹۸۲
جورج استیگلر در سال ۱۹۱۱ در حومه سیاتل ایالات متحده آمریکا متولد شد. پس از تحصیلات اولیه در سیاتل به دانشگاه واشنگتن رفت و در سال ۱۹۳۱ فارغ التحصیل شد و برای ادامه تحصیل به دانشگاه شیکاگو رفت و در سال ۱۹۳۸ دکترای خود را در رشته اقتصاد دریافت کرد.
استاد راهنمای او فرانک نایت بود و فریدمن جزو دانشجوهای همدوره استیگلر محسوب می شود. موضوع پایان نامه او تاریخ نظریه های تولید و توزیع طی دوره ۱۸۷۰ تا ۱۹۱۵ بود. پس از اتمام تحصیلات استیگلر به تدریس در دانشگاه های آمریکا مشغول شد و همکار استادانی همچون شولتز، آرو، سولو و فریدمن بود.
استیگلر در مطالعه فرآیندهای بازار و تحلیل ساختار صنایع نقش بسزایی داشته است. بخشی از تحقیقات او به تاثیر گذاری قوانین اقتصادی بر بازارها مربوط می شود. موفقیت های استیگلر او را به عنوان رهبری در تحقیقات کاربردی درباره بازارها و ساختار صنعتی قرار داد که اغلب به سازمان صنعتی معروف شده است. همچنین جنبه های ویژه ای از تحقیقات او موجب شده تا بنیان گذار اقتصاد اطلاعات و اقتصاد مقررات شناخته شود و از پیشروان تحقیق در حیطه اقتصاد و حقوق باشد.
ادامه مطلب
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 2:08 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات1 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۸۳ جرارد دبرو در سال ۱۹۲۱ در فرانسه متولد شد و تحصیلات مقدماتی خود را در کالج شهر کالس گذراند و با شروع جنگ جهانی در سال ۱۹۳۹ به جای ورود به یکی از دانشگاه های پاریس مجبور شد در رشته ریاضیات در آمبرت تحصیل کند و در سال بعد به گرنوبل منتقل شد و در رشته ریاضی فارغ التحصیل شد. او به ادامه تحصیل در رشته ریاضی ادامه داد و مدارج بالاتر را در سال ۱۹۴۵ اخذ کرد و به تدریج به اقتصاد علاقه مند شد و این علاقه به کل زندگی حرفه ای او تسری پیدا کرد. این تغییر علاقه موجب شد تا تحقیقات خود را در رشته اقتصاد با کتاب های موریس آلیس آغاز کند و برای حضور در سمینارها به آمریکا برود و این جایی بود که با لئونتیف آشنا شد و اقامت او در آمریکا ادامه یافت و به تحقیق در دانشگاه های آمریکا ادامه داد. جایزه نوبل سال ۱۹۸۳ برای تحقیقات بنیادی جرارد دبرو در حیطه نظریه تعادل عمومی به او اعطا شد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 2:05 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
واقعیت اقتصادی در طول یک دوره معین(ماه، فصل یا سال) ممکن است به صورت تعداد نامحدودی از معاملات بین خریدار و فروشنده نگریسته شود. اما به منظور تحلیل و بررسی چنین انبوهی از معاملات پیچیده و مفصل برای یک واحد اقتصادی لازم است تا روش هایی برای خلاصه کردن و تجمیع نظام مند چنین واقعیتی که در سطح خرد به طور نامحدودی پیچیده است، اندیشیده شود. یک نظام حسابداری ملی روشی برای رسیدن به ساده سازی ها و دید کلی است. مطلوبیت و اهمیت یک نظام حسابداری با برگشت به مرجع آن برای حضور روش شناسی آن آشکار می گردد. این تکنیک تحلیلی در طول جنگ جهانی دوم ابتدا در انگلستان با الهام کینز مطرح گردید. کینز به عنوان کارشناس خزانه داری با مسائل تامین مالی جنگ دست به گریبان بود. او از توازن بین منابع جاری کل(تولید ناخالص ملی) در طرف عرضه و مصارف کل، سرمایه گذاری و هزینه های جنگ در طرف تقاضا شروع کرد. دو اقتصاددان جوان به نام های جیمز مید و ریچارد استون به کینز کمک می کردند. وظیفه آنها گردآوری، پردازش و نظام بندی تمامی داده های آماری بود که کینز برای تحلیل عدم توازن در اقتصاد ملی انگلستان به آن احتیاج داشت.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 2:02 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۸۵ فرانکو مودیگلیانی برای دو نوآوری در اقتصاد کلان معروف است. نوآوری اول او برای توضیح مصرف کل است که منجر به توسعه نظریه چرخه عمر، مصرف و پس انداز خانوار گردید. نوآوری دیگر او به توضیح سرمایه گذاری تجاری باز می گردد که به قضیه معروف مودیگلیانی میلر منتهی شد. این قضیه توضیح می دهد که چرا تصمیمات شرکتی درباره کسب منابع برای سرمایه گذاری و بازپرداخت به سرمایه گذاران نبایستی ارزش بازاری بنگاه را تحت تاثیر قرار دهد. فرانکو مودیگلیانی در سال ۱۹۱۸ در شهر رم ایتالیا متولد شد. پدر او پزشک بود و مودیگلیانی در راه ادامه حرفه پدر در دانشگاه رم به تحصیل پزشکی پرداخت؛ اما به دلیل نوع روحیات خود به رشته حقوق تغییر رشته داد. او همچنین برای کسب درآمد، مقالات اقتصادی را از آلمانی به ایتالیایی نیز ترجمه می کرد و به تدریج در مباحث اقتصادی نیز وارد شد. بعد از دریافت مدرک خود در حقوق در سال ۱۹۳۹ ایتالیا را به دلیل شرایط سیاسی دولت موسولینی ترک کرد. او بعد از اقامت کوتاه در فرانسه به ایالات متحده مهاجرت کرد و در برنامه دکترای علوم اجتماعی نیواسکول ثبت نام کرد. او در این دوره در کلاس اقتصاد کلان ژاکوب مارچاک تحت تاثیر قرار گرفت و بعد از دریافت دکترا در سال ۱۹۴۴ به تدریس اقتصاد در همان دانشگاه مشغول شد. او بعد از تدریس در دانشگاه های مختلف در سال ۱۹۶۲ به دانشگاه ام.آی.تی رفت و تا بازنشستگی در آنجا ماند. او در سال ۱۹۷۶ به ریاست انجمن اقتصادی آمریکا درآمد و در سال ۱۹۸۵ موفق به دریافت جایزه نوبل شد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 1:59 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
جوایز نوبل در سال ۱۹۸۸ یکی از مسائل اصلی در تحقیقات اقتصادی به فرمول بندی مدل تعادلی در بازارها و بررسی کارآیی این تعادل مربوط می شود. این مساله به نظریه دست نامرئی باز می گردد که در آن یک ساختار نامنظم از تصمیمات فردی مستقل مبتنی بر نفع شخصی می تواند با قیمت های بازار به تعادل برسد و تصمیمات تولید بنگاه ها با تقاضای مصرف کنندگان تطبیق پیدا کند. اسمیت نظر خود را در شکل توصیفی که در قرن هجدهم متداول بود، ارائه کرد. در حدود صد سال بعد، تلاش هایی برای فرمول بندی مسائل اسمیت به بیان ریاضی صورت گرفت. والراس از جمله کسانی بود که نظام اقتصادی را به صورت نظام بزرگی از معادلات فرمول بندی نمود که در آن تقاضای افراد برای کالاها و خدمات و عرضه نیروی کار و سایر نهاده ها در کنار عرضه کالاهای بنگاه و تقاضای آنها برای عوامل گوناگون تولید وجود دارد. مجموعه قیمت هایی که تعادل را بین عرضه و تقاضا به وجود می آورند به عنوان راه حل این مجموعه معادلات پیچیده و بزرگ در نظر گرفته می شود. مدل والراس بعدها توسط پارتو توسعه پیدا کرد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 1:55 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
جوایز نوبل در سال ۱۹۸۷ مطالعه عواملی که موجب رشد تولید و افزایش رفاه می شوند، برای سال های زیادی جنبه مهمی از تحقیقات اقتصادی بوده است. معقول است که تصور کنیم رشد تولید سرانه در یک کشور در نتیجه افزایش ماشین آلات و کارخانه ها باشد؛ اما این افزایش تولید می تواند در نتیجه روش های تولید کاراتر و بهبود ماشین آلات نیز صورت گیرد. علاوه بر این، آموزش و پرورش بهتر و بهبود روش های سازماندهی تولید نیز موجب افزایش بهره وری می شود. کشف منابع طبیعی جدید، بهبود موقعیت کشور در بازار جهانی نیز ممکن است به استانداردهای بالاتر زندگی منجر شود. رابرت سولو مبتکر چارچوبی نظری است که می تواند در بحث عواملی که پشتوانه رشد اقتصادی هستند در دو جنبه نظری و کاربردی قابل استفاده باشد. این چارچوب همچنین می تواند برای اندازه گیری نقش عوامل مختلف تولید در رشد اقتصادی مورد استفاده قرار گیرد. رابرت سولو در سال ۱۹۲۴ در نیویورک آمریکا متولد شد. او پس از گذراندن تحصیلات اولیه به مطالعه در زمینه جامعه شناسی، انسان شناسی و اقتصاد پرداخت. در سال ۱۹۴۲ او در سن ۱۸ سالگی برای انجام خدمت سربازی در ارتش آمریکا به آفریقای شمالی و ایتالیا رفت و در سال ۱۹۴۵ از سربازی ترخیص شد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 1:52 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۸۹ در طول دهه ۱۹۳۰ تلاش های قابل توجهی برای آزمون نظریه های اقتصادی صورت گرفت. نتایج این تلاش ها موجب جلب توجه به دو مساله اساسی مرتبط با امکان آزمون نظریه های اقتصادی گردید. نخست اینکه روابط اقتصادی اغلب به مجموعه های بزرگی از افراد یا بنگاه ها اطلاق می شود و هرگز انتظار نمی رود که نظریه های مرتبط با چنین روابطی به طور کامل با داده های موجود حتی در غیاب خطاهای اندازه گیری منطبق باشد. از این رو سوال مشکل این است که چه معیاری باید به عنوان انطباق مناسب یا معقول به کار گرفته شود. مساله دوم این است که اقتصاددانان به ندرت می توانند آزمایش های کنترل شده ای را مانند دانشمندان طبیعی انجام دهند. مشاهدات موجود از نتایج بازار حاصل مجموعه ای از رفتارها و روابط مختلف است که دارای آثار تعاملی متقابل هستند. این امر موجب مسائل وابستگی متقابل می گردد یعنی استفاده از داده های مشاهده شده در شناسایی، تخمین و آزمون روابط موجود با مشکلاتی روبه رو است. هاولمو در پایان نامه خود و تعدادی مطالعات دیگر نشان داد که اگر نظریه های اقتصادی در شکل احتمالی فرمول بندی شوند، هر دو مساله می توانند حل شوند. روش های استفاده شده در آمار ریاضی می تواند در استخراج نتایجی درباره روابط نمونه های تصادفی از مشاهدات به کار رود. هاولمو چگونگی استفاده این روش ها در تخمین و آزمون نظریه های اقتصادی را نشان داد و در پیش بینی به کار گرفت. او همچنین نشان داد که تفسیرهای گمراه کننده از روابط فردی در نتیجه وابستگی متقابل غیرقابل اجتناب است مگر اینکه تمامی روابط در مدل نظری به طور همزمان تخمین زده شوند. پایان نامه دکترای هاولمو دارای نفوذ سریع و پیشرویی در توسعه اقتصاد سنجی بود. برنامه تحقیقاتی نظریه احتمال او تعدادی از اقتصاددانان برجسته را جلب خود کرد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 1:47 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال۱۹۹۰ بازارهای مالی در اقتصاد بازاری مدرن با تخصیص منابع بهره ور در زمینه های مختلف تولید نقش اساسی ایفا می کنند. بازارهای مالی تا حد زیادی، پس انداز در بخش های مختلف اقتصاد را به بنگاه ها برای سرمایه گذاری در ساختمان و ماشین آلات و غیره منتقل می کنند. بازارهای مالی همچنین چشم انداز و ریسک های انتظاری بنگاه ها را منعکس می کنند. اولین کار پیشرو در زمینه اقتصاد مالی در دهه ۱۹۵۰ توسط هاری مارکوئیتز صورت گرفت که نظریه تخصیص دارایی های مالی خانوارها و بنگاه ها تحت شرایط نااطمینانی را توسعه داد که به نظریه انتخاب پرتفوی مصطلح شد. این نظریه تحلیل می کند که چگونه ثروت می تواند به طور بهینه در دارایی ها سرمایه گذاری شود به طوری که دارایی های با بازده و ریسک انتظاری متفاوت به مجموعه ای با ریسک کمتر تبدیل شوند. کار عمده دیگر در نظریه اقتصاد مالی در طول دهه ۱۹۶۰ اتفاق افتاد یعنی زمانی که برخی محققان که در بین آنها ویلیام شارپ نقش برجسته ای داشت، از نظریه پرتفوی مارکوئیتز به عنوان پایه ای برای توسعه نظریه شکل گیری قیمت برای دارایی های مالی استفاده کردند که به مدل (۱)CAPM یعنی مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای موسوم شد. سومین کار برجسته در این حیطه به نظریه تامین مالی شراکتی(۲) و ارزیابی بنگاه ها در بازارها بازمی گردد. مهم ترین دستاوردها در این زمینه توسط مرتون میلر با همکاری اولیه مودیگلیانی صورت گرفت، که در شماره بعدی به آن خواهیم پرداخت. این نظریه رابطه بین ساختار دارایی سرمایه ای بنگاه و سیاست تقسیم سود را از یکسو و ارزش بازاری آنها را از سوی دیگر توضیح می دهد. جایزه نوبل سال ۱۹۹۰ به پاس فعالیت های این سه محقق در زمینه اقتصاد مالی به آنها تعلق گرفت که در ادامه به تشریح نظریه های آنها پرداخته خواهد شد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 1:44 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال۱۹۹۲ گری بکر از جمله بزرگ ترین اقتصاددانان اواخر قرن بیستم است. رویکرد منحصربه فرد او شامل کاربرد فرض عقلانیت اقتصادی به تعداد زیادی از مسائل اجتماعی است که معمولا توسط اقتصاددانان مورد مطالعه قرار نمی گیرد. این رویکرد منجر به تعداد زیادی از گرایش های جدید در اقتصاد از قبیل اقتصاد جرم و مجازات، اقتصاد اعتیاد، اقتصاد خانوار، نظریه سرمایه انسانی و اقتصاد تبعیض گردید. گری بکر در سال ۱۹۳۰ در شهر پاتسویل ایالت پنسیلوانیا متولد شد و در نیویورک بزرگ شد. او لیسانس خود را از دانشگاه پرینستون گرفت و برای ادامه تحصیل به دانشگاه شیکاگو رفت و در سال ۱۹۵۳ دکترای خود را دریافت کرد. پایان نامه دکترای او درباره اقتصاد تبعیض تحت نظارت فریدمن بود. بکر در دانشگاه شیکاگو طی سال های ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۷ تدریس کرد و آنگاه به دانشگاه کلمبیا رفت و در سال ۱۹۶۹ به عنوان پروفسور اقتصاد و جامعه شناسی به شیکاگو بازگشت و از سال ۱۹۸۵ در مجله بیزنس ویک به نوشتن ستون اقتصادی پرداخت و با عموم مردم ارتباط برقرار کرد و در سال ۱۹۹۲ موفق به دریافت جایزه نوبل شد. بکر دو کار عمده در اقتصاد انجام داد؛ نخست اینکه فرض متداول در بین اقتصاددانان درباره عقلانیت انسان را به تمامی اشکال رفتاری شامل موضوعات غیر اقتصادی که با معاملات بازار در بین افراد سروکار ندارند به کار برد. با این فرض که انسان ها عقلایی رفتار می کنند و به دنبال حداکثرسازی مطلوبیت خود هستند بکر به تحلیل تصمیماتی مربوط به ازدواج، طلاق، بچه دارشدن، جرم، مجازات و اعتیاد پرداخت. دومین کار عمده او به توضیح نحوه عملکرد بازار نیروی کار مربوط می شود. او به گسترش ایده سرمایه انسانی کمک کرد و به اقتصاددانان در درک تبعیض در بازار کار یاری رساند.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 1:40 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۹۴ ● جان نش نظریه بازی از مطالعات بازی هایی مانند شطرنج نشات گرفته است. هر کسی می داند که در این بازی ها، بازیگران مجبورند که از قبل فکر کنند و راهبردی را مبتنی بر حرکات متقابل انتظاری از بازیگر مقابل تدبیر کنند. چنین تعامل راهبردی مشخص کننده موقعیت های اقتصادی زیادی است که نظریه بازی ها ثابت کرده که می تواند در تحلیل آنها مفید باشد. اساس استفاده از نظریه بازی در اقتصاد در مطالعه تاریخی جان فون نومن و اسکار مورگنسترن (۱۹۴۴) تحت عنوان « نظریه بازی ها و رفتار اقتصادی» معرفی گردید. اکنون بعد از گذشت نیم قرن، نظریه بازی به ابزار مسلط برای تحلیل مسائل اقتصادی مبدل شده است. به ویژه نظریه بازی های عدم همکاری، تاثیر زیادی در تحقیقات اقتصادی داشته است. جنبه عمده این نظریه به مفهوم تعادل بر می گردد که پیش بینی هایی درباره نتایج تعامل راهبردی انجام می دهد. جان نش، رینهارت سلتن و جان هارسنی کارهایی برجسته ای در این نوع تحلیل های تعادلی انجام دادند. جان نش تمایز بین بازی های همکاری و عدم همکاری را معرفی نمود و مفهوم تعادل را برای بازی های عدم همکاری توسعه داد که بعدا به تعادل نش معروف شد. رینهارت سلتن اولین کسی بود که مفهوم تعادلی نش را برای تحلیل تعامل راهبردی پویا اصلاح کرد و این مفاهیم را در تحلیل های رقابت با تعداد کمی فروشنده به کار برد. جان هارسنی نیز نشان داد که چگونه بازی ها با اطلاعات غیرکامل می توانند مورد تحلیل قرار گیرند و زیر بنای نظری برای یک زمینه جالب تحقیقاتی یعنی اقتصاد اطلاعات را فراهم نمود که بر موقعیت های راهبردی تمرکز دارد که عاملان مختلف از اهداف یکدیگر مطلع نیستند.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 9:14 AM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۹۶ یکی از مهم ترین و جذاب ترین زمینه های تحقیقات اقتصادی در سال های اخیر به موقعیت هایی برمی گردد که تصمیم گیران دارای اطلاعات مختلفی هستند. چنین عدم تقارنی در اطلاعات در بسیاری زمینه ها رخ می دهد. برای مثال، یک بانک دارای اطلاعات کاملی درباره درآمد آینده وام گیرندگان نیست. در حالت هایی که مزیت اطلاعاتی می تواند به طور راهبردی ارزش خود را از دست دهد، اطلاعات ناقص و با توزیع نامتقارن منجر به نتایج قابل توجهی می شوند. تحقیقات در باب اقتصاد اطلاعات می تواند بر این سوال تمرکز کند که چگونه قراردادها و نهادها می توانند برای رویارویی با انگیزه های مختلف و مسائل کنترل طراحی گردند. این امر موجب درک بهتر بازارهای بیمه، بازارهای اعتبار، مزایده ها، سازمان دهی درونی بنگاه ها، شکل های دستمزد، سیستم های مالیاتی، بیمه اجتماعی، شرایط رقابتی، نهادهای سیاسی و غیره می گردد. برندگان نوبل سال ۱۹۹۶ پایه ای را برای بررسی موضوعات به ظاهر کاملا پراکنده از طریق کار تحلیلی خود درباره مسائلی که عدم تقارن اطلاعاتی عنصر کلیدی آن است، بنا کردند. بخش اساسی تحقیقات ویلیام ویکری به خواص انواع مختلف مزایده ها و چگونگی بهترین شکل طراحی آنها برای ایجاد کارآیی اقتصادی پرداخته است. تلاش های او بنایی را برای تحقیقاتی ایجاد کرد که اخیرا به زمینه های کاربردی از قبیل مزایده اوراق خزانه کشیده شده است.
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 11:41 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۷۷ یکی از مسائل اساسی در اقتصاد این است که چرا افراد، بنگاه ها و ملت ها به مبادله کالا و خدمات با هم می پردازند و چگونه این فرآیندها با سیاست های دولت تحت تاثیر قرار می گیرد. از اوایل قرن نوزدهم، نظریه مزیت نسبی ریکاردو در مورد دلیل مبادلات اقتصادی بین کشورها مسلط شد. ریکاردو ساختار تجارت خارجی را با اختلاف در فن آوری های تولید بین ملت ها توضیح داد. بعدها این نظریه به روش های گوناگونی بهبود یافت، اما تحول عمده در اوایل دهه ۱۹۳۰ با کار تجارت بین الملل و بین منطقه ای اوهلین و نظریه سیاست اقتصادی بین الملل جیمز مید در دهه ۱۹۵۰ محقق شد. ● برتیل اوهلین برتیل اوهلین در سال ۱۸۹۹ در روستایی در سوئد متولد شد و پس از تحصیلات مقدماتی به تحصیل در رشته اقتصاد پرداخت و از استادان بزرگ سوئدی معاصر خود بهره جست و در سال ۱۹۲۴ پایان نامه دکترای خود را در زمینه تجارت بین الملل ارائه کرد. او در کار خود که تا حدی الهام گرفته از مقاله هکشر بود، نشان داد که حتی اگر فن آوری تولید در ملت های مختلف با هم یکسان باشد، باز هم ممکن است تجارت خارجی صورت گیرد. به این منظور تنها کافی است که عرضه عوامل تولید از قبیل نیروی کار، سرمایه و زمین در بین ملت ها متفاوت باشد. نقطه آغاز نظریه اوهلین این است که یک کشور در صورتی صادر کننده کالایی می شود که نسبتا میزان بالایی از عوامل تولید را در مقایسه با تقاضای داخلی در حالت فرضی بدون تجارت بین الملل داشته باشد. برای مثال اگر زمین در استرالیا فراوان باشد و نیروی کار در انگلستان نسبتا فراوان باشد، انتظار می رود که استرالیا به صادر کننده کالاهایی مانند پشم که در تولیدشان به زمین بیشتری نیاز دارند، تبدیل شود و انگلستان به صادر کننده کالاهایی مانند منسوجات که در تولیدشان نسبتا به نیروی کار بیشتری نیاز دارند، مبدل گردد.
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 11:39 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
ادامه مطلب
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۸۴
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]