ماهاتیر محمد برای جهان اسلام، نام آشنایی است. وی نخست وزیر سابق مالزی است که در سال ۱۹۲۵ متولد شد و در فاصله سال های ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۳ بر مسند قدرت بود و تلاش های بسیاری برای مدرنیزاسیون مالزی انجام داد. اما انتقاداتی نیز به او وارد شد؛ مانند این که مستبدانه عمل می کند و در سیاست درگیر باندبازی است. ماهاتیر محمد در ابتدا وارد یک مدرسه بومی زبان شد اما بعد به کالج پزشکی کینگ ادوارد هفتم در سنگاپور رفت. در همان زمان، برای روزنامه ای با نام مستعار مطلب می نوشت. علاوه بر این، وی مسئول جامعه مسلمانان دانشگاه هم بود. بعد از فارغ التحصیلی، به عنوان پزشک دولتی به مالزی برگشت و با یکی از همکلاسی های سابقش ازدواج کرد. ماهاتیر محمد در سال ۱۹۵۷ از خدمات دولتی استعفا داد و تصمیم گرفت خودش کار کند. به این ترتیب، خیلی زود به ثروت قابل توجهی دست پیدا کرد. وی با ورود به احزاب طرفدار دولت، به مجلس راه یافت و در سال ۱۹۷۰ با نوشتن کتابی سعی کرد علل عقب ماندگی مالزی را توضیح دهد و یک مدل سیاسی اقتصادی [موسوم به حمایت سازنده] را پیشنهاد داد. دولت آن زمان، چاپ کتاب او را متوقف کرد؛ هر چند که از برخی راه حل های آن سود جست. اما بالاخره توقف انتشار آن کتاب پرماجرا سبب شد که در سال ۱۹۸۱ ماهاتیر محمد نخست وزیر شود. وی در سال های نخست وزیری اش مالزی را تبدیل به یک قطب بازرگانی، صنعتی و ارتباطی کرد و سیاست های اقتصادی وی با عنوان «همکاری ملی»، مالزی را از یک کشور عقب مانده به کشوری در حال توسعه بدل کرد. دکتر ماهاتیر محمد چهارمین نخست وزیر مالزی بوده است. بسیاری او را به علت نقشش در مدرن سازی سریع مالزی و رشد رفاه در این کشور تحسین می کنند. دولت مالزی مدعی است که فقر در زمان ماهاتیر محمد از ۵۰ درصد به ۶ درصد کاهش یافته است. وی امروز به ایران می آید تا از تجربه های کشورش در طی مسیر توسعه برای ما بگوید.اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران، امروز[دوشنبه] میزبان نخست وزیر سابق کشور مالزی است تا وی با حضور خود در جمع اعضای هیات نمایندگان اتاق ایران، روسا و اعضای تشکل ها، روسای کمیسیون های تخصصی، مدیران، معاونان، مشاوران و فعالان بخش خصوصی کشورمان، دیدگاه های خود را درخصوص راهکارهای توسعه روابط تجاری دو کشور، شیوه تعامل بخش های خصوصی و به خصوص اتاق های بازرگانی دو کشور اعلام کند.
ادامه مطلب
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 7:19 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
لودویگ هاینریش ادلرفون میزس (۲۹سپتامبر ۱۸۸۱ ۱۰اکتبر ۱۹۷۳)، اقتصاددان و فیلسوف اجتماعی در لمبرگ (Lemberg)اتریش مجارستان به دنیا آمد. پدر وی، آرتور فون میزس، مهندس راه آهن و کارمند دولت و مادرش، آدله فون میزس بود. فون میزس هنوز در سن کودکی بود که خانواده اش به میهن مهاجرت کردند. وی در ۱۸۹۲ به Akademisches Gymnaium وارد شد و در آن جا به آموزش علوم انسانی پرداخت و با هانس کلسن (Mans Kelsen) همکاری نمود. او از ابتدا علاقه خاصی به تاریخ و سیاست داشت. به همین خاطر پس از فارغ التحصیلی در سال ۱۹۰۰، در دپارتمان حقوق و علوم دولتی در دانشگاه وین شروع به تحصیل نمود. فون میزس، کار خود را تحت نظر کارل گرانبرگ (Carl Grumberg) و با طرفداری از مکتب تاریخی در علوم سیاسی آغاز کرد. در این مکتب بر تحقیق و پژوهش تاکید شده و اهمیت چندانی به تحلیل نظری داده نمی شود. اما میزس در پاییز ۱۹۰۳ کتاب «اصول علم اقتصاد» نوشته کارل منگر (Carl Merger) را که متنی بنیادین در مکتب اقتصاد اتریش است مطالعه کرد و مطالعه این کتاب او را از این روش تاریخ گرایانه دور نمود. وی در سالیان بعد، به ویژه در سمینار اوگن فون بوم باورک (Evgen Von Bohm Bawerk)، وزیر مالی سابق و مدافع مکتب اتریش، به تعمیق مطالعات خود در زمینه تئوری اقتصادی پرداخت.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 7:18 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در قسمت نظرات یکی از پست های وبلاگ من، خواننده ای نوشته بود که خرد، میانه روی را تجویز می کند و حقیقت نیز با افراط و تفریط به دست نمی آید بنابراین عاقلانه است که راه میانه در پیش گرفته شود. من تا اینجا، با این خواننده موافقم. همان طور که ارسطو در اخلاق نیکوماخوس آورده است «فضیلت، میانه روی را ایجاب می کند.» به عنوان مثال ارسطو بزدلی و بی احتیاطی را دو سوی طیف می داند و شجاعت را به عنوان آنچه که در میانه طیف قرار می گیرد، ستایش می کند.» اما خواننده مذکور از این فراتر رفته و ادعا کرده که «سوسیالیسم و کاپیتالیسم دو سوی طیف و اقتصاد مختلط در میانه قرار می گیرد. بنابراین حقانیت اقتصاد مختلط بدیهی است». اما دو ایراد بر این استدلال وارد است. اول اینکه چنین اظهاراتی در کل بی معنی است. ایجاد یک طیف دلخواه، جای دادن اعتقادات مختلف در این طیف و در نهایت تعیین میانه طیف هیچ اعتباری ندارد. با این منطق می توان گفت املت و خوراک نخود سبز در دو سوی طیف قرار می گیرند و هر آنچه که در میانه آنها جای بگیرد بهترین است. عموما وقتی کسی از ایده ای، تنها به این دلیل که در میانه طیف مورد نظرش قرار می گیرد، پشتیبانی می کند، استدلال قابل پذیرشی برای دفاع از آن ایده در اختیار ندارد.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 7:14 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
اگر بگوییم آدام اسمیت هیچ چیز باارزشی به تفکر اقتصادی نیافزود و در واقع با طرح مغالطه های فراوان از جمله نظریه ارزش مبتنی بر کار، باعث قهقرای تفکر اقتصادی نسبت به زمان اقتصاددانان فرانسوی و انگلیسی قرن هجدهم شد؛ باید پرسید آیا او قدم مثبتی هم برای اقتصاد برداشت؟ یک پاسخ متداول آن است که اهمیت «ثروت ملل» بیشتر از منظر سیاسی است تا تحلیلی. دستاورد بزرگ او آن بود که برای اولین بار به طرح مسائلی از قبیل تجارت آزاد، بازارهای آزاد و آزادی اقتصادی (Laissez Faire) پرداخت و از آنها دفاع کرد. درست است که آدام اسمیت به تشریح گرایشات سیاسی اقتصادی زمان خود پرداخت اما همان طور که جوزف شومپیتر دراین باره می نویسد: «کسانی که کار اسمیت را به خاطر پیشرو بودن و اصالت اش ستایش می کردند، در واقع اساسا منظورشان «سیاست »هایی بود که وی از آنها دفاع کرده بود... زیرا دیدگاه های اسمیت در آن زمان ناشناخته نبودند. بلکه بسیار هم متداول بودند.» علاوه بر این، شومپیتر زیرکانه اشاره می کند که اسمیت «از نظر خردمندی بسیار کم مایه» بود. Rousseauan در کتاب قرن هجدهمی خود به نام اگالیتارینیسم (مساوات طلبی) می نویسد: « به عقیده او (اسمیت) انسان ها از نظر سرشت کاملا مشابه یکدیگرند، همه از طرق خیلی ساده و مشابه به انگیزه هایی پیش پا افتاده واکنش نشان می دهند و تفاوت میان آنها تنها ناشی از تفاوت در تربیت یا محیط زندگی شان است.» هر چند تفسیر شومپیتر از عامه پسند بودن اسمیت که او تنها فردی زحمتکش و دنباله رو روح زمان خود بود بخشی از حقیقت را در خود دارد، اما کاملا از به تصویر کشیدن شیوه ای که اسمیت تخته سیاه را از دانش اجمالی تمام اقتصاددانان پیشین و معاصرش پاک کرد عاجز است. در قسمت بعد به این معما بیشتر می پردازیم. راز پیروزی عظیم اسمیت هنگامی عجیب تر می شود که بدانیم اندیشه «آزادی اقتصادی» چیزی نبود که توسط او برای اولین بار مطرح شده باشد: زیرا همان طور که دیدیم اسمیت تنها جزئی از موجی بود که در قرن ۱۸ در اسکاتلند و به خصوص فرانسه به راه افتاده بود. بنابراین چرا اقتصاددانان پیش از اسمیت که هم از نظر تحلیلی و هم از نظر طرح چارچوبه «آزادی اقتصادی» بسیار بر او برتری داشتند، خیلی راحت فراموش شدند؟
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 7:09 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
گیدو هولسمان، زندگینامه نویس، کتاب ارزشمندی در مورد زندگی لودویگ فون مایزز نوشته و در آن علاوه بر شرح حال به آثار، سیر تکامل فکری و اهمیت این اقتصاددان برجسته پرداخته است. او برای این کار تمام آثار مایزز به زبان های آلمانی، انگلیسی، و فرانسوی را مطالعه کرده و تقریبا به همه جا سرکشیده است. هولسمان برای یافتن مقالات، اوراق و اسناد و حتی مکاتبات شخصی مایزز سفرهای متعددی انجام داده و تحقیقات گسترده ای درمورد زندگی و محیط پرورش وی به عمل آورده است.این کتاب بیش و پیش از هرچیز، به تاثیر مایزز بر پیشبرد درک اقتصادی می پردازد. البته مایزز محبوب ترین، مشهورترین یا پرنفوذترین اقتصاددان قرن بیستم نبود، ولی بی شک مهم ترین آنها بود. شاید بتوان گسترش اقتصاد مبتنی بر «ارزش ذهنی» (Subjective – Value)، به عنوان علمی استدلالی، منطقی و با قوانین ثابت را بزرگترین دستاورد او دانست. او همه پدیده های اقتصادی را به عنوان نتایج اعمال، انتخاب ها و تصمیمات افراد و برپایه ارزش های ذهنی متناظرشان تشریح می کرد و معتقد بود که قیمت ها، تولید، پول، کانال های تجاری، بازارها، دستمزدها، نرخ های بهره، کالاهای سرمایه ای، پس انداز، سرمایه گذاری، رقابت، سود و زیان همه از این کردارها حاصل می شوند.دستاورد بزرگ دیگر مایزز در حوزه پول و «نظریه پولی سیکل تجاری» (The monetary theory of the trade cycle) بود. او در اولین کتاب نظری خود چنین شرح داد که پول پدیده ای بازاری است که در نتیجه تلاش تهاترگران انفرادی برای بهبود موقعیت شان در مبادله با دیگران بوجود آمده است. در ابتدا هرطرف مبادله می کوشید تا آنچه را در تملک دارد با کالای دیگری که بیشتر ترجیح اش می داد معاوضه کند. ولی سرانجام برخی افراد ابتکار به خرج داده و پیشنهاد معاوضه کالاهایی را دادند که نه بلافاصله بلکه با انجام یک معامله تاخیری می توانستند از آن استفاده کنند. سپس سایرین نیز به این نوع مبادلات رو آوردند. به تدریج، مردم کالاهایی را که به سهولت قابل مبادله بودند، به عنوان واسط مبادلات (medium of exchange) خود پذیرفتند؛ در نتیجه پول شکل گرفت.
[ جمعه 30 اردیبهشت 1390 ] [ 7:05 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
دکترمنوچهر فرهنگ سال ۱۲۹۸ خورشیدی در شهر بابل متولد شده است. تحصیلات ابتدایی را در گرگان گذرانده و دوران دبیرستان را در تهران در رشته ریاضی گذرانده است. نخستین مدرک وی لیسانس از دانشگاه تهران است. وی سپس به فرانسه می رود و در پاریس موفق به اخذ مدرک دکترای دولتی علوم اقتصاد می شود. سپس به ایران باز می گردد و در سال ۱۳۴۴ به عنوان استاد حق التدریس در دانشگاه تهران مشغول به کار می شود. از سال ۵۱ تا ۵۹ استاد تمام وقت و رئیس دانشکده علوم اقتصاد و سیاسی دانشگاه ملی ایران(شهید بهشتی)، در سال ۵۷ به عنوان رییس دانشکده انتخاب در سال۵۹ از این سمت کنار گذاشته می شود. دکترفرهنگ همچنین در کنار تدریس به تالیف و ترجمه نیز مشغول بودند که از میان آثار عمده ایشان می توان به فرهنگ علوم اقتصادی، زندگی اقتصادی ایران، برنامه گذاری اقتصادی، فرهنگ فشرده علوم اقتصادی، ترجمه اقتصاد سیاسی نوشته رمون بار، ترجمه نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول نوشته جان مینارد کینز اشاره کرد.
[ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 ] [ 11:02 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
دکتر فریدون تفضلی، متولد ۱۳۱۹، یکی از اقتصاددانان برجسته ایران است. او از سال ۱۳۴۹ تدریس در دانشگاه ملی (شهید بهشتی) را آغاز کرد و از سال ۱۳۵۶ تاکنون رتبه استادی دارد.وی دارای مدرک اقتصاد از امریکا است. او هم اکنون در دانشگاه شهید بهشتی تهران در رشته اقتصاد تدریس می کند . ▪ گروه : علوم انسانی ▪ رشته : اقتصاد ▪ والدین و انساب : مادر فریدون تفضلی،فرهنگی بود و پدرش به شغل آزاد اشتغال داشت." مادرم به مدت سی سال در شغل معلمی و مدیریت دبستان خدمت کرد" ▪ خاطرات کودکی : فریدون تفضلی از از تهران قدیم چنین خاطره ای دارد: "تهران شهر بسیار خلوتی بود، جمعیت کم، هوای پاک و اتومبیل محدود و زندگی بسیار خوب و ارزان. مثلادر سال ۱۳۳۷ یادم هست که برنج، کیلویی چهار تومان بود. در سال ۱۳۵۳ هم به ۱۴ تومان رسید و قیمت یک کیلومرغ هم ۱۴ تومان بود."
[ دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 ] [ 10:57 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
قدمت کلاهبرداری به همان آغاز معاملات در بازارهای مالی برمی گردد، اما تا پیش از سال ۱۹۲۰ مروجان زنجیره های هرم وار گردآوری پول همان شیوه پونزی را دنبال می کردند، البته همانند آقای ژوردن شخصیت داستانی مولیر در «بورژوای مهربان» که می گفت خبر نداشته ۴۰ سال است نثر می گوید بدون آنکه خود بدانند. کارلو پونزی در سال ۱۸۸۲ در پارمه ایتالیا به دنیا آمد. وی به سال ۱۹۰۳ در بحبوحه گرم بازار دوران «اشراف زادگان دزد»۱ قدم به خاک ایالات متحده نهاد. او مانند بسیاری از مهاجران یقین یافته بود که خیابان های آنجا را با شمش های طلا فرش کرده اند. این مرید اصل ثروت اندوزی یک شبه که دیگر چارلز پونزی نامیده می شد و بیشتر از قدرت تخیل برخوردار بود تا قریحه و استعداد، کوشید هرگونه حقه و کلکی را سوار کند. به هزار حرفه دست برد و غالباً آبش با قانون توی یک جوی نمی رفت. در سال ۱۹۰۹ هنگامی که در مونترال کارمند بانک بود، به جعل یک چک متهم و به سه سال زندان محکوم شد. پونزی پس از گذراندن کمتر از دو سال در بند به دلیل حسن رفتار از زندان آزاد شد و به ایالات متحده بازگشت. ۱۰ روز پس از آزادی از زندان، بار دیگر وی را بازداشت کردند زیرا درصدد برآمده بود گروهی از کارگران ایتالیایی را مخفیانه وارد ایالات متحده کند. به همین جرم دو سال زندان برای وی بریدند.پس از آزمودن راه و چاه های بسیاری از هر نوع، در سال ۱۹۱۹ کلکی را کشف کرد که شهرت وی را رقم زد. از سال ۱۹۰۷ اتحادیه بین المللی پستی، گونه یی تمبر پستی جهانی را انتشار داده بود که کوپن بین المللی پاسخ به مراسلات نامیده می شد. پونزی تصادفاً به یکی از این کوپن ها در نامه یی که از اسپانیا رسیده بود برخورد کرده و رایحه کسب پرمایه یی از این راه به مشامش رسیده بود. طبق محاسبات وی در یک پستخانه ایالات متحده این کوپن را که در کشور مبدأ فقط معادل یک سنت امریکایی می ارزید، با تمبری که شش سنت ارزش داشت مبادله کرد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:32 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
به استثنای آین رند، کسی به اندازه مورای روتبارد جنبش آزادی خواهی را تحت تاثیر قرار نداده است. میزس، هایک، فریدمن و نوزیک به اندازه روتبارد اشتیاق به سمت آزادی فردی ایجاد نکرده اند. با توجه به نظرسنجی هایی که اخیرا انجام شده، روتبارد پرنفوذترین فرد در میان آزادی خواهان مدرن است و در بسیاری از مواقع، این سخن واقعا درست می نماید که جنبش آزادی خواهی مدرن از اتاق نشیمن روتبارد زاده شد.ایده ای که روتبارد ارائه داد، یعنی ترکیبی از آنارشیسم فردگرایانه، تجدید نظرطلبی و اقتصاد اتریشی، توجه جدی محققان و فعالان همتایش را جلب کرده است. اعتبار واقعی روتبارد در این مجموعه ایده ها محقق می شود، نه در فعالیت های سیاسی یا کیش شخصیتی وی. ● توسعه و زمینه فکری مورای نیوتن روتبارد در سال ۱۹۲۶ در شهر نیویورک به دنیا آمد. پدر و مادرش، شیمیدان و روزنامه نگار، از فعالین ضد دولت بودند، بنابراین روتبارد در یک خانواده آگاه سیاسی بزرگ شد.وی به کالج کلمبیا راه یافت، در سال ۱۹۴۶ در رشته اقتصاد و ریاضیات لیسانس خود را گرفت و درسال ۱۹۴۸ فوق لیسانس رشته اقتصاد و در سال ۱۹۵۶ دکترای رشته اقتصاد شد. تز دکترایش که بعدا با عنوان «وحشت ۱۸۱۹» منتشر شد، به دلیل موضع ضد بانک مرکزی آن و حمایت از استاندارد طلا کاملا بحث برانگیز شد. روتبارد، ناتوان از یافتن موضع آکادمیک به دلیل دگم فکری حرفه اقتصاد در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، کارش را به عنوان مشاور پژوهش برای Volker Fund در نیویورک شروع کرد. در طول این دوره زمانی روتبارد نقدهایی برای کتاب ها و مقالات برجسته محققان لیبرتارین نوشت. این نقدها که با اهداف شخصی نوشته می شد،عمق فکری روتبارد و تعهد نسبت به آزادی فردی و نیز طبع شوخ او را، آشکار ساخت. وی سپس توسط پلی تکنیک بروکلین استخدام شد(که بعدها پلی تکنیک نیویورک نامیده شد)، جایی که او در دپارتمان علوم اجتماعی تدریس کرد، تا سال ۱۹۸۶ که او مقام استادی ممتاز رشته اقتصاد را در دانشگاه نوادا لاس وگاس پذیرفت.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:30 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
گفت وگویی با پاول رومر «تایم» او را «یکی از ۲۵ آمریکایی با نفوذ» نامیده است. «ایده های وی ممکن است مطالعه علم اقتصاد را متحول سازد». نیوزویک نام او را در فهرست «باشگاه قرن» آورده است. این فهرست، شامل اسامی ۱۰۰ نفر مطرح قرن جدید است. نام او همه ساله در لیست نهایی نامزدهای دریافت جایزه نوبل اقتصاد قرار دارد. پیتر دراکر، پدر مدیریت نوین و رابرت سولو، برنده جایزه نوبل اقتصاد، کارهای او را مورد تحسین قرار داده اند. وی استاد اقتصاد دانشکده عالی بازرگانی دانشگاه استنفورد و همچنین عضو ارشد مووسسه هوور است. او اخیرا به عنوان عضو آکادمی علوم و هنرهای آمریکا برگزیده شده است. پل رومر به عنوان یکی از بنیان گذاران اصلی «تئوری جدید رشد» اثری عمیق و چشمگیر بر تفکر اقتصادی و سیاست گذاری مدرن گذاشته است. تئوری جدید رشد، نشان می دهد که رشد اقتصادی تنها با اضافه کردن نیروی کار به سرمایه بیشتر حاصل نمی شود. این تئوری بیان می کند که رشد اقتصادی با به کارگیری ایده های بهتر و جدید که همان پیشرفت تکنولوژیکی است، حاصل می شود. به این ترتیب تئوری جدید رشد، علم اقتصاد را از یک: علم ثروت «که بیانگر کمیابی و بازده های نزولی به مقیاس است، به علمی که بیانگر پیشرفت ثابت و پتانسیل های نامحدود است، تبدیل می کند. اندیشه های موجود در فرمول بندی رومر نتایج بزرگی را در پی دارند. قبل از مطرح شدن تئوری رشد جدید، اقتصاددانان به اهمیت و نقش اساسی تکنولوژی در رشد پی برده بودند، اما آنها نمی دانستند که به چه نحو می توانند این تفکر را در تئوری اقتصاد وارد کنند. ابتکار رومر در مقاله های تکنیکی با عناوینی چون «بازده های افزایشی و رشد بلند مدت» و همچینن «تغییر تکنولوژی درون زا» بیان شده است. این نوآوری عبارتست از یافتن روش هایی برای تشریح دقیق و موشکافانه نقش پیشرفت های تکنولوژی در رشد اقتصادی، همان گونه که رابرت سولو در ۱۹۹۶ به مجله Wired گفته بود: «پل یک تنه مطالعه رشد اقتصادی را به موضوع داغی بدل کرده است». پل ۴۶ ساله، فرزند روی رومر (Roy Romer)، فرماندار سابق ایالت کلرادو است. وی ۶ سال پس از آن که مدرک لیسانس خود را در رشته فیزیک از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد، در سال ۱۹۸۳ موفق به اخذ درجه دکترا در رشته اقتصاد از همان دانشگاه شد. رومر در سال ۱۹۹۶ قبل از پیوستن به دانشکده استنفورد، در دانشکده های مختلفی از جمله شیکاگو، رچستر و کالیفرنیا به تدریس پرداخت. وی به همراه همسرش، ویرجینیا لانگمور که پزشک است، در پورتو لاولی در کالیفرنیا زندگی می کنند، آنها صاحب دو فرزند هستند.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:29 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
سایمون کوزنتس در سال ۱۹۰۱ میلادی در روسیه به دنیا آمد و تحصیلات اولیه خود را در آنجا گذراند و در سال ۱۹۲۲ به ایالات متحده مهاجرت کرد و تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه کلمبیا در رشته اقتصاد آغاز نمود و در سال ۱۹۲۶ دکترای خود را دریافت کرد. استاد برجسته او در دانشگاه کلمبیا وسلی میشل بود. او در دفتر ملی تحقیقات اقتصادی تاسیس شده از سوی میشل، عضو هیات علمی بود. او همچنین نقش های مشاوره ای و اجرایی زیادی در بسیاری از کشورها و موسسات بین المللی را عهده دار بود. با این وجود، او ۳۱ کتاب و بیش از ۲۰۰ مقاله به رشته تحریر درآورد. او در زمینه های حسابداری درآمد ملی، نوسانات فصلی و چرخه ای در فعالیت اقتصادی، اثرات تغییر جمعیت بر فعالیت اقتصادی، مطالعه ماهیت و علل رشد اقتصادی مدرن براساس اندازه گیری آمارهای کلان ملی، توزیع درآمد خانوار و روندهای آن در ایالات متحده و سایر کشورها، اندازه گیری و تحلیل نقش سرمایه در رشد اقتصادی، تاثیر ایدئولوژی و سایر عوامل نهادی در رشد اقتصادی و بسیاری موارد دیگر، کارهای برجسته ای را به جا گذاشت. کوزنتس همواره تحت تاثیر افکار نظریه پردازانی مانند شومپیتر، پیگو و پارتو قرار داشت. او در کتاب جنبش های منفرد در تولید و قیمت ها (۱۹۳۰) به مساله رشد اقتصادی بلندمدت در اروپا و آمریکا پرداخت و موتور اصلی این فرآیند را تغییر فن آوری دانست ولی نقش رشد جمعیت و تغییرات در تقاضا را نیز مهم ارزیابی کرد. جنبه مهم دیگر در کتاب او کشف روند ثانویه بود که از چرخه تجاری طولانی تر می باشد و بین ۱۵ تا ۲۵ سال به طول می انجامد، در حالی که چرخه تجاری نوعا بین ۳ تا ۵ سال طول می کشد. کوزنتس رابطه بین روندهای اولیه، ثانویه و نوسانات چرخه ای کوتاه مدت را آزمایش کرد و همبستگی بین سرعت نرخ رشد اولیه و تمایل به چرخه های کوتاه مدت و منفرد را بررسی کرد. تحلیل او مبتنی بر بررسی شواهد برای چندین صنعت در ایالات متحده و کشورهای اروپایی بوده است. او در این کار از توابع ریاضی استفاده نمود که نظم اکتشافی او را به خوبی نشان می داد. او توابع ریاضی را برای پیش بینی لازم می دانست.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:28 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۷۲ پیشرفت علم اقتصاد با تحولات زیادی در نظریه تعادل عمومی همراه بوده است. بخش عمده ای از این تحولات به کارهای جان هیکس و کنت آرو مربوط می شود. هیکس کارهای خلاقانه خود را در دهه ۱۹۳۰ و آرو در دهه ۱۹۵۰و ۱۹۶۰ انجام داد. همانطور که فاصله زمانی بین این دو نشان می دهد به دو نسل مختلف از دانشمندان تعلق دارند، اما در زمینه های مشترکی فعالیت داشتند. با توجه به فاصله زمانی ابتدا به بررسی ارهای عمده هیکس و سپس آرو پرداخته می شود. ● جان هیکس بدون شک هیکس یکی از بزرگترین اقتصاددانان انگلیسی دوران خود بوده است. قدرت اصلی او در توانایی مفهوم سازی او نهفته بود. او روش های نوینی را برای تحلیل مسائل اقتصادی نشان داد. جان هیکس در سال ۱۹۰۴ در انگلستان متولد شد. پدر او سردبیر روزنامه بود. او پس از تحصیلات مقدماتی و اخذ مدرک لیسانس مدتی را به حرفه پدری خود گذراند تا اینکه در سال ۱۹۲۶ توانست شغلی را در مدرسه اقتصاد لندن برای خود پیدا کند. هیکس در پی ۹ سال فعالیت در مدرسه اقتصاد لندن توانست کارهای برجسته ای در زمینه نظریه ارزش، اقتصاد رفاه، نظریه پرتفوی پولی و تعادل عمومی انجام دهد. هیکس به همراهی آلن در مقاله سال ۱۹۳۴ تجزیه تقاضای اسلاتسکی را به دو اثر درآمدی و جانشینی معرفی کرد و مکمل و جانشین بودن را به طور صریح تعریف نمود و منحنی های تقاضا را با استفاده از منحنی های بی تفاوتی و محدودیت بودجه استخراج کرده و معادلات بین نرخ های نهایی جانشینی و قیمت های نسبی را به دست آورد.
[ یک شنبه 25 اردیبهشت 1390 ] [ 11:27 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
ادامه مطلب
وبلاگ های استادان اقتصاد...
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
![]()
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
بررسی مختصر آثار مورای روتبارد
ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوبلیست های اقتصاد جوایز نوبل در سال ۱۹۷۱
ادامه مطلب
ادامه مطلب
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]