وقتی به این سئوال بر می خوریم كه “چه چیز اقتصاد اسلامی متفاوت است؟ یكی از جوابهایی كه معمولاً مطرح می شود این است كه این تمایز، چیزی بین همه چیز و هیچ چیزی می باشد. تفكر اقتصادی اسلامی از طریق یك رویكرد اجتماعی اقتصادی قابل فهم است. این رویكرد رفتار اقتصادی را به عنوان یك موضوع جا گرفته در داخل نهادهای اجتماعی به خصوص سیستم های اجتماعی كه در طول زمان رشد و توسعه پیدا می كنند، می داند و معتقد نیست كه این رفتارها به صورت طبیعی (غریزی) به جهان و نیز ثابت می باشند. «انسان اقتصادی (جستجو از طریق حداكثرسازی عقلایی مطلوبیت برای رسیدن به نفع شخصی) دارای یك مدل رفتاری تائید شده توسط تمدن برای یك جامعهٔ مبتنی بر بازار سرمایه داری و بر پایه مالكیت خصوصی و رقابت می باشد،در حالیكه مدل های دیگر برای جوامع با اصول فرهنگی دیگر مناسب می باشند.
در دیدگاه اقتصادی اجتماعی، یك نظام اقتصادی بر مبنای اصول مشترك فرهنگی و با هدف ایجاد راه های مناسب تولید و توزیع ضروریات و غیر ضروریات زندگی انسان عمل می كند. افراد جامعه همچون كودكان آموزش می بینند تا قواعد شخصی را باطنی كرده و خود را با آنها تطبیق دهند تا این اصول و مفاهیم مشترك را تجسم بخشند. ممكن است این قواعد شامل نابرابری هایی مثل جنیسیت و طبقه باشد كه افراد از طریق ابزارهای اجتماعی سازیشان آنها را تأیید كنند و یا با استفاده از ابزارهای تحریم منفی در مواردی كه آن قواعد از هنجارهای رفتاری تأیید شده انحراف دارند. در مورد آنها اظهار نظر كنند. در این دیدگاه انتخاب های انفرادی موضوع قواعد اجتماعی بوده و انتخاب های مصرفی افراد حرف اول و آخر را می زند (“حاكمیت مصرف كننده” كه در دوره های مقدماتی اقتصاد تدریس می شود) وقتی كه یك جامعه و روابط اقتصادی شكل گرفته در آن توسعه پیدا می كند، نظرات اعضای آن جامعه به این سمت معطوف می شود كه نظام جامعه چگونه قابل توضیح بوده و در مقابل پیدایش مشكلات اقتصادی راه چاره چیست. تئوری های اقتصادی به منظور انعكاس شرایط تاریخی توسعه پیدا كرده اند.
ادامه مطلب
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 1:47 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
نظریهٔ «منطقهٔ الفراغ» را شهید سید محمدباقر صدر مطرح كرده است. وی در این نظریه می كوشد، حوزه ای معین از روابط متغیر و متحول را تعریف كند كه ولی امر می تواند با توجه به اصول و ضوابطی در آن قانونگذاری كند. نوشته حاضر می كوشد ابتدا با بیان ماهیت، ممیزات و ویژگی های این نظریه را شمرده، جایگاه آن را در ساختار فقه بیابد. در ادامه نوشتار به اثبات نظریه اشاره خواهد شد و این نكته بررسی می شود كه با فرض پذیرش منطقهٔ متحول، هنگامی می توان به این نظریه پایبند بود كه یگانه شیوهٔ قانونگذاری، واگذاری آن به «ولی امر» باشد یا دست كم شارع از میان روش های گوناگون، آن را برگزیده باشد. ●●مقدمه یكی از ابتكارات شهید آیت ا سید محمدباقر صدر در حوزهٔ فقه و حقوق و اقتصاد، نظریهٔ «منطقهٔ الفراغ» است. وی با این دیدگاه درصدد است، جایگاه تشریع الاهی در زندگی اجتماعی را یافته، حوزهٔ قانون گذاری دولت اسلامی را تبیین كند. این نظریه در كتاب اقتصادنا مطرح شده است. گفتنی است كه شبیه این دیدگاه را دیگران نیز مطرح كرده اند. آیت ا محمدحسین نائینی دربارهٔ حوزهٔ قانون گذاری، به احكام منصوص و غیر منصوص اشاره كرده است.۲ تصویب كنندگان قانون اساسی مشروطه، امور عرفی را از امور شرعی تفكیك كرده اند.۳ شهید مدرس در تأیید قانون اصول محاكمات، امور اداری را مشمول قوانین وضعی می داند.۴ علامه طباطبایی، «احكام جزئی مربوط به حوادث جاری را ... كه بر اثر تغییر زمان، به سرعت متغیر است... از اختیارات حاكم اسلامی» دانسته است.۵ امام خمینی با بیان این نكته كه «حكومت، شعبه ای از ولایت مطلقه رسول ا۶ است»،۶ حكومت را از احكام اولیهٔ اسلام دانسته، اختیارات گسترده ای را برای حاكم اسلامی قائل شده است.۷ بعضی دیگر به «مقاصد شریعت» و «راه وصول به مقاصد» اشاره كرده، اولی را ثابت، و دومی را متغیر پنداشته اند.۸
[ شنبه 24 اردیبهشت 1390 ] [ 1:40 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
آیا جهانی شدن نتیجه مسیر طبیعی دگرگونی ها و تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است یا پروژه ای از پیش طراحی شده با اهداف مشخص است؟ این بحث را با بررسی "جهانی شدن" از بعد اقتصادی آغاز می کنیم. برای ورود به بحث ابتدا چند سوال را مرور می کنیم: آیا جهانی شدن نتیجه مسیر طبیعی دگرگونی ها و تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است یا پروژه ای از پیش طراحی شده با اهداف مشخص است؟ به نظر من بحث جهانی شدن و جهانی سازی در جامعه ما و شاید در سایر جوامع خلط مبحث شده است. به نظر می رسد بحث آمریکایی شدن جهان موضوع پروژه باشد اما فرآیند جهانی شدن فرآیندی ناگریز است. تعبیری که یکی از بزرگان داشت این بود که جهانی شدن مثل این است که شما در دریاچه ای قرار گرفتید که خالی است. به تدریج این دریاجه از آب پر می شود. شما می توانید کاری نکنید تا دریاچه پر شود و غرق شوید. یا این که تلاش کنید تا شرایطی متناسب با آن وضعیت برای خودتان ایجاد کنید. جهانی شدن اجتناب ناپذیر است و ما باید جایگاه مناسب خودمان را در آن پیدا کنیم. سوال دوم این که از مطالعه سیر تاریخی نظام سرمایه داری در زمینه جهانی شدن چه درس هایی می آموزیم و این که آیا مرزهای ملی در نتیجه فرآیند جهانی شدن کمرنگ خواهد شد و آیا حاکمیت ملی در جهانی شدن مورد سوال قرار می گیرد؟ و بالاخره این که آیا فقر جهانی به تبع فرآیند جهانی شدن کاهش یافته یا افزایش؟ نکته بعدی که باید به آن بپردازیم تعریف جهانی شدن است. جنبه های متعدد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جهانی شدن به تعاریف گوناگون انجامیده است. ضمن این که اتفاق نظر بر روی یک تعریف جامع از جهانی شدن به وجود نیامده تعاریف گوناگون هر کدام براساس رویکرد ویژه خود به تبیین این مفهوم پرداخته اند. وابسته تر شدن بخش های گوناگون جهان، فشردگی جهان، افزایش وابستگی و در هم تنیدگی جهان، ادغام همه جانبه اقتصادی و از این قبیل را می توانید در تعاریف جهانی شدن ملاحظه کنید.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:21 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در باره اقتصاد اسلامی سخنان بسیاری گفته شده است. در کتابنامه هایی که در این رابطه منتشر گردیده، به صدها کتاب و هزاران مقاله، پیرامون اقتصاد اسلامی اشاره شده است. علاوه بر این سمینارها و کنفرانس های متعددی در سطح داخلی و خارجی برقرار شده و هنوز برقرار می گردد. اما متأسفانه تا کنون نتایج مطلوبی حاصل نشده است. نه تعریفی مناسب از اقتصاد اسلامی صورت گرفته است، نه نظام اقتصاد اسلامی به شکلی اصولی تبیین گردیده است، و نه روش هایی دقیق برای مطالعه و بررسی در اقتصاد اسلام تدوین شده است. هدف ما در این نوشته این است که در قالب یک بحث ابتدایی تا حد ممکن به رفع نواقص فوق مبادرت کنیم. البته در این زمینه باید تأکید کنیم که ادعایی نداریم که حرف آخر را زده باشیم، لذا از صاحب نظران و علاقه مندان به بحث های اقتصاد اسلام چه در حوزه و چه در دانشگاه انتظار داریم با پیشنهادات و انتقادات علمی خود، ما را یاری دهند تا بتوانیم تصویری کلی و منسجم از اقتصاد اسلامی ارائه دهیم. همان طور که اشاره شد با وجودی که تلاش های زیادی در این زمینه صورت گرفته است، اما همچنان موضوع مذکور نیاز به بازنگری و تدوین دقیق دارد. ● تعریف اقتصاد اسلامی و تأثیر نهادها بر اقتصاد با توجه به این که علم اقتصاد فعلی در واقع علم بررسی پدیده های دوران سرمایه داری است و انسان آن دوره و فروض و شرائط همان دوران مبنای آن بوده است، ویژگی های مخصوص به خود دارد. نحوه تفکر انسان، اوما نیستی بوده رفتارهای تولیدی و توزیعی اش متناسب با همان اندیشه است. انسان آن دوره در اصل، انسانی است که اصالت را از خدا گرفته و به خود بخشیده است. لذا این اقتصاد نمی تواند همان اهداف و اصولی را داشته باشد که یک اقتصاد اسلامی دارا است. انسان مسلمان معتقد به اصالت خدای تعالی، مالکیت او و قانونگزاری از ناحیه او می باشد. در مکتب اسلام انسان در تمامی رفتارهایش در جستجوی کسب رضای خدا می باشد و به دنبال اشباعِ انگیزه های فردی و شخصی و ارضای حسّ افزون طلبی نیست؛ به عبارت دیگر غایت تکاپوی انسانی در فرهنگ اسلامی، قرب به خدا است. در نتیجه نمی توان پذیرفت همان تئوریها، الگوها، روابط موجود بین متغیرها، برنامه ها و سیاستگزاریهایی که در اقتصاد سرمایه داری حاکم است در اقتصاد اسلام نیز حاکم باشد. بنابراین حتی تعریف اقتصاد اسلامی با تعریف اقتصاد در چارچوب سرمایه داری متفاوت خواهد بود.(۱) به نظر ما، مناسب است که اقتصاد اسلامی به این صورت تعریف شود:
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:16 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
اندیشه اقتصاد اسلامی هم اکنون به عنوان یک موضوع مورد توجه اقتصاددانان مسلمان و غیرمسلمان قرار گرفته است و بررسی تاریخچه این اندیشه و مراحل رشد آن می تواند ما را در شناخت خاستگاه ها، نقاط ضعف و قوت آن یاری رسانده و رشد آن را تسریع نماید. ادبیات اقتصاد اسلامی در اوایل قرن بیستم بشدت مورد توجه قرار گرفت و گسترش یافت، مهم ترین دلایل توجه به اقتصاد اسلامی عبارت بود از: ۱) استقلال کشورهای اسلامی، کشور پاکستان در ،۱۹۴۷ اندونزی در ۱۹۴۵ و همین طور کشور الجزایر، تونس و سایر کشورها در این دهه ها که از استعمار کهنه نجات پیدا می کنند و تنظیم اقتصاد خویش را برعهده می گیرند. ۲) در این دوران جهان به بلوک غرب و شرق تقسیم شده بود، بلوک شرق به رهبری شوروی آموزه های مارکس را تبلیغ کرده و گسترش می دهد. عالمان دینی با مراجعه به اندیشه های مارکس درمی یابند که ایده های وی مخالف دین و اسلام بوده و پذیرفتن الگوهای کمونیستی مستلزم دست کشیدن از دین و آئین اسلام می باشد.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:13 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در دوران تمدن اسلامی نیز آثار فراوانی درباره مباحث و موضوعات اقتصادی به وسیله فقیهان و دیگر متفکران مسلمان به نگارش درآمد. فقیهان، بخش مهمی از آثار ارزشمند فقهی خود را به مباحث اقتصادی اسلام اختصاص دادند و تألیف های فراوانی به یادگار گذاشتند. پیشینه اقتصاد اسلامی به صدر اسلام و تشکیل حکومت اسلامی برمی گردد. پیامبر اکرم (ص) بعد از ورود به مدینه به رغم گرفتاری های فراوانی که درباره تثبیت کلیت نظام اسلامی داشتند در فرصت های مناسب اهداف و اصول اقتصادی آن را بیان کرده و ضمن تشریح قوانین اقتصادی با سیاستگذاری های مناسب، زمینه رشد اقتصادی جامعه را فراهم آوردند. در دوران تمدن اسلامی نیز آثار فراوانی درباره مباحث و موضوعات اقتصادی به وسیله فقیهان و دیگر متفکران مسلمان به نگارش درآمد. فقیهان، بخش مهمی از آثار ارزشمند فقهی خود را به مباحث اقتصادی اسلام اختصاص دادند و تألیف های فراوانی به یادگار گذاشتند. کتاب هایی درباره خمس، زکات، بیع، اجاره و مضاربه و ... از نمونه های این تألیف ها هستند. همان طور که بخش مهمی از رساله های توضیح المسائل و استفتائات فقیهان و مراجع تقلید نیز پاسخگوی مسائل اقتصادی عامه مردم بوده است. در دهه های اخیر، افزون بر کتاب های فقهی، کتاب هایی درباره موضوع هایی چون مالکیت، بهره و ربا، مالیات های اسلامی، بیمه و ... نیز نگاشته شد. خصوصیت بیشتر این آثار، تک نگاری و فقدان نگاه جامع و نظام وار به بحث های اقتصادی اسلام است. نخستین اثر که این نقص را مرتفع ساخت کتاب اقتصاد شهید صدر بود که درصدد استنباط و تدوین نظام اقتصادی اسلام برآمده و کوشید تا مباحث مهم اقتصاد اسلامی را به صورت یک نظام منظم طراحی کرده و تفاوت های اساسی آن را با نظام های اقتصادی سرمایه داری و سوسیالیسم بیان کند.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:08 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
در این مقاله بحث می شود که آیا اقتصاد اسلامی از نگاه نظری می تواند یک علم اقتصاد باشد یا خیر؟ شاید بارها واژه علم اقتصاد اسلامی را شنیده باشد. آیا تا به حال بر این واژه دقت کرده اید؟ آیا به نظر شما اقتصاد اسلامی شاخصه های علم بودن را دارد؟؟؟ من در این جا با یک استدلال فکری، به این نتیجه می رسم که اقتصاد اسلامی نمی تواند یک علم باشد. خوشحال می شوم تا انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان را در این مورد جویا شوم. اندیشمندان اقتصاد اسلامی باور دارند که اسلام یک طرز تلقی فکر و بر خواسته از نهاد و فطرت انسانی است. در این مورد شکی وجود ندارد که اسلام و گرایشهای اسلامی یکی از راههای قرب الهی است. دستورات اسلام ناب تماماً مبتنی بر فطرت و نهاد پاک آدمی است. بنابراین با باور به این موضوع، با کاربرد واژه علم اقتصاد اسلامی ما سبب شده ایم که یک مکتب فکری به عنوان یک علم تلقی شود. بنابراین ما می دانیم که ادیانی چون مسحیت و .... نیز نوعی طرز تفکرند. بنابراین می بایست علومی چون علم اقتصاد مسیحی، علم اقتصاد یهودی و ....نیز وجود داشته باشد.(هر چند اگر برتری کامل اسلام را نسبت به این ادیان قبول داشته باشیم، می توانیم بگوییم علم اقتصاد مسحیحی و .... ضعیف تر از علم اقتصاد اسلام است، اما وجود داد) بنابراین در اینجا به این نتیجه می رسیم که هر مکتب فکری بر خواسته از فطرت می تواند یک علم اقتصاد از خو داشته باشد.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 10:01 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
سال های زیادی است که در ایران، اقتصاد اسلامی به عنوان یک رویکرد جدید در علم اقتصاد، به نظریه پردازی در حیطه مسائل اقتصادی می پردازد. بررسی این رویکرد از این جهت اهمیت می یابد که نتایج این رویکرد می تواند نقشی به سزا در رویکرد اقتصاد سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران به نظام اقتصاد داشته باشد. به نظر می رسد حداقل بخشی از رویکرد اقتصاد اسلامی توسط بعضی از صاحب نظران به یک رونوشت ساده اندیشانه از علم اقتصاد مرسوم تبدیل شده است که به نتایجی غیرقابل دفاع در محافل آکادمیک انجامیده است. از این جهت رویکردی روش شناسانه به اقتصاد اسلامی و تفسیر و ارزیابی گونه های متفاوت اقتصاد اسلامی و نقادی آنها اهمیتی قابل توجه می یابد. هدف از ارائه این مقاله، بررسی روش شناختی «اقتصاد اسلامی» به عنوان یک «علم» است؛ بحث اساسی این است که اقتصاد اسلامی تحت وصف علمی بودن چیست، چه موضوعاتی را در بر می گیرد، چه هدف یا اهدافی را پیگیری می نماید ویژگی های روش مطالعه موضوعات تحت بررسی آن، چیست؟ و در نهایت اینکه در صورت وجود اقتصاد اسلامی به مثابه یک علم، میزان سودمندی آن چیست؟ این بحث به ما کمک می نماید تا به شناخت بهتر اقتصاد اسلامی به عنوان یک علم نائل آییم و تحت آن بتوانیم به ارزیابی مباحث مطروحه در حیطه علم اقتصاد اسلامی پرداخته و از عدم صراحت، ابهام آفرینی و خلط مبحث در این حیطه جلوگیری نماییم.تحت نتایج این بحث، می توانیم به معیارهایی مجهز شویم تا به واسطه آن بتوانیم مجموعه مباحث مطروحه در ادبیات اقتصاد اسلامی را که خارج از محدوده مرزهای علمی است، از حیطه علم اقتصاد اسلامی خارج نموده و به شفاف سازی، خالص سازی و تمیز مجموعه نظری اقتصاد اسلامی به عنوان یک علم بپردازیم، تا در نهایت بتوان در چارچوب و به واسطه برنامه پژوهش علمی اقتصاد اسلامی به تجزیه و تحلیل مسائل اقتصادی مبتلا به یک جامعه اسلامی پرداخت.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 9:57 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
طالقانی کار روی اقتصاد را در چارچوب متون اسلامی از سال ۱۳۲۷ شروع کرده است. در آن سال طالقانی کتاب «اسلام و مالکیت» را نوشت و تا ۳۰ تیر ۱۳۵۸، ۴۷ روز قبل از فوتش در تفسیر قرآن در سخنرانی های عمومی و به مناسبت های پیش آمده در مورد اقتصاد اسلامی سخن گفت و مطلب نوشت. در این مقاله نظرات آیت الله طالقانی در پنج موضوع مهم اقتصادی که مبتلا به کل بشریت می باشد آمده است.این پنج موضوع عبارتند از سرمایه داری، استثمار، قسط، ربا و مالکیت. نظرات طالقانی در این پنج مورد با توجه به آیات و روایات و نظرات فقهی و استنباط وی از قرآن بیان شده اند. ● اهمیت اقتصاد در اسلام از دیدگاه طالقانی آیت الله طالقانی از سال ۱۳۲۷ که «اسلام و مالکیت» را چاپ کرد تا ۳۰ تیر ۱۳۵۸، ۴۷ روز قبل از وفاتش یکی از دغدغه های جدی او مسائل اقتصادی بوده است. وی در تفاسیر سخنرانی ها، مصاحبه ها و منابر خود به اهمیت امر مهم اقتصاد پرداخته است آن هم با روش مدرن و علمی. او اولین روحانی است که به مساله اقتصاد باروش جدید پرداخته است. پس از وی آیت الله صدر کتاب «اقتصاد ما» را نوشت و آیت الله مطهری کتاب «بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی» را که متاسفانه در ایران شانس انتشار پیدا نکرد و عملاً نظرات اقتصادی یک فقیه که تمام کتاب هایش مورد تایید آیت الله خمینی قرار گرفته بود سانسور شد.پس از انقلاب برادران حکیمی چهار جلد از کتاب ارزشمند «الحیات» را به جمع آوری آیات و روایات مربوط به اقتصاد اختصاص دادند و امکانات خوبی را برای محققان فراهم کردند. برادران حکیمی نیز متهم شدند که «چرا آیات و روایات کمونیستی اسلام را جمع آوری کرده اند» در حالی که اسلام حداقل ۱۲۰۰ سال پیش از کمونیسم ظهور کرده است.نگاه طالقانی به اسلام و به تبع فلسفه اقتصادی اسلامی از اعتقاد او به جامعیت اسلام برمی خاست که در نظرات او دموکراسی، آزادی و انسان دوستی تبلور یافته است.طالقانی به مفهوم کارشناس مسائل اقتصادی یا کسی که مبانی اقتصاد اسلامی را مهندسی می کند در اینجا مطرح نیست. او یک «فیلسوف اقتصاد اسلامی» است. او یک مفسر قرآن، مجتهد و کسی است که اقتصاد را سیاسی و فلسفی می بیند.طالقانی با کار تحقیقی خود در «مالکیت در اسلام» تفسیر آیات ۲۷۵ تا ۲۸۴ سوره بقره، تفسیر آیات ۲۵ سوره حدید، ۱۸ آل عمران، ۱۳۵ سوره نساء و ۲۱ سوره آل عمران، مصاحبه رادیوتلویزیونی دوم خرداد ۱۳۵۸ ، گفت وگو با خبرنگاران داخلی و خارجی در اسفند ۱۳۵۷ و سخنرانی میدان بهارستان در ۳۰تیر ۱۳۵۸، نظرات خود را در مورد «فلسفه اقتصاد اسلامی» و «اقتصاد سیاسی» اسلام بیان کرده است.آقای طالقانی صریح و شفاف نظراتش را در رابطه با اساسی ترین مبانی اقتصادی جهان امروز بیان کرده است. این مبانی که چارچوب نظری اقتصاد اسلامی را در دیدگاه طالقانی بیان می کنند عبارتند از:
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 3:24 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
به نظر می رسد که صنعت تامین مالی اسلامی به خوبی در حال رشد است. با وجود اینکه برخی از موسسات مالی پایبند به قوانین اسلامی، دچار افت و خیز هایی شده اند؛ کل صنعت، از نظر حجم دارایی های تحت مدیریت، به گسترش خود ادامه می دهد. تامین مالی اسلامی، در دهه اخیر شاهد نوآوری ها و رشد خیره کننده ای بوده است و محصولات متنوعی، از «دادوستدهای تامینی اسلامی» (Islamic hedge funds) گرفته، تا اوراق قرضه با ساختارهای پیچیده را ارائه می دهد. اندازه این صنعت، در حال حاضر، بالغ بر ۱۰۰۰ میلیارد دلار برآورد می شود. با این حال، با وجود ظاهر سر حال و رو به رشد، این صنعت در درون خود، با بحث های داغی پیرامون آینده تامین مالی اسلامی روبه رو است. بسیاری از چهره های شاخص این صنعت نگران هستند که رشد سریع و نوآوری های شتاب زده، باعث انحراف تامین مالی اسلامی از مسیر خود و کپی برداری از نهادهای مالی متداول شده است. به بیان دیگر، با وجود وفاداری به شکل، محتوای فعالیت ها از دستورات شریعت دور شده اند. هریس عرفان، رییس محصولات اسلامی در موسسه مالی بارکلی (Barclays Capital)، می گوید: «صنعت در یک دو راهی قرار دارد. یا ما باید به تقلید از تامین مالی سنتی ادامه دهیم یا اینکه به سمت ساختارهایی که به طور اساسی اسلامی هستند و به روح احکام اسلامی نزدیک ترند حرکت کنیم.» یکی از اولین نشانه های بحران، در اوایل سال ۲۰۰۸ بروز کرد؛ زمانی که شیخ تقی عثمان که از روحانیان برجسته حامی این صنعت محسوب می شود، به انتقاد از ساختار تعدادی از اوراق قرضه اسلامی مشهور پرداخت. از آن زمان، سایر شخصیت های برجسته صنعت نیز به انتقاد از محصولاتی چون مشتقات مالی اسلامی پرداخته اند و آنها را مغایر با برخی از قواعد دینی، از قبیل «تقسیم ریسک» و «معامله با محوریت دارایی» تشخیص داده اند.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 3:08 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
دکتر مسود العالم چودهاری استاد اقتصاد در دانشگاه کیپ برتون کانادا، دانشگاه جاکارتا اندونزی، دانشگاه سلطان قابوسی عمان و دانشگاه ملک فهدظهران عربستان سعودی است. وی در مقاله حاضر به تحولات نوین در اقتصاد اسلامی با توجه به نهادهای مالی اسلام، اقتصاد های نوظهور اسلامی که به دنبال تدوین ایده های اقتصاد اسلامی و اقتصاد های بازارهای مالی هستند، در چارچوب روش های جدید مورد بررسی قرار می دهد. پس از جنگ جهانی دوم و در پی استقلال ملت های مسلمان از قدرت های استعمارگر، نیاز به اقتصاد اسلامی هرچه بیشتر نمایان شد. در این برهه، کشورهای اسلامی با چالش توسعه و خودکفایی مواجه شدند. در برخی از این کشورها، مازاد سرمایه صادرات نفت، باید برای کسب میزان زیادی از ثروت صرف می شد تا از طریق آن نهادهایی تاسیس شود که ادعا می شد باید بر مبنای اصول مالیه، اقتصاد و بیداری اسلامی اداره شوند. در کل ادعا بر این بود که شریعت اسلامی به رکن اساسی دستورالعمل های اقتصاد اسلامی تبدیل خواهد شد. با این حال رشد نهادهای مالی اسلامی دو اثر عمده بر تحولات اخیر در اقتصاد اسلامی داشته است. اول اینکه نهادهای مالی اسلام در بعضی اوقات از نظر سیاسی گرایش به کاربرد احکام معین اسلامی داشتند. در حالی که نهادهای مذکور در محیط داخلی و خارجی کاملاً غیراسلامی فعالیت می کردند. انگیزه این نهادها بر نیاز به بسیج منابع افراد و ملل مسلمان مطابق با احکام شریعت مبتنی شده بود. با این وجود آشکار بود که مقصد منابع بسیج شده جامعه اسلامی در نهادهای مالی مذکور ضرورتاً اسلامی نبود.به عنوان مثال
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 2:47 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
[ نظرات0 ]
عمر چاپرا، متولد و بزرگ شدهء پاکستان، دارای مدرک دکترای اقتصاد از دانشگاه _«مینه سوتا» بوده و در آمریکا و پاکستان دارای مناصب دانشگاهی است. وی به عنوان اقتصاددان ارشد در موسسهء توسعهء اقتصادی پاکستان فعالیت دارد و هم اکنون مشاور اقتصادی آژانس پولی سعودی است. چاپرا در این مقاله به موضوع دولت رفاه اسلامی می پردازد. از نظر وی هر چند دولت اسلامی، دولتی ایده آل است اما ثروتمند نیست و منابع را انحصاری در اختیار خود نمی گیرد. مقالهء حاضر از این رو اهمیت دارد که گرایش به دولت رفاه، ظاهرا تنها در ایران نیست که هوادار دارد. چاپرا در نظریهء خود تفاوت دولت رفاه اسلامی را با دیگر دولت های سرمایه داری و سوسیالیستی روشن می کند. ● امنیت اجتماعی و توزیع عادلانه درآمد و ثروت یکی از وظایف دولت اسلامی، تضمین سطح زندگی آبرومندانه ای برای تمامی افرادی است که توانایی تامین نیازهای خود را نداشته و از این رو نیازمند به کمک هستند. پیامبر گرامی اسلام (ص) این مساله را به وضوح بیان کرده اند: «کسی که خداوند او را سرپرست امور مسلمانان قرارداده است ولی وی نسبت به نیازها و تنگدستی مسلمانان بی تفاوت است، خداوند نیز نسبت به نیازها و تنگدستی وی، بی تفاوت خواهد شد.» ایشان همچنین فرموده اند: «مسوولیت افراد بدون سرپرست، برعهدهء ماست» و این که «فرمانروا [دولت] حمایت کنندهء کسی است که حمایت کننده ای ندارد.» این احادیث و احادیث مشابه، اصول کلی آموزه های اسلامی در حوزهء امنیت اجتماعی را وضع کرده است.
[ جمعه 23 اردیبهشت 1390 ] [ 2:45 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
[ طراح قالب: آوازک | Theme By Avazak.ir | rss ]