ایران ما

بیاید کشوری نمونه در جهان بسازیم

شاید اگر بخواهیم به هدف اصلی و اساسی انقلاب جهانی از آدم(ع) تا خاتم(ص) تا عصر حاضر برسیم و اهداف آموزه های وحیانی را در طول تاریخ بشریت تحقق بخشیم و تمدن اسلامی را چنان که فلسفه دین و حکمت آفرینش است در زمین مستقر سازیم و امکان رشد و تعالی و تکامل برای همه بشریت فراهم آوریم، می بایست به الگوهای مصرف به عنوان یکی از مولفه های اصلی تمدن سازی توجه کنیم. از این رو بخش عمده ای از آموزه های وحیانی قرآن و اسلام، بیان اصول و مطالبی است که به حوزه اقتصاد و چگونگی مدیریت آن باز می گردد.

اگر رهبر معظم انقلاب چندین سال پیش فرمان بسیج عمومی برای تمدن سازی می دهد و هر سال براساس آن راهبرد اساسی و اصلی در نامگذاری سال ها برای مدیریت کشوری، نامی خاص برمی گزیند، همه این نامگذاری ها در راستای دستیابی به تمدن جهانی اسلامی است که آرمان همه بشریت در طول تاریخ و فلسفه و حکمت حرکت ها و قیام های همه پیامبران و امامان(ع) بوده است.


انقلاب مهدوی(عج) و مسئله انتظار نیز تنها در راستای این مقصد و مقصود، معنای درست می یابد؛ زیرا ظهور، چیزی جز تحقق تمدن دولت جهانی و عدالت پرور به دست انسانی کامل و خلیفه الهی نیست.


یکی از مهم ترین بخش هایی که در محقق ساختن تمدن اسلامی بسیار نقش کلیدی دارد، مسئله چگونگی مصرف تولیدات و بهره مندی از امکانات و نعمت های الهی است. از اینرو بیان الگوی صحیح مصرف و اصلاح دایمی و همیشگی آن براساس نیازها و توانایی های هر زمان، به عنوان دغدغه اصلی، خود را بر جامعه انسانی و به ویژه دولت اسلامی تحمیل می کند.


بازخوانی آیات و آموزه های وحیانی قرآن در راستای شناخت الگوهای صحیح مصرف و اصلاح آن، امری است  که نویسنده در این نوشتار بر آن تأکید دارد.اینک با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:47 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

پول كاغذى(اسكناس) در عصر حاضر فقط سند مالى نيست، بلكه خود آن مال‏شمرده مى‏شود و از آنجا كه جزو معدودات است نه مكيل و موزون، رباى معاوضى‏در آن معنا ندارد و خريد و فروش اسكناس به مقدار بيشتر به‏گونه نقد و نسيه‏ جايزاست. البته اضافه گرفتن در قرض اسكناس‏ها حايز نيست، زيرا مصداق رباى قرضى‏بوده و حرام است. از طرفى، پول، مثلى است و ضمان آن در قرض و موارد ديگرآبه مثل آن است، پس نوسان قدرت خريد پول در هنگام اداى قرض، لحاظ نمى‏گرددو قرض با پرداخت همان مقدارى كه قرض گرفته شده، ادا مى شود و پرداخت بيشتراز آن مقدار به بهانه پايين آمدن قدرت خريد پول، ربا است، مگر آنكه ضمان قدرت‏خريد پول در هنگام قرض، شرط شده باشد.   

بحث در اين زمينه چند نكته اساسى دارد:


نكته اول: آيا رباى معاوضى در پول‏هاى كاغذى نيز همچون رباى معاوضى در نقدين(درهم و دينار) حرام است؟ قبل از شروع بحث لازم است حقيقت پول‏هاى كاغذى را بيان كنيم:


پول‏هاى كاغذى در زمان حاضر بدون اين كه نماينده درهم و دينار باشند، خود مال به‏حساب مى‏آيند، از اين رو جزء معدودات بوده نه موزونات و احكام معدودات بر آنهابار مى‏شود.


در تفصيل اين مطلب بايد گفت كه پول‏هاى كاغذى چهار دوره راگذرانده‏اند:((166)) دوره اول: رقم‏هاى موجود روى پول‏هاى كاغذى بيانگر مقدار نقدين (طلا و نقره)اى بودكه در خزانه صادر كننده اين اوراق به امانت گذاشته و نگهدارى مى‏شد، همانندچك‏هايى كه در زمان ما بيانگر مقدار پولى است كه صادر كننده چك نزد بانك‏دارد.


دوره دوم: ارقام پول‏هاى كاغذى بيانگر مقدار تعهد و ضمان صادر كننده آن اوراق‏نسبت به پرداخت طلا و نقره در ذمه خود بود، نه طلا و نقره خارجى و سپرده شده،زيرا صادر كنندگان اين پول‏ها به اين نتيجه رسيدند كه ديگر لازم نيست عين طلا و نقره‏را به اندازه مبلغ اوراق صادر شده حفظ كنند چون دارندگان اين پول‏ها براى دريافت‏پشتوانه‏هاى خود يك جا و در يك زمان به صادر كننده‏ها مراجعه نمى‏كنند.


در اين دو صورت پول‏هاى كاغذى به عنوان سندى براى طلا و نقره به حساب آمده واز اين رو احكام نقدين را دارند و در معامله آنها با همجنس خودشان گرفتن اضافه‏جايز نيست، چون از موزونات محسوب مى‏شوند. اگر نقود طلا و نقره به صورت‏سكه‏هاى ضرب شده باشند احكام صرف و ربا هر دو بر آنها بار مى‏شود و اگر ضرب‏شده نباشند فقط احكام ربا بر آنها مترتب مى‏گردد و احكام صرف را نخواهد داشت ودر هيچ يك از اين دو فرض، زكات به نقود تعلق نمى‏گيرد، چون وقتى زكات در نقودواجب مى‏شود كه تحت تصرف انسان باشد و حال آن كه در فرق مذكور نقود به‏صورت پشتوانه پول‏هاى كاغذى درآمده و در تصرف صاحب پول نيست.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:45 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

اگر بخواهيم  تصوير درستي از اقتصاد اسلامي داشته باشيم وازطرف ديگر ، علل انحطاط اقتصادي جوامع اسلامي را بررسي كنيم، لازم است آن را دريك مجموعه قراردهيم وپس ازتعيين جايگاه آن در رابطه اش با ساير بخش ها، ارزيابي خود را به انجام رسانيم

1-رابطه اقتصاد وعقيده:عقيده كه پايه اصلي درتفكر اسلامي است، مسلمان را به اداي وظيفه وا مي دارد وچون اين عقيده ازجامعيت برخوردار بوده ومصالح كل نظام وجامعه را درخود نهفته دارد، برفعاليت هاي اقتصادي فرد نيز سايه افكنده وفرد را به يك تعادل سالم رهنمون مي شود.



2-ارتباط اقتصاد با مفاهيم :اين مفاهيم از اعتقادات سرچشمه مي گيرند ودرافعال اقتصادي اثري مستقيم دارند. مثلاً سود گرچه داراي مفهومي مشترك بين همه نظام هاي اقتصادي است ولي به اين علت كه دراسلام سود با توجه به مباني اعتقادي شكل مي گيرد، نه تنها شامل سود مادي است بلكه منحصر به آن نبوده ومفهوم وسيع تر مي يابد. به اين معني كه براساس اعتقاد به آخرت. اين امكان فراهم مي آيد كه فرد مسلمان فراتر از سود مادي ، فعاليت هاي اقتصادي خود را درجهت منافع درازمدت جامعه نيز به انجام رساند.



3-ارتباط اقتصاد و عواطف :اسلام درجهت پرورش وتكامل عواطف انساني، دستورات موكدي دارد. اين عواطف زائيده مفاهيم هستند كه رفتار انسان را شكل مي دهند ونظر به اينكه معيار ارزش، تقوي وپرهيزگاري است ، به عنوان مثال ، دربازار اسلامي ، به جاي رقابت مخرب، رقابت سازنده وپايدار را ممكن مي سازد.



4-رابطه اقتصاد وسيستم مالي :نظر به اينكه سيستم مالياتي اسلامي ازدو بخش اولي وحكومتي تشكيل شده است ، وهردو دردست دولت اسلامي مي باشد ونمي توان درموارد ويا تخصيص وصرف درآمدهاي ناشي ازماليات هاي اولي تغيير داد، بنابراين نمي توان اقتصاد اسلامي را بدون سيستم مالياتي آن، بيان كرد.



ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:42 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

وقف بهترين ومؤ ثر ترين وسيله تکافل اجتماعی که أن عبارت است مقدار مالی که فرد يا افراد به انتخاب خود از ما لکيت مجازی شان خارج می کنند وبه مالکيت حقيقی آن, يعنی خداوند پاک وبلند مرتبه, بر می گردانند تا مورد استفاده ی عموم مردم که جانشين خداوند در اموال او هستند قرار گيرد ومنافع آن در راه تامين نياز مندی های مردم وتحقق عدالت اجتماعی مصرف شود.


دکتر رافت استاذ دانشگاه اسلامی ازهرشريف  می گويد: از امتيازات شريعت اسلامی آنست که مسلمان را بر تکافل اجتماعی ترغيب می نمايد, آنانرا بر صدقه دادن در راه های خير واعانه مساکين تشويق ميکند. نصوص قران کريم واحاديث نبوی بر اين مطلب تأکيد می کند اين نصوص شرعی در زمانه های گذشته انگيزۀمهمی بود تا مسلمانان صدقه دهند واموال خود را در راه های مختلف خير وبهبود وقف نمايند. در باره وقف آياتی مخصوص در قران کريم مذکور نيست ليکن آنچه کلا بر کردن کارهای خير وجود دارد دال بر اين کارها است. بعضی ازعلمای اسلام چند آيه مبارکه را در اين راه آورده اند از آن جمله آيه { وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَـئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ [البقرة:177] به خويشاوندان ويتميان ودر ماندگان ووامنداگان در راه  وگدايان دهد ودر راه آزاد سازی بردگان صرف کند, .نماز را بر پا دارد, وزکات را بپردازد وفاکنند گان به پيمان خود بوده هنگامی که پيمان بندند, ودر برابر فقر وبه هنگام نبرد, شکيبا يند اينان کسانی هستند که راست ميگويند وبه راستی پرهيزکاران اينانند".  


 مسلمانان عقيده دارند که هر صدقه آنها علی الرغم منفعت دنيوی مفاد وثواب اخروی را دارا ميباشد, از جمله آن صدقه ها وقف هم ميباشد, وقف از قديم الايام در تمدن اسلامی وپيشبرد آن رول مهم بازی نموده, در کتابهای حديث وسيرت آمده است:درحديث شريف از حضرت جابر بن عبد الله نقل است که حضرت محمد صلی الله عليه وسلم فرمودند: هر فرد قادر به وقف در ميان صحابه کرام برخی ازدارايی خود را وقف گردانيده بود.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:39 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

على عليه السلام نظارت بر بيت المال را، از وظايف اصلى و اساسى حاكم اسلامى مى داند. از اين رو، دخل و خرج بيت المال را، مستقيماً، تحت نظارت خويش قرار داد و با متخلِّفان از احكام اسلامى، برخورد شديد كرد و از آنان، در باره نحوه جمع آورى و چگونگى خرج و هزينه بيت المال، پرسيد و از كوچكترين تخلّفشان چشم نپوشيد و در مواردى متخلَّف را عزل مى كرد.

در اين بخش، به پاره اى از مطالب نهج البلاغه در اين باره، اشاره مى شود.

1ـ حسابرسى از كارگزاران
1/1ـ در نامه چهلم، خطاب به برخى از كارگزاران مى نويسد:

بلغنى أنَّكَ جَرَّدْتَ الأرضَ فَأخَذْتَ ما تحت قَدَمَيْكَ و أكلتَ ما تحت يَدَيْكَ! فَارْفَعْ إلَىَّ حسابكَ! وَ اعْلَمْ أنَّ حِسابَ اللهِ أعظمُ من حسابِ الناس؛[38]
به من خبر رسيده كه كشت زمينها را، برداشته و آنچه را كه مى توانستى، گرفته و آنچه در اختيار داشتى، به خيانت خورده اى! پس هرچه زودتر، حساب اموالت را براى من بفرست! و بدان كه حسابرسى خداوند، از حسابرسى مردم، سخت تر است.

2/1ـ توبيخ پسر اشعث

على عليه السلام در نامه پنجم، خطاب به اشعث پسر قيس، ضمن بيان پاره اى از مباحث حكومتى و اهميت و جايگاه و مسؤوليت در برخورد با بيت المال، مى نويسد:


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:37 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

خطوط قرمز تصرفات انسانی
در آموزه های قرآنی انسان به عنوان اشرف آفریده ها و خلیفه الهی در قرارگاه زمین معرفی شده و همه هستی به نوعی مسخر وی دانسته شده است. این تسخیر با اهداف و فلسفه خاصی می باشد که همگی در راستای تکامل بشریت و دست یابی موجودات به کمال شایسته و بایسته آنان است. از این رو، تصرف انسان در هستی و آن چه از آن به ما سوی الله تعبیر می شود، امری طبیعی و براساس قوانین و سنت های الهی می باشد.
تصرفات انسان در هستی به اشکال و اهداف متفاوت و متعددی صورت می گیرد که بخشی از آن در راستای دست یابی به کمالات و یا پاسخ گویی به نیازهای طبیعی و فطری بشر است.
براین اساس هرگونه تصرف به معنای تغییر و دگرگونی در چیزهای هستی برای انسان مجاز بوده و انسان می تواند و بلکه می بایست در راستای اهداف و فلسفه آفرینش در آن ها تصرف کرده و تغییراتی را پدید آورد.
با این همه تصرفات انسانی به هر شکل و هدفی باشد می بایست بیرون از دایره حکمت و فلسفه آفرینش و قوانین و سنت های الهی نباشد که از آن به گمراهی، ضلالت، کفر، فسق، ظلم و مانند آن تعبیر می شود؛ زیرا هر گونه تصرفی بر خلاف فلسفه آفرینش و سنت الهی به معنای تصرف نامشروع به معنای تکوینی و تشریعی آن می باشد. بنابراین، انسان با همه اختیارات مطلقی که به عنوان خلیفه الهی دارد، در محدودیت ها و خطوط قرمزی گرفتار است که می بایست آن ها را رعایت کند.
هرچند که در برخی از موارد، خط قرمز ها و محدودیت ها به گونه ای است که انسان می تواند به سبب «ظلوم و جهول» بودن فطری، از آن بگذرد ولی این گذر از خطوط می تواند به طور طبیعی و تکوینی و یا تشریعی به عنوان گناه و پیامدها و آثار آن، در زندگی شخصی و جمعی بشر تأثیرات سوئی به جا گذارد و آدمی را از انسانیت خویش دور ساخته و در مقام هبوط و سقوط قرار دهد.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:34 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

بى گمان بدون تبيين مفاهيم قرآنى، ايجاد «جامعه قرآنى» و «حكومت اسلامى» ناشدنى است; چون با تبيين آن، زمينه فراگير شدن اسلام، به منظور پرستش درست آفريدگار بزرگ هستى و سعادتمند شدن انسان خاكى و نجات جامعه هاى انسانى، فراهم خواهد شد.

با تبيين مفاهيم قرآنى مى توان گامى در راه شناخت اسلام اصيل و باز گرداندن عزّت و افتخار به مسلمانان، و حفظ توده هاى وسيع جوانان آگاه، و گسترش آرمان هاى قرآنى برداشت; و منشأ تحوّل هاى بنيادين در سطح افراد و جامعه ايمانى شد.


قرآن به عنوان عصاره تعاليم و آموزه هاى انسان ساز، از اين طريق به صورتى شايسته مورد توجّه قرار مى گيرد و حقايق خورشيدسانِ قرآنى و آموزه هاى ابر زُدا و آفتاب آفرين آن جان تازه اى به حيات و زندگى جامعه مى بخشد. از آن جايى كه تعاليم و آموزه هاى قرآنى، حقيقت هاى سرشار، جهت دهنده، عدالت آفرين، محروميت زدا و عزّت بخش هستند و از جهات متعدد قابل توجّه و دقّت مى باشند، بررسى و مطالعات دقيق و جداگانه اى مى طلبند. توجّه به مضامين بلند آيات قرآنى كه در ارتباط تنگاتنگ خود مجموع نظامى هماهنگ را پديد مى آورند به دقّت و امعان نظر نيازمند است. بيان موضع گيرى هاى والاى اسلام در راه ايجاد عدالت حياتى، و دفاع واقعى از توده هاى محروم و حكومت قسط و داد بر زندگى انسان نيازمند ايستادگى در برابر «سكوت وقوف دار» است تا بدين وسيله قدرت و توان بالقوه و شگرف آموزه هاى قرآنى در جامعه سازى ايمانى همراه با عدالت، توسعه، رفاه و در پايان سعادت دو دنيا آشكار شود.


براى رسيدن به طرح اقتصادى راستين قرآنى و روشن كردن ماهيت چگونگى «سير و گردش ثروت و امكانات در جامعه اسلامى» توجّه به مجموعه آموزه هاى قرآنى ـ اسلامى امرى ضرورى و بايسته است.


بايد توجّه داشت قرآن و حديث دو ركن بنيادين هدايت الهى است كه بدون هر يك هدايت فعلى مفهوم نمى يابد; از اين رو براى رسيدن به جامعه ايمانى ـ قرآنى پيروى از قرآن و عترت شرط اساسى است; چون هدايت خداوند متكى به دو ركن صامت و ناطق است. اين وحدت و آميختگى در تعاليم قرآن و عترت هدايت را فعليت مى بخشد. از اين رو در تبيين مفاهيم قرآنى به عنوان پيش شرط توجه به روايات عترت لحاظ مى شود.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:32 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

در احادیث آمده است اگر خیرات، صدقات، انفاق و غیره ۱۰ حسنه داشته باشند، قرض الحسنه ۱۸ حسنه دارد، به گونه ای كه یك فعالیت ارزشی - اعتقادی است و خداوند و ائمه اطهار برای این فعالیت ارزش معنوی والایی را در نظر گرفتند. لذا آیات و روایات متعددی در این زمینه می تواند به این محتوا صدق نماید.

از این رو نهادهای قرض الحسنه ریشه در تاریخ، تمدن و فرهنگ ایرانیان داشته و به سال های بسیار دور بازمی گردد. در واقع باید گفت قرض الحسنه جزو رفتارهای مردم مسلمان بوده و با رشد مدنیت در جامعه، افزایش تعامل بین افراد و تشكیل نهادهای مبتنی بر اعتقادات انسانی تبلور یافته است بطوری كه در حال حاضر ما شاهد نهادهای خیریه زیادی در جامعه هستیم به گونه ای كه افراد خیّر و نهادهای خیریه برای كمك به ایتام، بیماران سرطانی، صعب العلاج و غیره بدون هیچ چشمداشتی فعالیت می كنند و همین مسئله دلیلی شد تا برای رفع مسائل و مشكلات مردم نهادهای قرض الحسنه تشكیل شوند. بنابراین این نهادها و ریشه در تاریخ ایران داشته و شاید در این سال های اخیر و بخصوص قبل از انقلاب به دلیل ترویج بانكداری در شكل سنتی و ربوی نهادهای قرض الحسنه بشدت گسترش پیدا كرد.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:29 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

 اقتصاد اسلامي داراي مشخصات متنوع و مختلفي است، در اينجا به بيان چهار نوع مشخصة كلي اقتصاد اسلامي مي‌‌پردازيم. اين مشخصه‌هاي كلي، اقتصاد اسلامي را از ديگر مكتب‌هاي اقتصادي تفكيك مي‌‌كند.

نوع اول: مشخصات فلسفي يا به تعبير ديگر مفاهيم مبنايي اقتصاد اسلامي است.


نوع دوم: مشخصات فقهي يا به تعبيري ديگر منابع اقتصاد اسلامي است.


نوع سوم: مشخصات حقوقي اقتصاد اسلامي يا به تعبيري ديگر حقوق اقتصادي است.


نوع چهارم: مشخصات تحليلي اقتصادي است.


با در نظر گرفتن هر يك از اين چهار مشخصه، اقتصاد اسلامي فرق اساسي و ماهيتي با ديگر مكاتب اقتصادي پيدا مي‌‌كند.


 موضوع بحث، مشخصات اقتصاد اسلامي است. سعي كردم به طور خلاصه و فشرده سرخط‌هاي اصلي و شاخص‌هاي اساسي اقتصاد اسلامي را مطرح كنم. البته اين عنوان، بسيار گسترده است و بحث‌هاي زيادي را مي‌‌طلبد، ولي ما در اينجا ناچار از اختصار و اكتفا به طرح عناوين كلي بحث هستيم.


اقتصاد اسلامي داراي مشخصات متنوع و مختلفي است، در اينجا به بيان چهار نوع مشخصة كلي اقتصاد اسلامي مي‌‌پردازيم. اين مشخصه‌هاي كلي، اقتصاد اسلامي را از ديگر مكتب‌هاي اقتصادي تفكيك مي‌‌كند.


نوع اول: مشخصات فلسفي يا به تعبير ديگر مفاهيم مبنايي اقتصاد اسلامي است.


نوع دوم: مشخصات فقهي يا به تعبيري ديگر منابع اقتصاد اسلامي است.


نوع سوم: مشخصات حقوقي اقتصاد اسلامي يا به تعبيري ديگر حقوق اقتصادي است.


نوع چهارم: مشخصات تحليلي اقتصادي است.


با در نظر گرفتن هر يك از اين چهار مشخصه، اقتصاد اسلامي فرق اساسي و ماهيتي با ديگر مكاتب اقتصادي پيدا مي‌‌کند.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:25 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

ظلم که به معنای قرار دادن چیزی در غیر جایگاه اختصاصی و مناسب خود است به اشکال مختلفی چون کم کردن یا زیاد کردن و یا تغییر زمان و مکان در امور و مسایل گوناگونی می تواند ظهور و بروز کند. از این رو حوزه مصداقی آن، دایره وسیعی را دربرمی گیرد.
اگر ظلم را به معنای تجاوز از حقی بدانیم که به منزله نقطه مرکزی دایره است، می توان برای آن سه نوع مصداق کلی «ظلم بین انسان و خدا»؛ «ظلم بین خود و مردم» و «ظلم به خود» (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص537) شناسایی و ده ها مصداق جزیی برای آن پیدا کرد.یکی از مصادیق مهم و اساسی آن، ظلمی است که در حوزه اقتصادی اعمال می شود.

البته ناگفته نماند که هرگونه ظلم و ستمی در حق خدا و یا مردم، به نحوی به ظلم به خود باز می گردد؛ زیرا آثار و نتایج ظلم و ستم پیش از آن که گریبانگیر دیگری شود، گریبان ستمگر را می گیرد. بنابراین دود ستمی که در حوزه اقتصادی نسبت به جامعه و مردم روا داشته می شود پیش از دیگران، به چشم خود ستمگر می رود.


نویسنده مطلب با بررسی آموزه های قرآنی کوشیده است تا این بعد از ستمگری را  تبیین و آثار فردی و اجتماعی آن را مورد بررسی قرار دهد.


عدالت ستیزی


ستمگران انسان های حق ستیز می باشند و نسبت به عدالت ستیزه جو هستند و به همین دلیل اجازه نمی دهند تا شرایطی برای تحقق عدالت در جامعه فراهم آید. اصولا ستمگری ضدمفهوم و مصداق عدالت گری است؛ زیرا عدالت به معنای قرار دادن هر چیزی در جایگاه اختصاصی و مناسب آن می باشد. بنابراین، ستمگر با هرگونه اموری که عدالت و دادگری  را در جامعه نهادینه می کند، سر ستیز و جنگ دارد و اجازه نمی دهد تا شرایطی برای اجرای عدالت در جامعه فراهم آید.


هر انسانی به سبب تضاد قوای شر و خیر و الهامات تقوایی و فجوری  در نهاد و ذات خویش، گرفتار تمایل به بی عدالتی است. از این رو با کوچک ترین عاملی ممکن است در مسیر فجور و خروج از عدالت قرار گیرد. به همین دلیل است که خداوند بر لزوم پناه بردن به  خداوند و دور ماندن از ظلم را  در همه زمان ها و برای همه انسان ها سفارش می کند.(یوسف آیه 79)


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:22 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

محققان و اندیشمندان اسلامی وقتی از قلمرو و آموزه های اقتصاد اسلامی بحث می كنند از واژه هایی استفاده می كنند كه هم در دامنه استفاده از میزان واژه های اساسی و نیز در مفاهیم این واژه ها اختلافات فراوانی وجود دارد. این اختلافات حداقل در ظاهر موجب تفاوت برداشت هایی در قلمرو و آموزه های اقتصاد اسلامی شده است. برخی احكام اقتصادی ثابت و غیرثابت را قلمرو اقتصاد اسلامی معرفی می كنند. بعضی افزون بر آن ها از واژه مبانی و مكتب اقتصادی استفاده می كنند. تعدادی از اندیشمندان معتقدند افزون بر آن ها علم اقتصاد اسلامی نیز داریم. صاحب نظرانی نیز بر این باروند كه قلمرو اقتصاد اسلامی شامل فلسفه، مكتب، نظام، نهاد و حقوق است. همچنین نظرات دیگر.

برخی صاحب نظران نیز در كشف این آموزه ها روش هایی ارائه داده اند. اختلافات در ارائه روش دستیابی به آموزه ها هم به نوع روش ها و هم در مفاهیم واژه ها، و همچنین در جایگاه و نحوه استفاده از این روش ها فراوان است.[1] بررسی هر یك از محورهای فوق، تحقیقات عمیق و گسترده ای را می طلبد. ما بدون ورود به نقد و بررسی اختلافات در قلمرو و آموزه های اقتصاد اسلامی، فكر می كنیم آموزه های اقتصادی اسلامی ـ همانند آموزه های اقتصادی سایر مكاتب اقتصادی ـ به مراحل مترتب بر هم ذیل قابل تقسیم هستند:


1. مبانی اعتقادی: آموزه هایی هستند كه بیانگر جهان بینی حاكم بر رفتارهای اقتصادی و زیربنا و تكیه گاه فكری و نظری مكتب اسلام درباره آموزه های اقتصاد اسلامی است. موضوع این آموزه ها، خدای متعال و صفات او، جهان هستی، انسان و جامعه می باشد. آن دسته از آموزه هایی كه تأثیر در رفتارهای اقتصادی داشته باشد در اقتصاد مورد توجه قرار می گیرد. از باب مثال: خداوند متعال خالق جهان هستی و انسان ها است. او مالك و رب است. هدایت تكوینی خداوند دائمی و مستمر بوده و جهان تحت احاطه و قیومیت او است.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:20 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

اقتصاد در آموزه هاي قرآني در كنار اصول دين و عباديات از مهم ترين مسائلي است كه قرآن بدان پرداخته است. از اين رو همواره در كنار نماز مساله زكات و انفاق به عنوان دو مساله اقتصادي مورد توجه و تاكيد بوده است.

بازخواني آيات قرآن براي دست يابي به اصول اقتصاد اسلامي هر چند امري نيست كه بتوان در يك نوشتار كوتاه بدان پرداخت ولي با اين همه آشنايي اجمالي و گذرا با اين اصول مي تواند دست كم ما را با برجسته ترين عناوين و مسايلي كه در اين حوزه از سوي قرآن مطرح و تاكيد شده آشنا سازد و گاهي براي توجه بيشتر و اجرايي كردن آن در زندگي خود برداريم.


اقتصاد از واژه قصد به معناي ميانه روي و اعتدال آمده است و در اصطلاح به دانشي گفته مي شود كه به بررسي فعاليت هاي فردي و اجتماعي مربوط به توليد، مبادله و توزيع و مصرف كالا و خدمات مي پردازد.


در آيات قرآن اين واژه با اين مفهوم اصطلاحي خود به كار نرفته است و مسايل به طوري مطرح مي شود كه نظريه با عمل در آميخته است و مباحث نظري آن از مباحث اجرايي و عملي آن جدا نيست.


از اين رو به جاي آن كه مباحث به طور كلي مطرح شود در قالب مصاديق اجرايي بيان مي شود و آموزه هاي آن همان طور كه به بيان قوانين و آموزه هاي دستوري مي پردازند به اصول و بنيادهاي آن توجه مي دهند. بنابراين بيش از همه با واژگاني چون اكل و اموال، انفاق، صدقه، طعام، رزق، نعمت، طيبات، في و مانند آن رو به رو هستيم.


ادامه مطلب

[ شنبه 31 اردیبهشت 1390  ] [ 3:18 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ > ]