ایران ما

بیاید کشوری نمونه در جهان بسازیم

آیا بهشتی حامی بازار بود
   
 
 
سید بازاریان مسلمان    
 
     
   

«با ایشان به صورت هفتگی جلسه داشتیم.» شاید اگر مرحوم بهشتی در هفتمین روز از تیرماه رخت از دنیا برنمی بست و همچنان در میان یاران خود باقی می ماند، اکنون سرنوشت بسیاری از رجال سیاسی و اقتصادی کشور نیز دگرگون شده بود.

خاطرات روزهای دهه ۵۰ بازاریان مسلمان مملو از دیدارهایی شده که جملگی نامی مشترک در میان خود دارند. شاید چندان تفاوتی نداشته باشد که راوی داستان های بازاریان عزت شاهی باشد یا حبیب الله عسگراولادی، شاید هم چندان تفاوتی نداشته باشد که مهدی عراقی از روزهای مهاجرت نقل کند یا مبارزان ملی بازار تهران روزهای نبرد را به تصویر بکشند چراکه نامی مشترک در میان تمام گفتار ها به گوش می رسد. اگر مرحوم طالقانی معتمدی برای جملگی مبارزان بود، بهشتی نیز برای آنان به نام مذاکرات با سران انقلاب تعبیر می شد. اگر روزی پیران اتاق بازرگانی نامه یی را برای حضور در ساختمان خیابان طالقانی به بهشتی ارائه می کردند، روزی دیگر عده یی از سیاست ورزان برای تاسیس حزبی نوین به دیدار بهشتی می رفتند. اگر روحانی معتمد انقلاب زمانی بازاریان را برای انقلاب هدایت می کرد و کمیته اعتصابات را نظم می داد، او روزگاری بعد به اتاق بازرگانی می رفت تا در جمع صاحبان سرمایه به نقد سرمایه داری بپردازد.

شاید اگر روزهای سخت بازار تهران از یادهای بازاریان می رفت، آنان نیز در نشست نقد سرمایه داران به انتقاد از روحانی انقلابی می پرداختند؛«روزی آقای بهشتی برای سخنرانی به اتاق آمدند. ایشان در ابتدای سخن خود اشاره کردند برای حمایت از سرمایه داران به اتاق نیامده اند.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 8:44 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

اشتباهات تجاری به عنوان جزئی از دور زندگی فعالیت اقتصادی تلقی می شوند

واشنگتن – در سال ۲۰۰۰، مارک فلوری متوجه شد که مشکلی در شرکت نرم افزار رایانه ای جدید التأسیس او "تلکل" وجود دارد. شمار کاربران این شرکت افزایش می یافت اما درآمدهای آن بیشتر نمی شدند.

فلوری و شریک او در پیدا کردن چیزی که بتوانند آن را جهت کسب سود به کاربرانی بفروشند که از طریق برنامه های رایانه ای رایگان خود جذب کرده بودند، با مشکل مواجه شدند. هنگامی که تأمین سرمایه فعالیت اقتصادی، کمیاب شد و پولی که برای سرمایه گذاری در اختیار داشتند تمام شد، هیچ چاره ای نداشتند جز اینکه در شرکتشان را تخته کنند.

طبق توضیح فلوری برای بنیاد کافمن که در زمینه پیشرفت فعالیت های اقتصادی کار می کند، مورد تلکل غیر عادی نیست. بنا بر بررسی های اداره آمار ایالات متحده از دهه ۱۹۹۰، نزدیک به نیمی از فعالیت های اقتصادی نوپا، علیرغم ی زمان و انرژی فراوان و غالبا اندوخته های عمری که در این فعالیت ها سرمایه گذاری می شوند، در همان چهار سال اول شکست می خورند.

کارشناسان فعالیت های اقتصادی می گویند داشتن یک ایده عالی برای موفقیت در کار اقتصادی کافی نیست. بنگاه های اقتصادی نوپا به دلیل بازاری که ناکافی است یا به خوبی تعریف نشده، فقدان برنامه ریزی، منبع مالی ناکافی، مدیریت پول نقد ناکارآمد و عوامل دیگر شکست می خورند.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 8:41 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

 
مصاحبه با موفقترین چهره اقتصادی در ایران    
 
     
   

حق الناس را دست نزن . مصمم باش . عاشق تصمیمت باش . آن وقت است که محال پا به فرار می گذارد.

شخصی است که در جهان هتلداری چهره ای موفق است و از معدود ایرانیانی است که توانسته خود را در میان هتلداران جهان مطرح کند . وی دارای بیش از ۵۰۰۰ تخت در جزایر قناری اسپانیا و چندین هتل و پارک مدرن در ایران است.

او مهندس حسین ثابت است.

متولد مشهد . نمی توانی سنش را حدس بزنی . یک پارچه انرژی است با حافظه ای قوی . شعر بلند عقاب دکتر خانلری را با شور و احساسی میهن پرستانه می خواند . در مشهد درس خوانده . نهج البلاغه را خوب می شناسد . از قرآن نمونه می دهد و به شش زبان زنده دنیا حرف می زند . او یک ایرانی مسلمان است که به ذره ذره این خاک اهورایی عشق می ورزد .

اتاقش جمع و جور است و مثل تمامی هتل بزرگ داریوش روح ایرانی به وسیله ، نقش برجسته ها و تصاویر هخامنشی موج می زند . حسین ثابت شعر می خواند . از عرفان می گوید و از ایران .

حسین ثابت ابتدا اقدام به ساخت هتل بزرگ داریوش نمود (این هتل مجلل ترین هتل کشور است)

سوئیت های ان در زمان های عادی سال هر شب ۴۰۰ هزار تومان و در ایام عید نوروز و .. تا ۷۰۰ – ۸۰۰ هزار تومان هر شب اجاره داده میشود.

وی پس از ان اقدام به ساخت پارک دلفین ها و پارک شیرها و چندین پروژه تفریحی دیگر در کیش نمود.

پس از مدت یکسال از فعالیت پروژه هایش تصمیم گرفت تنها هتل دار کیش شود و اقدام به خرید ۶ هتل آماده دیگر کرد با قیمت های تقریبی هر هتل ۸ ۹ میلیارد تومان به بالا

البته برخی هتل داران زیر بار این کار نرفته و وی نتوانست به این آرزوی خود برسد.

 


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 8:40 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

 
 
بینش، روش و منش    
 
     
   

استاد میرمصطفی عالی نسب، اقتصاددانی بود كه اقتصاد را سیاسی می دانست و خود نیز طی هفتادسال به عنوان یك كنشگر اقتصادی در عرصه اجتماع و سیاست عمل كرد.

وی در تیرماه ۱۳۸۴ پس از چندین ماه بیماری، درگذشت. طبق یك روش جاری، همكاران و هواداران ایشان در رثای وی سخنانی گفتند و از شخصیت اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و معنوی اش تجلیل كردند؛ خلاصه آن كه "هركس از ظن خود شد یار او" و برپایه این طنز پرمعنای زنده یاد مهندس مهدی بازرگان كه گفته بود: "در ایران مرده بد و زنده خوب وجود ندارد"، هركس از بخشی از ویژگی های ارزنده و ماندگار استاد عالی نسب سخن ها گفتند.

نگارنده بر آن نیست كه از عالی نسب به عنوان یك شخص سخن بگوید، بلكه می خواهد از روش و منش عالی نسب و یا به عبارت دیگر، از "عالی نسب" به عنوان یك رویداد، یك اتفاق و یك موضوع در بستر تاریخ اجتماعی سخن گوید، چون معتقد است كه عالی نسب با تمامی ویژگی هایش، تبلور یكصدسال مبارزه مردم ایران در رهایی از وابستگی است؛ چیزی كه دوستان قدرتمند عالی نسب در سال های حضور و نظارت بر دستگاه های اجرایی و قانون گذاری در حاكمیت ایران، می توانستند در راستای "فرهنگ ساختن" و "نهادینه كردن" این روش و منش، كاری كارستان كنند؛ اما دریغا كه چنین نشد و یا از آن غفلت كردند و یا نتوانستند آرمان ها را به عمل درآورند.

درنتیجه سهل انگاری ها و كم كاری ها و یا نداشتن درك صحیح و شفاف از مسئله یا دخالت نیروهای فشار و درافتادن به كژراهه ها و كژاندیشی ها، به شكلی منفعل و خودباخته و بی هویت، تسلیم موج های ورودی برای جایگزینی این روش و منش شدند.

 


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 8:38 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

نگاهی به زندگی و اندیشه آدام اسمیت

آدام اسمیت را می توان بنیانگذار علم اقتصاد مدرن غربی دانست. آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل ریشه ی همه ی خیرها را در سرمایه داری می جوید و وظیفه ی حکومت مدنی را دفاع از ایمنی دارائی و دفاع از توانگران در برابر مستمندان می داند.

آدام اسمیت (ADAM SMITH) اقتصاددان و فیلسوف اخلاق اهل اسکاتلند است. او متولد سال ۱۷۲۳ م است. پدرش اندکی قبل از تولد او در گذشته بود. مادر آدام اسمیت، مارگرت داگلس نام داشت و ارتباط عاطفی نزدیکی مابین این مادر و فرزند وجود داشت.(۱)

اسمیت دوران تحصیل ابتدائی را در شهر محل تولدش گذراند و در چهارده سالگی به دانشگاه گلاسکو رفت. در اسکاتلند قرن هجدهم زمان آغاز تحصیلات دانشگاهی چهارده سالگی بود. در سال های تحصیل در گلاسکو، ریاضیات و فیزیک جزو دروس مورد علاقه ی او بود.

اسمیت پس از سه سال تحصیل در گلاسکو به آکسفورد رفت. در آکسفورد به تحصیل دروسی پرداخت که او را جهت کشیش شدن آموزش می دادند. اسمیت مدرسان آکسفورد را افرادی بی مایه و کاهل یافت و به نظام آموزشی آن انتقادهای بسیاری داشت. مدتی بعد امکان برگزاری یک سلسله سخنرانی های ادبی در دانشگاه ادینبورگ برای او پدید آمد. در سال ۱۷۵۱ کرسی درس منطق دانشگاه گلاسکو به او پیشنهاد گردید و بدینسان اسمیت فعالیت خود در مقام استاد دانشگاه را آغاز کرد. مدتی بعد استاد درس اخلاق آن دانشگاه نیز بیمار گردید و کرسی درس او نیز در اختیار آدام اسمیت قرار گرفت.

آدام اسمیت دوازده سال عهده دار تدریس فلسفه اخلاق در گلاسکو بود. کلاس های درس او با استقبال بسیار دانشجویان روبه رو گردید. او در اواخر دوران اقامت در گلاسکو به عنوان ریاست دانشکده دست یافت. در ژانویه ی سال ۱۷۶۴ شغل جدیدی در مقام معلم خصوصی و سرپرست دوک باکلو یافت و لذا گلاسکو را ترک گفت و همراه شاگرد جوانش به مسافرت اروپا رفت.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 8:30 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]



آشنایی با کورنیوس واندربیلت







کورنیوس واندربیلت در تاریخ ۲۴ مه ۱۷۹۴ در نیویورک متولد شد. پدر او کشاورزی بود که محصولاتش را در بازار نیویورک می فروخت و در کنار بندر نیز ماهیگیری می کرد.

● پیشینه و ظهور

کورنیوس واندربیلت در تاریخ ۲۴ مه ۱۷۹۴ در نیویورک متولد شد. پدر او کشاورزی بود که محصولاتش را در بازار نیویورک می فروخت و در کنار بندر نیز ماهیگیری می کرد.

واندربیلت توجه زیادی به مدرسه نداشت و زندگی خارج از آن را ترجیح می داد. در کودکی به سختی می توانست بخواند و بنویسد. او علاقه بسیار زیادی به کسب و کار داشت. در سال ۱۸۱۰ یعنی تنها زمانی که ۱۶ سال سن داشت، مادرش به او ۱۰۰ دلار برای پاکسازی و کاشت بر روی یک زمین ۸ آکری داد. او با باقی مانده این پول، یک قایق کوچک خرید. او با همین قایق کوچک شروع به جابجایی مسافر کرد. او خیلی زود این کسب و کار را از دست داد زیرا قایق کوچکش در همان چند هفته نخست با یک مانع برخورد کرد اما هم قایق و هم سرنشینان آن نجات یافتند.

این حرفه درس های خوبی را در زمینه کسب و کار به واندربیلت آموخت. او بدون ترس از شرایط آب و هوایی به کارش ادامه داد و همین امر باعث اعتبار و شهرت او شد. رضایت مشتریان باعث شد که او همچنان به کسب و کارش ادامه دهد. او اصول ساده اقتصادی همچون هزینه های پایین، گردش مالی بالا، کاهش هزینه ها نسبت به رقبا و غیره را از طریق همین حرفه آموخت.

● لحظات مهم

همانند بسیاری دیگر از کارآفرینان، در زمان جنگ آمریکا و انگلستان در سال ۱۸۱۲، واندربیلت این جنگ را به مثابه فرصتی برای توسعه کسب و کارش می دید. در حالی که او همچنان به کسب و کارش ادامه می داد، با ارتش قرارداد بست و پول بیشتری را از طریق حمل مواد غذایی به دست آورد. این امر به او کمک کرد تا دو قایق دیگر بخرد.

تا سال ۲۴ سالگی، واندربیلت توانست ۹۰۰۰ دلار پس انداز کند و با همین پول کسب و کارش را توسعه داد. به علاوه او از چند قایق درآمد داشت. همه چیز بر وفق مراد واندربیلت پیش می رفت تا این که در سال ۱۸۱۷ قایق های بخار وارد این کسب و کار شدند. دو کارآفرین بزرگ یعنی رابرت فولتون و رابرت لیوینگستون فن آوری نوین خود را وارد نیویورک کردند و به مدت ۳۰ سال انحصار تردد قایق های بخار را به دست گرفتند.



ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 8:24 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

 
برنده نوبل اقتصاد رابطه نرخ بهره و تورم را رد کرد    
 
     
   

به دنبال مطرح شدن نظریه های مختلفی در مورد رابطه نرخ بهره بانکی و تورم و تاکید دست اندرکاران وزارت اقتصاد ایران مبنی بر بی ارتباط بودن نرخ بهره با تورم در شرایط کنونی اقتصاد ایران جوزف استیگلیتز برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۱ میلادی نیز این ارتباط را رد کرد. وی در نیمه دوم ماه می سال ۲۰۰۸ میلادی در جمع سران بانکهای مرکزی اذعان داشت برای حل کردن مشکل تورم کنونی افزایش نرخ بهره بانکی نمیتواند موثر باشد.

افزایش نرخ تورم در کشورهای مختلف جهان و بحران موجود در اقتصاد جهانی به خصوص کشورهای امریکا و اروپا سبب شد تا تمامی دست اندرکاران امور اقتصادی به فکر پیدا کردن راههای مختلفی برای حل این بحرانها باشند. در این میان استفاده از کمک و راهنمایی اقتصاددانان بزرگی همچون جوزف استگلیتز برنده جایزه نوبل اقتصاد بسیار سودمند است.

استیگلیتز که هم اکنون استاد رشته اقتصاد در دانشگاه کلمبیا است در سال ۲۰۰۱ میلادی موفق به دریافت جایزه نوبل اقتصاد شد. این اقتصاددان برجسته امریکایی در سال ۱۹۴۳ میلادی در امریکا متولد شد و پس از سالها تحصیل در رشته اقتصاد سالها معاونت ریاست بانک جهانی هم اکنون یکی از برجسته ترین اقتصاددانان حامی جهانی سازی و تجارت ازاد محسوب می شود.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 8:16 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

  آلن گرینسپن در سال ۱۹۲۶ متولد و در ارتفاعات واشینگتن در مجاورت نیویورک سیتی بزرگ شد. وی در ابتدا بدنبال یادگیری کلارینت یا همان قره نی رفت و در این زمینه به صورتی حرفه ای کار کرد

عصر آشوب، آخرین کتاب الن گرینسپن، رییس پیشین بانک مرکزی ایالات متحده است که به زودی در ایران نیز منتشر خواهد شد. عصر آشوب تحت حمایت شرکت سرمایه گذاری بوعلی، توسط حسین صبوری و علی فیاض بخش و با ویراستاری علیرضا طیب ترجمه شده و هم اکنون در دست انتشار است. مقدمه ای کوتاه بر پیشینه گرینسپن و کتاب وی را به قلم مترجمان کتاب می خوانید.

آلن گرینسپن در سال ۱۹۲۶ متولد و در ارتفاعات واشینگتن در مجاورت نیویورک سیتی بزرگ شد. وی در ابتدا بدنبال یادگیری کلارینت یا همان قره نی رفت و در این زمینه به صورتی حرفه ای کار کرد . او سپس دوران لیسانس، فوق لیسانس و دکتری اقتصاد را( البته با وقفه ای طولانی) در دانشگاه نیویورک به اتمام رساند و در سال ۱۹۵۴ شرکتی تخصصی در زمینه مشاوره اقتصادی با نام Townsend Greenspan را تأسیس نمود . وی از سال ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۷ کرسی ریاست انجمن مشاور ه اقتصادی پرزیدنت فورد را بر عهده گرفت و در سال ۱۹۸۷، پرزیدنت ریگان وی را به عنوان رییس فدرال رزرو انتخاب نمود و وی این مقام را تا موقعی که در سال ۲۰۰۶ بازنشست شد، حفظ نمود.

بسیاری از اقتصاد دانان آقای گرینسپن را بزرگترین رییس بانک مرکزی در طول تاریخ بانکداری جهان می دانند. به عقیده آنها، آقای گرینسپن برای هدایت منحصربه فرد سکان اقتصاد آمریکا طی بحران هایی چون سقوط بازار بورس در۱۹۸۷، رشد خارج از کنترل بازارهای مالی در دهه نود و رکود اقتصادی پس از حملات یازده سپتامبر ۲۰۰۱، باید مورد تحسین قرار بگیرد.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 8:12 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

وقتی مکاتب اقتصادی مورد بررسی قرار می گیرند بسیار مهم است که سیر تکاملی این مکاتب مورد توجه باشد، به گونه یی که هر مکتب در ظرف زمانی خود شناخته شود. مثلاً وقتی مکتب کینز مورد بررسی قرار می گیرد باید توجه شود این بررسی ها تنها برای آگاهی خواننده است نه آنکه تصور شود این مکتب هنوز زنده است و بخشی از کشورها پیرو آن هستند. در واقع آخرین مکتبی که ظهور کرده و همچنان به صورت غالب در جهان زنده بوده و به اجرا در می آید مکتب شیکاگو به رهبری میلتون فریدمن است که متاسفانه در کشور ما به دلیل غلبه تفکرات چپ، بعد از انقلاب از او چهره یی منفور ساخته شد و ما را برای مدت های مدید از واقعیات علم اقتصاد دور ساخت. نکته جالب در این مورد آن است که بحران اقتصادی کنونی امریکا در واقع به این علت به وجود آمده که دولت امریکا می خواست همچنان نفوذ ابرقدرتی و هژمونی یکه تاز خود را بر جهان، اعمال کند و به همین دلیل ناچار شد یکی از آموزه های مهم این مکتب یعنی محدود شدن هزینه های دولت را نادیده گرفته و البته هم اکنون در حال دریافت نتیجه و تبعات اعمال این هژمونی (یعنی بحران اقتصادی) است. در هر صورت مکتب شیکاگو نیز در واقع ادامه تکامل یافته همان مکتب کلاسیک است که آدام اسمیت بنیانگذار آن بود. به همین دلیل بررسی مکاتب اقتصادی معمولاً با افکار و آثار او که پدر علم اقتصاد هم لقب گرفته است، آغاز می شود. ما پس از این سعی می کنیم هر ماه به بررسی زندگی و آثار یکی از دانشمندان علم اقتصاد که در حرکت پرفراز و نشیب این علم نقش تعیین کننده یی داشته اند، بپردازیم.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 8:08 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

  شادروان دکتر حسین عظیمی از نگاه غلامحسین دوانی
 
 
شادروان دکتر حسین عظیمی از نگاه اقتصاددانان    
 
     
   

● چشمی به کویر دلی به مهر توسعه ایران

در دهه ۱۳۷۰ که به تازگی به استخدام شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی درآمده بودم. موضوع سرمایه گذاری های کلان تأمین اجتماعی در راستای اهداف اقتصادی برنامه دوم توسعه مدنظر بود. برای ما تنی چند از کارشناسان مالی و سرمایه گذاری که اطلاعات درست و حسابی هم از سیاستگذاران کلان کشور نداشتیم. جلساتی در چهارشنبه آخر هر ماه در شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی برگزار می شد. در این جلسات که به همت هیأت مدیره وقت ستاد برگزار می شد، شادروان دکتر حسین عظیمی به عنوان استاد مهمان سخنرانی می کرد و ضمن تشریح اهداف کلان اقتصادی برنامه اول و دوم به پرسش های مدعوین پاسخ می داد. احاطه استاد به چم و خم اقتصاد ایران و فروتنی و دانش ایشان تأثیر شگرفی بر مدعوین آن جلسات که امروزه هر یک منصبی را عهده دار هستند، می گذاشت و من برای نخستین بار افتخار آشنایی حضوری با استاد را در این جلسات به دست آوردم.

بعدها که جهت سخنرانی در همایش های انجمن حسابداران خبره ایران از ایشان دعوت به عمل می آمد با طیب خاطر می پذیرفت و جالب این که در بیش تر همایش ها بالاترین امتیاز را سخنرانی آن شادروان کسب می کرد. او فرزند کویر بود و تا واپسین روز زندگی بدان عشق می ورزید. او می گفت: کویر، حداقل برای ما کویریان ، دنیایی اعجاب انگیز است . شاید شب های ستاره باران کویر است که ما مردمان این صحراهای پهناور کشور را بر این می دارد که حتی در دل هر تاریکی به روشنایی دل بندیم( نقل از کتاب مدارهای توسعه نیافتگی اقتصاد ایران)

دکتر عظیمی با همه ملامت و رنجی که چه از طرف به اصطلاح اقتصاد خوانده ها و چه اقتصاددانان تعدیلی و چه از طرف نابخردان سیاسی اقتصادی بر او رفته بود. در همه سخنانش با رقه امید و آرزوی دستیابی به توسعه هویدا بود.

 


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 8:01 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

 
   
 
 
آدام اسمیت مبلغ اخلاق منافع شخصی    
 
     
   

آدام اسمیت بی نظیرترین شمایل مقدس لیبرال هاست؛ اما هنوز بیش از ۲۰۰ سال بعد از مرگش پدر علم اقتصاد نامشخص مانده است. آثار او با وجود طرح های گویایی از جمله «دست نامرئی بازار» مهلت زیادی را برای تفسیر کردن باز می گذارد.

آدام اسمیت در سال های پایانی عمرش بازرس ویژه گمرگات اسکاتلند بود. فیلسوف اخلاق در انجام وظایفش و در خدمت به خوبی عمل کرد، به این معنا که او برای مبارزه با قاچاقچیان لاشه کشتی های به جا مانده در ساحل را برای مقامات نظامی بازسازی کرد.

اگر او در حال حاضر زنده می بود، به خوبی می توانست با بازرسان مالیاتی و پرتال سرمایه های متواری در لیشتن اشتاین را تعقیب کند (اشاره به موضوع رسوایی مالی که چندی پیش در لیشتن اشتاین اتفاق افتاد).

اگر دفاع از ایده بازار آزاد علیه مداخله دولت باشد به درستی آدام اسمیت معروف ترین شاهد اصلی است. او به عنوان بنیانگذار علم اقتصاد و لیبرالیسم سیاسی اعتبار دارد. طرح او از «دست نامرئی» دلیل بی نظیری است که به حرمت مکانیسم بازار اگر هر کسی به دنبال منافع خود باشد وضعیت همه مطلوب خواهد شد.

محاسبات اقتصادی اسمیت در نگاه اول به نظر به عنوان محاسبات سرد و بی روح یک انسان خردمند می آید. او در اثر خود به نام «رفاه ملت ها» می نویسد: ما وعده های غذایی مان را از رفاه قصاب، نانوا و نوشابه ساز انتظار نداریم، بلکه از دقت آنها به علاقه خاص شان انتظار داریم. «ما به عشق انسانی آنها برنمی گردیم، بلکه به عشق خود برمی گردیم و هرگز با آنها از نیازهای مخصوص خودمان صحبت نمی کنیم، بلکه از منافع آنها صحبت می کنیم.» سرانجام «دست نامرئی بازار» تمامی توجهات جداگانه را جمع می کند و از آن رفاه خارق العاده جمعی را تولید می کند.

این توجیه اخلاقی یک سیاست که بازار را به جریان آزاد وامی گذارد تا به امروز باعث عکس العمل های شدیدی شده است. یوزف استیگ لیتس «Joseph Stiglitz» ریاست سابق مالی بانک مرکزی و بعدها منتقد معروف بازار در گاردین در مقاله ای راجع به دانیل کانه من، Daniel Kaneman و ورنون اسمیت Vernon Smith که برای انتظارات رادیکال بازار موفق به دریافت جایزه نوبل شده اند، می نویسد: «دست نامرئی آدام اسمیت نامرئی است؛ چون اصلا وجود ندارد.»


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 7:58 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

   
 
 
تئودور شولتز ، اقتصاددان کشاورزی برنده جایزه نوبل اقتصاد    
 
     
   

کار اصلی پنج تن از برندگان جایزه نوبل اقتصاد در زمینه توسعه بوده و تجربیات تحقیقاتی یکی از آنها اقتصاد کشاورزی است . این اقتصاددان تودور شولتز می باشد . (TheodoreW.Schultz) . وی به علت آشنائی تنگاتنگی که با کشاورزی امریکا ، شوروی سابق و کشورهای درحال توسعه داشت بدون واسطه تجربیات عملی قابل توجهی کسب کرده بود . او تعطیلات دانشگاهی خود را در جوامع روستائی و در میان کشاورزان کشورهای توسعه نیافته می گذراند .

به علت این ارتباط مستقیم او احترام خاصی به هوشمندی ،اعتماد به نفس وکارآمدی کشاورزان این کشورها قائل بود . به ویژه که توانائی واکنش صحیح آنها در مواجه با مسائل و تنظیم سطح زندگی متعارف برای او قابل توجه بود .شولتز اقتصاددانی بود که آثار او در اقتصاد کشاورزی و به ویژه تجزیه و تحلیل سیاست های کشاورزی در کشورهای در حال توسعه موجب شد که جایزه نوبل اقتصاد را در سال ۱۹۷۹ همراه با آرتور لوئیس نصیب خود کند.

جدا از کارهای خود، شولتز در اشاعه آثار و عقاید دیگران نیز سهم زیادی دارد. او گرچه مبدع نظریه سرمایه انسانی نیست، ولی در نطقی تحت عنوان «سرمایه گذاری در سرمایه انسانی» که در سال ۱۹۶۰ به مناسبت انتخاب خود به ریاست انجمن اقتصاددانان آمریکا ایراد نمود، توجه عموم مراکز تحقیقاتی را به این موضوع جلب کرد و لذا شاید بتوان او را پدر نظریه سرمایه انسانی به حساب آورد. همچنین تلاش های او در مورد «اقتصاد خانواده» که موضوعی گره خورده با نام گری بکر و دیگر اقتصاددانان دانشگاه شیکاگو می باشد ،شایان ذکر است.


ادامه مطلب

[ جمعه 30 اردیبهشت 1390  ] [ 7:55 PM ] [ سید وحید حسینی هلالی ]

[ نظرات0 ]

.: تعداد کل صفحات :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ] [ 10 ] [ > ]