خبرگزاري فارس: رييس جمهور قزاقستان پيشنهاد كرد گروه ده اسلامي با حضور 10 قدرت برتر جهان اسلام در حوزه اقتصاد اسلامي تشكيل شود .

به گزارش خبرگزاري فارس، نور سلطان نظربايف در مراسم هفتمين همايش جهاني اقتصادي اسلامي كه در پايتخت قزاقستان برگزار شد گفت پيشنهاد مي كنيم در راستاي ايجاد زمينه هاي نوين همكاري اقتصادي بر مبناي اقتصادي اسلامي ده كشور اسلامي پيشتاز در اين زمينه يك گروه منسجم را تشكيل دهند.
وي افزود امكانات كشور هاي اسلامي امكان مي دهد يك اتحاديه قوي مالي براي همكاري در زمينه سرمايه گذاري تشكيل دهند .
رييس جمهور قزاقستان در ادامه گفت با در نظر داشتن عقب ماندگي كشور هاي جهان اسلام در حوزه علم و تكنولوژي پيشنهاد مي كنم مركز بين المللي فناوري هاي نوين با شركت كشور هاي ذينفع عضو سازمان كنفرانس اسلامي ايجاد شود .

 



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در جمعه 20 خرداد 1390  ساعت 4:35 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



خبرگزاري فارس: هفتمين همايش اقتصادي كشور‌هاي اسلامي با حضور مقامات و نمايندگان جمهوري اسلامي ايران و ديگر كشورهاي مسلمان منطقه و جهان صبح امروز در محل كاخ استقلال آستانه آغاز به كار كرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري فارس در آستانه، تاكنون نمايندگان بيش از 20 كشور مسلمان وارد قزاقستان شده‌اند و قرار است طي 3 روز برگزاري همايش، راهكارهاي توسعه مناسبات اقتصادي، ايجاد زمينه‌هاي قانوني روابط ميان يكديگر و همچنين طرح‌هايي را در زمينه مقابله با بحران مالي مورد بحث و بررسي قرار دهند.
در اين همايش كه براي نخستين بار در منطقه آسياي مركزي برگزار مي‌شود، موضوع رقابت و همكاري در دوران رشد ارتباطات و جهاني‌سازي به عنوان محور مباحث مورد تبادل نظر قرار خواهد گرفت.
در مراسم آغازين اين همايش بين‌المللي، "اسيت ايسكش‌ ف " معاون نخست وزير قزاقستان در ابتدا گزارشي در زمينه برنامه‌هاي صنعتي‌سازي اين كشور و همچنين برخي از طرح‌هاي مربوط به انجام اصلاحات اقتصادي را ارائه كرد.
وي با اشاره به موضوعات مورد بحث، اين نشست را براي رشد اقتصاد كشورهاي آسياي مركزي، تبادل طرح‌هاي تجاري و بررسي زمينه‌هاي اجرايي كردن طرح‌هاي مشترك و همچنين ايجاد همگرايي اقتصادي كشورهاي شركت كننده مهم دانست.
بنابر اعلام ستاد برگزاري اين همايش، مسائل مربوط به بحث بانكداري اسلامي، توسعه زيرساخت‌هاي مالي، صنعت حلال، توسعه كسب و كارهاي كوچك و متوسط و نحوه استفاده از منابع انرژي‌هاي جايگزين نيز در دستور كار اين نشست خواهد بود.
نمايندگان كشورهاي جمهوري اسلامي ايران، قزاقستان، اندونزي، مالزي، تاجيكستان، عراق، قرقيزستان، عربستان، تركمنستان، آذرباييجان، و پاكستان به همراه تعدادي ديگر از كشورهاي مسلمان منطقه و جهان در اين همايش 3 روزه حضور خواهند داشت.

 



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در سه شنبه 17 خرداد 1390  ساعت 4:05 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



خبرگزاري فارس: دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي گفت: پذيرفتن انواع گوناگون مالكيت، بدين معني نيست كه اسلام تركيبي است از سرمايه‌داري و سوسياليسم، بلكه نظريه اقتصادي اسلام از زيربناي فكري و عقيدتي اين مكتب سرچشمه مي‌گيرد.


آيت‌الله محمدعلي تسخيري در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا» در خصوص اقتصاد اسلامي، اظهار داشت: مكتب اقتصادي اسلام بر 3 اصل مهم مالكيت عمومي و خصوصي، آزادي اقتصادي در محدوده مشخص و عدالت اجتماعي استوار است و به كمك همين اصول است كه از اقتصاد سوسياليستي و سرمايه‌داري متمايز مي‌شود.
وي در تشريح اصل اعتقاد به مالكيت عمومي و خصوصي گفت: در نظام سرمايه‌داري مالكيت خصوصي معتبر است و از پذيرفتن مالكيت عمومي، جز در مواردي كه زندگاني اجتماعي الزام مي‌كند خودداري مي‌شود. از سوي ديگر در نظام‌هاي سوسياليستي محور اصلي، مالكيت عمومي است لكن در برخي موارد بنا بر ضرورت‌هاي اجتماع، مالكيت خصوصي را نيز معتبر مي‌شمارند.

* مقبوليت همزمان انواع مالكيت در اسلام همزمان با هم نه به صورت موضعي

نويسنده كتاب "پنجاه درس در اقتصاد اسلامي " بيان داشت: در اسلام انواع مختلفي مالكيت همزمان با هم قابل قبول است. زيرا از ديدگاه اسلام مالكيت خصوصي، عمومي و دولتي قابل پذيرش و معتبر است و هيچ يك از اين مالكيت‌ها حكم استثناء و يا چاره‌جويي موضعي و موقت ندارد.

*اقتصاد اسلامي يك نظريه مستقل از سرمايه‌داري و سوسياليسم

آيت‌الله تسخيري تصريح كرد: پذيرفتن انواع گوناگون مالكيت، بدين معني نيست كه اسلام تركيبي است از سرمايه‌داري و سوسياليسم، بلكه نظريه اقتصادي اسلام از زيربناي فكري و عقيدتي اين مكتب سرچشمه مي‌گيرد كه اين ارزش‌ها و اعتقادات به هيچ وجه با زيربناي فكري و ارزش‌هاي موجود در سرمايه‌داري و اشتراكي (سوسياليسم) قابل جمع نيست.
دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اصل دوم، آزادي اقتصادي در محدوده مشخص، را تشريح كرد: آزادي اقتصادي از نظر اسلام در چهارچوب ارزش‌هاي اخلاقي و معنوي محترم است. لذا اسلام مانند نظام اشتراكي، آزادي را نفي نمي‌كند و مانند نظام سرمايه‌داري آن را نامحدود نمي‌داند.بلكه به مردم اجازه مي‌دهد تا در راستاي آرمان‌هاي بلند الهي از آزادي اقتصادي به عنوان وسيله‌اي براي پيشرفت و تكامل استفاده كنند.

*آزادي اقتصادي در اسلام بدون احساس سلب آزادي

وي با بيان اينكه دين آسماني اسلام حدود آزادي اقتصادي در جامعه را از دو طريق اجرا مي‌سازد، ادامه داد: اولين روش محدوديت ذاتي است كه از اعماق روح آدمي و شخصيت اسلامي و مايه‌هاي فرهنگي اجتماع نشات و نيرو مي‌گيرد و در سايه تربيت و پرورش جامعه اسلامي كه اسلام در تمام جوانب آن رسوخ يافته رشد مي‌كند.
آيت‌الله تسخيري بيان داشت: اصول و مباني انديشه و اخلاق اسلامي با قدرت عظيم خود به طور طبيعي آزادي اقتصادي انسانها را مهار مي‌كند. بدون آنكه آدمي احساس كند كه از وي سلب آزادي شده است زيرا اين اصول ديني و تربيت اسلامي پيروان اين دين سرچشمه گرفته است.
وي ادامه داد: در واقع محدوديتي به وجود نيامده، بلكه تنها از طريق پرورش روحيه معنوي افراد موجب مي‌شود كه آزادي اقتصادي به نحو صحيح به كار گرفته شود.

*محدوديت تشريعي بر اساس چارچوب اسلام تعيين مي‌شود

دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب دومين نوع محدوديت را محدوديت تشريعي برشمرد و گفت: اين محدوديت، از جانب احكام شريعت براي مسلمانان وضع شده است زيرا تمام اعمالي كه با ارزش‌ها و شئونات اسلامي سازگار نيست و در شريعت به تحريم آنها تصريح شده است، از دايره آزادي‌هاي اقتصادي بيرون است.

اين نويسنده در ادامه افزود: اين محدوديت‌ها بدين گونه اعمال مي‌شود كه در فعاليت‌هاي اقتصادي و اجتماعي، در صورتي كه با آرمان‌هاي اسلامي در تضاد باشد مانند ربا و احتكار از نظر شريعت اسلامي ممنوع است.

*حكم ولي فقيه به موجب محدوديت تشريعي است


وي در ادامه تاكيد كرد: گذشته از ممنوعيت‌هاي ذكرشده در اسلام تدبيري انديشيده شده است كه شخصي به عنوان ولي امر مسلمانان، بر كليه فعاليت‌ها و اعمال جامعه نظارت دارد و از اين طريق در طول زمان اجراي احكام اسلامي مصالح عمومي را همواره در نظر دارد.
آيت‌الله تسخيري تصريح كرد: از آنجايي كه با تغيير شرايط اجتماعي، نحوه اجراي عدالت و مقتضيات آن نيز تغيير مي‌كند لذا اين امور به ولي امر واگذار مي‌شود تا از اين طريق طبق موازين و ارزش‌هاي اسلامي حدود و آزادي‌هاي افراد را مشخص نمايد.

*قابليت اجراي عدالت اجتماعي با نظام توزيع ثروت در اسلام

دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب در تشريح اصل عدالت اجتماعي گفت: نظام توزيع ثروت در اسلام به نحوي پي‌ريزي شده كه قادر است عدالت اجتماعي را در جامعه پياده نمايد.
وي ادامه داد: عدالت اجتماعي در اسلام، يك مفهوم ذهني خشك و خالي نيست كه بتوان آن را به اشكال مختلف توجيه و تفسير نمود. اسلام براي تحقق اين اصل حياتي يك برنامه معين دارد و مي‌توان آن را در يك اجتماع زنده و با تحرك عملي ساخت.
آيت‌الله تسخيري با اشاره به اينكه عدالت اجتماعي به شكل اسلامي آن بر دو ركن تكافل عمومي (كفالت متقابل) و تعادل اجتماعي و نبودن فاصله طبقاتي استوار است، بيان داشت: در اولين خطبه رسول اكرم (ص) پس از تشكيل حكومت است مطالبي آمده است كه بخوبي نشان مي‌دهد كه اسلام تا چه حد به عدالت اجتماعي اهتمام دارد.
اين نويسنده در ادامه افزود: رسول اكرم (ص) در آن خطبه مردم را به انفاق ولو به مقدار نصف خرما تشويق مي‌فرمايد و اگر اين را هم ندارد سخن نيكي بگويد. سپس بين انصار و مهاجرين عقد اخوت برقرار نمود و اصل تكافل عمومي را به اجرا در آورد.

*لازمه رسيدن به اقتصاد اسلامي حذف ربا است

دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب در خصوص الزامات رسيدن به اقتصاد اسلامي، اظهار داشت: براي رسيدن به اقتصاد اسلامي بايد پايه‌هاي اعتقادي به نظام اسلامي تهيه شده، اراده ملي براي اجراي آن ايجاد، سياست‌هاي مالي طبق اسلام تنظيم و از هر حركتي كه با اسلام منافات دارد نظير ربا، قمار و ديگر رفتارهاي نامشروع جلوگيري شود.
آيت‌الله تسخيري ابزارهاي اقتصاد اسلامي را ايمان و اراده مردم، قدرت دولت و برنامه‌ريزي جهت استفاده بهينه از امكانات كشور و اجراي اقتصاد اسلامي برشمرد.

*اقتصاد اسلامي مايه نجات از مفاسد نظام‌هاي غربي و شرقي است

وي در خصوص ضرورت اقتصاد اسلامي اظهار داشت: براي نجات يافتن از مفاسد نظام‌هاي سوسياليسم و سرمايه‌داري و نتايج مخرب آنها، بهره‌مند شدن از امتيازات نظام اسلامي و اجراي اوامر الهي نياز به استفاده از الگوي اقتصاد اسلامي است.



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در یک شنبه 15 خرداد 1390  ساعت 6:03 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 


 

نامگذاري سال جاري به نام سال جهاد اقتصادي، مطابق فرمايشات مقام معظم رهبري، حاکي از اولويت و فوريت مسائل اقتصادي نسبت به ساير مسائل کشور است. علت اين اولويت‌بندي، ارائه يک الگو براي اثبات امکان پيشرفت اقتصادي يک کشور در سايه اسلام و تعاليم اسلامي، و نهايتاً  الهام‌بخشي در عرصه جهاني است. در نوشتار زير به بيان کلياتي درباره جهاد اقتصادي مي پردازيم

 


 

 

جهاد اقتصادي

در ساختار نظام اسلامي ما، ترسيم خطوط کلي حرکت کشور و تعيين اولويت‌هاي کلان، در حيطه وظايف جايگاه رهبري است؛ و تدقيق اين اهداف، ارائه راهبرد، تعيين اولويتهاي بخشي و نهايتاً عملياتي کردن خواسته‌هاي رهبري، از جمله وظايف لايه‌هاي پايين‌تر حاکميت است. در اين مقال سعي داريم بر مبناي فرمايشات مقام معظم رهبري در خصوص چيستي جهاد اقتصادي و چگونگي تحقق آن، چارچوبي مفهومي براي تعيين اولويتهاي دستگاههاي حاکميتي در جهاد اقتصادي ارائه دهيم.

مطابق تأکيدات رهبر انقلاب، «جهاد اقتصادي»، صرفاً تلاش اقتصادي نيست. در جهاد، حضور و رويارويي با دشمن مفروض است. در واقع جهاد اقتصادي يعني مبارزه اقتصادي با دشمن اقتصادي. مفهوم جهاد در معارف ديني داراي دو بعد دروني و بيروني است، و جهاد دروني به مراتب دشوارتر و البته ارزشمندتر از جهاد بيروني معرفي شده است (جهاد اکبر). بر اين اساس مي‌توان جهاد اقتصادي را نيز داراي دو بعد داخلي و دانست. جهاد اقتصادي در بعد خارجي به معني مبارزه با دشمن خارجي نظام اسلامي است؛ و در بعد داخلي نيز به معني مبارزه با مفاسد و مسائل اقتصادي درون نظام است که هم افراد و هم ساختارهاي فاسد را شامل مي‌شود.

هدف جهادگر اقتصادي در اين دو نوع جهاد متفاوت است. در جهاد اقتصادي خارجي ، هدف افزايش قدرت اقتصادي است که با در اختيار داشتن ابزارهاي اعمال قدرت اقتصادي محقق مي‌شود (اعم از ساختارها و نهادها، بازار کالاها و مواد استراتژيک و دانش) در واقع در جهاد خارجي ، هدف اقتدار است. اما هدف جهاد اقتصادي داخلي، تحقق عدالت اقتصادي است. اين امر بايد از طريق اصلاح مکانيسم‌هاي تخصيصي و توزيعي اقتصاد و تعريف و توسعه ساختارها و فرايندهاي عادلانه صورت گيرد. در واقع در جهاد داخلي، هدف عدالت است.

با رجوع مجدد به به معارف ديني در مقوله جهاد، به دو گونه جهاد ابتدايي و جهاد دفاعي برمي‌خوريم. جهاد مي‌تواند فعالانه و به هدف بسط اسلام و کنار زدن ائمه کفر باشد، و يا انفعالي و براي صيانت از اسلام و حدود نظام اسلامي در شرايطي که مورد تعدي واقع شده باشد. در جهاد اقتصادي نيز مي‌توان همين دوگان را قائل شد.

جهاد اقتصادي مي‌تواند با رويکردي انفعالي انجام پذيرد به اين معني که پس از وقوع يک مسئله اقتصادي، به مقابله با آن برخيزيم. مبارزه با مفسدان اقتصادي و نيز مقابله انفعالي با تحريم‌هاي اقتصادي بين‌المللي از اين سنخ است. اما جهاد اقتصادي با رويکرد فعال، پيش از وقوع فساد اقتصادي معني پيدا مي‌کند، و به معني مجال ندادن به فاسدان براي افساد در عرصه اقتصاد است (در اينجا فساد در معناي عام مد نظر است که شامل هرگونه مشکل و مسئله اقتصادي نيز مي‌شود). اصلاح مکانيزم‌ها و قواعد و قوانين معيوب و ايجاد ساختارها و نهادهاي فسادگريز در عرصه داخلي اقتصاد، و کاهش وابستگي کشور به ارزهاي خارجي نظير دلار و يورو از طريق انجام مبادلات دوجانبه با واحد پول طرفين تجاري در عرصه خارجي، از مقوله جهاد اقتصادي فعال است.

جهاد اقتصادي با رويکرد انفعالي، به نوعي درمان مشکلات اقتصادي است و در بهترين حالت مي‌تواند ضامن بقاي نظام باشد، اما در صورتي که هدف کمال نظام باشد، نيازمند اصلاحاتي هستيم که موجب پيش‌گيري از وقوع مشکلات اقتصادي است (يعني اصلاح قواعد و ساختارهاي فاسد) و لذا ناگزير از جهاد فعال هستيم. بديهي است که لازمه الگو شدن در جهان در عرصه اقتصادي، کمال و لذا جهاد فعال است.

 

 

داخلي( جهاد اکبر)

خارجي(جهاد اصغر)

انفعالي(درمان)

الف

ج

فعال( پيشگيري)

ب

د

 

 

با در نظر داشتن اين چارچوب مفهومي، دسته‌بندي مسائل فعلي اقتصاد کشور و اولويت‌بندي آنها امکان‌پذير خواهد بود. در ادامه ابتدا چهار نوع جهاد اقتصادي را اولويت‌بندي مي‌كنيم و سپس مصاديقي از جهادهاي اقتصادي اولويت‌دار را ذكر خواهيم كرد.

جهاد اقتصادي انفعالي، در واقع مبارزه با معلولها است و نوعي درمان علامتي محسوب مي‌شود و صرفاً تسکين دهنده دردهاي اقتصادي است. علت مشکلات اقتصادي را بايد در ساختارهاي معيوب جستجو کرد و در صورتي که هدف، درمان ريشه‌اي مشکلات اقتصادي باشد (و در واقع پيش‌گيري از وقوع معلولهاي آتي)، بايد به اصلاح نهادها و فرايندهاي اقتصاد در ابعاد داخلي و خارجي پرداخت. بر اين اساس، جهاد فعال و پيش‌گيري از مشکلات اقتصادي نسبت به جهاد انفعالي يعني درمان پس از ابتلا، اولويت دارد (هرچند در مواردي که به ما حمله اقتصادي شده، دفاع فوريت دارد). پرداختن به فوريتها، امري است که همه ساله از دستگاههاي حاکميتي انتظار مي‌رود، اما در سال جهاد اقتصادي انتظار آنست که از فوريتها فراتر رفته و اصلاحات ريشه‌اي در اقتصاد انجام شود، يعني جهاد فعال.

از طرف ديگر در مبارزه اقتصادي، دشمن بيروني عمدتاً از ضعفهاي دروني نظام براي ضربه زدن استفاده مي‌کند. لذا لازمه شکست نخوردن در اين مبارزه، در وهله اول، برطرف کردن ضعفهاي دروني نظام و جهاد دروني است. بنابراين جهاد داخلي بر جهاد خارجي اولويت دارد (البته اين اولويت در مواردي است که دشمن خارجي بقاي نظام را تهديد نمي‌کند).

بر اين اساس انتظاري که در سال جهاد اقتصادي، از دستگاههاي حاکميتي (قواي مجريه، مقننه و قضائيه) وجود دارد اينست که برداشتهاي سطحي از مفهوم جهاد اقتصادي (همچون افزايش کمي پروژه‌هاي عمراني، افزايش تعداد مصوبات اقتصادي و پرونده‌هاي رسيدگي شده) را کنار بگذارند و اولويت اول خود را جهاد اقتصادي با رويکرد فعال در عرصه داخلي قرار دهند، يعني اصلاح نهادها و قواعد معيوب اقتصاد کشور. البته اين اولويت‌گذاري به معني ناديده گرفتن اولويتهاي 2 تا 4 نيست. لازمه بقاي نظام اقتصادي، مقابله با تحريمهاي اقتصادي و مفسدان اقتصادي است. اما سخن اينست که وقتي هدف، «جهاد اقتصادي» است، دل خوش کردن به برخوردهاي انفعالي و مبارزه با معلولها روا نيست و حق جهاد را ادا نمي‌کند.

با اين توضيحات تمرکز نهادهاي حاکميتي کشور بايد بر جهاد اقتصادي داخلي با رويکرد فعال قرار گيرد. مهمترين عرصه‌هاي اقتصاد كه مي‌بايست موضوع اين نوع جهاد قرار گيرند عبارتند از:

1. بهبود فضاي کسب و کار 160364 از طريق اصلاح قانون کار و يکپارچه‌سازي فرايندهاي اداري پيش‌نياز توليد؛

2. توسعه اشتغال 147972 از طريق توجه به مشاغل خدماتي و خدمات تخصصي، و تعريف رديف‌هاي جديد شغلي؛

3. ساماندهي نظام مالياتي با عنايت به ابزارهايي نظير ماليات بر عايدي سرمايه (CGT) و ماليات بر زمين (LVT)؛

4. اصلاح و اسلامي‌سازي نظام بانکي با گسترش بانکهاي توسعه‌اي و صندوقهاي مالي خطرپذير؛

5. اصلاح ساختار نظام سلامت با تفکيک نقشهاي حاکميتي و قاعده‌گذاري (دولت) از نقش اجرا (بخش خصوصي)؛

6. هدفمند کردن يارانه‌ها در بخشهاي درمان و آموزش (و ادامه روند هدفمندسازي در بخش انرژي)؛

7. ساماندهي نظام توزيع کالاهاي واسطه‌اي با تأسيس و توسعه بورس‌هاي کالايي (کشاورزي، نفت، فلزات، ...)

8. ساماندهي نظام توزيع کالاهاي نهايي با تأسيس فروشگاههاي بزرگ زنجيره‌اي؛

9. تفکيک محل درآمدي مخارج عمراني و جاري بودجه (مخارج عمراني از محل فروش نفت و مخارج جاري از محل ماليات)؛

10. تدوين قانون نفت و گاز و شفاف شدن رابطه مالي شرکت نفت با دولت؛

11. تأمين استقلال سياست‌هاي پولي و ارزي از سياست‌هاي مالي از طريق اصلاح رابطه نهادي بانک مرکزي با دولت؛

12. کاهش نقش تصدي‌گري دولت و تقويت نقش قاعده‌گذاري آن خصوصاً در صنعت و خدمات؛

بي‌شک رويکرد اصلاح نهادها وقواعد معيوب نياز به تلاش بلندمدت دارد و طي يک سال به طور کامل محقق نخواهد شد، اما سال جهاد اقتصادي مي‌تواند شروعي براي اين حرکت جهادي و اصلاح رويکردهاي معلول‌نگر و کمي در حوزه اقتصاد باشد.

مهدي رعنائي

بخش اقتصاد تبيان



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در شنبه 14 خرداد 1390  ساعت 5:36 PM
نظرات 4 | لینک مطلب



 

 

 

بانکداری اسلامی

ایران کشوری است با وسعتی حدود 1.5 میلیون متر مربع و با حدود 75 میلیون نفر جمعیت که دین رسمی این کشور اسلام میباشد. حدود 98 درصد مردم ایران دارای دین اسلام بوده لذا اساس کار و مناسبات این کشور با اصول اسلامی گره خورده است و این امر برای تمامی دنیا محرز میباشد . مذهب اسلام تنها امری شخصی و خصوصی نبوده لذا در درون تمام مناسبات روزمره زندگی مردم ایران نسوخ نموده است و مواردی که از نظر اسلام ممنوع میباشد در ایران از لحاظ قانونی نیز جرم بوده و مستحق مجازات اسلامی است که از آن جمله به اموری مانند شرط بندی , شرب خمر ، ربا و .... میتوان اشاره نمود.

اقتصاد کشور ایران مانند تمامی اقتصادهای دنیا متشکل از بازارهای پولی ، مالی ، سرمایه و ... بوده که اساس قانونمندی دینی بر آنها حاکم و قابل اجرا است و بر اساس تدوین قانون عملیات بانکی بدون ربا تمامی اصول اسلامی بر سیستم بانکی ایران حاکم گردیده است. حال با توجه به تمامی عوامل مذکور انتظار داریم که نه تنها اذهان دنیا بلکه اذهان اقتصاد جهانی نیز همیشه در کنار ایران، اسلام را بصورت هویدا مشاهده نموده و از اقتصاد ایران به عنوان اقتصادی اسلامی یاد برند لزوم وجود این تفکر ، تحقق قوانین اسلامی در زیر مجموعه های اقتصاد از جمله نظام پولی و بانکها میباشد حال با توجه به تمامی موارد فوق برخی نظرات موسسات معتبر دنیا در خصوص بانکداری ایران و تفکر حاکم بر آن را بررسی می کنیم .

موسسه بیزینس مانیتور که از موسسات تحقیقاتی معتبر دنیا میباشد در تحلیل سیستم بانکی ایران و نقاط ضعف آن یادآور شده است که بانکهای دنیا ، بانکهای ایران را تحت عنوان بانکداری اسلامی قبول ندارند.

پایگاه اطلاعاتی بانک اسکوپ که عملکرد تمامی بانکهای اسلامی دنیا را بررسی می نماید ، بانکهای جمهوری اسلامی ایران را به عنوان بانکداری اسلامی لحاظ ننموده است و سیستم بانکی ایران را به عنوان بانکداری اسلامی قبول ندارد.

حال دلیل این تفکر چیست ؟ آیا این موسسات معتبر تحقیقاتی در این خصوص و در مواجهه با ایران غرض ورزی انجام داده اند و یا بانکداری ایران نتوانسته است انتظارات بانکداری اسلامی را محقق نماید.برای پاسخ به این سوال لازم است تا شرایط بانکداری ایران را در داخل کشور مورد بررسی قرار دهیم.

عده ای از افراد مذهبی در کشور ما گرفتن وام از سیستم بانکی را نمی پذیرند و معتقدند که این کار دارای شبهه میباشد.عده ای معتقدند که بانکداری ایران براساس استدلالات علمی مغایر با بانکداری اسلامی است زیرا در بانکداری اسلامی هیچ گاه نرخ ها از ابتدا تعیین شده نیست و بانک و مشتری باید در نتیجه سرمایه گذاری اعم از سود و زیان شریک باشند اما بانکها با گرفتن مبلغی به عنوان حق صلح در ابتدای قرارداد تمامی عواقب سرمایه گذاری را به مشتری واگذار کرده و فقط یادآور میشوند که بعد از مدت توافق شده باید اصل و سود را به بانک برگردانند و در غیر این صورت وثیقه مشتری به اجرا گذاشته خواهد شد.

بانکداری اسلامی

عده ای معتقدند با نظر مراجع و علما ، بانکداری ایران بانکداری اسلامی بوده (براساس قانون عملیات بانکی بدون ربا ) اما در برخی مواقع مانند اخذ جریمه بر جریمه تسهیلات در گذر زمان مخالف بوده و این امر را خلاف بانکداری اسلامی میدانند.

در کشور ایران بسیاری از ابزارهای رایج بانکداری اسلامی به صورت رسمی وجود نداشته و هم اکنون تعدادی از شرکتها و بانکها در حالی از این ابزارها و تامین مالی از طریق آنها یاد می کنند که هیچ دستورالعمل و آیین نامه مشخصی از سوی بانک مرکزی به عنوان قانون گذار سیستم بانکی وجود ندارد.

حال با توجه به این عوامل می بینیم که در داخل کشور هم برخی تفکرات متضاد بانکداری اسلامی بوده و شرایط آن محیا نمیباشد پس چگونه به عدم ذکر کشور ایران در جمع کشورهای بانکداری اسلامی اعتراض نماییم.

بنابراین باید اقدام برای تغییر و اصلاحات را از داخل کشور شروع کنیم زیرا موسسات علمی و اطلاعاتی بین المللی ، بصورت دقیق و مستمر تمامی شرایط یک کشور را رصد نموده و تغییرات را در نظرات خود دخیل می کنند.

برای این امر باید دولت و بانک مرکزی به عنوان سردمدار بازار پولی وارد شده و در ابتدا کمیته ای متشکل از مراجع ، علما ، محققین اسلامی و صاحب نظران بانکداری اسلامی را جمع و تمامی سازوکار حاکم بر بازار پولی را بصورت دقیق مورد بازنگری قرار دهند و قوانین را براساس شرایط جدید اقتصاد و عوامل موثر در عصر فعلی و مطابق با اصول اسلامی تعیین نمایند .

همچنین بانک مرکزی باید تمامی ابزارهایی که در حال حاضر در بانکهای دنیا علی الخصوص بانکهای کشورهای اسلامی ( بحرین ، مالزی ، کویت ، ترکیه ، امارات متحده عربی ، قطر ، غربستان سعودی ) را شناسایی و ضمن تطبیق شرایط آن با نظام اقتصادی ایران با تدوین آیین نامه و دستورالعمل های لازم , به بازار پولی معرفی نماید.

همچنین باید بخش نظارتی دقیق و همه جانبه ای برای ضمانت اجرایی موارد مطرح شده تدبیر نمود که به محض قصور از حدود معرفی شده مورد بازخواست قرار گیرد.

توجه به موارد فوق میتواند فرصت مناسبی را برای مطرح نمودن نام بانکهای ایرانی در ردیف بانک های اسلامی و به دست آوردن سهم جهانی بالاتر از این بازار فراهم آورد و این امر در کنار مواردی مانند :

اول :تحریم ها که در برخی زمینه ها بانکها و سرمایه گذاران ایرانی را با محدودیت مواجه نموده است

دوم: افزایش قیمت نفت و افزایش توان سرمایه گذاری

سوم: رشد تقاضا برای استفاده از خدمات و ابزارهای بانکداری اسلامی

چهارم: افزایش اعتراضات در خاورمیانه علی الخصوص در کشورهایی با بانکداری اسلامی مانند بحرین ، عربستان و ...

میتواند زمینه مناسبی برای مطرح ساختن نام بانکهای ایران به عنوان بانکهای اسلامی باشد.

نفیسه صفدری

بخش اقتصاد تبیان



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در شنبه 14 خرداد 1390  ساعت 5:33 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :2
  •    
  • 1  
  • 2  

POWERED BY RASEKHOON.NET