مرزهای عمل‌کرد دولت و بخش خصوصی در اقتصاد چیست؟ چه اقداماتی لازم است تا دولت هنگام حمایت از محصولات داخلی دچار سر درگمی نشود و منابعی را که این روزها و با توجه به شرایط تحریمی به سختی بدست می‌آورد، نا‌درست و نا‌به‌جا تخصیص ندهد؟ چه اتفاقاتی به تولید ملی لطمه می‌زند؟ اقدامات اجرایی دولت چه باید باشد؟


در نوشتارهای قبلی بیش از هر چیز بر ضرورت نگاه سیستمی به موضوع حمایت از تولید داخلی تأکید شد و چنین نگاهی به عنوان شرط لازم برای درک درست موضوع معرفی گردید. در ادامه نقش مهم دولت در این زمینه به خصوص نقش سلبی آن یعنی آنچه که دولت نباید انجام دهد، مورد بررسی قرار گرفت و دو خطای «غفلت» و «مداخله» به عنوان مهم‌ترین خطاهایی که دولت باید از آن‌ها اجتناب کند، مطرح گردید. اکنون و در این نوشتار لازم به نظر می‌رسد که به معرفی بازیگر اصلی عرصه‌ی تولید داخلی یعنی بخش خصوصی پرداخته و الزامات عملکرد موفق آن را مورد کنکاش قرار دهیم.


قبل از ورود به این بحث لازم است بدانیم که صحبت از بخش خصوصی و عملکرد موفق آن تنها در نظامی تحت عنوان اقتصاد آزاد معنا پیدا می‌کند. البته این آزادی به هیچ عنوان به معنای هرج و مرج و یا عدم حضور دولت نیست بلکه اتفاقاً شرط موفقیت در عملکرد یک اقتصاد آزاد، برخورداری از حمایت و پشتیبانی دولتی مقتدر و کارآمد و صد البته قانونمند و پای‌بند به تعهدها و حفظ حریم بخش خصوصی می‌باشد. تجارب تلخ کشورهای سوسیالیستی و نیز کشورهایی که به پیروی از نسخه‌های صندوق بین المللی پول به یک باره دست به آزاد سازی اقتصاد خود زدند، مؤید مطلب یاد شده است.

این تجارب نشان داد که به همان اندازه که اقتصاد دولتی مطلق قادر به تخصیص بهینه‌ی منابع و بهره‌گیری کارا از آن نیست، به همان اندازه نیز در صورت نفی کامل حضور دولت، نتیجه­ای جز شکل‌گیری انحصارها و رکودهای عمیق و تورم‌های شدید به بار نخواهد آمد. بنابراین شاید بتوان یکی از اهداف مهم تدوین این سلسله نوشتارها را معین کردن مرزهای ظریف اما حساس عملکرد دولت و بخش خصوصی در اقتصاد دانست. به طوری که بتوان این حضور همزمان را یک تعامل سازنده و پیش برنده نامید.

نگرانی اصلی و دغدغه‌ی این نوشتار این است که دولت به هنگام حمایت از محصولات داخلی دچار سردرگمی نشود و منابعی را که این روزها و با توجه به شرایط تحریمی به سختی به دست می‌آید، نادرست و نابه‌جا تخصیص ندهد. به خصوص که تجربه نشان داده است که این گونه حمایت‌های غلط بیش از هر چیز به تولید داخلی ضربه زده است. بنابراین تلاش خواهیم نمود تا در ابتدا تصویر صحیحی از نحوه‌ی حمایت دولت از تولید داخلی، آثار، پیامدها و پیش نیازهای آن ایجاد نماییم و آن گاه با تکیه بر چنین تصویر صحیحی به ارایه‌ی راهکارهایی برای عملیاتی نمودن این حمایت بپردازیم.

مزیت رقابتی

شاید بتوان کلیدی‌ترین واژه را در بحث تولید داخلی و حمایت از آن، مفهوم «مزیت رقابتی» دانست. این اهمیت از آن جهت است که سنگ بنا و محور تمام بحث‌های مربوط به رقابت میان بنگاه­ها با یک‌دیگر و هم‌چنین رقابت میان بنگاه‌های داخلی با رقبای خارجی را مسأله‌ی مزیت رقابتی شکل می­دهد. به رغم استفاده‌ی وسیعی که در متون مطبوعاتی و نیز در کلام مدیران اجرایی و حتی گاه نظریه پردازان از این واژه می­شود اما متأسفانه به نظر می­رسد که مفهوم آن به درستی درک نشده است و از این رو ارایه‌ی تعریفی دقیق از آن لازم به نظر می­رسد. هر محصول یا خدمتی که به یک مصرف کننده عرضه می­شود بی­گمان برای آن فرد سطحی از رضایت خاطر یا در اصطلاح اقتصاددانان مطلوبیت به همراه دارد.
 
البته هر کالا یا خدمتی دارای ویژگی‌های متعددی است که هر یک از این ویژگی‌ها در ایجاد مطلوبیت کل کالا نقش دارد و بنابراین، رضایتی که از مصرف یک کالا برای فرد حاصل می­شود، مجموع و برآیند مطلوبیت تک تک ویژگی‌های اشاره شده است. به عنوان مثال اگر کالای مورد نظر یک خوراکی باشد، ویژگی‌های مهم آن را می­توان مزه، رنگ، نشان، خواص پزشکی و نظر مثبت یا منفی مردم راجع به آن، ماندگاری و فساد ناپذیری، قیمت آن و... دانست.

بدون شک فرد به هنگام خرید این محصول به طور خودآگاه یا حتی ناخودآگاه تمام مشخصه‌های آن را در نظر می­گیرد، آن گاه این مشخصه­ها را با مشخصه­های سایر کالای مشابه مورد مقایسه قرار می‌دهد و در نهایت یکی را به دیگری «ترجیح» داده و اقدام به خرید آن می­کند. مفهوم مزیت رقابتی دقیقاً در هنگام شکل‌گیری ترجیحات آشکار می­شود. به عبارت بهتر «مزیت رقابتی» ناشی از آن دسته مشخصه‌ها و ویژگی‌هایی از یک کالا (یا خدمت) است که منجر به ترجیح نهایی آن کالا به کالاها (و خدمات) مشابه می‌شود و عاملی است که موجب برتری و ترجیح عملی محصول یک شرکت نسبت به دیگر شرکت‌ها از سوی مصرف کنندگان می‌گردد و از این رو نقش اصلی را در میزان فروش یک محصول ایفا می‌کند.

در ارتباط با این مفهوم به ظاهر ساده و در واقع پیچیده، دانشمندان بحث‌های زیادی انجام داده‌اند و موشکافانه ابعاد و نحوه‌ی شکل­گیری و تشخیص آن را مورد بحث قرار داده­اند. در واقع تنها راه این که علت ترجیح یک کالا به خصوص بر سایر کالاها را بدانیم، درک مزیت رقابتی نهفته در آن است. ناگفته نماند که اگرچه بسیاری از این مزیت‌ها طبیعی و ماهیتی می­باشند اما بسیاری دیگر نیز پس از مطالعات فراوان و دقیق از سوی شرکت‌های سازنده (با حمایت دولت‌ها) در محصول گنجانده شده‌اند و بدین طریق موفق به فتح بازارهای داخلی یک کشور و حتی رسوخ عمیق به بازارهای کشورهای دیگر گردیده­اند.

انواع مزیت رقابتی

دسته‌بندی‌های متعددی برای مزیت رقابتی وجود دارد. اما آنچه که در این مجال طرح آن مناسب و بلکه ضروری است، تبیین و تشریح «مزیت ناشی از هزینه‌ی کم‌تر» در مقابل «مزیت ناشی از تمایز بیش‌تر» است که اولی دلالت بر ترجیح یک کالا از سوی مصرف کنندگان به دلیل قیمت کم‌تر و به عبارت بهتر ارزان‌تر بودن نسبی است در حالی که دومی تمایز و تفاوت زیاد برخی وجوه یک کالا را نسبت به کالاهای مشابه نشان می­دهد. هم‌چنین یادآور می‌شویم که هر شرکتی در هنگام اتخاذ استراتژی تولید و فروش خود معمولاً تنها خلق یکی از این مزیت‌ها را سرلوحه‌ی کار خود قرار می‌دهد و بر آن متمرکز می‌شود. (این موضوعی است که متأسفانه در غالب شرکت‌های داخلی در ایران رعایت نمی‌گردد.) یک مثال خوب از مزیت هزینه‌ای را می‌توان استراتژی برخی شرکت‌های چینی دانست که با آگاهی از وضع تورم و سطح درآمد پایین در بسیاری از کشورهای آسیایی به رغم این که توانایی زیادی در ساخت محصولات با کیفیت و استفاده از مواد اولیه‌ی خوب و کارگران متخصص دارند، اما با اقدام به کاستن از کیفیت تلاش می‌کنند تا به مزیت رقابتی هزینه‌ی کم‌تر دست یابند و در عمل نیز با این استراتژی بازارهای بسیاری از کشورهای یاد شده را اشغال نموده‌اند.

در مقابل باید از مزیت رقابتی ناشی از تمایز بیش‌تر نام برد که حتی با وجود قیمت‌های بالاتر، عموماً با اقبال بیش‌تر مصرف کنندگان مواجه می‌شود و شرکت‌هایی که این استراتژی را در پیش گرفته‌اند، موفق می‌شوند کالاهای خود را گاه حتی با چندین برابر قیمت کالاهای مشابه به فروش برسانند. از این گروه می‌توان خدمات برخی از شرکت‌های هواپیمایی خارجی را نام برد که رمز موفقیت آن‌ها تمایز و تفاوت فاحشی است که مشتریان در مقایسه میان خدمات آن‌ها با خدمات سایر شرکت‌ها احساس می‌کنند و از این رو با وجود قیمت‌های بسیار بیش‌تر، با تقاضای زیادی مواجه هستند. به عنوان مثال خدمات متمایز بانک‌های سوئیس را می‌توان یک نوع دیگر از این استراتژی دانست. بسیاری از این بانک‌ها دارای کارکنانی می­باشند که هر یک به حداقل چهار زبان بین‌المللی مسلط هستند و از این رو به هر مشتری با هر گویشی از اقصی نقاط جهان مشاوره داده و از آن‌ها حمایت می‌شود و مشتریان نیز به سهولت در امور مالی نیاز خود را در میان می‌گذارند.
 
این مسأله مزیتی است که تنها در بانک‌های این کشور مشاهده می‌شود و بر اساس تعریفی که در ابتدای مقاله عنوان شد، مزیتی رقابتی به شمار می‌رود. مزیت رقابتی دیگری که این بانک‌ها را از سایر رقبایشان متمایز می‌کند، عدم افشای اطلاعات شخصی و مالی مشتریان در مقابل هیچ دولت یا نهاد بین‌المللی است. در مجموع این مزیت‌ها موجب گردیده است که این بانک‌ها بتوانند با وجود سود کم‌تری که نسبت به سایر بانک‌های رقیب به سپرده­های مشتریان می­دهند هم‌چنان با اقبال مواجه باشند. به طوری که حتی شنیده شده است که برخی از این بانک‌ها سپرده‌های با سود منفی نیز دارند یعنی در مقابل نگهداری پول و حفظ امنیت آن و نیز عدم افشای اطلاعات از مشتری مبلغی هم دریافت می‌کنند.

دولت و مزیت رقابتی

لذا مهم‌ترین نکته‌ای که باید به آن توجه داشت، این است که کار دولت به هیچ عنوان خلق مزیت رقابتی نیست بلکه حمایت از آن است. به عنوان مثال دست‌یابی به مزیت‌های متمایز معمولاً با هزینه‌های بالایی میسر است که دولت می‌تواند برخی از آن‌ها را کاهش دهد. 
 
شاید اکنون بتوان به پرسشی که در ابتدا طرح گردید، پاسخی هر چند به اجمال داد. دولت باید از مزیت‌های رقابتی ایجاد شده توسط تولید کنندگان داخلی حمایت کند. البته در آینده بیان خواهد شد که دولت هم در مرحله‌ی ایجاد و خلق مزیت رقابتی و هم در مرحله‌ی حفظ و گسترش آن می­تواند حضور بسیار مؤثری داشته باشد اما با توجه به این که این سلسله نوشتار با هدف روشن شدن فضا و کمک به دولت مردان و نجات آنان از سردرگمی در چگونگی حمایت از تولید داخلی تدوین گردیده است، بیان مفصل این موضوع را در دستور کار خود قرار داده و از این رو نوشتارهای آینده به نحوه‌ی ورود صحیح دولت به عرصه‌ی حمایت از مزیت رقابتی اختصاص خواهد یافت.
 
ادامه دارد...
 

 *امین عسگری؛ کارشناس ارشد اقتصاد و مدرس دانشگاه

منبع : برهان

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملی



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در سه شنبه 29 فروردین 1391  ساعت 3:43 PM
نظرات 1 | لینک مطلب



امسال از سوی مقام معظم رهبری “تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی” نام‌گذاری شده است.

حمایت از تولید داخلی البته پیش از این نیز مدنظر و مورد تاکید ایشان بوده است، اما تا کنون به ویژه برای فعالان و کارخانجات مخابراتی داخلی، در این زمینه گشایشی حاصل نشده و هر روز اخباری مبنی بر تضعیف این صنایع به گوش می رسد.
تولیدکنندگان تجهیزات مخابراتی با ورود فروشندگان چینی در سال 82 به بازار ارتباطی کشور روزبه‌روز وضعیت‌شان بدتر شد تا کار به جایی رسید که چینی‌ها برای بیرون کردن رقیب داخلی اقدام به فروش تجهیزات پایین‌تر از قیمت تمام شده کردند؛ موضوعی که مدیران مخابراتی کشور نیز از آن آگاه بودند ولی به ناچار با توجه به قوانین دست‌وپاگیر دولتی چاره‌ای جز خرید با پایین‌ترین قیمت نداشتند.
تولید‌کنندگان نیز مخابرات را در این موضوع بی‌تقصیر نمی‌دانند و معتقدند چنانچه مخابرات و وزارت ارتباطات در آن سال‌ها فرصتی به تولیدکنندگان داخلی می‌دادند، قطعا امروز آنها نیز حرفی برای گفتن در عرصه تولید داشتند.
این موضوع را در گفت و گوهایی با مدیران ارتباطی کشور بررسی کرده‌ایم.
سیاست‌های غلط گذشته عامل نابسامانی
صابر فیضی، رییس هیات مدیره کارخانجات مخابراتی ایران "کما" با تایید وضعیت تاسف‌بار صنایع مخابراتی کشور گفت: متاسفانه بسیاری از کارخانجات مخابراتی در وضعیت خوبی به سر نمی‌برند.
فیضی که مدیرعامل شرکت مخابرات ایران و یکی از مهم ترین مصرف کنندگان تجهیزات مخابراتی نیز هست، عامل این موضوع را نبود سیاست‌های حمایتی دولت و بدهی‌های بانکی شرکت‌ها عنوان کرد.
وی با اشاره به اینکه در حال حاضر کارخانجات مخابراتی ایران تنها 50 درصد ظرفیت خود را به تولید تجهیزات مخابراتی اختصاص داده، گفت: مابقی ظرفیت این کارخانه صرف تولید سایر تجهیزات الکترونیکی می‌شود که با این وجود هنوز هم به نقطه سر به سری نرسیده است.
وی یکی از عوامل اصلی این موضوع را بدهی‌های بانکی این کارخانه عنوان کرد و بدون اشاره به میزان آن به دلیل بورسی بودن شرکت گفت: ورود دلال‌های غیر اصولی در حوزه ارتباطات و سیاست‌های غلطی که در چند سال گذشته در کشور وجود داشت، عاملی شد تا کارخانجات فعال در عرصه ارتباطات با مشکلات جدی روبه‌رو شوند.
وی گفت: زمانی که مخابرات دولتی بود، به دلیل وجود قانون خرید تجهیزات با پایین‌ترین قیمت، حتی اگر ما قصد خرید تجهیزات داخلی با وجود گران‌تر بودن قیمت آن نسبت به مشابه خارجی را داشتیم، قانون این اجازه را نمی‌داد.
مدیرعامل شرکت مخابرات ایران گفت: با سیاست‌های حمایتی که ما دنبال می‌کنیم، در صورتی که تجهیزات مورد نیاز مخابرات در داخل تولید شود، با وجود قیمت بالای آن شک نکنید که ما از مشابه‌ خارجی استفاده نخواهیم کرد.
اقتصاد فرمان نمی‌پذیرد
فیضی در پاسخ به این سوال که چرا مخابرات با توجه به خریدهای سنگینی که از چینی‌ها داشته، تلاشی برای تولید برخی از تجهیزات در داخل کشور نکرده است، گفت:‌ تولید بخشی از اقتصاد است و‌ در علم اقتصاد یک جمله تاریخی وجود دارد‌ که "اقتصاد نه فرمان می‌پذیرد نه با شلاق راه می‌رود"‌، به آن معنا که شما نمی‌توانید برای ایجاد شرایط اقتصادی پایدار و مطلوب به تنهایی اقدام به کاری بکنید.
رییس هیات مدیره کارخانجات مخابراتی ایران گفت: تولید در صورتی مفهوم پیدا می‌کند که قوانین، موضوعات بانکی، صادرات و عوارض گمرکی تماما بر اساس حمایت از تولید تنظیم شده باشد نه اینکه تنها یک دستگاه تصمیم به حمایت از تولید بگیرد و به تنهایی بتواند در این عرصه موفق باشد.
وی در پاسخ به این سوال که چرا مخابرات در ایجاد مراکز تحقیق، توسعه و آموزش از فروشندگان خارجی تجهیزات امتیاز کمی گرفته گفت: در این خصوص ضعیف عمل نکردیم و در حال حاضر دو مرکز، یکی در اصفهان و دیگری در کیش با حمایت شرکت‌های چینی معروف راه‌اندازی شده که در حال آموزش متخصصان داخلی هستند.
مخابرات از تشکیل کمیته حمایت از صنایع مخابراتی استقبال می‌کند
فیضی یکی از عوامل مهمی را که می‌تواند به صنایع مخابراتی در مقطع کنونی کمک کند، تشکیل کمیته حمایت از صنایع مخابراتی متشکل از نمایندگان تمامی دستگاه‌های دخیل از بانک‌ها تا مجلس، دولت، تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان دانست و گفت: در صورتی که تمامی دستگاه‌های مربوطه عزمی جدی در این رابطه از خود نشان دهند، می‌توان در بخش تولیدات صنایع مخابراتی به خودکفایی رسید.
وی افزود: ما نیز قبول داریم که نباید در تمامی بخش‌ها به صورت صددرصد اقدام به تولید تجهیزات کنیم، اما در بسیاری از موارد این توان در صورت حمایت دولت وجود دارد. چه بسا روزی بتوان این تجهیزات را به بازارهای بین‌‌المللی نیز صادر کرد.
حمایت از تولید ملی نیازمند هماهنگی دستگاه های مربوط است
مدیرکل روابط عمومی و امور بین‌الملل شرکت مخابرات ایران نیز با اشاره نام‌گذاری سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی ی گفت: این شعار به دو  بخش تولید و حمایت از کار و سرمایه ایرانی اشاره دارد و در صورتی که اگر این دو را از هم تفکیک کنیم، می‌توانیم نقاط قوت و ضعف کشور را شناسایی و با سیاست گذاری درست اقدام به اجرایی کردن این شعار در کشور کنیم.
داوود زارعیان با اشاره به اینکه در بخش تولید تجهیزات مخابراتی شاید نتوانیم تولیداتی در سطح جهانی داشته باشیم، افزود: اما در بخش فناوری اطلاعات و خدمات فنی مهندسی نه تنها قوی هستیم بلکه می‌توانیم با برنامه‌ریزی بلند مدت اقدام به صادرات خدمات فنی و مهندسی به کشورهای همسایه کنیم.
وی بیان کرد: در صورتی که نگاهی به تاریخ توسعه کشورهای توسعه یافته همچون ژاپن، آلمان و کره جنوبی  بیندازیم، تمامی آنها یک ویژگی داشتند و آن این بوده که تمامی بخش‌های مرتبط در کشور به صورت مساوی نسبت به توسعه و پیشرفت کشورهای خود گام برداشته‌اند.
وی عنوان کرد: در حال حاضر مخابرات در خرید تجهیزات پسیو 100 درصد از تولیدات داخلی استفاده می‌کند اما در تجهیزات اکتیو به دلیل نبود تولید داخلی مجبور به استفاده از تجهیزات خارجی هستیم.
زارعیان گفت: در صورتی که تمامی دستگاه‌های مرتبط با تولید دست به دست هم بدهند، می‌توان با مشارکت شرکت‌های خارجی بسیاری از نیازهای مخابراتی کشور را در داخل تامین کرد.
مدیرکل روابط عمومی شرکت مخابرات ایران یکی از راهکارهای عملی این موضوع را تولید CKD و SKD در داخل کشور با استفاده از ظرفیت کارخانجات داخلی عنوان کرد و گفت: در صورتی که سیاست مشخصی توسط دولت با حضور تمامی نهادهای درگیر تدوین شود، می‌توان صنایع مخابراتی را از این وضعیت نجات داد.
کاهش 85 درصدی تولیدات کارخانجات
مدیرعامل شرکت کامکار سیستم نیز در خصوص وضعیت کارخانجات تولیدی گفت: در حال حاضر نزدیک به 25 کارخانه مخابراتی قدیمی به طور متوسط با 15 درصد از توان تولیدی خود در حال کار هستند و در صورتی که دولت برنامه‌ای جدی برای حمایت از این صنعت نداشته باشد، روزهای خوبی پیش روی صنعت ارتباطات کشور نیست.
کامران مجدمنش با بیان اینکه با وجود تحریم‌های اقتصادی که کشور با آن درگیر است، فضا برای ارایه خدمات فنی مهندسی نسبت به گذشته بهتر شده اما باز هم جای کار زیادی در این بخش وجود دارد.
وی درباره بی علاقگی خارجی‌ها به ورود در حوزه مخابرات ایران گفت: اصلا اینطور نبوده که آنها نخواهند در بخش نگهداری، پشتیبانی و مدیریت شبکه کار کنند.  البته در برخی از نقاط هم قراردادهایی بسته‌اند و با توجه به شرایط تحریم، آنها دیگر مثل گذشته نمی‌توانند فعالیت کنند.
بر اساس این گزارش، روزگاری نه چندان دور کارخانجات مخابراتی فعالی در کشور وجود داشت اما در چند سال گذشته به دلیل عقب ماندگی از فناوری ارتباطات، مخابرات به استفاده از تجهیزات خارجی تمایل پیدا کرد. مجدمنش دراین باره که صنعتگران داخلی به چه میزان در این زمینه مقصر بوده‌اند، گفت: در یک مقطع به ناگاه مخابرات نیاز خود را تغییر داد و همین عامل باعث شد تا کارخانجات نتوانند خود را با نیاز مخابرات منطبق کنند.
مجدمنش افزود: در سال‌های قبل از 83-82 صنایع مخابراتی تولیدات خود را براساس نیاز مخابرات انجام می‌دادند، اما در همین سال‌ها با ورود چینی‌ها و ارایه راهکارهای جدیدی که البته بهتر از برنامه‌های کارخانجات مخابراتی داخلی بود، توانستند فضای استفاده از تجهیزات را در شبکه مخابرات تغییر دهند.
وی افزود: در آن شرایط مخابرات باید از راهکارهایی که چینی‌ها ارایه داده‌بودند، به منظور عقب نیفتادن از دنیا استفاده می‌کرد. اما توقع ما این بود که فرصتی هم به صنایع داخلی داده می‌شد تا خود را به وضعیت مطلوب می‌رساندند نه اینکه به یکباره کل خرید‌های مخابرات از چینی‌ها انجام شود.
مجدمنش گفت: کمترین کاری که در آن مقطع می شد انجام داد، گنجاندن بندی در قرارداد خرید تجهیزات بود که با فروش هر تکنولوژی به کشور، فروشنده ملزم به راه‌اندازی مرکزی برای آموزش نیروهای داخلی و ایجاد مراکز تحقیق و توسعه در کشور می‌شد که این موضوع در ترکیه از گذشته وجود داشته و دارد.
مدیرعامل شرکت کامکار سیستم گفت: چرا شرکت های  هوواوی و ZTE در ترکیه برای فروش تجهیزات اقدام به راه‌اندازی مراکز آموزش و تحقیق توسعه کرده اند، اما در ایران این اتفاق نیفتاده است.
وی در پاسخ به این سوال که اگر مخابرات در قراردادهایش فروشندگان تجهیزات را ملزم به تولید قسمت یا تمامی تجهیزات در داخل کشور می‌کرد، آیا صنعتگران داخلی حاضر به همکاری بودند یا نه، گفت: این موضوع مختص کشور ما نیست. همین چینی‌ها در بسیاری از کشورها این گونه عمل کرده‌اند و ما نیز از این رویکرد استقبال می‌کنیم. ولی این موضوع باید از سوی مخابرات و مدیران دولتی سیاست گذاری شود.
قیمت غیر واقعی ارز عامل اصلی برهم خوردن رقابت
مجدمنش عامل اصلی نبود توان رقابت در تولید کنندگان داخلی با شرکت‌های چینی را غیرواقعی بودن قیمت ارز دانست و گفت: پیش از این چینی‌ها اقدام به فروش تجهیزات با دلار دولتی هزار و 100 تومانی می‌کردند، به عنوان مثال هر پورت سوییچ 30 دلاری را به قیمت 33 هزار تومان می فروختند که این شیوه فروش، نفس تولید کننده داخلی را می‌گرفت. اما در حال حاضر که ارز به قیمت واقعی خود نزدیک شده ما نیز می‌توانیم حرفی برای گفتن در برابر چینی‌ها داشته باشیم.
مجدمنش افزود: صنایع تولیدی ما این توان را در خود می‌بینند که در سیستم‌های نسل آینده (NGN) سرمایه‌گذاری کنند. اما به واسطه اینکه هیچ تضمینی وجود ندارد که پس از تولید تجهیزات، مخابرات ملزم به استفاده از آنها باشد و خرید خارجی نکند، شرکت‌های داخلی تمایلی به سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید ندارند.
وی گفت: هم اکنون با وجود قانون استفاده حداکثری از توان داخلی در پروانه‌های اپراتورهای تلفن همراه، تمامی آنها به استفاده از توان حداقلی که همان 51 درصد است روی آورده‌اند و نبود یک عزم ملی در حوزه ارتباط باعث شده است تا بسیاری از کارخانجات ما به سمت تعطیلی کشانده شوند.
باید از مدیرعامل زیرساخت قدردانی شود
وی با بیان یک مثال واقعی گفت: سال گذشته شرکت ارتباطات زیرساخت با وجود مخالفت‌های بسیار، بخش نگهداری شبکه خود را به شرکت‌های خصوصی داخلی واگذار کرد و همین عامل برای سه هزار نفر و خانواده به صورت مستقیم شغل ایجاد کرد که در شرایط کنونی این موضوع جای قدردانی دارد.
وی افزود: در ابتدای کار شرکت‌ها به دلیل آشنا نبودن به چارچوب کار مشکلات کوچکی داشتند که در حال حاضر به اذعان مدیران شرکت ارتباطات زیرساخت هیچ مشکلی در این باره وجود ندارد.
وی یکی دیگر از کارهای درخور  قدردانی شرکت زیرساخت را برگزاری جلسات مستمر با سندیکای صنعت مخابرات دانست و افزود: شرکت زیرساخت در نشست‌های مشترکی که در سندیکا با حضور نمایندگان شرکت‌ها برگزار می‌شود، اقدام به اعلام نیازهای خود در زمینه تجهیزات و خدمات فنی مهندسی در شش ماه آینده می‌کند و همین موضوع با اطلاع رسانی که از طریق سندیکا به حدود 80 عضو خود باعث می‌شود تا شرکت‌ها در صورتی که تمایل داشته باشند، بتوانند توانایی خود را بالا ببرند.
دولت و مجلس با همیاری می‌توانند مشکلات را حل کنند
وی یکی دیگر از عوامل مرتبط با ضعف صنایع داخلی را ضعف در تدوین و اجرای قوانین اعلام کرد و گفت: در صورتی که مجلس و دولت طرحی را به تصویب برسانند که مصرف‌کنندگان تجهیزات حق نداشته باشند با وجود افزایش قیمت تمام شده در خرید تجهیزات از مشابه خارجی استفاده کنند، شک نکنید در آینده‌ای نه چندان دور مشکلات صنایع و مصرف کنندگان تجهیزات برطرف خواهد شد.
وی نام‌گذاری سال 91 از سوی رهبری به نام تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی را نشان از نگاه ژرف ایشان دانست و افزود: این موضوع پیش از این نیز بارها از سوی ایشان تاکید شده بود و موضوع جدیدی بیان نشده است. اما متاسفانه در گذشته موضوع جدی گرفته نشده بود. اما امیدواریم امسال با تاکیدات صورت گرفته، حمایت واقعی از تولید ملی جامه عمل بپوشد.
وظایف رگولاتوری در حمایت از تولید داخلی
مجدمنش یکی دیگر از کارهایی را که باید در حمایت از تولیدکنندگان داخلی انجام شود، نظارت دقیق بر اجرای مفاد پروانه‌ اپراتورها توسط رگولاتوری بیان کرد و گفت: اخیرا رگولاتوری در این جهت، گام‌های خوبی برداشته که امیدواریم ادامه دار باشد.
وی افزود: براساس مذاکراتی که سندیکا با رگولاتوری داشته این عزم در سازمان تنظیم مقررات دیده شده و در صورتی که رگولاتوری ابزار و قدرت کافی داشته باشد، قطعا می‌تواند بازار تجهیزات مخابراتی را کنترل کند.
مدیرعامل شرکت کامکار سیستم بیان کرد: در حال حاضر بسیاری از تجهیزات مورد نیاز مخابرات در داخل تولید می‌شود و امیدواریم با سیاست‌گذاری درست مدیران و دولتمردان بتوانیم تعهد خود نسبت به توسعه اقتصاد ملی را انجام دهیم.

گردآوری : سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور

منبع : فناوران اطلاعات

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملی



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در دوشنبه 28 فروردین 1391  ساعت 1:16 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



قائم مقام وزیر صنعت، معدن وتجارت در امور اجرایی گفت: برای حمایت همه جانبه تر از تولید ملی،‌کار و سرمایه ایرانی نیازمند بررسی و پژوهش بیشتر در زمینه شناخت و بکارگیری از مزیتهای نسبی و پتانسیل‌های داخلی هستیم.


« محمد صادق مفتح » در اولین جلسه کارگروه حمایت از تولید طی سالجاری در وزارت صنعت،‌معدن وتجارت با اشاره به اینکه نقش تشکل‌‌ها وانجمن‌ها در این میان بسیار حائز اهمیت است تصریح کرد: بررسی وضعیت موجود وچگونگی استفاده از پتانسیلها و شناخت امکانات و ظرفیتها از مواردی است که امسال با نامگذاری سال حمایت از تولید ملی،‌ کار و سرمایه ایرانی بیش از هر زمان دیگری تبلور پیدا خواهد کرد.
وی با بیان اینکه با منویات رهبر معظم انقلاب دراین باره، فضای آماده تری برای سیاستگذاریها ، پذیرش دیدگاهها و اجرایی کردن راهکارها وجود دارد افزود: این جدیت و آمادگی در وزارت صنعت،‌معدن و تجارت با قاطعیت بیشتری وجود دارد که امیدواریم این مهم در ارتقای جایگاه کشور در راستای تسریع توسعه پایدار کشور موثر باشد.
مفتح در ادامه از اعضای کارگروه حمایت از تولید خواست تا برنامه‌های عملیاتی خود را در قالب برنامه‌های اجرایی و با سرفصل های مشخص ارائه کنند.
به گفته وی، ارائه دیدگاهها و نقطه نظرات اعضاء کارگروه، این وزارتخانه را در هرچه پربارتر کردن را ه‌حل‌ها و برون رفت از مسائل و مشکلات مختلف بخش صنعت،‌معدن وتجارت یاری خواهد رساند.
همچنین در این جلسه دبیر کارگروه حمایت از تولید نیز آمادگی خود را برای تشکیل جلسات و کمیته های تخصصی با حضور اعضای کارگروه اعلام کرد و خواهان ارائه دیدگاههای اعضاء در رابطه با چگونگی ظرفیت سازی و استفاده حداکثری از پتانسیل‌های موجود در سال حمایت از تولید ملی، کار وسرمایه ایرانی شد.
« محسن صالحی نیا» همچنین از اعضاء خواست تا راهبردها و برنامه های کاربردی خود را به صورت طبقه بندی شده، برای حضور در جلسه کارگروه حمایت از تولید با حضور رئیس جمهور ارائه کنند.

منبع : قانون

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملی



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در دوشنبه 28 فروردین 1391  ساعت 1:11 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




فعالان بخش خصوصی حاضر در نخستین نشست هیات نمایندگان اتاق تهران با طرح دشواری‌های پیش روی بخش‌های مختلف اقتصادی به بیان مطالبات خود از مسئولان قوای مقننه و مجریه پرداختند
و خواستار آن شدند تا به‌جای شعار و کلی‌گویی، راهبرد مشخصی برای حمایت از فعالیت‌های تولیدی و کار و سرمایه ایرانی تدوین شود تا تجربه اقتصاد دولتی دهه 60 تکرار نشود.

به گزارش همشهری، یحیی آل اسحاق رئیس اتاق تهران مسیر اقتصادی کشور در سال 1391 را سخت و پرچالش خواند و گفت: نگران هستیم که با ترجمه غلطی که از این شعار می‌شود، اقتصاد کشور به دهه 60 بازگردد. آل اسحاق با اشاره به ضرورت همکاری مجلس و دولت برای رفع دشواری‌های پیش روی بخش‌های مختلف اقتصادی تاکید کرد و افزود: تولیدکنندگان هم باید به وظایف خود عمل کنند. در قیمت، کیفیت، خدمات پس از فروش‌، ‌دوراندیشی و نگاه برون نگر باید برنامه‌ریزی بلندمدت برای توسعه وجود داشته باشد.

آل اسحاق تصریح کرد: اغلب اقتصاددانان بر این باورند که به‌رغم تدوین برنامه‌های مناسب در دستیابی به اهداف این برنامه‌ها ناموفق بوده‌ایم. این یعنی اینکه یک‌جای کار ما می‌لنگد. ما اکنون هم که در برابر مسئله تحریم‌ها قرار گرفته‌ایم باید بتوانیم استراتژی‌مان را تغییر دهیم. به گزارش خبرنگار ما از این نشست محسن خلیلی هم از قوای سه گانه و مسئولان سیاسی و اقتصادی خواست تا اختلاف نظرها را به تضاد تبدیل نکنند و افزود: من به آقای رئیس‌جمهور هم این مسئله را گفتم که با این تضادها نمی‌توان اقتصاد ملی را اصلاح کرد. باید در کنار همه تلاش‌ها به اصلاح و از بین بردن تضادها نیز همت گماشت.

بی نظمی در حمایت از تولید

محسن حاجی بابا هم با اشاره به بی‌نظمی در حمایت از تولید گفت: اقداماتی که در این مدت به‌صورت جسته گریخته برای حمایت از صنعت صورت گرفته ممکن است به ضرر تولید تمام شود. مرسل صدیق دیگر عضو اتاق تهران هم در اظهارنظری، وضعیت این روزهای تولید کنندگان، صنعتگران و بازرگانان را به کشتی در حال حرکتی تشبیه کرد که فعالان اقتصادی برآن سوار‌ند و راهبری این کشتی را افراد دیگری بر عهده دارند.

سیدحمید حسینی از پرداختن صرفا شعاری به نامگذاری سال‌جاری به نام تولید ملی انتقاد کرد و گفت: با بالا بردن تعرفه‌ها، محدودیت واردات و حمایت بی‌منطق و کور نمی‌توان از تولید ملی حمایت کرد.احمد پورفلاح هم اظهار کرد: تولید‌کنندگان ایرانی به‌رغم فشار‌های موجود در نمایشگاه‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که کیفیت محصولات آنان کمتراز کیفیت تولیدات کشورهای توسعه یافته نیست. او افزود: فضایی که در اختیار شرکت‌های چینی یا ترک قرار می‌گیرد، چنانچه در اختیار صنعتگران ایرانی قرار گیرد، نشان خواهند داد که تا چه حد قادر به افزایش کیفیت محصولات خود هستند.

ارز دو نرخی، منشا فساد

مهدی پورقاضی با بیان اینکه ارز دو‌نرخی، منشا فساد است گفت: آنچه در عرصه اقتصاد رخ می‌دهد به شوک درمانی شباهت دارد و شوک درمانی با تدوین استراتژی‌های بلندمدت منافات دارد.

سوءاستفاده تجاری شرکت‌های چینی

عباسعلی قصاعی دیگر عضو هیأت نمایندگان اتاق تهران نسبت به سوءاستفاده شرکت‌های تجاری چینی از شرکت‌های ایرانی، اعلام هشدار کرد و افزود: کشورهای کره و به‌ویژه چین به هیچ وجه با تجار و فعالان اقتصادی ایرانی همکاری نمی‌کنند و حتی قیمت‌ها را در مقایسه با کشورهای اروپایی به‌مراتب بالاتر برده‌اند.

رضا کربلایی

منبع : همشهری آنلاین

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملی



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در جمعه 25 فروردین 1391  ساعت 5:17 PM
نظرات 2 | لینک مطلب



به‌دلیل اینکه مواد مورد نیاز انسان‌ها به‌طور یکسان در همه مناطق جهان قرار ندارد، آنها برای تأمین نیازهای خود به مبادله کالا و خدمات با سایر مناطق اقدام می‌کنند.

همانطوری که مبادله کالا و خدمات بین مناطق و کشورهای مختلف جهان از سابقه دیرینه‌ای برخوردار است، موضوع حمایت از تولید، سرمایه و کار داخلی در کشورهای مختلف نیز موضوع جدیدی نیست و ریشه در تاریخ جوامع دارد. از زمانی که نظام بین‌الملل جدید پس از امضای قرارداد وستفالی در سال 1648 شکل گرفت، تاکنون «دولت‌های ملی» به‌عنوان مهم‌ترین اعضای این نظام مطرح بوده‌اند. دولت‌ موجودی‌ متشکل‌ از عناصری‌ همچون‌ سرزمین، جمعیت، حکومت‌ و حاکمیت‌ است که پیدایش‌ آن بدون‌ وجود این‌ عناصر غیر‌ممکن‌ است و دو جنبه‌ مشخص‌ آن استقلال‌ و انحصار است: استقلال‌ در برابر نیروها و دولت‌های‌ خارجی‌ و انحصار قدرت‌ در رابطه‌ با گروه‌ها و افراد داخلی. از نظر داخلی‌ حاکمیت‌ به‌ معنای‌ قدرت‌ عالی‌ و صلاحیت‌ برای‌ اتخاذ تصمیم‌ نهایی‌ توسط دولت‌ تلقی‌ شده‌ است. از جهت‌ بین‌المللی‌ نیز حاکمیت‌ دولت‌ در شکل‌ استقلال‌ و اینکه تابع‌ هیچ‌ قدرت‌ دیگری‌ نیست‌ که‌ به‌ او امر و نهی‌ کند نمود یافته‌ است.

 

این ویژگی‌های حاکمیت موجب می‌شود که دولت‌ها از دو جهت داخلی و خارجی در عرصه تولید و تجارت محدودیت‌هایی ایجاد کنند که نتیجه آن نوعی حمایتگرایی و حمایت از تولید، کار و سرمایه ملی کشور تلقی می‌شود. به‌علاوه، از آنجا که انتظار نمی‌رود نظام بین‌المللی مبتنی بر دولت‌های ملی در آینده از بین برود، پس اینگونه حمایتگرایی‌ها نیز در آینده در مناسبات تجاری بین کشورها همچنان رایج خواهد بود. در بین دولت‌ها همیشه انگیزه مقاومت در برابر نیرو‌های اقتصاد جهانی و حفظ و تحکیم اقتدار ملی وجود داشته است که مهم‌ترین نمود آن را می‌توان در محدودیت‌های اعمالی بر سر راه واردات سایر کشورها ملاحظه کرد. ازجمله محدودیت‌های تجاری که دولت‌ها در چارچوب بعد خارجی حاکمیت خود اعمال می‌کنند می‌توان به جلوگیری از واردات کالاهای کشورهای متخاصم در دوران جنگ یا بروز بحران‌های سیاسی بین آنها اشاره کرد.

با آنکه در عصر کنونی وابستگی متقابل کشورها به یکدیگر در عرصه اقتصاد و مبادلات تجاری به‌شدت افزایش یافته است، با این حال و به‌رغم وجود ضرورت‌های توجیه‌کننده این مبادلات، در بسیاری از مواقع دولت‌ها بر سر راه واردات کالا و خدمات از سایر جوامع محدودیت‌هایی همچون وضع تعرفه، تعیین سهمیه‌های وارداتی، برقراری موانع غیر‌تعرفه‌ای، کنترل‌های ارزی، مقررات فنی، مقررات زیست‌محیطی و مقررات اداری ایجاد می‌کنند که از آن به‌عنوان حمایتگرایی یاد می‌شود. گستردگی توسل دولت‌ها به شیو‌ه‌های حمایتگرایانه تا حدی است که بررسی دقیق روند تجارت بین‌الملل نشان‌دهنده دوره‌های متوالی تجارت آزاد و حمایتگرایی است.

اگر چه در گذر زمان شیوه‌های اعمال حمایتگرایی دچار تغییر و تحول شده و دولت‌ها به فراخور شرایط زمانی به یک یا چند مورد از شیوه‌های فوق متوسل شده‌اند اما مبانی و فلسفه روآوردن دولت‌ها به اشکال مختلف حمایتگرایی در طول تاریخ تقریباً ثابت بوده است. این عوامل تقریباً ثابت که در طول تاریخ انگیزه لازم را برای سیاست‌های حمایتگرایانه دولت‌ها فراهم کرده است و در آینده نیز می‌تواند مشوق آنها برای توسل به این نوع سیاست‌ها باشد، مواردی همچون اعمال حاکمیت ملی، حفظ امنیت ملی، نیاز دست‌اندرکاران حوزه کار و تولید، حمایت از صنایع داخلی، حمایت از صنایع نوپا، مقابله با کسری تجاری، مقابله با قیمت‌شکنی، کسب درآمد برای دولت، مقابله به‌مثل با کشورهای خارجی، برقراری تجارت منصفانه و یکسان‌سازی هزینه‌های تولید داخلی و خارجی است.

حفظ حاکمیت ملی دولت کشورها را بر آن می‌دارد که از دو جهت داخلی و خارجی در عرصه تجارت خارجی محدودیت‌هایی ایجاد کنند که نتیجه آن نوعی حمایتگرایی تلقی می‌شود. ازجمله محدودیت‌های تجاری که دولت‌ها در چارچوب بعد خارجی حاکمیت خود اعمال می‌کنند می‌توان به جلوگیری از واردات کالاهای کشورهای متخاصم در دوران جنگ یا بروز بحران‌های سیاسی بین آنها اشاره کرد. همچنین، دولت‌ها در چارچوب اعمال بعد داخلی حاکمیت خود نیز به حمایتگرایی رومی‌آورند. در این چارچوب چون دولت‌ها از حق انحصاری وضع وتصویب قانون برخوردار هستند ممکن است برای اداره امور جامعه خود براساس ارزش‌های مختلف فرهنگ ملی خود به تصویب قوانین و مقرراتی اقدام کنند که هرچند به‌طور ناخواسته محدودیت‌هایی برای ورود کالاها و خدمات سایر کشورها ایجاد کند.

علاوه بر این، برای بسیار از کشورها مفهوم استقلال نهفته در حاکمیت ملی در عنصر «خود‌کفایی» بروز می‌یابد که آن نیز به نوبه‌خود در بردارنده انواع حمایتگرایی و ایجاد محدودیت برای کالاهای سایر کشورهاست. در حال حاضر و نیز در آینده ما همچنان شاهد این خواهیم بود که دولت‌ها به بهانه اجرای وظایف و مسئولیت‌های خود برای ایجاد رفاه برای شهروندان خود یا به بهانه حفظ ارزش‌های فرهنگی، خانوادگی و اجتماعی کشور خود به اقدامات حمایتگرایانه و ایجاد محدودیت بر سر راه ورود کالاها و خدمات سایر کشورها دست یازند.

یکی دیگر از انگیزه‌های قوی که زمینه توسل دولت‌ها به اقدامات حمایتگرایانه را فراهم می‌کند مسئله حفظ امنیت ملی کشور است. امنیت ملی طیف گسترده‌ای از اقدامات را شامل می‌شود. از مهم‌ترین عرصه‌هایی که در چارچوب حفظ امنیت ملی دولت‌ها به بهانه آن به اعمال اقدامات حمایتگرایانه متوسل می‌شوند حفظ بهداشت عمومی، محیط‌زیست و سلامت شهروندان است. به‌دلیل اهمیت این موضوع، حمایتگرایی‌های اعمالی در این عرصه و به‌ویژه اعمال سیاست‌های قرنطینه‌ای از کاربرد زیادی برخوردار شده است. حتی در بسیاری از موارد که دولت‌ها برای اعمال سیاست‌های حمایتگرایانه خود دلیل موجهی ندارند به این دلیل متوسل می‌شوند. نمونه‌های بارز اقدامات حمایتگرایانه به بهانه حفظ امنیت ملی و سلامت شهروندان را می‌توان در محدودیت‌های اعمالی کشورهای عضو اتحادیه اروپا بر واردات گوشت‌های هورمونی یا محصولات اصلاح شده ژنتیک از آمریکا مشاهده کرد.

کشورهای مختلف به بهانه حفظ امنیت ملی و سلامت شهروندان خود دست به تدوین مقرراتی می‌زنند که اگرچه ظاهراً هدف حمایت از تولید‌کنندگان داخلی را ندارند اما در واقع شدیدا حمایتگرایانه تلقی می‌شوند. اعمال سیاست‌های قرنطینه‌ای ژاپن بر محصولات کشاورزی آمریکا ازجمله سیب آن کشور اگرچه در ظاهر تجارت آزاد بین دو کشور را ممنوع یا محدود نمی‌کند اما در عمل زمان و هزینه‌های اضافی برای صادر‌کنندگان آمریکایی به‌بار می‌آورد به‌طوری که برای آنها دیگر چنین صادراتی مقرون به‌صرفه نیست و خودبه‌خود از ورود به بازار ژاپن محروم می‌شوند. همچنین مقررات کشورهای اروپایی درخصوص میزان مجاز قارچ آفلاتوکسین پسته صادراتی ایران به آن کشورها نیز نوعی اقدام حمایتگرایانه تلقی می‌شود که نتیجه آن در برخی سال‌های قبل کاهش میزان صادرات پسته ایران بوده است.

حفظ امنیت ملی و سلامت شهروندان بهانه خوبی برای توسل دولت‌ها به اقدامات حمایتگرایانه فراهم کرده است به‌طوری که حتی وقتی کشورها تحت‌تأثیر تحولات دیگر مجبور به بازگشایی بازارهای خود می‌شوند این مسئله به مهم‌ترین حربه آنها برای خنثی کردن آثار مخرب واردات بی‌حد و حصر خارجی و لگام زدن بر آن تبدیل می‌شود. نمونه ایجاد محدودیت بر واردات سویای آمریکایی به چین از بارزترین نمونه‌ها در این خصوص است.

به دلایل مختلف محصول سویا برای چینی‌ها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است: اولاً بیش از 30میلیون کشاورز چینی در این بخش مشغول کار هستند، ثانیاً سویا از نظر فرهنگی اهمیت بالایی برای مردم چین دارد و فلاسفه و شاعران چینی در‌باره اهمیت آن در تمدن چین سخن به میان آورده‌اند، ثالثاً از نظر تاریخی سویا در عصر پادشاهی میانه در چین کشت شده است و هزاران سال سابقه کاشت در این کشور دارد، رابعاً ارزش غذایی سویا برای چینی‌ها بسیار بالاست و امپراتوران چین هر سال در مراسم خاصی به کشت آن اقدام می‌کردند. با چنین شرایطی برای چینی‌ها افزایش واردات سویای خارجی و به‌ویژه سویای آمریکایی که از سالانه 5/2میلیون تن در اوایل دهه 1990 به سالانه 10میلیون تن در سال 2000 افزایش یافته بود از حساسیت زیادی برخوردار بود. به‌علاوه، از آنجا که پیش‌بینی می‌شد این روند در سال‌های بعد برای محصولات دیگری همچون گندم، ذرت و برنج چین نیز تکرار شود چینی‌ها آن را نوعی توهین ملی و خطر بالقوه برای امنیت ملی خود تلقی می‌کردند و درصدد مقابله با آن برآمدند. در چنین شرایطی چین به بهانه اینکه حدود 70درصد سویای تولیدی آمریکا از بذرهای اصلاح‌شده ژنتیک تولید می‌شود از طریق ایجاد موانع فنی مانع ورود بی‌رویه آن شد.

یکی از عوامل مهم رو آوردن دولت‌ها به اقدامات حمایتگرایانه، درخواست‌های مطرح شده از سوی گروه‌های تولیدکننده داخلی است. دولت‌ها به‌ویژه در نظام‌های سیاسی مردم‌سالار که برای کسب قدرت به حمایت گروه‌های مختلف صنعتی، اقتصادی، تجاری و اجتماعی نیاز دارند ناچار هستند که رضایت آنها را به دست آورند. در سال‌های اخیر نمونه‌هایی از این نوع حمایتگرایی‌ها به وفور مشاهده شده است. در ژاپن نرخ بالای تعرفه محصولات بخش کشاورزی و شیلات بالاترین تعرفه‌ها در بین خطوط تعرفه‌ای این کشور را دارد و این امر معلول لابی قدرتمند این بخش در سیاست داخلی ژاپن و نفوذ آنها بر سازمان‌های تصمیم‌گیرنده است. در فرانسه نیز حمایت‌های گسترده دولت از بخش کشاورزی و اعطای یارانه‌های صادراتی به محصولات کشاورزی از لابی قدرتمند این بخش ناشی می‌شود. اقدام مارس 2001 جورج بوش رئیس‌جمهور سابق آمریکا در افزایش تعرفه‌های واردات محصولات فولادی به آن کشور بین 8 تا 30درصد و نیز تعیین سهمیه برای محصولات فولادی وارداتی به آمریکا، برای حمایت از صنایع فولادسازی این کشور به‌دلیل وضع بسیار وخیم ساختارهای داخلی آن و درخواست دست‌اندرکاران این بخش اعلام شد.

یکی دیگر از دلایلی که عموماً دولت‌ها برای اتخاذ سیاست‌های حمایتگرایانه مد نظر قرار می‌دهند حمایت از صنایع داخلی است. از دوران انقلاب صنعتی به بعد، موضوع صنعتی شدن کشورها به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین اجزای استراتژی توسعه ملی کشورهای جهان مطرح بوده است. در این مسیر تمامی دولت‌ها در پی روش‌های حمایت از توسعه صنعتی بوده‌اند و در این راه از روش‌های متفاوتی استفاده کرده‌اند. یکی از مهم‌ترین روش‌های مورد استفاده، تضمین بازار مصرف برای کالاهای صنعتی تولید شده در داخل کشورها بود. در این چارچوب بازارهای داخلی با استفاده از ابزار‌های متفاوت مورد صیانت قرار می‌گرفت. با گسترش رقابت بین کشورها، دولت‌ها به این نتیجه رسیدند که باید از تولیدکنندگان داخلی لااقل در بازار داخلی در مقابل رقبای خارجی حمایت کنند، زیرا این موضوع نه‌تنها سبب رونق اقتصادی می‌شود بلکه زمینه لازم برای ایجاد اشتغال را نیز فراهم می‌کند. از این‌رو، ایجاد مانع برای رقبای خارجی در جهت ورود به بازار داخلی کشورها به‌صورت یک رویکرد همیشگی در سیاست‌های تجاری دولت‌ها درآمد.

منطق این استدلال این است که تولیدکنندگان داخلی در مقایسه با تولید‌کنندگان خارجی نسبت به بازارهای داخلی محق‌تر هستند. همچنین دلایل دیگری مانند اینکه تولید‌کنندگان داخلی پول حاصل از فروش در بازار داخلی را بار دیگر در اقتصاد همان کشور سرمایه‌گذاری خواهند کرد در این زمینه مطرح است. بنابراین، توسل دولت به سیاست‌های حمایتگرایانه به بهانه حمایت از صنایع داخلی در واقع به مفهوم حفظ منافع ملی و تضمین بهره‌مندی کشور از منافع حاصل از این جهت است. یکی دیگر از دلایلی که ضرورت حمایت دولت از صنایع داخلی را توجیه می‌کند این است که عدم‌حمایت دولت از تولیدکنندگان داخلی در رقابت با تولید‌کنندگان خارجی منجر به کاهش اشتغال خواهد شد.

یکی از قدیمی‌ترین استدلال‌ها برای دفاع از سیاست‌های حمایتگرایانه دولت‌ها حمایت از صنایع نوپا و تازه‌تأسیس است که از قرن هیجدهم تا‌کنون همچنان به قوت خود باقی مانده است. طبق این استدلال، دولت باید از صنایع نوپا در مقابل رقابت خارجی حمایت کند و با ایجاد یک «فضای تنفس» موقت برای این صنایع به رشد آنها به‌نحوی که قادر به رقابت با صنایع خارجی شوند کمک کند. حامیان این نوع حمایتگرایی معتقدند که در مرحله صنایع نوپا تولیدکنندگان به‌دلیل عدم‌برخورداری از صرفه‌جویی‌های مقیاس، در پایین‌ترین قیمت ممکن تولید نمی‌کنند. به علاوه، در این مرحله، تولیدکنندگان به‌خوبی با تولید آشنا نیستند و همین امر هزینه‌های آنها را بالا می‌برد. به عبارت دیگر، آثار یادگیری صرفه‌جویی هزینه‌های یادگیری است که از انجام کار حاصل می‌شود. کارگران اگر به‌خوبی از کارشان آگاه باشند هزینه‌های تولید کاهش خواهد یافت. با توجه به این وضعیت صنایع نوپا، حمایت دولت از آنها برای اینکه کشور در آینده در آن زمینه خاص از مزیت نسبی برخوردار شود بسیار ضروری است. علاوه براین، طرفداران این نوع حمایتگرایی معتقدندکه حمایت از صنایع نوپا به منزله اعطای فرصت به صنایع داخلی برای رشد و توسعه به‌منظور رقابتی شدن است. برمبنای این منطق، فرصت دادن به صنایع نوپا برای توسعه به مثابه ایجاد فرصت برای کارگران به‌منظور آموزش دیدن به‌نحوی که بتوانند بهره‌وری و کارآمدی خود را افزایش دهند و همچنین به مثابه فراهم کردن زمینه توسعه تکنولوژی است.

همچنین ازجمله استدلال‌هایی که از گذشته دور توجیه لازم را برای رو آوردن دولت‌ها به اقدامات حمایتگرایانه فراهم کرده است مقابله با کسری تجاری کشور در مناسبات تجاری با سایر کشورهاست. برای مدت‌ها تجارت بین کشورها عمدتاً انگیزه‌ای فردی داشت و تجار عمدتاً افراد مخاطره‌‌پذیری بودند که برای دستیابی به سود، از شیوه زندگی معمولی دست می‌کشیدند و بار سفر می‌بستند. حکمرانان نیز در پاره‌ای موارد از تجار برای رساندن پیام‌های خود به یکدیگر و کسب اطلاعات در رابطه با مسائل سیاسی و نظامی استفاده می‌کردند. این روال معمول در تجارت جهانی تا قرن پانزدهم بود. طی قرون هفدهم و هجدهم میلادی، گروهی از تجار، بانکداران، مقامات رسمی دولتی و فیلسوفان به انتشار مقالاتی در حمایت از تجارت بین‌الملل و منافع حاصل از آن برای اقتصاد ملی پرداختند که به‌نظریه سوداگری یا مرکانتیلیسم مشهور شد.

دلایل مرکانتیلیست‌ها که برتحکیم قدرت داخلی و تقویت دولت تأکید داشتند امروزه نیز تا حدودی به‌صورت یک اولویت سیاسی مطرح می‌شود. اگر در دیدگاه اولیه مرکانتلیست‌ها، دولت با به‌دست آوردن طلا و نقره بیشتر امکان استخدام افراد بیشتری را در نیروهای نظامی فراهم می‌کرد و از این طریق بر قدرت کشور افزوده می‌‌شد، امروزه نیز دولت‌ها سعی دارند با کاهش کسری تجاری و حتی دستیابی به مازاد تجاری در مبادلات تجاری خود با سایر کشورها، قدرت خود را تثبیت کنند. مفهوم این امر در چارچوب سیاست‌های تجاری این است که دولت با ایجاد محدودیت‌هایی بر سر راه واردات کالاها و خدمات سایر کشورها مردم را از خرید کالاهای وارداتی باز می‌دارد تا با کاهش خروج ارز به خارج، منابع مالی لازم برای سایر فعالیت‌ها فراهم شود. براساس این دیدگاه، افزایش واردات کالاها و خدمات خارجی و خروج مقدار زیادی پول از کشور به کسری تجاری می‌انجامد که آن نیز به نوبه‌خود به کسری حساب جاری منجر می‌شود و در عمل پول کمتری برای سرمایه‌گذاری یا پس‌انداز ملی باقی می‌ماند. کاهش سرمایه لازم برای سرمایه‌گذاری یا پس‌انداز ملی نیز موجب کاهش رشد اقتصاد و ایجاد رکود با پیامدهایی همچون بیکاری خواهد شد.

به‌عنوان نمونه، مشکلاتی که برای تراز تجاری آمریکا در نتیجه ظهور جامعه اروپا و ژاپن به‌عنوان قطب‌های جدید اقتصادی و افزایش ارزش برابری دلار در نیمه اول دهه1980 به‌وجود آمد کنگره آمریکا را به سمت تصویب مقررات حمایتگرایانه بیشتر سوق داد. این وضعیت کنگره آمریکا را در آن دوران بر آن داشت که در سال1987 مقرراتی را جهت تغییر سیاست تجاری آن کشور به سمت حمایتگرایی تصویب کند. در قانون تجارت سال1987 آمریکا بخش 301 قانون تجارت سال1984 با شدت بیشتری تحت عنوان «سوپر 301» گنجانده شد که دولت آمریکا را ملزم می‌کرد کشورهایی را که در مناسبات تجاری خود با آمریکا به مازاد تجاری قابل توجهی دست‌یافته‌اند شناسایی کرده و اقدامات محدود‌کننده تجاری علیه آنها اعمال کند. از سوی دیگر، طرفداران این دیدگاه معتقدند که با محدودسازی واردات، مردم کالاهای داخلی را خواهند خرید که در نتیجه آن هم کالا و هم پول در داخل کشور حفظ خواهد شد و کشور پول لازم را برای سرمایه‌گذاری به‌منظور ایجاد ظرفیت‌های واقعی اقتصاد ملی دارا خواهد بود. به‌عنوان نمونه، آنها می‌گویند که اگر فردی یک پیراهن تولید داخل را به مبلغ 10هزارتومان بخرد این 10هزارتومان در داخل کشور باقی می‌ماند و بار دیگر از طریق سرمایه‌گذاری به گسترش ظرفیت اقتصاد داخلی کمک می‌کند.

یکی از انگیزه‌هایی که موجب می‌شود دولت‌ها به اتخاذ اقدامات محدود‌کننده بر سر راه واردات کالاها و خدمات سایر کشورها بپردازند انجام اقدامات ضد‌دامپینگ یا ضد‌قیمت‌شکنی است.«دامپینگ و اقدامات ضد‌دامپینگ اقدامات متقابلی است که بین کشورهای دامپ‌کننده و دامپ‌شونده رخ می‌دهد. این دو یک چیز مشترک دارند: هر دو به حمایتگرایی منجر می‌شوند که مانعی بر سر راه تجارت آزاد و توسعه اقتصاد جهانی است.» دامپینگ یا قیمت‌شکنی یکی از شگرد‌های تجاری است که کشورها و شرکت‌ها برای گسترش بازارهایشان در کشورهای خارجی یا برای وادار کردن رقبایشان به خروج از بازارهای خارجی به‌منظور افزایش قیمت کالاهای صادراتی خود به آن کشورها پس از این مرحله انجام می‌دهند. قیمت‌شکنی دولت‌ها با هر هدف و انگیزه‌ای که صورت گرفته باشد به اقدامات متقابل ضد‌قیمت‌شکنی از سوی کشور متضرر منجر می‌شود که این اقدامات در شکل محدودیت‌های تجاری برای کشور متخلف بروز می‌کند و در عمل حمایت از تولید‌کنندگان داخلی را در پی‌دارد. برای روآوردن کشورها به اقدامات ضد‌قیمت‌شکنی دلایل مختلفی بیان می‌شود. یکی از اهداف اقدامات ضد‌قیمت‌شکنی بازداشتن صادر‌کنندگان خارجی از پایین آوردن قیمت‌ها به‌نحوی است که رقبای داخلی از عرصه فعالیت خارج شوند. چون قیمت‌شکنی یک شگرد مورد استفاده صادرکنندگان تجاوزگر برای جست‌وجوی انحصار در بازارهای خارجی است، وضع عوارض ضد‌قیمت‌شکنی در کشور متضرر اقدام پیشگیرانه در برابر تجاوزگری این صادرکنندگان تلقی می‌شود. اقداماتی که دولت‌ها برای محدود کردن واردات سایر کشورها انجام می‌دهند به سه نوع عوارض ضد‌قیمت‌شکنی، عوارض جبرانی و محدودیت‌های داوطلبانه صادراتی تقسیم می‌شوند.

یکی دیگر از انگیزه‌هایی که دولت‌ها را به سمت اعمال اقدامات حمایتگرایانه ازجمله افزایش تعرفه‌ها و عوارض گمرکی کالاها و خدمات وارداتی از سایر کشورها سوق می‌دهد کسب درآمد دولت است. دولت‌ها به‌عنوان اداره‌کنندگان جوامع برای انجام برنامه‌های مختلف خود به منابع مالی نیاز دارند. یکی از راه‌هایی که از گذشته‌های دور برای تأمین منابع مالی مورد نیاز دولت مد‌نظر قرار داشته درآمدهای گمرکی بوده است. در حال‌حاضر نیز دولت‌ها همچنان در تأمین منابع مالی مورد نیاز خود به منابع مالی حاصل از محل تعرفه‌ها و عوارض گمرکی نظر دارند. دلیل اصلی دولت‌ها برای چشم دوختن به منابع مالی حاصل از محل تعرفه‌ها و عوارض گمرکی این است که اگر آنها نتوانند منابع مالی مورد نیاز برای اجرای برنامه‌های خود را از منابع داخلی تأمین کنند باید برای این منظور به وام گرفتن از خارج متوسل شوند.

افزایش وام‌گیری از منابع خارجی باعث افزایش بدهی ملی می‌شود. با افزایش بدهی ملی میزان بهره پرداختی به وام‌دهندگان نیز افزایش می‌یابد که در نتیجه آن وجوه لازم برای سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه کاهش خواهد یافت و کشور با یک مشکل بزرگ روبه‌رو خواهد شد. این وضعیت از سوی دیگر می‌تواند موجب بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاران خارجی و درنتیجه خروج سرمایه‌های خارجی از کشور وام‌گیرنده شود و درنهایت با کند شدن رشد اقتصاد ملی به رکود منجر و دولت با مشکلات بی‌شماری مواجه شود. ترسیم چنین چشم‌انداز تیره و تاری از کاهش درآمدهای دولت‌ها معمولاً آنها را برآن می‌دارد که به درآمدهای گمرکی نه تنها در دوران کاهش سایر درآمدها بلکه همیشه به‌عنوان یکی از منابع دردسترس نگاه کنند و برای افزایش عوارض و تعرفه‌ها وسوسه شوند. به‌عنوان نمونه، در سال 1998 که دولت هند با کسری تجاری و کاهش شدید درآمدها روبه‌رو شد، دولت حاکم یکی از چاره‌هایی را که برای تأمین منابع مالی بودجه سال مالی 99-1998 درنظر گرفت افزایش عوارض گمرکی به‌ویژه بر واردات کالاهای تجملی بود.

یکی دیگر از انگیزه‌هایی که کشورها را وادار به حمایتگرایی می‌کند مقابله‌به‌مثل با اقدامات حمایتگرایانه سایر کشورهاست. این نوع حمایتگرایی بر مبنای نظریه «اهرم فشار» پایه‌گذاری شده است که می‌گوید، چنانچه یک کشور بازارهای خود را به روی کالاها و خدمات سایر کشورها ببندد یا حداقل تهدید به بستن کند، آن کشورها بازار خود را به روی کالاها و خدمات کشور مزبور خواهند گشود. اگرچه کشورهای مختلف در برهه‌های زمانی متفاوت به این نوع حمایتگرایی متوسل شده و زمینه بروز جنگ‌های تجاری را فراهم کرده‌اند اما آمریکا شاخص‌ترین نمونه استفاده از این نظریه است، به‌طوری که آن را در بخش 301 قانون تجارت سال 1988 خود رسمیت بخشیده است. آمریکا این نوع حمایتگرایی را در دهه‌های 1980 و1990 در برابر توسعه‌طلبی‌های صادراتی شرکت‌های ژاپنی و اروپایی مورد استفاده قرار داد. در بسیاری از موارد، این مقابله‌به‌مثل‌های تجاری یا تهدید به اعمال آن موجب بروز اختلافات دامنه‌دار تجاری موسوم به جنگ تجاری بین آمریکا و ژاپن یا بین آمریکا و اتحادیه اروپا شده است که از نمونه‌های بارز آن می‌توان به جنگ موز بین آمریکا و اتحادیه اروپا اشاره کرد.

یکی دیگر از معروف‌ترین استدلال‌ها در حمایت از حمایتگرایی این است که تجارت باید منصفانه و نه آزاد باشد. طرفداران این دیدگاه معتقدند که باید از طرق مختلف، ازجمله ایجاد محدودیت بر سر راه واردات سایر کشورها، با تجارت غیرمنصفانه مبارزه کرد. با این حال، آنچه در این نگرش مغفول مانده این است که «عدالت» یک فرایند و نه یک نتیجه است. اگرچه بحث تجارت منصفانه زمینه ظاهری خوبی برای ایجاد محدودیت‌هایی بر سر راه واردات سایر کشورها فراهم می‌کند اما در عمل بهانه‌ای برای کشورهای پیشرفته به‌منظور محدود کردن واردات کشورهای در حال توسعه و فقیر به بازارهای آن کشورهاست. نمود اصلی این مسئله در طرح استانداردهای شدید کارگری و زیست‌محیطی از سوی کشورهای توسعه‌یافته دیده می‌شود. کشورهای توسعه‌یافته این بهانه را مطرح می‌کنند که چون تولید‌کنندگان آنها برای تولید محصولات خود مجبور به رعایت استانداردهای بالای کار(مثلاً در رابطه با بهداشت کار و امنیت شغلی) و مقررات دقیق‌تر و سخت‌تر زیست‌محیطی (در رابطه با آلودگی آب و هوا) هستند، هزینه تولیدات آنها بیشتر است و همین امر رقابت‌پذیری آنها با تولید‌کنندگان کشورهای در حال توسعه را کاهش می‌دهد. از دیدگاه آنها، این امر به تجارت غیر‌منصفانه منجر می‌شود که در نتیجه آن منافع کارگران و مردم کشورهای توسعه‌یافته صدمه خواهد دید و برای جبران آن باید دولت‌های این کشورها با ایجاد محدودیت‌های تجاری، آنها را مورد حمایت قرار دهند.

یکی دیگر از استدلال‌هایی که به اقدامات حمایتگرایانه دولت‌ها منجر می‌شود یکسان‌سازی هزینه‌های تولید داخلی و خارجی به‌منظور حفظ رقابت‌پذیری تولیدکنندگان داخلی و خارجی است. بر مبنای این منطق، اقدام حمایتگرایانه برای یکسان‌سازی هزینه‌های داخلی و خارجی از این جهت اهمیت دارد که موجب می‌شود مزیت‌های هزینه‌ای که تولید‌کنندگان خارجی از طریق نیروی کار ارزان، مالیات‌های پایین‌تر یا دریافت یارانه به دست می‌آورند خنثی شود. با خنثی‌سازی مزیت‌های هزینه‌ای تولیدکنندگان خارجی از طریق اقدامات حمایتگرایانه، زمینه رقابت عادلانه بین تولید‌کنندگان داخلی و خارجی ایجاد می‌شود.

همانطور که مشاهده شد، دولت‌ها در دوره‌های مختلف، با نظام‌های سیاسی متفاوت و در مناطق مختلف جهان با انگیزه‌های متعددی همچون اعمال حاکمیت ملی، حفظ امنیت ملی، تبعیت از گروه‌های ذی‌نفوذ، حمایت از صنایع داخلی، حمایت از صنایع نوپا، مقابله با کسری تجاری، مقابله با قیمت‌شکنی سایر کشورها، کسب درآمد، مقابله‌به‌مثل با حمایتگرایی سایر کشورها، دفاع از تجارت منصفانه و یکسان‌سازی هزینه‌های تولیدکنندگان داخلی و خارجی به اقدامات حمایتگرایانه‌ای از قبیل وضع تعرفه، تعیین سهمیه‌های وارداتی، برقراری موانع غیر‌تعرفه‌ای، کنترل نرخ ارز، وضع مقررات فنی و مقررات زیست‌محیطی و کنترل‌های اداری بر سر راه واردات سایر کشورها رو می‌آورند. ماهیت انگیزه‌های روآوردن دولت‌ها به اقدامات حمایتگرایانه نیز به‌نحوی است که زمینه کاربرد این اقدامات را در آینده فراهم می‌کند. از آنجا که هر اقدام حمایتگرایانه در کنار نتایج مثبت می‌تواند از جهات مختلف آثاری منفی- همچون تضییع حقوق مصرف‌کنندگان، کاهش کیفیت کالاهای داخلی، تخصیص غیر‌بهینه منابع و افزایش هزینه‌های دولت - بر اقتصاد یک کشور به جا گذارد، استفاده از حمایتگرایی در عین حال که از ضرورت‌های خاص خود برخوردار است نیازمند هوشمندی‌‌های دقیق است تا ضمن برآورده کردن اهداف مورد نظر، از جهات دیگر آثار منفی بربخش‌های دیگر اقتصاد در حال حاضر یا در آینده برجا نگذارد.

دکتر علی صباغیان

منبع : همشهری آنلاین

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملی

 



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در جمعه 25 فروردین 1391  ساعت 5:08 PM
نظرات 2 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :2
  •    
  • 1  
  • 2  

POWERED BY RASEKHOON.NET