وقتی که آخرین درخت خشکید
آخرین نهر آلوده به سم شد
آخرین ماهی صید گردید
آنگاه خواهیم فهمید که پول خوردنی نیست

تحلیل فشرده ای از علل پریشانی اقتصاد را به بحث می گذاریم تا شاید فضای جست و جو گر برای پیدا کردن راه حل ها و انتخاب سیاست های هدایت کننده ساز و کار های قانونمند در راستای کاستن و در نهایت رفع اختلال و هموار کردن راه توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور فراهم آید .

شاغول اقتصادسنج در ارتباط با بسیاری از شاخص ها کژی نشان می دهد . دستگاه سیاستگذار با نگاه بدون برنامه منسجم و دراز مدت می خواهد برای حل مسائل به طور مجزا راهیابی کند ، غافل از آنکه سازو کار اقتصادی در چارچوب یک منظومه به هم پیوسته عمل می کند . چاره چوبی برای یک مساله خاص کافی نیست و می تواند همراه با عوارض جنبی باشد ، اختلالات را تشدید کند و عامل ایجاد شرایط کلاف سردرگم شود و شرایطی در جهت آشفتگی در مکانیسم اقتصاد ملی و بین المللی فراهم آورد .

معمولاًً مسیر اقتصاد در چارچوب دو تدبیر اساسی هدایت می شود . یکی تعیین قواعد ثابت و گزینش استراتژی توسعه است که بعد زمانی آن دراز مدت بوده و ساز و کاری چون طبیعت قواعد اساسی دارد . دیگری برنامه ها و به تبع آن سیاست های کوتاه مدت است که بر اساس نوسانات داخلی و بین المللی می تواند متغیر باشد . در چند دهه گذشته در تنظیم قواعد اساسی کوتاهی شده و برای پایداری به اصول آن توجه کافی نشده است . بیشتر در گردباد نارسایی های اقتصادی دست به دامان تدابیر کوتاه مدت بوده اند که عملکرد اساسی و با ثباتی از آن انتظار نمی رود . تدابیر کوتاه مدت به صورت مکمل استراتژی ها موثر خواهند بود . استحکام ستون ها و پایه های اقتصاد تابعی از ترکیب و کیفیت بافت استراتژی توسعه بوده و سیاست های کوتاه مدت با عملکردی در محدوده نازک کاری در ساختار اقتصادی تاثیرگذار است . ضمن تایید اینکه به کارگیری تک سیاست های موردی فاقد عملکرد اساسی و بنیانی است ، بنابراین تجویز اساسی برای معالجه بیماری مزمن اقتصادی ، در گرو تعریف مجدد و تثبیت استراتژی توسعه و تغییر و تحول در اجزای اقمار منظومه سیاست ها است . به منظور روشنگری و آماده سازی زمینه بحث در ارتباط با انتخاب اولویت اهداف و تغییر سیاست ها برای دستیابی به اهداف ، ابتدا نگاه کنیم به فراز و نشیب ها در ساختار اقتصادی کشور ؛
یادآوری این نکته ضروری است که شناخت بسیاری از نارسایی ها و پرداختن به نقد و تحلیل درباره آنها سابقه ای تاریخی دارد . یعنی با اینکه چندین دهه است که سرفصل هایی از کاستی ها ارائه و بحث و تحلیل درباره آنها انجام شده و بعضی مورد تایید قرار گرفته ، با این حال بسیاری از مسائل دست نخورده همچنان پابرجاست و انگار تاریخ مصرفش نامحدود است . علت این است که اقدام استراتژیک در زمینه تغییر و اصلاح آنها تحقق نیافته است . بر این نکته تاکید داریم که توقف اندیشه ها و عدم حرکت علمی در راستای اصلاحات با وجود شناخت مسائل ، به خودی خود یکی از شاخص های توسعه نیافتگی است .
روانی گردش ساز و کار اقتصادی تابعی از ساختار و ترکیب درآمد ها و هزینه ها است . درصد بالایی از درآمد های کشور از فروش منابع ملی تامین می شود که محرک اصلی تقویت اقتصاد نامولد است . پرداخت ها به بیراهه هزینه های جاری و مصرفی تمایل دارد که ضریب رشد اقتصاد غیر تولیدی و دلالی را مضاعف می کند . این نوع ترکیب درآمد و هزینه از موانع راه سرمایه گذاری در بخش های تولیدی است . عامل مهاجرت های بی رویه روستاییان به شهر ها و مسبب توسعه حاشیه نشینی است . از عوارض مستقیم آن ایجاد بیکاری های پنهان و آشکار در شهر ها و با شدت بیشتر در روستا ها است .

نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵ نشان می دهد که جمعیت کشور در فاصله سال های ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۵ حدود ۲۶ درصد افزایش داشته . درصد جمعیت روستایی به شهری در همین مقطع از ۴۶ به ۵/۳۱ درصد کاهش یافته . این ارقام موید عدم توجه به توسعه روستایی و دلیلی برای مهاجرت های بی رویه روستاییان به شهر ها است . در شرایطی که امکانات اشتغال و ارائه خدمات زیربنایی و ساختاری در شهر ها برای چنین مهاجرتی وجود ندارد ، این روند به فعالیت های غیر مولد دامن می زند . به همین دلیل است که فعالیت در بخش های کشاورزی و صنعت کاهش یافته ولی در بخش خدمات افزایش داشته است . روند افزایش بخش خدمات هم شاخص فعالیت در جهت توسعه نبوده بلکه بیشتر از نوع نامولد و واسطه گری غیرضروری است که نقش آفتی را برضد حفظ سلامت اقتصاد ایفا می کند . بیکاری از اقتصاد چهره ای کریه ساخته ، نسبت افراد بیکار در فاصله سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ در کل کشور از ۰۸/۹ به ۷۵/۱۲ درصد افزایش یافته . سرعت بیکاری در همین مقطع در روستا ها شدیدتر بوده و از ۴۴/۹ به ۷۳/۱۴ درصد افزایش داشته است . این ارقام بدون ملحوظ داشتن بیکاری های پنهان و اشتغال نامولد است . آمار رسمی نشان می دهد علاوه بر آنکه بر شدت مهاجرت روستاییان به شهر ها افزوده شده ، نسبت بیکاری در روستا ها نیز تشدید شده که شاخص قاطعی به خصوص در اثبات رکود و بحران توسعه روستایی است .
آمار تجارت خارجی برای سال ۱۳۸۵ نشان می دهد که از کل صادرات ۷۹ درصد مربوط به صادرات نفتی و ۲۱ درصد صادرات غیرنفتی و از کل واردات ۸۸ درصد واردات غیرنفتی و ۱۲ درصد واردات نفتی است . اینکه نسبت واردات غیرنفتی بیش از چهار برابر صادرات غیرنفتی است موید ضعف قدرت مولد اقتصاد ملی است که همراه با شاخص های مهاجرت های بی رویه روستاییان به شهر ها و افزایش درصد بیکاری در شهر ها و به خصوص روستا ها نشان دهنده شاخص های به هم پیوسته بیماری های اقتصادی است . به موازات آن ارقام تورم رو به افزایش و مستمر را شاهد هستیم که ریشه آن از اقتصاد نامولد نشأت می گیرد و سیاست های کوتاه مدت هم در حد آرام بخش می تواند در ترمیم آن موثر باشد و عملکردی در معیار اصلاح اساسی نخواهد داشت . اینها نمونه هایی از علل پریشانی اقتصاد است که روند آن ریشه در شرایط اقتصاد ملی در تاریخ معاصر دارد . اصلاح وضعیت نابسامان اقتصاد نیازمند یک دگرگونی اساسی و تجدیدنظر در اولویت اهداف و برقراری منظومه سیاست های دستیابی به اهداف بر پایه بررسی های علمی است . در این راستا به خطوط اساسی اولویت ها برای باز کردن زمینه بحث توجه می دهیم ؛

اصولاً عامل فقر از اقتصاد فقر نشأت می گیرد . اکثریت افراد بشر در جهان فقیر هستند . در صورتی که اقتصاد فقر را بشناسیم در آن صورت اقتصاد قسمت اعظم مناطق اقتصادی قابل اهمیت جهان را خواهیم شناخت . از طرفی قسمت اعظم مردم فقیر جهان درآمد خود را از بخش کشاورزی کسب می کنند . بنابراین اگر قرار باشد مفهوم اقتصاد فقر را بفهمیم ، باید اقتصاد کشاورزی را به طور کامل بشناسیم . نظر به اینکه کشور های در حال توسعه متکی به بخش کشاورزی بوده و فقر در این کشور ها بیشتر تجسم دارد ، پس تقویت بخش اولیه برای کاستن از فشار فقر و قرار گرفتن در مسیر توسعه اقتصادی ضرورت دارد . این فرض مغایر با برنامه صنعتی کردن اقتصاد نبوده ضمن آنکه به گواهی تاریخ توسعه ، در کشور های پیشرفته همواره صنعت از دامن کشاورزی متولد شده ، پس هدف صنعتی کردن مترادف با حذف بخش کشاورزی نیست .
اقتصاد کشور تحت تاثیر دو سیاست آسیب پذیر قرار دارد ؛ یک اینکه توسعه بهینه تحت تاثیر درآمد های نفتی مسیری انحرافی را پیش گرفته و بر آن اساس فقر نسبی زیر سایه آن تا حدودی پنهان شده و دیگری ، باز هم به دلیل استفاده نامطلوب از ارثیه ملی و در رویای صنعتی کردن اقتصاد ، به بخش کشاورزی و به خصوص توسعه روستایی توجه کافی نشده ، ضمن آنکه صنعت هم به مفهوم واقعی و با ویژگی پیشرفت دانش فنی مرتبط با ساز و کار های توسعه در بافت اندیشه افراد جامعه درک و نهادینه نشده است .

تحت این شرایط اولویت در کند کردن و در نهایت توقف استفاده از درآمد های نفتی برای کالا های مصرفی و هزینه های جاری و تغییر مسیر کامل آن در جهت برنامه های زیربنایی ، ساختاری و تولیدی است . اشتغال را باید در اولویت مقدم اهداف قرار داد . در شرایط توسعه کنونی حق تقدم ایجاد محل اشتغال هم در مناطق روستایی است .
در فرآیند صنعتی در مرحله نخست مناسب است جابه جایی عوامل تولید بین بخش ها در مناطق روستایی و نه بین منطقه یی و به خصوص بدون فراهم آمدن محل اشتغال مولد در شهر ها جریان یابد . در مناطق روستایی بخش های اقتصادی به موازات بخش کشاورزی باید توسعه یافته و محل اشتغال مولد ایجاد شود . استقرار صنایع کوچک ، بسط صنعت توریسم و واگذاری فعالیت های بازار رسانی کالا ها و خدمات به جامعه روستایی از اولویت های سامان دادن به شرایط اقتصادی است . اینها تدابیری است در جهت مهار کردن مهاجرت های بی رویه و غیرقابل توجیه از روستا ها به شهر ها . برنامه صنعتی کردن مناسب است با استفاده از تکنولوژی سازوار و جابه جایی تکنیک با نیروی انسانی با توجه به هدف و ایجاد محل اشتغال جدید تحقق یابد . سیاست تولید و تجارت خارجی به خصوص مبادلات غیرنفتی نیازمند تجدید نظر اساسی است . ورود کالا ها و خدمات مصرفی غیرضروری باید از فهرست برنامه تجارت خارجی حذف شود . بدیهی است برنامه های تجارت خارجی و تولید داخلی باید هدفمند و هماهنگ باشند و توجه داشت که خودکفایی و مزیت نسبی دو کپه یک ترازو بوده و در عین حال در دو لبه یک پرتگاه قرار دارند . عدم توازن میان آنها معادله توسعه را برهم می ریزد .
کوچک کردن دستگاه دیوانی با رها سازی واحد های دولتی و به خصوص از طریق خصوصی سازی دولتی و جیب به جیب کردن عوامل تولید در ساختار دولت نتیجه بخش نخواهد بود . اولویت خصوصی سازی در تقویت ساختار واحد های خصوصی ناتوان در بخش های کشاورزی و صنایع و انتقال و واگذاری قسمت های مختلف نظام توزیع به گروه های اجتماعی وابسته به آن بخش هاست .
منابع حاصل از درآمد های نفتی و منابع ملی باید در جهت برنامه های توسعه هزینه شود . درآمد های مالیاتی و دریافت های حاصل از سازوکار تامین اجتماعی مرتبط با قدرت مولد افراد جامعه در جایگزینی از درآمد های منابع ملی برای تامین هزینه های جاری و نیز طرح های حمایتی برنامه ریزی خواهد شد . در نهایت رونق اشتغال و درآمد حاصل از برنامه های توسعه اجتماعی و اقتصادی همراه با مشارکت گروه های اجتماعی شاغل از طریق پرداخت مالیات و تشکیل منابع تامین اجتماعی ، عملکردی در جهت فقرزدایی ، ایجاد رفاه و تامین عدالت اجتماعی خواهد داشت .
تصویر کوتاهی که از گذشته ارائه شد ، ثابت می کند ضرورت تغییر سیاست ها و تحول در ترکیب درآمد ها و هزینه ها را ، استدلالی است در نیاز مشارکت فعال سرمایه انسانی در جریان توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور و راهنمایی است در مسیر مقابله با فقر از طریق تقویت قدرت مولد اقتصاد که البته عزم جزم و اراده ملی ، هم از طرف گروه های اجتماعی و هم از سوی افراد در ساختار تصمیم گیری و اجرای کشور می خواهد .
ضرورت دارد که افراد جامعه به نسبت ، شرایط موجود را بشناسند و آگاه باشند که بدون پذیرش و تحمل ریاضت اقتصادی و مشارکت در برنامه های مولد توسعه اجتماعی و اقتصادی ، بستر تحول تکاملی هموار نمی شود ، که البته شرط لازم برای تحول هم ، ضرورت دگرگونی در ساختار اندیشه ای ، برنامه ریزی و اجرایی مدیریت دیوانی کشور ، تغییر سیاست ها به ضرورت و به کار بردن تدابیر به طور پویا برای روان سازی سازوکار جریان توسعه است .
 


 

اقتصاد ایران
تولید و سرمایه‌ گذاری در ایران ، علیرغم برنامه ‌ها و اقداماتی كه جهت بهبود وضعیت آن انجام می ‌شود ، همچنان با چالش‌ ‌های فراوانی رو به ‌رو است . موانع پیش‌ روی توسعه و گسترش بازار ، نبود تكنولوژی ‌های پیشرفته و فن ‌آوری ‌های نوین به منظور بهبود راندمان كمّی و كیفی تولید ، موانع موجود در جذب بازار های داخلی و خارجی و وجود قوانین و مقررات دست و پاگیر در مسیر تولید و فروش محصولات و یافتن بازار های جدید ، از جمله چالش‌ های موجود در قلمروی تولید و سرمایه ‌گذاری در ایران می‌ باشند . ‌در میان موانع متعدد تولید و سرمایه ‌گذاری ، عاملی كه رفع آن از دیگر موانع مهمتر و در عین حال ، امكان‌ پذیر تر است ، تغییر و اصلاح قوانین و مقررات می ‌باشد . از اهّم قوانین مرتبط با بخش تولید و سرمایه ‌گذاری در كشورمان ، می‌‌ توان به قوانین كار و تأمین اجتماعی ، قوانین مالیاتی ، مقررات صادرات و واردات ، تعزیرات حكومتی و سیاست‌ های بانكی اشاره كرد . ‌در واقع ، وجود قوانین و مقررات ناكارا و نامناسب علاوه بر اینكه موجبات دخالت بیشتر دولت را فراهم می‌ آورد ، سبب كندی و ركود تولید شده و سرمایه ‌گذاران را به خروج از فعالیت ‌های تولیدی و حركت به سوی دلالی یا فعالیت ‌های كوتاه‌ مدت ، تشویق و رهنمون می ‌سازد . در میان مجموعه‌ مقررات مؤثر بر حوزه تولید ، قوانین مالیاتی نقش مهمی در روند تولید و سرمایه ‌گذاری و رونق یا ركود آن دارند .‌

از خمس تا مالیات
پرداخت مالیات در ایران به زمان هخامنشیان باز می‌ گردد . از آن تاریخ به بعد ، علیرغم تغییر سلسله‌ های شاهی ، مالیات به عناوین‌ مختلف از مردم اخذ شده است . پس از ورود اسلام و استقرار حكومت اسلامی در ایران ، مسأله مشاركت مردم در اداره امور كشور تحت عناوین خمس ، خراج ، جزیه و غیره ادامه یافت . ولی نخستین قانون مالیاتی كشورمان تحت عنوان " مالیات‌ بر شركت‌ ها و تجارت " در تاریخ 12 فروردین 1309 به تصویب رسید . تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ، قوانین متعددی در جهت اصلاح و تكمیل قوانین قبلی مالیاتی وضع شد . اما پس از انقلاب ، اختلاف ‌نظر جدّی سیاست‌ مداران و علمای وقت در خصوص تغییر عنوان مالیات‌ در گرفت . اما در نهایت ، قانون مالیات ‌ها پذیرفته شد . این قانون نیز در سال 1370 دستخوش تغییراتی گردید و قانون مالیات ‌های مستقیم به‌ ویژه در مورد شركت‌ ها به مورد اجرا گذاشته شد . ‌با تصویب برنامه سوم توسعه و پیش ‌بینی ساز و كار های جدید در مورد تعیین و وصول مالیات ‌ها ، اعتراضات گسترده‌ ای از سوی تشكل‌ های كارفرمایان در مورد قانون مالیات ‌های مستقیم مصوب 1370 صورت گرفت . سرانجام با بررسی قانون مالیات ‌های مستقیم به وسیله كارشناسان و متخصصان امر - از جمله هیأت تحریریه ماهنامه < اقتصاد ایران - > لایحه اصلاحی آن از سوی دولت به مجلس تقدیم و در آذر ماه 1380 قانون جدید مالیاتی به تصویب رسید .

اصول مالیاتی ‌
مالیات‌ ها ، ابزاری برای تأمین هزینه ‌های دولت ، تعدیل نوسانات اقتصاد ، توزیع عادلانه درآمد ، رشد اقتصادی متوازن و حمایت از نقاط محروم هستند . به موازات ، مالیات ‌ها آثار انگیزشی شدیدی از طریق معافیت ‌های مالیاتی بر سرمایه‌ گذاران و تولید برجا می‌ گذارند . البته تحقق این آثار و نتایج تنها هنگامی میسّر است كه در تعیین نرخ مالیات و نحوه دریافت آن ، علاوه بر توجه به شرایط اقتصادی - اجتماعی حاكم بر جامعه ، ویژگی ‌های زیر نیز لحاظ گردد :
1) اصل عدالت مالیاتی : مالیات ‌ها باید به تناسب درآمد و بر اساس توانایی مؤدیان ( پرداخت ‌كنندگان ) تعیین شوند . ‌
2) اصل ثبات : مقررات مالیاتی و میزان مالیات ‌ها نباید همواره در تغییر باشند . البته ممكن است شرایط اقتصادی‌- ‌اجتماعی ایجاب ‌كند ، زمانی مالیات ‌ها افزایش و زمانی دیگر ، كاهش یابند یا بر میزان معافیت‌ ها و موارد آن افزوده و یا كاسته شود . ولی این تغییرات نباید مداوم ، سریع و تكراری باشد تا مانع برنامه‌ ریزی كارفرمایان و سرمایه ‌گذاران برای واحد های اقتصادیشان شود .‌
3) اصل سهولت : در تعیین نرخ ‌های مالیاتی و وصول مالیات ‌ها ، باید ترتیباتی اتخاذ گردد كه مؤدی مالیاتی به سهولت بتواند وضع خود را روشن نماید و با تكمیل اظهارنامه‌ و ارایه آن به مسؤولان امر ، مالیات خود را پرداخت كند . این در حالی است كه وجود ممیز ، سرممیز ، ممیز كل ، مراجع حل اختلاف و غیره غالباً مشكلاتی را برای مؤدیان ایجاد می ‌نماید . ‌
4) اصل برائت : مسؤولان و ممیزان در سطوح مختلف ، باید اصل را بر صحّت ارقام ارایه شده گذارده و آن را بپذیرند ، مگر آنكه شواهد و دلایل محكمی بر نادرست بودن ارقام ارایه شده آشكار شود تا ممیزان را وادار به بررسی مجدد نماید . ‌
5) مقرون به صرفه بودن : تشریفات و مراحل مربوط به دریافت مالیات نباید آنچنان طولانی و پرهزینه باشد كه میزان هزینه دریافت مالیات از میزان مالیات دریافتی ، فزونی یابد .‌

به طور كلی ، برای اینكه قوانین مالیاتی بتواند تأثیر مساعدی بر اقتصاد كشور و به ویژه بخش تولید و سرمایه‌ گذاری بر جا گذارند ، باید اصول یاد شده در تعیین مالیات ‌ها و چگونگی وصول آنها ، كاملا رعایت گردد . در چنین شرایطی ، می‌ توان اطمینان یافت كه پرداخت ‌كنندگان مالیات شامل صاحبان صنایع ، سرمایه ‌گذاران و كسانی كه نقش عمده در پیشرفت و رونق كشور دارند ، به بهبود و رونق تولید و سرمایه ‌گذاری كمك كنند .‌

از تعدد نرخ ‌ها تا جرایم مالیاتی ‌
مقررات مالیاتی فعلی كشور ، علیرغم تعدیلاتی كه در سال 1380 در آن به عمل آمده ، چالش‌ های بسیاری را برای تولید ‌كنندگان و سرمایه ‌گذاران سبب می ‌شود . در ادامه به برخی از چالش ‌های مالیاتی امروز اقتصاد كشور اشاره می ‌كنیم .‌
الف) نرخ ‌های ‌‌مالیاتی : برای تعیین میزان مالیات ‌ها ، معمولاً روش ‌های مختلفی وجود دارد كه رایج ‌ترین آن ، نرخ ‌های تصاعدی است . در این روش ، نرخ مالیات ‌ها همزمان با رشد درآمد ها ، افزایش می‌ یابد . بدین منظور ، در ماده 131 قانون مالیات‌ های مستقیم ، نرخ مالیات بر درآمد اشخاص حقیقی از 15 تا 35 درصد برای درآمد های 30 میلیون ریال تا مازاد بر یك میلیارد ریال تعیین شده است . در مورد اشخاص حقوقی نیز بنا بر ماده 105 قانون ، نرخ 25 درصد درآمد تعیین گردیده است . در این میان ، دو نكته باید در مورد نرخ ‌های مالیاتی مورد توجه قرار گیرد . نكته اول ، بالا بودن نرخ‌ های مالیاتی و نكته دوم ، تنوع این نرخ ‌ها است كه برای سرمایه‌ گذاران و صاحبان صنایع ، مشكل‌ آفرین شده است . ‌

ب) تشریفات وصول و ایصال مالیات ‌ها : تشریفات و روش‌ های اجرای وصول مالیات ،‌ یكی دیگر از مشكلاتی است كه مؤدیان و به ویژه گروه صاحبان صنایع و كارفرمایان با آن مواجه‌ هستند و به همین دلیل ، همواره بر لزوم اصلاح تشریفات وصول و ساختار مالیاتی كشور تأكید می ‌كنند . همان‌ طور كه در طرح سامان ‌دهی اقتصادی اشاره شده است ، ساختار نظام مالیاتی فعلی كشورمان ، هم از نظر تعرفه ‌های مالیاتی و هم از نظر روش ‌های اجرایی و نظام وصول مالیات ‌ها ، نیازمند اصلاح و بازنگری است ، زیرا در هر دو زمینه فاقد كارایی بوده و از نقطه ضعف ‌هایی رنج می ‌برد . بر همین اساس بود كه در سال 1380 قانون مالیات ‌ها اصلاح شد ، ولی این اصلاحات به طور كامل نتوانست مسایل و مشكلات مالیاتی اقتصاد كشور را مرتفع سازد . تشریفات وصول مالیات شامل تنظیم اظهارنامه مالیاتی همراه با ترازنامه سود و زیان ، به‌روز بودن دفاتر و دیگر مدارك و اسناد از یك سو و تعدّد افراد و مراجع رسیدگی‌ كننده به اظهارنامه مالیاتی و دیگر مدارك مؤدیان از سوی دیگر ، بر مشكلات و پیچیدگی‌ های جمع ‌آوری و پرداخت مالیات افزوده است .

ج) مراجع رسیدگی به اختلافات مالیاتی : مراحل رسیدگی به اختلافات مالیاتی ، از جمله مشكلاتی است كه صاحبان صنایع ، كارفرمایان و كارآفرینان با آن مواجه هستند . مهمترین ضعف در این حوزه ، مربوط به طول مدت رسیدگی است ، زیرا طرفین اختلاف یعنی مؤدیان و واحد های مالیاتی ، مدت زمان درازی را با سرگردانی طی می ‌كنند تا به نتیجه‌ ای مشخص دست یابند . مشكل دیگر در این زمینه ، هزینه ‌های سنگین مربوط به تشریفات وصول مالیات است . اما كلیه مسایل و مشكلات یاد شده را كه منجر به اتلاف وقت و انرژی زیادی می ‌گردد ، می ‌توان با رعایت اصول ذكر شده مانند اصل برائت و اصل اطمینان به مؤدیان مالیاتی از میان برداشت و یا به حداقل رساند . البته به اصل دیگری به نام ارتقای فرهنگ مالیاتی جامعه نیز نیازمندیم . در این راستا ، كلیه مدیران و كارفرمایان باید نسبت به نقش و اهمیت مثبت مالیات در چرخه زندگی و جامعه آگاه شده و ایمان داشته باشند .‌

د) جرایم مالیاتی و مجازات ‌های آن : قانون ‌گذار برای نیل به هدف دریافت مالیات ‌ها ، ضمانت اجرایی نظیر تنبیه و جریمه را پیش‌ بینی كرده كه مخصوص افرادی است كه از پرداخت مالیات خودداری ‌می ‌كنند . برای مثال ،‌ ماده 190 قانون مالیات ‌های مستقیم ، به جریمه افرادی كه از پرداخت به موقع مالیات سر باز می‌ زنند ، اختصاص یافته است . این جریمه ‌ها به موجب ماده 196 قانون مالیات ‌های مستقیم ، از 10 درصد مالیات متعلقه شروع و به ممنوعیت خروج از كشور پایان می ‌یابد . ‌

بدین ترتیب ، ملاحظه می ‌شود كه موضوع مالیات ‌ها ، تأثیر مستقیم و قابل توجهی بر وضع یك واحد تولیدی و اداره آن بر جای می‌ گذارد و همین امر ، چالش‌ هایی را در امر تولید و سرمایه ‌گذاری ایجاد كرده و سبب می ‌شود تا كارآفرینان كمتر به سرمایه ‌گذاری مجدد و توسعه فعالیت ‌های تولیدی‌ - ‌‌صنعتی بپردازند .‌

 

 

موضوع: اقتصاد اسلامی
 


 

در حال حاضر تولید مواد زائد جامد و مایع ناشی از عملیات کشتی ها و حمل و نقل مواد نفتی ، یکی از مشکلات عمده بین المللی برای محیط زیست دریائی محسوب می شود که شدیداً آن را شکننده و در برابر آلودگی ها ضعیف کرده است . به همین علت مجامع بین المللی اعم از سازمان ملل و ارگان های دریای وابسته ، خصوصاً سازمان بین المللی دریانوردی ( IMO ) اقدامات وسیعی را به منظور پیشگیری و مقابله با آلودگی های دریائی به طور جامع پیگیری می کنند .
خلیج فارس یکی از مناطقی است که ۶۰ درصد صادرات نفتی خود را توسط تانکر ها از طریق تنگه هرمز انجام می دهد . سالانه از ۴۴ هزار فروند تردد ، ۱۷ هزار فروند تانکر های نفتی هستند که به طور بالقوه باعث آلودگی و تولید انواع مواد زائد به ویژه مواد نفتی ، پلاستیک و سایر مواد شیمیائی مصنوعی می شوند .
پیش بینی می شود که سالانه حدود ۲/۱ میلیون بشکه نفت و مواد زائد نفتی در خلیج فارس نشت پیدا کند . به علاوه سایر منابع آلوده کننده از جمله سکو های نفتی و چاه ها و غیره نیز مشکلات بیشتری را ایجاد می کنند .
با این همه ، یکی از اقدامات مؤثر سازمان بین المللی دریانوردی ، تصویب کنوانسیون مارپول ۷۸/۷۳ بود که توانست نسبت این آلودگی ها را به مراتب کاهش داد . باید توجه نمود که گسترش مصرف مواد نفتی در کشور های صنعتی و مراکز توزیع آن ، باعث افزایش حمل و نقل و در نتیجه به مراتب خطرآفرینی بیشتری می شود .
کنوانسیون مارپول ۷۸/۷۳ دولت ها را موظف کرده است که در بنادر خود دارای تسهیلات دریافت و بازیافت مواد زائد نفتی و غیره باشند . در نتیجه کشتی ها باید مواد زائد خود را به این مراکز تحویل دهند . بنابراین مدیریت دریافت و پردازش این مواد ، از ضرورت هائی است که باید به آن توجه خاصی شود و در ادامه به آن می پردازیم .
 


ادامه مطلب

 

قلب انرژی جهان
1. نفت ، این هدیه خدایی نهفته در زمین به انسان ، دنیا را به ‌ویژه پس از انقلاب صنعتی هر روز به خود وابسته ‌تر می ‌كند . در دنیای كنونی بی‌ تردید یكی از عناصر تعیین ‌كننده در اقتصاد جهانی ، نفت است . از سوی دیگر مخازن ذخیره نفتی در كشور های توسعه ‌یافته با امنیت ملی آن كشور ها پیوند خورده ‌است . به‌ رغم تلاش گسترده دانشمندان غربی ، هنوز هیچ منبع انرژی دیگری ارزان ‌تر و قابل ‌دسترس ‌تر شناسایی نشده ‌است كه حاوی مزایای منحصر به ‌فرد نفت باشد . در این ‌میان ، سهم عمده ‌ای از این ثروت ، در اختیار جهان اسلام و كشورمان قرار دارد . این ویژگی مهم می ‌تواند به ظرفیت بی ‌نظیری جهت رشد اقتصادی بدل شده و به ‌عنوان نیرویی موثر برای مقابله با تهدیدات غرب علیه جهان اسلام به ‌كار آید . امروز نبض اقتصاد دنیا در خاورمیانه می ‌تپد و طبیعی است كه غرب نمی ‌تواند از این موقعیت استثنایی چشم ‌پوشی كند . در همین ‌راستا دول غربی خواهان این امر هستند كه كشور های این منطقه به ‌طور محض تسلیم شوند و لیبرالیسم را در دو بعد سیاسی و اقتصادی بپذیرند ، وگرنه به‌ زور به آنها هدیه خواهد شد !

۲. با همه اهمیت نفت ، در كشور ما هنوز آنچنان ‌كه باید و شاید قدر و قیمت این منبع با ارزش شناخته نشده است ، یكی از رسالت های اصلی روحانیان و روشنفكران متدین و وطن‌ ‌خواه در طول تاریخ معاصر ایران ، بالا بردن درك و حساسیت عمومی برای حراست از این منبع و افشاسازی دست های پنهانی بوده كه برای غارت این ثروت ملی اقدام می‌ كنند . بگذریم از سال های تاریكی كه عمدتا به دلیل حماقت و سست‌ عنصری شاهان و دولتمردان سرسپرده ایرانی چنان نفت كشورمان از سوی كشور های غربی به یغما رفت كه حساب آن از دست خارج است ، ولی در این میان نباید مبارزه ملت مسلمان ایران برای خروج این منبع از دست متجاوزان مورد غفلت قرار گیرد . مبارزه ملت ایران برای ملی ‌شدن صنعت نفت با رهبری دكتر مصدق و ‌آیت‌ الله ‌كاشانی ، با همه حواشی و حرف‌ و حدیث ها ، ارزنده و فراموش ‌نشدنی است و بی ‌تردید یكی از نقاط عطف مهم تاریخ ایران در مبارزه با استعمار و استكبار جهانی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به شمار می ‌رود .

۳. نفت با همه خوبی ها ، در طول تاریخ در ایران به عامل رخوت و ركود اقتصادی نیز بدل شده است . اتكای بیش ‌از حد به این ثروت خدادادی و عدم تلاش درخور برای بالا بردن توان اقتصادی و صنعتی در حوزه ‌های غیرنفتی و نیز استفاده حداكثری از عوائد حاصل از فروش نفت ‌، از جمله معضلاتی بوده كه به‌ رغم تلاش های صورت ‌گرفته هنوز گریبانگیر اقتصاد كشور است ؛ چنانكه تصور به ‌پایان ‌رسیدن ذخائر نفتی در چهل ‌سال آینده و تاثیر آن بر سرنوشت اقتصادی ایران بسیار تلخ و ناگوار پیش‌ بینی می‌ شود . به ‌رغم مقایسه ایران با برخی كشور های عربی دارای منابع عظیم نفتی ، باید گفت ، بسیاری از كشور های عربی از دو دهه اخیر با تغییر استراتژی های اقتصادی ، محیط فعالیت اقتصادی خود را در زمینه ‌های غیرنفتی گسترش داده ‌اند ؛ هرچند البته این را هم نمی ‌توان انكار كرد كه ضعف یا فقدان استقلال در بسیاری از این كشور ها ، عملا آنها را به میدانی برای استثمار نوین غربی در خاورمیانه تبدیل كرده ‌است ، چنانكه ثروت این كشور ها عملا بیش ‌از آن‌ كه در اختیار خودشان باشد ، در اختیار غرب قرار دارد .

نفت و غیرنفت در این زمینه تفاوتی نخواهد داشت . تبدیل ‌شدن كشور های عربی به پایگاه های صدور كالا های رنگارنگ غربی‌ ، از جمله پیامد هایی است كه در كنار رشد اقتصادی غیرنفتی كشور های عربی منطقه ، اقتصاد كشور هایی مانند ایران را تحت ‌شعاع خود قرار داده‌ است . بدون تردید جمهوری اسلامی ایران مایل به تقلید از برخی كشور های عرب منطقه نیست ، و نیز هیچ نیازی به استفاده از نسخه ‌های بانك تجارت جهانی ندارد . پتانسیل بالای اقتصادی ایران به ‌ویژه در زمینه كشاورزی ، معادن و مخصوصا صنایع كنار نفتی ، از جمله امتیازاتی است كه می‌ تواند كشور ما را در كنار بهره ‌گیری حداكثری از ثروت نفت ، در رهایی از اتكاء به این منبع یاری دهد و قدرت به ‌دست ‌گیری ابتكار عمل و بازنگری در صحنه اقتصادی جهانی را ایجاد نماید . چیزی كه بیش‌ از هر چیز می ‌تواند ما را در استفاده بهینه از این ثروت خدادادی جهت ساختن ایرانی آباد و باشكوه یاری نماید ، بی ‌تردید نگاهی دقیق و عمیق به تاریخ حضور این طلای سیاه در معادلات سیاسی و اجتماعی كشورمان به‌ ویژه در نیم ‌قرن اخیر است . رسالتی كه تاریخ ملی‌ شدن نفت و انقلاب شكوهمند اسلامی بر دوشمان قرار داده ، چیزی نیست جز آنكه سعی كنیم در سایه استفاده از تمام منابع الهی موجود در این سرزمین و از جمله نفت ، از استقلال به‌ دست آمده پاسداری كنیم .

شهر الکترونیک همدان
 


 

امروزه كارآفرینی بعنوان عنصر حیات آفرین و دگرگونی بخش و نیز عامل تغییر در تجدید ساختار جوامع می رود تا در سازگاری و تعامل با تحولات عمیق و شتابان عصر شگفت آور اطلاعات و ارتباطات و در راه ارتقاء و رشد جهشی شاخص های توسعه ای ملت ها در جایگاه یك عامل رقابتی نقش بارز و ارزنده ای را ایفا نماید .
كارآفرینان در مقام انسان های متعالی ، جوامع را از ركود و ایستایی ، خمودگی و سستی رهانیده و بسوی پویایی ، حركت ، انسجام و توسعه ی متوازن رهنمون می سازند .
آنان همچنین برای سازمان ها ، بنگاه ها ، اجتماعات و كشور ها مزیت آفرین بوده و دراعتلا و ترقی انسان های دیگر و در جهت تامین آسایش و رفاه ، خوشبختی و رفع نیاز های اساسی جوامع خود از هر گونه كوشش و تلاشی فروگذار نمی باشند .
با مطالعه در ویژگی ها و خصایص روانی و رفتاری آنان به بسیاری از عناصر تعالی آفرین همچون : توفیق طلبی ، سخت كوشی ، همت والا ، اراده قوی ، مسئولیت پذیری و تعهد در قبال جامعه ، آینده نگری ، برخورداری از روح متعالی ، شیفتگی نسبت به كار و تلاش ، ایثار و فداكاری و بسیاری از شایستگی های دیگر می رسیم كه لازمه بقا و دوام اجتماعات بشری بوده و توسط آنان تقدیم جامعه می گردد در حالی كه آنان چشمداشت هیچگونه پاداشی را از جامعه ندارند . آنان همچنین از طریق خلاقیت و نوآوری و شناسایی فرصت های ارزشمند محیطی و از راه خلق ارزش ، فواید بی شماری را عاید و واصل انسان های نیازمند و جوامع بشری می نمایند .
اینك كه جامعه ترقی و پیشرفت ، آسایش و رفاه و امنیت و خوشبختی ابناء و آیندگان خود را مدیون و مرهون تلاش بی وقفه آنان می داند ، این پرسش مطرح است كه آیا سایرین و آحاد و گروه ها و نهاد های جامعه در قبال عظمت و افتخار آفرینی های بیشمار كارآفرین چه مسئولیتی را بعهده خواهند داشت و درقبال حجم عظیم كار های آنان چه واكنشی را باید بروز دهد تا به اندازه ای هرچند اندك دین خود را به آنان ادا نماید ؟ قطعا بدیهی ترین پاسخ به این سئوال این خواهد بود كه جامعه به معنای كلی خود و نهاد ها و سازمان ها بطور اخص وظایف و مسئولیت های بس خطیری در برابر انبوه خدمات كارآفرینان بردوش دارند . ابتدا اینكه آنان باید به این پنداشت دست یابند كه كارآفرینان تافته های جدا بافته از جامعه نبوده بلكه افرادیند از آن جامعه و برخواسته از متن آن . آنان كسانی هستند كه نیاز دارند تا توسط دیگران درك شوند ، و باید امكان رشد و شكوفایی آنان توسط جامعه فراهم گردیده تا آنها بتوانند از پس مسئولیت های خطیر و حساس كه همانا فعالیت های كارآفرینانه است به نحو مطلوب و ایده آل برآیند . جامعه باید این قبیل افراد را بمانند سربازان شجاع خط مقدم عرصه نبرد با جهل و فقر و ذلت پنداشته و در راه حمایت از آنان از هیچگونه كوششی فروگذار ننمایند . كمترین كاری كه جامعه می تواند در برابر آنان انجام دهد پذیرش آنان بعنوان عوامل شكوفاساز و نوآفرین می باشد . اما با مروری به عظمت كار كارآفرینان و زحمات زیادی كه آنان در راه توسعه جامعه متحمل می گردند و تعهد بالایی كه نسبت به درخشش جامعه در آینده دارند افراد و گروه های موجود در جامعه در كلیه سطوح منجمله خانواده گرفته كه بنیادی ترین نهاد اجتماعی و موسس و هسته اصلی جامعه تلقی می گردد تا نهاد های آموزشی ، پژوهشی و پرورشی و سازمان هایی كه به هر نحوی از انحای ممكن می توانند زمینه ساز حركت و جوشش و خیزش فعالیت های كارآفرینانه باشند و در این راه پاپیش نهند و آنان را در راه تحقق آرمان ها و اهداف عالیه شان یاری نمایند چرا كه آنان نیازمند آنند تا از سوی جامعه و همكیشان و همنوعان خود مورد پذیرش و قبول واقع گردند .

جامعه امكانات و منابع لازم را در اختیارشان قرار دهد ، موانع و محدودیت های احتمالی را از پیش روی آنان بردارد و از نظر روحی و روانی مشوق آنان باشد تا حاصل این تعامل و همفكری و هم افزایی بصورت دستاورد های بی بدیل كارآفرینانه سرانجام به خود جامعه برگردد.
بنابراین مسئولیت جامعه در قبال زحمات و تلاش های كارآفرینانه بشرح ذیل می باشد :
1- پذیرش آنان بعنوان عاملان تغییر و تعالی جامعه و درك این مفهوم كه كارآفرینان عامل پیشرفت ، توسعه و تحول جامعه هستند و جز سعادت و شكوفایی همنوعان خودسودایی درسر نمی پرورانند كه این خود باعث می گردد تا آنان خود را منفرد از اجتماع ندانسته و برای خود پایگاه و جایگاهی را در بین آحاد جامعه متصور گردیده و دل به كار دهند .
2- قدردانی و سپاسگزاری جامعه و نهاد های مدنی از زحمات و تلاش های خلاقانه كارآفرینان برهمگان فرض بوده و جامعه باید آنان را به مانند افراد موثر ، تلاشگر ، ارزشی ارج نهاده و به خدمات آنان پاداش درخور و فاخر دهد این امر باعث خواهد شد تا آنان از كاركرد های خود احساس رضایت نموده و سعی در گسترش دامنه ی فعالیت هایشان داشته باشند .
3- حمایت های روحی ، معنوی و فكری از افراد كارآفرین : كارآفرینان به جهت اینكه در فعالیت های نوآورانه و مخاطره آمیز وارد می شوند به همان اندازه كه در معرض ریسك های مالی هستند از جهت روحی و روانی نیز بشدت آسیب پذیر بوده و ممكن است متحمل صدمات و ضربات جبران ناپذیر گردند بنابراین لازم است افراد و گروه های موجود در جامعه همواره مواظب روح لطیف و روان ظریف آنان بوده و در لحظات سخت كار و تلاش و به گاه حادثه از هر طریق ممكن حمایت های روحی و معنوی لازم را از آنان بعمل آورند . در همین راستا جامعه باید اجازه اشتباه كردن و لغزش و خطا و شكست را جزیی از فرایند كارآفرینی دانسته و از هرگونه شماتت و ارزیابی و قضاوت در این مورد حذر نماید تا آنان جرات ادامه مسیر را پیدا نمایند .
4- حمایت های گسترده مادی از كارآفرینان : اكثر آنان منابع مادی لازم برای عملیاتی نمودن ایده ها و نوآوری های خود را ندارند و اگر نباشد كمك ها و مساعدت های جامعه همه ی آن افكار و برنامه های مترقی آنان در نطفه عقیم خواهد ماند پس لازم است ایده ها و فرصت های نوآورانه ی آنها توسط جامعه درك گردیده و حمایت های مالی در راستای تامین منابع سرمایه ای از طرحه ای آنان بعمل آید .
5- حمایت های نهادی و سازمانی : حمایت نهادی بالاخص در سه زمینه مهم آموزشی و پژوهشی و مشاوره ای برای كارآفرینان نظیر تدارك و اختصاص مراكز رشد وانكوباتور های تجاری ، ترویج و نهادینه سازی فرهنگ كار و كارآفرینی برای آنان و حمایت های قانونی و نیز رفع موانع نهادی در پیشبرد اهداف آنها بالاخص باید از جانب نظام حكومتی و حاكمیتی و همچنین نهاد های غیردولتی اعمال گردد بنابراین وجود دولت كارآفرین و حضور حامیان پر و پا قرص برای آنان اصولا جزو چرخه ی فعالیت كارآفرینی بوده و این موضوع بقدری حایز اهمیت و حساس است كه بدون وجود آن چرخه ی فعالیت كارآفرینی ناتمام و ناكامل بوده و عملا ممكن است در بسیاری از زمینه ها آن فعالیت ها قابل نضج گرفتن و به ثمرنشستن نباشد .
6- ترجیح جامعه در انتخاب نهاده ها و فرآورده های كارآفرینان در تامین نیاز های خود در مقابل وجود سایر فرآورده ها ، تولیدات ، محصولات ، كالا ها و خدمات می تواند عامل مهمی در ارتقا و توسعه كسب و كار های كارآفرینانه بشمار آید .
7- نقش بسیار راهبردی و حیاتی مجامع علمی و آكادمیك بعنوان مغز متفكر و چشم بینای جامعه و بعنوان پیوندگاه علم وصنعت می تواند نقش بی بدیلی در راستای ایجاد موج عظیم كارآفرینی و استقرار " نهضت ملی كارآفرینی " در جامعه ایرانی تلقی گردیده و در این بین نقش بسیار ارزنده دانشگاه جامع علمی – كاربردی بعنوان " دانشگاه كارآفرین "می تواند بسی راهگشا و مهم پنداشته شود .
در خاتمه این مقاله یادآوری می گردد ، اساس فرایند كارآفرینانه حول محور جامعه ی كارآفرین ، دولت كارآفرین ، نهاد های مدنی كارآفرین و بویژه دانشگاه ها و مراكز پژوهشی كارآفرین می باشد و تنها در كنار حمایت های آنها و تعامل با كارآفرینان فعالیت های كارآفرینانه قابل پیگیری و انجام می باشد .

شهر الکترونیک همدان
 


 

امروزه كارآفرینی بعنوان عنصر حیات آفرین و دگرگونی بخش و نیز عامل تغییر در تجدید ساختار جوامع می رود تا در سازگاری و تعامل با تحولات عمیق و شتابان عصر شگفت آور اطلاعات و ارتباطات و در راه ارتقاء و رشد جهشی شاخص های توسعه ای ملت ها در جایگاه یك عامل رقابتی نقش بارز و ارزنده ای را ایفا نماید .
كارآفرینان در مقام انسان های متعالی ، جوامع را از ركود و ایستایی ، خمودگی و سستی رهانیده و بسوی پویایی ، حركت ، انسجام و توسعه ی متوازن رهنمون می سازند .
آنان همچنین برای سازمان ها ، بنگاه ها ، اجتماعات و كشور ها مزیت آفرین بوده و دراعتلا و ترقی انسان های دیگر و در جهت تامین آسایش و رفاه ، خوشبختی و رفع نیاز های اساسی جوامع خود از هر گونه كوشش و تلاشی فروگذار نمی باشند .
با مطالعه در ویژگی ها و خصایص روانی و رفتاری آنان به بسیاری از عناصر تعالی آفرین همچون : توفیق طلبی ، سخت كوشی ، همت والا ، اراده قوی ، مسئولیت پذیری و تعهد در قبال جامعه ، آینده نگری ، برخورداری از روح متعالی ، شیفتگی نسبت به كار و تلاش ، ایثار و فداكاری و بسیاری از شایستگی های دیگر می رسیم كه لازمه بقا و دوام اجتماعات بشری بوده و توسط آنان تقدیم جامعه می گردد در حالی كه آنان چشمداشت هیچگونه پاداشی را از جامعه ندارند . آنان همچنین از طریق خلاقیت و نوآوری و شناسایی فرصت های ارزشمند محیطی و از راه خلق ارزش ، فواید بی شماری را عاید و واصل انسان های نیازمند و جوامع بشری می نمایند .
اینك كه جامعه ترقی و پیشرفت ، آسایش و رفاه و امنیت و خوشبختی ابناء و آیندگان خود را مدیون و مرهون تلاش بی وقفه آنان می داند ، این پرسش مطرح است كه آیا سایرین و آحاد و گروه ها و نهاد های جامعه در قبال عظمت و افتخار آفرینی های بیشمار كارآفرین چه مسئولیتی را بعهده خواهند داشت و درقبال حجم عظیم كار های آنان چه واكنشی را باید بروز دهد تا به اندازه ای هرچند اندك دین خود را به آنان ادا نماید ؟ قطعا بدیهی ترین پاسخ به این سئوال این خواهد بود كه جامعه به معنای كلی خود و نهاد ها و سازمان ها بطور اخص وظایف و مسئولیت های بس خطیری در برابر انبوه خدمات كارآفرینان بردوش دارند . ابتدا اینكه آنان باید به این پنداشت دست یابند كه كارآفرینان تافته های جدا بافته از جامعه نبوده بلكه افرادیند از آن جامعه و برخواسته از متن آن . آنان كسانی هستند كه نیاز دارند تا توسط دیگران درك شوند ، و باید امكان رشد و شكوفایی آنان توسط جامعه فراهم گردیده تا آنها بتوانند از پس مسئولیت های خطیر و حساس كه همانا فعالیت های كارآفرینانه است به نحو مطلوب و ایده آل برآیند . جامعه باید این قبیل افراد را بمانند سربازان شجاع خط مقدم عرصه نبرد با جهل و فقر و ذلت پنداشته و در راه حمایت از آنان از هیچگونه كوششی فروگذار ننمایند . كمترین كاری كه جامعه می تواند در برابر آنان انجام دهد پذیرش آنان بعنوان عوامل شكوفاساز و نوآفرین می باشد . اما با مروری به عظمت كار كارآفرینان و زحمات زیادی كه آنان در راه توسعه جامعه متحمل می گردند و تعهد بالایی كه نسبت به درخشش جامعه در آینده دارند افراد و گروه های موجود در جامعه در كلیه سطوح منجمله خانواده گرفته كه بنیادی ترین نهاد اجتماعی و موسس و هسته اصلی جامعه تلقی می گردد تا نهاد های آموزشی ، پژوهشی و پرورشی و سازمان هایی كه به هر نحوی از انحای ممكن می توانند زمینه ساز حركت و جوشش و خیزش فعالیت های كارآفرینانه باشند و در این راه پاپیش نهند و آنان را در راه تحقق آرمان ها و اهداف عالیه شان یاری نمایند چرا كه آنان نیازمند آنند تا از سوی جامعه و همكیشان و همنوعان خود مورد پذیرش و قبول واقع گردند .

جامعه امكانات و منابع لازم را در اختیارشان قرار دهد ، موانع و محدودیت های احتمالی را از پیش روی آنان بردارد و از نظر روحی و روانی مشوق آنان باشد تا حاصل این تعامل و همفكری و هم افزایی بصورت دستاورد های بی بدیل كارآفرینانه سرانجام به خود جامعه برگردد.
بنابراین مسئولیت جامعه در قبال زحمات و تلاش های كارآفرینانه بشرح ذیل می باشد :
1- پذیرش آنان بعنوان عاملان تغییر و تعالی جامعه و درك این مفهوم كه كارآفرینان عامل پیشرفت ، توسعه و تحول جامعه هستند و جز سعادت و شكوفایی همنوعان خودسودایی درسر نمی پرورانند كه این خود باعث می گردد تا آنان خود را منفرد از اجتماع ندانسته و برای خود پایگاه و جایگاهی را در بین آحاد جامعه متصور گردیده و دل به كار دهند .
2- قدردانی و سپاسگزاری جامعه و نهاد های مدنی از زحمات و تلاش های خلاقانه كارآفرینان برهمگان فرض بوده و جامعه باید آنان را به مانند افراد موثر ، تلاشگر ، ارزشی ارج نهاده و به خدمات آنان پاداش درخور و فاخر دهد این امر باعث خواهد شد تا آنان از كاركرد های خود احساس رضایت نموده و سعی در گسترش دامنه ی فعالیت هایشان داشته باشند .
3- حمایت های روحی ، معنوی و فكری از افراد كارآفرین : كارآفرینان به جهت اینكه در فعالیت های نوآورانه و مخاطره آمیز وارد می شوند به همان اندازه كه در معرض ریسك های مالی هستند از جهت روحی و روانی نیز بشدت آسیب پذیر بوده و ممكن است متحمل صدمات و ضربات جبران ناپذیر گردند بنابراین لازم است افراد و گروه های موجود در جامعه همواره مواظب روح لطیف و روان ظریف آنان بوده و در لحظات سخت كار و تلاش و به گاه حادثه از هر طریق ممكن حمایت های روحی و معنوی لازم را از آنان بعمل آورند . در همین راستا جامعه باید اجازه اشتباه كردن و لغزش و خطا و شكست را جزیی از فرایند كارآفرینی دانسته و از هرگونه شماتت و ارزیابی و قضاوت در این مورد حذر نماید تا آنان جرات ادامه مسیر را پیدا نمایند .
4- حمایت های گسترده مادی از كارآفرینان : اكثر آنان منابع مادی لازم برای عملیاتی نمودن ایده ها و نوآوری های خود را ندارند و اگر نباشد كمك ها و مساعدت های جامعه همه ی آن افكار و برنامه های مترقی آنان در نطفه عقیم خواهد ماند پس لازم است ایده ها و فرصت های نوآورانه ی آنها توسط جامعه درك گردیده و حمایت های مالی در راستای تامین منابع سرمایه ای از طرحه ای آنان بعمل آید .
5- حمایت های نهادی و سازمانی : حمایت نهادی بالاخص در سه زمینه مهم آموزشی و پژوهشی و مشاوره ای برای كارآفرینان نظیر تدارك و اختصاص مراكز رشد وانكوباتور های تجاری ، ترویج و نهادینه سازی فرهنگ كار و كارآفرینی برای آنان و حمایت های قانونی و نیز رفع موانع نهادی در پیشبرد اهداف آنها بالاخص باید از جانب نظام حكومتی و حاكمیتی و همچنین نهاد های غیردولتی اعمال گردد بنابراین وجود دولت كارآفرین و حضور حامیان پر و پا قرص برای آنان اصولا جزو چرخه ی فعالیت كارآفرینی بوده و این موضوع بقدری حایز اهمیت و حساس است كه بدون وجود آن چرخه ی فعالیت كارآفرینی ناتمام و ناكامل بوده و عملا ممكن است در بسیاری از زمینه ها آن فعالیت ها قابل نضج گرفتن و به ثمرنشستن نباشد .
6- ترجیح جامعه در انتخاب نهاده ها و فرآورده های كارآفرینان در تامین نیاز های خود در مقابل وجود سایر فرآورده ها ، تولیدات ، محصولات ، كالا ها و خدمات می تواند عامل مهمی در ارتقا و توسعه كسب و كار های كارآفرینانه بشمار آید .
7- نقش بسیار راهبردی و حیاتی مجامع علمی و آكادمیك بعنوان مغز متفكر و چشم بینای جامعه و بعنوان پیوندگاه علم وصنعت می تواند نقش بی بدیلی در راستای ایجاد موج عظیم كارآفرینی و استقرار " نهضت ملی كارآفرینی " در جامعه ایرانی تلقی گردیده و در این بین نقش بسیار ارزنده دانشگاه جامع علمی – كاربردی بعنوان " دانشگاه كارآفرین "می تواند بسی راهگشا و مهم پنداشته شود .
در خاتمه این مقاله یادآوری می گردد ، اساس فرایند كارآفرینانه حول محور جامعه ی كارآفرین ، دولت كارآفرین ، نهاد های مدنی كارآفرین و بویژه دانشگاه ها و مراكز پژوهشی كارآفرین می باشد و تنها در كنار حمایت های آنها و تعامل با كارآفرینان فعالیت های كارآفرینانه قابل پیگیری و انجام می باشد .

شهر الکترونیک همدان
 


 

پول در تعریف ابتدایی آن وسیله ، قطعه ، شی ، یا چیزیست که انسان ‌ها برای تبادل خواسته ها ، خدمات ، کالا های نیاز ها از آن استفاده می ‌کنند .

تعریف پول
عبارت ‌است‌ از آن چیزی که در داد و ستد و مبادله مورد قبول عموم افراد جامعه باشد و تعریف رایج آن به‌ صورت مقابل می باشد : M1=CU+DD
که در آن M حجم‌ پول ، CU اسکناس و مسکوکات در دست مردم و DD سپرده‌ های دیداری ( سپرده ‌های جاری که با صدور چک برای افراد قابل برداشت می باشد ) می‌ باشند . تعریف دیگری که برای پول ذکر می‌ شود ، تعریف گسترده پول یا حجم نقدینگی می باشد و به ‌صورت زیر تعریف می ‌شود : M2=CU+DD+T=M1+T
که در آن T سپرده‌ های مدت دارو پس انداز ( شبه پول ) می باشد . تعریف دیگر نیز برای پول وجود ‌دارد ، ابزاری است كه برای خرید كالا ها و خدمات یا بازپرداخت بدهی‌ ها به كار می‌ رود . معمولاً سه وظیفه سنتی برای پول ذکر شده که عبارت ‌اند از : وسیله مبادله ، واحد شمارش یا سنجش و ذخیره‌ ارزش یا ثروت .
بانک مرکزی در کشور ها وظیه ‌انتشار اسکناس را به عهده دارد ، این بانک از ذخایر ارزی ( ذخایری از ارز های معتبر دنیا مانند دلار و پوند ) ، ذخایر طلا ، مطالبات از دولت و مطالبات ارز بانک ‌های تجاری به‌ عنوان پشتوانه ای برای انتشار اسکناس استفاده می کند . در مقابل ترازنامه بدهی بانک مرکزی ، همان اسکناس و مسکوکات در دست مردم ، ذخایر قانونی اضافی و احتیاطی بانک‌ های تجاری می باشند . بانک مرکزی بایستی به‌ ازای دارایی ‌های خود اسکناس منتشر کند ولی در برخی موارد مانند اعطای اعتبار و وام به بانک‌ های ‌تجاری به ‌جای انتشار اسکناس و تحویل آن به بانک‌ تجاری می ‌تواند به ‌صورت دفتری حساب آن بانک را بستانکار کند و به ‌آن حق اعطای وام به وام‌ گیرندگان خود را بدهد .

پول مسئله بزرگ زندگانی روزمره همه ماست و ما به ندرت به فکر ماهیت پول و معنای آن هستیم . می توانیم ادعا کنیم که پول هم ، مانند هر کالای اقتصادی دیگر به دو عامل زمان و مکان بستگی دارد . این ارتباط چنان است که از اولین روز های شکل گیری علم اقتصاد ، هرگز اتفاق نظری درباره تعریف پول وجود نداشته است .
در اقتصاد پیچیده امروز بدون تردید نمی توان پول را معادل اسکناس و مسکوک یا پول رایج دانست . این تعریف آنقدر محدود است که نمی تواند ویژگی های پول در عصر حاضر را بیان کند . اگر بگوییم پول همان چیزی است که دولت به این نام انتشار می دهد ، باز هم تعریف ناقصی از پول ارائه کرده ایم . وقتی بگوییم پول چیزی است که از آن برای خرید گوشت ، مرغ ، نان و سایر کالا ها استفاده می کنیم ، تعریف ما به قدری محدود می شود که نمی تواند کاربردی داشته باشد . بهتر است پول را با خدماتی که می تواند ارائه کند ، تعریف کنیم .

تعاریف پول در ایران
امروزه دو تعریف رسمی برای پول در ایران وجود دارد ، یکی از این تعاریف پول و دیگری نقدینگی بخش خصوصی است . در تعریف اول پول ، اسکناس و مسکوک در دست اشخاص شامل : اسکناس و مسکوک منتشر شده منهای اسکناس و مسکوک نزد بانک مرکزی و بانک های تجاری و بانک های تخصصی است .
به عبارتی پول برابر است با اسکناس و مسکوک در دست اشخاص به علاوه سپرده های دیداری بخش خصوصی نزد بانک های تجاری و تخصصی .
نقدینگی بخش خصوصی عبارتست از پول به علاوه سپرده پس انداز و سپرده مدت دار بخش خصوصی نزد بانک های تجاری و تخصصی .

خصوصیات پول
آنچه پول خوانده می شود ، باید سه مشخصه عمده داشته باشد :
* وسیله مبادله : پول به عنوان وسیله مبادله عمل می کند . ما می توانیم با پول کالا و خدمت خریداری کنیم . اگر کالا و خدمتی را بفروشیم در مقابل آن پول دریافت می کنیم . درباره این وظیفه هیچگاه به فکر ننشسته ایم ، این وظیفه یا خدمتی که پول ارائه می دهد نقش بزرگی در افزایش کارایی اقتصادی دارد .
مبادله بدون پول یعنی معاوضه یا تهاتر کالا با کالا . برخی از این مبادلات تهاتری هنوز هم در اقتصاد های پول وجود دارند . اما تهاتر به عنوان وسیله اصلی مبادله غالبا غیر کارآ می باشد . مسئله این است که انجام معامله تهاتری به سازگاری خواست های دو نفر نیاز دارد . اگر آقای الف علاقمند به خرید کفش و فروش جواهرات باشد و آقای ب علاقمند به فروش کفش و خرید رایانه ، این دو نمی توانند کالایشان را با هم مبادله کنند . باید فرد سومی را بیابند که خواست مبادله اش با این دو سازگار باشد . یعنی علاقمند به فروش رایانه و خرید جواهرات باشد .
در یک اقتصاد پولی آقای الف کفش را از آقای ب در مقابل پرداخت پول خریداری می کند . آقای ب نیز با پولی که به دست آورده می تواند رایانه مورد نظر خود را از هر که علاقمند به فروش رایانه است خریداری کند . آقای الف تنها باید فردی را بیابد که علاقمند به خرید جواهرات می باشد .

* وسیله ذخیره ارزش : پول نقش وسیله ذخیره ثروت را نیز بازی می کند ، افراد می توانند مقداری از درآمد خود را جهت خرید کالا و خدمات در آینده پس انداز کنند . پول یکی از دارایی های مالی است . سایر ابزار ذخیره ارزش ( اوراق قرضه دولتی یا خصوصی ) پول نیستند زیرا سایر وظایف یا نقش های پول را انجام نمی دهند . از آنها نمی توان به عنوان وسیله مبادله یا واحد حساب استفاده کرد .

* واحد حساب : قیمت ها بر حسب پول سنجیده می شوند علاوه بر این بدهی ها نیز بر حسب پول سنجیده می شوند . پول به عنوان واحد سنجش نقش مهمی را در اقتصاد بازی می کند .

مدلی برای مکانیسم خلق پول
در اینجا به مفهوم ضریب فزاینده می پردازیم ، وقتی بانک مرکزی با افزایش پایه پولی ( انتشار اسکناس ) مثلاً 1ریال منتشر می کند این پول در دست مردم قرار می گیرد بخشی از اسکناس به‌ صورت سپرده نزد بانک ‌های ‌تجاری نگهداری می شود ، سپس بانک ‌ها بخشی از این سپرده را به‌ صورت ذخایر قانونی و اضافی نزد بانک مرکزی نگهداری می کنند و بخشی دیگر را با اعطای وام به وام‌ گیرندگان به ‌صورت سپرده‌ های‌ دیداری اعطاء می ‌شود این روند همین ‌طور ادامه پیدا می ‌کند و در واقع پول اعتباری به‌ وجود می‌ آید . و فرآیند تکاثری خلق پول توسط بانک‌ های تجاری نیز همین موضوع است . در زیر به بیان ریاضی این موضوع می ‌پردازیم : CU=cd.DD

این رابطه بیان ‌کننده آن ‌است که کل اسکناس و مسکوکات نگهداری شده توسط مردم برابراست با نسبت اسکناس به سپرده ( cd ) ضربدر كل سپرده‌ های دیداری : RR= rr. DD
این رابطه نیز نشان دهنده ‌آن ‌است که کل ذخایر قانونی بانک ‌ها نزد بانک مرکزی RR ، برابر با نرخ ذخیره قانونی ضربدر کل سپرده ‌های دیداری نزد بانک ‌های تجاری : ER= er. DD
این رابطه نیز نشان دهنده کل ذخایر اضافی بانک ‌ها ( ER ) برابر با نرخ ذخیره ‌اضافی ضربدر و کل سپرده ‌های‌ دیداری مردم نزد بانک‌ های تجاری حال به ‌بررسی محاسبه پایه ‌پولی از جهت مصارف می‌ پردازیم . ) CU+RR+ER = همانطور که می دانیم چون و صورت کسر بزرگ‌ تر از یک خواهد بود پس همواره بیش از پایه ‌پولی عرضه‌ پول وجود خواهد داشت که مازاد عرضه ‌پولی بر اثر اعطای وام بانک ‌های ‌تجاری و ایجاد پول ‌اعتباری به ‌وجود می آید .

بررسی عوامل موثر بر حجم‌ پول
با توجه به رابطه بالا می توان عوامل که سبب تغییر حجم‌ پول می شود را به‌طور خلاصه به ‌صورت زیر برشمرد : 1- تغییر پایه پولی ، 2- تغییر نسبت اسكناس به سپرده cd 3 - تغییر نرخ ذخیره قانونی ، rr 4- تغییر نرخ ذخیره ‌اضافی ، er واضح است كه هر عاملی كه سبب افزایش پایه ‌پولی شود ، عرضه‌ پول را نیز افزایش می ‌دهد . مقدار تغییر در عرضه ‌پول نیز با ضرب كردن ضریب فزاینده خلق پول در تغییر پایه ‌پولی به ‌دست می‌ آید . ابتدا به بررسی اثر تغییر در ذخایر ‌ارزی روی حجم‌ پول می ‌پردازیم : فرض شود ذخایر‌ ارزی افزایش یابد و مازاد تراز ‌پرداخت ‌ها داشته باشیم ، این مازاد ذخایر‌ ارزی بانك ‌مركزی را مجبور می ‌كند كه با انتشار اسكناس و یا از طریق بستانكار كردن حساب بانك‌ های ‌تجاری و افزایش ذخایر ‌اضافی سبب افزایش پایه ‌پولی و عرضه‌ پول می ‌شود . افزایش ذخایر طلا نیز مانند ذخایر‌ ارزی است كه وقتی در حساب بستانكار بانك ‌مركزی افزایش یافت ، این بانك بایستی با انتشار اسكناس یا ایجاد اعتبار برای بانك ‌های تجاری آن ‌را متوازن ‌كند . افزایش مطالبات بانك‌ مركزی از دولت به دو روش ، تامین مستقیم بودجه دولت و خرید اوراق‌قرضه دولتی توسط بانك‌ مركزی در بازار سبب افزایش پایه‌ پولی ( به ‌دلیل افزایش دارایی‌ های بانك ‌مركزی ) می شود و بانك ‌مركزی از طریق انتشار اسكناس یا ایجاد اعتبار در نزد بانك ‌های تجاری ترازنامه خود را متوازن می‌ كند . البته گاهی اوقات بانك‌ مركزی برای خنثی ‌كردن اثر تراز ‌پرداخت ‌ها بر عرضه‌ پول اقدام به خرید و فروش اوراق‌ قرضه دولتی می ‌كند كه به ‌آن خنثی‌ سازی یا عقیم ‌سازی می ‌گوییم . مطلبات بانك ‌مركزی از بانك ‌های تجاری نیز سبب افزایش پایه ‌پولی می‌ شود . چنانچه بانك ‌مركزی اعتبارات و وام به بانك ‌های ‌تجاری اعطا ‌كند حساب این بانك ‌ها نزد بانك‌ مركزی بستانكار می ‌شود و بانك ‌مركزی ذخایر ‌اضافی این بانك را در حساب بدهی خود افزایش داده و قدرت وام ‌دهی آن ‌ها را بالا می ‌برد و در واقع ذخایر ‌اضافی بانك ‌ها نزد بانك ‌مركزی به‌ تدریج به ذخایر ‌قانونی تبدیل می ‌شود .

ابزار های سیاست ‌پولی بانك ‌مركزی
برای اجرای سیاست‌ پولی توسط بانك ‌مركزی یه برای تغییر در عرضه ‌پول می ‌توان از سه ‌ابزار زیر استفاده كرد : ( 9 ) 1) عملیات بازار باز 2) نرخ ذخیره قانونی 3) نرخ تنزیل مجدد هرگاه بانك‌ مركزی قصد اجرای سیاست‌ پولی انبساطی را با استفاده ‌از عملیات بازار باز را داشته باشد ، اقدام به خرید اوراق ‌قرضه ‌دولتی در بازا‌ر آزاد می‌ كند ، به همین ترتیب مطالبات بانك‌ مركزی از دولت افزایش یافته و منابع پایه ‌پولی افزایش می‌ یابد ، از سوی دیگر بانك ‌مركزی با انتشار اسكناس یا ایجاد ذخایر ‌اضافی برای بانك‌ های ‌تجاری مصارف پایه ‌پولی را افزایش می ‌دهد . اگر بانك ‌مركزی تصمیم به ‌اجرای سیاست‌ پولی انبساطی از طریق تغییر نرخ ذخیره قانونی را داشته باشد ، اقدام به ‌كاهش این نرخ می ‌كند . و بخش بیشتری از منابع بانك ‌های ‌تجاری آزاد می ‌شود و حجم ‌پول افزایش می ‌یابد . چنانچه بانك ‌مركزی سیاست‌ پولی انبساطی را با تغییر نرخ تنزیل انجام دهد ، اقدام به‌ كاهش این نرخ می ‌نماید . در ‌این ‌صورت بانك ‌های ‌تجاری از ذخایر ‌اضافی خود می ‌كاهند و همچنین بر استقراض خود از بانك ‌مركزی می ‌افزایند و شروع به گسترش وام و اعتبار به مشتریان خود كرده و به ‌این ترتیب به ‌افزایش حجم‌ پول كمك می‌ كنند . لازم به ‌ذكر است در بسیاری از كشور ها علاوه بر موارد فوق از ابزار های دیگری نیز برای كنترل حجم ‌پول استفاده می‌ كنند ، از انواع این ابزار ها می‌ توان به كنترل مستقیم ، وضع سقف برای رشد اعتبارات بانك ‌های ‌تجاری و خودداری از اعطای وام به ‌این بانك ‌ها ذكر كرد . به ‌عنوان مثال در كشورمان در طی سال ‌های بعد از انقلاب با تعیین سقف برای رشد اعتبارات بانك ‌های تجاری مانع از اعطای وام و اعتبار به بانك‌ های تجاری دلخواه شد .

تغییرات درون ‌زای عرضه ‌پول و كارایی سیاست‌ پولی و مالی
عرضه ‌پول تحت تاثیر عوامل مختلفی به ‌ویژه نرخ ‌بهره دچار تغییر می ‌شود ، با توجه به ‌این ‌كه ‌افزایش نرخ‌ بهره سبب كاهش ذخایر ‌اضافی بانك ‌ها و افزایش وام‌ دهی به‌ آن‌ ها و در نهایت موجب افزایش عرضه ‌پول می ‌شود ، می‌ توان عرضه ‌پول را به ‌صورت تابعی از نرخ ‌بهره و به ‌شكل زیر ارایه كرد : Ms/P=f(r) ; f ` > 0
با پذیرفتن برون ‌زا بودن عرضه‌ پول یكی از نتایج مهم تبعیت عرضه‌ پول از نرخ ‌بهره ، كم شیب‌ تر شدن منحنی LM می‌ باشد و بدان معنی است كه در حالت برون ‌زا بودن عرضه ‌پول ، با افزایش درآمد تقاضای معاملاتی پول افزایش می ‌یابد در نتیجه برای حفظ تعادل بازار ‌پول و با توجه به ثابت بودن عرضه‌ پول لازم است نرخ ‌بهره ‌افزایش یابد تا بتواند سبب كاهش تقاضای ‌سفته ‌بازی پول شود . اما اگر عرضه‌ پول خود تابعی از نرخ ‌بهره باشد در صورت افزایش درآمد و افزایش تقاضای معاملاتی پول ، افزایش كمتری در نرخ ‌بهره برای حفظ تعادل بازار ‌پول لازم است ( به معنی كم شیب شدن منحنی LM است ) . دلیل آن ‌است كه با افزایش نرخ‌ بهره عرضه ‌پول افزایش یافته و لازم نیست كه تقاضای سفته ‌بازی پول كاهش زیادی داشته باشد . همین موضوع ، افزایش لازم در نرخ ‌بهره برای حفظ تعادل بازار پول بعد از افزایش درآمد ملی و افزایش تقاضای معاملاتی پول را كوچك ‌تر می ‌نماید كه به معنی كم شیب تر شدن منحنی LM می ‌باشد .

انواع پول
پول بانکی ( شامل وجوه و اعتبارات بانکی در بانک های تجاری ) پول نقد ( شامل اسکناس و مسکوک ) پول الکترونیک ( شامل کارت های اعتباری و نیز اعتبارت کدی )

واحد پول
واحد پول واحدی برای سنجش داد و ستد کالا و خدمات است که در تسهیل انتقال کالا و خدمات نقشی اساسی دارد . به عبارت دیگر واحد پولی یک کشور ، نام پول رایج در آن کشور است . برای نمونه واحد پول کشور ژاپن ین و واحد پول کشور ایران ریال است .

واحد های قدیم پول ایران
واحد پول ایران در اواخر دوره قاجاریه تومان بود و کوچک ‌ترین واحد پول قدیم ( تا آخر دوره قاجار ) در ایران دینار بود . یک تومان معادل ده قران و برابر هزار دینار بود . سکه اسپانیایی رئال پس از ورود به ایران با نام ریال بر مبنای وزنش ، مطابق ۵/۱۱۷ دینار گرفته شد اما از آغاز دوران رضاشاه پهلوی سکه‌ های ریال بجای ۵/۱۱۷ دینار به مبلغ ۱۰۰ دینار ( مطابق قران ) کاهش داده شدند . بنابر این قران و ریالی که امروزه ما بکار می‌ بریم مقداری با مفهوم آن در دوران قدیم متفاوت است .
در سال ۱۳۰۸ خورشیدی بموجب قانون آحاد ، پول ایران تغییر یافت و واحد پول به ریال تبدیل گردید .
اسکناس ۱۰۰۰ریالی معادل ۱۰۰ تومان
واحد قدیم
برابری با دینار

شاهی
۵ دینار

محمودی
( صد دینار : صَنّار ) ۱۰۰ دینار

عباسی
۲۰ دینار

نادری ( ده ‌شاهی )
۵۰ دینار

قران
۱۰۰ دینار

ریال
۱۱۷.۵ دینار

دوزاری
۲۰۰ دینار

پنج‌زاری
۵۰۰ دینار

تومان( واحد غیررسمی پول ایران )
۱۰۰۰ دینار

ریال( واحد رسمی پول ایران )
۱۰۰ دینار


تاریخچه انتشار پول
تاریخ اقتصاد نشان می دهد که حکومت ها برای نشان دادن اقتدارشان سکه ضرب می کردند . رواج سکه نشانه ای از پذیرش حکومت بود . بنابراین هر اندازه که حوزه جغرافیایی پذیرش سکه گسترده تر می شد ، حکومت پابرجاتر و پرقدرت تر به نظر می رسید .
با تحول اقتصاد کشور های جهان و رواج پول کاغذی به جای سکه ، چاپ اسکناس جای ضرب سکه را گرفت .
مشکل این بود که سکه های ضرب شده در هر صورت ارزشی ذاتی داشت که حتی بدون وجود حکومت ضرب کننده سکه ، سکه را قابل استفاده می ساخت . در مورد پول کاغذی این فرض نمی تواند درست باشد ، یعنی چاپ اسکناس باید با پذیرش مردم یا ارائه پشتوانه از طرف حکومتی که اسکناس را چاپ می کند ، همراه باشد .
برای ترویج استفاده از پول در محدوده حکومتی خاص ، دولت ها پول هایشان را رواج قانونی دادند . یعنی اعلام کردند که برای مبادلات باید پول آنها به کار گرفته شود و نپذیرفتن پول ملی برای مبادله کالا ها خلاف قانون است .

اعتبار بخشیدن به پول ابتدا با برقرای معیار های پولی ممکن شد . رواج قانونی پول ملی یک مفهوم دیگر را نیز می رساند و آن این است که ناشر پول ملی باید قدرت قانونی داشته باشد به عبارت دیگر ، عرف این است که ناشر پول دولت باشد . حق ضرب امتیازی است که دولت ها به دلیل برخورداری از حق انحصاری چاپ اسکناس به دست می آورند .
امروزه ، ما تنها اسکناس و مسکوک انتشار یافته توسط دولت ها را پول نمی دانیم . پول نوعی دارایی است که به وجه نقد قابل تبدیل باشد . درجه این نقدینگی اهمیت بسیار دارد هرقدر درجه نقدینگی بیشتر باشد دارایی بیشتر خاصیت پولی دارد . آنچه امروز حجم پول یا پول خوانده می شود ، مجموعه ای از دارایی هاست که بالاترین درجه نقدینگی را دارد . نقدینگی خصوصی یا نقدینگی مجموعه ای است که پول و داراییها با نقدینگی کمتر از نقدینگی پول را در بر می گیرد . با این وجود این هنوز نمی توان مجموعه سازگاری را به وجود آورد که در مورد همه کشور های جهان یکسان تعریف شود .

ویکی پدیا ، دانشنامه
 


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :30   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >