با توجه به محوریت نفت و در دست دولت بودن این ثروت ملی طبیعی به نظر می رسد که دلار ها و یورو های نفتی در بودجه دولت سیاست های پولی را شکل می دهد و سمت و سوی همان فرضیه سلطه مالی بر پولی در کشور های نفتخیز است .
بانک مرکزی در گزارش اخیر خود از اقتصاد ملی ، رشد اقتصادی را ۹/۶درصد اعلام کرده است . بسیاری از صاحبنظران با توجه به امکانات ارزی این رشد را پایین می دانند و نرخ رشد در برنامه هدفگذاری شده این مرز پرگهر یعنی ۸ درصد را در حد ۱۰درصد و بالاتر از آن در شان این مردم و این شرایط می دانند .
رشد تولیدات واقعی هر کشور به ازای هر نیروی کار به کار گرفته شده ( یعنی رشد بهره وری ) که در برنامه توسعه کشور سهم مهمی از رشد اقتصادی ( ۵/۲ درصد ) را به خود اختصاص داده است ، چگونه به دست می آید و چرا از اهداف توسعه عقب تر هستیم ؟ و چگونه به گفته مسوولان کشور بهره وری رشد داشته است !
تجربه کشور های موفق نفتی نشان می دهد که اولا تنوع بخش ساختار اقتصاد و ثانیا داشتن یک بودجه چند دوره ای با توجه به برنامه های توسعه می تواند در ضمن ثبات قیمت ها ( کنترل تورم ) رشد مطلوب را برای آنها به ارمغان آورد . در این راستا حضور سیاستگذار بخش دارایی ها و اقتصاد کشور می تواند با توجه به آن که او خود از معماران طرح تحول است و به خوبی پدیده کم رشدی را به کمک هفت محور اعلام شده به خصوص اصلاح بنیادی نظام مالیاتی را برای تنوع پذیری ساختار اقتصاد کشور ضروری می داند ، باید به گونه ای عمل کند که سیاست های مالی ( بودجه ای ) هماهنگ با سیاست های پولی ( قیمت پول ، نرخ بهره ) باشد که رشد مناسب امکانات این جامعه را با توجه به اهداف قدرت اول منطقه شدن ( چشم انداز ۲۰ساله ) فراهم آورد که منابع اصلی رشد اقتصادی به صورت ذیل خلاصه می شوند :

۱) بهره مندی متراکم از ظرفیت تولیدی موجود کشور .
۲) تخصیص مجدد ( یعنی با کارآیی بیشتر به کاربردن منابع موجود ) به منظور کاهش شکاف بین سطح تولیدات واقعی ( بالفعل ) یا سطح بالقوه آن .
۳) رشد ذخیره و حجم سرمایه فیزیکی و انسانی جامعه ( نسبت به رشد عرضه نیروی کار ) یا افزایش توسعه تکنولوژی .

منابع اول و دوم گفته شده در بالا نیازمند بهره گیری اولیه و اساسی در اقتصاد یا اجرای تدابیری است برای کاهش ناکارآیی تخصیص منابع جامعه ، برای مثال یک برنامه اصلاحات که خوب طراحی شده باشد یا برنامه منسجم و هدفمند خصوصی سازی .
منبع سوم مستلزم انباشت سرمایه است ، هم سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی که برخلاف دو منبع اول و دوم عمر کوتاه دارند .

بحث این مقاله آن است که سیاست های مالی یا همان دخل و خرج دولت ها چه اثری می تواند بر منبع دوم و سوم رشد اقتصادی کشور بگذراند . به خصوص اگر بخواهیم خلاصه نگری کنیم باید تمرکز بحث را در این نوشته به منبع سوم یا مشکل انباشت سرمایه بدهیم . گرچه ادبیات موضوع در اقتصاد مملو از تحقیقات گرانسنگ درباره رشد اقتصادی است ، ولی باز به رابطه سیاست های مالی و رشد ، آنطور که باید و شاید عنایت نشده است . برای مثال برای یک کشور در حال توسعه نفتی که درآمد ناپایدار آن بر درآمد غیرنفتی هم به شدت سلطه دارد ( ۲۱ درصد صادرات غیرنفتی از نفت منشا می گیرد ) آیا سطح بهینه سرمایه گذاری های دولتی و عمومی در سرمایه های فیزیکی و انسانی مشخص شده است ؟ یعنی درآمد نفت را در نظر بگیرید که باید صرف پروژه ها شوند ، چه وقت « سود دهی اجتماعی » در نتیجه سرمایه گذاری های دولتی می تواند به تصمیم سازی های مجلسیان کشور نفتی برای رفاه حال جامعه کمک کند ؟ آیا تصمیم سازان بودجه در مقابل نسلی که آنها را انتخاب کرده اند و آیندگان که آنها نیز صاحب ثروت ملی خالق این درآمد هستند و عدم حضورشان و ندانستگی نمایندگان فعلی از الگوی ترجیحات آنان احساس مسوولیت مضاعف نمی کنند ؟

بدون آنکه بخواهیم به عناصر فنی بحث ، مثل ارزش حال خالص درآمد نفت و مشکلات و نرخ تنزیل آن اشاره کنم اجازه دهید ختم کلام را به سه روش مطرح در دنیا که دولت ها بر رشد اقتصادی اثر می گذارند پایان ببرم :

۱) به وسیله تامین مالی یا عرضه مستقیم سرمایه گذاری ها که بخش خصوصی نمی تواند یا نمی خواهد به اندازه کافی ارائه دهد . به علت آنچه در اقتصاد « شکست بازار » می نامند مثل سرمایه گذاری دولت ها در آموزش و سلامت مردم .
۲) با عرضه کارای خدمات همگانی ، اصلی که برای بسترسازی و ایجاد شرایط لازم جهت حضور کارآفرینان و سرمایه گذاری های بلندمدت لازم است . با حداقل سازی هزینه تولید حجم معینی از کالا و خدمات عمومی .
۳) دولت ها می توانند و باید تامین مالی فعالیت های خود را به گونه ای سازمان دهند که اختلالات سیاست های مالیشان نه تنها بر تصمیم گیری بخش خصوصی در امر پس انداز و سرمایه به حداقل برسد ، بلکه آثار منفی کسر بودجه ها و استقراض از نظام بانکی به گونه ای نباشد که به کم و کیف فعالیت اقتصادی فعالان بازار لطمه وارد سازد .

این سه روش بر منابع دوم و سوم رشد اقتصاد ملت ها اثرگذار است و از آن طریق رفاه آنها را شکل می دهد .
مشاهده می شود که کار از عهده یک تیم ، دسته یا گروه برنمی آید ، برای حل این مشکلات بزرگ ، حمایت و یاری تمام آحاد مردم را برای آبادانی این مرز و بوم می طلبد . باشد که شاهد شکوفایی و آزادسازی اقتصاد باشیم و همان مفاهیمی که در اصل۴۴ قانون اساسی به خصوص بند « الف » آن و همچنین در فرمایشات داهیانه مقام معظم رهبری به آن اشاره شده است .

دکتر غلامرضا خلیلارجمندی
آفتاب
 


 

مقدمه
بازار های سهم در حال رشد اند . بازار سهام کشور های در حال توسعه بخش عمده ای از این رشد است . طی 10 سال گذشته ، ارزش بازار سهام از 000 ، 8 میلیارد دلار به بیش از 000 ، 25 میلیارد دلار رسیده است ، و ارزش بازار های جدید در حال رشد ( اصطلاحاً emerging market ) به 20 درصد ارزش روز بازار ها رسیده است . ارزش معاملات بازار های درحال رشد نیز به 20 درصد ارزش کل معاملات رسیده است . به علاوه ، مطالعات نشان می دهد که بازار های سهام در حال رشد تلفیق بیشتری با بازار های سرمایه جهانی پیدا کرده اند . چنین رشدی توجه سرمایه گذاران جهانی را به بازار های درحال رشد جلب کرده است . همه بازار های جدید فرا گرفته اند که سرمایه گذارانی را در سطح بین المللی مخاطب قرار دهند . ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست .
در چنین شرایطی است که بس یاری از قانون گذاران و سیاست گذاران و حتی بعضاً اقتصاددان می پرسند که آیا رشد بازار های سرمایه کمکی جدی به بخش واقعی اقتصاد می کند . این همایش با مضمون اصلی ” بازار سرمایه ، موتور رشد اقتصادی “ درپی آن است که به همین سؤال پاسخ دهد . به بیان دیگر ، کسانی که نگرانند مبادا بازار سرمایه به محل پر ریسکی جهت پاسخ گویی به حس کنجکاوی و تمایلات سفته بازانه مردم و به ویژه جوانان بدل شود ، سخت به دنبال آن اند که پاسخ روشنی به این سؤال بیابند که آیا بازار های سرمایه به راستی با مسئله توسعه اقتصادی پیوند دارند . مقاله ای که این جانب در اینجا عرضه می کنم نیز بحثی مقدماتی در همین راستاست .
 


ادامه مطلب

 

مقدمه
تورم اجتماعی یکی از موضوعات مهم در کشور ماست . در این متن می خواهیم با اطلاعات بیشتری درباره این موضوع آشنا شویم .
همانگونه که می دانید در ایران درصد تورم در سال های اخیر بسیار زیاد بوده است به طوری قیمت ها در هر سال بسیار افزایش یافته و قدرت خرید مردم کم شده است .
ما در این متن می خواهیم موضوعات زیر را بررسی کنیم :
1- تورم چیست ؟
2- تورم به چند دسته تقسیم می شود و فرق این دسته ها در چیست ؟
3- راه های مبارزه با تورم چیست ؟
4- آیا تورم همیشه مضر است ؟
5- رابطه تورم و توسعه چیست ؟
6- تورم چه تاثیری بر نظام کل کشور دارد ؟
7- آیا تا کنون کشوری توانسته است تورم را به طور کامل ریشه کن کند ؟
در اینجا ابتدا چند تعریف کلی بیان کرده و بعد به بررسی انواع تورم و چند نمونه از آن می پردازیم .
 


ادامه مطلب

 

چکیده

یکی از مشکلات مهم و پیچیده بخش پولی و بازار سرمایه در اقتصاد اسلامی، مشکل تأخیر تأدیه دیون است. نظام بانکداری ایران با استفاده از قرار دادن تعهّد پرداخت جریمه به صورت شرط در عقود شرعی در حلّ این مشکل کوشید و بر این اساس با تصویب شورای نگهبان، جریمه تأخیر از متخلّفان گرفته می شود و این در حالی است که راه حل های مطرح شده برای گرفتن جریمه تأخیر، مثل جرم بودن تأخیر و تعزیر مالی، جریمه تأخیر در مقابل تورّم، جریمه برای ضرر وارد آمده و جواز أخذ جریمه به علّت تعهّد پرداخت به صورت شرط، از نظر فقهی قابل دفاع نیست و باید مشکل را با استفاده از شیوه های دیگری چون شیوه های تنبیهی و تشویقی و تبدیل اقساط به خرید سهام حلّ کرد.

ادامه مطلب

 

چکیده

بورس بازی، فعّالیّتی اقتصادی است که به هدف دستیابی به سود از طریق پیش بینی تغییرات قیمت کالا، اوراق بهادار و ارز انجام می شود. در این مقاله، بورس بازی به گونه ای سالم و به دور از احتکار و ائتلاف و انتشار اخبار کذب و معاملات صوری و مانند آن، از دیدگاه فقهی بررسی، و پس از نقل اقوال در این باره، با استفاده از آیات و روایات متعدّد، جواز آن البّته در صورتی که در چارچوب احکام باب معاملات انجام پذیرد اثبات شده است.

ادامه مطلب

 

مقدمه

در آغاز بانك‏هاى مركزى همانند بانك‏هاى تجارى دنبال سود و منفعت‏بودند، لكن با گذشت زمان خصوصا بعد از كنفرانس بروكسل ماهيت متفاوتى پيدا كردند . امروزه هدف اصلى بانك‏هاى مركزى حفظ منافع عمومى است و غيرانتفاعى عمل مى‏كنند و در صورتى كه درآمدى از عمليات بانك عايدشان شود به موجب قانون، پس از كسر هزينه‏هاى جارى و استهلاكى و تامين هزينه اندوخته‏هاى قانونى و احتياطى و پرداخت ماليات بر درآمد، باقيمانده را به حساب دولت منظور مى‏دارند .

امروزه مهم‏ترين مسئوليت‏بانك‏هاى مركزى براى تحقق منافع ملى، كنترل حجم پول و نقدينگى از طريق سياست پولى است .

ادامه مطلب

 

چكيده
قواعد فقهي از ابزارهاي مهم براي كشف مكتب اقتصادي است. به دليل اهميت بازار كار، مقاله به قواعد فقهي مرتبط با آن و آثار هر يك مي‌پردازد. كنار قواعد فقهي مرسوم مثل اتلاف، ايتمان، احسان، المؤمنون عند شروطهم و عسر و حرج كوشيده است با استفاده از متون ديني، برخي از قواعد فقهي جديد را اصطياد كند. طرح قواعد جديد مثل اسراف، اضطرار، عدم انحصار، آزادي و عدم اكراه، تعاون، حجيت بازار مسلمانان و حق اولويت به‌صورت احتمال و كاركردهاي آن، زمينة گسترش بررسي عميق‌تر براي كشف قواعد جديد را فراهم خواهد ساخت.


ادامه مطلب

 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :30   1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >