مرثیه
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

هنوز هم! (علیرضا لک)

 

زرد و کبود و سرخ شد اما هنوز هم
دارد عزای دیدن بابا هنوز هم
 
تا تاول دوباره ای از راه می رسد
با گریه آه می کشد آن را هنوز هم
 
آهسته بغض می کند و خیس می شود …
… زخم کبود گونه اش : « آیا هنوز هم
 
مهمان چوبدستی شهر جسارتی؟
من مانده ام به حسرت لب ها،هنوز هم »
 

[یک شنبه 17 آبان 1394 ]   [mojdeh]

محشر بر نی

 

چیست این؟ حرمت اولاد پیمبر، بر نی
همه ی غربت سی ساله ی حیدر، بر نی
 
چیست این کوچ غریبانه ی یک قافله مرد؟
آخرین هجرت یک دسته کبوتر، بر نی
 
اثر کاریِ هفتاد و دو حسرت، بر خاک
سیزده ضربه ی مرگ آور خنجر، بر نی
 
تن بگوییم که بی سر شده، یا سر بی تن
نی بگوییم به سر رفته، و یا سر بر نی؟
 

[یک شنبه 17 آبان 1394 ]   [mojdeh]

فرصت خوب پریدن

 
یک نفس آمده ام تا که عمو را نزنی
که به این سینه ی مجروح تو با پا نزنی
 
ذکر «لاحول ولا…» از دو لبش می بارد
با چنین نیزه ی سر سخت، به لب ها نزنی
 
عمه نزدیک شده بر سر گودال ای تیغ
می شود پر به سوی حنجره حالا نزنی؟
 
نیزه ات را که زدی باز کشیدی بیرون
می زنی باز دوباره نشد آیا نزنی؟
 

[یک شنبه 17 آبان 1394 ]   [mojdeh]

کعبه ی سیاه پوش

 

هیچ کس با دردتو احساس غمخواری نکرد
کاروان تشنگان را آب هم یاری نکرد
 
از لبان خشک تو یک آسمان لاله شکفت
لاله‌‌های داغ را مهری پرستاری نکرد
 

[یک شنبه 17 آبان 1394 ]   [mojdeh]

تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا دیدم

 

نمی دانم تو را در ابر دیدم؟ یا کجا دیدم
به هر جایی که رو کردم، فقط روی تو را دیدم
 
تو را در مثنوی، در نی، تو را در های هو، در هی
تو را در بند بندِ ناله های بی صدا دیدم
 
تو مانند ترنّم، مثل گل، عین غزل بودی
تو را شکل توسّل، مثل ندبه، چون دعا دیدم
 
دوباره «لیلة القدر» آمد و شوریدگی هایم
تب شعر و غزل گل کرد و، شور نینوا دیدم
 

[یک شنبه 17 آبان 1394 ]   [mojdeh]
چشم روشن
 
این جا بمان دختر! تنت آتش نگیرد
گل های سرخ دامنت آتش نگیرد
 
صحرا برای بازی ات، جایی ندارد
در این بیابان، خرمنت آتش نگیرد
 
بر روی دامن می تکانی خون دل را
از غیرتش، پیراهنت آتش نگیرد
 
امشب سکوتی تلخ داری، تا وجودم
از سوز «بابا گفتنت» آتش نگیرد
 

[یک شنبه 17 آبان 1394 ]   [mojdeh]
اصلا حسین جنس غمش فرق می کند
 
قربان کربلا، که غمش فرق می کند
بزم عزای محترمش فرق می کند
 
از همرهان قافله نینوا بپرس
این نی، نوای زیر و بمش فرق می کند
 
شش گوشه است کعبه آزادگی و عشق
سعی و صفای هر قدمش فرق می کند
 
اجر هزار عمره و حج، در طواف اوست
این قبله وفا حرمش فرق می کند
 

[یک شنبه 17 آبان 1394 ]   [mojdeh]

 

شنیده بود شهادت، طنین گامت را
چه خوب داد خدا،پاسخ سلامت را
 
پرنده ها پر خود را به خونت آغشتند
که هر کجا برسانند،عطر نامت را
 
چه سر بلند و صبور،آمد از سفر زینب
که تا ادامه دهد،راه ناتمامت را
 
صدای خون تو را،منتشر کند در خاک
به آب‌های جهان،بسپرد پیامت را
 

[یک شنبه 17 آبان 1394 ]   [mojdeh]

حجِّ ناتمام

 

لبان ما همه خشک اند و، چشم ها، چه تَرَند
درون سینه ی من، شعرها چه شعله ورند
 
نیامد آن که سبویی عطش، بنوشدمان
هزارسال گذشته ست و چشم ها به درند
 
چه رفته بر سَرِ آن دست های آب آور
که خیمه های عطش سوز، تشنه ی خبرند؟
 
کجایی اند مگر این سران سرگردان
که از تمام شهیدان روزگار، سرند؟
 

[یک شنبه 17 آبان 1394 ]   [mojdeh]

نوکر شده ام که آب و جارو بزنم(غزلی تقدیم به همه نوکران حضرت حسین(ع))

 

تقدیم به همه نوکران حضرت حسین(ع)
 
نوکر شده ام که آب و جارو بزنم
از بام دو چشم، اشک، پارو بزنم
 
در سوگ تو ارباب، به سر خواهم زد
فرمان تو بده، به سینه یا رو بزنم؟
 
آنقدر تو را، نیزه و شمشیر زدند
امکان نشود، به زخم دارو بزنم
 
گودال شده، خانه و کاشانه ی تو
ننگ است دم از، برج و بارو بزنم
 

[یک شنبه 17 آبان 1394 ]   [mojdeh]
تعداد کل صفحات : 14 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
زیارت عاشورا