مرثیه
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

غزل بانو (خلیل عمرانی)

 

شبی برگرد و با بغض غریب غربتم سرکن
عطش می پرورم در دیده جای اشک، باور کن
 
به رسم ماه بنشین روبه رویم آسمان انگیز
دلم را در شب لبخند و زیبایی مسخّر کن
 
زلال از اوج زیبایی سفر کن سمت چشمانم
تمام کوچه را بارانی اشک و کبوتر کن
 
بهاران ست امّا ذوق فروردین نمی جوشد
درختان دل انگیز غزل را سایه گستر کن
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]

بالاتر از همیشه(رضا جعفری)

 

بر نیزه تکیه دادی تنهاتر از همیشه
با چهره ی خماری زیباتر از همیشه
 
بذر ترانه بارید از ابر خطبه هایش
امّا زمین دل ها صحراتر از همیشه
 
سر نیزه ها شنیدند لحن تلاوتش را
امّا محل ندادند، امّا تر از همیشه
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]

خورشید فروزان (فاضل نظری)

 

آن کشته که بردند به یغما کفنش را
تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را
 
خون از مژه می ریخت به تشییع غریبش
آن نیزه که می برد سر بی بدنش را
 
پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد
با خار عوض کرد گل پیرهنش را
 
زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد
شمعی به طواف آمده پرپر زدنش را
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]

مشک بر دوش به دریا آمد(لطیفیان)

 

مشک بر دوش به دریا آمد
همه گفتند که موسی آمد
 
‏نفس آخِر ماهی­ها بود
ناگهان بوی مسیحا آمد
 
‏از سر و روی فرات، آهسته
موج می ریخت که سقا آمد
 
‏او قسم خورده که سقا باشد
آن زمانی که به دنیا آمد
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

مباد آن که…(علی اکبر لطیفیان)

 

مباد آن که عبای تو یک کنار بیفتد
میان راه، تن تو بی اختیار بیفتد
 
تو را خمیده خمیده میان کوچه کشیدند
که آبروی نجیبت از اعتبار بیفتد
 
دگر غرور تو را چاره جز شکسته شدن نیست
اگر محاسن تو دست این سوار بیفتد
 
توقع اثری غیر آبله نتوان داشت
مسیر پای برهنه ت اگر به خار بیفتد
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

“یا حسین” است اینکه بی سر قلب قرآن می شود(علی فردوسی)

 

“یا حسین” است اینکه بی سر قلب قرآن می شود
هر کسی فهمید و قرآن خواند حیران می شود
 
مثل حُر آزاده شد هر کس پشیمان اشک ریخت
آب را بستن فقط با آب جبران می شود
 
راه گیرم باز، یک شب قبل خیرات بهشت
آدم عاقل مگر امشب پشیمان می شود!؟
 
بار غم تنها پس از یک روز صد چندان شده
اربعینی بگذرد پس چند چندان می شود!؟
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

از جنس تجلّی(هادی جانفدا)

 

لباسی باید از جنس تجلی بر تنت باشد
که عریانی گواه اشتیاق رفتنت باشد
 
نجیبی مثل اسرار خدا جای شگفتی نیست
اگر جسمت فدای حرمت پیراهنت باشد
 
اگر کوهی به این سرهای بی تن هم نظر داری
تو زانو می زنی تا کل صحرا دامنت باشد
 
ازین آتش که در سر داری ای وارسته از هستی
سری باقی نمی ماند که محتاج تنت باشد
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

مُهر عاشورا(حسین دارند)

 

هوای العطش نای گل، اناری شد
ترانه، خشک شد و آب، زخمِ کاری شد!
 
ضریح زخم بلندش، در آن تبسم سرخ
هوای بال هزار آسمان، قناری شد
 
ز تشنگی لبِ چون غنچه اش چنان پژمرد
که از نگاه فرات آب شرم جاری شد
 
گلی که تشنگی اش شاخه های آتش داشت
به دست حرمله یک باره آبیاری شد!
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

بسمه تعالی سر(برقعی)

 

نوشتم اول خط بسمه‌ تعالی سر
بلند مرتبه پیکر بلندبالا سر
 
فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت هرجا سر
 
قسم به معنی “لا یمکن الفرار از عشق”
که پر شده است جهان از حسین سرتاسر
 
نگاه کن به زمین! ما رایت الا تن
به آسمان بنگر! ما رایت الا سر
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

بیشتر از غزل (مجتبی خرسندی)

 

وقتی به برگ سوم شعبان سررسید
اسم تو را نوشت خدا،غم به سر رسید
 
((ادعونی أستجب لکم))ازعرش خواندوبعد
از بخشش گناه خلایق خبر رسید
 
روح خدا دمیده به جسم ((ثواب)) شد
از هر((گناه)) ناله ی ((أین المفر)) رسید
 
هم نور پر فروغ مسیر هدایت و
هم ناخدای کشتی خیرِ بشر رسید
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]
تعداد کل صفحات : 14 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
زیارت عاشورا