
شبی برگرد و با بغض غریب غربتم سرکن
عطش می پرورم در دیده جای اشک، باور کن
به رسم ماه بنشین روبه رویم آسمان انگیز
دلم را در شب لبخند و زیبایی مسخّر کن
زلال از اوج زیبایی سفر کن سمت چشمانم
تمام کوچه را بارانی اشک و کبوتر کن
بهاران ست امّا ذوق فروردین نمی جوشد
درختان دل انگیز غزل را سایه گستر کن








