مرثیه
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

عقیله نور(ابراهیم لایق بر حق)

 

باز امشب غرق در طوفان یادت می شوم
محو کاف و ها و یا وُ عین و صادت می شوم
 
بیکران  ِ دانش و علم  ِ بلاتعلیم را
بینم و مبهوت آفاق سوادت می شوم
 
زینبا ! «الا جمیلا»  بُرد از رو صبر را
 مات توحید تو و وسع فؤادت می شوم
 
استقامت در میان خطبه ات موّاج شد
دختر خیبر شکن! محو جهادت می شوم
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

روح محمد(ص) (محسن رضوانی)

 

رُخش سبزه ست و مویش مشکی و لب: قرمزِ اُخرا
کأنّ المصطفی قد عادَ یولَد مرّةً أخری
 
یقین روح محمد رفته در جسم علی اکبر
اگر ما می‎پذیرفتیم مفهوم تناسخ را
 
هزاران خسرو و فرهاد و یوسف، می‎شود مجنون
همینکه زادۀ لیلا هویدا می کند رخ را
 
سپاه شمرِکافرکیش، مات جلوه‎ی حُسنش
سوار اسب خود، وقتی نمایان می‎کند رخ را
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

مرد سفر(مهدی فرجی)

 

تمام راه‌ها را با تو عمری هم‌سفر بودم
اگر زن بودم اما مثل تو مرد سفر بودم
 
تو را شمشیرهای کینه‌ی ظهر دهم کشتند
برادر تا برادر داغ بودم، بی‌پسر بودم
 
برای کاروان بی‌چراغ و تشنه‌ی آبت
چراغ آه بودم، جویبار چشم تر بودم
 
نهال پایداری کاشتی، بی وقفه باریدم
درخت کینه پروردند، اما من تبر بودم
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

نماز عاشقی (علی ناظمی)

 

شبی که دیدۀ خود پر ستاره می کردم
برای غربت دل فکر چاره می کردم
 
به دانه های چو تسبیح اشک در دستم
برای آمدنت استخاره می کردم
 
نماز عاشقی من شکسته شد اما
سلام بر تو از دارالعماره می کردم
 
من از محلۀ آهنگران بی احساس
گذر نمودم و دل پر شراره می کردم
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

روز ازل به دست تو چشمم خریده شد (حمید کریمی)

 

روز ازل به دست تو چشمم خریده شد
اصلا برای خون تو اشک آفریده شد
 
با دست مادرتان برای تمام ما
پیراهن عزای محرم بریده شد
 
با دست روضه خوان که خدا بود یک به یک
نقش تو بر نگین دل ما کشیده شد
 
چون دید در مسابقه ی عشق برتریم
چشمان ما برای شما برگزیده شد
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

خدا کُنَد که کسی تیر اینچنین نَخورَد(رضا قربانی)

 

خدا کُنَد که کسی تیر اینچنین نَخورَد
بدونِ دست به یک لشگر ِ لعین نَخورَد
 
سه شعبه تا که رها شد نشستم و گفتم
خدا کند که به آن چشم ِ نازنین نَخورَد
 
بدونِ دستْ کسی که تَنَش پُر از تیر است
خدا کند ز بلندی فقط زمین نَخورَد
 
کنار ِ پیکرت افتاده استخوانِ سرت
خدا کند که کسی گُرز ِ آهنین نَخورَد
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

داغ ناگهان…(رضا اسماعیلی)

 

شبی که نور زلال تو در جهان ُگـــــــم شد
سپیده جامه سیه کرد و ناگــــهان گم شد
 
ستاره خـــون شد و از چشم آسمان افتاد
فلک ز جلـــوه فرو ماند و کهکشان گم شد
 
به باغ سبز فلک، مــــهر و مــــاه پژمـــــردند
زمین به سر زد و لبخند آســـمان گــم شد
 
دوبــــاره شب شد و در ازدحـــــام تاریکـی
صـــــدای روشن خورشید مهربـان گم شد
 

[چهارشنبه 20 آبان 1394 ]   [mojdeh]

امسال با زینب(ایمان کریمی)

 

روزی اشک و روضه ی هر سال با زینب
وقت پریدن قوت هر بال با زینب
 
پیراهن مشکی ما هر سال با مادر
در روضه ها بر روی شانه شال با زینب
 
***
هل من معین اش را شنید و گریه کرد و گفت:
قربانی در حج تو امسال با زینب
 
تو جا بده در شاخ و برگت بچه هایم را
شیرینی این میوه های کال با زینب
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

 

یاحبیب الباکین
 
به حضرت عابس یار سیدالشهدا که زیر باران سنگ «پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست» بود، تقدیم شده است:
 
 
 هر که می‌داند بگوید، من نمی‌دانم چه شد
مست بودم مست، پیراهن نمی‌دانم چه شد
 
من فقط یادم می‌آید گفت: وقت رفتن است
دیگر از آنجا به بعد اصلاً نمی‌دانم چه شد
 
روبه روی خود نمی‌دیدم به جز آغوش دوست
در میان دشمنان، دشمن نمی‌دانم چه شد
 
سنگ باران بود و من یکسر رجز بودم رجز
ناله از من دور شد، شیون نمی‌دانم چه شد
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

خدای عشق بازی ها ! نگاهت هم عبادت بود(حمیدرمی)

 

به روی  منبر  نیزه ،  به وقت  صوت  قرآنت
دو دست عرش را دیدم که می گیرند دامانت
 
خدای عشق بازی ها ! نگاهت هم عبادت بود
ملائک سجده  می کردند  بر لبخند چشمانت
 
جواب تو  به  هر  شمشیر ، هزار الحمدلله بود
چه خوش تلفیق می دادی، سلوک عشق و عرفانت
 
همین  که  آفتاب  گرم ، روی  معجرم  افتاد
تو  روی  نیزه ها  خواندی  نماز   ناز   بارانت
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]
تعداد کل صفحات : 14 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
زیارت عاشورا