مرثیه
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

تقدیم به امام سجاد(ع) (غلامرضا سازگار)

 

به لب آه و به دل خون و به لب اشک بصر دارم
شدم چون شمع سوزان آب و آتش بر جگر دارم
 
دلم خون شد، نخندید ای زنان شام بر اشکم
که هم داغ برادر دیده، هم داغ پدر دارم
 
کند اختر فشانی آسمان دیده ام دائم
که بر بالای نیزه هیجده قرص قمر دارم
 
عدو دست مرا بست و اسیرم برد در کوفه
نشد تا نعش بابم را ز روی خاک بردارم
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

دست خالی (علیرضا رنجکش)

 

رفتی برادر، دست خالی برنگردی
امید آخر، دست خالی برنگردی
 
این بغض ها را بشکن و از چشم دریا –
آبی بیاور، دست خالی برنگردی
 
تو وارث تکبیرهای ذوالفقاری
فرزند حیدر، دست خالی برنگردی
 
فرقی ندارد مشک را دندان بگیری
یا دست یا سر، دست خالی برنگردی
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

آیه ی بسم الله…(سیدمحمدمهدی شفیعی)

 

ناله ات در نفس باد، مکرّر گم شد
گریه ی تو وسط خنده ی لشکر گم شد
 
سوره ای بود سپاهم که تلاوت کردم
آیه ای پشت سر آیه ی دیگر گم شد
 
ماند از سوره فقط آیه ی «بسم الله»اش
آه کوتاهترین آیه هم آخر گم شد
 
دور خوردی می شش ماهه من دست به دست
دست من تا که رسیدی می و ساغر گم شد
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

برای حضرت ساقی تشنه لب..(میرجعفری)

 

غروبی غرق خون دارد سری بر کوه زانویی
کمی آن سوتر از میدان جدا افتاده بازویی
 
امان از دست بی دستی و چشم گرم سرمستی
چه دستی بود و بازویی ؛عجب چشمی چه ابرویی
 
حماسه : بازوان او،غزل: آن چشم و آن ابرو
که از چشمش به جای خون رها گردیده آهویی
 
پس از آن دست و دل بازی چه حالی داد پروازی
که گویی از میان خون، سحر پر می کشد قویی
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

دیوان زینب(س)(سودابه امینی)

 

اینک زمین کربلا ایوان زینب
زخم شهیدان زمین در جان زینب
 
در اجتماع ساکت این خیمه غوغاست
یعنی بیا در محضر عرفان زینب
 
قند مکرر می شود لبخند اصغر
شیرین و تلخ است این چنین دوران زینب
 
وقتی که رود تشنگی از خاک جوشید
گفتم بخوان این نوحه در توفان زینب
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

زینت سجاده ی عشق(رضا اسماعیلی)

 

بعد از آن واقعه ی سرخ، بلا سهم تو شد
پیکر سوخته ی کرب و بلا، سهم تو شد
 
بعد از آن واقعه، هفتاد و دو آیینه شکست
ناگهان، داغ دل آیینه ها، سهم تو شد
 
بعد از آن واقعه، آشوب قیامت برخاست
بر سر نیزه، سرِ خون خدا، سهم تو شد
 
بعد از آن واقعه، خون جوش زد از چشمانت
خطبه ی اشک برای شهدا، سهم تو شد
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

قرار شد که تو این‌بار دستچین بشوی…(علیرضا بدیع)

 

قرار بود که با آب و گل عجین بشوی
برای اینکه سفالینه‌ای گلین بشوی
 
پیاله‌ای بشوی با شراب‌های مگو
و بعد هم‌دهن رب‌العالمین بشوی
 
تو را ملائکه در دست‌شان بچرخانند
ایاک‌ نعبد و ایاک‌ نستعین بشوی
 
زمان گذشته و زمین چون کلاف سردرگم
قرار شد که تو سر رشته یقین بشوی
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

ثانیه ی سوختن…(سودابه امینی)

 

ای شیر وشکر شسته شمیم دهن ات را
بگذار ببوسیم حریر بدن ات را
 
بگذار به دور تو بگردیم و بگرییم
ای ماه؛ شکوه مژه برهم زدن ات را
 
هنگامه ی تیر است مبادا که بگیرد
این خشم دمادم رگ گلبرگ تن ات را
 
دلواپس آنیم که ناگاه ببافد
این حرمله در ذهن، خیال کفن ات را
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

تقدیم به حضرت زینب (س) (احمد بابایی)

 

مروه، آئینه ما بود و صفا، آئینه…
زده بر سینه ی خود سنگ خدا، آئینه…
 
روزی روضه خود، گوشه چشمش دیدم
کی فراموش نموده است مرا آئینه !؟
 
دست آه تو مگر شانه کند همچو نسیم
گر سر نیزه کند زلف رها آئینه…
 
لاله ی فاطمه بر نیزه نظر کمتر کن
دو برابر بشود داغ تو با آئینه
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]

برگشته بود اسب، ولی بی‌سوار بود!(بیابانکی)

 

شن بود و باد، قافله بود و غبار بود
آن سوی دشت، حادثه، چشم‌انتظار بود
 
فرصت نداشت جامه نیلی به تن کند
خورشید، سر برهنه، لب کوهسار بود
 
گویی به پیشواز نزول فرشته‌ها
صحرا پر از ستاره دنباله‌دار بود
 
می‌سوخت در کویر، عطشناک و روزه‌دار
نخلی که از رسول خدا، یادگار بود
 

[دوشنبه 18 آبان 1394 ]   [mojdeh]
تعداد کل صفحات : 14 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
زیارت عاشورا