مرثیه
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

قافیه‌ی درد (علیرضا بدیع)

 

یا حضرت عبّاس، بگو محتشم‌ات را
از جوهره ی علقمه پر کن قلم‌ات را
 
جاری شود از دامنه‌اش چشمه‌ای از خون
بر دوش بگیرد اگر الوند غم‌ات را
 
یک دست تو در آتش و یک دست تو بر آب
دندان به جگر گیر و به پا کن علم‌ات را
 
آن جا که علی اصغر شش ماهه شهید است
شاعر یله کن قافیه ی درد و غم‌ات را
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]

خون خدا(آل کثیر)

 

سرهای بر نی رفته! رفتید از جهان بالا
دنیا چه تاریک است! می بینید از آن بالا؟
 
ما را که در سرهایمان دف می زند عصیان
از دار دنیا رفته است ایمانمان بالا
 
روزی که آتش را به زخم آب پاشیدند
زد خون خورشید از گریبان جهان بالا
 
هفتاد ملت راه بر نور علی بستند
هفتاد و دو اختر زدند از کهکشان بالا
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]

چند ستاره(لطیفیان)

 

بعد از تو گوشواره به دردم نمی خورد
رخت و لباس پاره به دردم نمی خورد
 
ای آفتاب بر سر زینب طلوع کن
این چند تا ستاره به دردم نمی خورد
 
نزدیک تر بیا که کمی درد دل کنیم
تنها همین نظاره به دردم نمی خورد
 
ما را پیاده کن، سرمان سنگ می خورد
این بودن سواره به دردم نمی خورد
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]

جگرسوخته(علی اکبر لطیفیان)

 

مرهم حریف زخم زبان ها نمی شود
اصلا جگر که سوخت مداوا نمی شود
 
گریه مکن بهانه به دست کسی مده
با گریه هات هیچ مداوا نمی شود
 
خسته مکن گلوی خودت را برای آب
با آب گفتن تو کسی پا نمی شود
 
این قدر پیش چشم کنیزان به خود مپیچ
با دست و پا زدن گره ات وا نمی شود
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]

ناقه‌ی غمگین(رضا جعفری)

 

تا خیمه زد به ساحل خطبه کلام تو
خوابید موج های خروشان به نام تو
 
از کوفه تا به شام فقط سنگ می زدند
مدفون کنند تا همه جا سیر گام تو
 
جز با عنایت تو به چوب کجاوه ات
دست نمی رسید به بالای بام تو
 
خطبه مخوان به مردم از سنگ پست تر
این جا نمی دهند جواب سلام تو
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]

زمین تشنه (مریم سقلاطونی)

 

زمین تشنه و تن پوش تیر و تنها تو
هزار قافله در اوج بی کسی ها تو
 
پرنده ها و درختان به سینه می کوبند
دوباره دسته ای از کوچه رد شد اما تو
 
غروب شام غریبان و کوچه ی تاریک
خدا به خیر کند! مرد، صبح فردا تو
 
چگونه می گذری از گناه این مردم
گناه مردم بی رحم کوفه، آیا تو
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]

شبیه حسن(ع)(سیدمحمدجواد شرافت)

 

در سرخی غروب نشسته سپیده ات
جان بر لبم ز عمر به پایان رسیده ات
 
آخر دل عموی تو را پاره پاره کرد
آوای ناله های بریده بریده ات
 
در بین این غبار به سوی تو آمدم
از روی رد خون به صحرا چکیده ات
 
پا می کشی به خاک … تنت درد می کند
آتش گرفته جان من داغدیده ات
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]

متمایل به عشق…(رضا جعفری)

 

سائیده شد لبان تو این گونه چوب را
برهم نمی کشند ـ شمال و جنوب را…
 
دیدند قرمز متمایل به عشق بود ـ
خونین ترش نخواه و ببخش این غروب را
 
آب فرات در کف خود ته نشین شده ست
پس خوب شد که لب نزدی این رسوب را
 
واجب نبود آمدنت لطف کرده ای
برداشته اند از همه حکم وجوب را
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]

به نام عشق…(علی فردوسی)

 

به دست خسته ی شعرم کسی قلم داده است
همان کسی که قلم را به محتشم داده است
 
قلم به دست گرفته ست و نوحه می خواند
چه نوحه ای! که به او عرش و فرش دم داده است
 
کدام دست؟ کدامین قلم؟ چه می گویم؟
برید دست قلم را، به من علم داده است
 
به هر کسی ندهند این مقام و منصب را
خدا به هرکه ادب می دهد، چه کم داده است!؟
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]

سرچشمه‌ی هستی (محمدجواد غفورزاده)

 

ای گردش چشمان تو سرچشمه ی هستی
ما محو تو هستیم، تو حیران که هستی؟
 
خورشید، که سرچشمه زیبایی و نورست
از میکده ی چشم تو آموخته مستی
 
تا جرعه ای از عشق تو ریزند به جامش
هر لاله کند دعوی پیمانه به دستی
 
از چار طرف محو تماشای تو هستند
هفتاد و دو آیینه ی توحیدپرستی
 

[پنج شنبه 21 آبان 1394 ]   [mojdeh]
تعداد کل صفحات : 14 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
زیارت عاشورا