شعر عاشقانه
ناگهان چقدر زود دیر می شود!
موضوعات
کدهای کاربر

جز من نکرده هیچ کسی ادعای تو

هر کس مجاز نیست شود مبتلای تو

 

آنقدر نازک است صدایت ، گمان کنم

از گل سرشته است خداوند نای تو

 

یک حس من از خدای اضافی گرفته ام

تا با دو چشم خویش ببینم صدای تو

 

جسم مرا بگیر و در خود مچاله کن

خواهد چکید از بدنم چشم های تو

 

چشمک به او زدند تمام ستاره ها

مهتاب ـ محض اینکه در آورد ادای تو

 

البته بنده منکر مهتاب نیستم

با اینهمه نمی رسد او هم به پای تو

  !

      !

  !

      !

 !

این رد کفش نیست ، نشان تعجب است

روییده وقت رفتنت از رد پای تو

 

این جا « تو » را اگرچه که ردیف کرده است

دستش نمی رسد به تو اما « رضا » ی تو ...

 

علیرضا بدیع


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ شنبه 5 اسفند 1396 6:42 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شود

سر قـرار عـاشـقی همیـشـه آب می شود

 

به چشم فرش زیـر پـا سقف که مبتلا شود

روز وصـالشان کسی خانه خـراب می شود

 

کـنـار قـله های غـم نخوان برای سـنـگ ها

کوه که بغض می کند سنگ،مذاب می شود

 

بـاغ پر از گُلی که شب نظر به آسـمـان کند

صبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود

 

چه کـرده ای تـو بـا دلم که از تو پیش دیگران

گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود

 

 کاظم بهمنی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ شنبه 5 اسفند 1396 6:41 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود

و دلم پبش کسی غیر خداوند نبود

 

آتشی بودی و هروقت تو را می دیدم

مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود

 

مثل یک غنچه که از چیده شدن می ترسید

خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود

 

هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم

کم نشد فاصله ؛ تقصیر تو هر چند نبود

 

شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول

بین این دو چه کنم نقطه ی پیوند نبود

 

مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت

جای آنها که به دنبال تو بودند نبود

 

بعد از آن هر که تورا دید رقیبم شد و بعد

اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود

 

آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته !

کاش نقاش تو این قدر هنرمند نبود

 

 کاظم بهمنی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ شنبه 5 اسفند 1396 6:41 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

او که هرگز نتوان یافت همانندش را

 

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد

غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

 

از رقیبان کمین کرده عقب می ماند

هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

 

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر

هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

 

مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد

مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

 

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو

به تو اصرار نکرده است فرایندش را

 

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت

مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

 

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید

بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

 

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر

لای موهای تو گم کرد خداوندش را !

 

"کاظم بهمنی"


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ شنبه 5 اسفند 1396 6:40 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

لبت " نه " گوید و پیداست میگوید دلت " آری"

که اینسان دشمنی ، یعنی که خیلی دوستم داری

 

دلت می آید آیا از زبانی اینهمه شیرین

تو تنها حرف تلخی را همیشه بر زبان رانی؟

 

نمی رنجم اگر باور نداری عشق نابم را

که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیاری

 

تو را چون آرزوهایت همیشه دوست خواهم داشت

بشرطی که مرا در آرزویِ خویش نگذاری

 

چه زیبا می شود دنیا برای من اگر روزی

تو از آنی که هستی ، ای معما! پرده برداری

 

محمد علی بهمنی

 


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ شنبه 5 اسفند 1396 6:40 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

من مدتی ست ابر بهارم برای تو

باید ولم کنند ببارم برای تو

 

این روزها پر از هیجان تغزّلم

چیزی به جز ترانه ندارم برای تو

 

جان من است و جان تو، امروز حاضرم

این را به پای آن بگذارم برای تو

 

از حد «دوست دارمت» اعداد عاجزند

اصلاً نمی شود بشمارم برای تو

 

این شهر در کشاکش کوه و کویر و دشت

دریا نداشت دل بسپارم برای تو

 

من ماهی ام تو آب، تو ماهی من آفتاب

یاری برای من تو و یارم برای تو

 

با آن صدای ناز برایم غزل بخوان

تا وقت مرگ حوصله دارم برای تو

 

مهدی فرجی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ شنبه 5 اسفند 1396 6:39 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

بیرون بیا این روزه داران ماه می خواهند

جان ها برای زیستن تنخواه می خواهند

 

آنقدر شیرین است لحن و لهجه ات حتی

جن ها ز لبهای تو بسم الله می خواهند

 

لطف پرستاران به جای خویش اما من

بیمارم و بیمارها همراه می خواهند

 

نام تو را در هر دم و هر باز دم بردم

این دو غریب خسته خرج راه می خواهند

 

آنقدر مجنونم که در فن جنون از من

دیوانه های شهر راه و چاه می خواهند

 

محسن رضوانی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ شنبه 5 اسفند 1396 6:38 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

با هر بهانه در غزل هایم تو را تکرار خواهم کرد

با زنگ نام ات این سکوت آباد را آزار خواهم کرد

 

نام تو را تا بام دیوار بلند شهر خواهم بُرد

ز آنجا تو را بر خواب این خوش باوران آوار خواهم کرد

 

هر بار عزمی داشتم چیزی مرا از کار وا می داشت

اما قَسم بر نام تو آن کار را این بار خواهم کرد

 

دیگر نیارم طاقت دلتنگیِ دور از تو بودن را

آری ... همین فردا همین فردا تو را دیدار خواهم کرد

 

هرجا که باشی ، در محاق ابرها و دره ها حتا

تا دیدن ات هر راه ناهموار را ، هموار خواهم کرد

 

یک بار دیگر در تو ، ای آیینه ی باور نما ، خود را

می یابم و این خویشِ در تسلیم را ، انکار خواهم کرد

 

محمدعلی بهمنی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ شنبه 5 اسفند 1396 6:38 AM ] [ سید رضا هاشمی ]

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست

آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

 

در من طلوع آبی آن چشم روشن

یادآور صبح خیال انگیز دریاست

 

بیهوده می کوشی که راز عاشقی را

از من بپوشانی که در چشم تو پیداست

 

ما هردومان خاموش خاموشیم اما

چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست

 

گل کرده باغی از ستاره در نگاهت

آنک چراغانی که در چشم تو برپاست

 

بگذار دستم راز دستت را بداند

بی هیچ تردیدی که دست عشق با ماست

 

دیروزمان را با غروری پوچ کشتیم

امروز هم زان سان ولی آینده ماراست

 

حسین منزوی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 9:42 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

هرچندکه اندام تو برف سبلان است

از گرمی اهوازِ لبت بوسه پزان است

 

 

یک شهر در این عرضه تقاضای تو دارد

تقصیر لبت نیست اگر بوسه گران است

 

 

بازار طلا نیست اگر موی طلاییت

با هر وزش باد چرا در نوسان است؟

 

 

سر ریز شدم از یقه پیرهن از بس

در عشق تو سیال تنم در فوران است

 

 

تا بره چشمان ترا گرگ ندزدد

در مرتع گیسوت،دلم چشم چران است

 

 

هر بار که تبخیر شد از ذهن خیالت

آن سوی دگر خاطره ات در میعان است

 

 

رویای من این بود که همراه تو باشم

افسوس که در دست تو دست چمدان است

 

 

باران تنت کاش بر این خانه ببارد

هر چند که بخت بد من ، قطره چکان است!

 

مجید آژ


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 9:40 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

تعداد کل صفحات : 39 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39
درباره وبلاگ

آمار و بازدید ها
کل بازدید:478257

تعداد کل مطالب : 1173

تعداد کل نظرات : 1

تاریخ آخرین بروزرسانی : شنبه 9 تیر 1397 

تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396