شعر عاشقانه
ناگهان چقدر زود دیر می شود!
موضوعات
کدهای کاربر

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

 

ای موی پریشان تو دریای خروشان

بگذار مرا غرق کند این شب مواج

 

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم

یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج

 

ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده

جز عشق نیاموختی از قصه حلاج

 

یک بار دگر کاش به ساحل برسانی

صندوقچه ای را که رها گشته در امواج

 

فاضل نظری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 3:52 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

ز باغ پیرهنت چون دریچه ها وا شد

بهشت گمشده پشت دریچه پیدا شد

 

رها زسلطه ی پاییز در بهار اتاق

گلی به نام تو در بازوان من وا شد

 

به دیدن تو همه ذره های من شد چشم

و چشم ها همه سر تا به پا تماشا شد

 

تمام منظره پوشیده از تو شد یعنی

جهان به چشم دل من دوباره زیبا شد

 

زمانه ریخت به جامم هر آنچه تلخانه

به نام تو که در آمیختم گوارا شد

 

فرشته ها تو و من را به نشان دادند

میان زهره و ماه از تو گفتگو ها شد

 

تنت هنوز به اندازه ای لطافت داشت

که گل در آینه از دیدنش شکوفا شد

 

شتاب خواستنت اینچنین که می بالد

به دوری تو مگر می شود شکیبا شد؟

 

امیدوار نبودم دوباره از دل تو

که مهربان بشود با دل من ،اما شد

 

دوباره طوطیک شوکرانی شعرم

به خنده خنده ی شیرین تو شکرخا شد

 

قرار نامه ی وصل من و تو بود آنکه

به روی شانه ی من با لب تو امضا شد

 

حسین منزوی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 3:52 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

بیا که تیر نگاهت هنوز در پر ماست

گواه ما پر خونین و دیده تر ماست

 

دلی که رام محبت نمیشود دل توست

سری که در ره مهر و وفا رود سر ماست

 

به پادشاهی عالم نظر نیندازیم

گدای درگه عشقیم و عشق افسر ماست

 

میانه سینه ما اتشی به نام دل است

که یادگار گرانمایه ای ز دلبر ماست

 

ز خاک پای تو شرمنده ام چه چاره کنم

بیا ببین که همین نیمه جان مسیر ماست

 

تو شمع بزم رقیبانی و نمیدانی

که در فراق رخت خون دل به ساغر ماست

 

فراق دوست کشیدیم و زنده ایم هنوز

خدای را مگر از سنگ خاره پیکر ماست

 

رسیده جان به لب ز درد فراق

به کس چه جای شکایت که این مقدر ماست

 

فریدون مشیری 


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 3:51 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید

 و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید

 

رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست

چه سر وقت مرا هم به سر وعده کشید

 

به کف و ماسه که نایاب ترین مرجان ها

 تپش تبزده نبض مرا می فهمید

 

آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد

مثل خورشید که خود را به دل من بخشید

 

ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم

هیچکس مثل تو و من به تفاهم نرسید

 

خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد

ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید

 

من که حتی پی پژواک خودم می گردم

آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید

 

محمدعلی بهمنی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 3:51 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

ﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮ

ﺗﺎ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺗﻮ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺗﺮ

 

ﮔﻮﺷﻪ ﯼ ﭼﺸﻤﯽ ﺑﭽﺮﺧﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ

ﺭﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺳﺮﺑﺴﺘﻪ ﺗﺮ

 

ﺭﻭﺯ ﻭﺻﻞ ﺍﯼ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ ﭼﻮﻥ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﺑﭙﻮﺵ

ﺗﺎ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻝ ﮐﺒﻮﺗﺮ ﺧﺴﺘﻪ ﺗﺮ

 

ﮔﺮ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﮔﯿﺴﻮﺍﻧﺖ ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﺑﺮ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎ

ﻋﺎﺭﻓﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﻭﺍﺭﺳﺘﻪ ﺗﺮ

 

ﯾﺎ ﮐﻪ ﻧﺸﮑﻦ ﺑﺎ ﻗﺪﻣﻬﺎﯾﺖ ﺳﮑﻮﺕ ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ

ﯾﺎ ﺑﮑﻦ ﺁﻫﻨﮓ ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﮐﻤﯽ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺗﺮ

 

ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻌﺮﻡ ﺷﻮﯼ

ﺗﺎ ﺑﮕﺮﺩﺩ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﯾﻢ ﺩﺭ ﻏﺰﻝ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺗﺮ

 

ﺑﯿﻦ ﺻﺪ ﮔﻠﺒﺮﮒ ﺯﯾﺒﺎ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ

ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﻦ ﻧﺪﯾﺪﻡ ﺍﯼ ﻋﺴﻞ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺗﺮ

 

علی قیصری


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 3:50 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

گزیدم از میان مرگ ها ، این گونه مردن را

تو را چون جان فشردن در بر آن گه جان سپردن را

 

خوشا از عشق مردن در کنارت ، ای که طعم تو

حلاوت می دهد حتی شرنگ تلخ ِ مردن را

 

چه جای شِکوه زاندوه تو ؟ وقتی دوست تر دارم

من از هر شادی دیگر ، غم عشق تو خوردن را

 

تو آن تصویر جاویدی که حتی مرگ جادویی

نداند نقشت از لوح ضمیر من ستردن را

 

کنایت بر فراز دار زد جانبازی منصور

که اوج این است این ! در عشقبازی پا فشردن را

 

"سیزیف" آموخت از من در طریق امتحان آری !

به دوش خسته سنگ سرنوشت خویش بردن را

 

مرا مردن بیاموز و بدین افسانه پایان ده

که دیگر برنمی تابد دلم نوبت شمردن را

 

کجایی ای نسیم نابهنگام ! ای جوانمرگی !

که ناخوش دارم از باد زمستانی فسردن را !

 

حسین منزوی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 3:50 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

فکرش نباش مال کسی جز تو نیستم

دیگر به فکر هم نفسی جز تو نیستم

 

عشق تو خواست با تو عجینم کند که کرد

وقتی به عمق من برسی جز تو نیستم

 

بعد از چقدر این طرف و آن طرف زدن

فهمیده ام که در هوسی جز تو نیستم

 

یک آسمان اگر چه به رویم گشوده است

من راضی ام که در قفسی جز تو نیستم

 

حالا خیالم از تو که راحت شود عزیز

دیگر به فکر هیچ کسی جز تو نیستم

 

 مهدی فرجی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 3:49 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

شب عبور شما را شهاب لازم نیست

که با حضور شما آفتاب لازم نیست

 

در این چمن که ز گلهای برگزیده پر است

برای چیدن گل ، انتخاب لازم نیست

 

خیال دار تو را خصم از چه می بافد ؟

گلوی شوق که باشد طناب لازم نیست

 

ز بس که گریه نگردم غرور بغض شکست

برای غسل دل مرده آب لازم نیست

 

کجاست جای تو ؟ - از آفتاب می پرسم

سوال روشن ما را جواب لازم نیست

 

ز پشت پنجره بر خیز تا به کوچه رویم

برای دیدن تصویر ، قاب لازم نیست

 

قیصر امین پور


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 3:48 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

لببخند تو خلاصه خوبیهاست

لختی بخند خنده گل زیباست

 

پیشانیت تنفس یک صبح است

صبحی که انتهای شب یلداست

 

در چشمت از حضور کبوترها

هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست

 

رنگین کمان عشق اهورایی

از پشت شیشه دل تو پیداست

 

فریاد تو تلاطم یک طوفان

آرامشت تلاوت یک دریاست

 

با ما بدون فاصله صحبت کن

ای آن که ارتفاع تو دور از ماست

 

قیصر امین پور


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 3:48 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را

شبیه مادر پیری که می‌بوسد جوانش را

 

تو را در یک شب بارانی غمگین سرودم که

نمی‌دانم زمانش را، نمی‌یابم مکانش را

 

من آن سرباز دلتنگم، که با تردید در میدان

برای هیچ و پوچ از دست خواهد داد جانش را

 

پریشانم شبیه پادشاهی خفته در بستر

که بالای سرش می‌بیند امشب دشمنانش را

 

تو در تقویم من روزی نوشتی دوستت دارم

از آن پس بارها گم کرده‌ام فصل خزانش را

 

پرستویی که با تو هم قفس باشد نمی‌ ترسد

بدزدند آب و نانش را، بگیرند آسمانش را

 

تو ماهی باش تا دریا برقصد موج بردارد

تو آهو باش تا صیاد بفروشد کمانش را

 

من آن مستم که در می‌خانه‌ای از دست خواهد رفت

اگر دستان تو پر کرده باشد استکانش را

 

علی سلیمانی


ارسال شده توسط : سید رضا هاشمی
ادامه مطلب
[ جمعه 4 اسفند 1396 3:47 PM ] [ سید رضا هاشمی ]

تعداد کل صفحات : 39 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39
درباره وبلاگ

آمار و بازدید ها
کل بازدید:477984

تعداد کل مطالب : 1173

تعداد کل نظرات : 1

تاریخ آخرین بروزرسانی : شنبه 9 تیر 1397 

تاریخ ایجاد بلاگ : دوشنبه 17 مهر 1396