استدلال های قرآن در مورد اثبات قیامت:
گرچه از آن نظر که ایمان و اعتقاد ما به قیامت از ایمان به قرآن و گفتار پیامبران سرچشمه می گیرد لزومی ندارد که درباره قیامت به ذکر برهان و استدلال بپردازیم و یا شواهد و قرائن علمی بیاوریم، ولی نظر به اینکه خود قرآن کریم – لااقل برای نزدیک کردن مطلب به اذهان – به ذکر یک سلسله استدلال ها پرداخته است و خواسته است افکار ما از راه استدلال و به طور مستقیم هم با جریان قیامت آشنا شود، ما به طور اختصار آن استدلال ها را ذکر می کنیم.
استدلال های قرآن یک سلسله جواب هاست به منکران قیامت. این جواب ها برخی در مقام بیان این است که مانعی در راه قیامت نیست و در حقیقت پاسخی است به کسانی که قیامت را امر ناشدنی فرض می کردند. برخی آیات دیگر یک درجه جلوتر رفته و می گوید در همین جهان چیزهایی شبیه به
ادامه مطلب
اعتراف دانشمندان آمريكايي به حقيقت اعجاز علمي قرآن كريم
تحقیقاتی که توسط این دانشمندان برای پی بردن به حقیقت اعجاز علمی قرآن کریم انجام شده، در زمینه های مختلفی همچون حرام بودن ازدواج دو خواهر، عادت ماهانه زنان، روابط نامحرم میان افراد مختلف، روابط زناشویی و غیره بوده است. به گزارش شیعه آنلاین، گروهی از دانشمندان آمریکایی که سال های سال در مورد مطالب علمی موجود در قرآن کریم بحث و بررسی و آزمایشات گوناگونی انجام داده اند، اخیرا اعتراف کردند که همه این مطالب علمی درست از آب در آمده و این ثابت کننده اعجاز علمی قرآن کریم است.
در همین راستا دکتر "جمال الدین ابراهیم" استاد علم سم شناسی در دانشگاه کالیفورنیای آمریکا و مدیر مؤسسه پژوهش های زیست محیطی در ایالات متحده آمریکا، طی اظهاراتی در این باره گفت: تحقیقاتی که توسط این دانشمندان برای پی بردن به حقیقت اعجاز علمی قرآن کریم انجام شده، در زمینه های مختلفی همچون حرام بودن ازدواج دو خواهر، عادت ماهانه زنان، روابط نامحرم میان افراد مختلف، روابط زناشویی و غیره بوده است. وی در ادامه افزود: یکی از اصلی ترین مسائلی که برای این دانشمندان جالب بود، اشاره ی قرآن کریم به مدت زمان بارداری بوده که بررسی ها دقیق بودن آن را نشان داده است.
ادامه مطلب

از آنجا که قرآن کتاب آسمانی ماست و راهنمای ما در تمامی مراحل زندگی است، همیشه به آن نیاز داریم ولی تعدادی هنوز از تمام سوره های قرآن و تعدادش خبر نداریم . برای همین در این بخش آسمونی شما رو با نام و تعداد سوره های قرآن کریم این کتاب نفیس آسمانی بیشتر آشنا میکنیم. پس با سایت آسمونی همراه باشید.
تعداد سوره های قرآن: ۱۱۴
سوره های مکی: ۸۶
سوره های مدنی: ۲۸
تعداد آیات قرآن: ۶۲۳۶
آیات مکی: ۴۴۶۸
آیات مدنی: ۱۷۶۸
تعداد کلمات قرآن کریم: ۷۷۸۰۷
کلمات مکی: ۴۵۶۵۳
کلمات مدنی: ۳۲۱۵۴
تعداد سورهها، آیات و کلمات قرآن کریم به تفکیک مکی و مدنی
نوع سوره – تعداد سورهها – تعداد آیات – مدنی – مکی – تعداد کلمات – مکی – مدنی
مکی – ۵۱ – ۱۶۸۳ – ۱۶۸۳ ۱۱۴۹۲ – ۱۱۴۹۲-
مدنی – ۲۶ – ۱۴۱۹ ۱۴۱۹ – ۲۶۴۱۲ ۲۶۴۱۲
مکی با آیات مدنی – ۳۵ – ۲۹۳۰ – ۲۷۷۶ – ۱۵۴ – ۳۶۱۵۴ – ۳۴۰۱۳ – ۲۱۴۲
مدنی با آیات مکی – ۲ – ۲۰۴ – ۹ – ۱۹۵ – ۳۷۴۸ – ۱۴۸ – ۳۶۰۰
جمع – ۱۱۴ – ۶۲۳۶ – ۴۴۶۸ – ۱۷۶۸ – ۷۷۸۰۷ – ۴۵۶۵۳ – ۳۲۱۵۴
به موجب این آمار، ۴۴۶۸ آیه مکی با ۴۵۶۵۳ کلمه و ۱۷۶۸ آیه مدنی با ۳۲۱۵۴ کلمه در قرآن مجید وجود دارد; یعنی ۶/۷۱% آیات مکی و ۴/۲۸% آن مدنی است. این نسبتها برای کلمات به ترتیب ۷/۵۸% (حدود سه پنجم) و ۳/۴۱% (حدود دو پنجم) است.
| به ترتیب سوره های قرآن کریم |
| السوره المرسلات | ۷۷ | السوره الزمر | ۳۹ | السوره الفاتحه | ۱ |
| السوره النبأ | ۷۸ | السوره غافر | ۴۰ | السوره البقره | ۲ |
| السوره النازعات | ۷۹ | السوره فصلت | ۴۱ | السوره آل عمران | ۳ |
| السوره عبس | ۸۰ | السوره الشورى | ۴۲ | السوره النساء | ۴ |
| السوره التکویر | ۸۱ | السوره الزخرف | ۴۳ | السوره المائده | ۵ |
| السوره الانفطار | ۸۲ | السوره الدخان | ۴۴ | السوره الانعام | ۶ |
| السوره المطففین | ۸۳ | السوره الجاثیه | ۴۵ | السوره الاعراف | ۷ |
| السوره الانشقاق | ۸۴ | السوره الاحقاف | ۴۶ | السوره الانفال | ۸ |
| السوره البروج | ۸۵ | السوره محمد | ۴۷ | السوره التوبه | ۹ |
| السوره الطارق | ۸۶ | السوره الفتح | ۴۸ | السوره یونس | ۱۰ |
| السوره الاعلى | ۸۷ | السوره الحجرات | ۴۹ | السوره هود | ۱۱ |
| السوره الغاشیه | ۸۸ | السوره ق | ۵۰ | السوره یوسف | ۱۲ |
| السوره الفجر | ۸۹ | السوره الذاریات | ۵۱ | السوره الرعد | ۱۳ |
| السوره البلد | ۹۰ | السوره الطور | ۵۲ | السوره ابراهیم | ۱۴ |
| السوره الشمس | ۹۱ | السوره النجم | ۵۳ | السوره الحجر | ۱۵ |
| السوره اللیل | ۹۲ | السوره القمر | ۵۴ | السوره النحل | ۱۶ |
| السوره الضحى | ۹۳ | السوره الرحمن | ۵۵ | السوره الاسراء | ۱۷ |
| السوره الشرح | ۹۴ | السوره الواقعه | ۵۶ | السوره الکهف | ۱۸ |
| السوره التین | ۹۵ | السوره الحدید | ۵۷ | السوره مریم | ۱۹ |
| السوره العلق | ۹۶ | السوره المجادله | ۵۸ | السوره طه | ۲۰ |
| السوره القدر | ۹۷ | السوره الحشر | ۵۹ | السوره الانبیاء | ۲۱ |
| السوره البینه | ۹۸ | السوره الممتحنه | ۶۰ | السوره الحج | ۲۲ |
| السوره الزلزله | ۹۹ | السوره الصف | ۶۱ | السوره المؤمنون | ۲۳ |
| السوره العادیات | ۱۰۰ | السوره الجمعه | ۶۲ | السوره النور | ۲۴ |
| السوره القارعه | ۱۰۱ | السوره المنافقون | ۶۳ | السوره الفرقان | ۲۵ |
| السوره التکاثر | ۱۰۲ | السوره التغابن | ۶۴ | السوره الشعراء | ۲۶ |
| السوره العصر | ۱۰۳ | السوره الطلاق | ۶۵ | السوره النمل | ۲۷ |
| السوره الهمزه | ۱۰۴ | السوره التحریم | ۶۶ | السوره القصص | ۲۸ |
| السوره الفیل | ۱۰۵ | السوره الملک | ۶۷ | السوره العنکبوت | ۲۹ |
| السوره قریش | ۱۰۶ | السوره القلم | ۶۸ | السوره الروم | ۳۰ |
| السوره الماعون | ۱۰۷ | السوره الحاقه | ۶۹ | السوره لقمان | ۳۱ |
| السوره الکوثر | ۱۰۸ | السوره المعارج | ۷۰ | السوره السجده | ۳۲ |
| السوره الکافرون | ۱۰۹ | السوره نوح | ۷۱ | السوره الاحزاب | ۳۳ |
| السوره النصر | ۱۱۰ | السوره الجن | ۷۲ | السوره سبأ | ۳۴ |
| السوره المسد | ۱۱۱ | السوره المزمل | ۷۳ | السوره فاطر | ۳۵ |
| السوره الإخلاص | ۱۱۲ | السوره المدثر | ۷۴ | السوره یس | ۳۶ |
| السوره الفلق | ۱۱۳ | السوره القیامه | ۷۵ | السوره الصافات | ۳۷ |
| السوره الناس | ۱۱۴ | السوره الانسان | ۷۶ | السوره ص | ۳۸ |
منبع:سایت آسمونی
ادامه مطلب

ذَلِکَ نَتْلُوهُ عَلَیْکَ مِنَ الْآیَاتِ وَالذِّکْرِ الْحَکِیمِ ﴿۵۸﴾
این سخنان که بر تو می خوانیم از آیات الهی و ذکر حکمت آموز است. (۵۸)
تفسیر المیزان - خلاصه
(ذلک نتلوه علیک من الایات و الذکر الحکیم ):(این مقدار از آیات وذکر حکیمانه را برای تو می خوانیم ) یعنی این قصه ها و توجیهات از قرآن است که ذکر محکم خداست و از حیث آیات و بیاناتش محکم می باشد، یعنی به هیچ وجه باطل در آن رخنه نمی کند و شوخی با جدش آمیخته نمی شود.
بسیاری از مفاهیم روحانی و حقایق دینی در کتب مقدسۀ ادیان به صورت رمز گونه و در قالب تشبیهات و اصطلاحات است مانند: بهشت،جهنم،قیامت و… یا در قالب داستان به ظاهر متناقض و مخالف عقل بیان شده. یا بسیاری از مفاهیم، دارای رموز عددی هستند مانند عدد ۱۹٫
کلمه واحد نشانه احدیت و یگتایی خداست. در حروف ابجد این کلمه معادل با عدد ۱۹ است.
و + ا + ح + د =؟
۱۹= ۴ + ۸ + ۱ + ۶
پس عدد ۱۹ رمز توحید و احدیت خداست.
عدد۱۹: کاربرد رمزگونه برخی اعداد در کتب مقدسه از جمله قرآن اهمیت فراوان دارد. برای آنکه بهتر متوجه شویم که قرآن چگونه با عدد۱۹ عجین گشته، اینگونه شروع میکنیم:
۱: تمام سوره های قرآن با بسم الله الرحمن الرحیم شروع شده.بسم الله الرحمن الرحیم داری ۱۹حرف است. ب س م ا ل ل ه ا ل ر ح م ن ا ل ر ح ی م= ۱۹ حرف
۲:اولین سوره ای که بر حضرت محمد (ص) نازل شد(علق) ۱۹ آیه دارد.
۳:سوره علق از آخر، نوزدهمین سوره قرآن است.
۴:۱۹ آیۀ سوره علق دارای ۷۶ کلمه است. ۷۶ مضربی از ۱۹ است. ۷۶= ۴*۱۹
۵:سوره علق دارای ۲۸۵ حرف است. ۲۸۵ مضربی از ۱۹ است.
۲۸۵= ۱۵*۱۹
۶:آخرین سوره ای که بر پیامبر نازل شد(سوره نصر) ۱۹ کلمه دارد.
۷:اولین آیه ی سوره نصر ۱۹ حرف دارد.
۸:تمام سوره های قرآن با بسم الله الرحمن الرحیم شروع شده به استثناء سوره توبه. ولی سوره نمل دو بسم الله الرحمن الرحیم دارد. پس کلّا ۱۱۴ بسم الله در قرآن وجود دارد. ۱۱۴ مضربی از ۱۹ است.
۱۱۴=۶*۱۹
۹:قرآن ۱۱۴ سوره دارد. ۱۱۴ مضربی از ۱۹ است.
۱۰:در بین دو بسم اللهِ سوره نمل ۳۴۲ کلمه وجود دارد. ۳۴۲ مضربی از ۱۹ است.
۱۱:فاصله بین سوره توبه(فاقد بسم الله) و سوره نمل(با دو بسم الله) ۱۹ سوره است.
۱۲:در آیه ۳۰ سوره مدثر اشاره به به عدد ۱۹ شده. (۱۹ فرشته)
۱۳:در آیه ۳۵ همین سوره(مدثر) اشاره شده که ۱۹ یکی از بزرگترین معجزات است.
۱۴:در هر سوره که با حروف مقطعه آغاز شده اند ، تعداد تکرار آن حروف در همان سوره مضربی از ۱۹ است. به مثال های زیر توجه کنید:
۱:حرف (ن) در سوره ی قلم ۱۳۳ مرتبه تکرار شده.
۱۳۳=۷*۱۹
۲:حرف (م) به صورت مقطع در ۱۷ سوره آمده.اگر تعداد تکرار آنرا در همان ۱۷ سوره بشماریم عددی بدست خواهد آمدکه مضرب ۱۹ است. ۸۶۸۳=۴۵۷*۱۹
و یا اگر حروف (الف،ل و ص) را با همین قیاس بررسی کنید عددی با مضرب ۱۹ بدست می آید.
ادامه مطلب

سوره نور، سوره ای است که مباحث آن عمدتاً پیرامون اخلاق و احکام خانواده و مقابله با ساختار شکنان خانواده می باشد. دقت در مفاهیم الفاظ این سوره، پرده از برخی از اسرار و زیبائیهای ارتباط تنگاتنگ این سوره با مباحث خانواده و سپس ارتباط مباحث خانواده با موضوع مهدویت بر می دارد.
1. در آیه نخستین این سوره می خوانیم:
(سُورَةٌ أَنْزَلْنَاهَا وَ فَرَضْنَاهَا وَ أَنْزَلْنَا فِیهَا آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ.) (1)
« این سوره، سوره ای است که آن را فرو فرستادیم و (دستوراتش را) واجب ساختیم و در آن آیاتی روشن نازل کردیم تا شاید متذکر شوید.»
توضیح: تنها سوره ای از قرآن کریم که ابتدای آن لفظ «سوره» وارد شده این سوره است. کلمه سوره از ماده «سور» به معنای دیوار دور شهر و قلعه که آن را جدا می کند، می باشد و چون مباحث این سوره مربوط به خانواده است و خانه محل زندگی یک خانواده با دیواری جدا شده و حریم آن مشخص می گردد، در آیه اولش واژه «سوره» آمده است.
از طرفی در زبان عرب، به دستبند نیز که مایه ی زیبایی و آراستگی است، «سِوار» گفته می شود و از آنجا که وجود خانواده، سبب زینت یک جامعه و قوام آن می شود، این سوره با واژه ی «سوره» شروع می شود و بیانگر این مطلب است که: « جامعه ی زیبا، جامعه ای است که در آن نظام خانواده مقدس شمرده شده و افراد آن خانواده دار و تربیت یافته باشند.»
2. خداوند در قرآن تنها این سوره را واجب شمرده (فَرَضناها) - هر چند اطاعت از همه ی دستورات قرآن واجب است - و این به خاطر آن است که اهمیت دادن به قوانین خانواده و حفظ حریم آن بسیار لازم و ضروری می باشد.
و چون واژه ی «فرض» به معنای ثابت است، اشاره به این مطلب دارد که رعایت محتوای این سوره سبب استواری، استحکام بخشی و ثبات انسان و جامعه می گردد.
آری، خداوند حفظ حریم دژ خانواده را واجب کرد تا انسان ها از تنهایی و مشکلات زندگی به آن پناه برند و اگر می بینیم خداوند برای خطاهایی چون زنا و یا حتی تهمت زدن به زنا، مجازات شدیدی قرار داد، به خاطر حفظ قداست و حریم خانواده است.
شهید مطهری (ره) در مقدمه ی تفسیر سوره نور می فرمایند:
«بیشتر آیات سوره ی نور درمورد مسائل مربوط به عفاف است. تعبیر:
ادامه مطلب
تأثیر قرآن و حدیث در شعر خیام

از منزل کفر تا به دین
شاید بتوان گفت؛ کمتر شخصیت شاعری را می توان یافت که چون خیام نیشابوری در میان دو بی نهایت اظهار نظرهای متناقض گرفتار آمده باشد، گروهی خیام را کافر و ملحد و گروهی صوفی و زاهد گفته اند، دسته ای به شعر خیام در کنار شاهد و شراب و لب جوی و لب کشت مفتخر و بدو تأسی جسته اند و جماعتی از او فیلسوفی شکاک و متحیّر که با دیده ی شک و تردید به همه هستی می نگرد ساخته اند و تلاش او را برای شناخت جهان جز به پوچی و بیراهه منتهی ندانسته اند. در بین شخصیت های قبل و بعد از خیام هیچ کس به اندازه او این چنین در معرض دو بی نهایت قضاوت قرارنگرفته است. در میان شعرای بزرگ پارسی گو فقط حافظ است که
ادامه مطلب
در آیات متعددی از قرآن کریم به مباحث علمی اشاره شده است. از آنجا که برخی از این اشارات علمی در زمان نزول قرآن کشف نشده بود و بشر قرنها بعد به بخشی از آنها پی برد، طرح این مطالب علمی در قرآن، اخبار غیبی و اعجاز علمی این کتاب آسمانی محسوب میشود. در تفسیر نمونه ذیل آیات علمی قرآن، اکتشافات و علوم روز مورد توجه بوده و اعجازهای علمی آنها مشخص گردیده است.
در این مقاله آیاتی که در تفسیر نمونه سخن از اعجاز علمی آنها به میان آمده است، گردآوری و در پاره ای از موارد تحلیل شده است. این موارد ۱۴ موضوع است که عبارتند از: تزیین آسمان با ستارگان؛ جایگاه و مسیر مشخص ستارگان؛ حرکت دورانی و جریانی خورشید؛ حرکت زمین؛ قانون جاذبه؛ آماده شدن زمین برای زراعت به وسیله باران؛ زوجیت در گیاهان؛ رستاخیز انرژیها؛ تشکیل تمام اجسام از اتم؛ زندگی اجتماعی زنبور عسل؛ آفرینش انسان از علق؛ شکل گیری استخوان ها در جنین؛ رقیق تر بودن هوا در ارتفاعات و بریدگی میان رشته کوهها.
اعجاز علمی از مهمترین ابعاد اعجاز قرآن در عصر حاضر است. تفسیر ارزشمند «نمونه» نوشته مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی و همکاران از جمله تفاسیری است که نسبت به اعجاز علمی قرآن کریم رویکردی مثبت و متعادل دارد. شیوه این تفسیر استخدام علوم در
ادامه مطلب
![]()
وجوه مختلفى براى اعجاز قرآن گفته شده كه مى توان آنها را به سه بخش طبقه بندى نمود:
1- اعجاز لفظى قرآن.
2- اعجاز محتوایى قرآن.
3- اعجاز قرآن از جهت آورنده ى آن.
1- اعجاز لفظى قرآن
اعجاز لفظى قرآن به دوگونه مطرح شده است: اعجاز بلاغى و اعجاز عددى.بحث اعجاز بلاغى قرآن، یا بلاغت قرآنى، از گذشته هاى دور شناخته شده بوده و تقریباً بین همه ى مذاهب اسلامى مورد التفات و توافق بوده است. البته برخى، اعجاز بلاغى قرآن را از امورى، مانند نظم، اسلوب و شیوه ى بیانى قرآن جدا كرده و گفته اند: یكى از جهات اعجاز قرآن، اعجاز بلاغى آن است و جهت دیگر آن، نظم و اسلوب بیانى قرآن است. برخى دیگر نیز وجه اعجاز قرآن را مجموع مركب از بلاغت و نظم و اسلوب آن دانسته اند. ولى در
ادامه مطلب

إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ ﴿۵۹﴾
همانا مثل (خلقت) عیسی به امر خدا مثل خلقت آدم است که او را از خاک بساخت، سپس بدان خاک گفت: (بشری به حد کمال) باش، همان دم چنان گشت. (۵۹)
تفسیر المیزان - خلاصه
(ان مثل عیسی عند الله کمثل ادم ):(همانا مثل عیسی در نزد خدا مانندمثل آدم است )یعنی کیفیت ولادت عیسی (ع ) بیش از این دلالت ندارد که وی بشری است نظیر آدم ابوالبشر که خلقتش غیر معمولی و خارج از طبیعت مادی بود،پس جایز نیست در باره وی سخنی زاید برآنچه در باره آدم گفته می شودبیان گردد،(خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون ):(خدا او را از خاک آفرید وسپس فرمان داد(باش )و او موجود شد )، چون آدم بشری بود که خداوند او را ازخاک آفرید، بدون پدر و مادر و تنها با کلمه (کن ) وجودی موجودیت یافت ،پس قول خداوند عین فعل و ایجاد است .
ادامه مطلب
![]()
فضیلت حفظ قرآن کریم
برای پی بردن به فضیلت و اهمیت حفظ قرآن کافی است اندکی در احادیث رسیده از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) در اينباره و نیز در سیره عملی ايشان در تعامل با قرآن و اهل آن دقت کنیم. به طور کلی قرآن کریم در نگاه آن بزرگواران از جایگاهی رفیع و منزلتی ویژه برخوردار است و بالتبع مسائل مربوط به آن، از جمله «تلاوت و قرائت، تدبر و عمل به فرامین آن و آموختن و آموزاندن آن» و نيز «حفظ قرآن و در سينه داشتن آن»، مورد سفارش ایشان قرار گرفته است.
به چند نمونه از احادیث مرتبط با حفظ قرآن توجه کنید:
قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «حَمَلَةُ القُرْآنِ هُمُ المَحْفُوفونَ بِرَحمَةِ اللهِ، المُلَبِّسونَ نُورَ اللهِ، المُعَلِّمونَ كَلامَ اللهِ. مَنْ عاداهُم فَقَدْ عادَي اللهَ و مَنْ والاهُم فَقَدْ والَي اللهَ.»
حافظان قرآن مشمول رحمت خدا، در بركنندگان نور خدا و آموزگاران كلام خدايند. كسي كه با آنان دوستي نمايد با خدا دوستي نموده و كسي كه با
ادامه مطلب
داستان های پیامبران همیشه موردعلاقه بسیاری از مردم بوده است. از میان پیامبران، داستان حضرت سلیمان نسبت به دیگر پیامبران بسیار جالب و شنیدنی است. ماجراهایش با ملکه سبا و هدهد و … . اما شاید عده ای هنوز نمی دانند که داستان حضرت سلیمان و ملکه سبا چه بوده. به همین بهانه سایت آسمونی در این مقاله داستان کامل حضرت سلیمان (ع) و ملکه سبا را عنوان می کند. از شما دعوت می کنیم در ادامه ما را همراهی کنید.

روزی سلیمان به لشکریانش دستور داد تا آماده شوند و همگی با هم به همراه سلیمان به زیارت خانه خدا بروند . در مسیر حرکت شان به طائف رسیدند که معروف به سرزمین مورچگان بود. پادشاه مورچه ها به آن ها
ادامه مطلب

الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلَا تَکُنْ مِنَ الْمُمْتَرِینَ ﴿۶۰﴾
سخن حق همان است که از #جانب #خدا به تو رسید، مبادا هیچ گاه در آن شک کنی! (۶۰)
تفسیر المیزان - خلاصه
(الحق من ربک فلا تکن من الممترین ):(تمام حق از ناحیه پروردگارتوست ، پس زنهار از تردید کنندگان نباش )تأکید بر مضمون آیه سابق و برای آرامش خاطر رسول گرامی رحمت (ص )است و این ازبدیع ترین آیات قرآنی است که حق را مقید به (من )کرده است که بر(ابتداء)دلالت می کند و اگر مثلامی فرمود،(الحق مع ربک )در آن شائبه شرک و عجز وجود داشت که گویا خدا وحق دو موجود باهمند و یا حق ، خدا را یاوری می کند،اما آنچه از (من )فهمیده می شود آنست که در عالم آنچه حق و حقیقت است و تمام قضایای ضروری وبدیهی را انسان از واقعیت هستی اخذ کرده و واقعیت خارج به تمامی وجود ووجود هم کلا از ناحیه خدای تعالی است ،همچنانکه خیر هم همه اش از ناحیه خدای تعالی است و غیر خدا هر عملی بکند وقتی باز خواست نمی شود که عملش حق باشد،اما فعل خدا چون از مقوله وجود است قهراصورت علمیه اش جز حق نمی تواند باشد.
آیا می دانید ویژگی های یک دختر خوب چیست؟ ویژگی هایی که اگر یک دختر داشته باشد شایسته عنوان «دختر آسمانی» می شود. در این مقاله برخی از ویژگی های دختران آسمانی را برای شما عزیزان برمی شمارد.
۱- یاد خداوند
از اوصاف و ویژگی های زن نمونه و شایسته، یاد بسیار و پیوسته خداوند، در زندگی است. خداوند این صفت را از نشانه های مؤمنان راستین برشمرده و از آنان چنین تمجید فرمود:
اِنّ المُسلِمینَ و المُسلمتِ و المُؤمنین و المُؤمنت … والذّاکرِینَ اللّه کَثیرا و الذّاکِرتِ اَعَداللّه لَهُمَ مَغِفرهً و اَجرا عظیما
مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان باایمان … و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد می کنند، خدا برای [همه [آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است.»
در آیه پیش ۲۴ همین سوره خداوند به زنان پیامبر(ص) توصیه فرمود تا هماره به یاد آیات الهی و سخنان حکمت آمیزی که در خانه شان نازل می شود باشند
واذکُرنَ ما یُتلی فی بُیوتُکنَ مِن ایتِ اللّه ِ و الحِکَمه اِنّ اللّه کانَ لَطیفا خَبیرا
و آنچه را که از آیات و ]سخنان] حکمت [ آمیز] در خانه های شما خوانده می شود یاد کنید در حقیقت خدا همواره دقیق و آگاه است.»
خداخواهی و آخرت طلبی زنان نیز معیار و ملاک اصلی شایستگی و برتری آنان در مقایسه با دیگر زنان جهان است؛ خداوند سبحان این حقیقت را به
ادامه مطلب

وَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ ﴿۵۷﴾
اما آنان که ایمان آورده و نیکوکار شدند، خدا اجر تمام و کامل به آنها عطا کند، و خدا هرگز ستمکاران را دوست نمی دارد. (۵۷)
تفسیر المیزان - خلاصه
(واما الذین امنوا و عملوا الصالحات فیوفیهم اجورهم ):(و اما کسانی که ایمان آورده و عمل صالح کردند خدای متعال پاداش آنان را بطور کامل می دهد) وعده خوشی است به جزای خیر برای کسانی که از آن حضرت پیروی کردند و اگر بجای بکار بردن کلمه پیرو و تابع از (الذین امنوا و عملواالصالحات )استفاده شده است به جهت آنست که بگوید سعادت و عاقبت خیردائر مدار ادعا ونامگذاری به الفاظ نیست ،بلکه به معنای حقیقت و عمل صالح است ، پس اجر کامل در برابر عمل خالص می باشد،(و الله لا یحب الظالمین ):(وخدا ستمکاران رادوست ندارد)یعنی کسانی که خود را پیروعیسی (ع ) می دانند، اما ایمان ندارند و عمل شایسته انجام نمی دهند، اینها بهره ای از اجر اخروی ندارند و لذا با این جمله (که خدا ستمکاران را دوست ندارد) این آیه ختم می شود ،در حالیکه امثال این آیه با کلماتی حاوی مغفرت و رحمت تمام شده ، لذا در این نکته دقت نمایید.

هدف مشركان از تغيير در آيات قرآن چه بود؟
هنگامی که پیامبر(ص) به پیامبری مبعوث شد و کلام نورانی خداوند توسط ایشان به دل های مردم گرما و روشنایی داد کفار و مشرکین که آئین و مسلک خود را بر باد رفته می دیدند به مبارزه با پیامبر(ص) و دین مبینش پرداختند.
از علل تلاش مشرکین برای تغییر در آیات قرآن می توان به دلایل زیر اشاره کرد:
1. براي اينكه ثابت كنند پيامبر اكرماين آيات را از پيش خود ميگويد؛ به تعبير ديگر، با اين كار قصد داشتند معجزه بودن قرآن كريم را زير سؤال ببرند و مخالفت سرسختانه خود را با آن حضرت نشان دهند و بگويند تو پيامبر نيستي، تا به اين وسيله جلو حركت انقلاب الهي رسول خدا(ص) را بگيرند و نگذارند كسي به او ايمان آورد.
2. براي اين كه با اين كار، اعتماد و اعتقاد به معارف موجود در قرآن را متزلزل نمايند.
3.براي آن كه تقدّس قرآن را بشكنند.
4. براي آن كه بگويند بشر نميتواند گيرنده وحي الهي باشد و فرشتگان بايد پيام الهي را به بشر برسانند؛ استدلالشان اين است كه اگر بشر، گيرنده پيام الهي باشد، هرگز تغيير نميكرد، در حالي كه (به گمان مشركان) تغيير كرده است.
5. براي اين كه حجيت قرآن را از بين ببرند. و...
و اين در حالي است كه قرآن كريم، معجزه الهي است و از دستخوش هر گونه تغيير و تحريفي محفوظ است و از دست بشر خارج ميباشد: "إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُو لَحَـَفِظُون؛(حجر،9) ما قرآن را نازل كرديم، و ما به طور قطع نگهدار آنيم!"
بيشك، اگر قرآن كريم در طول تاريخ دستخوش تغيير شود، اين وعده الهي تخلفپذير خواهد بود، در صورتي كه: "...إِنَّ اللَّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَاد؛(رعد،31) خداوند هرگز از وعدههايي كه ميدهد، تخلف نميورزد." افزون بر آن قرآن، آن قدر مستحكم است كه امكان نفوذ و تغيير در آن راه ندارد: "إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ﴿۴۱﴾ لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ﴿۴۲ فصلت﴾ همانا کسانی که به ذکر(قرآن) کفر ورزیدند هنگامیکه به آنها رسید[به كيفر خود مى رسند] و به راستى كه آن كتابى ارجمند است (۴۱) از پيش روى آن و از پشت سرش باطل به سويش نمى آيد وحى [نامه] اى است از حكيمى ستوده نازل شده است." (ر.ك: البيان في تفسير القرآن، آيت الله خوئي؛ ص 34 ـ 43، موسسه الاعلمي للمطبوعات ، علوم قرآني، آيت الله معرفت، ص 450 ـ 453، مؤسسه فرهنگي انتشاراتي "التمهيد"، درس نامه علوم قرآني، حسين آراسته، ص 206 ـ 209، مؤسسه بوستان كتاب، قم.)

فَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِینَ ﴿۵۶﴾
پس آن گروهی را که کافر شدند به عذابی سخت در دنیا و آخرت معذّب گردانم، و (برای نجاتشان) هیچ کس به آنها مدد و یاری نخواهد کرد. (۵۶)
تفسیر المیزان - خلاصه
(فاما الذین کفروا فاعذبهم عذابا شدیدا فی الدنیا و الاخره وما لهم من ناصرین ):(و اما کسانی که کافر شدند به عذابی شدید در دنیا و آخرت عذاب می کنم و هیچ یاوری نخواهند داشت )کافران در دنیا به دست مؤمنین که خدابرتریشان داده عذاب می شوند و در آخرت با آتش کیفر می بینند و در این عذابهاهیچ شفیعی نخواهند داشت که مانع از حلول عذاب به ایشان گردد و این امرقضای حتمی خدای متعال درباره یهود را می رساند.
جايگاه علم و دانش در قرآن كريم
علم و خلافت الهي
قرآن كريم در سوره بقره، آيات 31 تا 35 جريان خلقت حضرت آدم (ع) و مقام خليفة اللهي او را بيان كرده است كه در اين آيات، نكات بسيار مهمي در زمينه جايگاه علم و علم آموزي و مقام معلم و متعلم وجود دارد. ابتدا نگاهي به آيات و ترجمه آن ميكنيم و سپس به برخي نكات مهم آن اشاره ميكنيم:
«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ (30) وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُوني بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (31) قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَليمُ الْحَكيمُ (32) قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ (33) وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ (34) »14
«( (به خاطر بياور) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روى زمين، جانشينى [نمايندهاى] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آيا كسى را در آن قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كند؟! (زيرا موجودات زمينى ديگر، كه قبل از اين آدم وجود داشتند نيز، به فساد و خونريزى آلوده شدند. اگر هدف از آفرينش اين انسان، عبادت است،) ما تسبيح و حمد تو را بجا مى آوريم، و تو را تقديس مىكنيم.» پروردگار فرمود: «من حقايقى را مىدانم كه شما نمىدانيد.» (30) سپس علم اسماء [علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به
ادامه مطلب

قاریان معروف قرآن در ایران
رشته قرائت قرآن با وجود قدمتی نه چندان طولانی در ایران نسبت به کشورهایی مانند مصر، اساتید بزرگ و خوشخوانی را به خود دیده به گونهای که در بسیاری از مواقع، تلاوت آنها تحسین قاریان برجسته مصری را برانگیخته است. سایت آسمونی در این مقاله اسامی قاریان معروف قرآن در ایران به همراه بیوگرافی کوتاهی از آن ها را برای شما عزیزان تهیه و تنظیم کرده است که در ادامه می خوانید.
- استاد «سیدمحسن خدامحسینی»
«سید محسن خدامحسینی» اولین قاری بینالمللی ایران پس از انقلاب اسلامی و نفر اول مسابقات بینالمللی ایران در سال ۱۳۶۰ است؛ بسیاری از چهرههای بینالمللی قرائت در ایران از شاگردان او هستند و همواره با افتخار از این موضوع یاد میکنند؛ این استاد اکنون همت خود را بر «تربیت قرآنین شاگردانش گماشته و در سازمان دارالقرآنالکریم این مهم را راهبری
ادامه مطلب

إِذْ قَالَ اللَّهُ یَا عِیسَى إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَرَافِعُکَ إِلَیَّ وَمُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَجَاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فِیمَا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿۵۵﴾
(به یاد آر) وقتی که خدا فرمود: ای_عیسی، همانا من (روح) تو را قبض نموده و به سوی (آسمان قرب) خود بالا برم و تو را پاک و منزّه از (معاشرت و آلایش) کافران گردانم و پیروان تو را بر کافران تا روز قیامت برتری دهم، آن گاه بازگشت شما به سوی من خواهد بود، پس (به حق) حکم کنم در آنچه بر سر آن با هم به نزاع بر می خواستید. (۵۵)
تفسیر المیزان - خلاصه
(اذ قال الله یا عیسی انی متوفیک ):(هنگامی که خدای متعال گفت :ای عیسی من تو را خواهم گرفت )،(توفی )به معنای گرفتن چیزی به طور تام و کامل است و بنابراین در موت و مرگ هم بکار می رود،چون هنگام مرگ خداوند روح انسان را بطور کامل از بدنش می گیرد،اما توفی در قرآن به معنای مرگ نیامده ،بلکه به عنایت (گرفتن )و(حفظ کردن ) بوده است ،(و رافعک الی و مطهرک من الذین کفروا):(تو را به سوی خود بالا خواهم برد و از شر کسانی که کافر شدندپاک خواهم کرد)یعنی جسم و روح تو را به سوی خود بالا می برم (رفع معنوی نه صوری )و با دور کردن تو از کافران تو را از اختلاط و آمیزش با آنها و اجتماع آمیخته باکفر و انکار آنها پاکیزه می گردانم ، ( وجاعل الذین اتبعوک فوق الذین کفروا الی یوم القیمه ):(و پیروان تو را بر کسانی که کافر شدند تا قیامت برتری می دهم )،این قسمت وعده ای است از خدای تعالی به عیسی (ع )که به زودی پیروانش بر مخالفین کافر،تفوق و برتری پیدا می کند و این برتری تا روز قیامت دوام می یابد و مراد از پیروان عیسی (ع ) نصارای ثابت قدم قبل از ظهور اسلام ومسلمانانی هستند که در پیروی از اسلام استقامت کردند،چون پیروی از اسلام هم پیروی از حق و در نتیجه پیروی ازمسیح (ع ) است و مراد از (تفوق )برتری درقدرت مادی و سلطنت و سیطره و بلکه تفوق و برتری در حجت و منطق است وهمچنین برتری و سلطه آنها تا روز قیامت ادامه خواهد یافت ،(ثم الی مرجعکم فاحکم بینکم فیما فیه تختلفون ):(آنگاه برگشت شما بسوی من است ومن بین شما در آنچه اختلاف می کنید حکم خواهم کرد)در اینجا خطاب به عیسی (ع ) و پیروانش و همچنین کافران به او به طور دسته جمعی است و نهایت کار همه آنها را در روز قیامت بیان کرده است .

۱- یک: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» (اخلاص / ۱) بگو: اوست خدای یگانه.
۲- دو: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهادَهُ بَیْنِکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّهِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ …» (مائده / ۱۰۶) ای کسانی که ایمان آوردهاید هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، در موقع وصیت از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد.
۳- سه: « لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَهٍ » (مائده / ۷۳) آنها که گفتند: خداوند، یکی از سه خداست به یقین کافر شدند.
۴- چهار: « وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی أَرْبَعٍ » (نور / ۴۵) وگروهی(از جنبندگان) بر چهار پا راه می روند .
۵- پنج: « وَ یَقُولُونَ خَمْسَهٌ » (کهف / ۲۲) وگروهی می گویند: پنج نفر بودند.
۶- شش: «اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیَّامٍ…» (اعراف / ۵۴) خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید.
۷- هفت: «ِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ » (بقره / ۲۶۱) همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند.
۸- هشت:« وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَهَ أَزْواجٍ» (زمر / ۶) وبرای شما هشت زوج از چهارپایان ایجاد کرد.
۹- نه:« کانَ فِی الْمَدِینَهِ تِسْعَهُ رَهْطٍ» (نمل / ۴۸) و در ان شهر، نه گروهک بودند.
۱۰- ده: «فَکَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَهِ مَساکِینَ» (مائده / ۸۹) کفاره این گونه قسمها،اطعام ده نفر مستمند است.
۱۱- یازده:« إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً » (یوسف / ۴) من در خواب دیدم یازده ستاره را.
۱۲- دوازده:« إِنَّ عِدَّهَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً» (توبه / ۳۶) تعداد ماه ها نزد خداوند دوازده ماه است.
۱۳- نوزده:« عَلَیْها تِسْعَهَ عَشَرَ » (مدثر / ۳۰) نوزده نفر(از فرشتگان عذاب) بر آن گمارده شده اند.
۱۴- بیست:« إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ …» (انفال / ۶۵) هر گاه بیست نفر با استقامت از شما باشند..
۱۵- سی: « وَ واعَدْنا مُوسی ثَلاثِینَ لَیْلَهً » (اعراف / ۱۴۲) و ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم.
۱۶- چهل:« فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً » (اعراف / ۱۴۲) به این ترتیب میعاد پروردگارش(با موسی)، چل شب تمام شد.
۱۷- پنجاه:« إِلاَّ خَمْسِینَ عاماً» (عنکبوت / ۱۴) مگر پنجاه سال.
۱۸- شصت:
ادامه مطلب
اهميت تاريخ از ديدگاه قران و نهج البلاغه
برخى به تاريخ با نظر ترديد مى نگرند، براى آن ارزش علمى قائل نيستند و آن را بسان شعر مى دانند كه بر اساس نياز، هدف، ذوق و تخيل شاعر سروده مى شود نه بر اساس واقعيّتها و عينيّت ها. تا جايى كه مى گويند: «تاريخ هيچ چيز نيست جُز دروغهايى مورد اتّفاق همه.» بد بينى اين افراد به تاريخ، از مطالعه حوادث تحريف يافته، مبالغه آميز و تعميم آن بر همه زمانها ناشى شده است در حالى كه همه تاريخ دروغ و مشوش نيست. به علاوه، بحث روى تاريخِ واقع نماست كه ببينيم چه اهميتى دارد؟
نگرش اسلام درباره تاريخ- بر خلاف بدبينان- از اهميت ويژهاى برخوردار است و اسلام نقش آن را در ابعاد نظرى و عملى تعيين كننده مى داند و شناخت تاريخ را از لوازم شناخت تعاليم اين مكتب مى شمارد. در اين مورد، قرآن سند زنده و دليل گوياست و در يك نگاه مىتوان بينش تاريخى و ارزش آن را بدست آورد. با يادآورى اين نكته كه قرآن، گرچه يك كتاب تاريخى نيست كه چون ديگر كتابها در پى وقايع نگارى و انعكاس رويدادها و زندگى اقوام گذشته باشد ولى مسائل زيادى ازآن قابل استنباط و استخراج است و مى توان ضوابط و قانونمندى حاكم بر تاريخ را بطور عميق به دست آورد؛ زيرا قرآن علل پيروزي ها، شكستها، پيشرفتها و عقب ماندگى هاى برخى از امم گذشته را تحليل مى كند و عوامل ظهور و افول تمدنها را يادآور مى شود و اينسان ما را در متن زندگى گذشتگان قرار مىدهد و از شخصيتهايى ياد مى كند كه منشأ تحول جامعه شده و اثر مثبتى در تاريخ داشته اند و نيز از جبارانى سخن مى گويد كه قافله بشرى را سالها عقب نگه داشته اند.
اهتمام قرآن به تاريخ
قرآن به تاريخ اهميت و ارزش فراوانى داده است كه آن را از راههاى مختلفى مى توان به دست آورد از جمله:
ادامه مطلب

وَیُعَلِّمُهُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِیلَ ﴿۴۸﴾
و خدا به او تعلیم کتاب و حکمت کند و تورات و انجیل آموزد. (۴۸)
تفسیر المیزان - خلاصه
(ویعلمه الکتاب و الحکمه و التوره و الانجیل ):( و به او کتاب وحکمت وتورات و انجیل تعلیم می دهد)منظور از (کتاب ) آن وحیی است که برای رفع اختلاف مردم نازل شد و منظور از (حکمت )آن معرفتی است که برای اعتقادو عمل آدمی مفید باشد و الف و لام در سر آنها الف و لام جنس است و منظور از(تورات )آن الواحی است که بر موسی (ع ) نازل شد و اما آن اسفاری که در نزدیهود موجود است خود آنها هم اعتراف دارند که سند آنها در فاصله بین بخت النصر (ملک بابل ) و کورش (ملک فارس )قطع شده است و لذا سند آن به موسی (ع ) منتهی نمی شود،الا اینکه قرآن کریم تمامی مطالب تورات موجود درعصر رسول خدا(ص ) را رد ننموده و آن را بطور کلی مخالف تورات اصلی ندانسته است ، هر چند که به دلالت خود قرآن کریم ، آن تورات هم از تحریف به دور نمانده و بازیچه دست تحریف کنندگان شده است و (انجیل )به معنای بشارت می باشد و آن کتابی است که بوسیله وحی برعیسی (ع ) نازل شده ، اماانجیلهای متی و مرقس و لوقا و یوحنا و برنابا کتابهایی هستند که بعد از حضرت عیسی (ع ) تألیف نموده اند.

وَرَسُولًا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْیِی الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُکُمْ بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَةً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿۴۹﴾
و او را به رسالت به سوی بنی اسرائیل فرستد که به آنان گوید: من از طرف خدا معجزی آوردهام، من از گل مجسمه مرغی ساخته و بر آن (نفس قدسی) بدمم تا به امر_خدا مرغی گردد، و کور مادر_زاد و مبتلای به پیسی را به امر_خدا شفا دهم، و مردگان را به امر_خدا زنده کنم، و به شما (از غیب) خبر دهم که در خانه هاتان چه می_خورید و چه ذخیره می کنید. این معجزات برای شما حجّت و نشانه (حقانیت من) است اگر اهل ایمان هستید. (۴۹)
تفسیر المیزان - خلاصه
(ورسولا الی بنی اسرائیل ):(در حالی که فرستاده ایست به سوی بنی اسرائیل ) و نبوت منصب و مقام بر انگیخته شدن است برای اینکه احکام دین رابرای مردم بیان کند و تبلیغ نماید،اما رسالت عبارت است از مبعوث شدن برای حکم و قضاوت بین مردم که دنباله آن با بقاء و سعادت است و یا هلاکت ،پس استبعادی ندارد که رسالت پیامبری مخصوص قومی خاص بوده ولی بعثت ونبوتش به سوی تمامی بشر باشد ،همچنانکه در موسی و عیسی علیهماالسلام بود،(انی قد جئتکم بایه من ربکم انی اخلق لکم من الطین کهیئه الطیر فانفخ فیه فیکون طیرا باذن الله ):(و اینکه به تحقیق به سوی شما آمدم با معجزه ای ازناحیه پروردگارتان ، و آن این است که از گل برایتان چیزی به شکل مرغ می سازم و آنگاه در آن می دمم ،پس بلا درنگ به اذن خدا مرغی می شود)،کلمه (خلقت )به معنای جمع آوردن اجزای چیزی است که قرار است خلق شود، نه آنکه به معنای بوجود آوردن از عدم باشد،پس ایرادی ندارد که عیسی (ع ) خلق را به خودش نسبت دهد و از طرف دیگرچون می فرماید: به اذن پروردگار در او می دمم و آ ن زنده می شود، پس در واقع این پروردگار است که روح حیات را در آن می دمد،(و ابری ء الاکمه والابرص ):(و کور مادر زاد و برص را شفا می دهم )،(اکمه ) یعنی کسی که از مادر بدون چشم متولد می شود و(ابرص ) به معنای مرض پوستی یاجذام است که غالبا منجر به کوری می گردد،(واحیی الموتی باذن الله ):(و مرده رابه اذن خدا زنده می کنم )پس همه این آیات معجزه آسا مستند به خدای تعالی واذن اوست و عیسی (ع )در انجام هیچ یک از امور استقلالی نداشته است و این تکرار و تذکر به (اذن الله )برای اشاره به این مطلب می باشد که مبادا مردم در باره او توهم استقلال یا الوهیت بکنند،اما با این همه بسیاری از مردم گمراه شدند ودر باره او توهم الوهیت نمودند،(وانبئکم بما تاکلون و ما تدخرون فی بیوتکم ):(و بدانچه می خورید و آنچه در خانه هایتان ذخیره کرده اید ،شما را خبرمی دهم )،این جمله اخبار غیبی است که مختص به خدا و رسولان اوست که به آنها وحی نموده و (انباء)را مقید به اذن خدا نکرد،چون خبر دادن ، غیر از خلق وزنده کردن و شفا دادن است که حقیقتا فعل خداست ،چون خبر دادن فعل خدای تعالی و لایق به ساحت قدس او نیست ، بنابراین فقط این معجزه را مقید به اذن خدا ننمود،(ان فی ذلک لایه لکم ان کنتم مؤمنین ):( و در این معجزات آیت ونشانه ای است برای شما،اگر مؤمن باشید)یعنی اگر در ادعای خود مبنی بر ایمان صادق هستند.
معناي روح القدس در قرآن چيست؟
واژه «رُوحُ القُدُس» چهار بار در قرآن مجید آمده که گاه درباره حضرت عیسى (علیه السلام) و گاه درباره پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) است.
در مورد حضرت مسیح (علیه السلام) مى فرماید: «وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ»: (و به عیسى بن مریم دلایل روشن دادیم; و او را با روح القدس تایید کردیم).(سوره بقره، آیه 87)
در مورد سخن گفتن عیسى (علیه السلام ) در گاهواره، مى فرماید: «ذْ أَیَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَكَهْلًا »: (به خاطر آور زمانى که تو را با "روح القدس" تأیید کردم; که در گاهواره و نیز در حال میانسالى، با مردم سخن مى گفتى).(سوره مائده، آیه 110)
و درباره پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ»:(بگو: "روح القدس آن را از جانب پروردگارت بحق نازل کرده").(سوره نحل، آیه 102)
مفسّران براى «رُوحُ القُدُس» عمدتاً دو تفسیر ذکر کرده اند:
یکى فرشته وحى جبرئیل، و دیگرى نیروى مرموز غیبى خاصّى که با انبیاء بوده است.
آیه مربوط به پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) با معناى اول تناسب دارد ولى آیات مربوط به حضرت مسیح (علیه السلام) متناسب با معناى دوم است و همان بود که مسیح را تأیید مى کرد تا در گاهواره سخن بگوید و یا مردگان را زنده نماید.
این روح مقدّس و پاک منبع الهام بخش بزرگى براى انبیاء بوده و حتّى از بعضى از تعبیرات احادیث استفاده مى شود که روح القدس با افراد با ایمان (طبق سلسله مراتب ایمانى) نیز همراه است، و همان است که
ادامه مطلب





